• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شرکت اسنپ مجوز کار گلاره عباسی، زندانی سیاسی سابق، را لغو کرد

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

گلاره عباسی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، از مسدود شدن حساب کاربری‌اش در شرکت اینترنتی اسنپ خبر داد. او با انتشار تصویر پیام اسنپ، علت مسدودی را «نبود صلاحیت لازم برای همکاری» اعلام کرد و نوشت: «آخه نیست من دزدم و مال مردم خوردم، همین جهت اسنپ به شدت ترسیده اجازه کار نمیده.»

100%
استوری اینستاگرام گلاره عباسی



عباسی پس از تحمل دوران محکومیت، تیر ۱۴۰۵ از زندان اوین آزاد شد. او پیش‌تر نیز به اتهام‌هایی از جمله «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به حبس محکوم شده بود.

Banner

پربازدیدترین‌ها

پس از اصابت یک پرتابه به شناور ایرانی، ترامپ احتمال ماندن در ایران و کنترل نفت را مطرح کرد
۱

پس از اصابت یک پرتابه به شناور ایرانی، ترامپ احتمال ماندن در ایران و کنترل نفت را مطرح کرد

۲

سی‌بی‌اس جزییات تازه‌ای از سرنگونی اف‌۱۵ آمریکا در ایران و نجات دو خدمه آن منتشر کرد

۳

ساسولو ۳-۲ یوونتوس؛ بیانکونری در ۱۰ دقیقه همه چیز را باخت

۴
روایت شما

بازگشت گشت ارشاد به خیابان‌ها در آستانه سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی

۵

نشست عمان به تعویق افتاد؛ اختلال در مسیرهای نفتی نگرانی از کاهش عرضه جهانی را افزایش داد

Banner

انتخاب سردبیر

  • چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت
    تحلیل

    چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

  • نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: ۹۷ درصد شهروندان تصمیم‌های مهم را در شرایط موجود عقب انداخته‌اند

    نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: ۹۷ درصد شهروندان تصمیم‌های مهم را در شرایط موجود عقب انداخته‌اند

  • علت احضار سفیر جمهوری اسلامی از سوی دولت موریتانی چه بود؟

    علت احضار سفیر جمهوری اسلامی از سوی دولت موریتانی چه بود؟

  • واکنش‌ها به راه‌اندازی سامانه «علاج»: حکومت از صدای ایرانیان خارج از کشور هم هراس دارد

    واکنش‌ها به راه‌اندازی سامانه «علاج»: حکومت از صدای ایرانیان خارج از کشور هم هراس دارد

  • بیشتر شدن بازرسی زندانیان سیاسی زن اوین و خانواده‌های آنان با لمس بدن و عریان‌سازی

    بیشتر شدن بازرسی زندانیان سیاسی زن اوین و خانواده‌های آنان با لمس بدن و عریان‌سازی

  • اقدام آمریکا برای مصادره ۶۱ میلیون دلار تتر مرتبط با فروش نفت ایران

    اقدام آمریکا برای مصادره ۶۱ میلیون دلار تتر مرتبط با فروش نفت ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

چهار سال پس از ژینا؛ نسلی که دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشت

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان
100%

چهار سال پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نسلی از نوجوانان و جوانان که شاهد تبدیل نام ژینا به رمز خیزش بودند، امروز با وجود ادامه سرکوب، از مرزهای اجتماعی و سیاسی پیش از ۱۴۰۱ گذشته‌اند و همچنان بر خواست تغییر بنیادین، آزادی و برابری تاکید می‌کنند.

دختری که در روزهای خیزش «زن، زندگی، آزادی» تازه پا به نوجوانی گذاشته بود، امروز در آستانه جوانی است. این چهار سال بخشی از دوره‌ای بوده که نگاه او به جامعه، حکومت و آزادی شکل گرفته است.

روسری‌سوزان زنان، شعارهای شبانه از پنجره خانه‌ها، اعتراض در مدرسه و دانشگاه و عمامه‌پرانی و ایستادن جوانان مقابل نیروهای سرکوب، بخشی از خاطره سال‌های رشد نوجوانان آن روزهاست.

یکی از ماندگارترین تغییرات را می‌توان در خیابان دید. زنان بسیاری با پوشش اختیاری در خیابان، دانشگاه، کافه، مراکز خرید و وسایل حمل‌ونقل عمومی حاضر می‌شوند یا بدون حجاب اجباری، دوچرخه و موتورسیکلت می‌رانند.

جمهوری اسلامی برای مقابله با این نافرمانی به بازداشت و احضار، ارسال پیامک، توقیف خودرو، مسدود کردن حساب‌های بانکی و سیم‌کارت، دوربین‌های نظارتی و پلمب کسب‌وکارها متوسل شده است.

آمار نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد طی چهار سال گذشته ده‌ها هزار زن به‌دلیل نوع پوشش خود با برخوردهای امنیتی و قضایی مواجه شده‌اند.

کنار گذاشتن حجاب اجباری یکی از آشکارترین نمونه‌های نافرمانی جمعی پس از ۱۴۰۱ است؛ رفتاری که با وجود هزینه‌های امنیتی و قضایی، در بخش‌هایی از جامعه ادامه یافته است.

همزمان با چهارمین سالگرد کشته شدن ژینا، ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران نیز برای ۲۵ شهریور فراخوان اعتصاب سراسری داد و از مردم خواست با بستن مغازه‌ها و بازار و حضور نیافتن در محل کار، به آن بپیوندند.

از کشته شدن ژینا تا زندان و اعدام معترضان

مهسا ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله کرد اهل سقز، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ پس از بازداشت به دست گشت ارشاد در تهران به بیمارستان منتقل شد و ۲۵ شهریور جان باخت.

بر سنگ مزار او نوشته شد: «ژینا جان، تو نمی‌میری، نامت یک رمز می‌شود.»

امجد امینی، پدر او، ۲۳ شهریور در آستانه چهارمین سالگرد کشته شدن دخترش، نوشت نام ژینا «از خانه کوچک ما فراتر رفت» و تاکید کرد خانواده او همچنان چشم‌انتظار آشکار شدن حقیقت است: «راز سربه‌مهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.»

نام ژینا خیلی زود به رمز اعتراض‌هایی تبدیل شد که از سقز و کردستان آغاز شد، به تهران رسید و سپس سراسر ایران را فرا گرفت. «ژن، ژیان، ئازادی» و معادل فارسی آن «زن، زندگی، آزادی»، به شناخته‌شده‌ترین شعار خیزش تبدیل شد.

«مرگ بر دیکتاتور»، «این آخرین پیامه/ هدف کل نظامه»، «فقر، فساد، گرونی/ می‌ریم تا سرنگونی» و «بهش نگید اعتراض/ اسمش شده انقلاب» نیز در خیابان‌ها شنیده شدند و جهت سیاسی اعتراض‌ها را نشان دادند.

علی خامنه‌ای و کلیت جمهوری اسلامی، هدف مستقیم بسیاری از شعارها بودند.

100%

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های خیزش «زن، زندگی، آزادی»، جهانی شدن سریع آن بود؛ موجی که با حمایت گسترده هنرمندان، ورزشکاران، دانشگاهیان، فعالان حقوق بشر و چهره‌های سیاسی در کشورهای مختلف همراه شد و نام ژینا و شعار «زن، زندگی، آزادی» را به بیرون از مرزهای ایران برد.

حکومت به اعتراض‌ها با کشتار، زخمی کردن و بازداشت گسترده پاسخ داد. نهادهای حقوق بشری شمار کشته‌شدگان خیزش را بیش از ۵۵۰ نفر اعلام کرده‌اند. شمار زیادی از معترضان زخمی شدند و شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای، بینایی یک یا هر دو چشم ده‌ها نفر را گرفت.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، اردیبهشت ۱۴۰۴ گفت در ارتباط با اعتراضات ۱۴۰۱ بیش از ۹۰ هزار پرونده تشکیل شد و دانش‌آموزان، دانشجویان و معلمان نیز در میان افراد این پرونده‌ها بودند.

پس از فروکش کردن تجمع‌های گسترده، برخورد با معترضان در دادگاه‌ها ادامه یافت. اعدام، حبس، شلاق، تبعید، جزای نقدی، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از حقوق اجتماعی، از جمله احکامی بودند که برای معترضان و فعالان مرتبط با خیزش صادر شدند.

محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، محمد حسینی، صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی، مجید کاظمی، میلاد زهره‌وند، محمد قبادلو، رضا رسایی، مجاهد کورکور، مهران بهرامیان، مهراب عبدالله‌زاده، عبدالجلیل شه‌بخش و عارف خوشکار، از کسانی بودند که در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات ۱۴۰۱ اعدام شدند.

معترضان دیگری همچنان با خطر اعدام روبه‌رو هستند که علی زارعی دوزدره‌سی از جمله آنهاست؛ او در خیزش ۱۴۰۱ بر اثر اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای از ناحیه چشم آسیب دید، پس از مدتی اقامت در آلمان به ایران بازگشت، بازداشت شد و دادگاه انقلاب او را به اعدام محکوم کرد.

ده‌ها معترض دیگر نیز حکم اعدام گرفته‌اند یا پرونده‌هایشان همچنان در دست بررسی است.

  • با وجود ۴۶ سال سرکوب، مقاومت و مبارزه زنان علیه جمهوری اسلامی ادامه دارد

    با وجود ۴۶ سال سرکوب، مقاومت و مبارزه زنان علیه جمهوری اسلامی ادامه دارد

گلرخ ایرایی، نسیم سیمیاری، حمید قره‌حسنلو، فرزانه قره‌حسنلو و حسین محمدی نیز از جمله صدها زندانی سیاسی مرتبط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» هستند که در دوران حبس با محدودیت‌هایی از جمله محرومیت از تماس تلفنی، ملاقات با خانواده و مرخصی روبه‌رو شده‌اند.

برای برخی از این زندانیان، بخش بزرگی از چهار سال گذشته پشت میله‌ها سپری شده؛ در همان سال‌هایی که بیرون از زندان، جامعه اعتراض‌ها و تغییرات دیگری را پشت سر گذاشته است.

نسلی که می‌گوید «به عقب برنمی‌گردیم»

کودکان و نوجوانان ۱۴۰۱ در این چهار سال بزرگ‌تر شده‌اند. برخی امروز دانشجو هستند، برخی وارد بازار کار شده‌اند و برخی ایران را ترک کرده‌اند. تجربه مشترک بسیاری از آنها، رشد کردن در جامعه‌ای است که یکی از گسترده‌ترین خیزش‌های تاریخ جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته است.

مدرسه در ۱۴۰۱ خود به یکی از صحنه‌های اعتراض تبدیل شد. دانش‌آموزان شعار دادند، تصاویر مقام‌های جمهوری اسلامی را از کلاس‌ها پایین کشیدند و دختران روسری از سر برداشتند. دانشگاه‌ها نیز هفته‌ها شاهد تجمع، تحصن و درگیری با نیروهای امنیتی بودند.

برای نسلی که این صحنه‌ها را در سال‌های شکل‌گیری هویت اجتماعی و سیاسی خود دیده، تجربه سیاست با خیابان، مدرسه، دانشگاه و زندگی روزمره، پیوند خورده است.

هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی-آمریکایی، آزادی را با توانایی انسان برای آغاز کردن و پدید آوردن چیزی تازه پیوند می‌داد. در اندیشه او، کنش سیاسی در میان دیگران و در عرصه عمومی شکل می‌گیرد و انقلاب‌ها از برجسته‌ترین لحظاتی هستند که امکان یک «آغاز تازه» پدیدار می‌شود.

برای نوجوانان ۱۴۰۱، چنین تجربه‌ای در مقیاسی گسترده در برابر چشمشان اتفاق افتاد: افرادی که شاید یکدیگر را نمی‌شناختند، شعار مشترک دادند، از یکدیگر حمایت کردند و در مدرسه، دانشگاه، محله و خیابان، به کنش جمعی پیوستند.

چهار سال بعد، این نسل با جامعه‌ای روبه‌روست که سرکوب در آن ادامه دارد، اما تجربه ۱۴۰۱ نیز از حافظه سیاسی آن پاک نشده است.

«زن، زندگی، آزادی» چه چیزی به اعتراض‌های بعد از خود داد؟

خیزش ۱۴۰۱ حکومت را تغییر نداد، اما زبان و افق اعتراض را تغییر داد. «زن، زندگی، آزادی» در کنار شعارهایی درباره سرنگونی و پایان جمهوری اسلامی، وارد زبان سیاسی اعتراض در ایران شد.

زنان در مرکز یک خیزش سراسری قرار گرفتند، دانش‌آموزان به یکی از نیروهای حاضر در اعتراض تبدیل شدند و نافرمانی از روزهای تجمع خیابانی به زندگی روزمره راه یافت. بخشی از رفتارهایی که در آن ماه‌ها شکل گرفت، در سال‌های بعد نیز ادامه پیدا کرد.

رزا لوکزامبورگ، نظریه‌پرداز و انقلابی مارکسیست، در پی شکست قیام ژانویه ۱۹۱۹ در برلین، شکست‌های جنبش‌های انقلابی را حلقه‌هایی از یک زنجیره تاریخی می‌دید که می‌توانند زمینه پیروزی‌های بعدی را فراهم کنند. او تجربه و شناخت به‌دست‌آمده از این شکست‌ها را بخشی از قدرت جنبش انقلابی می‌دانست.

اعتراض‌های بعد از ۱۴۰۱ از نقطه‌ای آغاز شدند که خیزش «زن، زندگی، آزادی» به آن رسیده بود. در اعتراض‌های پس از آن نیز مخالفت با کلیت جمهوری اسلامی و خواست سرنگونی در شعارهای معترضان حضور داشت.

دی‌ماه ۱۴۰۴ یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها بود. اعتراض‌هایی که با نارضایتی اقتصادی آغاز شدند، به‌سرعت سراسر کشور را فرا گرفتند و شعارهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی بخش مهمی از آن شد.

شمار کشته‌شدگان این اعتراض‌ها از سه هزار و ۱۱۷ نفر در آمار رسمی حکومت تا بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در گزارش ایران‌اینترنشنال برآورد شده است. ده‌ها هزار نفر زخمی و حدود ۱۰۰ هزار تن بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.

برای نسلی که ۱۴۰۱ را تجربه کرده بود، دی ۱۴۰۴ دومین مواجهه با یک خیزش سراسری و سرکوب خونین آن در فاصله‌ای کوتاه بود.

نسلی با حافظه چند نسل

نوجوانان و جوانان امروز ایران در امتداد تاریخی طولانی از اعتراض و سرکوب ایستاده‌اند: اعتراض زنان به حجاب اجباری در اسفند ۱۳۵۷، اعدام‌های دهه ۶۰، سرکوب کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراض‌های دی ۱۳۹۶ و آبان خونین ۱۳۹۸.

بسیاری از آنها این رویدادها را از روایت خانواده‌ها، تصاویر، کتاب‌ها و خبرها شناخته‌اند. «زن، زندگی، آزادی» و دی ۱۴۰۴ اما به تجربه مستقیم خودشان تعلق دارد.

100%

همین تفاوت، حافظه سیاسی این نسل را شکل داده است. تصاویر زنان معترض، دختران مدرسه، جوانان خیابان، خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی، در کنار تصاویر کشته‌شدگان، مجروحان و اعدام‌شدگان قرار گرفته‌اند.

دختری که در شهریور ۱۴۰۱ تازه پا به نوجوانی گذاشته بود، امروز با خاطره‌ای از ژینا، اعتراض، سرکوب و نافرمانی وارد جوانی می‌شود؛ تجربه‌ای که اکنون در کنار روایت‌هایی قرار گرفته که نسل‌های پیش از او از اسفند ۱۳۵۷، دهه ۶۰، تیر ۷۸، جنبش سبز و آبان ۹۸ با خود حمل کرده‌اند.

چهار سال پس از ژینا، «زن، زندگی، آزادی» در حافظه این نسل مانده است؛ در خاطره مدرسه و خیابان، در تجربه سرکوب و نافرمانی و در تصویری که از آزادی و آینده ایران با خود به جوانی می‌برد.

این نسل بیش از هر چیز دیده است که راه تغییر سیاسی در ایران از کف خیابان، حضور جمعی و سازماندهی موثر می‌گذرد.

مرحله جدید آموزش نظامی به حامیان حکومت در قالب طرح «جان‌فدا»

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهاران آزادی
100%

بر اساس پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، شماری از شهروندان در روزهای اخیر بدون ثبت‌نام قبلی، پیامک‌هایی درباره آغاز دوره‌های «آموزش نظامی و امدادی یگان‌های مردمی جان‌فدا» دریافت کرده‌اند.

مخاطبان تاکید کردند آنان و برخی آشنایانشان نه‌تنها در این سامانه نام‌نویسی نکرده‌اند، بلکه از آن «بیزارند».

یکی از شهروندان در پیامی نوشت: «شماره تلفن برخی شهروندان بدون درخواست آنها در این طرح ثبت شده است.»

شماری دیگر نیز با اشاره به همین موضوع، نسبت به درز اطلاعات شهروندان ابراز نگرانی کردند.

این در حالی است که در نسخه فعلی وب‌سایت رسمی «جان‌فدا»، گزینه یا سازوکار مشخصی برای لغو عضویت و حذف اطلاعات وجود ندارد.

یکی از مخاطبان با تایید دریافت این پیامک نوشت: «احتمالا جمهوری اسلامی به جان‌فداهایش کار با اسلحه آموزش می‌دهد، برای مقابله با مردم.»

مخاطب دیگری هم از این موضوع ابراز نگرانی کرد و گفت: «آموزش‌های نظامی به شهروندان عادی در آینده برای استفاده از آنان در موقعیت‌های امنیتی یا اعتراضات به کار گرفته خواهد شد، نه برای جنگ.»

بر اساس اطلاعیه‌ای که مخاطبان در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار دادند، هم‌زمان با آغاز این دوره‌ها، هزار «گردان مقاومت ملی» متشکل از ثبت‌نام‌کنندگان در طرح جان‌فدا تشکیل خواهد شد.

همچنین قرار است اعضای این گردان‌ها آموزش‌های نظامی و امدادی ببینند تا در صورت وقوع جنگ، امکان اعزام سریع آنان فراهم شود.

  • استفاده ابزاری از کودکان؛ به بچه‌های ۱۰ ساله کار با کلاشنیکف یاد می‌دهند

    استفاده ابزاری از کودکان؛ به بچه‌های ۱۰ ساله کار با کلاشنیکف یاد می‌دهند

سامانه «جان‌فدا» یک پویش تبلیغاتی و بسیج‌محور است که در فروردین‌ماه امسال و هم‌زمان با جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا راه‌اندازی شد و از شهروندان می‌خواست آمادگی خود را برای آنچه «دفاع از ایران» خوانده می‌شد، اعلام کنند.

رسانه‌ها و مقام‌های حکومتی با انتشار آمارهای میلیونی از ثبت‌نام در این سامانه، تلاش کردند «جان‌فدا» را نمادی از حمایت گسترده مردمی و آمادگی جامعه برای همراهی با حکومت در شرایط جنگی معرفی کنند.

اواخر تیر شایعه‌ای در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که می‌گفت ثبت‌نام‌کنندگان پویش «جان‌فدا» قرار است برای حضور در جبهه‌های جنگ و عملیات زمینی فراخوانده شوند.

هم‌زمان، پیام‌هایی درباره «خارج‌شدن پویش از حالت نمادین» و ارسال پیامک به اعضا منتشر شد.

در پی این خبر، عبارت «لغو عضویت جان‌فدا» در جست‌وجوهای فارسی گوگل ترند شد.

تصاویر منتشرشده از داده‌های گوگل ترندز نشان می‌داد میزان جست‌وجوی این عبارت طی ۲۴ ساعت حدود پنج‌ هزار درصد افزایش یافت و به یکی از ترندهای اصلی تبدیل شد.

روایت‌های جدید مخاطبان درباره طرح‌های آموزش و سازمان‌دهی حامیان حکومت در حالی به ایران‌اینترنشنال رسیده که طی هفته گذشته، شماری از شهروندان از به‌کارگیری کودکان و نوجوانان در ایست‌های بازرسی که بار دیگر در برخی نقاط دایر شده‌اند، خبر داده‌اند.

استفاده از کودکان و نوجوانان در ایست‌های بازرسی و تجمع‌های حکومتی و انتشار تصاویری از آموزش کار با اسلحه به آنان در مساجد و پایگاه‌های بسیج، از جمله اقدام‌های تبلیغاتی حکومت در ماه‌های گذشته بود که واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت.

جمهوری اسلامی همچنین در راستای همین تبلیغات، ویدیوهای آموزش نظامی و کار با اسلحه به کودکان در خیابان را در صداوسیما منتشر کرد.

مخاطبان از حضور افراد زیر سن قانونی در فعالیت‌هایی با ماهیت نظامی و امنیتی ابراز نگرانی کردند و استفاده از «کودک‌سربازها» را خلاف قوانین حقوق بشری خواندند.

نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: ۹۷ درصد شهروندان تصمیم‌های مهم را در شرایط موجود عقب انداخته‌اند

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%

در پاسخ به نظرسنجی اینستاگرامی ایران‌اینترنشنال، ۹۷ درصد شرکت‌کنندگان گفتند شرایط ایران باعث شده تصمیم‌های مهم زندگی خود از جمله، ازدواج، فرزندآوری و خرید خانه و خودرو را به تعویق بیندازند.

بیش از ۱۸ هزار نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و گفتند برنامه‌ریزی بلندمدت زندگی برایشان ممکن نیست.

بررسی کامنت‌ها نشان می‌دهد ازدواج، فرزندآوری، مسکن، درمان، راه‌اندازی کسب‌وکار و مهاجرت، از پرتکرارترین تصمیم‌هایی بوده‌اند که به گفته مخاطبان، عقب افتاده یا کنار گذاشته شده‌اند.

از نظر جنسیت، ۶۲ درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی را مردان و ۳۸ درصد را زنان تشکیل می‌دهند.

بیشترین رده سنی پاسخ‌دهندگان با ۳۶.۶ درصد، مربوط به بازه ۲۵ تا ۳۴ سال است. رده سنی ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۰.۱ درصد، ۳۵ تا ۴۴ سال ۳۱.۷ درصد و بازه سنی ۴۵ تا ۵۴ سال، ۱۲.۹ درصد از پاسخ‌دهندگان را شامل می‌شوند.

بررسی هزاران نظر ثبت شده در بخش کامنت‌های این پست، نشان می‌دهد برای بسیاری، تنها یک تصمیم مشخص به تعویق نیفتاده است. شهروندان می‌گویند امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را از دست داده‌اند و زندگی‌شان به تامین نیازهای روزانه، روزمرگی و انتظار برای روشن‌تر شدن آینده محدود شده است.

عبارت‌هایی مانند «زندگی کردن را عقب انداختیم»، «فقط تلاش می‌کنیم زنده بمانیم» و «نمی‌توانیم برای آینده تصمیم بگیریم»، بارها در پاسخ‌ها تکرار شده‌اند.

  • نظرسنجی ایران‌اینترنشنال؛ ۹۴ درصد شهروندان زودتر از قبل عصبانی می‌شوند

    نظرسنجی ایران‌اینترنشنال؛ ۹۴ درصد شهروندان زودتر از قبل عصبانی می‌شوند

ازدواج و فرزندآوری

هزینه مسکن، جهیزیه و مراسم، همراه با نبود اطمینان به آینده، از مهم‌ترین موانع ازدواج ذکر شده است.

یک شهروند گفت ۱۵ ماه منتظر فراهم شدن شرایط مالی برای ازدواج مانده، اما فشار و بلاتکلیفی، در نهایت به جدایی او و شریک عاطفی‌اش منجر شده است.

این روایت‌ها با نتایج یک نظرسنجی دیگر ایران‌اینترنشنال در دوم شهریور هم‌راستا هستند که ۹۰ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکت‌کننده آن گفته بودند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.

فرزندآوری نیز برای شماری از شهروندان به تصمیمی دشوار یا کنار گذاشته‌ شده، تبدیل شده است.

مردی نوشت خبر بارداری همسرش به جای شادی، نگرانی او را بیشتر کرده است.

مخاطب دیگری گفت پس از ۱۱ سال ازدواج و در ۴۱ سالگی، همچنان از بچه‌دار شدن می‌ترسد و توان پرداخت هزینه درمان ناباروری را نیز ندارد.

تعویق ازدواج و فرزندآوری در این شرایط، از انتخاب شخصی خارج شده و می‌تواند نشانه کاهش امید به ثبات و امنیت آینده باشد.

  • ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

    ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

از مسکن و درمان تا خرید مواد غذایی

مسکن و اجاره خانه، از دیگر محورهای پرتکرار در نظرات شهروندان است.

برخی گفتند خرید یا ساخت خانه را متوقف کرده‌اند و شماری افزایش اجاره را عامل مصرف بخش بزرگی از درآمد خود دانستند.

یک نفر نوشت ناچار شده پولی را که برای خرید خودرو کنار گذاشته بوده، صرف رهن و اجاره خانه کند.

فشار اقتصادی به نیازهای ناچیز روزمره نیز رسیده و کاربران گفتند که بر تصمیم‌های کوچک‌تر هم اثر گذاشته است.

مخاطبان از تعویق تعمیر خودرو، خرید تلفن همراه، لباس، تفریح و حتی مواد غذایی نوشتند.

یکی از آن‌ها تغییر اولویت‌های خود را این‌گونه خلاصه کرد: «قبلا خانه، بعد ماشین، بعد گوشی، بعد پس‌انداز، بعد لباس؛ الان گوشت و مرغ.»

بعضی تاکید کردند حتی تصمیم‌های کوچک‌تر مثل خرید لباس، رفتن به باشگاه، رستوران یا سفر هم حذف شده؛ یعنی فشار از پروژه‌های بزرگ زندگی به روزمرگی رسیده است.

تکرار عبارت «وضعیت بقا» در نظرات مخاطبان نیز نشان می‌دهد مساله از کاهش قدرت خرید فراتر رفته و مردم احساس می‌کنند امکان انتخاب و کنترل بر زندگی‌شان را از دست داده‌اند.

درمان هم برای شماری از پاسخ‌دهندگان به تصمیمی تبدیل شده که می‌توان آن را تا زمانی نامعلوم، عقب انداخت.

گروهی از مخاطبان، از عقب انداختن درمان دندان‌، انجام آزمایش‌های پزشکی، درمان بیماری و خرید دارو خبر دادند.

  • حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

    حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

کسب‌وکار، تحصیل و مهاجرت در حالت انتظار

بی‌ثباتی و نگرانی از آینده نیز در بسیاری از پاسخ‌ها دیده می‌شود.

برخی گفتند راه‌اندازی کسب‌وکار را به دلیل تورم و احتمال جنگ متوقف کرده‌اند.

مخاطبی که قصد راه‌اندازی آموزشگاه نقاشی داشته، نوشت اطرافیان به او توصیه کرده‌اند فعلا منصرف شود، زیرا هم هزینه ابزار کار افزایش یافته و هم در صورت وقوع دوباره جنگ، ممکن است تقاضا کاهش یابد.

تحصیل و مهاجرت هم از این بلاتکلیفی متاثر شده‌اند.

یک مخاطب گفت با وجود دریافت پذیرش دکترا، برنامه مهاجرت تحصیلی‌اش به دلیل مشکلات اقتصادی و برگزار نشدن آزمون آیلتس، معلق مانده است.

ایران‌اینترنشنال هشتم شهریور در گزارشی درباره لغو آزمون‌های بین‌المللی زبان نوشت هزینه مهاجرت، افت ارزش پول ملی و محدودیت آزمون‌های زبان، از مهم‌ترین نگرانی‌های متقاضیان مهاجرت تحصیلی شده‌اند.

پیش‌تر، در نظرسنجی ۲۱ مرداد ایران‌اینترنشنال، ۸۳ درصد از حدود ۱۰۰ هزار شرکت‌کننده گفته بودند در صورت فراهم بودن امکان، از ایران مهاجرت می‌کنند.

پیام‌های شهروندان حاکی از تعلیق زندگی و عقب‌نشینی پی‌ در پی مردم در شرایطی است که جمهوری اسلامی بر «عادی» بودن اوضاع و مدیریت شرایط تاکید دارد.

علت احضار سفیر جمهوری اسلامی از سوی دولت موریتانی چه بود؟

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%
دیدار سفیر جمهوری اسلامی با وزیر خارجه موریتانی، ۲۱ تیر

موریتانی جواد ابوعلی‌اکبر، سفیر جمهوری اسلامی، را احضار و مراتب اعتراض رسمی خود را به او ابلاغ کرد. دولت موریتانی درباره علت این اقدام توضیح چندانی نداده، اما رسانه‌های این کشور آن را به سفر اخیر سفیر حکومت ایران به روستایی بدون اطلاع مقام‌های مسئول مرتبط دانسته‌اند.

بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه موریتانی که دوشنبه ۲۳ شهریور منتشر شد، سفیر جمهوری اسلامی به‌دلیل «برخی رفتارها و تحرکات ناسازگار با عرف و سنت دیپلماتیک و ضوابط کار دیپلمات‌ها در کشور میزبان» احضار شده است.

این وزارتخانه تاکید کرد نواکشوت خواهان گسترش روابط با تهران است، اما احترام متقابل به حاکمیت کشورها، مداخله نکردن در امور داخلی و پایبندی کامل به قواعد دیپلماتیک را در اولویت قرار می‌دهد.

وزارت خارجه موریتانی همچنین از سفیر جمهوری اسلامی خواست در آینده این ملاحظات را رعایت کند، اما توضیحی درباره ماهیت دقیق اقدامات مورد اعتراض ارائه نداد.

ایران‌اینترنشنال خرداد ۱۴۰۴ به نقل از چندین دیپلمات پیشین و کارکنان سابق سفارت‌خانه‌های جمهوری اسلامی گزارش داد حکومت ایران از ماموریت‌های دیپلماتیک خود در خارج از کشور برای رصد پنهانی مخالفان و تامین مالی عملیات نفوذ از طریق ابتکارات فرهنگی مورد حمایت دولت استفاده می‌کند.

  • اختصاصی؛ اعترافات افسر اطلاعات ایران در تانزانیا درباره تلاش‌های تروریستی تهران در آفریقا

    اختصاصی؛ اعترافات افسر اطلاعات ایران در تانزانیا درباره تلاش‌های تروریستی تهران در آفریقا

سفر اعلام‌نشده به یک روستا

وب‌سایت «اخبار مستقل» و چند رسانه محلی موریتانی گزارش دادند پلیس این کشور دو روز پیش از احضار سفیر جمهوری اسلامی، سه تن از ساکنان بوسدیره در شهرستان بوتلمیت، واقع در ایالت ترارزه در غرب موریتانی، را بازداشت کرده بود.

بر اساس گزارش‌ها، این افراد ابوعلی‌اکبر را به بوسدیره دعوت کرده بودند.

وب‌سایت «المشهد العربی» نیز به نقل از منابع آگاه نوشت سفیر حکومت ایران به‌تازگی بدون اطلاع مقام‌های مسئول به این روستا سفر کرده بود.

شماری دیگر از رسانه‌ها گزارش دادند ابوعلی‌اکبر به دعوت شخصی به نام محمد ولد حامد به این روستا سفر کرد و در خانه او میهمان شد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که پلیس موریتانی علاوه بر میزبان سفیر جمهوری اسلامی، دو فرد دیگر به نام‌های مختار امبارک و المختار کهکه را دستگیر کرد.

شلیک هوایی هنگام استقبال از سفیر، دلیل بازداشت آنان اعلام شده است.

وزارت خارجه موریتانی سفر اعلام‌نشده سفیر ایران و تیراندازی هنگام استقبال از او را به‌طور رسمی تایید نکرده و تنها خواهان احترام به حاکمیت، مداخله نکردن در امور داخلی و رعایت حدود ماموریت‌های دیپلماتیک شده است.

در ماه‌های گذشته، به‌ویژه پس از خیزش دی‌ماه و تشدید اقدامات بی‌ثبات‌کننده جمهوری اسلامی، شماری از کشورها سفیران حکومت ایران را احضار کرده‌اند.

از جمله در مردادماه، وزارت امور خارجه ونزوئلا علی چگنی، سفیر جمهوری اسلامی در کاراکاس، را در اعتراض به اظهارات «تحقیرآمیز و نامناسب» مقام‌های حکومت ایران احضار کرد.

  • چاد دو شبکه‌ جاسوسی و عملیاتی نیروی قدس سپاه پاسداران را متلاشی کرد

    چاد دو شبکه‌ جاسوسی و عملیاتی نیروی قدس سپاه پاسداران را متلاشی کرد

پیشینه فعالیت‌های سفیر جمهوری اسلامی

ابوعلی‌اکبر تابستان ۱۴۰۲ پیش از عزیمت به نواکشوت، با حسین امیرعبداللهیان، وزیر وقت امور خارجه جمهوری اسلامی، دیدار کرد و جانشین امیرعلی امام‌جمعه شهیدی شد.

سوابق دیپلماتیک او عمدتا به حوزه کشورهای عربی و آفریقایی مربوط است. او پیش‌تر ریاست اداره چهارم غرب آسیا و شمال آفریقا در وزارت امور خارجه را بر عهده داشت و معاون سفیر جمهوری اسلامی در مراکش و عضو سفارت ایران در سودان بود.

ابوعلی‌اکبر در دوره ماموریت خود پیام‌های عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، را به محمد سالم ولد مرزوک، وزیر خارجه موریتانی و مختار ولد اجای، نخست‌وزیر این کشور، تحویل داده است.

بر اساس گزارش‌ها، او همچنین برای ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک موریتانی در تهران از کاردار به سفیر، لغو روادید سفر شهروندان موریتانیایی به ایران و گسترش روابط تجاری و سیاسی فعالیت کرده است.

سفارت جمهوری اسلامی در نواکشوت فوریه ۲۰۲۶ به مناسبت سالگرد انقلاب ۵۷ پذیرایی رسمی برگزار کرد و ابوعلی‌اکبر در آن مراسم سخنرانی کرد.

100%

جنجال بر سر حضور در مراسم حزب مخالف

حضور ابوعلی‌اکبر در مراسم افطار حزب «تواصل» در مارس ۲۰۲۶ نیز در موریتانی جنجال‌برانگیز شد. تواصل از احزاب مخالف دولت و یک جریان اسلام‌گرای پارلمانی نزدیک به اخوان‌المسلمین است.

در فیلم‌هایی که بعدا منتشر شد، برخی حاضران در مراسم هنگام سلام و احوال‌پرسی، دست سفیر جمهوری اسلامی را بوسیدند.

منتقدان گفتند بوسیدن دست نماینده تهران در شرایطی که جنگ ایران ادامه داشت و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با حملات و تهدیدهای جمهوری اسلامی مواجه بودند، نشانه هم‌سویی سیاسی حزب تواصل با تهران است.

آن‌ها هشدار دادند چنین رفتاری می‌تواند به روابط موریتانی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آسیب بزند.

در مقابل، مدافعان حزب تواصل گفتند بوسیدن دست در سنت‌های محلی غرب آفریقا نشانه احترام است و نباید آن را به معنای سرسپردگی سیاسی دانست.

دولت موریتانی در آن زمان سفیر جمهوری اسلامی را احضار نکرد.

حکومت ایران در ماه‌های اخیر عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عمان، اردن و اسرائیل را هدف قرار داده است.

خشونت جنسی در بازداشت؛ ابزار جمهوری اسلامی برای تحقیر، ارعاب و اعتراف‌گیری

۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

«هفت نفر بودیم. با منطقه آشنا نبودیم و در یک کوچه گیر افتادیم. هوا تاریک بود و مامورانی به سراغمان آمدند که لباس‌هایی شبیه نیروهای انتظامی به تن داشتند. با شوکر و باتوم به‌شدت ما را زدند، بعد چشم‌بند زدند و سوار ماشین کردند.»

این شروع ماجرایی بود که برای یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، خیلی زود از بازداشت خیابانی به شکنجه، خشونت جنسی و تلاش برای گرفتن اعترافی از پیش تعیین‌شده رسید؛ زنجیره‌ای که به گفته او، در تمام مراحل، یک ویژگی مشترک داشت: بی‌خبری کامل از اینکه کجاست و چه بر سرش خواهد آمد.

به دلیل گیجی، نمی‌دانست چقدر زمان گذشته است. ماشین ایستاد و در باز شد. یکی از ماموران به فرد دیگری گفت: «حاجی، خدمت شما.»

آنها را هنگام پیاده کردن دوباره به‌شدت کتک زدند. یکی از دوستانش که جثه ظریف‌تری داشت، فریاد زد: «دستم، دستم شکست.»

لباس‌هایشان پاره و بدن‌هایشان خون‌آلود بود که آنها را داخل ماشین دیگری انداختند.

به گفته او، ماشین احتمالا پنجره نداشت و هوا در آن به‌شدت سنگین بود.

این شیوه انتقال، بخشی از همان چیزی است که بسیاری از بازداشت‌شدگان از آن به‌عنوان انتقال به مکان‌های نامعلوم یاد کرده‌اند؛ جایی که فرد نه از مقصد خبر دارد و نه می‌داند چه نهادی او را بازداشت کرده است.

مدتی بعد در جایی پیاده‌شان کردند که به نظر خاکی می‌رسید و آسفالت نبود. وارد ساختمانی شدند. کف زمین کمی سُر بود. فریادی شنیدند که: «بشینید زمین، سر پایین.»

بعد تهدید شدند: «صدا از کسی دربیاد، یه تیر حرومتون می‌کنیم.»

بعضی از آنها آرام گریه می‌کردند.

اما مرحله بعدی، خشونتی بود که از ضرب‌وشتم و تهدید فراتر رفت.

  •  سلاح خشونت جنسی علیه کودکان را از کار بیندازید

    سلاح خشونت جنسی علیه کودکان را از کار بیندازید

خشونت جنسی؛ بخش دیگری از روایت

مدتی گذشت. صدای باز شدن یک در سنگین آمد. بعد، به گفته او، تعدادی بیمار اعصاب و روان را داخل آن محوطه رها کردند.

یکی از آنها پای او را کشید و خودش را روی او انداخت: «یکی از آنها مدام صورتم را لیس می‌زد و خودش را به من می‌مالید.»

صدای جیغ دوستانش را می‌شنید، اما بعد متوجه شد افراد دیگری هم در آن محل حضور دارند و قربانی خشونت شده‌اند. صدای جیغ و التماس آنها را نیز می‌شنید: «هیچ‌وقت آن جیغ‌ها، آن التماس‌ها از ذهنم پاک نمی‌شود.»

آن افراد رفتند، اما سکوت به بازداشتگاه برنگشت. صدای گریه‌ها و فحش‌های دیگر بازداشت‌شدگان شنیده می‌شد.

یکی از دوستانش گفت: «فلانی، فقط بگو هستی.»

گفت: «آره.»

دوستش جواب داد: «یکی از بچه‌ها نیست.»

این بخش از ماجرا نشان می‌دهد خشونت جنسی، در این مورد، جدا از دیگر اشکال شکنجه اتفاق نیفتاده است.

فرد پیش از آن ضرب‌وشتم شده، با چشم‌بند به مکانی نامعلوم منتقل شده، تهدید به مرگ شده و در شرایطی قرار گرفته که هیچ کنترلی بر محیط اطرافش نداشته است.

خشونت جنسی در چنین فضایی فقط تعرض به بدن نیست، بلکه بخشی از فرآیند تحقیر و شکستن فرد است.

قربانی باید هم‌زمان با ترس از شکنجه و مرگ، با از دست دادن ابتدایی‌ترین احساس امنیت و کنترل بر بدن خود نیز مواجه شود.

این همان نقطه‌ای است که خشونت جنسی می‌تواند به ابزار سرکوب تبدیل شود.

  • افشای تجاوز جنسی و شکنجه شدید دو پرستار بازداشت‌شده در بیمارستان رجایی تهران

    افشای تجاوز جنسی و شکنجه شدید دو پرستار بازداشت‌شده در بیمارستان رجایی تهران

از تحقیر تا اعتراف

مدتی بعد ماموران وارد شدند. یک سطل آب آوردند و با تحکم و الفاظ رکیک گفتند: «صورتتان را بشویید.»

بعد، هر چند دقیقه یک نفر را می‌بردند.

نوبت او که رسید، وارد اتاق شد. از اتاق دیگری صدایی آمد: «چشم‌بند را بردار و به روبه‌رو نگاه کن.»

بعد از او پرسیدند: «اسم، فامیل، محل بازداشت.»

اما هدف فقط گرفتن مشخصات نبود.

به او گفتند: «حالا بقیه رو از روی کاغذ به شکل محاوره بخون.»

متنی از پیش آماده شده بود. باید می‌گفت به ماشین‌ها و مردم حمله کرده و تحت تاثیر دستور افسرش از موساد …

اینجا حلقه دیگری از این زنجیره آشکار می‌شود: خشونت برای شکستن مقاومت و سپس اعتراف برای ساختن روایت مطلوب حکومت.

در این فرآیند، بازداشت‌شده ابتدا از خیابان به مکانی نامعلوم منتقل می‌شود، بعد با ضرب‌وشتم و تهدید در موقعیتی قرار می‌گیرد که امکان مقاومت ندارد و در نهایت از او خواسته می‌شود متنی را بخواند و اتهام‌هایی را که برایش تعیین شده، به زبان خودش تکرار کند.

  • روایت نوجوانان بازداشتی از شکنجه، تیر خلاص و اعتراف اجباری در جریان انقلاب ملی ایرانیان

    روایت نوجوانان بازداشتی از شکنجه، تیر خلاص و اعتراف اجباری در جریان انقلاب ملی ایرانیان

یک مورد تنها نیست

در سال‌های اخیر، گزارش‌های متعددی درباره تجاوز و خشونت جنسی علیه معترضان در ایران منتشر شده است.

جمهوری اسلامی در دوره‌های مختلف سرکوب، از دهه ۶۰ و اعتراضات دانشجویی دهه ۷۰ تا جنبش سبز، اعتراضات ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، با اتهام‌های گسترده درباره شکنجه و بدرفتاری با زندانیان و معترضان مواجه بوده است.

اما در اعتراضات پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی، تعداد روایت‌های علنی درباره خشونت جنسی افزایش قابل توجهی پیدا کرد. اعتراضات دی‌ماه نیز مجموعه دیگری از این گزارش‌ها را به همراه داشت.

شش معترض، در سنین ۱۹ تا ۴۳ سال، پیش‌تر در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفتند تقریبا بلافاصله پس از دستگیری در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، در خودروهای ماموران امنیتی، بازداشتگاه‌های مخفی یا زندان، با تجاوز یا سوءاستفاده جنسی روبه‌رو شدند.

آنچه در این گزارش‌ها تکرار می‌شود، فقط نوع خشونت نیست؛ موقعیت اعمال آن نیز مشابه است: بازداشت، انتقال به مکان‌های نامعلوم، قطع ارتباط با بیرون، تهدید، بازجویی و سپس استفاده از بدن و جنسیت برای تحقیر و شکستن فرد.

بر اساس گفت‌وگو با معترضانی که پیش‌تر بازداشت شده‌اند، خشونت جنسی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ اشکال مختلفی داشته است؛ از تعرض و تجاوز گرفته تا دستمالی اندام جنسی زنان و مردان و استفاده از الفاظ رکیک و جنسی.

بیشتر موارد گزارش‌شده به نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مرد نسبت داده شده است. در عین حال، گزارش‌هایی از مشارکت فعال ماموران زن پلیس که اغلب چادر بر سر داشته‌اند، در سرکوب‌ها وجود دارد.

  • پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

    پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

شکنجه و تجاوز، ابزار حکومت

عفو بین‌الملل استفاده نیروهای امنیتی حکومت ایران از تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی را که می‌تواند مصداق شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها باشد، برای ارعاب، مجازات و تحقیر معترضان در جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ محکوم کرده است.

دیده‌بان حقوق بشر هم پیش‌تر مواردی از استفاده نیروهای جمهوری اسلامی از شکنجه و تجاوز جنسی علیه مردان، زنان و کودکان و همچنین مرگ‌های مشکوک در بازداشت را گزارش کرده است.

این سازمان از هیات حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد خواسته است تحقیقات درباره نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی را ادامه دهد.

در چنین شرایطی، تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی فقط برای آسیب زدن به قربانی به کار نمی‌رود.

این خشونت می‌تواند وسیله‌ای برای ارعاب، تحقیر و اعتراف‌گیری باشد و پیامی که به قربانی منتقل می‌کند این است که در بازداشت، حتی بدن او نیز دیگر در اختیار خودش نیست.

یکی از افرادی که درباره این شیوه سرکوب توضیح داده، هدف بازجوها را چنین توصیف کرده است: «می‌خواهند بگویند شما کسی نیستید، چیزی نیستید و ما می‌توانیم هر کاری با شما بکنیم.»

این جمله شاید خلاصه‌ای از منطق حاکم بر بسیاری از این تجربه‌ها باشد: قدرتی که فقط نمی‌خواهد معترض را ساکت کند، بلکه می‌خواهد او را تا جایی تحقیر و بی‌دفاع کند که مقاومت برایش ناممکن شود.

  • غزل مرزبان از زندان اوین: در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به من تجاوز شد و برای سکوت تهدید شدم

    غزل مرزبان از زندان اوین: در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به من تجاوز شد و برای سکوت تهدید شدم

مسئولیت فقط متوجه یک مامور نیست

مساله در چنین پرونده‌هایی فقط شناسایی ماموری که ضربه زده یا فردی که مرتکب تعرض شده نیست.

وقتی خشونت در جریان بازداشت، انتقال، بازجویی و اعتراف‌گیری رخ می‌دهد، پرسش بزرگ‌تر درباره ساختاری است که چنین رفتارهایی در آن امکان وقوع پیدا می‌کنند.

جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه با اعتراضات سیاسی و اجتماعی به شیوه‌های مختلف برخورد کرده است.

گزارش‌های متعدد نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد شکنجه، بدرفتاری و خشونت علیه بازداشت‌شدگان، مساله‌ای محدود به یک دوره یا یک اعتراض نبوده است.

آنچه در سال‌های اخیر تا حدی تغییر کرده، امکان اندک شنیده شدن صدای قربانیان است.

بسیاری از بازداشت‌شدگان، مانند راوی این گزارش، تنها پس از آزادی و با گذشت زمان حاضر به بیان آنچه بر آنها گذشته است، شده‌اند.

برخی نیز از ترس پیامدهای امنیتی، برای مدتی طولانی سکوت می‌کنند.

به همین دلیل، هر شهادت تازه فقط شرح یک تجربه شخصی نیست؛ قطعه‌ای از تصویری بزرگ‌تر است که نشان می‌دهد سرکوب در جمهوری اسلامی چگونه می‌تواند از خیابان آغاز شود، به بازداشتگاه برسد، در بدن قربانی ادامه پیدا کند و سرانجام در اتاق بازجویی به اعترافی از پیش نوشته‌شده ختم شود.

در مورد این گروه هفت‌نفره اما ماجرا هنوز یک نقطه تاریک دارد: یکی از آنها همچنان مفقود است؛ همان جوانی که هنگام ضرب‌وشتم فریاد زد: «دستم شکست.»

سرنوشت او نامعلوم است.

آنچه از آن شب باقی مانده، فقط یک خاطره بسیار تلخ شخصی نیست؛ شهادتی است درباره مسیری که یک بازداشت می‌تواند در جمهوری اسلامی طی کند: از شوکر و باتوم در کوچه، تا خشونت جنسی در بازداشتگاه و اعترافی که پیشاپیش روی کاغذ نوشته شده است.