• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران‌اینترنشنال

۲۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

نورآباد ممسنی در استان فارس پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به اعتراضات پیوست و سرکوب خونین معترضان در این شهر زودتر از بسیاری از نقاط دیگر آغاز شد.

روایت‌ها، تصاویر و اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد نیروهای حکومتی از ۱۴ دی با گاز اشک‌آور، گلوله‌های ساچمه‌ای و تیر جنگی به معترضان در نورآباد ممسنی حمله کردند.

این سرکوب در روزهای بعد شدت گرفت و شنبه ۲۰ دی در محدوده دادگستری نورآباد، به کشتاری گسترده انجامید.

بر اساس گزارش‌های رسیده، معترضان نورآباد دست‌کم از ۱۴ دی برای دومین بار به خیابان‌ها آمدند.

تجمع‌ها و اعتراضات در نقاط مختلف شهر، از جمله بلوار هفت‌تیر، بلوار امام، خیابان شریعتی، میدان اصلی و مقابل ساختمان دادگستری شکل گرفت.

در همان ساعات ابتدایی، حضور گسترده نیروهای مسلح، فضای به‌شدت امنیتی و قطع یا اختلال اینترنت گزارش شد.

نیروهای حکومتی ابتدا با شلیک گاز اشک‌آور کوشیدند جمعیت را متفرق کنند، اما پس از ادامه اعتراضات، به سوی مردم تیراندازی کردند. شماری از شهروندان نیز برای در امان ماندن از شلیک‌ها در مغازه‌ها محبوس شدند.

در جریان سرکوب ۱۴ دی، چندین معترض، از جمله یک دختر ۱۴ ساله، با شلیک گلوله و ساچمه مجروح شدند.

یک شاهد عینی از اصابت ساچمه به چشم، بینی و شکم یکی از اعضای خانواده‌اش خبر داد.

گزارش‌هایی نیز درباره کشته شدن یک معترض بر اثر شلیک مستقیم و جان‌ باختن یک شهروند بر اثر مشکلات تنفسی ناشی از گاز اشک‌آور منتشر شد.

آریا زارعی از جمله معترضانی بود که بر اساس اطلاعات رسیده، در جریان اعتراضات نورآباد با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

خانواده آریا پس از کشته شدن او برای امضای متنی حکومتی و خودداری از رسانه‌ای کردن چگونگی جان‌ باختنش تحت فشار قرار گرفتند.

بهنام ایزدی، شهروند ۳۵ ساله نورآبادی، نیز از نخستین روزهای اعتراضات در خیابان حضور داشت.

او ۱۴ دی با خودروی پیکان خود به مجروحان و معترضان کمک می‌کرد که خودرویش هدف گلوله و گاز اشک‌آور قرار گرفت و به‌شدت آسیب دید.

ایزدی در این حمله مجروح شد، اما بار دیگر در اعتراضات شرکت کرد و سرانجام ۱۸ دی با شلیک مستقیم یک تک‌تیرانداز از پشت‌بام مقر بسیج به سر و چشم کشته شد.

تشدید سرکوب از ۱۸ دی؛ تیراندازی، انفجار و قطع برق

هم‌زمان با گسترش اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی، اعتصاب در نورآباد فراگیر شد و نیروهای امنیتی و نظامی با سلاح‌های جنگی در خیابان‌ها مستقر شدند.

شهروندان با آتش زدن لاستیک و مسدود کردن مسیرها، در برابر نیروهای حکومتی ایستادند و در برخی نقاط آن‌ها را عقب راندند.

در شامگاه ۱۸ دی، صدای انفجار و تیراندازی در بخش‌هایی از نورآباد به گوش رسید و برق شهر برای حدود ۲۰ دقیقه قطع شد. تصاویر و روایت‌های رسیده از این اعتراضات، دود غلیظ و شلیک را نشان می‌دهد.

معترضان در خیابان‌های منتهی به بانک ملی، فلکه آموزش‌وپرورش و محدوده دادگستری تجمع کردند و شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند. نیروهای حکومتی نیز با تیر جنگی به سوی آنان شلیک کردند.

بر پایه یکی از روایت‌های رسیده، نیروهای حکومتی ۱۹ دی دست‌کم ۱۲ معترض را کشتند. با این حال، به‌دلیل قطع اینترنت، انتقال پیکرها و مجروحان به مراکز وابسته به سپاه پاسداران و فشار بر خانواده‌ها، امکان تایید مستقل آمار دقیق جان‌باختگان وجود نداشته است.

کامیاب احمدی از جمله معترضانی بود که در این روزها کشته شد. مراسم خاکسپاری او با حضور شمار زیادی از مردم برگزار شد و پس از پایان مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و محدوده دادگستری حرکت کرد.

100%

۲۰ دی؛ محاصره معترضان و رگبار از ساختمان‌های اطراف دادگستری

شنبه ۲۰ دی، اعتراضات نورآباد پس از برگزاری مراسم خاکسپاری شماری از کشته‌شدگان وارد مرحله‌ای خونین‌تر شد. جمعیت از محل مراسم به سوی مرکز شهر حرکت کرد و حوالی عصر در مقابل دادگستری نورآباد تجمع کرد.

روایت‌های متعدد رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که نیروهای حکومتی پیشاپیش در داخل و روی پشت‌بام دادگستری و ساختمان‌های اطراف مستقر شده بودند.

پس از نزدیک شدن معترضان به محوطه دادگستری، نیروهای سپاه و دیگر یگان‌های مسلح از چند جهت مردم را هدف قرار دادند. مردم برای دفاع از خود پس از تیراندازی، ساختمان دادگستری را آتش زدند.

به گفته شاهدان، از پشت‌بام دادگستری، ساختمان پشت بانک ملی و مسیرهای خیابان پزشکان و کوچه تاکسی‌ها، با کلاشنیکف، تیربار و سلاح‌های سنگین به سوی جمعیت شلیک شد.

شاهدان گفتند معترضان در محدوده دادگستری محاصره شدند و تیراندازی بدون هشدار قبلی صورت گرفت.

در یکی از روایت‌ها آمده است شدت خون‌ریزی مجروحان و جان‌باختگان به حدی بود که خون از پله‌های طبقه دوم ساختمان تا طبقه پایین جریان پیدا کرده بود.

مهرشاد قائدی، آرمین شهریور، پریسا لشکری، کامیاب احمدی، آرمین گرجیان و علی باباکرمی از جمله نام‌هایی هستند که در ارتباط با کشتار نورآباد به ایران‌اینترنشنال رسیده‌اند.

به گفته شهروندان، نیروهای حکومتی پس از متفرق کردن جمعیت، پیکرها و مجروحان را از محل خارج کردند و شماری را به مراکز وابسته به سپاه انتقال دادند.

روایت‌هایی از آن شب به ایران‌اینترنشنال رسیده که حاکی از شلیک تیر خلاص به مجروحان در خیابان‌ها است.

چند روز پس از کشتار، آثار خون همچنان در مقابل دادگستری دیده می‌شد. طبق یک روایت، نیروهای حکومتی خیابان و پیاده‌رو را برای پاک کردن آثار خون شست‌وشو دادند.

پس از بارندگی و ایجاد انسداد در یک کانال آب سرپوشیده نیز پیکر دو نفر پیدا شد. گفته شده شماری از مجروحان برای فرار از تیراندازی به این کانال پناه برده و در همان مکان جان باخته بودند.

گزارش‌های رسیده همچنین حاکی است که حکومت پیکر کشته‌شدگان را به‌تدریج و گاه روزانه تنها به چند خانواده تحویل می‌داد. خانواده‌ها مجبور بودند تعهد کتبی بدهند، مراسم خاکسپاری را پیش از ساعت شش یا هفت صبح برگزار کنند و مانع از تجمع مردم شوند.

برخی خانواده‌ها گفتند برای تحویل پیکر فرزندانشان از آن‌ها مبالغی بین ۳۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان با عنوان هزینه گلوله یا حق تیر درخواست شده است.

در مواردی دیگر، تحویل پیکر به پذیرش این ادعا مشروط شده بود که فرد کشته‌شده عضو بسیج بوده است.

فشار بر خانواده‌ها و برگزاری مراسم‌های محدود و امنیتی، مانع ادامه اعتراضات نشد. بر اساس یکی دیگر از گزارش‌های رسیده، در مراسم خاکسپاری شماری از جان‌باختگان در روزهای بعد نیز درگیری رخ داد و نیروهای حکومتی بار دیگر به مردم حمله کردند.

امیررضا احمدی، نوجوان ۱۷ ساله‌ای که در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی در اعتراضات حضور داشت، حدود یک ماه بعد بازداشت شد.

بر پایه روایت رسیده، او پس از مدتی آزاد شد، اما یک روز پس از آزادی بر اثر عارضه قلبی جان باخت. نزدیکانش مرگ او را نتیجه شکنجه و تزریق داروهای نامشخص در دوران بازداشت می‌دانند.

مجموع روایت‌های رسیده از نورآباد ممسنی نشان می‌دهد این شهر نه‌تنها پیش از فراخوان‌های اصلی به اعتراضات پیوست، بلکه از نخستین نقاطی بود که نیروهای حکومتی در آن به‌طور سازمان‌یافته از گلوله جنگی، تک‌تیرانداز و سلاح‌های سنگین علیه معترضان استفاده کردند.

این در حالی است که ابعاد کامل سرکوب در نورآباد ممسنی به‌دلیل قطع اینترنت، فشار بر خانواده‌ها و پنهان کردن پیکرها همچنان روشن نشده است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
۱
روایت شما

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

۲

عروسی دوناروما با حضور هالند و مانچینی در جنوب ایتالیا

۳

تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا می‌فرستد

۴

وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

۵
تحلیل

شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

انتخاب سردبیر

  • سازمان حقوق بشر ایران: عیسی چاری، زندانی سیاسی، در خطر اعدام قرار دارد

    سازمان حقوق بشر ایران: عیسی چاری، زندانی سیاسی، در خطر اعدام قرار دارد

  • نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

    نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • فرزانه ساسانی‌پور؛ زنی که هنگام کمک به مجروحان، مقابل خانه مادرش کشته شد

    فرزانه ساسانی‌پور؛ زنی که هنگام کمک به مجروحان، مقابل خانه مادرش کشته شد

  • کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان

    کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان