حزبالله و بازگشت به «عملیات استشهادی»؛ عقبگرد راهبردی یا جنگ روانی؟
روزنامه الشرق الاوسط به نقل از منابع نظامی در حزبالله لبنان گزارش داد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی در حال بررسی طرح بازگشت به «تاکتیکهای دهه ۱۹۸۰» و گزینههای رزمی غیرمتعارف، از جمله فعالسازی مجدد «گروههای استشهادی» است.
به گزارش الشرق الاوسط، اکنون این پرسش مطرح است که آیا طرح گزینه ازسرگیری فعالیت «گروههای استشهادی» صرفا تلاشی برای بسیج نیروها است یا اینکه امکان اجرای عملی آن نیز وجود دارد.
«عملیات استشهادی» در گفتمان حزبالله مفهوم تازهای نیست. در جریان درگیریها در سال ۲۰۲۴، حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله، از نیروهای این گروه در جنوب لبنان با عنوان «استشهادیها» یاد کرده بود.
نصرالله مهرماه ۱۴۰۳ در حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت کشته شد.
در روزهای اخیر و پس از تشدید حملات متقابل حزبالله و ارتش اسرائیل، سطح تنشها در منطقه بار دیگر افزایش یافته و آتشبس شکننده در لبنان بیش از پیش در معرض فروپاشی است.
محدودیتهای محیطی و تحول فناوری
برخی تحلیلگران تحقق چنین سناریویی را با تردید ارزیابی میکنند.
یعرب صخر، کارشناس نظامی، در مصاحبه با الشرق الاوسط گفت: «واقعیت میدانی در جنوب لبنان باعث میشود که سخن گفتن از بازگشت عملیات انتحاری، بیشتر به یک بحث نظری نزدیک باشد تا یک گزینه عملی.»
او افزود ویرانیها و تخلیه گسترده مناطق جنوبی لبنان در پی تشدید مناقشه، امکان بهرهگیری از پوشش جمعیتی را برای اجرای چنین عملیاتهایی از میان برده است.
به گفته این تحلیلگر، پیشرفتهای فناوری در حوزه شناسایی و نظارت، همراه با دسترسی اسرائیل به بانک گستردهای از اهداف، اجرای این نوع عملیات را با دشواری جدی روبهرو کرده است؛ بهویژه در شرایطی که نظارت مستمر و ردیابی دقیق، تحرک میدانی را محدود میکند.
صخر اضافه کرد تاکتیکهای دهه ۱۹۸۰ تنها به عملیات انتحاری محدود نمیشود، بلکه اقداماتی مانند ترور و آدمربایی را نیز در بر میگیرد. با این حال، در شرایط کنونی، طرح این موضوعات بیش از آن که جنبه عملیاتی داشته باشد، کارکردی تبلیغاتی، سیاسی و معطوف به مصرف داخلی پیدا کرده است.
او ادامه داد: «این گفتمان بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بر مسئولان و نیروهای سیاسی [لبنان] به کار گرفته میشود تا آنها را به سمت انتخاب گزینههای خاصی در سیاست خارجی سوق دهد.»
در روزهای اخیر، تنشهای لفظی میان جوزف عون، رییسجمهوری لبنان و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بر نگرانیها درباره تشدید بیثباتی در این کشور افزوده است.
قاسم هفتم اردیبهشت گفتوگوهای مستقیم دولت لبنان با اسرائیل را «گناهی بزرگ» خواند و گفت این مذاکرات لبنان را «بیثبات» خواهد کرد.
عون نیز در پاسخ، به وابستگی حزبالله به جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: «خیانت را کسانی مرتکب میشوند که کشور خود را برای تامین منافع خارجی به جنگ میبرند.»
تصویر ماهوارهای از میزان ویرانیها در روستای کفر کلا در جنوب لبنان
آیا عملیات انتحاری میتواند اثرگذاری میدانی داشته باشد؟
فادی داوود، کارشناس نظامی، به الشرق الاوسط گفت طرح بازگشت به شیوههای عملیاتی دهه ۱۹۸۰ صرفا یک فضاسازی رسانهای نیست، بلکه این گزینه در میان ظرفیتهای حزبالله وجود دارد.
او افزود با وجود پیشرفتهای قابل توجه در فناوریهای نظارتی و اطلاعاتی، عملیات استشهادی همچنان میتواند اثرگذاری میدانی داشته باشد، زیرا «فناوری در برابر یک عنصر انسانی مصمم برای رسیدن به هدفش، کارایی محدودی دارد».
داوود در عین حال تاکید کرد اجرای چنین عملیاتی در داخل اسرائیل مستلزم نفوذ و دسترسی مستقیم به هدف است. موضوعی که با چالشهای جدی میدانی روبهروست و باعث میشود میزان موفقیت آن متغیر باشد.
به گفته این تحلیلگر، صرف مطرح شدن چنین گزینهای دارای ابعاد روانی و راهبردی است، زیرا تجربههای گذشته را برای اسرائیل یادآوری میکند و این پیام را میرساند که «هرگونه توافقی که موازنه قدرت را نادیده بگیرد»، میتواند به تشدید تنش خارج از چارچوبهای متعارف منجر شود.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله همچنان گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.
مقامهای حکومت ایران بهعنوان پشتیبان اصلی حزبالله، تاکنون بهطور جدی با خلع سلاح این گروه مخالفت کردهاند.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی در منطقه از سوی جمهوری اسلامی در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دست به گریبان بودهاند.
کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری و سازمان بشردوستانه آکسفام در گزارشی به مناسبت اول مه، روز جهانی کارگر، اعلام کردند شکاف دستمزدی میان کارگران و مدیران عامل در جهان بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، در فاصله سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵، دستمزد واقعی کارگران در سطح جهانی ۱۲ درصد کاهش یافت، در حالی که دستمزد واقعی مدیران عامل در همین دوره ۵۴ درصد افزایش داشت.
همچنین در سال گذشته میلادی، دستمزد واقعی مدیران عامل شرکتهای بزرگ جهان با رشد ۱۱ درصدی همراه بود، اما دستمزد واقعی کارگران تنها ۰.۵ درصد بیشتر شد.
دستمزد واقعی به میزان قدرت خرید درآمد پس از کسر اثر تورم گفته میشود و نشان میدهد افراد با حقوق خود چه مقدار کالا و خدمات میتوانند تهیه کنند.
این مطالعه ۱۵۰۰ شرکت با بالاترین سطح پرداخت در ۳۳ کشور را در بر گرفته است که اطلاعات مربوط به حقوق مدیران عامل خود در سال ۲۰۲۵ را منتشر کردهاند.
میانگین دریافتی مدیران عامل در سال گذشته، شامل حقوق و پاداشها، به ۸.۴ میلیون دلار رسید که در مقایسه با رقم ۷.۶ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴، از افزایش چشمگیری حکایت دارد.
در مقابل، یک کارگر در مقیاس جهانی باید بهطور متوسط حدود ۴۹۰ سال کار کند تا به چنین سطحی از درآمد برسد.
این گزارش همچنین به شکاف جنسیتی در دستمزدها اشاره دارد. بر اساس دادهها، زنان شاغل در این شرکتها بهطور میانگین ۱۶ درصد کمتر از مردان درآمد دارند.
شکاف فزاینده میان دستمزد مدیران عامل و کارگران، بخشی از یک روند بلندمدت است که در آن، مدیران ارشد و سهامداران بهره بیشتری از اقتصاد جهانی میبرند.
بر پایه بررسی کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری و آکسفام، ابرثروتمندان از محل مالکیت شرکتها سودهای کلانی به دست میآورند.
در این میان، حدود هزار میلیاردر در سال ۲۰۲۵ در مجموع ۷۹ میلیارد دلار سود سهام دریافت کردند؛ رقمی که معادل ۲۵۰۰ دلار در هر ثانیه است.
از جمله بالاترین پرداختها در سال گذشته میتوان به برنار آرنو، مالک برند لوکس الویاماچ، با ۳.۸ میلیارد دلار و آمانسیو اورتگا، مالک ایندیتکس (زارا)، با ۳.۷ میلیارد دلار اشاره کرد.
نفوذ سیاسی میلیاردرها
میلیاردرها همچنین از ثروت خود برای افزایش نفوذ سیاسی بهره میبرند. بر اساس یافتههای یک نظرسنجی در سطح جهان، نیمی از مردم معتقدند «ثروتمندان اغلب انتخابات را در کشورهای خود میخرند».
برآوردهای آکسفام نشان میدهد احتمال رسیدن میلیاردرها به مناصب سیاسی چهار هزار برابر بیش از شهروندان عادی است.
ثروت میلیاردرها در سال ۲۰۲۶ به رکوردی بیسابقه رسیده است. تنها در مدت ۱۲ ماه، آنها ۴ تریلیون دلار به داراییهای خود افزودهاند؛ رقمی که مجموع ثروتشان را به ۱.۵ تریلیون دلار بیش از دارایی ۴.۱ میلیارد نفر از فقیرترین جمعیت جهان رسانده است.
همچنین تعداد میلیاردرها نسبت به سال گذشته ۴۰۰ نفر افزایش یافته که ۴۵ نفر از آنها ثروت خود را از حوزه هوش مصنوعی بهدست آوردهاند.
خبرنگار ایراناینترنشنال گزارش داد برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت در نشستی با دونالد ترامپ، طرحهای جدید برای اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی را ارائه کردند.
به گزارش سمیرا قرایی، در این جلسه همچنین آخرین جزییات مربوط به تحرکات و جابهجایی نظامیان آمریکایی در خاورمیانه به اطلاع ترامپ رسید.
در این نشست، سه سرفصل کلی مطرح شد که یکی از آنها ورود نیروهای زمینی آمریکا به جزایر کوچک اطراف تنگه هرمز بهمنظور بازگشایی این گذرگاه راهبردی بود.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
همچنین، اعزام نیروهای ویژه به اصفهان برای خارج کردن اورانیوم با غنای ۶۰ درصد جمهوری اسلامی مورد بحث قرار گرفت.
در محور سوم، انجام حملات برقآسا و سنگین از سوی ایالات متحده بررسی شد.
احتمال آغاز مجدد درگیریها در منطقه
در روزهای اخیر و بهدنبال به بنبست رسیدن مذاکرات تهران و واشینگتن، چشمانداز رویارویی دو طرف در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
ترامپ اول اردیبهشت آتشبس موقت با تهران را تمدید کرد، اما محاصره تنگه هرمز و بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش ایالات متحده بهمنظور تشدید فشارها بر جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد.
برخی گمانهزنیها از احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی حکایت دارند. در همین حال، ارتش ایالات متحده به استقرار نیروها و ادوات نظامی خود در منطقه ادامه میدهد.
پایگاه خبری بلومبرگ ۱۰ اردیبهشت گزارش داد سنتکام درخواست کرده است موشک مافوق صوت «عقاب سیاه»، متعلق به نیروی زمینی آمریکا، برای استفاده احتمالی علیه جمهوری اسلامی، به خاورمیانه منتقل شود.
هدف از این اقدام، دستیابی به سامانهای با بُرد بیشتر برای هدف قرار دادن پرتابگرهای موشکهای بالستیک در عمق خاک ایران عنوان شده است.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی به لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه ادامه میدهند و از آمادگی تهران برای دور جدید رویارویی احتمالی سخن میگویند.
محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی و از اعضای هیات اعزامی به مذاکرات اسلامآباد، تهدید کرد در صورت «تعرض به بزرگان» جمهوری اسلامی، «هیچ یک از پادشاهان کشورهای عربی و کاخشان در منطقه سالم نخواهد ماند».
او به کشورهای منطقه هشدار داد این تهدید را «جدی بگیرند» و مانع از ادامه فعالیت پایگاههای آمریکا در خاکشان شوند.
پیشتر شبکه خبری انبیسی به نقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی از فرصت آتشبس موقت برای خارج کردن موشکها و سایر مهمات خود از زیر آوار بهره میبرد.
به گفته این منابع، ایالات متحده معتقد است که حکومت ایران میکوشد به سرعت قابلیتهای پهپادی و موشکی خود را بازسازی کند تا در صورت تصمیم ترامپ برای ازسرگیری عملیات نظامی، قادر به انجام حملاتی در سراسر خاورمیانه باشد.
به نوشته گلفنیوز، ایالات متحده در حال بررسی استفاده از موشک پیشرفته هایپرسونیک «دارک ایگل» در جنگ با حکومت ایران است؛ گزینهای که میتواند نشانه ورود به مرحلهای جدید از تشدید تنشها، حتی در شرایط آتشبس شکننده، باشد.
بر اساس این گزارش، سامانه «دارک ایگل» که بهطور رسمی «سلاح هایپرسونیک برد بلند» نام دارد، هنوز بهطور کامل عملیاتی نشده و در صورت استفاده، نخستین بهکارگیری یک سلاح هایپرسونیک آمریکایی در یک درگیری واقعی خواهد بود. این موشک زمینپایه برای حملات دقیق در بردهای طولانی علیه اهداف بهشدت محافظتشده و حساس به زمان طراحی شده است.
نشریه اماراتی گلفنیوز مینویسد این سامانه با سرعتی بیش از پنج برابر سرعت صوت (بیش از ماخ ۵) حرکت میکند و بهدلیل قابلیت مانور در میانه مسیر، رهگیری آن برای سامانههای پدافندی بسیار دشوار است. برد این موشک حدود ۲۷۰۰ کیلومتر برآورد شده و میتواند اهدافی مانند سامانههای پدافند هوایی، مراکز فرماندهی و سایتهای پرتاب موشک را در عمق خاک دشمن هدف قرار دهد.
دلیل بررسی این گزینه به نوشته گلفنیوز، درخواست برای بررسی استقرار این سلاح، پس از آنکه [حکومت] ایران برخی داراییهای کلیدی نظامی خود را به خارج از برد سامانههای فعلی حمله دقیق آمریکا منتقل کرد، از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا مطرح شده است.
این اقدام در شرایطی بررسی میشود که دونالد ترامپ همزمان با تکیه بر محاصره دریایی برای فشار اقتصادی - که آن را «موثرتر از بمباران» توصیف کرده - گزینههای نظامی را نیز همچنان روی میز نگه داشته است.
استقرار «دارک ایگل» میتواند توان آمریکا را برای هدف قرار دادن اهداف عمیق و مستحکم افزایش دهد، بدون آنکه بلافاصله به یک کارزار گسترده هوایی متوسل شود.
محدودیتها و ارزیابیها با وجود قابلیتهای پیشرفته، تحلیلگران هشدار میدهند که این سلاح بهتنهایی «تغییردهنده بازی» نخواهد بود. برنامه هایپرسونیک آمریکا هنوز در حال تکامل است و این سامانه تاکنون در میدان نبرد آزمایش نشده است. همچنین تعداد محدود این موشکها - با هزینهای حدود ۱۵ میلیون دلار برای هر واحد - نشان میدهد که استفاده از آن احتمالاً محدود و هدفمند خواهد بود.
پیامدهای راهبردی و خطرات گلفنیوز تاکید میکند که حتی طرح موضوع استفاده از این موشک، پیام روشنی درباره آمادگی آمریکا برای استفاده از گزینههای پیشرفته نظامی ارسال میکند. همزمان گزارشها از آمادهسازی طرحهایی برای حملات «کوتاه و قدرتمند» علیه زیرساختهای ایران حکایت دارد که نشاندهنده شکنندگی آتشبس است.
به گفته تحلیلگران، ورود سلاحهای هایپرسونیک به این درگیری میتواند سطح تنش را بهطور قابل توجهی افزایش داده و خطر گسترش درگیری در منطقه را بالا ببرد، بهویژه در شرایطی که حکومت ایران نیز در حال تقویت توان نظامی خود است.
به گزارش گلفنیوز، بررسی استقرار «دارک ایگل» نشان میدهد که با وجود توقف نسبی درگیریها، مسیر تشدید تنش همچنان باز است و آینده «جنگ ایران» نهتنها به فشار اقتصادی، بلکه به نحوه استفاده از گزینههای نظامی پیشرفته نیز وابسته خواهد بود.
سندیکای اخبار یهودیان، در یک تحلیل به قلم سردبیرش تاکید میکند که شکست حکومت ایران نیازمند ترکیبی از فشار اقتصادی و نظامی است؛ اما تحقق این هدف به زمان و صبر سیاسی بستگی دارد که ممکن است در داخل آمریکا محدود باشد.
جاناتان توبین، سردبیر سندیکای اخبار یهودیان و ستوننویس نیوزویک، در این تحلیل مینویسد که با وجود گذشت دو ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، نشانهای از پایان سریع درگیری دیده نمیشود و همین موضوع به چالشی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. افزایش قیمت سوخت و نارضایتی عمومی از درگیریهای خارجی، بر چشمانداز انتخاباتی این حزب تاثیر منفی گذاشته است.
با این حال، نویسنده تاکید میکند که برخلاف برخی ادعاها، [حکومت] ایران در این جنگ پیروز نیست. به گفته او، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل خسارات قابل توجهی به توان نظامی، برنامه موشکی و بخشهایی از برنامه هستهای ایران وارد کرده و توان این کشور برای تهدید غرب کاهش یافته است. با این وجود، این دستاوردها برای دستیابی به «پیروزی قاطع» کافی نیست.
بنبست مذاکرات و تداوم فشار در این تحلیل آمده است که [حکومت] ایران بهدلیل ماهیت ایدئولوژیک حکومت و نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی احتمالاً حاضر به عقبنشینی در موضوعاتی مانند برنامه هستهای، موشکی و حمایت از گروههای نیابتی نخواهد شد. در عین حال، تهران با ایجاد اختلال در تنگه هرمز توانسته اهرم فشاری بر بازار انرژی جهانی ایجاد کند.
توبین معتقد است راهبرد ترامپ بر پایه ترکیب تحریمها و اقدام نظامی شکل گرفته است؛ رویکردی که ریشه در سیاست «فشار حداکثری» دوره نخست ریاستجمهوری او دارد. به گفته او، این سیاست پیشتر نیز تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته و توان مالی این کشور برای حمایت از فعالیتهای منطقهای را محدود کرده بود.
نقش محاصره و منابع مالی در ادامه تحلیل آمده است که محاصره بنادر ایران و محدود کردن صادرات نفت، آخرین منابع مالی حکومت را هدف قرار داده است. این فشار اقتصادی در کنار تهدید نظامی میتواند در بلندمدت توان حکومت را تضعیف کند، بهویژه اگر منابع مالی سپاه پاسداران کاهش یابد.
در عین حال، نویسنده تاکید میکند که صرف حملات نظامی یا صرف فشار اقتصادی بهتنهایی برای پایان دادن به جنگ کافی نیست و ترکیب این دو عامل میتواند مؤثرتر باشد.
محدودیتهای سیاسی و زمانی این تحلیل همچنین به فشارهای داخلی بر ترامپ اشاره میکند؛ از یک سو منتقدانی که خواهان پایان جنگ هستند و از سوی دیگر حامیانی که خواستار تشدید عملیات نظامیاند. با این حال، ترامپ تمایلی به ورود به یک جنگ زمینی پرهزینه ندارد و بهدنبال ادامه فشار از راههای دیگر است.
به گزارش سندیکای اخبار یهودیان، نویسنده هشدار میدهد که موفقیت این راهبرد به زمان نیاز دارد، اما محدودیتهای سیاسی - بهویژه انتخابات میاندورهای - ممکن است فرصت اجرای کامل آن را کاهش دهد.
این تحلیل نتیجه میگیرد که جنگ با [حکومت] ایران احتمالاً با یک راهحل سریع پایان نخواهد یافت و دستیابی به نتیجه نیازمند صبر، تداوم فشار و مدیریت همزمان ابزارهای اقتصادی و نظامی است؛ با این حال، مشخص نیست که آیا شرایط سیاسی در آمریکا اجازه ادامه این مسیر را خواهد داد یا نه.
به گزارش فایننشال تایمز، صندوق پوشش ریسک الیوت در نامهای به سرمایهگذاران، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران را با نبرد متفقین علیه نازیها مقایسه کرده و از اقدام پیشدستانه برای مهار آنچه «تهدید جهانی» خوانده، دفاع کرده است.
بر اساس این گزارش، الیوت منیجمنت (Elliott Management) در تازهترین نامه خود، ایرانِ دارای سلاح هستهای را «تهدیدی برای کل جهان» توصیف کرده و تاکید کرده است که اقدام پیشدستانه علیه یک «قدرت خصمانه» پیش از دستیابی به توانایی انفجار هستهای در مناطق پرجمعیت «کاملاً ضروری» است.
مقایسه با جنگ جهانی دوم فایننشال تایمز مینویسد این صندوق با رد این دیدگاه که ایدئولوژیها را نمیتوان با زور از میان برد یا اینکه جنگها بینتیجه هستند، به تجربه تاریخی جنگ جهانی دوم اشاره کرده است. الیوت در این نامه تاکید کرده که شکست ناسیونالسوسیالیسم آلمان و امپریالیسم ژاپن به شکلگیری برخی از «باثباتترین دموکراسیهای جهان» انجامید.
به گفته منابع آگاه، این نامهها معمولاً توسط پل سینگر نوشته میشود؛ فردی که به ارتباط با جریانهای حامی اسرائیل شناخته میشود.
نقش و نفوذ الیوت در بازارهای جهانی این گزارش یادآور میشود که الیوت، که در ۱۹۷۷ تاسیسشده، یکی از قدرتمندترین صندوقهای سرمایهگذاری فعال در جهان است که با در اختیار گرفتن سهامهای کلان در شرکتها، بر تصمیمات مدیریتی آنها تاثیر میگذارد. این صندوق در حال حاضر حدود ۸۰ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت دارد.
الیوت علاوه بر سرمایهگذاری در شرکتهایی مانند بورس لندن، بریتیش پترولیوم (BP) و پپسی، در داراییهای حساس سیاسی نیز فعالیت دارد. در یکی از موارد شاخص، این صندوق در چارچوب اختلاف بر سر بدهیهای دولتی، یک کشتی نیروی دریایی آرژانتین را توقیف کرد.
پیوندهای سیاسی و منافع ژئوپلیتیک فایننشال تایمز گزارش میدهد که سینگر از حامیان مالی حزب جمهوریخواه در آمریکا است و در کارزار انتخابات ۲۰۲۴ دهها میلیون دلار به نامزدهای محافظهکار و گروههای حامی دونالد ترامپ کمک کرده است.
این صندوق همچنین در برخی تحولات ژئوپلیتیک منافع اقتصادی دارد؛ از جمله در ونزوئلا، جایی که با باز شدن صنعت نفت به روی شرکتهای آمریکایی، سرمایهگذاریهای الیوت میتواند از افزایش واردات نفت سود ببرد.
چالشهای عملکردی در عین حال، این صندوق با انتقادهایی درباره کاهش بازدهی نیز مواجه شده است. به نوشته فایننشال تایمز، الیوت در سهماهه نخست سال حدود یک درصد سود کسب کرده، در حالی که شاخص S&P 500 نزدیک به پنج درصد کاهش یافته است.
به گزارش فایننشال تایمز، موضعگیری اخیر الیوت نشاندهنده حمایت بخشی از سرمایهگذاران بانفوذ از رویکرد سختگیرانهتر در قبال حکومت ایران است؛ رویکردی که در کنار ابعاد ژئوپلیتیک، با ملاحظات اقتصادی و منافع بازارهای جهانی نیز گره خورده است.