نتانیاهو نخستین دیدارش با ترامپ پس از آغاز جنگ ایران را ستود
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت روز سهشنبه در کاخ سفید دیداری «عالی» با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، داشته است؛ نخستین دیدار آنها از زمان آغاز جنگ مشترک علیه جمهوری اسلامی که فرصتی برای نتانیاهو فراهم کرد تا تنشهای ایجادشده در روابط دو طرف را کاهش دهد.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت این دیدار پشت درهای بسته نزدیک به یک ساعت و نیم طول کشید و «مثبت و سازنده» بود.
کاخ سفید هنوز جزئیات بیشتری از این دیدار و گفتوگوهای ترامپ و نتانیاهو منتشر نکرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت این دیدار در شرایطی انجام شد که هر دو رهبر با فشارهای فزاینده داخلی روبهرو هستند. نتانیاهو در آستانه انتخابات قرار دارد و بخشی از مشکلات سیاسی او به وخامت روابطش با ترامپ مربوط میشود. ترامپ نیز برای پایان دادن به جنگی نامحبوب تحت فشار است؛ جنگی که خسارتهای اقتصادی گستردهای به بار آورده و پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر موجب افزایش قیمتها شده است.
با وجود نشانههای تنش میان دو طرف پیش از دیدار، نتانیاهو پس از آن در پستی در اینستاگرام با شور و حرارت از ملاقات سخن گفت و تاکید کرد که «تمام تیم ارشد» ترامپ نیز در جلسه حضور داشتند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، که پیشتر از اسرائیل انتقاد کرده و در ماه ژوئن به مقامهای اسرائیلی هشدار داده بود ترامپ تنها دوست آنها در میان رهبران جهان است، نیز در این جلسه حضور داشت.
نتانیاهو به زبان عبری گفت: «وقتی میگویم عالی، منظورم تعریف سطحی نیست. این گفتوگویی در چارچوب شراکت کامل، حمایت متقابل و درک هدف مشترک برای اطمینان از آن بود که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند؛ در کنار اهداف دیگر. این یکی از بهترین گفتوگوهایی بود که با رییسجمهوری ایالات متحده، دوستمان دونالد ترامپ، داشتهام.»
نتانیاهو بعدتر در مراسم خاکسپاری سناتور لیندسی گراهام به ونس و ترامپ پیوست. در این مراسم، نخستوزیر اسرائیل در حال گفتوگو با ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، دیده شد؛ زلنسکی نیز پیشتر در همان روز با ترامپ دیدار کرده بود.
ترامپ پیش از دیدار از نتانیاهو ابراز نارضایتی کرد
ترامپ پیش از ملاقات، بخشی از تنش موجود با نتانیاهو را آشکار کرد و از گزارشهایی گلایه کرد که میگفتند رهبر اسرائیل قصد دارد درباره فعالیتهای ایران در کوه کلنگ گزلا، سایتی بالقوه هستهای که رییسجمهوری آمریکا بارها تهدید به بمباران آن کرده است، اطلاعاتی ارائه کند.
ترامپ در گفتوگو با برنامه «فاکس اند فرندز» (Fox & Friends) گفت: «من دقیقا میدانم در کوه کلنگ گزلا چه میگذرد.»
او اصرار کرد هر کاری که جمهوری اسلامی در آنجا انجام میدهد «مشکل بزرگی نیست» و افزود: «بیبی این را به من میگوید چون میخواهد من همچنان درگیر بمانم.»
ترامپ با آشکار کردن نارضایتی خود از متحدش افزود: «چرا باید این موضوع را به تمام جهان اعلام کنید؟»
بهنوشته آسوشیتدپرس، روابط ترامپ و نتانیاهو در طول سالها فراز و فرود داشته است، اما پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال گذشته، ائتلاف آنها قویتر از همیشه به نظر میرسید.
زمانی که این دو در ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ مشترک با جمهوری اسلامی راآغاز کردند، موضعی متحد داشتند و میگفتند ارتشهای دو کشور بهطور کاملا هماهنگ برای از میان بردن رهبری جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینه روی کار آمدن حکومتی نزدیکتر به غرب عمل میکنند.
بهنوشته آسوشیتدپرس اما جمهوری اسلامی با فرستادن پهپادها و موشکها به سوی پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس و بستن تنگه هرمز ترامپ را در داخل آمریکا و از سوی متحدان منطقهای تحت فشار شدید قرار داد تا به درگیری پایان دهد.
از آن زمان، نتانیاهو که خواهان ادامه جنگ ایران و علیه متحد آن، حزبالله لبنان، بود، به حاشیه رانده شد؛ در حالی که ترامپ برای دستیابی به توافق با تهران تلاش میکرد، اختلافات میان نتانیاهو و ترامپ و همچنین ونس بر سر جنگ ایران و موضوعات دیگر آشکارتر شد.
آمیت سگال، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی اسرائیلی، دوشنبه در روزنامه «اسرائیل هیوم» نوشت: «آمریکاییها برای اسرائیلیها روشن کردهاند که آنها هستند که جنگ را اداره میکنند. برای همه روشن است که اسرائیل روی صندلی عقب نشانده شده است.»
یک منبع مطلع به آسوشیتدپرس گفت نخستوزیر اسرائیل قصد داشت اطلاعات اسرائیل درباره برنامه هستهای تهران را در اختیار ترامپ قرار دهد.
این خبرگزاری همچنین بهنقل از یک مقام کاخ سفید افزود قرار بود دو رهبر درباره توافق چارچوبی امضاشده میان آمریکا و اسرائیل با لبنان در ارتباط با جنگ اسرائیل و حزبالله و همچنین گسترش پیمانهای ابراهیم گفتوگو کنند.
ساختمانی در بندرعباس که بر اثر حملات آمریکا تخریب شده است
مساله جنوب ایران، بیش از هر چیز، مساله رابطه حکومت با شهروندان است: آیا مردم این مناطق شهروندانی برابرند که حق دارند درباره سرزمین، منابع و آینده خود تصمیم بگیرند یا جمعیتیاند که باید منابع و سرزمینشان را در اختیار مرکز بگذارند و هزینه امنیت و توسعه آن را بپردازند؟
حملات نظامی اخیر به جنوب ایران بار دیگر استانهایی را بهطور مستقیم در معرض جنگ قرار داد که دهههاست هزینه امنیت، انرژی و توسعه مرکز را میپردازند، بیآنکه سهمی متناسب از ثروت و قدرت داشته باشند. خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستانوبلوچستان نقشی حیاتی در ساختار اقتصادی و ژئوپولیتیک ایران دارند، اما مردم این مناطق همچنان با فقر، بیکاری، بیآبی، ضعف زیرساخت، تبعیض و سرکوب سیاسی روبهرو هستند.
جنگ این نابرابری تاریخی را آشکارتر کرده است. تاسیسات نفت و گاز، بندرها، راههای دریایی و پایگاههای نظامی جنوب برای جمهوری اسلامی اهمیت راهبردی دارند. با این حال، ساکنان شهری که در محاسبات حکومت یک نقطه حساس امنیتی محسوب میشود، از آب سالم، برق پایدار، بیمارستان مجهز و فرصتهای شغلی کافی بیبهرهاند.
ساختار قدرت، جنوب ایران را سرزمین منابع و مرزها میبیند اما مردم این مناطق اغلب تنها زمانی دیده میشوند که قرار است از خاک، پالایشگاه، بندر یا تنگهای دفاع کنند. خواستههای همین مردم برای برخورداری از آب، اشتغال، آموزش، مشارکت سیاسی و حق زندگی برابر، بارها با بیاعتنایی یا پاسخ امنیتی روبهرو شده است.
بخش بزرگی از نفت و گاز ایران در خوزستان، بوشهر و آبهای جنوبی کشور تولید میشود. بندرهای هرمزگان شریانهای اصلی تجارت خارجی کشورند و تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است. با وجود این جایگاه، شاخصهای زندگی در بسیاری از مناطق جنوبی تصویری از توسعه نامتوازن ارائه میکنند.
خوزستان سالهاست با بحران آب، آلودگی هوا، نابودی تالابها، فرسودگی شبکه فاضلاب و بیکاری دستوپنجه نرم میکند. مردمی که در کنار رودخانهها و تاسیسات عظیم نفتی زندگی میکنند، بارها برای دسترسی به آب آشامیدنی سالم اعتراض کردهاند. در برخی شهرها، ثروت حاصل از نفت از کنار محلههایی میگذرد که از ابتداییترین خدمات شهری را ندارند.
در سیستانوبلوچستان، محرومیت با تبعیض اتنیکی و مذهبی درهم آمیخته است. ضعف راهها، کمبود مراکز درمانی، نرخ بالای ترک تحصیل و محدودیت فرصتهای شغلی، پیامد چند دهه سیاستگذاری متمرکز و امنیتی است. حکومت به جای سرمایهگذاری اجتماعی، این استان را عمدتا از زاویه کنترل مرز، قاچاق و تهدید امنیتی دیده است.
در هرمزگان و سواحل مکران نیز پروژههای بزرگ اقتصادی الزاما زندگی جوامع محلی را بهبود نبخشیده است. بنادر، صنایع پتروشیمی و طرحهای توسعه ساحلی گسترش یافتهاند، اما بسیاری از ساکنان منطقه هنوز با کمبود آب، مسکن نامناسب، اشتغال ناپایدار و تخریب محیط زیست مواجهاند.
این وضعیت نه تصادفی است، نه حاصل ضعف چند مدیر محلی. این الگوی ساختاری، منابع را از مناطق پیرامونی به مرکز منتقل میکند و هزینههای زیستمحیطی، اجتماعی و امنیتی را بر دوش مردم همان مناطق میگذارد.
استخراج منابع بدون توزیع قدرت
رابطه جمهوری اسلامی با جنوب را میتوان رابطهای مبتنی بر «استخراج و کنترل» توصیف کرد. حکومتْ از زمین، آب، نفت، گاز، بندر و موقعیت جغرافیایی این مناطق بهره میبرد، اما مردم را در تصمیمگیری درباره منابع و آینده محل زندگیشان مشارکت نمیدهد.
بودجه و برنامههای توسعه در تهران تعیین میشوند و مدیران کلیدی اغلب بدون پاسخگویی واقعی به جوامع محلی منصوب میشوند. اعتراضهای محیط زیستی و معیشتی نیز بهسرعت رنگ امنیتی میگیرند. در چنین ساختاری، ساکنان منطقه از مالکیت سیاسی بر منابع خود برخوردار نیستند، بلكه به نیروی کار، جمعیت مرزنشین یا ساکنان پیرامون تاسیسات راهبردی تقلیل داده میشوند.
تبعیض در جنوب ابعاد مختلفی دارد. بخشی از آن اقتصادی است: درآمد حاصل از منابع منطقه در همان منطقه سرمایهگذاری نمیشود؛ بخشی دیگر سیاسی است: گروههای اتنیکی و مذهبی سهم محدودی از قدرت و مدیریت دارند؛ و وجه فرهنگی آن نیز در محدودیت زبان، آموزش و بازنمایی عمومی قابل مشاهده است.
در دورههای بحران، همین مردمی که از ساختار تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند، به نام «امنیت ملی» فراخوانده میشوند تا هزینه سیاستهایی را بپردازند که در تدوین آنها نقشی نداشتهاند.
حملات نظامی به جنوب در بستری رخ میدهد که زیرساختهای عمومی از پیش فرسودهاند. تخریب یک پل، جاده، نیروگاه یا تاسیسات آبی در چنین منطقهای آثار گستردهتری بر جای میگذارد. شبکهای که پیش از جنگ نیز ظرفیت کافی نداشته، ممکن است با کوچکترین اختلال از کار بیفتد.
در ادبیات نظامی، پلها، بندرها و شبکههای ارتباطی اهداف راهبردی به شمار میروند. برای مردم محلی، همین زیرساختها مسیر دسترسی به بیمارستان، محل کار، مدرسه و بازارند. تخریب آنها فاصله میان یک حمله نظامی و بحران انسانی را بسیار کوتاه میکند.
این وضعیت نشان میدهدتعریف حکومت از امنیت با امنیت مردم یکسان نیست. جمهوری اسلامی امنیت را در حفظ تاسیسات، کنترل مرزها و بقای ساختار سیاسی خود تعریف میکند، اما مردم آن را در دسترسی به آب، برق، شغل، درمان، مسکن و مصونیت از خشونت میبینند.
مردم جنوب در دو سوی یک سیاست
مردم جنوب از دو جهت زير فشار قرار دارند؛ سیاستهای جمهوری اسلامی منابعشان را مصرف، محیط زیستشان را تخریب و مطالباتشان را امنیتی کرده است، جنگ هم همان جغرافیا را به هدفی نظامی تبدیل کرده است و زندگی روزمره مردم را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد.
مخالفت این مردمان با حمله خارجی را نمیتوان نشانه رضایت از جمهوری اسلامی دانست. ساکنان یک منطقه ممکن است با حکومت مخالف باشند و همزمان نخواهند خانه، شهر و زیرساختهایشان ویران شود. دفاع از محل زندگی، خانواده و جامعه محلی با دفاع از نظام سیاسی متفاوت است.
اما جمهوری اسلامی تلاش میکند این مرز را از میان ببرد. حکومت واکنش مردم به حملات خارجی را حمایت از خود تعبیر میکند و از فضای جنگ برای پوشاندن تاریخ تبعیض و محرومیت بهره میبرد. در روایت رسمی، خوزستان، بلوچستان، بوشهر و هرمزگان ناگهان به نمادهای وحدت ملی تبدیل میشوند؛ همان مناطقی که مطالبات مردمشان در زمان صلح با سرکوب و اتهام تجزیهطلبی پاسخ گرفته است.
این بهرهبرداری سیاسی نیز بخشی از همان رابطه نابرابر است. حکومت در زمان بحران به هویت ملی و وفاداری مردم مناطق پیرامونی نیاز دارد، اما هنگام توزیع منابع و قدرت، تفاوتها و حقوق آنان را نادیده میگیرد.
امنیتی که از عدالت جدا شده است
وضعیت در جنوب ایران نشان میدهد امنیت بدون عدالت پایدار نمیماند. ساخت پالایشگاه، پایگاه نظامی و بندر، جای شبکه آب سالم، بیمارستان مجهز، مدرسه مناسب و مشارکت سیاسی را نمیگیرد.
امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که مردم یک منطقه احساس کنند منابعشان برای بهبود زندگی خودشان به کار میرود، در تصمیمگیری حضور دارند و هویت و حقوقشان به رسمیت شناخته میشود. جمهوری اسلامی اما مسیر دیگری را پیموده است: تمرکز قدرت در مرکز، استخراج منابع از پیرامون و پاسخ امنیتی به نارضایتی.
جنگ ممکن است ابعاد این بحران را تغییر دهد، اما ریشه آن بسیار قدیمیتر است. پیش از جنگ ۱۲روزه نیز مردم با پیامدهای سیاستهایی زندگی میکردند که منطقه جنوب را برای حکومت حیاتی و ساکنانش را حاشیهای میدانست. تا زمانی که ثروت از جنوب خارج شود و محرومیت در آن باقی بماند، هر ادعای حکومت درباره امنیت ملی ناقص خواهد بود. امنیت کشوری که مردم مناطق ثروتمندش از آب، برق، کار و قدرت سیاسی محرومند، امنیتی شکننده و ناعادلانه است.
فایننشال تایمز گزارش داد امارات متحده عربی پس از جنگ ایران، راهبردی دوگانه در پیش گرفته است: احیای محتاطانه روابط اقتصادی و دیپلماتیک با جمهوری اسلامی و گسترش همکاریهای دفاعی با آمریکا و اسرائیل، با هدف کاهش آسیبپذیریهای امنیتی و اقتصادی خود.
این روزنامه سهشنبه ششم مرداد به نقل از افراد آگاه نوشت شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، ماموریت کاهش تنش با ایران را به سه برادر خود سپرده است.
یک مقام ارشد اماراتی نیز به این روزنامه گفت تنشزدایی بخشی از مجموعه راهبردهای کشورش برای مدیریت روابط با دشمنی بسیار بزرگتر است و امارات در عین استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک و اقتصادی، خود را برای بدترین سناریو آماده میکند.
این مقام گفت: «توان بازدارندگی خود را افزایش خواهیم داد، از راه دیپلماتیک عمل خواهیم کرد و از وزن اقتصادی خود نیز بهره میگیریم.» او افزود مقامهای اماراتی پس از پشت سر گذاشتن بحران، به توانایی کشورشان برای غلبه بر پیامدهای آن باور دارند، اما دریافتهاند که این روند خودبهخود پیش نخواهد رفت و نیازمند تلاش مستمر است.
به گفته این منابع، شیخ منصور، یکی از معاونان رییس امارات؛ شیخ عبدالله، وزیر امور خارجه و شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی، اجرای این ماموریت حساس را بر عهده گرفتهاند. فایننشال تایمز شیخ طحنون را یکی از عملگراترین رهبران ابوظبی توصیف کرد.
نخستین نشانههای نزدیک شدن امارات و حکومت ایران، یک هفته پس از آتشبس ایران و آمریکا و با تماس شیخ منصور و محمدباقر قالیباف پدیدار شد. شیخ عبدالله نیز در ژوئن برای نخستین بار پس از جنگ با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، تلفنی گفتوگو کرد.
عبدالخالق عبدالله، پژوهشگر اماراتی، جمهوری اسلامی را آغازگر گفتوگوها معرفی کرد و افزود رد پیشنهاد مذاکره از سوی یک دشمن، اقدامی غیرعاقلانه محسوب میشد. او دلیل دیگر ازسرگیری ملاقاتها میان رهبران امارات متحده عربی با مقامهای جمهوری اسلامی و تلاش برای کاهش تنشها را رسیدن امارات به این ارزیابی دانست که جنگ نمیتواند مساله ایران را حل کند.
او به فایننشال تایمز گفت: «همه دریافتند با وجود تمام این اتفاقها، جنگ نه به حکومت پایان میدهد و نه سپاه پاسداران را شکست میدهد.» عبدالله با اشاره به بیاعتمادی عمیق میان دو طرف، آتشبس را شکننده توصیف کرد، اما دوام حدودا دو ماهه آن را اطمینانبخش دانست.
در ماههای نخست جنگ، امارات بیش از دیگر متحدان عرب آمریکا هدف حملات تهران قرار گرفت و با نزدیک به ۳ هزار حمله موشکی و پهپادی روبهرو شد. این کشور نیز با دهها حمله متقابل پاسخ داد و در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس، سرسختانهترین موضع را در قبال ایران در پیش گرفت.
با این حال، به نوشته فایننشال تایمز پس از توافق آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر آتشبسی شکننده در آخرین روزهای اردیبهشت، ابوظبی بهتدریج از رویارویی بهسوی تنشزدایی حرکت کرد. یادداشت تفاهمی که دو طرف ۲۷ اردیبهشت برای تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز امضا کردند، این روند را سرعت بخشید.
امارات در چارچوب این تنشزدایی، بخشی از تجارت با جمهوری اسلامی و پروازها به ایران را از سر گرفت و به حدود ۲۰ هزار ایرانی دارای اقامت امارات که هنگام آغاز جنگ خارج از این کشور بودند، اجازه بازگشت داد. در پی این تحولات، صادرات نفت امارات نیز دوباره افزایش یافت.
یک مدیر اماراتی به فایننشال تایمز گفت رویکرد سرسختانه امارات به مرحله نخست جنگ تعلق داشت و امارات پس از آن عملگرایی نشان داد. او افزود: «ما به تصمیمها نمیچسبیم؛ تصمیمها را متناسب با شرایط تنظیم میکنیم.»
در بخشی از گزارش فایننشال تایمز آمده است که شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، دو دهه درباره تهدید ناشی از زرادخانه عظیم پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی هشدار داده و برای مقابله با آن آماده شده بود. با این حال، شدت حملات در جنگ ۳۹روزه امارات را غافلگیر کرد.
دیپلماتها و تحلیلگران به این روزنامه گفتند شیخ محمد در محافل خصوصی امیدوار بود جنگ، حکومت اسلامی و توان نظامی آن را به میزان چشمگیری تضعیف کند. با این همه، او و دیگر رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس میدانستند اگر ترامپ جنگ را در حالی پایان دهد که حکومت تضعیف شده، اما شکست نخورده است، مدیریت پیامدهای آن بر عهده آنان خواهد بود.
نگرانی اصلی این بود که کشورهای منطقه ناچار شوند با یک دشمن زخمی اما جنگطلبتر در همسایگی خود روبهرو شوند؛ دشمنی که توان وارد کردن آسیب گسترده به زیرساختها و اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس را حفظ کرده است.
گسترش همکاری دفاعی با اسرائیل و آمریکا
از این گزارش میتوان نتیجه گرفت که امارات با وجود تنشزدایی، همچنان عمیقا به جمهوری اسلامی بیاعتماد است و برای گسترش همکاریهای دفاعی با اسرائیل و آمریکا برنامهریزی میکند.
همزمان با انتشار گزارش فایننشال تایمز، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده، سنتکام، در بیانیهای از توافق با امارات متحده عربی برای ایجاد اولین گروه ویژه دوجانبه با تمرکز بر تسریع توسعه برنامههای کاربردی هوش مصنوعی نظامی خبر داد.
این کارگروه ویژه به نام «تالون سیناپس» قرار است هفته دوم مرداد بهطور رسمی راهاندازی شود. طبق اعلام سنتکام، حدود ۲۰ نیروی آمریکایی و اماراتی متخصص در زمینههای هوش مصنوعی و داده و امنیت سایبری در این کارگروه مشغول خواهند شد.
امارات پس از امضای پیمان ابراهیم با اسرائیل و عادیسازی روابط با این کشور، به نزدیکترین متحد منطقهای اسرائیل تبدیل شد. اسرائیل در آغاز جنگ سامانههای گنبد آهنین و پرتو آهنین را برای کمک به امارات فرستاد و پس از آن، حضور دیپلماتیک خود در ابوظبی و همکاریهای دوجانبه در حوزههای فناوری، زیرساخت و دفاع را گسترش داد. در ماههای پس از جنگ، اندازه سفارت اسرائیل در ابوظبی دو برابر شد و اکنون یکی از بزرگترین نمایندگیهای دیپلماتیک این کشور است. اسرائیل در پی گسترش همکاریهای دوجانبه در حوزههای گوناگون، از فناوری و هوش مصنوعی گرفته تا بنادر خشک، تاسیسات ذخیرهسازی و امور دفاعی است.
یک مقام اسرائیلی به فایننشال تایمز گفت شرکتهای دفاعی این کشور پیش از جنگ نیز در امارات حضور داشتند، اما فعالیت این شرکتها اکنون بسیار گستردهتر شده است. او افزود: «شرکتهای دفاعی اسرائیلی در امارات فعالاند و بهصورت دایمی در اینجا مستقر شدهاند.»
این رسانه همچنین نوشت ابوظبی همچنان معتقد است عادیسازی روابط با اسرائیل، که حاصل توافقهای موسوم به ابراهیم با میانجیگری ترامپ بود، در راستای منافع راهبردی امارات است.
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، پدافند هوایی امارات بخش بزرگی از موشکها و پهپادهای ایران را رهگیری کرد. این پدافند با سامانههای آمریکایی، اسرائیلی، کره جنوبی و اوکراینی و پشتیبانی جنگندههای بریتانیایی و فرانسوی تقویت شده بود.
یک مقام اماراتی گفت جنگ، «نقش آمریکا را برای منطقه ضروریتر کرده است، نه کماهمیتتر». دولت ترامپ نیز در آغاز تابستان به پاس آنچه «نقش کلیدی امارات در پیشبرد منافع آمریکا» طی جنگ خواند، دسترسی این کشور به تجهیزات نظامی آمریکایی و تراشههای مورد نیاز برای برنامههای هوش مصنوعی را تسهیل کرد.
یک مقام غربی گفت از نگاه ابوظبی، آمریکا و اسرائیل در صدر فهرست کشورهایی قرار دارند که هنگام جنگ به کمک امارات آمدند. به گفته او، برخی اماراتیها جنگ را نتیجه اقدامات «یک رییسجمهوری دیوانه آمریکا و تلاش اسرائیل برای چندپاره کردن منطقه» میدانند، اما ابوظبی هنگام بحران به این توجه میکند که چه کشورهایی در کنارش ایستادهاند.
برنامهریزی برای افزایش تابآوری در حملات احتمالی آینده
این روزنامه همچنین نوشت با قرار گرفتن درگیری در وضعیتی خاکستری میان جنگ تمامعیار و صلح، «تابآوری» به یکی از مفاهیم اصلی در برنامهریزیهای امارات تبدیل شده است.
ابوظبی نهتنها میخواهد تجهیزات نظامی خود را تقویت کند، بلکه در پی کاهش آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی است. مقامها انتقال خطوط لوله نفت و مراکز داده به زیر زمین را بررسی میکنند و مراکز داده قرار است زیربنای برنامههای امارات برای تبدیل شدن به یکی از قطبهای جهانی هوش مصنوعی باشند.
یک مقام اماراتی گفت از هر زیرساخت حیاتی یا با سامانههای پدافند هوایی محافظت خواهد شد، یا با ایجاد منابع و مسیرهای جایگزین، وابستگی آن به یک نقطه کاهش خواهد یافت. او تاکید کرد: «از هر آنچه برای ما حیاتی باشد، حفاظت خواهد شد.»
افزون بر اینها، امارات در پی مسیرهای جدیدی برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز است و میکوشد با گسترش تاسیسات ذخیرهسازی، امنیت غذایی خود را تقویت کند.
گروه لجستیکی دیپی ورلد از برنامه ساخت دو پایانه جدید در فجیره، در ساحل شرقی امارات، خبر داده است تا وابستگی به مرکز اصلی خود در جبل علی را کاهش دهد. شرکت دولتی نفت ادنوک نیز ساخت خط لوله جدیدی را سرعت بخشیده است تا ظرفیت صادرات نفت به فجیره در سال آینده دو برابر شود.
با این حال، یک مشاور مستقر در دبی هشدار داد همه آسیبپذیریهای امارات برطرفشدنی نیستند. او به فایننشال تایمز گفت تاسیسات انرژی بهدلیل قرار داشتن در دریا همچنان در معرض حمله خواهند بود و حتی صادرات نفت از فجیره نیز این تاسیسات را از برد حملات احتمالی خارج نمیکند.
این مشاور گفت: «دبی و ابوظبی میتوانند هر کاری بخواهند انجام دهند؛ مشکل این است که همه این مسایل راهحل ندارند.»
مقامهای اماراتی اذعان دارند «گذار از جنگ به صلحی سرد» بسیار متزلزل است. به گفته یک مدیر اماراتی، دبی برای سازگار شدن با جهان پس از جنگ «از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد»، اما همه برنامههای اقتصادی و امنیتی این کشور تنها در صورتی معنا خواهند داشت که درگیری بهطور پایدار پایان یافته باشد.
یک شناور در تنگه هرمز، از ساحل استان مسندم عمان؛ ۲۹ تیر ۱۴۰۵
عمان با حمایت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس طرحی را برای مدیریت تنگه هرمز و پرداختهای داوطلبانه از سوی شرکتهای کشتیرانی به جمهوری اسلامی ارایه کرده است. همزمان، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران بازگشت این آبراه به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد.
غریبآبادی سهشنبه ششم مرداد در یک مصاحبه تلویزیونی گفت طرح پیشنهادی عمان بر این تمرکز داشت که ۵۰ درصد مسیرهای تردد دریایی در اختیار جمهوری اسلامی و ۵۰ درصد دیگر در اختیار عمان قرار گیرد. به گفته او، این طرح به وضعیتی پایان میدهد که در آن همه مسیرهای عبور از آبهای سرزمینی عمان میگذشت.
غریبآبادی تاکید کرد این پیشنهاد عمان نگرانیهای امنیت ملی جمهوری اسلامی را برطرف نمیکند و تهران حتی در صورت برقراری صلح نیز حاضر نیست به ساز و کار پیش از جنگ، شامل تفکیک ترافیک دریایی و کریدور میانی، بازگردد.
غریبآبادی افزود تهران با ارائه یک طرح جایگزین، پیشنهاد کرده است تمام مسیر ورود کشتیها و بخشی از مسیر خروج آنها از آبهای سرزمینی ایران بگذرد. به گفته او، این طرح به جمهوری اسلامی امکان میدهد بر تردد شناورها نظارت موثر داشته باشد و از پایداری صلح و نبود تهدید امنیتی از مسیر تنگه هرمز اطمینان یابد.
همزمان، خبرگزاری رویترز در گزارشهایی نوشت این پیشنهاد از الگوی مدیریت تنگه مالاکا الهام گرفته است و بر اساس آن، جمهوری اسلامی کنترل انحصاری بر تنگه هرمز نخواهد داشت.
در این طرح، شرکتهای کشتیرانی میتوانند بهصورت داوطلبانه به صندوقی برای تامین هزینههای ایمنی ناوبری، حفاظت از محیط زیست و عملیات جستوجو و نجات کمک مالی کنند.
در تنگه مالاکا، اندونزی، مالزی و سنگاپور بهطور مشترک مدیریت و تامین امنیت این آبراه را بر عهده دارند و شرکتهای کشتیرانی میتوانند برای نگهداری تجهیزات کمکناوبری، از جمله بویهها و فانوسهای دریایی، کمک مالی کنند.
یک دیپلمات غربی این سازوکار را به مبلغ اختیاری تشبیه کرده است که برخی مسافران هنگام خرید بلیت هواپیما برای جبران آلودگی کربنی سفر خود میپردازند.
این پیشنهاد در شرایطی مطرح شده است که تنگه هرمز به اصلیترین مانع در مذاکرات صلح تهران و واشینگتن و یکی از عوامل اصلی تشدید دوباره جنگ تبدیل شده است.
افراح الزوبه، وزیر خارجه منتخب یمن، گفت حوثیها میکوشند الگوی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز را در دریای سرخ تکرار کنند و با مختل کردن کشتیرانی در بابالمندب، دو گذرگاه اصلی خلیج فارس و دریای سرخ را ببندند. او واکنش ناکافی جامعه جهانی را عامل جسورتر شدن حوثیها دانست.
پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم محمولههای نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه عبور میکرد.
یک منبع ارشد ایرانی به رویترز گفت هدف از پیشنهادهای عمان، فراهم کردن مبنایی برای پایان دادن به اختلال در تجارت از مسیر تنگه هرمز است که در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایجاد شده است.
در حال حاضر، مسیرهای بینالمللی عبور کشتیها که سازمان بینالمللی دریانوردی در سال ۱۳۴۷ تعیین کرده بود، به دلیل مینهای کارگذاشتهشده از سوی جمهوری اسلامی قابل استفاده نیستند.
در مقابل، تهران و واشینگتن هر یک مسیر متفاوتی را برای عبور کشتیها معرفی کردهاند.
سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرد در گفتوگوهای مربوط به طرح عمان مشارکت نداشته است.
سخنگوی این سازمان گفت هرگونه پیشنهاد برای ایجاد مسیرهای تازه کشتیرانی یا تغییر در نظام ساماندهی ترافیک دریایی باید به این سازمان ارایه شود تا کشورهای عضو آن را بررسی کنند.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز سهشنبه در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد بیش از ۲۰ شناور در سراسر خاورمیانه در حال پشتیبانی از محاصره دریایی موسوم به «دیوار فولادی آمریکا» علیه جمهوری اسلامی هستند.
سنتکام افزود تا ششم مرداد، ۱۸ کشتی تجاری مسیر خود را تغییر دادهاند، دو شناور از کار افتاده و از دو شناور نیز بازرسی شده است؛ اقداماتی که به گفته این نهاد، برای تضمین اجرای کامل این محاصره دریایی انجام شده است.
غریبآبادی: مسیر جنوبی را به رسمیت نمیشناسیم
غریبآبادی در بخشی از مصاحبهاش با صداوسیما تاکید کرد تهران بازگشت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ را نمیپذیرد و ساز و کارهای آینده این آبراه را با امنیت ملی و بازدارندگی جمهوری اسلامی مرتبط میداند.
غریبآبادی با اشاره به بند پنجم «یادداشت تفاهم اسلامآباد» گفت جمهوری اسلامی بر اساس این توافق متعهد شده بود عبور ایمن و رایگان کشتیهای تجاری را برای ۶۰ روز و «با ترتیبات ایران» فراهم کند و عملیات مینزدایی تنگه را نیز ظرف ۳۰ روز انجام دهد.
به گفته او، در این بند همچنین بر گفتوگو و مشورت با کشورهای ساحلی خلیج فارس درباره ترتیبات آینده مدیریت تنگه هرمز تاکید شده بود.
او افزود جمهوری اسلامی مسیر عبور کشتیها را در بخش شمالی تنگه و نزدیک جزیره لارک ایجاد و آن را به سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرده بود، اما آمریکا و عمان مسیر دیگری را در بخش جنوبی تنگه و در آبهای داخلی عمان ایجاد و به این سازمان اعلام کردند.
غریبآبادی این اقدام را نقض صریح بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد دانست و گفت تهران مسیر جنوبی را «حتی برای یک ساعت» به رسمیت نمیشناسد.
او همچنین گفت جمهوری اسلامی با ورود نیرو، ناو یا تجهیزات خارجی برای مینزدایی تنگه هرمز مخالفت میکند و بر اساس یادداشت تفاهم اسلامآباد، مینزدایی این آبراه باید صرفا از سوی ایران انجام شود.
او افزود پیشنهاد عمان برای استفاده از یک کشور ثالث در مسیر جنوبی نیز از سوی تهران پذیرفته نشده است.
به گفته غریبآبادی، تصمیم درباره وضعیت تنگه هرمز و هرگونه گفتوگو درباره ساز و کارهای آینده آن، در سطح کلان جمهوری اسلامی اتخاذ خواهد شد.
واکنشها به اظهارات ترامپ درباره تنگه هرمز
همزمان با ادامه اختلافها بر سر مسیرهای عبور کشتیها و نحوه مدیریت تنگه هرمز، مقامهای جمهوری اسلامی به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره این آبراه نیز واکنش نشان دادند.
ترامپ دوم مرداد در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت هرگونه خسارت واردشده به کشتیها، محمولهها و داراییهای مرتبط با آنها از محل داراییهای ایران که در اختیار آمریکا است، پرداخت خواهد شد. او این اقدام را «منصفانه و عادلانه» توصیف کرد.
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، گفت شناورهای آسیبدیده در تنگه هرمز به دلیل عبور از «مسیر غیرقانونی و ناامن جنوب تنگه» آسیب دیدهاند.
او هشدار داد شرکتها و کشورهایی که از پرداخت خسارت این شناورها از محل داراییهای بلوکهشده ایران حمایت کنند، از عبور کشتیهایشان از تنگه هرمز محروم خواهند شد.
ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز در واکنش به اظهارات ترامپ درباره تسلط آمریکا بر تنگه هرمز، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اگر اینگونه است، چرا از نهم اسفند ۱۴۰۴ تاکنون حتی یک قایق آمریکایی نتوانسته از تنگه هرمز عبور کند؟ اگر جرات دارید، به تنگه هرمز نزدیک شوید.»
در حالی که طرح عمان بر سازوکاری منطقهای برای مدیریت تنگه هرمز تاکید دارد، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان هرگونه عبور از مسیر جنوبی و نقشآفرینی خارجی در مدیریت یا مینزدایی این آبراه را رد میکنند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در سفر به واشینگتن علاوه بر شرکت در مراسم تشییع پیکر لیندزی گراهام، سناتور برجسته جمهوریخواه و ادای احترام به او، اهداف سیاسی و راهبردی مهمی را نیز دنبال میکنند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، قرار است سهشنبه ششم مرداد پس از برگزاری مراسمی در ساختمان کنگره، در آیین یادبود گراهام در کلیسای جامع ملی واشینگتن سخنرانی کند.
گراهام از سرسختترین حامیان اوکراین و اسرائیل در کنگره آمریکا محسوب میشد. او تنها یک روز پیش از درگذشتش با زلنسکی در کییف دیدار کرده بود؛ سفری که دهمین حضورش در اوکراین از زمان آغاز تهاجم روسیه در اسفند ۱۴۰۱ به شمار میرفت.
همزمان، سنای آمریکا خود را برای رایگیری درباره بسته جدید تحریمها علیه روسیه آماده میکند؛ طرحی که گراهام در روزهای پایانی عمرش نقش مهمی در پیشبرد آن داشت.
گراهام ۲۱ تیر در سن ۷۱سالگی درگذشت. او در سالهای اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود.
تلاش زلنسکی برای تقویت سپر دفاعی اوکراین
رویترز ششم مرداد گزارش داد سفر همزمان نتانیاهو و زلنسکی به واشینگتن در شرایطی انجام میشود که جنگ ایران و مناقشه اوکراین هر دو وارد مرحلهای حساس شدهاند، اما هنوز چشمانداز روشنی برای پایان قریبالوقوع هیچیک وجود ندارد.
به گزارش رویترز، روابط ترامپ و زلنسکی که در ماههای نخست دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ با تنش همراه بود، بهدنبال موفقیتهای نظامی اوکراین در ماههای اخیر، از جمله تشدید حملات به زیرساختهای نفتی روسیه، گرمتر شده است.
یک منبع آگاه به این رسانه گفت انتظار میرود زلنسکی دیداری کوتاه و خصوصی با ترامپ در کاخ سفید داشته باشد؛ نشستی که احتمالا بدون حضور خبرنگاران برگزار خواهد شد.
همچنین قرار است زلنسکی پس از دیدار با ترامپ، برای نشستی با هر ۱۰۰ سناتور آمریکایی راهی کنگره شود.
زلنسکی هنگام ورود به واشینگتن اعلام کرد تقویت سامانههای دفاع در برابر موشکهای بالستیک و گسترش همکاریهای راهبردی با آمریکا، «اولویت شماره یک» او در مذاکراتش با ترامپ خواهد بود.
یک منبع اوکراینی نیز تامین موشکهای رهگیر سامانه پاتریوت را مهمترین مطالبه کییف دانست.
او افزود: «هر روز هدف حملات قرار میگیریم. به موافقت ترامپ و تیمش نیاز داریم تا بتوانیم موشکهای پاتریوت را خریداری کنیم. این مهمترین اولویت برای نجات جان انسانهاست.»
به گزارش رویترز، زلنسکی قصد دارد بر ضرورت تقویت فوری پدافند هوایی اوکراین و نهایی شدن توافق مشترک پهپادی با آمریکا تاکید کند.
انتظار میرود دو طرف درباره وعده ترامپ در نشست ناتو برای اعطای مجوز تولید موشکهای رهگیر پاتریوت در اوکراین نیز گفتوگو کنند.
زلنسکی هفته گذشته با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان آمریکا، درباره چشمانداز ازسرگیری مذاکرات صلح با روسیه رایزنی کرده و گفته بود مقامهای اوکراینی و آمریکایی ممکن است در روزهای آینده در ایالات متحده دیدار کنند.
زلنسکی در شرایطی با ترامپ دیدار خواهد کرد که در روزهای اخیر، تنشها میان تهران و کییف بالا گرفته است.
ارتش اوکراین سوم مرداد با انجام حملاتی دوربرد در دریای خزر، شناورهایی را که برای انتقال محمولههای نظامی مرتبط با جمهوری اسلامی استفاده میشدند، هدف قرار داد.
از آن زمان، مقامهای جمهوری اسلامی با تشدید لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه اوکراین، از پاسخ به اقدام کییف سخن گفتهاند.
نتانیاهو در پی جلب حمایت ترامپ برای انتخابات
نتانیاهو در حالی راهی واشینگتن شده که مذاکرات تهران و واشینگتن برای پایان جنگ و حلوفصل اختلاف دیرینه راه به جایی نبرده و همزمان، بخشی از حامیان ترامپ نیز مخالفت خود را با گسترش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه ابراز کردهاند.
ترامپ پیشتر حملات هوایی آمریکا علیه مواضع حکومت ایران را متوقف کرد تا فرصت دیگری برای پیشبرد دیپلماسی فراهم آید.
رویترز نوشت روابط ترامپ و نتانیاهو طی ماههای گذشته دستخوش فراز و فرود شده است. در مقاطعی، ترامپ تلاش کرده بود نتانیاهو را از حمله به اهدافی در لبنان با هدف تضعیف حزبالله، گروه نیابتی جمهوری اسلامی، بازدارد.
بر اساس این گزارش، تماس تلفنی پرتنش دو طرف در خردادماه که در آن ترامپ نخستوزیر اسرائیل را «دیوانه» خواند، اختلافهای رهبران اسرائیل و آمریکا را آشکار کرد.
به گفته منابع آگاه، نتانیاهو امیدوار است پیش از انتخابات آبانماه، حمایت ترامپ را برای کارزار انتخاباتی خود به دست آورد.
به نوشته رویترز، دیدار با ترامپ میتواند بار دیگر نزدیکی سنتی روابط دو رهبر را به نمایش بگذارد؛ موضوعی که ممکن است در شرایطی که نتانیاهو با افت محبوبیت در نظرسنجیها روبهرو شده، به سود او در عرصه داخلی تمام شود.
نتانیاهو پیش از ترک اسرائیل در پیامی ویدیویی گفت: «در این شرایط پیچیده باید هم با قاطعیت فراوان و هم با خرد فراوان عمل کنیم. درباره همه موضوعات در دستور کار، بهویژه ایران، گفتوگو خواهیم کرد.»
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد ترامپ در دیدار با نتانیاهو درباره جنگ ایران، تنشهای میان اسرائیل و لبنان و نیز گسترش «پیمان ابراهیم» گفتوگو خواهد کرد؛ موضوعی که پس از سفر هفته گذشته رییسجمهوری لبنان به واشینگتن، از محورهای مهم رایزنیهای دو طرف به شمار میرود.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، پیشتر با تمجید از عملکرد نتانیاهو گفته بود او توانست ترامپ را برای همراهی با اسرائیل در حمله به جمهوری اسلامی متقاعد کند.
وزیر خارجه منتخب یمن گفت حوثیها میکوشند راهبرد جمهوری اسلامی در تنگه هرمز را در دریای سرخ تکرار کنند و با مختل کردن کشتیرانی در بابالمندب، این مسیر دریایی را تحت کنترل درآورند. افراح الزوبه، واکنش ناکافی جامعه جهانی را عامل جسورتر شدن حوثیها دانست.
او در جمع گروهی از خبرنگاران در سفارت یمن در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، گفت: «حوثیها میخواهند الگوی ایران را کپی کنند و این اقدام دو تنگه اصلی، یعنی دروازههای ورود به خلیج فارس و دریای سرخ را مسدود خواهد کرد.»
حوثیها از سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را در دست دارند. با این حال، سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا، حکومت این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را به رسمیت نمیشناسند.
ایالات متحده و اسرائیل، حوثیها را در فهرست گروههای تروریستی قرار دادهاند.
دریای سرخ به جبهه تازهای در جنگ مرتبط با جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
حوثیها با شلیک موشک و پهپاد به عربستان سعودی و اعلام محاصره کشتیرانی این کشور، رویکردی تشدیدکننده در پیش گرفتهاند.
این گروه ۲۹ تیر اعلام کرد اجازه نخواهد داد کشتیها در بنادر عربستان سعودی دست به بارگیری بزنند یا تخلیه بار کنند؛ اقدامی که میتواند صادرات نفت این کشور را تحت تاثیر قرار دهد و عرضه هفت درصد دیگر از نفت جهان را مختل کند.
عربستان سعودی که میزبان نیروهای آمریکایی است، تاکنون از واشینگتن درخواست کمک نظامی نکرده اما در پاسخ به حوثیها، مواضعی را که تاسیسات نظامی این گروه خوانده است، هدف حملات هوایی قرار داده و اعلام کرده است از کشتیرانی تجاری محافظت خواهد کرد.
ریاض حوثیها را متهم کرده است که «در خدمت اهداف و برنامههای خارجی» قرار دارند.
این تشدید تنش همچنین خطر ازسرگیری جنگ در یمن را افزایش داده است.
جنگ یمن پس از آن آغاز شد که حوثیها در سال ۲۰۱۴، صنعا، پایتخت این کشور، را تصرف کردند و عربستان سعودی در راس یک ائتلاف عربی وارد درگیری شد.
این جنگ صدها هزار کشته بر جای گذاشت.
در سال ۲۰۲۲ آتشبسی برقرار شد، اما تبادل آتش اخیر در مرزها آن را تضعیف کرده است.
مقامهای سعودی، دیپلماتهای غربی و مقامهای یمنی اکنون احتمال بازگشت جنگ تمامعیار را بیش از هر زمان دیگری از زمان برقراری آن آتشبس میدانند.
الزوبه گفت دولت یمن که از حمایت گسترده عربستان سعودی برخوردار است، برای تشدید درگیری آماده است.
به گفته او، تبادل آتش در امتداد خط مقدم، از شمال غرب یمن و سواحل دریای سرخ تا مرز عربستان سعودی ادامه دارد، اما هیچ یک از دو طرف هنوز عملیات تهاجمی گستردهای را آغاز نکردهاند.
او گفت: «ما معتقدیم این درگیری اکنون باید پایان یابد؛ چه از راههای مسالمتآمیز و چه از راهی دیگر.»