همزمان با چشمانداز مبهم مذاکرات، محاصره دریایی بندرهای ایران ادامه دارد
مرکز مشترک اطلاعات دریایی، وابسته به ائتلاف چندملیتی تحت رهبری آمریکا، در اطلاعیهای اعلام کرد محاصره بندرهای ایران همچنان پابرجاست و هرگونه رفتوآمد به آنها ممنوع است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز در سخنانی بر ادامه محاصره دریایی ایران تاکید کرد.
در این اطلاعیه که شنبه ۹ خرداد منتشر شد، آمده است: «محاصره نظامی بندرهای ایران همچنان برقرار است و تمامی ترددهای ورودی و خروجی این بندرها را محدود میکند... بهدلیل عملیات محاصره، سطح تهدید امنیتی در تنگه هرمز همچنان بحرانی است.»
بر اساس این اطلاعیه، کشتیهایی که با انجام عملیات «انتقال کشتی به کشتی»، به شناورهای ناقض محاصره بندرهای ایران کمک کنند، خود نیز ناقض مقررات محسوب خواهند شد.
عملیات «کشتی به کشتی» به انتقال سوخت، نفت یا سایر محمولهها میان دو شناور در دریا بدون نیاز به پهلوگیری در بندر گفته میشود.
مرکز مشترک اطلاعات دریایی هشدار داد در صورت «عدم تبعیت فوری» شناورها از دستورات نیروهای محاصرهکننده، اقدامات اجرایی از جمله «از کار انداختن» کشتیها و حتی استفاده از «آتش تخریبی» علیه آنها ممکن است در دستور کار قرار گیرد.
این اطلاعیه در شرایطی صادر شد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشتم خرداد اعلام کرده بود در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات و دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی، محاصره دریایی لغو خواهد شد.
سرنوشت تنگه هرمز و محاصره دریایی، پرونده هستهای تهران و ذخایر اورانیوم غنیشده، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی و همچنین موضوع پایان جنگ و تنشهای منطقهای از محورهای اصلی مذاکرات عنوان شدهاند.
ارتش آمریکا محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران را از ۲۴ فروردین آغاز کرد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ۹ خرداد در حاشیه نشست «شانگریلا» در سنگاپور، ضمن تاکید بر ادامه محاصره دریایی ایران، آن را موثر ارزیابی کرد و گفت: «جمهوری اسلامی میخواهد ادعا کند که کنترل تنگه را در اختیار دارد، اما واقعیت این است که ما کنترل آن را در دست داریم.»
«هر تهدیدی علیه نیروهای آمریکایی با پاسخ متناسب روبهرو میشود»
مرکز مشترک اطلاعات دریایی در ادامه اطلاعیه خود، نسبت به تردد در محدوده تعیینشده در خلیج فارس هشدار داد و اعلام کرد هرگونه شناور یا هواپیمایی که تهدیدی علیه نیروهای دریایی ایالات متحده به شمار آید، ممکن است با «اقدامات متناسب در چارچوب دفاع مشروع» روبهرو شود.
بر اساس این اطلاعیه، اگر چه منطقه هشدار دریایی با هدف محدود کردن تردد «کشتیهای تجاری یا بیطرف» ایجاد نشده است، اما شناورها باید نیت خود را بهطور شفاف اعلام کنند و بهویژه نشان دهند که قصد ورود به بنادر ایران یا خروج از آنها را ندارند.
این مرکز همچنین به کشتیها و هواپیماهای عبوری توصیه کرد با «احتیاط» در منطقه تردد کنند و در صورت امکان، از ورود به این محدوده خودداری کنند.
مرکز مشترک اطلاعات دریایی در فوریه ۲۰۲۴ برای اشتراکگذاری اطلاعات دقیق و بهموقع درباره حملات حوثیها به کشتیهای تجاری تاسیس شد.
این مرکز با مشارکت چندین نهاد نظامی، ضمن تجمیع اطلاعات متنباز و غیرمحرمانه، گزارشهای حوادث را معمولا ظرف ۲۴ ساعت همراه با توصیههای عملیاتی منتشر میکند و همچنین بهصورت هفتگی تحلیلها و بهروزرسانیهای دریایی ارائه میدهد.
والاستریت ژورنال گزارش داد برخی کشتیها برای عبور از تنگه هرمز در هماهنگی با ارتش آمریکا، سامانههای شناسایی خود را خاموش میکنند تا از حملات جمهوری اسلامی در امان بمانند.
این روزنامه نوشت با وجود تداوم تنشها در تنگه هرمز، بخشی از تردد دریایی همچنان برقرار است و در هفتههای اخیر برخی کشتیها، از جمله شماری از بزرگترین نفتکشهای حامل نفت و گاز طبیعی مایع جهان، از این گذرگاه راهبردی عبور کردهاند.
بر اساس این گزارش، برخی کشتیها برای کاهش خطر حملات احتمالی، بهصورت «خاموش» تردد میکنند؛ به این معنا که چراغها و سامانه شناسایی خودکار خود را غیرفعال میکنند تا ردیابی الکترونیکی آنها دشوارتر شود.
والاستریت ژورنال افزود برخی شناورها در هماهنگی با ارتش ایالات متحده از تنگه هرمز عبور میکنند؛ نیروهای آمریکایی با استفاده از رادار، پهپاد و دیگر سامانههای نظارتی، وضعیت تردد دریایی را زیر نظر دارند و اطلاعات لازم را برای تردد ایمن کشتیها در اختیار آنها قرار میدهند.
همچنین مقامهای آمریکایی به کشتیها توصیه میکنند چه زمانی سامانههای شناسایی خود را خاموش کنند و در صورت مواجهه با تهدیدهای احتمالی از سوی حکومت ایران، چه اقداماتی انجام دهند.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
از زمان آغاز مناقشه کنونی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، اختلال در تردد شناورها در این آبراه موجب برهم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
خطرات تردد نفتکشها با سامانههای شناسایی خاموش
عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز به شاخصی برای سنجش میزان نفوذ جمهوری اسلامی بر بازارهای جهانی انرژی تبدیل شده است.
این موضوع همچنین نشاندهنده میزان قدرت چانهزنی تهران در مذاکرات با واشینگتن است؛ جایی که موضوع آزادی ناوبری همچنان یکی از محورهای اصلی اختلاف میان دو طرف به شمار میرود.
والاستریت ژورنال در ادامه نوشت حرکت کشتیها بدون استفاده از سامانه شناسایی خودکار، خطراتی به همراه دارد. در چنین شرایطی، شناورها قادر به مشاهده موقعیت یکدیگر یا تعیین موقعیت خود روی نقشههای الکترونیکی نیستند و ناچارند برای ناوبری به رادار تکیه کنند.
دریانوردان میگویند هرچند رادار ابزاری قابل اعتماد است، اما استفاده ایمن از آن نیازمند حضور افراد باتجربه در هدایت کشتی است و این افراد باید بتوانند رفتار و مسیر احتمالی سایر شناورها را پیشبینی کنند.
علاوه بر این، رادار نام کشتیهای اطراف را نمایش نمیدهد؛ موضوعی که برقراری ارتباط، هماهنگی میان شناورها و اجرای مانورهای لازم برای جلوگیری از برخورد را با چالش بیشتری مواجه میکند.
نقش «پروژه آزادی»
والاستریت ژورنال گزارش داد با وجود توقف «پروژه آزادی» آمریکا در خلیج فارس، برخی نفتکشها همچنان از مسیر نسبتا امنی که در جریان این ماموریت ایجاد شد، برای عبور از منطقه استفاده میکنند.
این عملیات که با اسکورت دریایی و هوایی ایالات متحده انجام میگرفت، پس از تشدید حملات جمهوری اسلامی به کشتیها و تصمیم عربستان سعودی برای محدود کردن دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود متوقف شد.
با این حال، پاکسازی مینهای دریایی توسط نیروهای آمریکایی در هفتههای پیش از آغاز عملیات، یک کریدور نسبتا امن در آبهای خلیج فارس بر جای گذاشت.
بر اساس این گزارش، یک ابرنفتکش یونانی حامل دو میلیون بشکه نفت خام که از اوایل ماه مارس در خلیج فارس متوقف مانده بود، هفته گذشته با هماهنگی آمریکا از مسیر نزدیک به سواحل عمان عبور کرد و اکنون در مسیر هند قرار دارد.
مالکان دو کشتی یونانی نیز اعلام کردند مشتریان آنها خواستار بررسی امکان استفاده از همین مسیر برای انتقال محمولههای خود هستند.
با این حال، دادههای شرکت ردیابی دریایی کپلر نشان میدهد بیشتر عبورهای ثبتشده از تنگه هرمز در ماه جاری از مسیر مورد تایید جمهوری اسلامی و در نزدیکی سواحل ایران انجام شده است. برخی شناورها نیز با خاموش کردن سامانههای ردیابی خود تردد کردهاند که رهگیری آنها را دشوار میکند.
در مقابل، تنها شمار محدودی از کشتیها از مسیر تعیینشده آمریکا در امتداد سواحل عمان استفاده کردهاند.
هفتم خرداد، وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را که جمهوری اسلامی برای مدیریت عبور کشتیها از تنگه هرمز ایجاد کرده، در فهرست تحریمهای خود قرار داده است.
الساندرو جلی، کارگزار نفتکش در شرکت بیآراس شیپبروکرز، به والاستریت ژورنال گفت صدها کشتی متوقفشده در خلیج بهدلیل فشار هزینههای سنگین عملیاتی، انگیزه مالی بالایی برای ترک سریع منطقه دارند.
به گفته تحلیلگران حوزه دریایی، نگهداری نفتکشهای بزرگ حامل نفت خام در حالت انتظار، روزانه بین ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار هزینه سوخت و خدمه به اپراتورها تحمیل میکند.
علاوه بر این، پرداخت حقالزحمههای اضافی بهدلیل شرایط جنگی موجب شده است هزینه بهکارگیری خدمه بهطور قابل توجهی افزایش یابد و دستمزد آنها تا دو برابر برسد.
والاستریت ژورنال افزود نرخ بیمه کشتیها در شرایط فعلی به ۲.۵ تا ۴ درصد ارزش شناور رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با نرخ معمول حدود ۰.۲۵ درصدی در دوران پیش از جنگ، افزایش چشمگیری را نشان میدهد.
بر این اساس، یک کشتی به ارزش ۱۰۰ میلیون دلار ممکن است برای عبور از تنگه حدود ۳ میلیون دلار حق بیمه پرداخت کند.
با این حال، در صورت عبور موفق و بدون حادثه از مسیر، بخشی از این مبلغ به مالک کشتی بازگردانده میشود؛ به گونهای که نمونه کشتی ۱۰۰ میلیون دلاری، حدود ۱.۵ میلیون دلار از حق بیمه پرداختی قابل استرداد خواهد بود.
پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد در جریان حمله موشکی جمهوری اسلامی به یک پایگاه هوایی در کویت طی ۲۴ ساعت گذشته، چند آمریکایی دچار جراحات جزئی شدند.
یک منبع آگاه شنبه ۹ خرداد در مصاحبه با بلومبرگ گفت سامانههای پدافند هوایی کویت موفق به رهگیری یک فروند موشک «فاتح ۱۱۰» جمهوری اسلامی شدند، اما بقایای آن به پایگاه هوایی علی السالم برخورد کرد.
او افزود در پی این حمله، حدود پنج نفر، از جمله نیروهای نظامی و پیمانکاران حاضر در پایگاه، زخمی شدند که جراحات آنها سطحی بوده است.
این منبع بهدلیل حساسیت موضوع خواست هویتش فاش نشود.
بر پایه اطلاعات مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، فاتح ۱۱۰ یک موشک بالستیک کوتاهبرد است که میتواند کلاهک ۵۰۰ کیلوگرمی حمل کند.
بلومبرگ در ادامه نوشت در حمله موشکی جمهوری اسلامی به کویت، همچنین یک فروند پهپاد «امکیو-۹ ریپر» بهطور کامل منهدم شد و دستکم یک پهپاد دیگر نیز خسارت سنگینی دید. ارزش هر یک از این پهپادها حدود ۳۰ میلیون دلار برآورد میشود.
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) تاکنون به درخواست بلومبرگ برای اظهار نظر درباره این گزارش پاسخی نداده است.
بلومبرگ افزود جمهوری اسلامی از زمان آغاز درگیریها در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۱۸۵۰ موشک بالستیک به سمت اهداف مختلف در منطقه شلیک کرده است.
با وجود برقراری آتشبس میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده از ۱۹ فروردین، درگیریهای پراکنده میان دو طرف همچنان ادامه دارد.
بامداد هفتم خرداد، ارتش آمریکا چند پهپاد جمهوری اسلامی را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون کرد و یک سایت نظامی مرتبط با پرتاب پهپادها را هدف قرار داد.
در سوی دیگر، سپاه پاسداران اعلام کرد در واکنش به حمله آمریکا، یک پایگاه هوایی این کشور را هدف قرار داده است. همزمان، ارتش کویت از رهگیری حملات موشکی و پهپادی «خصمانه» خبر داد، اما درباره عامل این حملات توضیحی ارائه نکرد.
تداوم تنشها در میانه مذاکرات
بلومبرگ در ادامه گزارش داد حمله اخیر جمهوری اسلامی به پایگاه نظامی آمریکا در کویت در شرایطی رخ داد که رایزنیهای دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافق همچنان ادامه دارد.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات و مفاد توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن بالا گرفته است.
ترامپ هشتم خرداد اعلام کرد در جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت خواهد کرد تا «تصمیم نهایی» را در مورد نوع مواجهه با جمهوری اسلامی اتخاذ کند.
روزنامه نیویورکتایمز ساعاتی بعد به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد نشست دو ساعته ترامپ درباره مناقشه ایران بدون اتخاذ تصمیم نهایی پایان یافت.
بلومبرگ نوشت جنگ ایران ذخایر تسلیحات ارزشمند ایالات متحده را کاهش داده است؛ از جمله موشکهای کروز تاماهاک و جیایاساسام-ایآر، و همچنین موشکهای سامانههای دفاع هوایی شامل تاد، پاتریوت پیایسی-۳ و اسام-۳ بلاک.
با این حال، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ۹ خرداد در سخنرانی خود در نشست «گفتوگوی شانگریلا» در سنگاپور تاکید کرد ذخایر نظامی ایالات متحده برای ازسرگیری احتمالی کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی کفایت میکند.
او افزود ترامپ همچنان رویکردی «صبورانه» در پیش گرفته و به دنبال «توافق خوبی» است تا اطمینان حاصل شود تهران به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در سخنرانی خود در نشست «گفتوگوی شانگریلا» در سنگاپور هشدار داد اگر تلاشهای دیپلماتیک با تهران به نتیجه نرسد، ایالات متحده آماده است حملات علیه جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
هگست شنبه ۹ خرداد در این نشست گفت: «توانایی ما برای ازسرگیری عملیات در صورت لزوم کاملا کفایت میکند و از ظرفیت لازم برای انجام آن برخوردار هستیم.»
او ادامه داد: «ذخایر [نظامی] ما، هم در آنجا و هم در سراسر جهان، کاملا پاسخگوی نیازهای ما هستند و حتی فراتر از آن. بنابراین از این نظر در وضعیت بسیار مطلوبی قرار داریم.»
هگست با اشاره به روند مذاکرات تهران و واشینگتن افزود دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همچنان رویکردی «صبورانه» در پیش گرفته و به دنبال «توافق خوبی» است تا اطمینان حاصل شود تهران به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات و مفاد توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن بالا گرفته است.
ترامپ عصر هشتم خرداد اعلام کرد در جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت خواهد کرد تا «تصمیم نهایی» را در مورد نوع مواجهه با جمهوری اسلامی اتخاذ کند.
روزنامه نیویورکتایمز ساعاتی بعد به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد نشست دو ساعته ترامپ درباره مناقشه ایران بدون اتخاذ تصمیم نهایی پایان یافت.
هگست: آمریکا همزمان قادر به مدیریت چالشهای ایران و آسیا-اقیانوسیه است
وزیر جنگ ایالات متحده در ادامه سخنرانی خود در سنگاپور، با رد نگرانیها درباره احتمال انحراف تمرکز آمریکا از اولویتهای راهبردی در منطقه آسیا-اقیانوسیه بهدلیل مناقشه ایران اعلام کرد واشینگتن از توانایی مدیریت همزمان چندین چالش برخوردار است.
هگست تاکید کرد: «ما میتوانیم دو کار را بهطور همزمان انجام دهیم. ما در حال تقویت چشمگیر پایگاه صنعتی دفاعی خود هستیم تا بهزودی بتوانیم دو، سه یا حتی چهار برابر بیشتر مهمات تولید کنیم. این کار برای اطمینان از آن است که همه طرحهای عملیاتی ما در سراسر جهان بهطور کامل تامین شوند.»
«گفتوگوی شانگریلا» بزرگترین نشست دفاعی سالانه در آسیا به شمار میرود و سال جاری از ۸ تا ۱۰ خردادماه به میزبانی سنگاپور برگزار میشود.
در این نشست غیررسمی، طیف گستردهای از مقامها شامل وزیران دفاع، فرماندهان نظامی، روسای دستگاههای اطلاعاتی و دیپلماتها در کنار تحلیلگران و فعالان صنایع تسلیحاتی گرد هم میآیند تا چالشهای امنیتی را مورد بررسی قرار دهند.
تاکید هگست بر لزوم تقویت بازدارندگی در برابر پکن
در ادامه نشست «گفتوگوی شانگریلا»، هگست نگرانیها درباره گسترش سریع توان نظامی پکن را «موجه» خواند و از متحدان آسیایی واشینگتن خواست برای مقابله با افزایش نفوذ چین و جلوگیری از سلطه این کشور بر منطقه، بودجه دفاعی خود را به ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند.
وزیر جنگ آمریکا تاکید کرد ایجاد «شبکهای قدرتمندتر و خوداتکاتر» از متحدان برای «ایجاد بازدارندگی در برابر تجاوز و حفظ توازن قدرت» در منطقه ضروری است.
او افزود: «اقیانوس آرامی که تحت سلطه یک قدرت هژمونیک قرار گیرد، توازن قدرت در منطقه را از بین خواهد برد. هیچ کشوری، از جمله چین، نباید بتواند هژمونی خود را تحمیل کند و امنیت یا رفاه کشور ما و متحدانمان را به خطر بیندازد.»
او در عین حال گفت روابط آمریکا و چین «بهتر از سالهای اخیر» شده است و افزایش تماسهای نظامی میان دو طرف به مدیریت تنشها کمک میکند.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که وزیر دفاع چین برای دومین سال متوالی در نشست شانگریلا حضور نیافت.
«موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک» که میزبان نشست «گفتوگوی شانگریلا» به شمار میرود، هفتم خرداد در گزارشی هشدار داد هرگونه درگیری میان آمریکا و چین بر سر تایوان میتواند خطر تشدید تنش تا سطح هستهای را به همراه داشته باشد.
بر اساس این گزارش، جهان در آستانه یک رقابت تسلیحات هستهای جدید قرار دارد که منطقه آسیا-اقیانوسیه در مرکز آن خواهد بود.
تانکر متعلق به عربستان سعودی در حال بارگیری در ترمینالی در خلیج فارس
یافتههای یک گزارش میگوید [حکومت] ایران با ایجاد نظامی سهلایه برای مدیریت عبور کشتیها از تنگه هرمز، ضمن معاف کردن هند از پرداخت عوارض، هزینههای سنگینی بر نفتکشهای مرتبط با چین تحمیل کرده و همین امر به کاهش چشمگیر صادرات نفت عربستان سعودی به بازار چین انجامیده است.
وبسایت «هاوس آو سعود» در گزارشی نوشت که [حکومت] ایران از اواسط ماه مه، با راهاندازی نهادی موسوم به «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» (PGSA)، نظام جدیدی برای مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز ایجاد کرده که بهجای بستن کامل این آبراه، عبور و مرور را بر اساس ملاحظات سیاسی و اقتصادی طبقهبندی میکند.
بر اساس این گزارش، کشتیهای مرتبط با چین برای انتقال نفت خام عربستان سعودی از تنگه هرمز باید تا دو میلیون دلار برای هر سفر پرداخت کنند، در حالی که نفتکشهای دارای پرچم هند از این هزینه معاف شدهاند. نویسنده گزارش معتقد است این سیاست به یکی از عوامل اصلی کاهش بیش از ۶۰ درصدی صادرات نفت عربستان سعودی به چین از زمان آغاز جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است.
به نوشته این گزارش، ساختار جدید اعمال شده توسط حکومت ایران سه سطح متفاوت را شامل میشود: معافیت کامل برای برخی کشورها از جمله هند، عراق و پاکستان؛ دریافت عوارض از ناوگانهای مرتبط با چین و برخی کشتیهای موسوم به «ناوگان سایه»؛ و در نهایت اعمال فشارهای امنیتی و اقتصادی علیه کشتیهایی که حاضر به پرداخت هزینه یا تبعیت از مقررات جدید نباشند.
گزارش میگوید هند توانسته از طریق مذاکرات دوجانبه با تهران، امتیاز عبور بدون پرداخت عوارض را به دست آورد. به گفته نویسنده، این رویکرد نشاندهنده تغییر محسوسی در سیاست دهلینو نسبت به ایران در مقایسه با سال ۲۰۱۹ است؛ زمانی که هند تحت فشار تحریمهای آمریکا واردات نفت از ایران را متوقف کرده بود.
در عین حال، گزارش تاکید میکند که این معافیت دائمی یا تضمینشده نیست. نویسنده به حادثهای در آوریل ۲۰۲۶ اشاره میکند که طی آن نیروهای دریایی سپاه پاسداران به سوی دو کشتی هندی شلیک کردند؛ اقدامی که به گفته او نشان داد نهادهای نظامی حکومت ایران میتوانند مستقل از توافقهای دیپلماتیک عمل کنند.
این گزارش همچنین میگوید عربستان سعودی برای حفظ صادرات نفت به هند، بخش عمدهای از صادرات خود را از طریق خط لوله شرق-غرب و بندر ینبع در ساحل دریای سرخ هدایت کرده است. با این حال، ظرفیت این خط لوله برای انتقال کل تولید نفت عربستان سعودی کافی نیست و حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز همچنان به مسیر هرمز وابسته باقی مانده است.
به نوشته هاوسآوسعود، بیشترین آسیب متوجه صادرات عربستان سعودی به چین شده است. گزارش با استناد به دادههای بازار نفت نوشته که خرید نفت عربستان توسط پالایشگاههای چینی، از جمله شرکت سینوپک، به شدت کاهش یافته و بخشی از این تقاضا به سمت نفت روسیه منتقل شده است. نویسنده علت این تغییر را افزایش هزینههای حملونقل، عوارض عبور از هرمز، هزینههای بیمه جنگی و خطر تحریمهای ثانویه آمریکا عنوان میکند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که وزارت خزانهداری آمریکا در هفتم خرداد «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را در فهرست تحریمهای خود قرار داده است. به اعتقاد نویسنده، این اقدام میتواند کشورهایی مانند هند را با چالشهای حقوقی و مالی تازهای روبهرو کند؛ زیرا حفظ توافقهای عبور با [حکومت] ایران ممکن است مستلزم تعامل با نهادی باشد که اکنون تحت تحریم آمریکا قرار دارد.
گزارش در پایان نتیجه میگیرد که [حکومت] ایران به جای مسدود کردن کامل تنگه هرمز، مدلی را طراحی کرده که امکان اعمال فشار انتخابی بر برخی کشورها و مسیرهای تجاری را فراهم میکند. نویسنده معتقد است این سیاست بیش از همه صادرات نفت عربستان سعودی به چین را هدف قرار داده و میتواند پیامدهای بلندمدتی برای بازار انرژی منطقه داشته باشد.
کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی، در تحلیلی در آتلانتیک نوشت که حتی اگر دونالد ترامپ بتواند جنگ با ایران را متوقف کند، تقابل ایدئولوژیک جمهوری اسلامی با آمریکا پایان نخواهد یافت؛ زیرا دشمنی با آمریکا بخشی از هویت نظام جمهوری اسلامی است، نه صرفاً یک سیاست خارجی.
به نوشته سجادپور تلاشهای دولت دونالد ترامپ برای دستیابی به توافقی با [حکومت] ایران با یک مانع بنیادین روبهرو است: واشینگتن به دنبال حلوفصل مناقشه است، اما جمهوری اسلامی بقای خود را در تداوم تقابل با آمریکا تعریف کرده است.
سجادپور معتقد است برخلاف دولتهای آمریکا که اولویتها و تمرکز آنها با تغییر دولتها و بحرانها تغییر میکند، جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه تمام ظرفیت سیاسی و ایدئولوژیک خود را بر «مقاومت در برابر آمریکا» متمرکز کرده است. به گفته او، مبارزه با آمریکا برای جمهوری اسلامی یک تاکتیک یا سیاست نیست، بلکه بخشی از هویت و فلسفه وجودی آن است.
این تحلیلگر مینویسد جنگ اخیر، موقعیت هر دو طرف را برای دستیابی به توافق دشوارتر کرده است. از یک سو ترامپ برای توجیه هزینههای سنگین جنگ و خسارات واردشده، ناچار است امتیازات بیشتری از تهران مطالبه کند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی که صدها میلیارد دلار خسارت اقتصادی متحمل شده و بخشی از فرماندهان و رهبران خود را از دست داده است، نمیتواند بدون دریافت امتیازهای قابل توجه وارد توافقی شود که نشانه عقبنشینی تلقی شود.
به باور سجادپور، به همین دلیل هر دو طرف در موقعیتی قرار گرفتهاند که توافقی قابل قبول برای طرف مقابل، از نظر سیاسی برای خودشان دشوار یا حتی غیرممکن است.
این تحلیل همچنین به مذاکرات جاری بر سر تنگه هرمز اشاره میکند. نویسنده میگوید در مرحله نخست توافق احتمالی، [حکومت] ایران باید مینهای دریایی را جمعآوری کرده و مزاحمت برای کشتیهای عبوری را متوقف کند و در مقابل آمریکا نیز بخشی از محاصره دریایی خود را کاهش دهد. اما تهران اکنون تنگه هرمز را مهمترین اهرم فشار خود میداند.
به نوشته آتلانتیک، مقامهای جمهوری اسلامی آشکارا از این اهرم به عنوان تضمین اجرای هر توافق احتمالی یاد میکنند. سجادپور به نقل از علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر [کشته شده] جمهوری اسلامی، مینویسد که از نگاه تهران «تضمین واقعی هر توافق، تنگه هرمز است، نه امضا و کاغذ.»
او هشدار میدهد که بازگشایی تنگه هرمز میتواند مقدمهای برای موفقیت مذاکرات باشد، اما به همان اندازه ممکن است صرفاً وقفهای موقت در جنگ تلقی شود؛ وقفهای که به [حکومت] ایران فرصت بازسازی اقتصادی و نظامی و به آمریکا امکان کاهش فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی را میدهد.
بخش مهم دیگری از تحلیل به پرونده هستهای ایران اختصاص دارد. سجادپور مینویسد دولت ترامپ خواهان توقف بلندمدت غنیسازی، انتقال یا نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالا و اجرای نظام بازرسیهای گسترده است. اما از نگاه جمهوری اسلامی، تجربه کشورهایی مانند عراق، لیبی و اوکراین نشان داده است که کنار گذاشتن برنامههای بازدارنده میتواند آنها را در برابر مداخله خارجی آسیبپذیر کند؛ در حالی که کره شمالی توانسته است در سایه توان هستهای خود بقا یابد.
او به نقل از یک مقام پیشین ایرانی مینویسد که جمهوری اسلامی همچنان دانش فنی لازم برای تولید سلاح هستهای را در اختیار دارد و اکنون بیش از گذشته انگیزه دستیابی به آن را پیدا کرده است. این مقام همچنین مدعی شده است که سپاه پاسداران دهها تاسیسات زیرزمینی موشکی در اختیار دارد که برخی از آنها از سایتهای هستهای هدف قرارگرفته نیز عمیقتر هستند.
سجادپور میگوید دولت ترامپ در حال ترسیم دو مسیر برای تهران است. مسیر نخست، کنار گذاشتن برنامه هستهای نظامی، محدود کردن فعالیت نیروهای نیابتی و کاهش خصومت با آمریکا و اسرائیل در ازای سرمایهگذاری گسترده کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ادغام بیشتر در اقتصاد جهانی است. مسیر دوم، ادامه وضع موجود همراه با تحریمهای شدید، محاصره دریایی و احتمال ازسرگیری جنگ خواهد بود.
اما نویسنده تاکید میکند که تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد جمهوری اسلامی هرگز حاضر نشده اصول ایدئولوژیک خود را با رفاه اقتصادی مبادله کند. او یادآور میشود که تهران تنها دو بار دست به مصالحههای بزرگ زده است؛ نخست در سال ۱۳۶۷ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق و دوم در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با دولت باراک اوباما. در هر دو مورد نیز فشار اقتصادی و دیپلماتیک شدید وجود داشت، اما از جمهوری اسلامی خواسته نشده بود هویت انقلابی خود را کنار بگذارد.
سجادپور در پایان نتیجه میگیرد که نه جنگ و نه مذاکره تاکنون نتوانستهاند مساله اصلی روابط ایران و آمریکا را حل کنند. به نوشته او، معمایی که از سال ۱۳۵۷ همه روسایجمهوری آمریکا با آن مواجه بودهاند همچنان پابرجاست: «ایالات متحده به یک توافق نیاز دارد، اما جمهوری اسلامی به آمریکا به عنوان یک دشمن نیاز دارد.» به همین دلیل، حتی اگر جنگ کنونی متوقف شود، رویارویی راهبردی و ایدئولوژیک میان دو کشور ادامه خواهد یافت.