مقام ارشد اسرائیلی: تلآویو خواهان تشدید فشار اقتصادی و حفظ تهدید نظامی علیه تهران است
یک مقام ارشد اسرائیلی دیدار اخیر رییسجمهوری آمریکا و نخستوزیر اسرائیل را «نه فقط خوب، بلکه فوقالعاده» توصیف کرد. به گفته او در این جلسه سه مسیر احتمالی در قبال جمهوری اسلامی بررسی شد: دستیابی به توافق، ادامه تحریمها و حملات پراکنده، یا ورود به جنگی گستردهتر.
این مقام اسرائیلی در یک جلسه توجیهی با تعدادی از رسانهها گزارشها درباره بروز شکاف راهبردی میان دو رهبر را رد کرد و گفت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره هدف نهایی تفاهم دارند، هرچند تصمیم نهایی درباره چگونگی برخورد آمریکا با جمهوری اسلامی با رییسجمهوری ایالات متحده است.
او در این جلسه که خبرنگار ایراناینترنشنال نیز در آن حضور داشت، تاکید کرد ترامپ و نتانیاهو یکدیگر را کاملا درک میکنند و تفاهم دارند.
دیدار سهشنبه ششم مرداد، نخستین ملاقات نتانیاهو و ترامپ از زمان آغاز جنگ ۴۰ روزه در نهم اسفند ۱۴۰۴ بود. این دیدار در حالی برگزار شد که ترامپ همچنان برای دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی تلاش میکند، اما همزمان بازگشت به عملیات نظامی گسترده را نیز در نظر دارد.
چند ساعت پس از این دیدار، جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان توقف حملات آمریکا به ایران در روز جمعه دوم مرداد، یک پایگاه آمریکایی در اردن را هدف حمله موشکی قرار داد.
سه راه در قبال جمهوری اسلامی
به گفته این مقام ارشد اسرائیلی، ترامپ و نتانیاهو سه گزینه اصلی در قبال جمهوری اسلامی را بررسی کردند: دستیابی به توافق با تهران؛ ادامه فشار اقتصادی و تحریمها، همراه با حملات محدود و پراکنده و بدون ورود به جنگی تمامعیار؛ یا آغاز کارزاری نظامی گستردهتر علیه جمهوری اسلامی.
این مقام گفت: «همه این گزینهها را بهطور مفصل و بسیار صریح بررسی کردیم. هدف این نبود که یک گزینه را بر گزینههای دیگر ترجیح دهیم، بلکه میخواستیم نتایج مطلوب هر کدام از آنها را بررسی کنیم.»
او تاکید کرد اسرائیل خواهان وارد شدن شدیدترین فشار ممکن بر اقتصاد جمهوری اسلامی است و معتقد است فشار اقتصادی، همزمان با حفظ تهدید نظامی، میتواند حکومت را در موقعیتی دشوارتر قرار دهد.
به گفته این مقام اسرائیلی، ترامپ در این جلسه درباره تاثیر جنگ با جمهوری اسلامی بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی ابراز نگرانی کرد. نتانیاهو به ترامپ گفت حکومت ایران عمدتا میکوشد از تنها اهرمی که برایش باقی مانده، یعنی تنگه هرمز، برای واداشتن آمریکا به دادن امتیاز استفاده کند.
به گفته مقام اسرائیلی، نتانیاهو نگرانیهای ترامپ را نادیده نگرفت، اما به او گفت راههایی برای افزایش بیشتر فشار بر اقتصاد ایران وجود دارد؛ اقتصادی که هماکنون نیز تحت فشار شدیدی قرار دارد.
مجتبی خامنهای زنده است
این مقام اسرائیلی در این جلسه به زنده بودن مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، نیز اشاره و تاکید کرد او زنده است، اما هیچکس نمیتواند شهادت دهد او را دیده است.
او افزود نظر مجتبی خامنهای درباره «همهچیز» بسیار منفی است اما مشخص نیست دستورهایی که به او نسبت داده میشود، واقعا از سوی خود او صادر میشود یا نه.
او همچنین گفت: «او به اطرافیانش گفته بدون تاییدش هیچ کاری انجام ندهند و حتی گفته میشود یک بار نیز وقتی از دستورش پیروی نکردند، عصبانی شد.»
دیدار با شاهزاده رضا پهلوی
این مقام ارشد اسرائیلی همچنین تایید کرد که نتانیاهو سهشنبه ششم مرداد در حاشیه مراسم یادبود لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه، با شاهزاده رضا پهلوی دیدار و گفتوگو کرد. او در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره محتوای این گفتوگوها از ارائه جزئیات خودداری کرد و افزود نمیتواند در این باره اظهار نظر کند.
کوه کلنگ؛ سانتریفیوژها منتقل شدهاند اما غنیسازی انجام نمیشود
مقام ارشد اسرائیلی گفت برخلاف برخی گزارشهای منتشرشده پیش از دیدار روز ششم مرداد، نتانیاهو سند یا پرونده مشخصی درباره تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در اختیار ترامپ قرار نداد.
به گفته او، اسرائیل برآورد میکند هزاران سانتریفیوژ در این مجموعه زیرزمینی پنهان شدهاند، اما در حال حاضر عملیات غنیسازی اورانیوم در آنجا انجام نمیشود.
این مقام گفت موضوع هستهای جمهوری اسلامی بخشی مهم از گفتوگو بود، اما نشست ترامپ و نتانیاهو برای انتقال اسناد خام اطلاعاتی برگزار نشده بود، زیرا تبادل اطلاعات میان دستگاههای امنیتی آمریکا و اسرائیل از مجاری جداگانه صورت میگیرد.
نگرانی تهران از عملیات زمینی و کاهش توان موشکی
مقام ارشد اسرائیلی همچنین گفت حکومت ایران بهشدت از احتمال ورود زمینی نیروهای آمریکایی یا اجرای یک عملیات محدود زمینی علیه تاسیسات زیرزمینی خود هراس دارد.
این مقام اسرائیلی ارزیابی کرد جمهوری اسلامی اکنون شمار محدودی موشک عملیاتی در اختیار دارد و توان تولید موشک آن تقریبا متوقف شده است.
«حکومت از مردم میترسد»
مقام ارشد اسرائیلی جمهوری اسلامی را در «بدترین وضعیت اقتصادی و سیاسی» خود توصیف کرد و گفت تورم نزدیک به ۹۰ درصد و بحران سوخت «کمر حکومت را خم کرده است».
این مقام گفت اسرائیل از اجرای اعدامهای گسترده و تقریبا روزانه در ایران آگاه است و سرکوبها را نشانه ترس حکومت از شهروندان میداند: «حکومت از مردم ایران میترسد.»
وکلای وریشه مرادی (میرزائی)، با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت او اعلام کردند این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین بیش از ۹ ماه است با وجود تجویز پزشکان، از اعزام به مراکز درمانی و دریافت تجهیزات پزشکی محروم مانده و ممنوعیت تماس و ملاقات او نیز همچنان ادامه دارد.
کیوان عزیزی، یکی از وکلای مرادی به وبسایت «امتداد» گفت موکلش که سه سال است در بازداشت به سر میبرد و به بیماری روده و دیسک شدید گردن مبتلاست، با وجود تجویز پزشک متخصص و پزشک معتمد زندان، طی بیش از ۹ ماه گذشته به مراکز درمانی خارج از زندان اعزام نشده است.
به گفته عزیزی، مرادی که در جریان مبارزه با داعش زخمی شده، همچنان از عوارض آن آسیبها رنج میبرد.
عزیزی با اشاره به مقررات مربوط به حقوق زندانیان گفت در مواردی که امکانات درمانی مورد نیاز در زندان وجود ندارد، اعزام زندانی به مراکز درمانی خارج از زندان از حقوق قانونی او به شمار میرود.
در سالهای گذشته، گزارشهای متعددی از محرومیت زندانیان در ایران از خدمات پزشکی منتشر شده است. شماری از زندانیان نیز در پی شکنجه، فشار یا عدم رسیدگی درمانی جان باختهاند، بیآنکه جمهوری اسلامی مسوولیتی در قبال مرگ آنان بپذیرد.
امیر سجادی، دیگر وکیل وریشه مرادی، نیز با تایید اظهارات عزیزی گفت محرومیت درمانی موکلش تنها به اعزام نشدن به مراکز درمانی محدود نمیشود.
به گفته او، با وجود تجویز پزشک زندان برای استفاده از برخی تجهیزات درمانی و تهیه آنها از سوی خانواده، مسئولان زندان تاکنون این وسایل را در اختیار مرادی قرار ندادهاند.
سجادی افزود بر اساس آنچه به صورت شفاهی به موکلش اعلام شده، تحویل این تجهیزات به ارایه تعهدی «غیرمرتبط» مشروط شده است؛ اقدامی که به گفته او، هیچ مبنایی در مقررات انضباطی زندان ندارد و محروم کردن زندانی از امکانات درمانی را نمیتوان در قالب «تنبیه انضباطی» توجیه کرد.
او همچنین گفت با وجود پایان یافتن دوره محرومیت از تماس تلفنی و ملاقات موکلش که از سوی کمیته انضباطی زندان تعیین شده بود، این محدودیتها بدون ابلاغ تصمیم جدید همچنان ادامه دارد.
وکلای وریشه مرادی در پایان با ابراز نگرانی از آنچه «اعمال سلایق شخصی» در ایجاد و توسعه محدودیتها علیه موکل خود خواندند، خواستار فراهم شدن امکان بهرهمندی او از حقوق قانونی، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، تماس و ملاقات شدند.
صحبتهای وکلای مرادی درباره محرومیت از خدمات درمانی در حالی مطرح میشود که پیشتر نیز گلرخ ایرایی در پاسخ به نامه فائزه هاشمی، گزارشهای مربوط به دسترسی نداشتن زندانیان به امکانات پزشکی، محرومیت از درمان و شرایط نامناسب زندانیان زن اوین را تایید و از آنها دفاع کرده بود.
وریشه مرادی (جوانا سنه) ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ همراه با ضرب و شتم شدید در حوالی سنندج بازداشت شد.
او سال ۱۴۰۳ از سوی ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد. این حکم سال ۱۴۰۴، پس از فرجامخواهی در دیوان عالی کشور، نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، آذر ۱۴۰۴ اعلام کرد حکم اعدام مرادی بهدلیل «نقص در تحقیقات و رعایت نشدن تشریفات قانونی»، از جمله تفهیم نشدن اتهامی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته بود، نقض شد.
جلسه رسیدگی مجدد به پرونده او برای ۲۰ تیر تعیین شده بود، اما مرادی پس از احضار به دادگاه انقلاب تهران اعلام کرد این دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و از حضور در جلسه خودداری کرد.
یک منبع مطلع از وضعیت پرونده وریشه مرادی به ایراناینترنشنال گفت او بار دیگر به دادگاه انقلاب تهران احضار شده و از او خواسته شده است شنبه ۱۰ مرداد در جلسه رسیدگی مجدد به اتهاماتش شرکت کند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، ۱۰ شرکت و نهاد و هشت نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی را به فهرست تحریمهای خود افزود.
این تحریمها چهارشنبه هفتم مرداد بر اساس فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ اعلام شدند و اعمال میشوند. فرمانی که بخشهایی از اقتصاد جمهوری اسلامی، از جمله حوزههای نفت، پتروشیمی، مالی و کشتیرانی را هدف قرار میدهد.
در میان نهادهای تحریمشده، «اداره خدمات دریایی هرمزسیف» در بندرعباس و «شرکت بیمه دریایی خلیج فارس» در ایران قرار دارند.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد این دو نهاد که در حوزه فعالیتهای مالی و بیمهای کار میکنند، مشمول تحریمهای ثانویه نیز هستند.
وبسایت اکسیوس پنج مرداد نوشت که فشار اقتصادی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، علیه جمهوری اسلامی، در مقایسه با کارزار بمباران او توجه بسیار کمتری به خود جلب کرده و با این حال، مقامهای ارشد آمریکایی معتقدند این فشار اقتصادی ممکن است در نهایت آسیب بیشتری به تهران وارد کند.
یک مقام ارشد دولت آمریکا به اکسیوس گفت: «ایرانیها میخواهند بمباران متوقف شود و پول میخواهند. اما تقریبا باید ترتیب این دو را برعکس گفت. آنها واقعا قبل از هر چیز پول میخواهند.»
بر اساس تحریمهای تازه اعلام شده، هشت شرکت دیگر تحریمشده در هنگکنگ، چین و جزایر مارشال ثبت شدهاند یا نشانیشان در این مناطق است.
این شرکتها عبارتند از بیلیون نکسوس اینترنشنال، برنچ سیینگ اینترنشنال تریدینگ، کانفیدنت ایپکس، مارینووا فریت، نوادا اسپیریت، اوشن ترنکویلیتی، مدیریت کشتی چی هانگ و وست مایتی.
اوفک همزمان هشت شناور مرتبط با شرکتهای تازه تحریمشده را به فهرست اتباع ویژه و افراد مسدودشده، موسوم به اسدیان (SDN)، افزود.
از میان این هشت شناور، هفت فروند نفتکش نفت خام هستند و یک فروند برای حمل مواد شیمیایی و فرآوردههای نفتی استفاده میشود.
هفت نفتکش نفت خام شامل «السالمی»، «بریز وی»، «کریستال»، «لیلی» که با نام «دانیا» نیز شناخته میشود، «ناتسومی»، «نیرتا» و «یهوپ» هستند.
شناور «ول سیل» نیز برای حمل مواد شیمیایی و فرآوردههای نفتی مورد استفاده قرار میگیرد.
این نفتکشها با پرچم کشورهای باربادوس، وانواتو، موزامبیک و جزایر مارشال فعالیت میکنند.
پرچم کنونی نفتکش السالمی مشخص نشده و این کشتی پیشتر با پرچم پاناما تردد میکرد.
بر اساس اعلام اوفک، هر یک از این هشت نفتکش به یکی از شرکتهای تازه تحریمشده مرتبط است.
اوفک ۲۴ تیر نیز اعلام کرد چهار فرد و سه نهاد را به فهرست افراد و نهادهای تحریمشده خود اضافه کرده است.
اوفک ۲۰ خرداد نیز چند فرد و شرکت جدید را بهدلیل ارتباط با سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی به فهرست تحریمهای خود اضافه کرد و دامنه تحریمهای برخی افراد و نهادهای از پیش تحریمشده را نیز گسترش داد.
در میان افراد تحریمشده از سوی دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری ایالات متحده، بهروز نمازی، شهروند ایرانی، از جمله افرادی است که به تازگی به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تحریم شد. همچنین دونیا اتایب، شهروند ایتالیا و ماریا سلینا و وادیم دروژبین، دو شهروند روسیه، نیز به این فهرست افزوده شدند.
از جمله نهادهای تحریمشده در این تاریخ، شرکت ایرانی نیکا جت، شرکت روسی آوراتک و شرکت ونگارد تاکتیکال ساپلای مستقر در نیجریه بودند.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد این نهادها با نمازی ارتباط دارند و مشمول تحریمهای ثانویه شدهاند.
یک مقام آمریکایی پیش از این گفته بود: «اطلاعاتی به دست آمده که نشان میدهد ایرانیها شکایت دارند که نمیتوانند حقوق نیروهایشان را پرداخت کنند. چرا؟ بهدلیل فشارهای مالی. بهدلیل وزارت خزانهداری. به دلیل کاری که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، انجام میدهد.»
جمعی از مادران و خانوادههای دادخواه کردستان با حضور در خانه خانواده توکلی، با بستگان مهدی توکلی، خواهرش سمیه و مادرشان مریم اصلانی دیدار کردند و بر ادامه دادخواهی و اجرای عدالت تاکید کردند. این سه نفر در تیراندازی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جاده بانه–مریوان کشته شدند.
سازمان حقوق بشری هانا چهارشنبه هفتم مرداد با انتشار ویدیویی از حضور جمعی از مادران و خانوادههای دادخواه کردستان در منزل این خانواده خبر داد.
شرکتکنندگان در این دیدار با بستگان مهدی و سمیه توکلی و مریم اصلانی اعلام همبستگی کردند و یاد آنان را گرامی داشتند.
ویدیوی منتشرشده نشان میدهد حاضران با سر دادن شعار کردی «شەهید نامرێ» به معنای «شهید نمیمیرد»، بر ادامه دادخواهی، پاسداری از راه و آرمان جانباختگان، تحقق عدالت و پاسخگو شدن عاملان این کشتار تاکید کردند.
شبکه حقوق بشر کردستان پیشتر گزارش داد نیروهای وزارت اطلاعات شامگاه چهارم مرداد خودروی حامل این خانواده را در جاده بانه–مریوان به رگبار بستند و هر سه درجا جان باختند.
مهدی توکلی، عکاس و فعال فرهنگی و هنری کرد، مدیر خانه عکاسان کردستان و موسس خانه هنری «چاو» بود و پیشتر به دلیل فعالیتهای خود بازداشت و محکوم شده بود.
کردپا نیز به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد پیکرهای این سه نفر در بیمارستان، بدون ثبت هویت و تشکیل پرونده، مخفیانه بررسی شدند و اجازه نزدیک شدن کسی به آنها داده نشد.
به گفته این منبع، همه گلولهها از روبهرو شلیک شده بودند، مهدی توکلی سه گلوله، مریم اصلانی دو گلوله و سمیه توکلی چندین گلوله خورده بود و پیکر و صورت او بهشدت آسیب دیده و صورتش «کاملا متلاشی شده بود».
به نوشته شبکه حقوق بشر کردستان و سازمان حقوق بشری ههنگاو، نهادهای امنیتی خانواده آنان را برای خودداری از اطلاعرسانی تحت فشار گذاشته و از آنان خواستهاند علت مرگ این سه نفر را «تصادف» اعلام کنند.
در مقابل، سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فراجا، گفت نیروهای مرزبانی و ماموران وزارت اطلاعات در نوار مرزی بانه با سرنشینان یک خودروی سمند وارد «درگیری مسلحانه» شدند و کشتهشدگان را اعضای پژاک معرفی کرد.
ههنگاو این روایت را «قاطعانه» رد کرد و خواستار واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشری برای حقیقتیابی و پاسخگو کردن عاملان این تیراندازی شد.
سنگهای موقت مزار مهدی توکلی، مریم اصلانی و سمیه توکلی که عبارت «شهید کوردستان» بر آنها نوشته شده است.
پیکر سه عضو کشتهشده خانواده توکلی پنجم مرداد در فضایی امنیتی در آرامستان بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.
مراسم خاکسپاری آنان با حضور اعضای خانواده، بستگان و شماری از فعالان و چهرههای هنری کردستان برگزار شد.
تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به خودروهای غیرنظامی، بهویژه در مناطق مرزی غرب ایران، پیش از این نیز بارها به کشته یا زخمی شدن شهروندان منجر شده است.
پیادهروهای تخریبشده مقابل کافههای خیابان سنایی تهران
پس از پلمب چندین کافه در مرکز تهران، باغچهها و پیادهروهای مقابل کافههای خیابان سنایی که به پاتوقی برای شهروندان تبدیل شده بود، شبانه تخریب شدند. همزمان، در ادامه روند محدودسازی فضاهای شهری، از حضور و فعالیت چند نوازنده خیابانی و هنرمندان دستفروش در تجریش نیز جلوگیری شده است.
نبرد بر سر فضاهای شهری در ایران، مدتهاست که از یک رویارویی صرفا اجتماعی یا فرهنگی فراتر رفته و به هسته مرکزی سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. سیستمی که در دهههای گذشته تلاش کرده تمام ابعاد زندگی خصوصی و عمومی شهروندان را تحت کنترل خود درآورد، اکنون در میانه بحرانهای عمیق داخلی، خارجی، نظامی و اقتصادی، جنگ در زمین شهروندان را شدت بخشیده است.
سکوهای شکسته و تصاحب همنشینی
خیابانها، پیادهروها، کافهها و میدانهای شهر، دیگر تنها مکانهایی برای عبور و مرور یا وقتگذرانی نیستند؛ آنها به زمین مبارزهای تبدیل شدند که یک سوی آن شهروندانی قرار دارند که برای حفظ حداقلهای زندگی و ارتباطات اجتماعی میجنگند و در سوی دیگر، سازوکار نظاممندی در جریان است که در میانه هر بحران، با ترکیب ابزارهای رسمی قضایی و بازوهای غیررسمی سرکوب، تلاش میکند سلطه خود را بر عرصه عمومی تحمیل کند.
ویدیویی که صبح چهارشنبه هفتم مرداد در رسانههای اجتماعی منتشر شد، نمونهای از همین رویارویی است؛ پس از پلمب کافههای «۱۴۰۱، تئوری، جو کافه، دو بار، سام کافه، مان و نووک» در خیابان سنایی تهران، باغچههای مقابل آنها نیز شبانه تخریب شدند. از جدولهایی که تا پیش از این با چیدمان چند صندلی، فضایی برای تعاملات اجتماعی و دورهمیهای روزمره ایجاد کرده بودند، دیگر خبری نیست.
جمهوری اسلامی پاتوقهای شهری را تنها فضاهایی برای تفریح و معاشرت نمیبیند، بلکه چنین مکانهایی را بالقوه بستری برای شکلگیری شبکههای اجتماعی و مقاومت مدنی میداند. از این منظر، تشدید فشار بر فضاهای عمومی در دورههای بحرانی را میتوان تلاشی برای بازسازی اقتدار حکومت و محدود کردن سبکهای زندگی ناسازگار با ایدئولوژی رسمی دانست. این روند، که میتوان آن را «پاتوقزدایی» نامید، هزینه حضور اجتماعی را افزایش میدهد و بر تداوم کنترل حکومت بر خیابان و زندگی روزمره تاکید میکند.
گزارشهای میدانی و روایتهای شهروندان در روزها و هفتههای اخیر، تصویر روشنی از یک پروژه هماهنگ و چندلایه ترسیم میکند؛ طرحی که میتوان آن را پاکسازی سیستماتیک عرصههای عمومی و سرکوب خردهفرهنگهای مستقل شهری ارزیابی کرد.
مرکز تهران با بافت قدیمی و فرهنگی خود، در سالهای اخیر میزبان کافههایی بوده که به مرور به مقاصد اصلی جوانان و دانشجویان تبدیل شدهاند. خیابانهایی چون سنایی و ایرانشهر، شریانهای تنفسی شهری محسوب میشوند که زیر بار فشارهای مداوم سیاسی و اقتصادی، در جستوجوی امکانی برای گفتوگو، شنیدن موسیقی و برگزاری رویدادهای مستقل فرهنگی است.
روایت کافهدارها، مشتریان ثابت و شهروندانی که زیست روزمرهشان با این فضاها گره خورده، نشان میدهد که دلیل اصلی این هجوم، مسائلی چون رعایت نشدن «حجاب اجباری»، پخش موسیقی زنده و برگزاری رویدادها و تفریحاتی است که با چارچوب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی همخوانی ندارند.
تجریش؛ تقابل دستفروشان هنر و نیروهای بیسیمبهدست
دامنه این تغییرات و سرکوبهای شهری در پایتخت، به مرکز تهران محدود نمانده است. در روزهای گذشته، شمال تهران، به ویژه محدوده میدان تجریش، بازار سنتی آن و خیابانهای منتهی به کاخ سعدآباد که از شلوغترین و زندهترین محورهای پیادهروی شهروندان محسوب میشوند نیز شاهد دگرگونیهای معناداری بودهاند. هرچند این تغییرات از جنس محدودیتهای تحمیلشده به خیابان سنایی نیست، اما در یک نقطه با آن اشتراک دارد: پاکسازی چهره شهر از نشانههای زندگی، هنر و موسیقی.
یک نوازنده هنگدرام که از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و در روزهای منتهی به نوروز در یکی از پیادهروهای میدان تجریش ساز مینواخت، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت از هفته گذشته «افرادی بیسیمبهدست با لباس شخصی و با برخورد کلامی خشن»، مانع از حضور او در این محدوده شدهاند. این نوازنده جوان میگوید لباسشخصیها به او گفتند «زمان این ادا و اصولها تمام شده» و «دیگر در خیابان از این خبرها نیست».
او میافزاید: «از روزهای منتهی به نوروز تا هفته گذشته، با اینکه حال هیچکس واقعا خوب نبود اما آدمها تلاش میکردند چیزی را ادامه دهند. هرچند در همین پیادهروها من شخصا بارها و بارها شاهد این بودم که با شنیدن صدای ساز من، بغض عابران ترکیده و گریه کردهاند.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ و به دنبال آن شرایط جنگی، یکی از نخستین اقدامات امنیتی جمهوری اسلامی، اعمال قطعیهای طولانیمدت و محدودیتهای بیسابقه بر اینترنت بود. این جنگ در فضای آنلاین، به نابودی هزاران کسبوکار مجازی و صفحات فروش محصولات هنری و خانگی منجر شد.
بخش قابلتوجهی از جوانان، زنان سرپرست خانوار و افرادی که تا پیش از آن محصولات خود را از طریق شبکههای اجتماعی میفروختند، با از دست دادن پلتفرمهای آنلاین و در میان بیثباتی اینترنت، چارهای جز روی آوردن به دستفروشی پیدا نکردند. حالا به نظر میرسد در ادامه اعمال محدودیت بر فضاهای شهری، این پناهگاه خیابانی نیز امن نمانده است.
شهروند هنرمندی که در حوالی «امامزاده صالح» از ابتدای سال به فروش مهرهها و سنجاقهای دستساز مو مشغول بود، میگوید سهشنبه ۳۰ تیر دو خانم نسبتا مسن همراه با دو مرد جوان از او خواستهاند «بساط گناهش» را جمع کند و تهدید کردهاند که «دفعه بعد با مشت و لگد از خیابان جمع خواهد شد.» این دختر جوان تاکید میکند دستکم از ۱۰ روز گذشته، افرادی بهصورت دورهای با نوازندگان و هنرمندانی که محصولات دستساز خود را در محدوده تجریش عرضه میکنند، برخورد خشنی داشتهاند.
تسخیر هندسی شهر؛ از تجمعات ایدئولوژیک تا حسینیه کردن پایتخت
آنچه برخورد با کافهها و هنرمندان خیابانی را تبعیضآمیزتر جلوه میدهد، تضاد آشکار آن با رفتاری است که حاکمیت با نیروهای حامی خود در همان فضاهای شهری دارد.
در حالی که جوانان برای نشستن در یک کافه یا نواختن ساز با بقایای تخریبشده جدولهای کنار پیادهرو و نیروهای امنیتی مواجه میشوند، بیش از ۱۵۰ روز است که گروههای نزدیک به حکومت با حمایت مالی و لجستیکی جمهوری اسلامی، تجمعهای شبانه، مراسم پرچمگردانی و برنامههای مداحی با صدای بلند برگزار میکنند.
این تجمعات که با هدف قدرتنمایی و تصرف روانی خیابانها سازماندهی شدهاند، زیست روزمره شهروندان را مختل کردهاند. راهبندان، آلودگی صوتی، مسدود کردن پیادهروها و ایجاد فضای رعب و وحشت، تنها بخشی از پیامدهای این اشغالگری شهری است.
اوج این تصرف اما در جریان مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنهای رخ داد. به روایت بسیاری از شهروندان در رسانههای اجتماعی، در آن روزها چهره تهران و دیگر شهرهای بزرگ ترسناک و غیرقابل تحمل شده بود.
انتقام پس از بحران؛ بازگشت اعدامها به خیابان
برای درک بهتر چرایی تشدید این فشارهای اجتماعی در مقطع کنونی، باید به الگوی رفتاری جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته نگاه کرد. تاریخ نشان داده است که این حکومت هرگاه از یک بحران بزرگ، چه اعتراضات سراسری و چه تهدیدهای جنگی مجالی برای تنفس مییابد، بلافاصله برای بازسازی سلطه از دسترفته و تزریق ترس به جامعه، ماشین سرکوب اجتماعی خود را روشن میکند.
این فشاری که امروز بر کافهها، هنرمندان و جوانان اعمال میشود، روی دیگر سکه سرکوبهای خشونتباری است که در ابعاد قضایی در حال وقوع است. همزمان با این پاتوقزداییها، حاکمیت بار دیگر حربه رعبافکنی از طریق اعدام را به کار گرفته است.
در هفتههای اخیر با افزایش شمار اعدامها در زندانها، اجرای احکام اعدام دو تن از بازداشتشدگان انقلاب ملی دی ۱۴۰۴ در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، بار دیگر به فضای عمومی و خیابانهای شهر کشیده شده است تا بهطور مستقیم روان جامعه را هدف قرار دهد.
پیروزی نور زندگی بر پرچمهای انتقام
با وجود تمام فشارها، خفقانها و تلاشهای سیستماتیک برای تحمیل افسردگی جمعی، جامعه نشان داده است که میل به زندگی و رسیدن به زیست آزاد حتی در پس سیاهترین روزها نیز جریان دارد.
با وجود سرکوبهای دیماه و محدودیتهای اعمالشده بر فضاهای شهری، بسیاری از شهروندان همچنان کوشیدهاند شیوه زندگی و آیینهای فرهنگی خود را حفظ کنند. برگزاری نوروز در اوج جنگ در اواخر اسفند نمونهای از این تلاش بود. تداوم حضور در فضاهایی چون سنایی و تجریش نیز نشان میدهد محدودیتها نتوانستهاند زندگی روزمره و شکلهای کمصداتر کنش مدنی را بهطور کامل از میان ببرند.
برخورد حکومت با کافهها در سنایی، نوازندگان خیابانی در تجریش و دستفروشان نشان میدهد این موارد از نگاه نهادهای رسمی تنها پدیدههایی معمول در زندگی شهری نیستند و ممکن است نمود سبکهای زندگی خارج از چارچوبهای مورد تایید حکومت تلقی شوند. از این منظر، اقداماتی مانند تخریب باغچهها و جمعآوری دستفروشان را میتوان بخشی از مناقشهای گستردهتر بر سر شیوه استفاده از فضای عمومی و حدود اختیار شهروندان در زندگی روزمره دانست.
برخی رسانهها در ایران و کانالهای مرتبط با سپاه پاسداران گزارش دادند چهار عضو سپاه در حمله مشترک آمریکا و عربستان سعودی به کربلا کشته شدند. حشد شعبی شمار کل کشتهشدگان حملات به عراق را ۲۰ نفر اعلام کرد.
بر اساس این گزارشها، علیاصغر آستانه، ابوالفضل متقی، مرتضی اکبری و امیرعباس درهمفروش، از جمله کشتهشدگان هستند.
پس از انتشار این گزارشها، سرکنسولگری جمهوری اسلامی در کربلا این موضوع را رد و اعلام کرد در این حملات هیچکس کشته نشده است.
بر اساس اعلام این سرکنسولگری، ساختمانی خالی از سکنه هدف قرار گرفته است.
پیشتر حشد شعبی، از گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، اعلام کرده بود که دستکم ۲۰ نیروی این گروه در حملات عربستان سعودی و آمریکا کشته شدند.
این گروه اعلام کرد چند پایگاه وابسته به آن در نقاط مختلف عراق، بامداد چهارشنبه هفتم مرداد هدف حملات هوایی قرار گرفتند.
حشد شعبی شمار اولیه زخمیشدگان را ۳۲ نفر اعلام کرد و خبر داد چند ساختمان در جریان حملات آسیب دیدند، اما درباره محل دقیق پایگاهها و میزان خسارتها جزییات بیشتری ارائه نکرد.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، این حملات را تایید و اعلام کرد مواضع لجستیکی و تسلیحاتی گروههای همسو با جمهوری اسلامی را در شرق عراق هدف قرار داده است.
آمار اعلامشده از سوی حشد شعبی بهطور مستقل تایید نشده است.
سنتکام حملات مشترک در شرق عراق را تایید کرد
سنتکام در بیانیهای اعلام کرد نیروهای آمریکا و عربستان سعودی سهشنبه شب به وقت شرق آمریکا (بامداد چهارشنبه به وقت ایران) حملات دقیقی را در عراق انجام دادهاند.
بر اساس این بیانیه، جنگندههای آمریکا و عربستان سعودی چند مرکز لجستیکی و انبار تسلیحاتی متعلق به «تروریستهای همسو با ایران» را در شرق عراق هدف قرار دادند.
سنتکام تاکید کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا این عملیات را پاسخی به بیش از ۳۰ حمله پهپادی در ۷۲ ساعت گذشته دانست که به گفته این نهاد، با هدایت سپاه پاسداران انجام شدهاند.
سنتکام گفت حملات علیه نیروهای آمریکایی موفق نبودهاند.
این بیانیه درباره تلفات احتمالی حملات آمریکا و عربستان سعودی یا ارتباط دقیق پایگاههای هدف قرارگرفته با تشکیلات حشد شعبی جزییاتی ارائه نکرد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، تهران به این حملات واکنشی نشان نداده است.
حشد شعبی این حملات را «تشدید بسیار خطرناک تنشها» توصیف کرد و آن را «نقض حاکمیت عراق» دانست.
در بیانیه این گروه آمده است: «این حمله را تشدید بسیار خطرناک تنشها، نقض حاکمیت عراق و حمله به نهادهای رسمی امنیتی کشور میدانیم.»
حشد شعبی از مجموعهای از گروههای مسلح عراقی تشکیل شده است و بخشهای عمدهای از آن با جمهوری اسلامی ارتباط دارند.
حملات گروههای نیابتی تهران در عراق علیه منافع آمریکا
سنتکام در تشریح سابقه تنشها تاکید کرد از فوریه تا آوریل ۲۰۲۶ (از اسفند سال گذشته تا اواخر فروردین ۱۴۰۵)، بیش از ۶۰۰ حمله یا تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکا از سوی شبهنظامیان همسو با حکومت ایران در عراق انجام شده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا جزییات این حملات، محل وقوعشان یا میزان تلفات و خسارتهای احتمالی را در بیانیه ارائه نکرد.
سنتکام هشدار داد سپاه پاسداران و گروههای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا با واکنشهای نظامی بیشتر آمریکا روبهرو نشوند.
سفارت آمریکا در بغداد هفتم مرداد هشدار امنیتی تازهای صادر کرد و بار دیگر از شهروندان آمریکایی خواست به عراق سفر نکنند.
این هشدار پس از حملات مشترک واشینگتن و ریاض و با توجه به افزایش تنشهای امنیتی در عراق منتشر شد.
مقتدی صدر از طرفها خواست عراق را وارد جنگ نکنند
مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، حمله هر کشور یا طرفی به خاک عراق را محکوم کرد و همزمان از سپاه پاسداران خواست این کشور را هدف قرار ندهد.
صدر گفت عراق مبدا حمله به جمهوری اسلامی نبوده است و از گروههای مسلح خارج از کنترل دولت نیز خواست با اقدامات خود، به کشورهای خلیج فارس برای حمله به عراق «بهانه» ندهند.
او این گروهها را به تلاش برای کشاندن عراق به «جنگی بیحاصل» متهم کرد و از دولت عراق خواست امنیت را برقرار، حاکمیت کشور را اعمال و از جان مردم و اماکن مذهبی محافظت کند.
صدر همچنین نسبت به فعالیت «هستههای خفته تروریستی» و استفاده از اختلافهای فرقهای برای بر هم زدن امنیت عراق هشدار داد و خواستار صلح میان کشورهای همسایه شد.
چهار کشور عربی اقدامات جمهوری اسلامی و گروههای وابسته را محکوم کردند
همزمان، وزارت امور خارجه عربستان سعودی در بیانیهای از تماسهای جداگانه فیصل بن فرحان بن عبدالله، وزیر خارجه این کشور، با همتایانش در کویت، قطر و بحرین خبر داد.
بر اساس این بیانیه، وزیران خارجه چهار کشور آخرین تحولات منطقه را بررسی و حملات جمهوری اسلامی و گروههای شبهنظامی وابسته به آن در عراق و یمن را محکوم کردند.
وزیران خارجه بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت بر ادامه تلاشها برای کاهش تنش و حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و تنگه بابالمندب تاکید کردند.
این کشورها حفاظت از این دو مسیر را برای کاهش پیامدهای امنیتی و اقتصادی بحران ضروری دانستند.
کشورهای خلیج فارس بر هماهنگی امنیتی تاکید کردند
بر اساس بیانیه وزارت خارجه عربستان سعودی، چهار کشور بر «همبستگی کامل» در مقابله با هرگونه تهدید علیه امنیت و ثبات منطقه تاکید و اقداماتی را که به تضعیف امنیت منطقه منجر شود، رد کردند.
آنها همچنین خواستار ادامه هماهنگی و رایزنی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس و تقویت همکاریهای مشترک برای حفظ امنیت و ثبات منطقه شدند.
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس نیز همبستگی کامل کشورهای عضو با عربستان سعودی را اعلام کرد و آنچه را «ادامه حملات تروریستی شبهنظامیان وابسته به ایران در عراق» خواند، محکوم کرد.
ضیفالله الشامی، عضو دفتر سیاسی حوثیهای یمن، اعلام عربستان سعودی درباره ارتباط عراق با حملات پهپادی را رد کرد و گفت حوثیها هر عملیاتی را که انجام دهند، بهطور رسمی اعلام میکنند.
شامی گفت حوثیها عملیات موسوم به «شکستن محاصره عربستان» را آغاز کردهاند و تا رفع کامل «محاصره یمن»، به مقابله ادامه خواهند داد.
او هشدار داد مسیرهای اقتصادی و خطوط انتقال نفت عربستان سعودی در تیررس حوثیها قرار دارند.
شامی همچنین تاکید کرد سامانههای پدافندی عربستان سعودی نتوانستهاند مانع حملات موشکی و پهپادی یمن شوند.
این مقام حوثیها متهم کردن بغداد را تلاشی برای «پنهان کردن ناکامیهای ریاض» و فراهم آوردن زمینه خلع سلاح گروههای همسو با حکومت ایران در عراق دانست.
حملات به مواضع حشد شعبی در عراق، هشدار امنیتی سفارت آمریکا و مواضع متقابل کشورهای عربی، مقتدی صدر و حوثیها نشان میدهد خطر گسترش درگیری به عراق و مسیرهای انرژی منطقه افزایش یافته است.
همزمان، درخواستها برای کاهش تنش و جلوگیری از تبدیل شدن عراق به میدان رویارویی طرفهای منطقهای ادامه دارد.
حملات مشترک آمریکا و عربستان سعودی در عراق، پس از موج حملات پهپادی منتسب به نیابتیهای جمهوری اسلامی، از گسترش رویارویی نظامی به مواضع گروههای همسو با حکومت ایران در شرق این کشور حکایت دارد.
تهدید سنتکام به واکنشهای بیشتر و تاکید کشورهای عربی بر کاهش تنش نیز نشان میدهد تلاشهای نظامی و دیپلماتیک بهطور همزمان ادامه دارند.