ایلنا: دستمزد هشت ساعت کار روزانه یک کارگر پول خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز هم نمیشود
خبرگزاری ایلنا میگوید دستمزد یک روز کارگر ، پول خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز هم نیست. سایت آتیهآنلاین هم با هشدار درباره افزایش کودکان کار نوشت: در یک سال گذشته، تعداد خانوادههایی که برای دریافت حمایت به سازمانهای مردمنهاد مراجعه میکنند افزایش داشته است.
ایلنا، خبرگزاری خانه کارگر جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۵ خرداد نوشت که در سال جاری، رقم ۵۵۴ هزار تومان بهعنوان دستمزد روزانه کارگران در شورایعالی کار به تصویب رسید، اما «دستمزد یک روز کارگر برای هشت ساعت کار پیاپی، پول خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز هم نیست.»
این خبرگزاری اشاره کرد: «طوفان تند گرانیها، زندگی آبرومند و ساده طبقه کارگر ایران را جارو کرده است» و «امروز، نه خانهدار شدن و داشتن سرپناه شخصی، نه خرید یک خودرو ساده (حتی یک پراید با کمترین امکانات) و نه حتی یک سفر کوتاه آخر هفته به شمال، جزو برنامههای زندگی خانوادههای کارگری نیست.»
بر اساس این گزارش، در چنین شرایطی، کارگران در تقلای زنده ماندن و تامین نیازهای سادهای که خانواده را بهعنوان یک ارگان حیاتی اجتماع سر پا نگه دارد، روز را با دو یا سه شیفت کار به نیمه شب گره میزنند اما باز هم گرههای کور زندگی باز نمیشود.
ایلنا در مورد سقوط قدرت خرید طبقه کارگر به عواملی مانند «یارانهزدایی از اقتصاد»، «باز گذاشتن دست سودجویان برای بالا بردن قیمتها» و «آزادسازی و شوکدرمانی ارزی»، و «بالا رفتن قیمت ارز» اشاره کرد و نوشت: «در سال ۱۴۰۲، قیمت هر کیلو ران گوسفندی ممتاز ۷۰۰ هزار تومان بود؛ سال ۱۴۰۳، نرخ هر کیلو ران به ۹۰۰ هزار تومان رسید؛ در سال ۱۴۰۴، قیمت آن یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان شد و اکنون در بهار ۱۴۰۵، قیمت هر کیلو ران گوسفندی ممتاز، ۲ میلیون و ۳۸۰ هزار تومان است.»
بر اساس این گزارش، «در سال ۱۴۰۲، دستمزد روزانه کارگران ۱۷۶ هزار و ۹۴۲ تومان بود؛ در آن سال با دستمزد روزانه کارگر میشد ۲۵۰ گرم ران گوسفندی ممتاز خرید. در سال ۱۴۰۳، دستمزد روزانه ۲۳۸ هزار تومان تصویب شد، بازهم با دستمزد روزانه میشد ۲۶۰ گرم ران گوسفند خرید؛ در سال بعدتر (۱۴۰۴)، دستمزد روزانه کارگران حداقلبگیر، ۳۴۶ هزار تومان به تصویب رسید که بازهم با این پول، امکان خرید ۲۶۰ گرم ران گوسفندی وجود داشت.»
ایلنا اضافه کرد: «اما در سال جاری، رقم ۵۵۴ هزار تومان بهعنوان دستمزد روزانه کارگران در شورایعالی کار به تصویب رسید؛ این مبلغ پول خرید ۲۳۰ گرم گوشت ران گوسفندی ممتاز است.»
براساس این گزارش، «یک وعده غذای گوشتی برای یک خانواده سه نفره، حداقل به ۲۵۰ گرم گوشت نیاز دارد؛ بنابراین کارگر اگر کل حقوق روز خود را بدهد، بازهم نمیتواند فقط گوشت ناهار خانواده را تامین کند، بماند که طبخ یک غذای بسیار ساده بدون مخلفات جنبی، به اقلام دیگری از جمله برنج، سیب زمینی، پیاز و سیر هم نیاز دارد.»
در این ارتباط، سایت خبرآنلاین بیستم خرداد در گزارشی نوشت که پس از گذشت ۴۵ روز از سال ۱۴۰۴،«معادل ۲۰ درصد از قدرت خرید خانوارهای مزدبگیر و طبقه کارگر کاسته شده است.»
در همین حال، خبرگزاری ایلنا ضمن اشاره به اینکه «شهر در تب نان میسوزد»، هشدار داد: «دولت و تصمیمسازان، در اظهارنظرها و جهتگیریها، میلیونها انسانِ درگیر بحران جدی را فراموش کردهاند؛ یادشان نمیافتد که اگر اوضاع تغییر اساسی نکند، شهر در تب نان، خاکستر میشود…»
این در شرایطی است که ولیالله سیف، رییس کل پیشین بانک مرکزی ایران، دوشنبه به سایت خبرآنلاین گفت ایران به تورم سه رقمی نزدیک است.
هشدار در مورد ورود گروه تازهای از کودکان به بازار کار
سایت آتیهآنلاین نیز دوشنبه گزارش داد: «پس از مواجهه ایران با دو جنگ، یک اعتراض و موجی از تورم و رکود و بیکاری»، فعالان اجتماعی درباره ورود گروه تازهای از کودکان به بازار کار هشدار میدهند و میگویند در این یک سال تعداد خانوادههایی که برای دریافت حمایت به سازمانهای مردمنهاد مراجعه میکنند، افزایش داشته است.
این سایت اشاره کرد که «فقدان آمار در حوزه کودکان کار» هنوز پاشنه آشیل این حوزه است و هنوز امکان صحتسنجی هشدارهای فعالان این حوزه وجود ندارد، اما آنها براساس مشاهدات میدانی درباره موج تازهای از کودکان کار در ایران هشدار میدهند.
آتیهآنلاین افزود: «بعد از موج طرد مهاجران افغانستانی که به روایت برخی از پژوهشها، بخش غالب کودکان کار را تشکیل میدهند، نگرانیهایی درباره ورود این کودکان به مشاغل پنهان مطرح شد.»
بهنوشته این وبسایت، «حالا بعد از دو جنگ، حذف ارز ترجیحی برخی از کالاها و بیکاری گسترده اخیر، احتمال داده میشود که گروهی دیگری از کودکان از چرخه آموزش حذف شوند.»
این گزارش به نقل از سازمان بینالمللی کار میگوید ۱۳۸ میلیون کودک کار در جهان وجود دارد و ۲۷ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از این آمار مربوط به آسیا و اقیانوسیه است، و تخمین میزند که «از این رقم حدود دو میلیون کودک کار مربوط به ایران باشد.»
اما همین سایت به نقل از فعالان اجتماعی نوشت آمار کودکان کار در کشور بیشتر از این رقم است.
پیشتر افخم صباغ، رییس هیات مدیره موسسه مهر و ماه، ۲۳ خرداد به ایلنا گفته بود که با سقوط شمار زیادی از خانوادههای ایرانی به دهکهای پایین، کودکان ایرانی بیشتری وارد چرخه کار شدهاند و بهانه غیرایرانی بودن، توجیهی غیرقانونی برای شانه خالی کردن مسئولان از وظایف قانونی است.
محمد لطفی، فعال اجتماعی حوزه کار کودک، به آتیهآنلاین گفت که افزایش تورم و گرانیهای یک سال اخیر، گروههای نیازمند جدیدی ایجاد کرده است و او و همکارانش حالا با کودکانی مواجهند که تا پیش از این برای دریافت کمکهایی هرچند کم به فعالان اجتماعی مثل آنها مراجعه نمیکردند.
او در مورد تاثیر افزایش قیمت عمومی کالاها بر خروج این کودکان از چرخه تحصیل گفت در ساختاری که آموزش به کالا تبدیل شده است، کودکانی که توان پرداخت هزینه آموزش را ندارند، در آستانه ورود به بازار کار قرار میگیرند.
لطفی اشاره کرد در یک سال گذشته، تعداد خانوادههایی که برای دریافت حمایت مراجعه کردهاند، به شکل معناداری اضافه شده است؛ خانوادههایی که تا پیش از این نیز با فقر اقتصادی روبرو بودند، اما همچنان میتوانستند امکان تحصیل کودکانشان را فراهم کنند و تا حدی هزینههای خود را تامین کنند.
همچنین روزنامه شرق دوشنبه به نقل از قمر تکاوران، دبیر گروه جمعیت و مهاجرت انجمن جامعهشناسی، پژوهشگر و فعال اجتماعی، نوشت که «آمار واقعی» کودکان کار طبیعتا بسیار بیشتر از اعداد رسمی است.
او که در نشستی در موسسه رحمان به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک سخن میگقت، اشاره کرد که بخش بزرگی از کودکان کار و خیابان متعلق به خانوادههایی هستند که پدر و مادر سطح تحصیلات پایینی دارند یا با وجود اشتغال، در مشاغل کمدرآمد و سطح پایین فعالیت میکنند و کار کودک در عمل بهعنوان نوعی کمک اقتصادی به خانواده تلقی میشود.
تکاوران همچنین بر اساس آمار رسمی گفت یکی از ناراحتکنندهترین یافتهها این است که ۳۸ درصد کودکان، کار را از پنج تا هفتسالگی آغاز کردهاند.
حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، افزایش شمار کودکان کار را پیامد مستقیم گسترش فقر در کشور دانست و هشدار داد این کودکان با آسیبهایی چون بهرهکشی جنسی، انواع خشونت و سوءتغذیه مواجه هستند.
موسوی یکشنبه ۲۴ خرداد در مصاحبه با وبسایت خبرآنلاین با انتقاد از برخی «رویکردهای سیاسی» برای پنهانکاری در خصوص کودکان کار گفت: «باید قبول کنیم که فقر در ایران عمیقتر شده است... هرچه شرایط اقتصادی دشوارتر میشود، استفاده از ظرفیت کاری کودکان برای تامین هزینههای زندگی خانوادهها افزایش مییابد.»
او با اشاره به استفاده از برخی کودکان در کشتارگاهها، دامداریها، کارگاههای زیرزمینی، باغها، مزارع و صنایع افزود این کودکان در چنین محیطهایی «معمولا از دید جامعه پنهان میمانند» و با شرایط پرخطر و آسیبزا روبهرو میشوند.
به گفته رییس انجمن مددکاران اجتماعی، آمار دقیقی از کودکان کار در ایران وجود ندارد، اما این پدیده در کلانشهرها و شهرهای زیارتی و گردشگری گستردهتر است.
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی از وخامت بحران اقتصادی در ایران منتشر شده است. شماری از شهروندان نیز با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از گسترش بیکاری، رشد چشمگیر قیمت کالاهای اساسی و ادامه رکود اقتصادی ابراز نگرانی کردهاند.
به گفته مخاطبان، فشارهای معیشتی ناشی از افزایش هزینههای زندگی و کاهش فرصتهای شغلی، شرایط اقتصادی بسیاری از خانوارها را دشوارتر کرده و به نگرانیها درباره آینده بازار کار و وضعیت معیشت شهروندان دامن زده است.
آسیبهای روانی-جسمی کودکان کار
رییس انجمن مددکاران اجتماعی در ادامه مصاحبه خود گفت کودکان کار با محرومیت از محیط امن مدرسه و فرآیند جامعهپذیری، ناچار به سازگاری با شرایط سخت خیابان میشوند و برای بقا در این محیط، گاهی به رفتارهای پرخطر روی میآورند.
موسوی افزود کودکان کار با آسیبهای جسمی «بسیار جدی»، از جمله سوءتغذیه، بیماریهای پوستی و عفونی، مشکلات گوارشی، گرایش به مصرف مواد مخدر و همچنین انواع خشونت و بهرهکشی جنسی مواجهاند.
او ادامه داد: «مقایسههای اجتماعی نیز آسیبزا هستند. وقتی کودک خود را با دیگران مقایسه میکند و میبیند که همسالانش در کنار خانواده در حال تجربه زندگی عادی و شادی هستند، دچار فشار روانی و رنج عاطفی میشود.»
موسوی هشدار داد: «در شرایط نامناسب اقتصادی، کودکان بیش از گذشته در معرض بهرهبرداری، استثمار و بهرهکشی قرار میگیرند؛ گاه حتی از سوی نزدیکترین افراد به خودشان.»
یافتههای یک پژوهش در سال ۱۴۰۴ درباره شکلگیری پدیده کودکان کار نشان میدهد ترکیبی از فقر، مهاجرت و حاشیهنشینی در کنار ناکارآمدی سیاستهای حمایتی، کودکان ایرانی و مهاجر افغانستانی را به کار در خیابانها و کارگاهها میکشاند.
بر اساس این پژوهش، پدیده کودکان کار باید در چارچوب «سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد» فهم شود؛ چارچوبی که در آن کودکان محصول ضعفهای ساختاری نظام حمایتی و مداخلات اجتماعی ناکارآمد هستند و خیابان عملا به جایگزینی برای حمایتهای رسمی تبدیل میشود.
نقش باندهای مافیایی
رییس انجمن مددکاران اجتماعی در ادامه گفت اگرچه وجود باندهای مافیایی در حوزه کودکان کار کاملا قابل نفی نیست و این گروهها معمولا کودکان بیسرپناه را هدف قرار میدهند، اما نمیتوان همه کودکان کار را عضو این باندها دانست و تجربههای میدانی چنین فرضیهای را تایید نمیکند.
موسوی با اشاره به وخامت اوضاع اقتصادی در کشور افزود بسیاری از این کودکان با اطلاع خانوادههای خود، صرفا برای کمک به تامین هزینههای معیشتی زندگی، از برخی استانها به مناطق پردرآمدتر فرستاده میشوند.
او ادامه داد: «بخشی از کودکان، بهویژه آنهایی که فاقد سرپرست یا سرپرست موثر هستند، ممکن است تحت مدیریت باندها قرار بگیرند. در چنین شرایطی، این کودکان گاه به انجام فعالیتهای غیرقانونی یا مجرمانه وادار میشوند.»
صنعت ایران اسفند ۱۴۰۴ را با نمره ۲۶ از ۱۰۰ به پایان رساند؛ پایینترین رقم در تاریخ شاخص مدیران خرید ایران. این عدد را مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران از زبان مدیران بنگاههای کشور ثبت و منتشر کرده است.
در میان انبوه آمارهای این هفتهها، کمتر عددی به این اندازه گویای وضعیت صنعت ایران پس از جنگ است.
شاخص مدیران خرید، که اتاق ایران آن را با نام «شامخ» منتشر میکند، نسخه ایرانی شاخصی است که در دنیا PMI نامیده میشود.
هر ماه از مدیران بنگاهها پرسیده میشود وضعیتشان نسبت به ماه قبل چگونه بوده است: تولید، سفارش جدید، فروش، استخدام، موجودی انبار. پاسخها به شاخصی از صفر تا صد تبدیل میشود که در آن عدد ۵۰ مرز سلامت است؛ بالای ۵۰ رونق و زیر ۵۰ انقباض. بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران در سراسر دنیا این شاخص را جدیتر از بسیاری از آمارهای رسمی دنبال میکنند، چون زودتر خبر میدهد و رکود را ماهها پیش از آنکه در آمار رشد اقتصادی ظاهر شود نشان میدهد.
خاصیت دیگر آن این است که با سبد تورم و روش محاسبه میتوان بازی کرد، اما دفتر سفارش کارخانه با میل سیاستگذار بالا و پایین نمیرود.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران، شامخ بخش صنعت در اسفند ۱۴۰۴، همزمان با حمله نظامی به ایران، به ۲۶.۲ سقوط کرد؛ کف تاریخی این شاخص در هشت سالی که اجرا میشود، دورهای که سالهای کرونا را نیز در بر میگیرد.
نکته معنادار آنکه گزارش مستقل اسفند هرگز منتشر نشد و این رقم بعدا، بیسروصدا، از نمودار گزارش فروردین بیرون آمد. در فروردین ۱۴۰۵ شاخص صنعت به ۳۷.۴ و شامخ کل اقتصاد به ۳۸.۵ رسید؛ ارقامی که به جز اسفند، پایینترین اعداد کل دوره اجرای این طرحاند. صنعت ایران اکنون پنج ماه پیاپی است که زیر خط ۵۰ مانده است.
عمق این اعداد در مقایسه روشن میشود. آوریل ۲۰۲۰، اوج تعطیلی کرونا، ماهی است که رکورد منفی بسیاری از کشورها در آن ثبت شد. شاخص آمریکا در آن ماه به ۴۱.۵ رسید، اسپانیا به ۳۰.۸ و بریتانیا به ۳۲.۶ که بدترین رقم حدود سه دهه اخیرش بود. هند، با قرنطینه سراسری یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر، ۲۷.۴ گرفت؛ کف تاریخ این شاخص در آن کشور.
صنعت ایران در اسفند از همه این ارقام پایینتر رفت، با یک تفاوت اساسی: آن کشورها اقتصادشان را عامدانه و موقتا متوقف کرده بودند تا جان شهروندان را نجات دهند و چند ماه بعد همه به بالای خط ۵۰ بازگشتند. اما در ایران صنعت زیر فشار جنگ و تحریم و محاصره از نفس افتاده است.
اجزای گزارش فروردین تصویر را کامل میکند. از ۱۱ مولفه شاخص، ده مولفه زیر خط ۵۰ است. مقدار تولید ۳۸.۶، از کمترین ارقام هشت سال گذشته.
سنجه سفارشهای جدید با ۳۷.۴ نشان میدهد که تقاضا هم در بازار داخلی و هم در بازارهای صادراتی خشکیده است.
سرعت تحویل سفارش در محدوده ۳۹.۶ قرار گرفته، که گزارش از جمله دلایل آن را قطعی اینترنت، اختلال در مبادلات مالی و محدودیت واردات میداند. موجودی مواد اولیه ۳۲.۶ حکایت از خالی شدن انبارها دارد و گزارش اتاق هشدار میدهد که در صورت ادامه این وضعیت، ریسک توقف کامل یا جزئی خطوط تولید در ماههای آینده افزایش خواهد یافت.
سنجه صادرات با ۳۹.۸ نشان میدهد یکی از مهمترین کانالهای نقدینگی بنگاهها بسته شده است. و تلخترین سطر جدول، استخدام با ۳۶.۸ گویای این حقیقت است که تعدیل نیرو پس از جنگ تمام نشده، بلکه در حال عمیقتر شدن است.
در این جدول اما یک استثنا وجود دارد. در میان اعدادی که همه در محدوده ۳۰ و ۴۰ میچرخند، یک عدد بالای ۷۷ ایستاده است: قیمت خرید مواد اولیه، در محدوده شدیدا تورمی. بنگاهی که کمتر تولید میکند و کمتر میفروشد، برای هر چه میخرد ماه به ماه بهای بیشتری میپردازد.
برای نشان دادن رکود تورمی معمولا باید دو آمار از دو نهاد مختلف را کنار هم گذاشت؛ اینجا هر دو سوی ماجرا در یک صفحه از یک گزارش نشسته است. این فشار هزینه راه خود را به قیمت مصرفکننده نیز باز میکند؛ بخشی از تورم ماهانه نزدیک به ۹ درصدی اردیبهشت از اینجا آغاز میشود.
فروش محصولات با ششمین کاهش پیاپی به ۴۱.۳ رسیده و در اسفند ۱۹.۱ بود. و انتظارات تولید برای ماه آینده با ۳۲.۲ از پایینترین سطوح تاریخ طرح، پیشبینی مدیران بنگاهها راجع به چشمانداز پیش رو را نشان میدهد.
آنچه این گزارش را از یک تصویر بد به یک پیشبینی بدتر تبدیل میکند، ترکیب صنایع است. در سالهای گذشته میانگین شامخ صنعت را عملا دو گروه سرپا نگه میداشتند: فولاد و پتروشیمی، ارزآوران اصلی کشور که معمولا بالای خط ۵۰ میایستادند.
به گواه گزارش اتاق، همین دو گروه در حمله نظامی مستقیما هدف قرار گرفتهاند و دیگر نمیتوانند میانگین را بالا بکشند. این وضعیت حلقهای بسته میسازد: صادرات فولاد و پتروشیمی کم میشود، ارز کمتری وارد کشور میشود، مواد اولیه وارداتی گرانتر و کمیابتر میشود و تولید باز هم پایینتر میآید.
این حلقه را باید کنار موجودی مواد اولیه ۳۲.۶ گذاشت که از توقف خطوط تولید در ماههای آینده خبر میدهد، و کنار محاصره دریایی که بنا بر برآوردها روزانه حدود ۴۳۰ میلیون دلار بر اقتصاد ایران هزینه تحمیل میکند و همچنان برقرار است. با کنار هم نشاندن این عوامل میتوان پیشبینی کرد که شامخ در ماههای آینده رکوردهای پایینتری ثبت خواهد کرد.
یاسر عربی، عضو کمیسیون عمران مجلس، با اشاره به افزایش شدید اجارهبها گفت در بسیاری از موارد بیش از ۷۰ درصد درآمد خانوار صرف اجاره خانه میشود؛ وضعیتی که به گفته او بسیاری از مستاجران را به مهاجرت به حاشیه شهرها یا سکونت در واحدهای کوچک و کمکیفیت وادار کرده است.
عربی جمعه ۲۲ خرداد در گفتوگو با سایت شفقنا گفت مسکن از یک نیاز اولیه به کالایی دور از دسترس تبدیل شده و برای بسیاری از خانوارها، رویای خانهدار شدن عملا پایان یافته است.
به گفته عربی، افزایش اجارهبها مستاجران را برای تمدید قرارداد یا یافتن محل سکونت جدید با فشار مالی سنگینی مواجه کرده و بسیاری از آنان را ناچار به مهاجرت به حاشیه شهرها یا سکونت در واحدهای کوچکمقیاس و کمکیفیت کرده است.
مهاجرت اجباری مستاجران
این نماینده مجلس گفت بخشی از شهروندان بهدلیل ناتوانی در پرداخت اجارهبها، ناچار به ترک تهران و در برخی موارد مراکز استانها شدهاند.
او این روند را صرفا یک جابهجایی مکانی ندانست و گفت این وضعیت نوعی «عقبنشینی اجتماعی» است که پیامدهای آن در کیفیت زندگی، دسترسی به خدمات، آموزش و امنیت شغلی شهروندان دیده میشود.
عربی با اشاره به سهم بالای هزینه مسکن از درآمد خانوارها گفت در بسیاری از موارد بیش از ۷۰ درصد درآمد خانوادهها صرف اجاره خانه میشود؛ موضوعی که بهگفته او خانوادهها را در تامین هزینههای خوراک، درمان، آموزش و رفتوآمد با مشکل مواجه کرده و به تشدید فقر اقتصادی و فشارهای اجتماعی و روانی انجامیده است.
روزنامه دنیای اقتصاد ۱۷ خرداد گزارش داد هزینه اقلام خوراکی اساسی یک خانواده چهارنفره در اردیبهشت ۱۴۰۵ به بیش از ۲۱ میلیون تومان، معادل ۷۱/۵ درصد حداقل دستمزد، رسیده است.
انتقاد از وام ودیعه مسکن
عضو کمیسیون عمران مجلس گفت وام ودیعه مسکن با وجود ظاهر حمایتی، بهدلیل نرخ سود و اقساط سنگین برای بسیاری از مستاجران کمدرآمد کارایی ندارد و اثر آن در برابر رشد اجارهبها ناچیز است.
عربی همچنین گفت تا زمانی که بحران مسکن و اجاره مهار نشود، شعارهایی مانند تسهیل ازدواج و حل مشکلات جوانان به نتیجه نخواهد رسید.
او افزود جوانی که توان اجاره یک واحد کوچک را ندارد یا هر سال با نگرانی افزایش اجارهبها روبهرو است، نمیتواند برای تشکیل خانواده برنامهریزی کند.
ایراناینترنشنال ۱۹ خرداد در گزارشی با استناد به پیامهای شهروندان نوشت گرانی مواد غذایی، سفره بسیاری از خانوارها را به سطح «سیر شدن برای زنده ماندن» رسانده است.
این نماینده مجلس، افزایش عرضه مسکن، کنترل تقاضای سوداگرانه، واگذاری زمینهای دولتی، کاهش زمان صدور پروانههای ساختمانی و هدایت ساختوساز به سمت واحدهای کوچک و میانمتراژ را از راهکارهای کاهش قیمت مسکن و اجارهبها عنوان کرد.
او همچنین گفت کاهش هزینه ساخت از طریق ثبات در تامین مصالح، کاهش ریسکهای مقرراتی، بهبود بهرهوری، صنعتیسازی ساختوساز و اصلاح عوارض و هزینههای غیرضروری شهری میتواند به کاهش قیمت تمامشده مسکن و افزایش انگیزه تولید کمک کند.
عربی در ادامه گفت ساماندهی بازار مسکن به شرایط سیاسی و روابط بینالمللی کشور نیز وابسته است و بهبود مناسبات خارجی میتواند به ثبات اقتصادی، کاهش نااطمینانی و فراهم شدن زمینه برای بهبود وضعیت بازار مسکن کمک کند.
او افزود هرچه فضای سیاسی کشور آرامتر و روابط بینالمللی آن سازندهتر باشد، امکان تحقق تحولات مثبت و پایدار در حوزه مسکن و اقتصاد نیز بیشتر خواهد شد.
عربی در پایان با تاکید بر اینکه مسکن تنها یک بازار اقتصادی نیست، بلکه پایه ثبات اجتماعی است، هشدار داد در صورت نبود اقدام جدی برای کنترل تورم مسکن، تنظیم بازار اجاره، افزایش عرضه موثر و حمایت از مستاجران، شکاف طبقاتی عمیقتر خواهد شد و روند مهاجرت اجباری به حاشیه شهرها ادامه خواهد یافت.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که افزایش هزینههای مسکن و معیشت، فشار فزایندهای بر خانوارهای ایرانی وارد کرده و نگرانیها درباره گسترش فقر و شکاف طبقاتی را افزایش داده است.
پایگاه خبری دیدهبان ایران گزارش داد فرش دستباف ایران که سالها بدون نیاز به تبلیغات گسترده در بازارهای جهانی اعتبار داشت، امروز با چالشهای متعددی روبهرو شده و بخشی از جایگاه سنتی خود را از دست داده است.
این رسانه پنجشنبه ۲۱ خرداد نوشت: «تولیدکننده ایرانی با هزینه بالای مواد اولیه، افت تقاضا، دشواری صادرات، تعهد ارزی، مشکلات نقلوانتقال پول و بازار داخلی کمرمق دستوپنجه نرم میکند.»
بر اساس این گزارش، کشورهایی مانند هند و پاکستان بهدلیل بهرهگیری از نیروی کار ارزانتر و سهولت دسترسی به بازارهای جهانی، حضور پررنگتری در بازار فرش پیدا کردهاند و با «کپی نقشههای اصیل ایرانی»، محصولات مشابه را با قیمت پایینتر عرضه میکنند.
در سالهای اخیر، سیاست خارجی تنشآفرین جمهوری اسلامی، تشدید تحریمهای بینالمللی، سوءمدیریت ساختاری و نبود حمایت موثر از تولیدکنندگان داخلی، روند صادرات محصولات ایرانی به بازارهای جهانی را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
پیشتر در مهرماه ۱۴۰۴، خبرگزاری فرانسه با اشاره به وضعیت بحرانی بازار فرش ایران گزارش داد صادرات فرش از ایران با کاهش ۹۵ درصدی روبهرو شده است.
چالشهای صادرات فرش دستباف ایرانی
مسعود سپهرزاد، رییس اتحادیه صنف فروشندگان فرش دستباف تهران، ۲۱ خرداد در مصاحبه با دیدهبان ایران، تحریمها، افزایش مداوم قیمت مواد اولیه و دستمزدها، کاهش پروازهای بینالمللی و اختلال در شبکه حملونقل را از مهمترین مشکلات صنعت فرش ایران عنوان کرد.
به گفته او، علاوه بر چالش یافتن مشتری و فروش محصول، بازگرداندن ارز حاصل از صادرات به کشور نیز به یکی از مهمترین موانع پیشروی تاجران فرش دستباف تبدیل شده است.
سپهرزاد ادامه داد: «مجموعه این عوامل سبب شده است با وجود ادامه روند تولید، بخش قابل توجهی از محصولات در انبارها باقی بمانند و به اصطلاح رسوب کنند. در نتیجه، نقشهها و طرحهای بافتهشده به مرور زمان از تازگی میافتند و قدیمی میشوند.»
رییس اتحادیه صنف فروشندگان فرش دستباف تهران افزود برخی صادرکنندگان بهمنظور مواجهه با مشکلات ناشی از تحریمها و محدودیتهای حملونقل ناچارند از مسیرهای ترانزیتی و بارنامههای کشورهای ثالث برای صادرات فرش استفاده کنند.
او در عین حال خاطرنشان کرد فرش دستباف ایرانی «همچنان از جایگاه ویژهای در بازارهای جهانی برخوردار است و تقاضا برای این محصول اصیل پابرجاست».
دیماه ۱۴۰۴، روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد صنعت فرش دستباف ایران با سقوطی بیسابقه روبهرو شده و صادرات آن بهدلیل تحریمهای آمریکا و مقررات ارزی جمهوری اسلامی به پایینترین سطح خود رسیده است.
این روزنامه به نقل از فعالان صنعت فرش ایران نوشت بیثباتیهای منطقهای نیز در فروپاشی این صنعت دخیل بودهاند و وضعیت کنونی به کسبوکارهای محلی آسیب جدی زده است.
اکبر پازوکی، رییس اتحادیه صنف فروشندگان لوازم خانگی تهران، با اشاره به تشدید بحران اقتصادی و کاهش شدید قدرت خرید شهروندان اعلام کرد حدود ۹۰ درصد مردم بهجای خرید لوازم خانگی جدید، به تعمیر وسایل موجود روی آوردهاند.
پازوکی چهارشنبه ۲۰ خرداد در مصاحبه با پایگاه خبری دیدهبان ایران گفت قیمت لوازم خانگی و هزینه تعمیرات در سالهای اخیر بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
او ادامه داد: «در گذشته، یک کارمند میتوانست با پسانداز معادل دو ماه حقوق خود یک یخچال خریداری کند، اما اکنون برای خرید همان کالا باید بین پنج تا ده ماه حقوق خود را پسانداز کند. این در حالی است که تورم مداوم باعث میشود ارزش پساندازها پیش از رسیدن به مبلغ مورد نیاز برای خرید کالا کاهش یابد.»
پازوکی همچنین از دشوارتر شدن شرایط آغاز زندگی مشترک برای زوجهای جوان خبر داد و افزود فشارهای اقتصادی سبب شده که فهرست جهیزیه به چند قلم کالای ضروری محدود شود.
۱۹ خرداد، پایگاه خبری اکوایران با استناد دادههای رسمی مرکز آمار ایران گزارش داد تورم نقطهبهنقطه در گروه لوازم خانگی و مبلمان در اردیبهشتماه به حدود ۱۰۰ درصد رسید.
بر اساس این گزارش، تورم ماهانه این گروه در اردیبهشتماه ۱۶.۱ درصد ثبت شد که از شتاب قابل توجه رشد قیمتها در بازار لوازم خانگی حکایت دارد.
نبود برند ملی صادراتی در میان هزار تولیدکننده
دیدهبان ایران در گزارش خود نوشت مجموعهای از عوامل اقتصادی از جمله تحریمها، بیثباتی ارزی، رشد هزینههای تولید و افت توان خرید مردم، صنعت لوازم خانگی کشور را در سالهای اخیر با چالشهای متعددی مواجه کرده است.
رییس اتحادیه صنف فروشندگان لوازم خانگی تهران در ادامه گفتوگو با دیدهبان ایران، خواستار حمایت دولت از تولیدکنندگان لوازم خانگی برای جبران عقبماندگیهای صنعتی شد و در عین حال هشدار داد: «اختصاص منابع مالی بدون نظارت موثر و دقیق نمیتواند نتیجه مطلوبی به همراه داشته باشد.»
او افزود: «وجود حدود هزار تولیدکننده لوازم خانگی در کشور در حالی که حتی یک برند ملی قدرتمند برای حضور در بازارهای صادراتی شکل نگرفته، قابل توجیه نیست.»
پازوکی خاطرنشان کرد تغییرات نرخ ارز و قیمت مواد اولیه مانند مس و آلومینیوم، به تولیدکنندگان و فعالان تجاری اجازه نمیدهد در مسیر برنامهریزی بلندمدت و انعقاد قراردادهای پایدار گام بردارند.
پیشتر در مهرماه ۱۴۰۰، علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در نامهای به ابراهیم رئیسی، رییس وقت دولت، دستور ممنوعیت واردات لوازم خانگی از کره جنوبی را صادر کرد، زیرا به گفته او، این موضوع به معنای «شکستن کمر شرکتهای لوازم خانگی داخلی» بود.
رئیسی نیز در نامهای به وزارتخانههای صنعت و اقتصاد اعلام کرد باید از واردات لوازم خانگی جلوگیری شود.
در سالهای اخیر، نرخ ارز در ایران تحت تاثیر سوءمدیریت و فساد ساختاری، تشدید تنشها در سایه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تشدید تحریمهای بینالمللی، روندی صعودی به خود گرفته است.