سنتکام: هواپیمای شناسایی تخصصی اجرای محاصره دریایی ایران را زیر نظر دارد


ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، روزپنجشنبه در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد هواپیمای گشت دریایی پی-۸ پوسایدون، از تجهیزات تخصصی شناسایی نیروی دریایی آمریکا، اجرای محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی را زیر نظر دارد.
سنتکام افزود تا هشتم مرداد، ۲۴ کشتی تجاری مجبور به تغییر مسیر شدهاند، دو شناور از کار افتاده و از دو شناور نیز بازرسی شده است تا اجرای کامل این محاصره تضمین شود.






ایالات متحده تحریمهای تازهای را علیه شبکه بینالمللی پشتیبان شرکت هواپیمایی ماهانایر اعمال کرد. واشینگتن میگوید ماهانایر در انتقال نیروهای سپاه پاسداران، تسلیحات و سامانههای پهپادی جمهوری اسلامی نقش داشته است.
وزارت خزانهداری آمریکا پنجشنبه هشتم مرداد در بیانیهای اعلام کرد یک فرد و پنج نهاد را در فهرست تحریمهای خود قرار داده است؛ از جمله چهار شرکت مستقر در چین، روسیه و هند که بهعنوان نمایندگان فروش عمومی ماهانایر فعالیت میکنند.
به گفته این وزارتخانه، اگرچه ماهانایر خود را یک شرکت هواپیمایی غیرنظامی معرفی میکند، اما سالها نقشی محوری در پشتیبانی از سپاه پاسداران ایفا کرده است؛ از جمله با جابهجایی اعضای نیروی قدس، تسهیل آموزشهای نظامی و حمایت از تامین و انتقال تسلیحات و سامانههای پهپادی.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «افرادی که به سپاه پاسداران یا ماهانایر خدمات مالی، لجستیکی یا تجاری ارائه میکنند، در تداوم فعالیت یک سازمان تروریستی نقش دارند. وزارت خزانهداری به شناسایی این افراد، افشای فعالیتهایشان و قطع دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا ادامه خواهد داد.»
وزارت خزانهداری آمریکا افزود این تحریمها در چارچوب تشدید فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران و در واکنش به حملات «بیپروا» علیه کشورهای منطقه و کشتیهای تجاری در تنگه هرمز اعمال شدهاند.
ماهانایر که پیشتر از سوی اتحادیه اروپا نیز تحریم شده بود، تیرماه بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت.
همزمان با تشدید تنش میان عربستان سعودی و حوثیهای یمن، یک فروند هواپیمای ماهانایر برای انتقال هیئتی از رهبران حوثی به ایران بهمنظور شرکت در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای وارد صنعا شد.
چند روز بعد هم هواپیمای دیگری از ماهانایر که حامل شماری از مقامهای حوثی بود، راهی صنعا شد، اما پس از بمباران فرودگاه صنعا از سوی عربستان سعودی، بهناچار در بندر الحدیده فرود آمد.
یک مقام آمریکایی در آن زمان در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس، ماهانایر را «شرکت هواپیمایی سپاه پاسداران» توصیف کرد و گفت این شرکت علاوه بر جابهجایی مقامهای حوثی، کارشناسان نظامی، سلاح و قطعات موشکی را نیز برای این گروه منتقل میکرد.
فهرست افراد و شرکتهای تحریمشده
وزارت خزانهداری آمریکا تانگ شین، شهروند چین، و چهار شرکت «ایر کارگو پرو» در روسیه، «شانگهای الیت اینترنشنال تراول» و «شانگهای وینگز اینترنشنال لجستیکس» در چین و «اسکایز تراولز اند لجستیکس» در هند را بهدلیل همکاری با ماهانایر تحریم کرد.
شرکت «دادهنگار استارتاپ استودیو» مستقر در تهران نیز به فهرست تحریمهای واشینگتن افزوده شد.
وزارت خزانهداری آمریکا «دادهنگار» را یک شرکت پوششی وابسته به سپاه پاسداران معرفی کرد که از طریق یک وبسایت، به پشتیبانی از عملیات نظامی جمهوری اسلامی میپردازد.
بر اساس این بیانیه، «دادهنگار» با جمعآوری اطلاعات درباره محل استقرار تجهیزات آمریکا و اسرائیل، در شناسایی اهداف نظامی نقش داشت و در هماهنگی با سپاه پاسداران، درخواستهای مربوط به حمله به اهداف آمریکایی در خاورمیانه را دریافت میکرد.
در هفتههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید تنشها در منطقه انجامیده است.
ایالات متحده در واکنش، مواضع جمهوری اسلامی بهویژه در جنوب ایران را هدف قرار داده و سپاه پاسداران نیز به پایگاههای نظامی آمریکا در چند کشور منطقه، از جمله کویت و اردن، حمله کرده است.
بهروزرسانی پرونده یک تبعه ترکیه
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین اطلاعات هویتی چاغری دورانسوی، تبعه ترکیه، را در فهرست تحریمهای خود بهروزرسانی و ارتباط او با میلاد جعفری را ثبت کرد.
جعفری، شهروند ایران، از سال ۲۰۱۱ تحت تحریم آمریکا است. وزارت خزانهداری پیشتر اعلام کرده بود او شبکهای از شرکتها در ایران و ترکیه را برای تامین و انتقال محصولات فلزی مورد نیاز سازمان صنایع هوافضای جمهوری اسلامی و شرکتهای وابسته به آن مدیریت میکرد.
هفتم مرداد، ایالات متحده ۱۰ شرکت و نهاد و هشت نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی را به فهرست تحریمهای خود افزوده بود.
در میان نهادهای تحریمشده، «اداره خدمات دریایی هرمزسیف» در بندرعباس و «شرکت بیمه دریایی خلیج فارس» در ایران قرار داشتند.
خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام منطقهای گزارش داد حمله اخیر به عربستان سعودی از خاک عراق، تحت نظارت سپاه پاسداران و با مشارکت حوثیهای یمن و گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق انجام گرفت.
حملات انجامشده از خاک عراق در پنجم مرداد تاسیسات نفتی استان شرقی عربستان سعودی، مهمترین مرکز تولید نفت خام این کشور، را هدف قرار داد.
در واکنش به این حملات، ریاض ششم مرداد با مشارکت واشینگتن، مواضع گروههای مسلح در عراق را بمباران کرد.
مقامهای سعودی بهطور رسمی گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را مسئول این حملات دانستهاند، هرچند حوثیهای یمن مسئولیت آن را بر عهده گرفتهاند.
دولت عراق نیز اعلام کرده است که این رویداد را مورد بررسی قرار خواهد داد.
دو مقام منطقهای پنجشنبه هشتم مرداد به رویترز گفتند بخشی از این حملات از خاک عراق و با مشارکت گروههای مسلح عراقی و حوثیها انجام شد و سپاه پاسداران بر طراحی و اجرای آن نظارت داشت.
پس از حملات مشترک ریاض و واشینگتن به مواضع گروههای مسلح در عراق، رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی از کشته شدن شماری از نیروهای سپاه پاسداران، شبهنظامیان عراقی و دستکم یک عضو حوثی خبر دادند.
شبکه سیانان نیز گزارش داد در این حملات، ۲۰ عضو سپاه پاسداران و مشاور فنی ایرانی کشته شدهاند.
فارع المسلمی، پژوهشگر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس، گفت اعضای «محور مقاومت» دیگر تنها از طریق حکومت ایران با یکدیگر در ارتباط نیستند، بلکه اکنون بهطور مستقیم نیز در زمینه آموزش، هماهنگی و اجرای عملیات با هم همکاری میکنند.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
تحلیلگران معتقدند تحولات اخیر نشان میدهد عراق پس از سقوط حکومت بشار اسد در سوریه و تضعیف حزبالله لبنان، به یکی از مهمترین پایگاههای عملیاتی شبکه گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه تبدیل شده است.
سابقه همکاری حوثیها و گروههای مسلح عراقی
همکاری میان حوثیهای یمن و گروههای مسلح عراقی مورد حمایت تهران سابقهای طولانی دارد؛ بهویژه با کتائب حزبالله که از مجهزترین و سازمانیافتهترین گروههای عراقی به شمار میرود.
عبدالملک الحوثی، رهبر حوثیها، سال ۲۰۲۴ از تشکیل «اتاق عملیات مشترک» میان این گروه و شبهنظامیان عراقی خبر داد و اواخر همان سال، دو طرف از نخستین عملیات مشترک خود علیه اسرائیل پرده برداشتند.
حوثیها سالهاست در عراق حضور دارند و از طریق دفاتر نمایندگی و نماینده رسمی خود، احمد الشرفی، روابط نزدیکی با احزاب شیعه و گروههای همسو با جمهوری اسلامی برقرار کردهاند. الشرفی نیز بارها بهصورت علنی با این گروهها دیدار کرده است.
به گفته تحلیلگران، وسعت جغرافیایی عراق و مناطق باز و پهناور آن، این کشور را به محلی مناسب برای استقرار، پنهانسازی نیروها و اجرای عملیات تبدیل کرده است.
مرز بیش از ۸۰۰ کیلومتری عراق با عربستان سعودی نیز کنترل این منطقه را دشوار کرده و امکان انجام حملات فرامرزی را افزایش داده است.
مقامهای کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی سالهای گذشته مسئولیت صدها حمله را متوجه گروههای فعال در عراق دانستهاند؛ از جمله حمله دو پهپاد به سفارت ایالات متحده در ریاض در ماه مارس و حمله به نیروگاه هستهای براکه امارات در ماه مه.
دولت عراق بارها اعلام کرده است گزارشها درباره استفاده از خاک این کشور برای حمله به همسایگان عرب را بررسی خواهد کرد.
با این حال، منتقدان میگویند بغداد تاکنون توان چندانی برای مقابله با این اقدامات از خود به نمایش نگذاشته و همین مساله به روابط و اعتبار آن نزد کشورهای حاشیه خلیج فارس آسیب زده است.
علی الزیدی، نخستوزیر عراق، هفتم مرداد در واکنش به تحولات اخیر، سفر برنامهریزیشده خود به عربستان سعودی برای دیدار با محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور، را لغو کرد.
زیدی با وجود مخالفت برخی گروههای مسلح، طرحی برای قرار دادن تمامی سلاحها تحت کنترل دولت تا پایان ماه سپتامبر ارائه کرده است.
طرح جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، برای واگذاری ۲۰ درصد از مالکیت تجاری جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی با نقش محوری صندوق «ترایو اترنال» به ریاست جاشوا کوشنر ، با انتقادهایی درباره شفافیت، پاسخگویی و احتمال نفوذ سرمایهگذاران بر مهمترین رقابت فوتبال جهان روبهرو شده است.
شرکت «ترایو اترنال»، به ریاست جاشوا کوشنر، قرار است سرمایهگذار اصلی «فیفا فوروارد اینترپرایز» باشد؛ شرکت جدیدی که برای اداره بخشهایی از فعالیتها و حقوق تجاری رقابتهای فیفا، از جمله جام جهانی مردان و زنان و جام جهانی باشگاهها، تشکیل خواهد شد.
بر اساس طرح پیشنهادی، ۲۰ درصد از سهام این شرکت به سرمایهگذاران خصوصی واگذار میشود. فیفا میگوید این سهام اقلیت و فاقد حق کنترل خواهد بود و مسئولیت اداره فوتبال و تقویم مسابقات همچنان در اختیار این نهاد باقی میماند.
منتقدان اما هشدار میدهند ورود سرمایهگذاران خصوصی میتواند در عمل بر تصمیمهایی مانند تعداد مسابقات، قیمت بلیتها، محل برگزاری رقابتها و نحوه فروش حقوق رسانهای تاثیر بگذارد.
گاردین گزارش داده است که جاشوا کوشنر به چهره اصلی پیشبرد این طرح تبدیل شده و پیوندهای سیاسی پیرامون آن جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، را بیش از پیش زیر ذرهبین قرار داده است.
همزمان، روابط نزدیک اینفانتینو با دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، و نسبت خانوادگی جاشوا کوشنر با خانواده ترامپ نیز مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، تاکنون هیچ نقش مستقیم یا اعلامشدهای برای ترامپ در این سرمایهگذاری گزارش نشده است.
جاشوا کوشنر و نقش او در طرح
جاشوا کوشنر ۴۱ ساله چندین شرکت و صندوق سرمایهگذاری، از جمله «ترایو اترنال»، تاسیس کرده است. این صندوق قرار است سرمایهگذار اصلی فیفا فوروارد اینترپرایز باشد؛ شرکتی که اینفانتینو قصد دارد ۲۰ درصد از سهام آن را به سرمایهگذاران خصوصی واگذار کند.
جرد کوشنر در سال ۲۰۱۷، همزمان با پیوستن به دولت نخست ترامپ، سهام خود در «ترایو کپیتال»، شرکت مادر ترایو اترنال، را واگذار کرد. با این حال، حضور شرکت تحت مدیریت برادرش در طرح جدید فیفا، توجه منتقدان را به پیوندهای خانوادگی و سیاسی پیرامون این معامله جلب کرده است.
منتقدان میگویند حتی واگذاری یک سهم ۲۰ درصدی و ظاهرا غیرکنترلی نیز ممکن است به سرمایهگذاران امکان دهد بر جهتگیری تجاری رقابتها اثر بگذارند، بهویژه اگر سازوکارهای شفاف و مستقلی برای پاسخگو کردن مدیران فیفا وجود نداشته باشد. فیفا این ارزیابی را رد کرده و تاکید دارد که سرمایهگذاران در اداره و حکمرانی فوتبال نقشی نخواهند داشت.
پیوندهای سرمایهگذاری با عربستان سعودی
شش ماه پس از پایان نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ، شرکت سرمایهگذاری جرد کوشنر، «افینیتی پارتنرز»، دو میلیارد دلار سرمایه از صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی دریافت کرد؛ صندوقی که ریاست هیاتمدیره آن را محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، بر عهده دارد. این سرمایهگذاری با وجود مخالفتها و نگرانیهای مطرحشده از سوی برخی مشاوران صندوق انجام شد.
عربستان سعودی میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ خواهد بود و صندوق سرمایهگذاری عمومی این کشور نیز بهعنوان حامی رسمی جام جهانی ۲۰۲۶ با فیفا همکاری میکند. آرامکو، شرکت نفتی تحت کنترل دولت عربستان، نیز یکی از شرکای عمده جهانی فیفاست و ارزش قرارداد آن حدود ۱۰۰ میلیون دلار در سال گزارش شده است.
جرد کوشنر همواره از همکاری شرکتش با صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان دفاع کرده و از منتقدان خواسته است تصمیمی را نشان دهند که برخلاف منافع آمریکا گرفته شده باشد.
با این حال، در طرح جدید فیفا، جاشوا کوشنر و صندوق سرمایهگذاری متفاوتی به نام ترایو اترنال نقش محوری دارند. پولیتیکو گزارش داده است که او قصد دارد برای ایجاد یک «پایگاه سرمایهگذاری متنوع در سطح جهان» با صندوقهای ثروت ملی کشورهای مختلف وارد مذاکره شود.
یوفا پس از جلسه اضطراری امروز عصر خود در واکنش به طرح فدراسیون جهانی فوتبال برای جذب سرمایهگذاری خصوصی در رقابتهایی از جمله جام جهانی، هشدار داد که اگر جیانی اینفانتینو، رییس فیفا این طرح را اجرا کند، همه رقابتهای فیفا را تحریم خواهد کرد.
در بیانیه فیفا آمده است: «ما به اتفاق آرا و بدون هیچ ابهامی، پیشنهاد فیفا برای واگذاری بخشی از مالکیت جام جهانی و دیگر رقابتهای این نهاد به سرمایهگذاران خصوصی را رد میکنیم.»
یوفا همچنین به تندی نوشته: «در نتیجه بحثهای امروز، تا زمانی که این پیشنهادها روی میز باشد، هیچ تیم ملی عضو یوفا در هیچ رقابتی که زیر نظر فیفا برگزار میشود شرکت نخواهد کرد، مگر اینکه این طرح به طور کامل کنار گذاشته شود و تضمینهای الزامآور ارائه شود که فیفا دیگر هرگز مالکیت یا اداره رقابتهای خود را به بخش خصوصی واگذار نخواهد کرد.»
نخستین جام جهانی پیش رو، جام جهانی فوتبال زنان است که تابستان سال آینده در برزیل برگزار میشود. پس از آن، جام جهانی مردان ۲۰۳۰ به میزبانی اسپانیا، پرتغال و مراکش برگزار خواهد شد.
رقابتهای انتخابی جام جهانی زنان از ماه اکتبر آغاز میشود.
این درحالی است که فیفا تاکید کرده است که حتی در صورت جذب سرمایهگذار، کنترل کامل اداره مسابقات و تصمیمهای ورزشی را حفظ خواهد کرد.
تصمیم به تحریم در نشست اضطراری بعدازظهر پنجشنبه با حضور نمایندگان هر ۵۵ فدراسیون عضو یوفا اتخاذ شد.
به نوشته اسکای اسپرت، یوفا در بیانیهای اعلام کرد: «ما به اتفاق آرا و بدون هیچ ابهامی، پیشنهاد فیفا برای واگذاری بخشی از مالکیت جام جهانی و دیگر رقابتهای این نهاد به سرمایهگذاران خصوصی را رد میکنیم.»
در صورت اجرای این تصمیم، طرح اینفانتینو عملا با شکست روبهرو خواهد شد، زیرا بعید است سرمایهگذاران حاضر باشند در رقابتهایی بدون حضور تیمهای اروپایی سرمایهگذاری کنند.
«جام جهانی فروشی نیست»
یوفا در بیانیه خود اعلام کرد فدراسیونهای ملی با یک انتخاب اجباری روبهرو شدهاند؛ یا واگذاری غیرقابل بازگشت مهمترین رقابتهای فوتبال به سرمایهگذاران خصوصی را بپذیرند یا با پیامدهای آن روبهرو شوند.
در این بیانیه آمده است: «این یک تصمیم دموکراتیک نیست، بلکه حکمرانی از طریق ارعاب است؛ اقدامی که در شان نهادی نیست که مسئولیت پاسداری از فوتبال جهان را بر عهده دارد.»
یوفا تاکید کرد مخالفتش فقط به روند تصمیمگیری محدود نمیشود و هشدار داد که با ورود سرمایهگذاران خصوصی به مالکیت رقابتهای فیفا، منافع تجاری بر تصمیمهای ورزشی حاکم خواهد شد.
در ادامه بیانیه آمده است: «از آن لحظه، تصمیمها درباره تقویم مسابقات، فرمت رقابتها و آینده فوتبال، نه بر اساس منافع این ورزش، بلکه بر پایه منافع سهامداران گرفته خواهد شد.»
یوفا همچنین اعلام کرد: «این مدل هیچ جایگاهی در فوتبال جهان ندارد. آینده فوتبال نباید به انتظارات کسانی گره بخورد که وظیفه اصلیشان حداکثر کردن سود مالی است.»
این نهاد تاکید کرد: «جام جهانی یک کالای سرمایهگذاری نیست، بلکه یکی از بزرگترین میراثهای فوتبال است که طی نسلها با تلاش بازیکنان، تیمهای ملی و هواداران شکل گرفته است. هیچ بخشی از آن نباید به سرمایهگذاران خصوصی واگذار شود. جام جهانی فروشی نیست.»
یوفا همچنین روند تدوین این پیشنهاد را به شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت چنین طرح مهمی بدون هیچگونه مشورت واقعی با نهادهای مسئول فوتبال تهیه و تا آستانه تصویب پیش برده شده است.
رقابتهایی که احتمالا تحریم میشوند
فیفا در یک سال آینده چندین رقابت مهم را برگزار خواهد کرد که در صورت اجرای تصمیم یوفا برای تحریم مسابقات این نهاد، ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند:
- جام جهانی فوتبال زنان زیر ۲۰ سال: ۵ تا ۲۷ سپتامبر، لهستان
- جام جهانی فوتبال زنان زیر ۱۷ سال: ۱۷ اکتبر تا ۷ نوامبر، مراکش
- جام جهانی فوتبال مردان زیر ۱۷ سال: ۱۹ نوامبر تا ۱۳ دسامبر، قطر
- جام جهانی فوتبال زنان ۲۰۲۷: ۲۴ ژوئن تا ۲۵ ژوییه ۲۰۲۷، برزیل
نخستین رقابت مهم فیفا، جام جهانی فوتبال زنان زیر ۲۰ سال، تنها ۳۷ روز دیگر در لهستان آغاز خواهد شد. ۲۴ تیم در این مسابقات شرکت میکنند که ۶ تیم از آنها از اروپا هستند؛ لهستان، فرانسه، ایتالیا، انگلیس، پرتغال و اسپانیا.
یوفا موفق میشود؟
با وجود اتحاد اروپاییها، اینفانتینو میداند که آرای لازم را در اختیار دارد؛ زیرا آفریقا، بخش عمده آسیا، کشورهای کوچک اقیانوسیه و آمریکای جنوبی که تشنه جبران فاصله مالی با اروپا و میزبانی از بازیهای بیشتر در جام جهانی ۲۰۳۰ هستند، از او حمایت میکنند.
به نوشته اتلتیک، تنها راه متوقف کردن این روند، ائتلاف کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان با باشگاهها، لیگها و اتحادیههای اروپایی است.
آنها باید به فیفا یادآوری کنند که ۶ تیم از ۸ تیم مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی اخیر، اروپایی بودند؛ ستارههایی که در اروپا رشد کردهاند و در همین قاره بازی میکنند.
حتی بیشتر بازیکنان مراکش و آرژانتین (دو تیم غیراروپایی دیگر این مرحله) نیز پرورشیافته آکادمیها و باشگاههای اروپایی هستند.
علاوه بر این، اروپا ۵ سهمیه از ۸ سهمیه مرحله نهایی جام جهانی زنان و جام جهانی باشگاهها را نیز به خود اختصاص داده است.
کارت بازی دیگر اروپا، ورود دولتهای ملی و کمیسیون اروپا است. سیاستمدارانی چون اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، و مارینا فراری، وزیر ورزش فرانسه، علیه پیشنهادهای فیفا موضع گرفتهاند.
واکنش دیگر کنفدراسیونها چه خواهد بود؟
اقدام قاطع یوفا اکنون نگاهها را به دیگر کنفدراسیونهای عضو فیفا معطوف کرده است؛ کنفدراسیون فوتبال آفریقا (CAF)، کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC)، کونکاکاف (کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کاراییب)، کنفدراسیون فوتبال اقیانوسیه (OFC) و کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی (CONMEBOL).
کنفدراسیون فوتبال آسیا و کونکاکاف پیشتر نگرانی عمیق خود را از نبود مشورت درباره این پیشنهاد اعلام کردهاند.
کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آفریقا نیز روز گذشته اعلام کرد هفته آینده برای بررسی این پیشنهاد تشکیل جلسه خواهد داد.
کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی و کنفدراسیون فوتبال اقیانوسیه تاکنون واکنش علنی به این موضوع نشان ندادهاند.
ارتباط خانواده کوشنر با طرح جنجالی جدید سرمایهگذاری فیفا
شاید جنجالیترین جنبه طرح جنجالی FIFA Forward Enterprises (FFE) که به دلایل مختلف با انتقادهای گسترده روبهرو شده است، حضور سرمایهگذاران خصوصی، بهویژه گروه سرمایهگذاری Thrive Eternal، باشد که به عنوان سرمایهگذار اصلی این طرح پیشنهاد شده است.
به نوشته سیانان، ریاست این شرکت سرمایهگذاری خصوصی را جاشوا کوشنر بر عهده دارد؛ برادر کوچکتر جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا.
هرچند هیچ ارتباط مستقیم یا اعلامشدهای میان این سرمایهگذاری و رییسجمهوری آمریکا گزارش نشده است، اما جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، روابط نزدیکی با ترامپ دارد. به همین دلیل، همزمان با موج انتقادها از این طرح، این ارتباط از نظر ظاهری و سیاسی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
رویترز گزارش داد کشورهای حاشیه خلیج فارس از چین خواستهاند با استفاده از نفوذ اقتصادی و سیاسی خود بر جمهوری اسلامی، برای کاهش تنشها و تضمین امنیت تنگه هرمز و دریای سرخ نقش فعالتری ایفا کند؛ مطالبهای که میزان تمایل و توانایی پکن برای اعمال فشار بر تهران را به آزمون گذاشته است.
این خبرگزاری پنجشنبه هشتم مرداد به نقل از منابع آگاه نوشت افزایش نارضایتی کشورهای عربی از وضعیت کنونی، زمینهساز درخواست آنها از چین برای ایفای نقشی پررنگتر شده است.
اگرچه جنگ اخیر به حکومت ایران، بهعنوان رقیب بسیاری از دولتهای عربی منطقه، آسیب وارد کرده، اما همزمان صادرات حیاتی انرژی این کشورها را نیز با اختلال روبهرو ساخته و آنها را بیش از گذشته در معرض تهدیدهای جمهوری اسلامی و گروههای همپیمانش قرار داده است.
سه منبع منطقهای به رویترز گفتند تهدیدهای جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه کشتیرانی در بابالمندب و تنگه هرمز، کشورهای عربی را به این جمعبندی رسانده که چین بهدلیل روابط اقتصادی گستردهاش با تهران، میتواند در کاهش تنشها نقش موثرتری ایفا کند.
این منابع معتقدند تحولات اخیر محدودیتهای ایالات متحده در مدیریت بحرانهای منطقهای را آشکار کرده است.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در هفتههای گذشته با انجام دهها تماس تلفنی و دیدار دیپلماتیک با مقامهای کشورهای مختلف، تلاشهای پکن برای برقراری آتشبس در جنگ ایران را پیگیری کرده است.
ژای جون، فرستاده ویژه پکن در امور خاورمیانه، نیز با مقامهای جمهوری اسلامی و کشورهای عربی درباره راههای کاهش تنش گفتوگو کرده است.
وزارت امور خارجه چین در پاسخ به پرسش رویترز اعلام کرد پکن ارتباط نزدیک خود را با همه طرفهای درگیر حفظ کرده و همواره برای توقف درگیریها و پیشبرد روند صلح کوشیده است.
چین بهعنوان بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی و یکی از مهمترین خریداران نفت کشورهای خلیج فارس، از موقعیتی برخوردار است که هم ظرفیت میانجیگری برای آن ایجاد میکند و هم ملاحظات و حساسیتهایی به همراه دارد.
یکی از منابع خلیج فارس به رویترز گفت روابط کشورهای عربی با چین بر پایه احترام متقابل و همکاری اقتصادی استوار است و به همین دلیل، گفتوگوها معمولا به دور از فضای رسانهای و در سکوت دیپلماتیک انجام میشود.
به گفته این منبع، دولتهای عربی امیدوارند چین بتواند جمهوری اسلامی را به سمت راهحلی مبتنی بر مذاکره سوق دهد، هرچند پکن معمولا «محتاطانه و کند» عمل میکند.
رویترز افزود کشورهای منطقه آگاهند که ادامه جنگ میتواند به سود چین نیز تمام شود، زیرا فشار بیشتری بر ایالات متحده وارد میآورد.
سایه تقابل چین و آمریکا بر توان میانجیگری پکن
چین از زمان برگزاری نشست مشترک با شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۲، روابط اقتصادی خود را با شش عضو این شورا شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، بهطور چشمگیری گسترش داده است.
به نوشته رویترز، قرار است نشست بعدی دو طرف در سال جاری در ریاض برگزار شود، هرچند هنوز بهطور رسمی تایید نشده است.
با وجود این روابط نزدیک، پکن تاکنون از محکوم کردن علنی تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشتیرانی در منطقه خودداری کرده؛ موضوعی که به گفته ناظران، تردیدهایی را درباره آمادگی چین برای تضمین امنیت خلیج فارس و مسیرهای صادرات انرژی به وجود آورده است.
یکی دیگر از منابع منطقهای به رویترز گفت: «چینیها میکوشند نقش پررنگتری داشته باشند و بیش از این کمک کنند، اما میزان نفوذ آنها کمتر از چیزی بوده که تصور میکردیم. هنوز مشخص نیست این موضوع ناشی از کمبود اراده سیاسی است یا محدودیت توانایی.»
او افزود هر زمان ایالات متحده بهطور مستقیم وارد بحران میشود، رقابت راهبردی میان واشینگتن و پکن بر سایر ملاحظات سایه میاندازد و محاسبات چین را پیچیدهتر میکند.
هنری توگندهات، پژوهشگر مسائل چین در موسسه واشینگتن، نیز به رویترز گفت اولویت اصلی پکن حفظ روابط با همه بازیگران منطقه است و رهبران چین تمایلی ندارند با جانبداری آشکار از هیچ طرفی، هزینه دیپلماتیک بپردازند.
به گفته او، پس از ورود مستقیم آمریکا به جنگ، محاسبات چین دیگر تنها به خاورمیانه محدود نماند و رقابت گستردهتر این کشور با واشینگتن نیز به بخشی از معادله تبدیل شد.
انتظار میرود شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، مهرماه برای دیدار با دونالد ترامپ، همتای آمریکایی خود، به ایالات متحده سفر کند.
وزارت امور خارجه چین اعلام کرد شی طرحی چهار مادهای برای حفظ صلح و ثبات در خاورمیانه ارائه کرده که بر توسعه، امنیت و همکاری میان کشورهای منطقه تاکید دارد.
تلاش برای حفظ توازن میان همه طرفها
رویترز نوشت چین طی سالهای اخیر با اتکا به روابط اقتصادی، حضور دیپلماتیک خود را در خاورمیانه گسترش داده است.
یکی از مهمترین دستاوردهای این رویکرد، میانجیگری برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ بود؛ توافقی که اکنون با تشدید تنشهای منطقهای با آزمونی دشوار روبهرو شده است.
سه منبع پاکستانی هفته گذشته به رویترز گفتند پکن در تلاش است اسلامآباد را به میانجیگری میان واشینگتن و تهران برای ازسرگیری مذاکرات صلح ترغیب کند.
شش منبع آگاه نیز این هفته خبر دادند مقامهای چینی بهطور مستقیم با حوثیهای یمن گفتوگو کردهاند تا نفتکشهای چینی بتوانند از جنوب دریای سرخ عبور کنند؛ آن هم پس از آنکه این گروه نیابتی جمهوری اسلامی اعلام کرد مانع دسترسی کشتیها به بنادر عربستان سعودی خواهد شد.
آنا بورشفسکایا، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، معتقد است تنها نتیجه ملموس تلاشهای دیپلماتیک چین تاکنون توافقهای دوجانبهای بوده که امنیت کشتیهای مرتبط با این کشور را تامین کرده است.
او ادامه داد: «فراتر از این، دشوار است بتوان دید چین چه دستاورد دیگری داشته یا اساسا تا چه اندازه مایل بوده به نتایجی فراتر دست یابد.»
به گفته این پژوهشگر، جنگ اخیر این فرصت را برای پکن فراهم کرده است که ضمن حفاظت از منافع خود، از افزایش قیمت انرژی برای تشدید فشار افکار عمومی بر آمریکا و اروپا نیز بهره ببرد.
این در حالی است که چین از تخفیفهای قابلتوجه در خرید نفت ایران که تحت تحریمهای بینالمللی قرار دارد، سود برده است.
رویترز نوشت پکن در سالهای گذشته حمایت خود از جمهوری اسلامی را از طریق تامین قطعات دومنظوره، تجهیزات مرتبط با تراشههای الکترونیکی و سامانههای ناوبری ماهوارهای افزایش داده، اما از زمان آغاز جنگ، بهطور آشکار کمک نظامی در اختیار تهران قرار نداده است.
چین همواره گزارشها درباره ارسال تجهیزات مرتبط با تراشهها، ارائه اطلاعات امنیتی یا تحویل سامانههای دفاعی به جمهوری اسلامی را رد کرده و گفته موضع پکن «شفاف و صریح» بوده و «هرگز بر آتش بحران ندمیده است».
به باور تحلیلگران، رویکرد چین در قبال بحران کنونی ادامه همان راهبرد دیرینه این کشور است؛ رویکردی که بر پرهیز از پذیرش تعهدات امنیتی گسترده در مناطق دور از حوزه منافع اصلی پکن استوار است.
آنها میگویند برخلاف ایالات متحده که شبکه ائتلافهایش بر پایه تعهدات دفاعی متقابل شکل گرفته، چین ترجیح میدهد نفوذ خود را از مسیر تجارت، سرمایهگذاری و فروش تسلیحات گسترش دهد و حضور نظامی مستقیم را تا حد امکان به مناطق پیرامونی خود محدود نگه دارد.