شرمساری از بدن در نوجوانی زیر سایه شبکههای اجتماعی و فشارهای فرهنگی
فراتحلیلی تازه از پژوهشهای داخلی و خارجی درباره «شرمساری از بدن» در نوجوانان نشان میدهد رسانهها، شبکههای اجتماعی، فشارهای فرهنگی و خانوادهها بیشترین سهم را در شکلگیری این تجربه دارند و پیامدهای روانی قابل توجهی بر جای میگذارند.
فاطمه رازکردان شراهی و افسانه کمالی، نویسندگان این پژوهش از دانشگاه الزهرا، با مرور منظم متون و تجمیع یافتهها، تصویری از سازوکار شرمساری از بدن ارائه کردند.
بر اساس یافتههای این مطالعه که در آخرین شماره نشریه «مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» منتشر شد، بازنمایی «بدن ایدهآل» در رسانه و فضای مجازی میل به مقایسه را افزایش میدهد.
داوری همسالان و تذکرهای ظاهربینانه در خانواده نیز این چرخه را تقویت میکند و پیامدهایی مانند نارضایتی از ظاهر، اضطراب و الگوهای ناسالم تغذیه را در پی دارد.
بر اساس نتایج این فراتحلیل، موضوع «شرمساری از بدن» از سال ۲۰۱۸ وارد ادبیات نوجوانی شد و تا ۲۰۲۴ رشد چشمگیری پیدا کرد.
بیشتر مطالعات انجامشده در این حوزه به رشتههای روانشناسی و روانشناسی اجتماعی تعلق دارند و توجه به این موضوع در نشریات ایرانی و بینالمللی نیز طی این سالها روندی فزاینده یافته است.
عاملهای شرمساری از بدن
این پژوهش تایید میکند که پدیده شرمساری از بدن در میان نوجوانان شایع است. مهمترین منشاء این پدیده رسانهها و شبکههای اجتماعی، فشارهای اجتماعی و فرهنگی، و سپس خانوادهها هستند.
بر اساس ترکیب یافتهها، روایتهای مسلط از زیبایی و بدن ایدهآل در رسانه و فضای مجازی، میل به مقایسه را شدت میبخشد و در کنار داوری همسالان و اعضای خانواده، احساس «ناکافی بودن» و «نارضایتی از ظاهر» را تقویت میکند.
دادههای تجمیعی همچنین نشان میدهد که در منابع داخلی و خارجی، رسانهها و فشارهای فرهنگی، پرتکرارترین عوامل موثر در شکلگیری شرمساری از بدن بودهاند.
پیامدها و خلاءها در سطح سیاستگذاری
از پیامدهای برجسته شرمساری از بدن میتوان به کاهش عزت نفس، افسردگی و اضطراب، خودسرزنشی، الگوهای ناسالم تغذیه و در برخی موارد میل به خودکشی اشاره کرد.
به گفته نویسندگان، اکثر مطالعات انجامشده پیامدهای روانی شرمساری از بدن را برجسته میکنند، در حالی که نقش زمینههای اجتماعی و فرهنگی در تولید شرمساری و راهکارهای پیشگیرانه کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
یافتههای تحقیق بر لزوم اتخاذ سیاستهای اجتماعی و آموزشی مانند تقویت سواد رسانهای نوجوانان و والدین، آموزش درباره ساخت اجتماعی بدن و طراحی مداخلات مدرسهمحور برای کاهش مواجهههای آسیبزا تاکید دارند.
جنسیت و تمرکز نمونهها
در بیشتر پژوهشهای مورد مطالعه، تمرکز اصلی بر دختران نوجوان بوده و مطالعهای که تنها پسران را دربر بگیرد، انجام نشده است.
پژوهشگران میگویند این تمرکز تا حدی بازتاب این تصور است که شرمساری از بدن در میان دختران بیشتر دیده میشود. با این حال، آنان تاکید میکنند برای شناخت دقیقتر این پدیده، بررسی تجربه پسران نیز ضروری است.
این فراتحلیل برای شناخت دقیقتر پدیده «شرمساری از بدن»، ۵۱ پژوهش، شامل ۱۱ منبع داخلی و ۴۰ منبع بینالمللی، را از هشت پایگاه علمی مورد بررسی قرار داده است.
این پژوهش شرمساری از بدن در دوران نوجوانی را پدیدهای «چندلایه» توصیف میکند و یادآور میشود که بازنمایی بدن در رسانهها، هنجارهای فرهنگی، داوری همسالان و شیوه ارتباط خانواده با فرزند، همزمان با تغییرات بدنی این دوره در هم میآمیزند و احساس نارضایتی از ظاهر را تشدید میکنند.
پژوهشگران معتقدند برای مقابله با این روند، رویکردها باید از بررسی صرف روانشناختی به سمت مداخلات اجتماعی تغییر یابد و به شکلگیری نگرش واقعبینانهتر نسبت به بدن و کاهش فشارهای فرهنگی کمک کند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.