بهنوشته تایم با ادامه بنبست در دیپلماسی، نگرانیها در خلیج فارس درباره دور تازهای از درگیری با ایران در حال افزایش است و این نگرانی بیش از همه در عربستان سعودی دیده میشود.
تایم افزوده بسیاری از اقدامات ریاض در هفتههای اخیر در هالهای از محرمانگی قرار داشته است. اما در حالی که وزیران سعودی در ظاهر از کاهش تنش و حسن همجواری سخن میگفتند، اکنون روشن شده که این کشور پشتپرده تلاش میکرد با استفاده از قدرت اقتصادی و نظامی خود، روند تحولات را شکل دهد.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است که نیروهای سعودی در جریان مرحله فعال جنگ، حملات هوایی علیه جمهوری اسلامی انجام دادهاند؛ اقداماتی که در آن زمان علنی نشد. همچنین پنجشنبه گزارش شد که مقامهای سعودی ایده یک پیمان عدمتجاوز میان کشورهای خاورمیانه را بهعنوان راهی برای حفظ صلح پس از پایان جنگ بررسی کردهاند.
عربستان سعودی با داشتن بزرگترین صادرات نفت منطقه، میزبانی از مهمترین اماکن مقدس اسلامی، جمعیتی بیش از ۳۶ میلیون نفر و نیروی هوایی قدرتمند، همواره خود را رهبر کشورهای عرب خلیج فارس دانسته است.
اما همین موقعیت، آن را به هدف طبیعی جمهوری اسلامی تبدیل کرده که در پی سلطه منطقهای است.
بهنوشته تایم دشمنی جمهوری اسلامی با عربستان سعودی در موارد به چنان حملات مسلحانهای انجامیده که در نقاط دیگر جهان میتوانست به جنگی آشکار منجر شود.
عربستان پیش از این جنگ نیز بارها هدف حملات جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن در عراق و یمن قرار گرفته بود؛ از جمله هفت سال پیش، زمانی که موشکهای کروز به پالایشگاه نفتی بقیق در شرق این کشور آسیب جدی وارد کردند.
فراس مقصَد، مدیر خاورمیانه در موسسه مشاوره ریسک «اوراسیا گروپ»، میگوید این بار ریاض میدانست که باید «روی خطی بسیار باریک حرکت کند».
او که ارتباطات گستردهای با دولت سعودی دارد، معتقد است پس از آغاز جنگ در ۹ اسفند، کانالهای ارتباطی با رهبری حکومت ایران فعال شد.
مقصد به تایم گفت: «در همان ابتدا خطوط قرمزی منتقل شد، از جمله اینکه هرگونه حمله ایران به تاسیسات نفتی عربستان در مقیاسی مشابه حملات ۲۰۱۹ به بقیق… با پاسخ گسترده سعودی علیه جزیره خارک با استفاده از موشکهای بالستیک همراه خواهد شد.»
این سناریو آخرالزمان، یعنی حمله گسترده به زیرساختهای نفتی ایران، ظاهرا محقق نشد، اما جمهوری اسلامی در عوض با صدها موشک و پهپاد به همسایه خود فشار آورد.
دیپلماتهای منطقه به نقش علیرضا عنایتی، سفیر جمهوری اسلامی در ریاض، اشاره میکنند که همچنان در سمت خود باقی مانده و بهعنوان کانالی برای انتقال پیام درباره آنچه برای عربستان «قابل قبول» است یا نیست، عمل کرده است.
حمله به سفارت آمریکا یا نیروهای نظامی این کشور تا حدی تحمل شد؛ چرا که گفته میشود محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، و دولتش از نادیده گرفتن هشدارهایشان از سوی ترامپ برای آغاز جنگ ناراضی بودند.
اما زمانی که جمهوری اسلامی در ۱۹ مارس چهار موشک بالستیک به سمت پایتخت عربستان شلیک کرد، آن هم در حالی که وزیر امور خارجه این کشور میزبان همتایان اسلامی خود بود، این اقدام از یک خط قرمز عبور کرد.
شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، با لحنی خشمگین به خبرنگاران گفت: «ما در دفاع از کشور و منابع اقتصادیمان تردید نخواهیم کرد.»
اندکی بعد، حملات اعلامنشده سعودی به سایتهای موشکی جمهوری اسلامی آغاز شد.
استفاده حکومت ایران از گروههای نیابتی در عراق برای حمله به اهدافی که دسترسی مستقیم به آنها دشوارتر بود نیز واکنشهایی را بهدنبال داشت. برای عربستان، امکان انتقال نفت از طریق خط لولهای به طول ۱۲۰۰ کیلومتر تا بندر ینبع در دریای سرخ، بخش مهمی از راهبرد کاهش آسیب ناشی از بسته شدن تنگه هرمز است.
با این حال، در ۱۹ مارس و ۳ آوریل، پهپادهایی که از عراق شلیک شده بودند تاسیسات ینبع را هدف قرار دادند و در پی آن، عربستان مواضع شبهنظامیان طرفدار جمهوری اسلامی را که این حملات را انجام داده بودند، بمباران کرد.
متحدان حوثی تهران در یمن تاکنون تلاشی برای بستن تنگه بابالمندب، مسیر خروجی دریای سرخ، یا حمله مستقیم به تاسیسات ینبع نکردهاند. منابع منطقهای میگویند این امر ناشی از مشوقهای مالی ارائهشده از سوی عربستان و همچنین تهدید اقدام نظامی بوده است.
مسیر دریای سرخ به عربستان امکان میدهد برای رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک صبر کند و در مقایسه با کشورهایی مانند کویت یا قطر که صادراتشان کاملا به تنگه هرمز وابسته است، انعطافپذیرتر باشد.
سایمون کالیس، سفیر پیشین بریتانیا در عربستان، میگوید: «برای عربستان وضعیت آنقدرها هم بد نیست، نشانههایی از امید وجود دارد. آنها نفت کمتری صادر میکنند، اما با قیمتی بالاتر از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه.»
با این حال، او هشدار میدهد که تشدید دوباره درگیریها میتواند این سیاست حسابشده را بر هم بزند: «این وضعیت قابل تحمل است، مگر اینکه به جایی برسد که زیرساختهای آبشیرینکن هدف قرار گیر که فاجعهبار خواهد بود.»
ریاض بهخوبی میداند که زیرساختهای آبیاش، که بخش عمده آب آشامیدنی کشور را تامین میکنند، نقطهضعف اصلی آن است.
در تلاش برای جلوگیری از چنین سناریو ویرانگری، عربستان هفته گذشته درباره یک توافق عدمتجاوز میان کشورهای خلیج فارس و ایران گفتوگو کرده است؛ طرحی که گفته میشود از توافقات هلسینکی در دوران جنگ سرد الهام گرفته شده است.
این تازهترین تلاش ریاض در یک دهه کشمکش برای یافتن نوعی همزیستی با همسایه ایرانیاش است. روابط دو کشور تنها در سال ۲۰۲۳ دوباره برقرار شده بود.
کالیس میگوید جنگ، تلاش عربستان برای دستیابی به ثبات را مختل کرده است.
به گفته او، سعودیها سه ستون امنیتی داشتند: رابطه با آمریکا (هرچند غیرقابلاعتماد)، تنشزدایی با جمهوری اسلامی، و تقویت توان دفاعی داخلی.
نیروی هوایی عربستان بیش از ۴۰۰ جنگنده دارد. اما اکنون ترامپ (و اسرائیل) آنها را به جنگ کشانده، جمهوری اسلامی علیهشان اقدام کرده و تلاشها برای توسعه صنایع تسلیحاتی داخلی نیز با مشکل مواجه شده است.
در حالی که رویکرد پیشین فروپاشیده، عربستان امیدوار است یک ائتلاف عملی با سه قدرت منطقهای دیگر یعنی مصر، ترکیه و پاکستان ایجاد کند.
مقصَد از اوراسیا گروپ میگوید این چهارگانه «بهترین شانس عربستان برای افزایش نفوذ و مذاکره با ایران با صدایی واحد» است.
با این حال، بسیاری تردید دارند که چنین ترتیبی بتواند صلح را بهطور موثر حفظ کند، زیرا آمریکا و اسرائیل بهاحتمال زیاد در آن حضور نخواهند داشت.
فضای فکری در ریاض را میتوان در مقاله اخیر ترکی الفیصل، رییس پیشین دستگاه اطلاعاتی عربستان، دید که استدلال کرده بود این کشور «طرح اسرائیل برای شعلهور کردن جنگ میان ما و ایران را خنثی کرده است».
بهنوشته تایم ائتلاف امنیتی پیشین عربستان، یعنی شورای همکاری خلیج فارس شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، امارات و عربستان عملا فروپاشیده است. امارات به شریک راهبردی اسرائیل تبدیل شده، در حالی که عمان و تا حدی قطر تلاش کردهاند روابط مستقلی با جمهوری اسلامی برقرار کنند.
با توجه به اینکه جمهوری اسلامی قصد دارد کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کند و عبور را برای متحدانش در اولویت قرار دهد و از آن درآمد کسب کند، چالشهای ریاض همچنان ادامه دارد.
حتی اگر عربستان و امارات بتوانند با خطوط لوله یا مسیرهای زمینی این گلوگاه را دور بزنند، در صورت باقی ماندن کنترل هرمز در دست سپاه پاسداران، پیامدهای بزرگی در پیش خواهد بود.
تایم در پایان تاکید کرده است: «اکنون روشن شده که دیپلماسی آشکار عربستان تنها بخش کوچکی از واکنش این کشور به جنگ بوده است. از پرداخت پول به حوثیها گرفته تا حمله به ایران یا خرید تسلیحات جدید از ترکیه و پاکستان، فعالیتهای بسیار بیشتری در پشت پرده و در فضای محرمانه ادامه خواهد داشت.»