نیویورکتایمز: شرکتهای چینی برای فروش مخفیانه سلاح به ایران برنامهریزی کردهاند
مقامهای آمریکایی به نیویورکتایمز گفتهاند شرکتهای چینی در حال گفتوگو با مقامهای جمهوری اسلامی برای انتقال مخفیانه تسلیحات به ایران هستند؛ اقدامی که به گفته این مقامها قرار بوده از طریق کشورهای ثالث انجام شود تا منشأ واقعی محمولهها پنهان بماند.
به گزارش نیویورکتایمز، نهادهای امنیتی آمریکا اطلاعاتی به دست آوردهاند که نشان میدهد شرکتهای چینی و مقامهای ایرانی درباره انتقال تسلیحات مذاکره کردهاند. با این حال هنوز مشخص نیست چه تعداد سلاح، اگر اصلاً منتقل شده باشد، به ایران رسیده و همچنین معلوم نیست دولت چین تا چه اندازه از این معاملات آگاه بوده یا آنها را تایید کرده است.
این گزارش در حالی منتشر میشود که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای دیدار با شی جینپینگ به پکن سفر کرده و انتظار میرود موضوع حمایت احتمالی چین از جمهوری اسلامی در جریان مذاکرات دو طرف مطرح شود.
ترامپ پیش از سفرش گفته بود قصد دارد درباره جنگ خاورمیانه «گفتوگویی طولانی» با رهبر چین داشته باشد و در عین حال تاکید کرده بود شی جینپینگ تاکنون در قبال ایران «نسبتاً خوب» عمل کرده است.
بر اساس این گزارش، برخی مقامهای آمریکایی معتقدند بخشی از محمولههای تسلیحاتی ممکن است پیشتر به کشورهای واسطه منتقل شده باشند، اما تاکنون هیچ سلاح چینی در میدان نبرد علیه نیروهای آمریکا یا اسرائیل مشاهده نشده است.
نیویورکتایمز یادآوری کرده که ماه گذشته نیز گزارش داده بود نهادهای اطلاعاتی آمریکا به اطلاعاتی دست یافتهاند که نشان میدهد چین احتمالاً موشکهای دوشپرتاب موسوم به «منپد» (MANPADS) را به ایران منتقل کرده یا در حال بررسی چنین انتقالی بوده است. این موشکها قابلیت هدف قرار دادن هواپیماهای در ارتفاع پایین را دارند.
به گفته مقامهای آمریکایی، واشینگتن در هفتههای اخیر هم بهصورت علنی و هم از مسیرهای دیپلماتیک تلاش کرده پکن را برای کاهش حمایت از جمهوری اسلامی تحت فشار قرار دهد.
این مقامها که به دلیل حساسیت موضوع و همزمانی آن با سفر ترامپ به چین به شرط ناشناس ماندن با نیویورکتایمز گفتوگو کردهاند، گفتهاند دولت آمریکا تلاشهای چین برای ارسال تجهیزات نظامی به ایران را «غیرقابلقبول» میداند و خواهان جلوگیری پکن از هرگونه انتقال تسلیحات است.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد تاکنون به درخواست این روزنامه برای اظهارنظر پاسخ نداده است. با این حال عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، پیشتر در ماه مارس گفته بود حکومت ایران از چین و روسیه «همکاری نظامی» دریافت کرده، اما جزئیاتی درباره آن ارائه نکرده بود.
بر اساس این گزارش، مقامهای آمریکایی معتقد نیستند دولت چین بهطور رسمی انتقال تسلیحات به ایران را تصویب کرده باشد، اما تاکید میکنند بعید است چنین مذاکراتی میان شرکتهای چینی و مقامهای ایرانی بدون اطلاع حکومت چین انجام شده باشد.
به گفته این مقامها، دستکم یکی از کشورهای ثالثی که قرار بوده تسلیحات از طریق آن منتقل شود در آفریقا قرار دارد، هرچند هنوز مشخص نیست محمولهای به آن کشور رسیده یا نه.
ترامپ پس از انتشار گزارشهای اولیه درباره احتمال انتقال موشکهای دوشپرتاب به ایران گفته بود شخصاً از شی جینپینگ خواسته مانع هرگونه ارسال سلاح به جمهوری اسلامی شود.
او در گفتوگو با شبکه فاکس بیزنس گفته بود: «برای او نامهای نوشتم و خواستم چنین کاری نکند و او هم پاسخ داد که اساساً چنین کاری انجام نمیدهد.»
نیویورکتایمز همچنین گزارش داده از زمان آغاز جنگ، چین اطلاعات امنیتی و دسترسی به یک ماهواره جاسوسی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده که موقعیت نیروهای آمریکایی در منطقه را ردیابی میکند.
این روزنامه افزود چین همچنین قطعات دومنظورهای نظیر نیمهرساناها، حسگرها و مبدلهای ولتاژ را در اختیار ایران گذاشته؛ تجهیزاتی که در تولید پهپاد، موشک و دیگر سامانههای تسلیحاتی کاربرد دارند اما استفاده غیرنظامی نیز برای آنها تعریف شده و به همین دلیل حساسیت کمتری نسبت به فروش مستقیم سلاح ایجاد میکنند.
به نوشته نیویورکتایمز، چین در طول جنگ اوکراین نیز قطعات مشابهی را در اختیار روسیه قرار داده بود.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که تلاش برای انتقال تسلیحات از مسیر کشورهای ثالث نشان میدهد پکن قصد داشته این همکاریها با حکومت ایران محرمانه باقی بماند.
چین در حال حاضر بزرگترین خریدار نفت تحریمی ایران به شمار میرود و حدود ۸۰ درصد نفت صادراتی جمهوری اسلامی را خریداری میکند؛ نفتی که معمولاً با قیمتی پایینتر از نرخ بازار به پکن فروخته میشود.
نیویورکتایمز مینویسد اگرچه روابط اقتصادی با چین برای جمهوری اسلامی اهمیت بسیار بیشتری دارد، اما پکن نیز به دلیل وابستگی شدید به انرژی عبوری از تنگه هرمز، در حفظ روابط خود با تهران منافعی راهبردی میبیند.
با این حال، جنگ اخیر عملاً حملونقل دریایی در تنگه هرمز را مختل کرده و آتشبس برقرارشده در هفتههای گذشته نیز هنوز نتوانسته رفتوآمد عادی کشتیها را بهطور کامل احیا کند؛ وضعیتی که به گفته این گزارش، فشارهایی تازه بر بازارهای صادراتی چین وارد کرده است.
پس از اعلام سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به امارات متحده عربی در جریان جنگ اخیر با جمهوری اسلامی، تنش تازهای میان تهران و ابوظبی شکل گرفته است.
مقامهای اماراتی این گزارش را تکذیب کردهاند، اما نزدیکان نتانیاهو بر انجام این سفر تاکید دارند و وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز امارات را به «همدستی با اسرائیل» متهم کرده است.
دفتر نخستوزیری اسرائیل شامگاه چهارشنبه اعلام کرد نتانیاهو در اوج جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، سفری مخفیانه به امارات متحده عربی داشته و با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات، دیدار کرده است.
بر اساس بیانیه دفتر نتانیاهو، این سفر به یک «پیشرفت تاریخی» در روابط دو طرف منجر شده است. این دفتر جزئیات بیشتری درباره زمان دقیق سفر یا توافقهای احتمالی ارائه نکرد.
پیشتر نیز برخی مقامهای آمریکایی تایید کرده بودند اسرائیل در جریان جنگ با جمهوری اسلامی، یک سامانه گنبد آهنین و نیروهای مرتبط با آن را برای تقویت دفاع هوایی به امارات فرستاده بود؛ موضوعی که نشاندهنده گسترش همکاریهای امنیتی میان دو طرف در بحبوحه درگیریهای منطقهای تلقی میشود.
با این حال، وزارت امور خارجه امارات متحده عربی ساعاتی بعد با انتشار بیانیهای گزارشها درباره سفر نتانیاهو به ابوظبی را رد کرد و گفت ادعاها درباره «سفرهای اعلامنشده» بیاساس است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت خارجه امارات تاکید کرد هیچ سفر اعلامنشدهای از سوی نخستوزیر اسرائیل به این کشور انجام نشده است.
اما این تکذیب با واکنش چهرههای نزدیک به نتانیاهو روبهرو شد. زیو آگمون، سخنگوی وقت و رییس دفتر موقت نخستوزیر اسرائیل، در پیامی در فیسبوک نوشت که شخصاً در این «سفر تاریخی» همراه نتانیاهو بوده است؛ سفری که به گفته او «تا امروز کاملاً محرمانه» باقی مانده بود.
آگمون تاکید کرد نتانیاهو در ابوظبی «با احترام پادشاهان» مورد استقبال قرار گرفت و محمد بن زاید به همراه اعضای خانواده و مقامهای ارشد امارات از حضور نخستوزیر اسرائیل استقبال کردند.
او همچنین گفت رییس امارات شخصاً نتانیاهو را با خودروی شخصیاش از فرودگاه به کاخ منتقل کرده است.
همزمان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در واکنشی شدید امارات را به «همدستی با اسرائیل» متهم کرد و هشدار داد تهران این اقدامات را بیپاسخ نخواهد گذاشت.
عراقچی بامداد پنجشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت جمهوری اسلامی از سفر ادعایی نتانیاهو به ابوظبی اطلاع داشته و این موضوع پیشتر از سوی نهادهای امنیتی حکومت ایران به رهبران جمهوری اسلامی منتقل شده بود.
او نوشت: «نتانیاهو اکنون بهطور علنی چیزی را فاش کرده که سرویسهای امنیتی ایران مدتها پیش به رهبری کشور منتقل کرده بودند.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی بدون ارائه جزئیات بیشتر افزود: «دشمنی با مردم بزرگ ایران قماری احمقانه است» و «همدستی با اسرائیل در این مسیر نابخشودنی است.»
او همچنین هشدار داد: «کسانی که با اسرائیل برای ایجاد تفرقه همکاری میکنند، پاسخگو خواهند شد.»
امارات متحده عربی و اسرائیل از زمان امضای «توافق ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ روابط رسمی دیپلماتیک برقرار کردهاند، اما جنگ اخیر و افزایش تنشهای منطقهای، روابط کشورهای عربی با اسرائیل را با فشارهای تازهای مواجه کرده است.
همزمان با ارائه برنامه دولت بریتانیا از سوی پادشاه بریتانیا در مجلس اعیان این کشور، کییر استارمر با جدیترین تهدید علیه رهبری خود روبهروست. رسانهها گزارش دادند وزیر بهداشت او آماده استعفاست تا وارد رقابت حزبی برای جایگزینی نخستوزیر شود.
روزنامه تایمز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت گزارش داد که احتمال استعفای وِسلی اِستریتینگ، وزیر بهداشت کابینه استارمر، قوت گرفته است. دور از انتظار نیست که او پنجشنبه کنار برود و با ورود به رقابتهای حزب کارگر برای تغییر رهبر حزب، رویدادها به سمتی برود که برنامه دولت استارمر که چارلز آن را با شکوه و تشریفات فراوان تشریح کرد، هرگز به مرحله اجرا نرسد.
تایمز نوشت که دفتر استریتینگ به درخواست برای اظهارنظر درباره این گزارش پاسخ نداد. سخنگوی استارمر هم گفت نخستوزیر به وزیر بهداشت خود اعتماد کامل دارد، اما از اظهارنظر درباره دیدار پیشین میان این دو نفر خودداری کرد.
تیم وزیر بهداشت گفت او نیز درباره آن دیدار، که در دفتر استارمر در داونینگاستریت برگزار شد، اظهارنظر نخواهد کرد تا توجهها را از سخنرانی پادشاه منحرف نکند.
استریتینگ بعدتر در شبکه ایکس به تمجید از دستاوردهای خود در کاهش زمان انتظار در نظام درمانی دولتی بریتانیا پرداخت. او نوشت: «کارهای زیادی انجام شده، کارهای زیادی هم مانده است»؛ اما به این گزارش اشارهای نکرد.
مساله با شکست سنگین حزب کارگر در انتخابات شوراهای محلی انگلستان شروع شد. این حزب در انتخابات ۱۸ اردیبهشت بخش قابل توجهی از رایها را بهویژه در مناطقی از مرکز و شمال انگلستان و همچنین در بخشهایی از لندن که پایگاه سنتی این حزب به شمار میآید، از دست داد.
در مقابل، حزب راستگرای «اصلاح بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ، بیش از ۳۵۰ کرسی در شوراهای محلی انگلستان به دست آورد و حالا اگر همین مسیر را در انتخابات ملی ادامه دهد، به اپوزیسیون اصلی در اسکاتلند و ولز تبدیل میشود.
خبرگزاری رویترز پس از اعلام رسمی این شکست حزب کارگر، نتایج انتخابات محلی را نشاندهنده عمق نارضایتی از نخستوزیر بریتانیا خواند و نوشت که تنها دو سال پس از پیروزی قاطع او در انتخابات سراسری، تردیدها را درباره آینده سیاسیاش افزایش داد.
برخی نمایندگان حزب کارگر پس از نتایج انتخابات هشدار دادند که اگر این حزب در اسکاتلند عملکرد ضعیفی داشته باشد، قدرت را در ولز از دست بدهد و نتواند بخش زیادی از حدود ۲۵۰۰ کرسی تحت دفاع خود در انگلستان را حفظ کند، فشارها بر استارمر برای کنارهگیری یا دستکم تعیین جدول زمانی خروجش از قدرت افزایش خواهد یافت.
با این حال، همزمان گزارشهایی از تلاش برخی از اعضای حزب برای ایجاد تغییرات بنیادین در دفتر نخستوزیری و جایگزینی استارمر با فردی دیگر منتشر شد.
در این میان استارمر کوشیده است چالشها علیه اقتدار خود را کماهمیت جلوه دهد و سخنرانی پادشاه بریتانیا که از سوی دولت نوشته و از سوی پادشاه قرائت میشود، برنامههایی را برای تقویت رشد اقتصادی، امنیت انرژی و دفاع اعلام کرد.
سخنرانی پادشاه در بریتانیا در واقع ابزار رسمی دولت برای اعلام برنامههای سال آینده است، اما سخنرانی ۲۳ اردیبهشت چارلز، به جای نمایش دادنِ اقتدار و برنامهریزی دولت استارمر، زیر سایه بحران رهبری او و گزارشها درباره احتمال استعفای وزیر بهداشت و آغاز رقابت برای جانشینی نخستوزیر قرار گرفت.
این موضوع، در کنار اخبار مرتبط با تلاشهای استریتینگ احتمال ورود رقبای دیگر به رقابتهای درونحزبی علیه نخستوزیر کنونی را افزایش داده است. علاوه بر وزیر بهداشت، نام اندی برنهم، شهردار منچستر، و آنجلا رینر، معاون پیشین نخستوزیر، نیز مطرح شده است، هرچند هر دو آنها پیش از آنکه بتوانند نامزد شوند، باید موانعی را از پیش رو بردارند.
پادشاه و ملکه بریتانیا در مراسم سخنرانی سالانه، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - رویترز
پادشاه چه گفت؟
استارمر امیدوار بود با رونمایی از برنامه دولتش، اقتدار رو به کاهش خود را تقویت کند. اما به نقل از رویترز این برنامه برای بیش از ۹۰ نماینده حزب کارگر که از او خواستهاند جدول زمانی خروج خود را تعیین کند، چیز تازهای در بر نداشت.
منتقدان میگویند استارمر با این شیوه رهبری، حزب کارگر را در انتخابات ملی بعدی، که قرار است در سال ۲۰۲۹ برگزار شود، فقط به سوی شکست خواهد برد.
استارمر در مقدمه سخنرانی پادشاه تکرار کرد که جهان «امروز از هر زمان دیگری در طول عمر ما بیثباتتر و خطرناکتر است» و دولت او باید از سنتِ جستوجوی پاسخها در «وضع موجود» فاصله بگیرد.
با این حال، بخش عمده سخنرانی پادشاه تکرار صورتبندی رسمی سیاستهایی بود که پیشتر اعلام شده بودند؛ از جمله تلاش برای تحریک رشد اقتصادی کمرمق از طریق ایجاد روابط نزدیکتر با اتحادیه اروپا.
چارلز که از کاخ باکینگهام با ردیف باشکوهی از کالسکهها به پارلمان رسیده بود، مراسمی را رهبری کرد که برخی سنتهای آن به قرن شانزدهم بازمیگردد و در چارچوب تقسیم اختیارات در قانون اساسی بریتانیا، برنامه دولت را ارائه میکند.
او خطاب به نمایندگان مجلس اعیان بریتانیا گفت: «وزیران من تصمیمهایی خواهند گرفت که امنیت انرژی، دفاعی و اقتصادی بریتانیا را در بلندمدت حفظ کند.»
در حوزه اقتصاد و کسبوکار، پادشاه به نیابت از دولت وعده داد که با تاخیر در پرداختها به کسبوکارهای کوچک مقابله کند و از طریق کاهش مقررات غیرضروری، زمینه رشد را فراهم آورد. زیرساختها نیز جایگاه مهمی در این سخنرانی داشتند و به برنامههایی برای توسعه فرودگاهها، ساخت سریعتر جادهها، پروژه ریلی شمال انگلستان و حمایت از تولید داخلی فولاد اشاره شد.
در بخش خدمات عمومی، دولت از اصلاح پلیس، نوسازی خدمات ملی سلامت، اصلاح دادگاهها و نظام عدالت کیفری، پاکسازی صنعت آب و تاسیس راهآهن ملی جدید سخن گفت. پادشاه بریتانیا همچنین ارتقای استاندارد مدارس، اصلاح نظام نیازهای آموزشی ویژه، حمایت از کارآموزی، مقابله با بیکاری جوانان و اصلاح نظام رفاه برای کمک به جوانان و افراد دارای معلولیت اشاره کرد.
در حوزه حکمرانی، پادشاه وعده داد قانونی برای افزایش پاسخگویی مقامهای عمومی ارائه کند و امکان سلب عناوین اشرافی را فراهم آورد.
سیاست خارجی، با تمرکز بر ایران و خاورمیانه
پادشاه بریتانیا از درگیری در خاورمیانه بهعنوان تازهترین نمونه بیثباتی در جهانی «خطرناک و بیثبات» نام برد و تاکید کرد که امنیت انرژی، دفاعی و اقتصادی کشور در چنین فضایی در معرض آزمون است.
او همچنین افزود که باید با رویکردی مبتنی بر قدرت، منافع ملی و ارزیابی آرام و سنجیده به تحولات بینالمللی پاسخ داد.
هرچند او در این سخنرانی بهطور ویژه به جنگ ایران اشاره نکرد، اما چند محور آن بهطور مستقیم با نگرانیهای بریتانیا درباره خاورمیانه و پرونده جمهوری اسلامی ارتباط داشت.
پادشاه بریتانیا اعلام کرد برای مقابله با تهدید فزاینده نهادهای دولتی خارجی و نیروهای نیابتی آنها قانونگذاری خواهد کرد.
او گفت: «دولت من در واکنش به حمله هولناک در ساوتپورت، اقداماتی را برای حفاظت از مردم بریتانیا در برابر خشونت افراطی انجام خواهد داد و یاد قربانیان، مجروحان و خانوادههای آنان را گرامی خواهد داشت.»
موضوع خاورمیانه هم در پیوند با امنیت انرژی مطرح شد.
او گفت: «وزیران من معتقدند استقلال انرژی باید هدفی بلندمدت در حوزه امنیت ملی باشد و امنیت انرژی کشور، همانگونه که رخدادهای اخیر در خاورمیانه نشان داده است، به سرمایهگذاری و اصلاحات بلندمدت نیاز دارد. همچنین افزایش تولید انرژی پاک بریتانیایی کمک خواهد کرد تا دشمنان بریتانیا نتوانند امنیت اقتصادی مردم بریتانیا را هدف قرار دهند.»
پادشاه چارلز در بخش دیگری از سخنرانیاش به تداوم تلاشهای دولت بریتانیا برای تحقق صلح بلندمدت در خاورمیانه و حمایت از راهحل دو کشوری برای پایان مناقشه اسرائیل و فلسطین تاکید کرد. همچنین گفت که دولت برای مقابله با یهودستیزی و اطمینان از اینکه همه جوامع احساس امنیت کنند، اقدام فوری انجام خواهد داد.
کشورهای حوزه خلیج فارس همزمان با ادامه تنشها در خاورمیانه، کارزار امنیتی گستردهای را علیه شبکههای وابسته به جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان آغاز کردهاند. مقامهای امنیتی در کویت، بحرین، امارات و قطر از کشف و متلاشی شدن دهها هسته مرتبط با تهران خبر دادهاند.
شبکه آی۲۴ چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت گزارش داد کشورهای حاشیه خلیج فارس طی ۲۷ روز گذشته بیش از ۱۲ هسته وابسته به جمهوری اسلامی را شناسایی و متلاشی کردهاند.
آریل اوسران، خبرنگار آی۲۴، نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت کشف این هستهها «نشاندهنده تشدید اقدامات جمهوری اسلامی علیه همسایگان عرب خود» است؛ تحولاتی که به گفته او «چشمانداز امنیتی خلیج فارس را دگرگون میکند.»
بر اساس دادههای رسمی، حدود ۷۴ نفر با تابعیتهای کویت، بحرینی، لبنانی و ایرانی در ارتباط با این هستهها بازداشت یا شناسایی شدهاند.
مقامهای امنیتی این کشورها میگویند بازداشتشدگان به جاسوسی، پولشویی، طراحی ترور، جمعآوری اطلاعات از مراکز حساس و تلاش برای ضربه زدن به امنیت و ثبات اقتصادی کشورهای منطقه متهم هستند.
روزنامه الشرق الاوسط ۱۳ فروردین، گزارش داد نیروهای امنیتی کشورهای خلیج فارس طی ۳۰ روز، ۹ هسته مرتبط با جمهوری اسلامی یا متحدانش، بهویژه حزبالله لبنان، را در چهار کشور قطر، بحرین، کویت و اماراتمه کشف کردهاند.
بر اساس بررسیهای الشرق الاوسط، خبر کشف و انهدام نخستین هسته ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ در قطر اعلام شد و آخرین مورد در ۱۰ فروردین ۱۴۰۵؛ به این معنا که هر ۹ هسته طی ۲۷ روز متلاشی شدهاند، یعنی تقریبا هر سه روز یک هسته مرتبط با تهران کشف شده است.
طبق گزارش الشرق الاوسط، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس همزمان با مقابله با حملات جمهوری اسلامی، عملیات علیه شبکههای وابسته به تهران و حزبالله را تشدید کردهاند.
ظافر العجمی، کارشناس امنیتی خلیج فارس، گفت جمهوری اسلامی از «راهبردی سهبعدی» شامل هستههای محلی، جذب نیرو در کشورهای خلیج فارس و استفاده از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حوثیها برای اعمال فشار امنیتی استفاده میکند.
پیش از آن نیز، رویترز ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ گزارش داده بود مقامهای امنیتی امارات شبکهای دیگر را که به گفته آنها با حمایت مالی و هدایت حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی فعالیت میکرد، متلاشی کردهاند.
بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی امارات، این شبکه تحت پوشش فعالیتهای تجاری صوری در پولشویی، تامین مالی تروریسم و تلاش برای ضربه زدن به ثبات مالی کشور نقش داشته است. حزبالله این اتهامها را رد کرده و آنها را «ساختگی» خوانده است.
وزارت کشور کویت چهارشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد نیروهای امنیتی این کشور یک «طرح تروریستی» مرتبط با حزبالله لبنان را خنثی کردهاند. مقامهای کویتی گفتند شش نفر، شامل پنج شهروند کویتی و یک فرد بدون تابعیت، بازداشت و ۱۴ مظنون دیگر، از جمله دو ایرانی و دو لبنانی، تحت تعقیب قرار دارند.
به گفته مقامها، اعضای این شبکه به جاسوسی و برنامهریزی برای ترور رهبران کشور اعتراف کردهاند و آموزشهای نظامی و کار با مواد منفجره را خارج از کویت دیده بودند. کویت همچنین از بازداشت چهار ایرانی مرتبط با سپاه پاسداران خبر داد که قصد ورود دریایی به جزیره بوبیان را داشتند.
در امارات متحده عربی نیز اداره امنیت دولت این کشور ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد یک «سازمان تروریستی مخفی شیعه» وابسته به جمهوری اسلامی را متلاشی و ۲۷ نفر را بازداشت کرده است.
در بیانیه رسمی اداره امنیت امارات متحده عربی آمده بود این گروه قصد داشت با «فعالیتهای خرابکارانه» وحدت ملی و ثبات کشور را تضعیف کند.
مقامهای اماراتی همچنین گفتند اعضای این شبکه با برگزاری نشستهای مخفیانه و هماهنگی با طرفهای خارجی، جوانان اماراتی را جذب و علیه سیاست خارجی این کشور تحریک میکردند.
در بحرین نیز دولت ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرد تابعیت ۶۹ نفر، از جمله اعضای خانواده آنها، را به اتهام «همدردی با اقدامات خصمانه ایران» یا «ارتباط با طرفهای خارجی» لغو کرده است.
وزارت کشور بحرین همچنین از بازداشت ۴۱ نفر خبر داد و اعلام کرد آنها عضو سازمانی مرتبط با سپاه پاسداران بودهاند. مقامهای بحرینی گفتند این اقدامات در چارچوب حفظ امنیت ملی و بر اساس قانون تابعیت این کشور انجام شده است.
تحلیلگران میگویند ادامه تنشها و درگیریهای منطقهای باعث شده کشورهای خلیج فارس همکاریهای اطلاعاتی، نظارت امنیتی و عملیات پیشگیرانه علیه شبکههای وابسته به ایران و حزبالله را بهطور چشمگیری افزایش دهند؛ روندی که به گفته ناظران، میتواند شکاف امنیتی و سیاسی میان جمهوری اسلامی و کشورهای عرب منطقه را عمیقتر کند.
یک استاد ایرانی-آمریکایی دانشگاه آرکانزاس که اواخر ماه مارس بهدلیل «فعالیتهایی در طرفداری از علی خامنهای رهبر کشتهشده جمهور اسلامی» از موقعیت رسمی خود برکنار شد، اکنون با تحقیقاتی درباره احتمال تخلفات علمی مواجه است.
انتشارات دانشگاه کمبریج که کتاب شیرین سعیدی، استاد ایرانی-آمریکایی دانشگاه آرکانزاس را منتشر کرده، در حال بررسی اتهاماتی است مبنی بر اینکه این اثر شامل مصاحبههای جعلی یا بدون مجوز با زنان قربانی حکومت ایران است. این کتاب بر پایه رساله دکترای شیرین سعیدی نوشته شده است.
ایراناینترنشنال دریافته است که دانشگاه کمبریج نیز در حال بررسی رساله دکترای سعیدی بهدلیل احتمال تقلب است.
دکتر جی سیلوریا، رییس دانشگاه آرکانزاس، سعیدی را به دلایلی غیرمرتبط با تحقیقات کمبریج اخراج کرده است. او این تصمیم را به هیات امنای دانشگاه ابلاغ کرده و قرار است این هیات در ۲۱ مه پرونده اخراج او را بررسی کند.
کتاب سعیدی با عنوان «زنان و جمهوری اسلامی: چگونه شهروندی جنسیتی دولت ایران را شکل میدهد» اکنون در بریتانیا زیر ذرهبین قرار دارد.
سخنگوی انتشارات دانشگاه کمبریج به ایراناینترنشنال گفت: «انتشارات دانشگاه کمبریج تمام شکایات مربوط به آثار منتشرشده را جدی میگیرد و بررسی مسائل مطرحشده را مطابق با دستورالعملهای استاندارد COPE ادامه میدهد.»
COPE مخفف کمیته اخلاق در انتشار است که به مسائل اخلاقی در آثار علمی میپردازد.
ایراناینترنشنال نسخهای از نامهای را به دست آورده که مریم نوری، نویسنده خاطرات «در جستوجوی رهایی»، به انتشارات دانشگاه کمبریج ارسال کرده و در آن سعیدی را به ساختگی بودن روایتهایش متهم کرده است.
نوری، که در سال ۱۹۸۵ در حالی که باردار بود بهدست جمهوری اسلامی زندانی شد و بهگفته خودش مجبور شد فرزندش را در زندان به دنیا بیاورد، در نامهاش نوشته است: «این نامه را برای ثبت شکایت رسمی درباره استفاده غیراخلاقی و بدون مجوز از خاطرات شخصیام و جعل محتوای مصاحبه از سوی دکتر شیرین سعیدی مینویسم.»
او تاکید کرد: «من هرگز با خانم سعیدی ملاقات نکردهام و هیچگونه مصاحبهای با او در شهر کلن یا هیچ شهر دیگری در آلمان نداشتهام. او از محتوای کتاب من در رساله دکتری و کتاب منتشرشده خود بدون اجازه کتبی یا شفاهی من استفاده کرده و از آن برای منافع شخصی، از جمله ارتقای جایگاه دانشگاهی و حرفهای خود بهره برده است.»
نوری افزود: «این اقدام را نقض آشکار حقوق و کرامت شخصی خود میدانم و آن را بهشدت محکوم میکنم.»
سخنگوی دانشگاه کمبریج نیز اعلام کرد: «دانشگاه اتهامات مربوط به تخلفات علمی را جدی میگیرد و هرگونه نگرانی مطرحشده را مطابق با سیاستها و رویههای مربوطه بررسی میکند. این فرایندها ذاتا محرمانه هستند.»
نسرین پروَز، که هشت سال در ایران زندانی و شکنجه شده بود، نیز در مجموعهای از هفت پست در شبکه ایکس در ماه دسامبر، ادعای مصاحبه سعیدی با خود را رد کرد.
او نوشت: «من هرگز سعیدی را نمیشناختم و هیچ مصاحبهای با او نداشتهام. او فقط از نسخه فارسی کتاب من که بیش از ۲۰ سال پیش منتشر شده استفاده کرده است.»
سعیدی و وکیلش، جیجی تامپسون، به پرسشهای رسانهای ایراناینترنشنال پاسخی ندادهاند.
دانشگاه آرکانزاس پیش از اخراج سعیدی نیز او را بهدلیل استفاده ادعایی نادرست از سربرگ دانشگاه برای درخواست آزادی حمید نوری مورد تنبیه قرار داده بود. حمید نوری در سال ۲۰۲۲ در دادگاهی در سوئد بهدلیل مشارکت در اعدام هزاران زندانی سیاسی در زندان گوهردشت در سال ۱۹۸۸ محکوم شد.
سعیدی مدعی است برای استفاده از سربرگ دانشگاه مجوز داشته است.
پروَز در شبکه ایکس نوشت: «دفاع او از حمید نوری، یکی از عاملان اعدامهای سال ۱۹۸۸، نشان میدهد او در کدام سوی تاریخ ایستاده است.»
لادن بازرگان، مدیر سازمان «ائتلاف علیه حامیان رژیم جمهوری اسلامی ایران»، نخستین کسی بود که نقش سعیدی در کمک به حمید نوری در سوئد را افشا کرد.
او که در دادگاه نوری حضور داشت، گفت مترجم دادگاه تایید کرده که سعیدی به نفع نوری مداخله کرده است.
بیژن بازرگان، برادر لادن بازرگان، از زندانیان سیاسی چپگرا بود که در کشتار سال ۱۹۸۸ بهدست حکومت ایران کشته شد.
بازرگان همچنین موارد ادعایی جعل در آثار علمی سعیدی را شناسایی کرده است.
او به ایراناینترنشنال گفت: «زندانیان سیاسی سابقی که نامشان در رساله و کتاب سعیدی آمده، بهطور علنی انجام مصاحبه با او را رد کردهاند و اکنون پرسشهایی جدی درباره اسناد، ضبطها، فرمهای رضایت، دقت استنادها و حتی وجود برخی افراد ذکرشده در این آثار مطرح است.»
او افزود: «در چنین شرایطی، دانشگاه کمبریج و انتشارات آن موظفاند به انجام یک بررسی جدی، شفاف و مستقل هستند.»
بازرگان ادامه داد: «اعتبار پژوهشهای تاریخ شفاهی کاملا به مستندسازی، رضایت آگاهانه و منابع قابل راستیآزمایی وابسته است. اگر شواهد این مصاحبهها وجود دارد، باید بهصورت مستقل بررسی و بهطور عمومی شفافسازی شود. در غیر این صورت، پایه علمی کل کتاب زیر سوال میرود.»
او همچنین خواستار بررسی نقش پروفسور گلن رنگوالا، استاد راهنمای سعیدی، شد و گفت: «باید روشن شود چرا این مصاحبهها و منابع در فرایند دکترا بهدرستی راستیآزمایی نشده و استانداردهای علمی رعایت نشده است.»
ایراناینترنشنال برای دریافت توضیح با رنگوالا نیز تماس گرفت اما او تا کنون به پرسشها در این زمینه پاسخ نداده است.
پستهای شیرین سعیدی در شبکههای اجتماعی نیز نشان میدهد او پیش از کشته شدن علی خامنهای در جریان کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل و نیز پس از آغاز جنگ در ۹ اسفند، از رهبر پیشین جمهوری اسلامی تمجید کرده است.
او در پستهایی در ماه نوامبر در شبکه ایکس برای خامنهای دعا کرده و او را رهبری خوانده بود که «ایران را در جریان حمله اسرائیل حفظ کرد».
دونالد ترامپ کمی بعد از ۸ شب چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت به وقت پکن، در میان استقبال گارد احترام و جوانانی که پرچمهای آمریکا و چین را تکان میدادند، وارد این شهر شد و سفری را آغاز کرد که گرچه محور اصلی آن تجارت است، اما ناظران به نتایج مذاکرات درباره جنگ ایران در این سفر چشم دوختهاند.
هان ژنگ، معاون رییسجمهوری چین، دیوید پردو، سفیر آمریکا در چین، شیه فنگ، سفیر چین در آمریکا و ما ژائوشو، معاون اجرایی وزیر امور خارجه چین، در دومین سفر رییسجمهوری آمریکا به چین از او استقبال کردند.
پس از او، اریک ترامپ، پسرش، و لارا ترامپ، عروس او، همراه با شماری از همراهان سفر، از جمله ایلان ماسک، مدیر شرکت اسپیسایکس، از هواپیما پیاده شدند.
ترامپ بدون پاسخ دادن به پرسشهای خبرنگاران سوار لیموزین شد تا به سوی هتل محل اقامتش برود.
طبق اعلام کاخ سفید دیدار ترامپ با همتای چینی خود، شی جینپینگ، روزهای پنجشنبه و جمعه، ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت، بر تجارت، مساله فنتانیل و پرونده جنگ ایران متمرکز خواهد بود؛ موضوعاتی که به گزارش رسانه پولیتیکو، دولت ترامپ در ۱۶ ماه آغاز به کارش نتوانسته بر سر آنها به توافقی چشمگیر با پکن برسد یا امتیاز قابلتوجهی از چین بگیرد.
دونالد ترامپ در حال خروج از هواپیمای ریاستجمهوری در فرودگاه بینالمللی پکن، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - رویترز
مقامهای آمریکایی پیشتر اعلام کرده بودند که هیاتهای آمریکا و چین در این سفر دو روزه قرار است درباره پرونده جنگ ایران، مساله تایوان، هوش مصنوعی و تسلیحات هستهای گفتوگو کنند. توافق مربوط به مواد معدنی حیاتی نیز یکی از محورهای این گفتوگوها خواهد بود.
پکن هنوز هیچ جزئیاتی درباره دستور کار نشست میان روسای جمهوری دو کشور ارائه نکرده است. گو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، دوشنبه گفت ترامپ و شی درباره «مسائل مهم مربوط به روابط چین و آمریکا و صلح و توسعه جهانی» گفتوگو خواهند کرد.
خود ترامپ نیز پاسخهای متفاوتی درباره موضوعات دستور کار داده است. او دوشنبه ۲۱ اردیبهشت گفت ایران و انرژی هر دو در فهرست موضوعات قرار دارند، اما سهشنبه، پیش از ترک کاخ سفید به مقصد پکن، این اظهارات را پس گرفت و گفت: «ما موضوعات زیادی برای گفتوگو داریم. صادقانه بگویم، نمیگویم ایران یکی از آنهاست، چون ایران کاملا تحت کنترل ماست.»
او در عوض گفت موضوع اصلی، تجارت خواهد بود.
زک کوپر، دستیار پیشین معاون مشاور امنیت ملی در دولت جورج دبلیو بوش، که بهطور منظم با مقامهای دولت آمریکا و مقامهای چینی دیدار میکند، به پولیتیکو گفت: «این نشست هر روز کوچکتر میشود.»
او افزود: «کاملا روشن است که تیم ترامپ در موقعیت بسیار دشواری قرار دارد و کاملا ممکن است ترامپ با ذهنی درگیر و در موضعی تضعیفشده به پکن برود.»
این نخستین سفر ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش به چین و دومین سفر او در مقام رهبر آمریکا به این کشور است. او حدود یک ماه پیش از عزیمت به چین، این دیدار را «رویدادی عظیم» توصیف کرد و کمی بعد از این اظهار نظر، در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که از شی جینپینگ چیزی کمتر از یک «آغوش گرم و بزرگ» انتظار ندارد.
با این حال، ناظران میگویند این سفر با سفر مجلل قبلیاش در سال ۲۰۱۷، زمانی که چین برای جلب نظر او سنگ تمام گذاشت و در شهر ممنوعه ۶۰۰ ساله یک ضیافت شام به افتخار او ترتیب داد، تفاوت دارد.
دستور کار این سفر نیز به همان اندازه دشوار و پرچالش است؛ با این تفاوت که پرونده ایران اکنون به منبع تازهای از تنش تبدیل شده و در کنار تجارت، فناوری و تایوان قرار گرفته است.
بهگزارش سیانان، یک تفاوت عمده میان این دو سفر تغییر در قدرت سیاسی چین است. این رسانه نوشت: «در قیاس با سال ۲۰۱۷ چین قدرتمندتر و بسیار قاطعتر شده است؛ شی با جاهطلبی برنامههایی را برای توسعه نیروهای مولد جدید، سرمایهگذاریهای سنگین در انرژیهای تجدیدپذیر، روباتیک و هوش مصنوعی پیش برده و با جدیت کوشیده است که ثابت کند در تعاملهای بینالمللی در جایگاهی برابر با آمریکا قرار دارد.
سایه تعرفهها و جنگ ایران بر رابطه ترامپ و شی
رای ۲۰ فوریه دیوان عالی آمریکا درباره تعرفههای تجاری و جنگ ایران که اثری عمیق بر معادلات انرژی در جهان گذاشته است، موازنه قدرت میان دو رهبر را تغییر داده است. به نوشته پولیتیکو، ترامپ اکنون اهرم فشار کمتری برای وادار کردن شی به پذیرش نتایج ملموس از این دیدار دارد؛ نتایجی که رییسجمهوری آمریکا بتواند پس از بازگشت به ایالات متحده آنها را بهعنوان پیروزی عرضه کند. و چین این را میداند.
انبیسی نوشته است که هرچند هدف ترامپ و تیم همراهش در این سفر بازگشت به واشینگتن با دستاوردهای دهانپرکن اقتصادی و نمایشی از رابطه دوستانه و نزدیک شخصی میان ترامپ و شی است، اما انتظارها درباره تحقق تمام و کمال این اهداف پررنگ نیست.
به نوشته این رسانه، ترامپ، که میزان محبوبیتش در پایینترین سطح در دوره دوم ریاستجمهوریاش قرار دارد، شاهد آن بوده که بخش بزرگی از نظام تعرفهای جهانیاش از سوی دادگاههای آمریکا و در راس آن دادگاه عالی آمریکا لغو شده است. او همچنین درگیر جنگی نامحبوب با ایران است که از جدول زمانی اولیه ششهفتهای فراتر رفته و باعث جهش قیمت بنزین شده است.
شی نیز با مشکلات اقتصادی دیرینه از جمله بیکاری بالای جوانان، ضعف تقاضای مصرفکنندگان و فروپاشی بخش مسکن دستوپنجه نرم میکند. افزون بر این، نگرانیهای تازهای نیز درباره این مطرح شده که چین تا چه مدت میتواند شوکهای انرژی ناشی از جنگ ایران را تاب بیاورد.
سیانان پیشبینی کرده است که هرچند انتظار میرود رهبران دو کشور از توافقهای بزرگ تجاری رونمایی کنند و مسیر نمایش یک پیروزی بزرگ را هموار کنند، اما به احتمال زیاد مساله ایران بر گفتوگوها مسلط خواهد بود.
این در حالی است که به نظر میرسد منافع آمریکا در گرو محاصره دریایی بندرهای جنوب ایران است و این امر پیامدهای عمدهای برای چین، بزرگترین مصرفکننده نفت ایران، خواهد داشت.
این رسانه آمریکایی پیشبینی میکند که ترامپ از شی را بخواهد جمهوری اسلامی را به بازگشایی تنگه هرمز و توافق صلح ترغیب کند. از سوی دیگر، سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به چین و دیدارش با وانگ یی، همتای چینی خود در آستانه سفر ترامپ به این کشور را میتوان نشانهای از فشار احتمالی جمهوری اسلامی به آمریکا از طریق چین برای پایان دادن به جنگ تصور کرد؛ اهدافی که با خواستهها و منافع آمریکا در تضاد است.
پولیتیکو به نقل از یک مقام ارشد کاخ سفید نوشت که «چین پیش از این، [حکومت] ایران را برای رسیدن به توافق تحت فشار قرار داده است.»
تحلیل این رسانه بر این فرض استوار است که دستاوردهای ژئواستراتژیک پکن از جنگ آمریکا علیه جمهوری از جمله منحرف کردن توجه واشینگتن از هند و اقیانوس آرام و انتقال داراییهای پنتاگون از آسیا به خاورمیانه، بهحدی است که سبب میشود شی جین پینگ انگیزه کمی برای سرعت بخشیدن به حلوفصل این مناقشه داشته باشد.
کریگ سینگلتون، پژوهشگر ارشد امور چین در اندیشکده «بنیاد دفاع از دموکراسیها»، گفت: «چین همچنان خواستار آرامش و کاهش تنش در سطحی گستردهتر خواهد شد. فکر نمیکنم پکن برای حل جنگی که نه آغازگر آن بوده و نه کنترلی بر آن دارد، خود را به خطر بیندازد.»