قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری پنتاگون برای مینروبی در تنگه هرمز با هوش مصنوعی
ارتش آمریکا در حال گسترش بهرهگیری از هوش مصنوعی برای شناسایی و خنثیسازی مینهای دریایی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز است و در همین راستا، قراردادی به ارزش حدود ۱۰۰ میلیون دلار با شرکت فناوری «دومینو دیتا لَب» منعقد کرده است.
خبرگزاری رویترز جمعه ۱۱ اردیبهشت گزارش داد عملیات پاکسازی مینهای کارگذاشتهشده در تنگه هرمز ممکن است ماهها به طول بینجامد.
با این حال، شرکت دومینو دیتا لَب نرمافزاری مبتنی بر هوش مصنوعی ارائه کرده است که امکان آموزش پهپادهای زیرآبی را فراهم میکند تا طی چند روز انواع جدید مینها را شناسایی کنند.
توماس رابینسون، مدیر ارشد عملیات شرکت دومینو، در مصاحبه با رویترز گفت نقش سنتی کشتیها در عملیات مینروبی بهتدریج در حال جایگزینی با سامانههای هوش مصنوعی است.
او افزود نیروی دریایی آمریکا بهدنبال بهرهگیری از زیرساختی است که امکان آموزش، نظارت و استقرار سریع فناوریهای هوش مصنوعی را در محیطهای پرتنش دریایی فراهم کند؛ حوزههایی حساس که میتوانند تجارت جهانی را مختل کنند و امنیت دریانوردان را به خطر بیندازند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود نیروی دریایی این کشور در حال پاکسازی مینهای جمهوری اسلامی از تنگه هرمز است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
از زمان آغاز مناقشه کنونی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، اختلال در تردد شناورها در این آبراه موجب برهم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
بهای نفت برنت ۱۱ اردیبهشت به ۱۱۱ دلار و ۴۸ سنت در هر بشکه رسید. همچنین نفت وست تگزاس اینترمدیت با رشد ۰.۴ درصدی، به قیمت ۱۰۵ دلار و ۵۰ سنت در هر بشکه معامله شد.
جزییات قرارداد پنتاگون و دومینو
قرارداد ارتش ایالات متحده با شرکت دومینو به ارزش حداکثر ۹۹.۷ میلیون دلار هفته گذشته به امضا رسید.
بر پایه این قرارداد، دومینو نقشی محوری در استفاده از هوش مصنوعی برای توسعه پروژه «یادگیری ماشینی شتابیافته برای عملیات دریایی»، موسوم به Project AMMO، ایفا خواهد کرد.
نرمافزار دومینو با تجمیع دادههای حاصل از حسگرهای مختلف، از جمله سونار اسکن جانبی و سامانههای تصویربرداری، امکان ارزیابی عملکرد مدلهای هوش مصنوعی در محیط عملیاتی را فراهم میآورد. این سامانه همچنین به شناسایی خطاها و اعمال اصلاحات برای بهبود کارایی کمک میکند.
سونار فناوری مبتنی بر امواج صوتی برای شناسایی و تعیین فاصله اجسام زیر آب است که با ارسال و دریافت پژواک صدا، در حوزههای نظامی، علمی و دریایی مورد استفاده قرار میگیرد.
به گزارش رویترز، مهمترین مزیت فناوری شرکت دومینو کاهش چشمگیر زمان بهروزرسانی مدلهای هوش مصنوعی است. در حالی که پیشتر تطبیق سامانههای زیردریاییهای بدون سرنشین با تهدیدات جدید ممکن بود تا شش ماه طول بکشد، اکنون مدتزمان این فرایند به چند روز کاهش یافته است.
رابینسون افزود در صورتی که زیردریاییهای بدون سرنشینِ آموزشدیده برای شناسایی مینهای روسی در دریای بالتیک، به تنگه هرمز منتقل شوند، فناوری دومینو زمان آمادهسازی نیروی دریایی آمریکا را از یک سال به یک هفته کاهش میدهد.
نیروی دریایی ایالات متحده تاکنون در خصوص این قرارداد موضعگیری نکرده است.
دولت آمریکا با هدف ازسرگیری تردد شناورها در تنگه هرمز از کشورها خواسته است در قالب طرحی جدید، به یک ائتلاف بینالمللی بپیوندند؛ ائتلافی که با تبادل اطلاعات، هماهنگی دیپلماتیک و اجرای تحریمها، عبور امن کشتیها را تسهیل میکند.
روزنامه والاستریت ژورنال ۹ اردیبهشت گزارش داد این طرح بهمنظور احیای آزادی کشتیرانی و کاهش اختلال در این آبراه حیاتی طراحی شده است.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی به بررسی استیصال و درماندگی جمهوری اسلامی در برابر محاصره دریایی آمریکا و تلاش تهران برای شکستن محاصره از راه ارسال نفت به چین از طریق راهآهن و واردات مواد غذایی از مسیر زمینی و از قفقاز و پاکستان پرداخت.
این روزنامه، جمعه ۱۱ اردیبهشت نوشت جمهوری اسلامی که برای دههها با تکیه بر فروش نفت به چین و تاکتیکهای جنگ پارتیزانی در برابر فشارهای آمریکا ایستادگی کرده بود، اکنون با بحرانی بیسابقه روبهرو شده است.
محاصره کامل بنادر ایران به دست نیروی دریایی آمریکا، شبکه کشتیهای سایه (شبح) را فلج کرده و صادرات نفت از سوی جمهوری اسلامی را به صفر نزدیک کرده است.
این بحران نه تنها اقتصاد ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده، بلکه شکافی عمیق میان میانهروهای خواهان مذاکره و تندروهای طرفدار درگیری نظامی ایجاد کرده است.
جمهوری اسلامی که برای حدود پنج دهه از طریق فروش نفت به چین در برابر فشارهای مالی آمریکا دوام آورده است، اکنون در مقابل بحران بزرگ محاصره نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته است.
مقامات تهران تصور میکردند پس از جنگ، دست بالا را در اختیار دارند. آنها با حمله به کشتیها در تنگه هرمز، ترافیک تجاری را متوقف کردند و جلوی جریان انتقال یکپنجم نفت و گاز مایع جهان را گرفتند.
آمریکا شش هفته پس از شروع این درگیری، با محاصره دریایی به این اقدام پاسخ داد.
این اقدام واشینگتن، شبکه «کشتیهای سایه» جمهوری اسلامی را از کار انداخت.
این نفتکشها سالها با خاموش کردن سیستمهای ردیابی و انتقال مخفیانه محمولهها به چین، تحریمهای نفتی را دور میزدند.
اکنون ناوهای جنگی آمریکا این تانکرها را تا اقیانوس هند تعقیب میکنند و اجازه عبور به آنها نمیدهند.
دیوید د. روش، مدیر پیشین سیاستگذاری خلیج فارس در وزارت جنگ آمریکا، گفت که جمهوری اسلامی توانست بحرانی در بازار ایجاد کند، اما ایجاد اختلال به معنای کنترل اوضاع نیست.
او افزود که حکومت ایران با محاصره فعلی آمریکا با یک لحظه سرنوشتساز روبهروست.
مسیرهای تجاری جایگزین برای ایران کافی نخواهد بود. جمهوری اسلامی میخواهد بخشی از نفت را از طریق راهآهن به چین ارسال و مواد غذایی را از مسیر زمینی و از طریق قفقاز و پاکستان وارد کند.
با این حال، انجمن کشتیرانی ایران اعلام کرد تنها ۴۰ درصد تجارت کشور میتواند به مسیرهای زمینی منتقل شود.
خطر تشدید بحران باعث دودستگی در ساختار سیاسی ایران شده است.
والاستریت ژورنال نوشت که میانهروها به رهبری مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در مقابل تندروهایی قرار گرفتهاند که سعید جلیلی رهبری آنها را بر عهده دارد.
میانهروها معتقدند تهران باید خویشتنداری کند و با دونالد ترامپ وارد مذاکره شود. آنها بر این باورند که ترامپ مشتاق است هرچه سریعتر از این جنگ پرهزینه خارج شود.
سعید گلکار، پژوهشگر دانشگاه تنسی، گفت که حکومت برای شکستن این بنبست باید اقدامی انجام دهد.
او افزود: «میانهروها به دنبال توافق هستند، زیرا تداوم تخریب را یک خودکشی سیاسی میبینند.»
در مقابل، تندروها اصرار دارند که جمهوری اسلامی باید ابتکار عمل نظامی را به دست بگیرد.
آنها میگویند محاصره فعلی یک «اقدام جنگی» است و تهران باید با حملات نظامی، قیمت نفت را افزایش دهد تا فشار بر ترامپ بیشتر شود.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ۱۰ اردیبهشت تهدید جدیدی را علیه آمریکا مطرح کرد.
او در بیانیهای نوشت: «بیگانگانی که شرارت میکنند، جایشان در اعماق آبهاست.»
مجتبی از زمان جانشینی پدرش که در حمله آمریکا و اسرائیل کشته شد، در انظار عمومی دیده نشده است.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر موسسه امور بینالمللی و امنیت در برلین، گفت که تهران دیگر محاصره را جایگزین جنگ نمیبیند، بلکه آن را شکلی از خود جنگ میداند.
او هشدار داد تصمیمگیران ایرانی ممکن است بهزودی به این نتیجه برسند که هزینه آغاز دوباره درگیری نظامی کمتر از تحمل محاصره طولانیمدت است.
مقامات جمهوری اسلامی تهدید کردهاند از سلاحهای جدیدی مانند زیردریاییها یا دلفینهای مینگذار علیه ناوهای آمریکایی استفاده خواهند کرد.
سپاه پاسداران نیز تهدید کرده است کابلهای مخابراتی زیر دریا در تنگه هرمز را قطع میکند تا اینترنت جهانی را مختل کند.
در جبهه دیپلماتیک، تهران پیشنهادی را به میانجیگران منطقه ارائه داده است.
حکومت ایران متعهد شده در قبال پایان کامل جنگ، رفع محاصره بنادر و تعویق مذاکرات هستهای، حملات خود را در تنگه هرمز متوقف کند، اما ترامپ به دستیارانش دستور داده است برای یک محاصره طولانی آماده شوند.
او این محاصره را «بینقص» توصیف کرده و گفته است تا زمان تسلیم شدن تهران در برابر خواستههای هستهای، ادامه خواهد داشت.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد که تاکنون ۴۴ کشتی تجاری مرتبط با ایران مجبور به بازگشت به بنادر شدهاند.
دادههای شرکت «کپلر» نیز نشان میدهد هیچ محموله نفتی از ایران نتوانسته است از سد ناوهای آمریکایی عبور کند.
اقتصاد ایران اکنون در شرایط سختی قرار دارد. بیش از یک میلیون نفر بیکار شدهاند، قیمت مواد غذایی بهشدت افزایش یافته و قطع طولانی اینترنت به کسبوکارهای آنلاین ضربه زده است.
ارزش پول ملی نیز نسبت به سال گذشته به بیش از نصف کاهش یافته و قیمت دلار به ۱۸۰ هزار تومان رسیده است.
تهران بر این باور است که آمریکا برای آرام کردن بازارهای جهانی محاصره را میشکند، اما واشینگتن منتظر است تا جمهوری اسلامی تحت فشار بحران اقتصادی تسلیم شود.
روزنامه الشرق الاوسط به نقل از منابع نظامی در حزبالله لبنان گزارش داد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی در حال بررسی طرح بازگشت به «تاکتیکهای دهه ۱۹۸۰» و گزینههای رزمی غیرمتعارف، از جمله فعالسازی مجدد «گروههای استشهادی» است.
به گزارش الشرق الاوسط، اکنون این پرسش مطرح است که آیا طرح گزینه ازسرگیری فعالیت «گروههای استشهادی» صرفا تلاشی برای بسیج نیروها است یا اینکه امکان اجرای عملی آن نیز وجود دارد.
«عملیات استشهادی» در گفتمان حزبالله مفهوم تازهای نیست. در جریان درگیریها در سال ۲۰۲۴، حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله، از نیروهای این گروه در جنوب لبنان با عنوان «استشهادیها» یاد کرده بود.
نصرالله مهرماه ۱۴۰۳ در حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت کشته شد.
در روزهای اخیر و پس از تشدید حملات متقابل حزبالله و ارتش اسرائیل، سطح تنشها در منطقه بار دیگر افزایش یافته و آتشبس شکننده در لبنان بیش از پیش در معرض فروپاشی است.
محدودیتهای محیطی و تحول فناوری
برخی تحلیلگران تحقق چنین سناریویی را با تردید ارزیابی میکنند.
یعرب صخر، کارشناس نظامی، در مصاحبه با الشرق الاوسط گفت: «واقعیت میدانی در جنوب لبنان باعث میشود که سخن گفتن از بازگشت عملیات انتحاری، بیشتر به یک بحث نظری نزدیک باشد تا یک گزینه عملی.»
او افزود ویرانیها و تخلیه گسترده مناطق جنوبی لبنان در پی تشدید مناقشه، امکان بهرهگیری از پوشش جمعیتی را برای اجرای چنین عملیاتهایی از میان برده است.
به گفته این تحلیلگر، پیشرفتهای فناوری در حوزه شناسایی و نظارت، همراه با دسترسی اسرائیل به بانک گستردهای از اهداف، اجرای این نوع عملیات را با دشواری جدی روبهرو کرده است؛ بهویژه در شرایطی که نظارت مستمر و ردیابی دقیق، تحرک میدانی را محدود میکند.
صخر اضافه کرد تاکتیکهای دهه ۱۹۸۰ تنها به عملیات انتحاری محدود نمیشود، بلکه اقداماتی مانند ترور و آدمربایی را نیز در بر میگیرد. با این حال، در شرایط کنونی، طرح این موضوعات بیش از آن که جنبه عملیاتی داشته باشد، کارکردی تبلیغاتی، سیاسی و معطوف به مصرف داخلی پیدا کرده است.
او ادامه داد: «این گفتمان بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بر مسئولان و نیروهای سیاسی [لبنان] به کار گرفته میشود تا آنها را به سمت انتخاب گزینههای خاصی در سیاست خارجی سوق دهد.»
در روزهای اخیر، تنشهای لفظی میان جوزف عون، رییسجمهوری لبنان و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بر نگرانیها درباره تشدید بیثباتی در این کشور افزوده است.
قاسم هفتم اردیبهشت گفتوگوهای مستقیم دولت لبنان با اسرائیل را «گناهی بزرگ» خواند و گفت این مذاکرات لبنان را «بیثبات» خواهد کرد.
عون نیز در پاسخ، به وابستگی حزبالله به جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: «خیانت را کسانی مرتکب میشوند که کشور خود را برای تامین منافع خارجی به جنگ میبرند.»
تصویر ماهوارهای از میزان ویرانیها در روستای کفر کلا در جنوب لبنان
آیا عملیات انتحاری میتواند اثرگذاری میدانی داشته باشد؟
فادی داوود، کارشناس نظامی، به الشرق الاوسط گفت طرح بازگشت به شیوههای عملیاتی دهه ۱۹۸۰ صرفا یک فضاسازی رسانهای نیست، بلکه این گزینه در میان ظرفیتهای حزبالله وجود دارد.
او افزود با وجود پیشرفتهای قابل توجه در فناوریهای نظارتی و اطلاعاتی، عملیات استشهادی همچنان میتواند اثرگذاری میدانی داشته باشد، زیرا «فناوری در برابر یک عنصر انسانی مصمم برای رسیدن به هدفش، کارایی محدودی دارد».
داوود در عین حال تاکید کرد اجرای چنین عملیاتی در داخل اسرائیل مستلزم نفوذ و دسترسی مستقیم به هدف است. موضوعی که با چالشهای جدی میدانی روبهروست و باعث میشود میزان موفقیت آن متغیر باشد.
به گفته این تحلیلگر، صرف مطرح شدن چنین گزینهای دارای ابعاد روانی و راهبردی است، زیرا تجربههای گذشته را برای اسرائیل یادآوری میکند و این پیام را میرساند که «هرگونه توافقی که موازنه قدرت را نادیده بگیرد»، میتواند به تشدید تنش خارج از چارچوبهای متعارف منجر شود.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله همچنان گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.
مقامهای حکومت ایران بهعنوان پشتیبان اصلی حزبالله، تاکنون بهطور جدی با خلع سلاح این گروه مخالفت کردهاند.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی در منطقه از سوی جمهوری اسلامی در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دست به گریبان بودهاند.
خبرنگار ایراناینترنشنال گزارش داد برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت در نشستی با دونالد ترامپ، طرحهای جدید برای اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی را ارائه کردند.
به گزارش سمیرا قرایی، در این جلسه همچنین آخرین جزییات مربوط به تحرکات و جابهجایی نظامیان آمریکایی در خاورمیانه به اطلاع ترامپ رسید.
در این نشست، سه سرفصل کلی مطرح شد که یکی از آنها ورود نیروهای زمینی آمریکا به جزایر کوچک اطراف تنگه هرمز بهمنظور بازگشایی این گذرگاه راهبردی بود.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
همچنین، اعزام نیروهای ویژه به اصفهان برای خارج کردن اورانیوم با غنای ۶۰ درصد جمهوری اسلامی مورد بحث قرار گرفت.
در محور سوم، انجام حملات برقآسا و سنگین از سوی ایالات متحده بررسی شد.
احتمال آغاز مجدد درگیریها در منطقه
در روزهای اخیر و بهدنبال به بنبست رسیدن مذاکرات تهران و واشینگتن، چشمانداز رویارویی دو طرف در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
ترامپ اول اردیبهشت آتشبس موقت با تهران را تمدید کرد، اما محاصره تنگه هرمز و بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش ایالات متحده بهمنظور تشدید فشارها بر جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد.
برخی گمانهزنیها از احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی حکایت دارند. در همین حال، ارتش ایالات متحده به استقرار نیروها و ادوات نظامی خود در منطقه ادامه میدهد.
پایگاه خبری بلومبرگ ۱۰ اردیبهشت گزارش داد سنتکام درخواست کرده است موشک مافوق صوت «عقاب سیاه»، متعلق به نیروی زمینی آمریکا، برای استفاده احتمالی علیه جمهوری اسلامی، به خاورمیانه منتقل شود.
هدف از این اقدام، دستیابی به سامانهای با بُرد بیشتر برای هدف قرار دادن پرتابگرهای موشکهای بالستیک در عمق خاک ایران عنوان شده است.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی به لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه ادامه میدهند و از آمادگی تهران برای دور جدید رویارویی احتمالی سخن میگویند.
محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی و از اعضای هیات اعزامی به مذاکرات اسلامآباد، تهدید کرد در صورت «تعرض به بزرگان» جمهوری اسلامی، «هیچ یک از پادشاهان کشورهای عربی و کاخشان در منطقه سالم نخواهد ماند».
او به کشورهای منطقه هشدار داد این تهدید را «جدی بگیرند» و مانع از ادامه فعالیت پایگاههای آمریکا در خاکشان شوند.
پیشتر شبکه خبری انبیسی به نقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی از فرصت آتشبس موقت برای خارج کردن موشکها و سایر مهمات خود از زیر آوار بهره میبرد.
به گفته این منابع، ایالات متحده معتقد است که حکومت ایران میکوشد به سرعت قابلیتهای پهپادی و موشکی خود را بازسازی کند تا در صورت تصمیم ترامپ برای ازسرگیری عملیات نظامی، قادر به انجام حملاتی در سراسر خاورمیانه باشد.
به نوشته گلفنیوز، ایالات متحده در حال بررسی استفاده از موشک پیشرفته هایپرسونیک «دارک ایگل» در جنگ با حکومت ایران است؛ گزینهای که میتواند نشانه ورود به مرحلهای جدید از تشدید تنشها، حتی در شرایط آتشبس شکننده، باشد.
بر اساس این گزارش، سامانه «دارک ایگل» که بهطور رسمی «سلاح هایپرسونیک برد بلند» نام دارد، هنوز بهطور کامل عملیاتی نشده و در صورت استفاده، نخستین بهکارگیری یک سلاح هایپرسونیک آمریکایی در یک درگیری واقعی خواهد بود. این موشک زمینپایه برای حملات دقیق در بردهای طولانی علیه اهداف بهشدت محافظتشده و حساس به زمان طراحی شده است.
نشریه اماراتی گلفنیوز مینویسد این سامانه با سرعتی بیش از پنج برابر سرعت صوت (بیش از ماخ ۵) حرکت میکند و بهدلیل قابلیت مانور در میانه مسیر، رهگیری آن برای سامانههای پدافندی بسیار دشوار است. برد این موشک حدود ۲۷۰۰ کیلومتر برآورد شده و میتواند اهدافی مانند سامانههای پدافند هوایی، مراکز فرماندهی و سایتهای پرتاب موشک را در عمق خاک دشمن هدف قرار دهد.
دلیل بررسی این گزینه به نوشته گلفنیوز، درخواست برای بررسی استقرار این سلاح، پس از آنکه [حکومت] ایران برخی داراییهای کلیدی نظامی خود را به خارج از برد سامانههای فعلی حمله دقیق آمریکا منتقل کرد، از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا مطرح شده است.
این اقدام در شرایطی بررسی میشود که دونالد ترامپ همزمان با تکیه بر محاصره دریایی برای فشار اقتصادی - که آن را «موثرتر از بمباران» توصیف کرده - گزینههای نظامی را نیز همچنان روی میز نگه داشته است.
استقرار «دارک ایگل» میتواند توان آمریکا را برای هدف قرار دادن اهداف عمیق و مستحکم افزایش دهد، بدون آنکه بلافاصله به یک کارزار گسترده هوایی متوسل شود.
محدودیتها و ارزیابیها با وجود قابلیتهای پیشرفته، تحلیلگران هشدار میدهند که این سلاح بهتنهایی «تغییردهنده بازی» نخواهد بود. برنامه هایپرسونیک آمریکا هنوز در حال تکامل است و این سامانه تاکنون در میدان نبرد آزمایش نشده است. همچنین تعداد محدود این موشکها - با هزینهای حدود ۱۵ میلیون دلار برای هر واحد - نشان میدهد که استفاده از آن احتمالاً محدود و هدفمند خواهد بود.
پیامدهای راهبردی و خطرات گلفنیوز تاکید میکند که حتی طرح موضوع استفاده از این موشک، پیام روشنی درباره آمادگی آمریکا برای استفاده از گزینههای پیشرفته نظامی ارسال میکند. همزمان گزارشها از آمادهسازی طرحهایی برای حملات «کوتاه و قدرتمند» علیه زیرساختهای ایران حکایت دارد که نشاندهنده شکنندگی آتشبس است.
به گفته تحلیلگران، ورود سلاحهای هایپرسونیک به این درگیری میتواند سطح تنش را بهطور قابل توجهی افزایش داده و خطر گسترش درگیری در منطقه را بالا ببرد، بهویژه در شرایطی که حکومت ایران نیز در حال تقویت توان نظامی خود است.
به گزارش گلفنیوز، بررسی استقرار «دارک ایگل» نشان میدهد که با وجود توقف نسبی درگیریها، مسیر تشدید تنش همچنان باز است و آینده «جنگ ایران» نهتنها به فشار اقتصادی، بلکه به نحوه استفاده از گزینههای نظامی پیشرفته نیز وابسته خواهد بود.
سندیکای اخبار یهودیان، در یک تحلیل به قلم سردبیرش تاکید میکند که شکست حکومت ایران نیازمند ترکیبی از فشار اقتصادی و نظامی است؛ اما تحقق این هدف به زمان و صبر سیاسی بستگی دارد که ممکن است در داخل آمریکا محدود باشد.
جاناتان توبین، سردبیر سندیکای اخبار یهودیان و ستوننویس نیوزویک، در این تحلیل مینویسد که با وجود گذشت دو ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، نشانهای از پایان سریع درگیری دیده نمیشود و همین موضوع به چالشی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. افزایش قیمت سوخت و نارضایتی عمومی از درگیریهای خارجی، بر چشمانداز انتخاباتی این حزب تاثیر منفی گذاشته است.
با این حال، نویسنده تاکید میکند که برخلاف برخی ادعاها، [حکومت] ایران در این جنگ پیروز نیست. به گفته او، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل خسارات قابل توجهی به توان نظامی، برنامه موشکی و بخشهایی از برنامه هستهای ایران وارد کرده و توان این کشور برای تهدید غرب کاهش یافته است. با این وجود، این دستاوردها برای دستیابی به «پیروزی قاطع» کافی نیست.
بنبست مذاکرات و تداوم فشار در این تحلیل آمده است که [حکومت] ایران بهدلیل ماهیت ایدئولوژیک حکومت و نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی احتمالاً حاضر به عقبنشینی در موضوعاتی مانند برنامه هستهای، موشکی و حمایت از گروههای نیابتی نخواهد شد. در عین حال، تهران با ایجاد اختلال در تنگه هرمز توانسته اهرم فشاری بر بازار انرژی جهانی ایجاد کند.
توبین معتقد است راهبرد ترامپ بر پایه ترکیب تحریمها و اقدام نظامی شکل گرفته است؛ رویکردی که ریشه در سیاست «فشار حداکثری» دوره نخست ریاستجمهوری او دارد. به گفته او، این سیاست پیشتر نیز تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته و توان مالی این کشور برای حمایت از فعالیتهای منطقهای را محدود کرده بود.
نقش محاصره و منابع مالی در ادامه تحلیل آمده است که محاصره بنادر ایران و محدود کردن صادرات نفت، آخرین منابع مالی حکومت را هدف قرار داده است. این فشار اقتصادی در کنار تهدید نظامی میتواند در بلندمدت توان حکومت را تضعیف کند، بهویژه اگر منابع مالی سپاه پاسداران کاهش یابد.
در عین حال، نویسنده تاکید میکند که صرف حملات نظامی یا صرف فشار اقتصادی بهتنهایی برای پایان دادن به جنگ کافی نیست و ترکیب این دو عامل میتواند مؤثرتر باشد.
محدودیتهای سیاسی و زمانی این تحلیل همچنین به فشارهای داخلی بر ترامپ اشاره میکند؛ از یک سو منتقدانی که خواهان پایان جنگ هستند و از سوی دیگر حامیانی که خواستار تشدید عملیات نظامیاند. با این حال، ترامپ تمایلی به ورود به یک جنگ زمینی پرهزینه ندارد و بهدنبال ادامه فشار از راههای دیگر است.
به گزارش سندیکای اخبار یهودیان، نویسنده هشدار میدهد که موفقیت این راهبرد به زمان نیاز دارد، اما محدودیتهای سیاسی - بهویژه انتخابات میاندورهای - ممکن است فرصت اجرای کامل آن را کاهش دهد.
این تحلیل نتیجه میگیرد که جنگ با [حکومت] ایران احتمالاً با یک راهحل سریع پایان نخواهد یافت و دستیابی به نتیجه نیازمند صبر، تداوم فشار و مدیریت همزمان ابزارهای اقتصادی و نظامی است؛ با این حال، مشخص نیست که آیا شرایط سیاسی در آمریکا اجازه ادامه این مسیر را خواهد داد یا نه.