۸۳ درصد پاسخدهندگان نظرسنجی ایراناینترنشنال: امکانش باشد از ایران مهاجرت میکنیم

۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی ایراناینترنشنال، در پاسخ به یک نظرسنجی اینستاگرامی گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.

۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی ایراناینترنشنال، در پاسخ به یک نظرسنجی اینستاگرامی گفتند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر در طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کردند و به این سوال پاسخ دادند که «آیا اگر امکانش را داشته باشید، از ایران مهاجرت میکنید؟»
نتایج این نظرسنجی نشان میدهد ۸۳ درصد از شرکتکنندگان گزینه «بله» و ۱۷ درصد گزینه «خیر» را انتخاب کردهاند.
این آمار در کنار نظرات تشریحی کاربران در بخش نظرات، تصویری از وضعیت ذهنی بخش قابل توجهی از جامعه ارائه میدهد که ترکیبی از ناامیدی اقتصادی، خستگی سیاسی، تعلق به وطن و دوگانگی میان ماندن و رفتن است.
عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
موسسه استاسیس مستقر در واشینگتن نیز اسفند سال ۱۴۰۲ یک نظرسنجی انجام داد که بر اساس آن، حدود ۷۶ درصد از مردم معتقد بودند جوانان در ایران برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند. این رقم در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ قرار داشتند، ۸۲ درصد بود.
ناامیدی در بحران اقتصادی
گروه بزرگی از کاربران در اشاره به تصمیم برای مهاجرت یا ماندن، مشکل اصلی را ناتوانی از تامین یک زندگی معمولی در ایران عنوان کردند.
شهروندی نوشت: «قبلا پول نداشتیم مهاجرت کنیم، الان پول نداریم در ایران زندگی کنیم.»
دیگری گفت با دلار ۲۰۰ هزار تومانی حتی تا نزدیک مرز هم نمیتوان رفت.
بسیاری تاکید کردند اگر پول داشتند، برای یک «زندگی عادی، بدون اضطراب، با آیندهای قابل پیشبینی» حتما مهاجرت میکردند.
بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، از سال ۱۳۵۹ که روند ثبت رسمی پناهندگی ایرانیان آغاز شد، تعداد پناهندگان نزدیک به چهار میلیون و ۱۴۲ هزار نفر است.
بر اساس بررسیهای ایراناینترنشنال، در مجموع، تخمین زده میشود علاوه بر پناهندهها، نزدیک به دو میلیون ایرانی نیز از طریق مهاجرت قانونی از کشور خارج شده باشند.
با توجه به آمار ۸۷ میلیون نفری جمعیت ایران، از هر ۱۵ ایرانی یک نفر خارج از کشور زندگی میکند. هرچند منابع غیررسمی شمار ایرانیان نسل اول مقیم خارج از کشور را تا بیش از هشت میلیون نفر هم تخمین زدهاند.
ایران در سالهای اخیر همواره در صدر فهرست کشورهای فرستنده دانشجو به آمریکا و اروپا بوده و رتبه چهارم جهان در اعزام دانشجوی دکتری به ایالات متحده را به خود اختصاص داده که نشاندهنده تخلیه سیستماتیک سرمایههای انسانی است.
موافقت قاطع با مهاجرت برای کرامت و زندگی استاندارد
بخش قابل توجهی از نظرات بر این تمرکز یافته است که عمر و جوانی یک بار و فرصت بهرهمندی از زندگی استاندارد، محدود است: «یک بار فرصت زندگی و جوانی داریم و کاش بتوانیم آن را در جایی با حال خوب سپری کنیم.»،
در پیام دیگری آمده است: «میخواهم برای داشتن یک زندگی عادی و کرامت انسانی مهاجرت کنم. ما شایسته بیش از اینها در وطن خودمان بودیم و هستیم.»
برخی میزان اشتیاق خود برای مهاجرت را با جملاتی اینچنینی تشریح کردند: «بله حتی بدون چمدان و حتی با پای پیاده هم بتوانم میروم.»
جمله «مگر چند سال عمر میکنیم که مدام منتظر باشیم ایران درست شود؟» بارها در میان کامنتها تکرار شده است.
بحرانهای طولانیمدت در ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان رنج دوری از خانواده و تفاوتهای زبان، فرهنگ و آبوهوا را به جان بخرند و مهاجرت را گزینهای جدی برای آینده بهتر قلمداد کنند.
تورم بالا، کاهش قدرت خرید، بیکاری یا کمبود فرصتهای شغلی مناسب، نوسان نرخ ارز و عدم امکان برنامهریزی بلندمدت، از پرتکرارترین دلایل هستند.
بسیاری نوشتند حتی با داشتن شغل و درآمد، احساس میکنند آینده اقتصادی روشنی وجود ندارد و در کشورهای دیگر میتوان به ثبات و رفاه بیشتری رسید.
محدودیتهای سیاسی، احساس بنبست در اصلاح امور، و ناامیدی از بهبود شرایط حکمرانی نیز بارها با ادبیاتی مختلف در نظرات تکرار شده است.
محدودیت در آزادیهای فردی و اجتماعی، فشارهای فرهنگی و نبود فضای مناسب برای زندگی عادی از دیگر دلایل پرتکرار هستند.
گروهی نیز به کیفیت پایین زندگی، آلودگی هوا و مشکلات آموزشی و بهداشتی اشاره کردند.
رویکرد «بمان و مبارزه کن»
در مقابل، گروهی دیگر از شهروندان، مهاجرت را «تسلیم» مقابل جمهوری اسلامی خواندند و بر ماندن و مقاومت تاکید کردند.
برخی از کامنتها که با واکنش مثبت شهروندان دیگر هم مواجه شد، به این اشاره داشتند که پس از اعتراضات و کشتار دیماه، نگاهشان به مهاجرت تغییر کرد و به خود قول دادند بمانند و مبارزه کنند و کاری انجام دهند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «مهاجرت یعنی تسلیم شدن؛ به جایش، اجنبیها را بیرون میکنیم و ایران را از نو میسازیم.»
کاربر دیگری تاکید کرد: «نه، آنکه باید برود جمهوری اسلامی است.»
چند شهروند با استناد به ترانه معروف «سرود زن» با صدای مهدی یراحی، عبارت «سفر چرا، بمان و پس بگیر» را بازنشر کردند.
این ترانه در بحبوحه جنبش مهسا (زن، زندگی، آزادی) و در پاییز ۱۴۰۱ منتشر و به یکی از نمادهای اعتراضات مردمی تبدیل شد.
مهاجرت مشروط
بسیاری تصمیم خود را به ماندگاری جمهوری اسلامی گره زدهاند: «اگر ایران خوب باشد هرگز، ولی با وجود آخوندها بله.»
یا: «اگر همچنان جمهوری اسلامی بماند، بله.»
و: «اگر تا شش ماه دیگر وضعیت تغییر نکرد، میروم.»
در برخی پیامها، حس بنبست نیز دیده میشود؛ از جمله شهروندی که گفته است: «آرزویم این است مهاجرت کنم اما نه میتوانم بروم و نه بمانم».
شهروند دیگری نوشت: «کاش هیچوقت مجبور به مهاجرت نبودیم.»
شیب مهاجرت به چند عامل از جمله «دافعه مبدا» و «جاذبه مقصد» وابسته است.
حسین قاضیان، جامعهشناس، پیشتر در گفتوگویی تفصیلی به ایراناینترنشنال گفته بود عوامل دافعه مبدا، همواره بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیمگیری برای مهاجرت ایرانیان نقش داشتهاند.
بر همین اساس به گفته او، با توجه به رو به رشد بودن دافعهها، به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.
دلایل خانوادگی و شخصی
در بخش نظرات نظرسنجی، بعضی کاربران به دلایل خانوادگی و شخصی برای تصمیم به مهاجرت یا انصراف از آن، اشاره کردند.
برخی، به ویژه زنان، گفتند هرچند از نسل خود گذشتهاند اما نگران آینده فرزندان خود هستند: «از من که گذشت، اما اگر قرار است اینها بمانند، کاش بتوانم بچههایم را نجات بدهم.»
شهروند دیگری گفت اگر به خاطر مادرش نبود، ۲۰ سال پیش ایران را ترک کرده بود.
بسته بودن راهها و بدبینی به ساختار مهاجرت
شکست در فرآیند مهاجرت بهدلیل بسته شدن سفارتها نیز باعث ناامیدی برخی از شهروندان شده است.
از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون فعالیت برخی سفارتخانههای خارجی در ایران تعطیل یا نیمهتعطیل شد و روند صدور ویزا برای بسیاری از ایرانیان نیمهکاره ماند.
شماری از کاربران گفتند مهاجرت «خواست قلبی» جمهوری اسلامی برای «فراری دادن ایرانیان معترض از وطن خود» است.
در کنار اینها، شماری از کسانی که قبلا مهاجرت کردهاند، در بخش نظرات این نظرسنجی اینستاگرامی، از تجربههای مثبت خود گفتند و دیگران را به تقویت زبان و اقدام برای مهاجرت تشویق کردند.
شهروندی نوشت: «من مهاجرت کردهام اما اگر به گذشته بازمیگشتم، باز هم میرفتم.»