گیلیارد، آرامستان تاریخی یهودیان در دماوند، در محاصره زباله و تخریب گسترده قبور قرار دارد
گورستان تاریخی گیلیارد که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و یکی از مهمترین آرامستانهای مربوط به جامعه یهودیان در ایران است، طی ماههای اخیر با روندی فزاینده در معرض تخریب، رهاشدگی و آلودگی قرار گرفته است. این گورستان در غرب شهر دماوند واقع شده است.
سایت حقوق بشری هرانا، چهارشنبه ۱۹ آذر به نقل از منابع محلی گزارش داد که بخشهایی از این گورستان به محل انباشت زباله و نخاله تبدیل شده و شمار زیادی از سنگقبرها دچار شکستگی، جابهجایی یا تخریب شدهاند.
همچنین آثار متعدد حفاریهای غیرمجاز در نقاط مختلف این گورستان مشاهده شده است؛ حفاریهایی که در برخی موارد به شکل حفرههای عمیق در میان قبور مشاهده شده است.
هرانا نوشت احتمالا این امر با هدف یافتن اشیای تاریخی یا بهدستآوردن اموال همراه با متوفیان انجام شده و علاوه بر جنبه مجرمانه، به ساختار تاریخی آرامستان آسیبهای جدی وارد کرده است.
این نخستینبار نیست که اماکن مذهبی و فرهنگی در ایران با رهاشدگی، تعرض یا تخریب مواجه میشوند.
در سالهای گذشته موارد متعدد مشابه در مورد آرامستانهای یهودیان، بهائیان، ارامنه و سایر اقلیتها گزارش شده است.
دوم شهریور نیز یک کنشگر میراث فرهنگی از تخریب و به آتش کشیدن سنگ گورهای تاریخی آرامستان هزار ساله «دارالسلام» شیراز و ساخت سازهای در حریم و عرصه این اثر ثبت ملی خبر داد.
هرانا با استناد به مشاهدات میدانی و گزارشهای محلی نوشت گورستان گیلیارد فاقد حصار ایمن، نگهبانی و برنامه منظم پاکسازی است.
پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که آرامستان گیلیارد از دو بخش قدیم و جدید تشکیل شده و بر روی بسیاری از سنگقبرهای آن کتیبههای عبری، تصاویر «منورا» و نماد ستاره داوود حک شده است؛ بخشهایی از این محوطه قدمتی چندصد ساله دارند و نشاندهنده حضور دیرینه جامعه یهودیان در منطقه هستند.
در همین حال، یک شاهد محلی در گفتوگو با این سایت حقوق بشری گفته است: «اینجا کاملا رها شده است. نه حفاظتی وجود دارد، نه مرمتی و نه اقدامی برای جلوگیری از حفاریهای شبانه. پیگیریهای محلی نیز بیپاسخ مانده است.»
در بخش دیگری از گزارش هرانا آمده است که بیتوجهی به گورستان گیلیارد، افزون بر تخریب میراث فرهنگی، نقض همزمان چند تعهد قانونی جمهوری اسلامی در حوزه حقوق اقلیتهای دینی و حفاظت از آثار ثبتشده محسوب میشود.
بر اساس گزارش هرانا، رهاشدگی و تخریب گورستان گیلیارد نقض همزمان تعهدات داخلی و بینالمللی جمهوری اسلامی است.
طبق اصل ۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانون حفظ آثار ملی و برنامه ششم توسعه، حکومت موظف به حفاظت، مرمت و جلوگیری از حفاری و تعرض به این اثر ثبتشده و سایر اماکن فرهنگی مشابه است و با پذیرش میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز متعهد شده از اماکن فرهنگی و هویت مذهبی جامعه یهودی پاسداری کند.
این گزارش تاکید کرده که گورستان گیلیارد بخشی از میراث مشترک فرهنگی ایران به شمار میرود و وضعیت کنونی آن، افزون بر تهدید حافظه تاریخی منطقه، نگرانیها درباره تبعیض ساختاری و نبود سازوکار مؤثر برای حفاظت از اماکن متعلق به اقلیتها را افزایش داده است.
رسانههای وابسته به سپاه پاسداران، از توقیف یک شناور در بوشهر خبر دادند. نیروی دریایی سپاه اعلام کرد این شناور حامل ۳۵۰ هزار لیتر گازوییل قاچاق بوده است. در ایران پیش از افزایش قیمت سوخت، معمولا اخبار توقیف محمولههای قاچاق سوخت منتشر میشود.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، چهارشنبه ۱۹ آذر، خبر داد این شناور با پرچم سوازیلند، با حکم قضایی در ساحل بوشهر توقیف شده است.
بر اساس گزارش این رسانه، ۱۳ ملوان این شناور تبعه هندوستان و «کشورهای همسایه» بودند که همگی بهدست نیروی دریایی سپاه دستگیر شدند.
این خبر بهطور گسترده در رسانههای داخلی پوشش داده شده است. همزمان، احمدرضا رادان، فرمانده فراجا نیز اعلام کرد این نیرو در هماهنگی با نیروهای مرزبانی، در ۸ ماه نخست سال جاری، ۲۳۰ میلیون لیتر سوخت قاچاق را کشف کرده است.
از ۱۷ آذر، قیمت بنزین به طور ناگهانی افزایش یافت. افزایش قیمت بنزین و سوخت، بهطور مستقیم بر زندگی و معیشت شهروندان به طور مستقیم تاثیر میگذارد.
با اینحال، تغییر قیمت گازوییل بهعنوان سوخت اصلی ناوگان حمل و نقل کالا تبعاتی به مراتب عمیقتر در سطح عمومی و قیمت کالاها در بر دارد.
مصوبه بهاره دولت
در اردیبهشتماه، تصویری از مصوبه دولت در رسانهها منتشر شد. مصوبهای که نشان میداد دولت قصد دارد قیمت گازوییل را به صورت سهنرخی عرضه کند. بر اساس آن مصوبه، کارشناسان برآورد کردند قیمت دوم و سوم گازوییل، ۲۸ هزار و ۵۰۰ و ۴۲ هزار تومان تعیین خواهد شد.
تا پایان سال ۱۴۰۲، قیمت هر لیتر گازوییل سهمیهای ۳۰۰ تومان و قیمت آزاد آن ۶۰۰ تومان بود. اواخر سال ۱۴۰۳، پیشنهاد شد گازوییل غیر سهمیهای به قیمت فوب خلیج فارس که در آن زمان حدود ۲۸ هزار تومان بود، بهفروش برسد. شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، همان زمان موضوع را بهشدت تکذیب و اعلام کرد هیچ برنامهای برای افزایش قیمت گازوییل وجود ندارد.
عقبنشینی دولت در تابستان
قرار بود مصوبه از تیرماه اجرایی شود. چندهفته پس از انتشار مصوبه، رانندگان کامیون به طور گسترده دست به اعتصاب زدند.
در ایران، شبکه حمل و نقل کالا، با وجود تلاشهای گسترده جمهوری اسلامی، همچنان در دست کامیونداران حقیقی است. در واقع اکثر رانندگان کامیون، مالک کامیونها هم هستند. بر خلاف بسیاری از بخشهای اقتصاد ایران، در شبکه حمل و نقل، شرکتهای حاکمیتی، خصولتی و نزدیک به حاکمیت موفقیت چندانی بهدست نیاوردهاند.
در نتیجه اعتصاب کامیونداران، دولت پس از چند هفته عقبنشینی کرد و مصوبه افزایش قیمت گازوییل، معلق شد.
احتمال افزایش قیمت گازوئیل با تجربه بنزین
اگرچه هیچ اعلام رسمی درباره افزایش قیمت گازوییل منتشر نشده است، اما اشارههایی از درون حاکمیت بهچشم میخورد. حسین صمصامی، نماینده اصولگرای منتقد دولت در مجلس شورای اسلامی، پنجشنبه ۱۳ آذر، پستی در شبکه ایکس منتشر کرد و نوشت در ایران، وقتی سخن از «قاچاق سوخت» به میان میآید، منظور گازوییل است، نه بنزین.
صمصامی در ادامه، با اشاره به مصوبه دولت و قیمت فوب خلیج فارس گازوییل، برآورد کرد قیمت آزاد گازوییل هر لیتر حدود ۶۶ هزار تومان است.
اگرچه نوشته صمصامی، به انتقاد از جلوگیری از قاچاق با افزایش قیمت پرداخته بود، اما انتشار آن، از سوی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، احتمالا پاسخ به تلاشهایی در دولت است.
موضوعی که با انتشار گسترده اخبار توقیف گازوییل قاچاق همزمان شده است.
در پی چند نرخی شدن بنزین و اعلام افزایش قیمت آن از ۲۲ آذر، شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتهاند این تصمیم باعث بالا رفتن هزینههای زندگی و موج تازهای از گرانی در کالاهای اساسی شده و سفرهها را خالیتر و بسیاری از خانوادهها را به زیر خط فقر کشانده است.
برخی مخاطبان در پیامهای خود گفتهاند افزایش قیمت بنزین، حتی قبل از اجرا، اثر خودش را گذاشته و به کاهش شدید قدرت خریدشان منجر شده است.
بسیاری از بالا رفتن زنجیرهوار قیمتها از جمله، هزینه رفتوآمد، خوراک، اجاره مسکن، درمان و خدمات روزمره خبر دادند و تاکید کردند که دستمزدهای فعلی، بهویژه برای کارگران، معلمان و کارمندان، با هزینههای رفتوآمد و دیگر مخارج زندگی همخوانی ندارد.
برخی نیز گفتند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و زندگی را نه زیستن که تنها دوام آوردن توصیف کردند.
گروهی هم به تجربه سالهای گذشته اشاره کردند و گفتند افزایش قیمت بنزین، تکراری فرساینده است که هر بار، سفرهها را کوچکتر و جمعیت درگیر با فقر اقتصادی را بیشتر میکند.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۱۷ آذر اعلام کرد طرح عرضه بنزین پنج هزار تومانی از بامداد ۲۲ آذر اجرا میشود.
مسعود پزشکیان نیز ۱۶ آذر در مراسم روز دانشجو در دانشگاه بهشتی تهران، در پاسخ به سوالی درباره وعده انتخاباتی گران نکردن بنزین و عمل بر خلاف آن، گفت: «توزیع بنزین با شرایط کنونی ضد عدالت است و محرومان را تحت فشار قرار میدهد.»
این تصمیم، در شرایطی اعلام شده که نگرانیها درباره موج تازه گرانی کالاها افزایش یافته است.
فشار بر معیشت و رفتوآمد
برخی مخاطبان از اثر فوری گرانی بنزین بر رفتوآمد روزانه نوشتند. معلمی توضیح داد که با حقوق ۱۴ میلیون تومانی و افزایش کرایهها، حتی رفتن به محل کار برایش سخت شده است.
فرد دیگری که گفته تنها یک موتورسیکلت دارد، گفت کارت سوخت ندارد و اگر مجبور شود بنزین آزاد بزند، باید روزانه هزینه سنگینی بابت سوخت بپردازد که با درآمدش همخوانی ندارد.
در روایت دیگری از استان سیستان و بلوچستان، یکی از شهروندان توضیح داد که حذف سهمیه بنزین آزاد و محدودیت برای خودروهای پلاک منطقه، هم هزینه زندگی مردم را بالا برده و هم ارزش خودروهایشان را پایین آورده است.
بخش بزرگی از پاسخها به اثر «دومینووار» گرانی بنزین اشاره داشت و مخاطبان نوشتهاند با بالا رفتن قیمت سوخت، قیمت خوراکیها، نان، لبنیات، میوه و حتی آب و برق و گاز هم بالا میرود.
یکی از شهروندان نوشت برنج کمیاب و بسیار گران شده و پیرمردها و پیرزنها ناچارند برای تامین هزینهها در سن و سال بالا کار کنند.
مادری که سرپرست دو فرزند است، توضیح داد که پس از هر موج گرانی، لرزش و اضطراب به جانش میافتد؛ از رفتن به بازار میترسد چون میداند با پولش فقط چند قلم محدود میتواند بخرد.
او نوشت فشار اقتصادی، ناامیدی و بحرانهای روحی را تشدید کرده و حرف از افزایش خودکشیها زد؛ نشانهای تلخ از فرسودگی روانی جامعه.
شهروندی نیز در پیامی گفت: «برای من هیچ فرقی نمیکند بنزین چه قیمتی داشته باشد؛ چون وقتی آب از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب، فرقی نمیکند. شرایط برایم آنقدر سخت شده که اگر یک روز بچهها از من بخواهند بیرون برویم و گشتی در بازار بزنیم، تن و بدنم میلرزد.»
او به افزایش پیاپی قیمتها اشاره کرد و افزود: «میترسم بیرون بروم و اعتراض کنم، چون مانند خیلیهای دیگر کشته خواهم شد.»
ناامیدی، خشم و حس بنبست
در بخش دیگری از واکنشها، مردم تاکید کردند که گرانی بنزین هر سال تکرار میشود و هر بار زندگی مردم در ایران را یک پله دیگر به زیر خط فقر میکشاند.
گروهی دیگر از خشم انباشته و فرسودگی عمومی سخن گفتند و نوشتند دیگر امیدی به اصلاح ندارند و زندگی را فقط کار کردن شبانهروزی تا فرسودگی کامل توصیف کردند.
حتی کسانی که خودروی شخصی ندارند، اعلام کردند ترکشهای تورمی گرانی بنزین، دیر یا زود به آنها هم میرسد و شیرازه زندگیشان را از هم میپاشد.
برخی مخاطبان هم به نشانههای عینی این اضطراب اشاره کردند. یکی از شهروندان در تنکابن نوشت پمپبنزینها شلوغ شده و مردم با گالنهای ۲۰ لیتری برای ذخیره سوخت هجوم آوردهاند.
در مجموع، پاسخهای مخاطبان ایراناینترنشنال نشان میدهد افزایش قیمت بنزین برای بخش بزرگی از جامعه، فقط یک تصمیم اقتصادی نیست، بلکه ضربهای همزمان به معیشت و روان آنهاست.
آنها از سالهایی گفتهاند که زیر بار گرانی کمرشان خم شده و حالا، با موج تازه گرانی، تنها تلاش میکنند دوام بیاورند؛ نه اینکه زندگی کنند.
بر اساس یافتههای یک پژوهش، محدودیتهای ساختاری و فشارهای اقتصادی و فرهنگی در ایران، جوانان را از مسیرهای واقعی موفقیت دور میکند، از توان ریسکپذیری آنها میکاهد و آنها را به مقایسه مداوم خود با دیگران و دنبالهروی از سلبریتیهای شبکههای اجتماعی سوق میدهد.
شکیلا مرادی، کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی، و علی روحانی و علیرضا افشانی، اعضای هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه یزد، یافتههای تحقیق خود را در آخرین شماره فصلنامه «جامعهشناسی فرهنگ و هنر» منتشر کردند.
این مطالعه با هدف بررسی دلایل دنبالهروی جوانان از سلبریتیها و تاثیر آن بر نگاه نسل جوان به موفقیت فردی، به مصاحبه با دانشجویان ۱۸ تا ۱۹ ساله دانشگاه یزد و تحلیل تجربه زیسته آنها پرداخت.
بر اساس یافتهها، «رشد سریع رسانهها و گسترش فضاهای ارتباطی»، مرجعیت سنتی را به چالش کشیده و عرصهای را فراهم آورده که در آن سلبریتیها و میکرواینفلوئنسرها نقش پررنگی در هدایت ذوق، سبک زندگی و تعریف موفقیت برای نسل جوان پیدا کردهاند.
بخش مهمی از مصاحبهها نشان میدهد بسیاری از جوانان، آگاهانه یا ناخودآگاه، ویژگیهای ظاهری و رفتاری چهرههای مشهور را معیار سنجش موفقیت خود در نظر میگیرند.
یکی از مصاحبهشوندگان با اشاره به تقلید از سبک پوشش و رفتار برخی افراد مشهور، بهویژه بازیگرانی چون تام هاردی و شخصیتهای مجموعه «فرار از زندان»، از تاثیر این چهرهها بر جوانان سخن گفت.
در نمونهای دیگر، فردی که در مسیر ورزش حرفهای فعالیت میکند، توضیح داد چگونه محتواهای مرتبط با ورزشکاران شناختهشده بر انگیزه او اثر میگذارد. او تاکید کرد: «من دارم راهشو طی میکنم.»
به گفته پژوهشگران، در کشورهای در حال توسعهای همچون ایران، بهدلیل وجود محدودیتهای ساختاری، بهویژه در حوزههای اقتصادی و فرهنگی، امکان تجربهورزی و ریسکپذیری برای جوانان کاهش مییابد.
در این مقاله آمده است: «چنین وضعیتی آنان را در مقایسههای دائمی و تحقیرکننده با همسالان خود قرار میدهد و آنان را وادار میکند که زندگی خود را در ترازو قرار دهند؛ ترازویی که قاعدتا حسرتبار است.»
مرادی و همکاران معتقدند این شرایط، جوانان را بیش از پیش به سوی فضای مجازی سوق میدهد؛ محیطی که در آن مقایسههای مداوم با همتایان و توصیههای سادهسازیشده سلبریتیها، فشار روانی مضاعفی ایجاد میکند و «حسرتهایی واقعی و فراواقعی» را در پی دارد.
آواتارهای فراواقعی؛ جایی که موفقیت سراب میشود
هسته نظری این پژوهش حول مقوله «آواتارپایی: حسرتهای فراواقعی» شکل گرفت.
به تعبیر نویسندگان، آواتارپایی زمانی رخ میدهد که جوانان در مواجهه با تصاویر صیقلخورده و اغراقشده از زندگی افراد مشهور، «بین واقعیت و تصور ذهنی از امکان موفقیت» گرفتار میشوند.
در این مقاله آمده است که «بهواسطه محدودیتهای ساختاری و آواتارپایی برای موفقیت، حسرتهای فراواقعی در جوانان شکل میگیرد» و موفقیت برای آنان به سرابی دائمی تبدیل میشود.
به باور مرادی و همکاران، دنبالهروی افراطی از سلبریتیها میتواند حسرت را در فرد فعال کند و انتشار «کوچکترین خبر و عکسی» از موفقیت آنان بر روی جمع زیادی از افراد تاثیر بگذارد.
بر پایه نتایج پژوهش، پیامدهای دنبالهروی از چهرههای مشهور تنها به تقلید ظاهری محدود نمیشود.
بخشی از جوانان در همین رابطه به «پذیرش فشارهای عاطفی»، «ناسازگاری سلیقهای در خانواده» و «سازگاری اجباری» اشاره کردند؛ یعنی تضادی که میان ارزشهای خانوادگی و جهانبینی دیجیتال پدید میآید.
از سوی دیگر، حس ناکامی ناشی از مقایسه دائمی میتواند بر مسیر انتخاب تحصیلی یا شغلی تاثیرگذار باشد.
این وضعیت، جوانان را در معرض «مقایسههای تحقیرآمیز» قرار میدهد و «مقیاسی سرشار از حسرت» میسازد.
جامعه جهانی بهائی و دیدهبان حقوق بشر در بیانیهای مشترک اعلام کردند مقامهای جمهوری اسلامی با صدور احکام سنگین زندان و مصادره اموال، سرکوب بهائیان را پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، شدت بخشیدهاند.
به گفته این دو نهاد حقوق بشری در بیانیه مشترک چهارشنبه ۱۹ آذر، قوه قضاییه همزمان با «تحریک عمومی به تبعیض و تبلیغ نفرت و انتشار اطلاعات نادرست» علیه این اقلیت مذهبی، آزار و تعقیب بهائیان را هدایت میکند.
بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیدهبان حقوق بشر، گفت: «مقامات ایران به نحوی بیامان مشغول آزار و تعقیب بهائیها هستند و آنها را صرفا بهخاطر باورهای مذهبیشان از اساسیترین حقوق انسانی خود محروم میکنند که مصداق جنایتی ادامهدار علیه بشریت محسوب میشود.»
او افزود: «هیچ بخشی از زندگی بهائیان در ایران نیست که متاثر از نقض جدی حقوق و جرایم تحت حقوق بینالملل نباشد.»
هفتم آذر نیز پارلمان اروپا با صدور قطعنامهای، سرکوب سیستماتیک و تشدید آزار جامعه بهائیان در ایران را محکوم کرد و از جمهوری اسلامی خواست به دههها تبعیض ساختاری پایان دهد، زندانیان بهائی را آزاد کند و اموال مصادرهشده این شهروندان را بازگرداند.
وثاق سنائی، یکی از سخنگوهای جامعه جهانی بهائی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت: «این قطعنامه بر عملکرد ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی، بهویژه در قبال جامعه بهائی، تاکید کرده است.»
ثبت بیش از ۷۵۰ مورد آزار و تعقیب بهائیان
در بخش دیگری از بیانیه مشترک جامعه جهانی بهائی و دیدهبان حقوق بشر آمده است که جامعه جهانی بهائی از تیر تا آبان سال جاری بیش از ۷۵۰ اقدام آزار و تعقیب در اقصی نقاط ایران را مستند کرده که سه برابر میزان ثبتشده در همین بازه زمانی در سال ۱۴۰۳ است.
این موارد شامل بیش از ۲۰۰ یورش به منازل و کسبوکارها و در پی آن بازجویی منجر به بازداشت و دستگیری حداقل ۱۱۰ شهروند بهائی میشود.
دادگاههای انقلاب برای بیش از ۱۰۰ شهروند بهائی جلسه رسیدگی برگزار و احکامی جدید بین دو تا ۱۰ سال زندان علیه بهائیان صادر کردند.
همچنین در این دوره حداقل ۴۵ بهائی برای شروع گذراندن حکم زندان خود احضار شدند. در میان افراد زندانیشده، مادرانی هستند که از کودکان خردسالشان جدا شدهاند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل در ژنو گفت: «نظامی قضایی که باید عدالت و بیطرفی در پیش گیرد و پناهگاهی در برابر سرکوب باشد، در عوض، به شکل سلاحی برای آزار و تعقیب بهائیان، دگراندیشان و دیگر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی در ایران ایفای نقش میکند.»
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
در هفتهها و ماههای اخیر، فشارهای جمهوری اسلامی بر جامعه بهائیان ایران بهطور محسوسی افزایش یافته است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند. قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
۸۲ وکیل دادگستری با انتشار بیانیهای آمادگی خود را برای همراهی با خانواده خسرو علیکردی، وکیل دادگستری جانباخته و پشتیبانی از آنها در مسیر روشن شدن حقیقت اعلام کردند. همزمان جواد علیکردی، وکیل دادگستری، در چهارمین روز پس از خاکسپاری برادرش به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
وکیلان دادگستری ساکن ایران در بیانیهای که چهارشنبه ۱۹ آذر منتشر شد، اعلام کردند: «فقدان این وکیل شریف ضایعهای دردناک و جبرانناپذیر برای جامعه حقوقی کشور است و یاد و نامشان همواره در خاطرهها باقی خواهد ماند.»
آنها در ادامه خواستار بررسی «با دقت و رویکرد کاملا فنی و کارشناسی» رخداد مربوط به جانباختن علیکردی شدند.
در این بیانیه تاکید شد: «تمامی مستندات و اطلاعات مرتبط در سریعترین زمان ممکن در اختیار خانواده محترم دکتر علیکردی قرار گیرد تا تمامی ابعاد موضوع با شفافیت کامل و بدون هیچگونه ابهام یا اغماض روشن شود.»
محمدحسین آقاسی، شهلا اروجی، محمود بهزادیراد، میلاد پناهیپور، فرشته تابانیان، حسین تاج، مصطفی دانشجو، امیرسالار داوودی، پیام درفشان، فرزانه دهقان، امیر رئیسیان، نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی، محمد سیفزاده، علی شریفزاده اردکانی، مریم کیانارثی و مصطفی نیلی، از جمله وکیلان امضاکننده این بیانیه هستند.
پیکر علیکردی صبح ۱۵ آذر در دفتر کارش در مشهد پیدا شد و بسیاری از کاربران رسانههای اجتماعی و برخی وکلا و فعالان سیاسی و مدنی، مرگ او را «قتل حکومتی» خواندند.
این وکیل دادگستری در شبکه اجتماعی ایکس، خود را «وکیل معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی، زندانی سیاسی پیشین، محروم از تحصیل دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران و دانشجوی ستارهدار مقطع ارشد دانشگاه علامه» معرفی کرده بود.
احضار برادر وکیل جانباخته
جواد علیکردی، برادر این وکیل جانباخته اعلام کرد چهارشنبه ۱۹ آذر در چهارمین روز پس از خاکسپاری برادرش، تلفنی به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد.
او در واکنش به احضار خود نوشت: «این حضور را در هر شرایطی موجب افتخار و نشانهای از پایبندی خود به حق، حقیقت و مسئولیت انسانی میدانم. اگر روزی بر من این خاموشی تحمیل شد، از همه میخواهم حقیقت را فراموش نکنند و پیگیر روشن شدن مسیر سرنوشت من و برادرم خسرو باشند.»
سایت حقوق بشری هرانا به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این وکیل دادگستری نوشت او که دوران محکومیت حبس خود را تحت نظارت پابند الکترونیکی در خارج از زندان سپری میکند، صبح چهارشنبه برای ساعاتی در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد مورد بازجویی قرار گرفت.
جواد علیکردی پیشتر با اتهامهایی نظیر «تشکیل و اداره گروه تلگرامی با هدف براندازی و بر هم زدن امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و اهانت به رهبری»، محاکمه و در نهایت محکوم به حبس و مجازاتهای تکمیلی شده بود.
منبع مطلع اعلام کرد علت احضار، «اظهارات اعتراضی او در پی جانباختن برادرش» بوده است.
این برادر دادخواه پیشتر در حاشیه مراسم یادبود نیز اعلام کرد بعد از جان باختن برادرش پیامکهای تهدیدآمیز از سوی افراد نزدیک به حاکمیت دریافت کرده است.
او در مراسم ختم برادرش به ابهامهای موجود اشاره کرد و گفت نیروهای امنیتی پس از کشف پیکر، همه دوربینهای مداربسته دفتر کار را با خود بردهاند و با وجود پیگیریهای خانواده، هنوز هیچ تصویری در اختیار آنها قرار نگرفته است.
مرگ پرابهام علیکردی بار دیگر نگرانیها را درباره امنیت جانی وکلای مستقل، فعالان مدنی و منتقدان جمهوری اسلامی پررنگ کرده است. پروندهای که خانواده این وکیل جانباخته، جامعه حقوقی کشور، نهادهای حقوق بشری و زندانیان سیاسی، خواستار بررسی آن از مسیرهایی مستقل، شفاف و خارج از ساختارهای امنیتی حاکم هستند.