جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی میتواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
از راست به چپ: بزرگمهر شرفالدین، جیسون برادسکی، میعاد ملکی و محمد ماشینچیان
کارشناسان در نشست عمومی ایراناینترنشنال در واشینگتن اعلام کردند اقتصاد ایران تحت فشار همزمان جنگ، تحریمها، محاصره آمریکا و اختلالآفرینی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، احتمالا سریعتر از اقتصاد آمریکا یا جهان، از هم میپاشد.
کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و ۱۸ فروردین به آتشبسی دوهفتهای انجامید. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه اول اردیبهشت این آتشبس را تمدید کرد، اما محاصره تنگه هرمز و بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش ایالات متحده، همچنان ادامه دارد.
میعاد ملکی، پژوهشگر ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسیها و استراتژیست پیشین تحریمها در وزارت خزانهداری آمریکا، در نشست ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته، بارها تهدید به بستن تنگه هرمز کرده بود، اما هرگز گامی در مسیر آمادهسازی اقتصاد خود برای پیامدهای چنین اقدامی، از جمله محاصره دریایی، برنداشت.
به گفته ملکی، مقامهای جمهوری اسلامی این پرسش را مطرح نکردند که در صورت مسدود شدن این گذرگاه راهبردی، سرنوشت ۴۵۵ میلیون دلار تجارت روزانه ایران که به عبور از تنگه هرمز وابسته است، چه خواهد شد و آیا اقتصاد ایران توان تابآوری در برابر این وضعیت را دارد یا نه.
او افزود پاسخ این پرسشها در پی جنگ، محاصره، بحران ارزی و آسیب به بخشهای کلیدی صادرات ایران بیش از پیش آشکار شده است؛ عواملی که فشار بر جمهوری اسلامی را با سرعتی بیشتر از رقبایش افزایش دادهاند.
ملکی تاکید کرد هرچند اختلال در تنگه هرمز مخاطرات جدی برای بازارهای جهانی انرژی به همراه دارد، اما وابستگی اقتصاد ایران به این آبراه سبب شده تهران در مقایسه با کشورهایی که بهدنبال تحت فشار قرار دادن آنهاست، آسیبپذیرتر باشد.
میعاد ملکی
جیسون برادسکی، مدیر سیاستگذاری در سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای»، در نشست ایراناینترنشنال گفت به نظر میرسد ترامپ قصد دارد این نقطهضعف جمهوری اسلامی را با استفاده از «راهبردی مبتنی بر دیپلماسی اجباری همراه با پشتیبانی نظامی» مورد آزمایش قرار دهد.
برادسکی ادامه داد: «او ابتدا گزینه نظامی را مطرح میکند و زمینه را برای اقدام فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) فراهم میسازد. سپس یک مسیر خروج دیپلماتیک برای رژیم ایران پیشنهاد میدهد. شرایط مورد نظر آمریکا را مشخص میکند و ضربالاجلی میگذارد. اگر رژیم ایران همراهی نکند، دست به حمله میزند.»
محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران از ۲۴ فروردین آغاز شده است.
کدام طرف زودتر عقبنشینی میکند؟
در نشست عمومی ایراناینترنشنال، گفتوگوها مکررا حول این پرسش کلیدی شکل گرفت که در برابر فشارها، کدام طرف زودتر از موضع خود عقب خواهد نشست: تهران، واشینگتن یا اقتصاد جهانی.
محاصره دریایی فشارها را بر تجارت ایران افزایش داده است. در همین حال، اقدام جمهوری اسلامی در ایجاد اختلال در تنگه هرمز، این رویارویی را به آزمونی از میزان تابآوری اقتصادی برای تهران، واشینگتن و مصرفکنندگان عمده انرژی در آسیا بدل کرده است.
بزرگمهر شرفالدین، مدیر بخش دیجیتال ایراناینترنشنال و گرداننده این نشست، گفت اختلالآفرینی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز در واقع به معنای آن است که تهران «برای جهان تحریم وضع میکند»، در حالی که محاصره آمریکا نشان میدهد واشینگتن چگونه با اتکا به قدرت نظامی، تحریمها را به اجرا میگذارد.
بزرگمهر شرفالدین
ملکی در ادامه اظهارات خود گفت در صورت بروز یک بحران طولانیمدت در تنگه هرمز، اقتصاد کشورهای آسیایی نخستین قربانیان اصلی در عرصه خارجی خواهند بود، زیرا این کشورها وابستگی قابل توجهی به جریان انرژی عبوری از این گذرگاه دارند.
با این حال، او تاکید کرد پیامدهای جهانی این وضعیت، موازنه اصلی آسیبپذیری را تغییر نمیدهد.
پژوهشگر ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسیها افزود: «آسیا در صدر قرار دارد. کره شمالی، ژاپن، چین و هند حدود ۸۹ تا ۹۰ درصد نفت و ۷۵ درصد گاز طبیعی خود را از طریق تنگه هرمز دریافت میکنند. ایالات متحده مستقیما هدف اصلی پیامدهای اقتصادی این تنگه نیست، اما آنچه در این کشورها اتفاق میافتد، بر اقتصاد آمریکا نیز اثر میگذارد.»
به گفته ملکی، با وجود این، جمهوری اسلامی زمان بسیار محدودتری برای کنار آمدن با این شوک در اختیار دارد: «زمان برای اقتصاد ایران بسیار سریعتر از ما میگذرد.»
او یادآور شد: «با این حال، تجربه نشان داده که حکومت ایران توجه چندانی [به مشکلات شهروندان] ندارد؛ حتی اگر مردم با گرسنگی یا بحرانهای جدی اقتصادی مواجه باشند.»
برادسکی گفت ترامپ احتمالا بیش از آنچه بسیاری انتظار دارند، مایل است فشارها را علیه جمهوری اسلامی ادامه دهد، زیرا در دوره دوم ریاستجمهوری خود به سر میبرد و به میراث سیاسیاش میاندیشد.
او تاکید کرد واشینگتن از طریق بهکارگیری زور به نتایجی رسیده که صرفا از طریق دیپلماسی حاصل نشده بود؛ از جمله بر اساس برخی گزارشها، سوق دادن تهران به در نظر گرفتن تعلیق یکساله غنیسازی اورانیوم.
جیسون برادسکی
چشمانداز بازار بورس و تورم
محمد ماشینچیان، روزنامهنگار ارشد حوزه اقتصادی در ایراناینترنشنال و سردبیر پیشین اکوایران، در این نشست اعلام کرد بازار سهام ایران به مدت هشت هفته تعطیل بوده که در تاریخ بورس تهران سابقه نداشته است.
او افزود این تعطیلی به سیاستگذاران امکان داده است چنین وانمود کنند که قیمتها همچنان در وضعیت عادی باقی ماندهاند، در حالی که جنگ باعث تغییر در ارزش شرکتها، داراییها و انتظارات سرمایهگذاران شده است.
به گفته او، حتی پیش از آغاز جنگ نیز بازار در وضعیت بحرانی قرار داشت، اما «افزایشهای اسمی» تا حدی اثر تورم بالای ۷۰ درصد را پنهان کرده بود.
افزایش اسمی به رشد ظاهری قیمتها یا شاخصها بدون در نظر گرفتن اثر تورم گفته میشود.
ماشینچیان گفت نظام بانکی در هم ریخته است، صنعت خودروسازی با مشکلات جدی روبهروست و بازار بهشدت به بخشهای صادراتمحور مانند پتروشیمی، فولاد و شرکتهای مرتبط با نفت و گاز وابسته بوده است؛ حال آن که بسیاری از این بخشها در اثر جنگ آسیب دیده یا مختل شدهاند.
او یادآور شد: «حتی اگر بازار دوباره باز شود، دیگر نه پتروشیمیای هست و نه فولادی. در چنین شرایطی، ناچارند به بانکها، خودروسازان و سایر صنایعی تکیه کنند که خودشان در زنجیره تامین به پتروشیمی وابستهاند.»
ماشینچیان در ادامه پیشبینی کرد در صورت ازسرگیری معاملات، احتمال سقوط بازار بالا خواهد بود؛ حتی با وجود محدودیتهای رسمی که اجازه نمیدهد قیمت سهام در یک روز بیش از پنج درصد کاهش یابد.
او اضافه کرد: «هیچ منطقی پشت این موضوع نیست. با این حال، به همین شیوه آن را اداره میکنند، اما حتی در چنین شرایطی هم بعید میدانم بتوانند بازارها را باز کنند.»
به گفته ماشینچیان، بحران اقتصادی در ایران به مرحلهای رسیده است که تورم باید بهصورت ماهانه بررسی شود، نه سالانه.
او برآورد کرد حتی در بهترین سناریو، یعنی دستیابی به یک توافق جامع با آمریکا، نرخ تورم در ادامه سال ۲۰۲۶ همچنان میتواند بهطور متوسط دستکم پنج درصد در ماه باشد.
ماشینچیان ادامه داد: «دیگر از تورم سالانه صحبت نمیکنم، بلکه بحث بر سر تورم ماهانه است و این واقعیتی است که با آن روبهرو هستیم.»
او افزود در سناریوی «نه جنگ، نه صلح»، ممکن است قیمتها در طول سال سه برابر شوند و در صورت بروز یک درگیری جدید، تورم ماهانه میتواند از ۲۰ درصد عبور کند و در نتیجه، افزایش سالانه قیمتها به حدود ۵۰۰ درصد برسد.
محمد ماشینچیان
فرایند رفع تحریمها سریع رخ نخواهد داد
ملکی در ادامه نشست عمومی ایراناینترنشنال گفت حتی در صورت دستیابی به یک توافق دیپلماتیک، اقتصاد ایران بهسرعت احیا نمیشود، زیرا ساختار تحریمها پیچیده است و بانکها و شرکتهای خصوصی همچنان از هرگونه تعامل مالی با ایران پرهیز میکنند.
مقام سابق وزارت خزانهداری آمریکا افزود تجربه توافق برجام در سال ۲۰۱۵ بهخوبی نشان داد که رفع رسمی تحریمها تا چه اندازه محدودیت دارد و حتی زمانی که دولت آمریکا کوشید دسترسی محدودی به منابع مالی فراهم کند، بانکها حاضر نشدند با ایران همکاری کنند.
ملکی ادامه داد: «آنها حتی نتوانستند یک بانک پیدا کنند. نه فقط بانکهای آمریکایی، بلکه حتی بانکهای کوچک و بسیار کوچک که هیچ رابطه کارگزاری با بانکهای آمریکایی نداشتند نیز حاضر نشدند به این پول دست بزنند. در نهایت مجبور شدند پول را بهصورت نقدی ارسال کنند.»
به گفته او، ساختار تحریمهای ایران نسبت به سوریه پیچیدهتر و چندلایهتر است و برچیدن آن ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان ببرد.
ملکی گفت: «حتی اگر امروز یک دولت دموکراتیک یا انتقالی در ایران روی کار بیاید و جمهوری اسلامی کنار برود، چنین دولتی احتمالا بیش از یک یا دو هفته قادر به پرداخت حقوق کارکنان دولت نخواهد بود.»
این هشدار، یکی از نکات کلیدی نشست عمومی ایراناینترنشنال بود: اقتصاد ایران نهتنها تحت فشار شرایط جنگی قرار دارد، بلکه با مشکلات ساختاری عمیقی روبهروست که ممکن است فراتر از پایان درگیریها و هر توافق دیپلماتیک کوتاهمدت، ادامه یابد.
احتمال ارسال پول نقد برای جمهوری اسلامی
در بخش پرسش و پاسخ، یکی از حاضران در نشست پرسید آیا دسترسی به پول نقد یا داراییهای مسدودشده میتواند به جمهوری اسلامی این امکان را بدهد که پس از جنگ، تواناییهای خود را احیا و بازسازی کند.
برادسکی گفت این «بدترین» اقدام ممکن خواهد بود، زیرا جمهوری اسلامی از هرگونه تسهیلات مالی برای بازسازی همان ساختارهای نظامی و امنیتی استفاده خواهد کرد که در جریان جنگ هدف قرار گرفته بودند.
او اضافه کرد: «بدترین اقدامی که در شرایط فعلی میتوان انجام داد، تزریق پول نقد به رژیم است. این منابع صرف بازسازی برنامههای موشکی، هستهای، پهپادی و همچنین کل ساز و کارهای سرکوب خواهد شد.»
ملکی نیز گفت بهدلیل محدودیتهای قانونی، انتقال مستقیم پول نقد چندان محتمل نیست، اما دسترسی به داراییهای مسدودشده یا کاهش تحریمها در بخشهایی مانند فلزات و پتروشیمی همچنان میتواند به جمهوری اسلامی امکان تنفس بدهد.
به گفته او، این عوامل نقشی تعیینکننده بر عهده دارند؛ اینکه جمهوری اسلامی در تنگنا باقی خواهد ماند یا مجالی برای بازسازی پیدا خواهد کرد.
پس از حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به مراکز اصلی تولید پتروشیمی در ایران، کشور با کمبود شدید برخی محصولات کلیدی این بخش مواجه شده است. دو منبع آگاه در داخل ایران، این موضوع را تایید کردند.
در جریان حملات صورت گرفته به مواضع جمهوری اسلامی پیش از برقرار شدن آتشبس میان تهران و واشینگتن، اسرائیل تاسیسات واقع در ماهشهر و عسلویه، دو قطب اصلی پتروشیمی ایران را هدف قرار داد. مراکزی که در مجموع حدود سهچهارم تولید را در این بخش در اختیار داشتند.
به گفته منابع تجاری که به شرط ناشناس ماندن حاضر به گفتوگو شدند، ایران در چندین محصول پتروشیمی با کمبود شدید مواجه شده است؛ بهویژه انواع پلیمر که در بستهبندی مواد غذایی، تولید پلاستیک و صنایع پایه، کاربرد دارند.
این کمبودها مقامهای ایرانی را ناچار کرده است گزینههای واردات اضطراری را بررسی کنند. هرچند محدودیتهای لجستیکی و ژئوپلیتیکی، روند تامین را پیچیده کرده است.
ابعاد دقیق این اختلال هنوز در حال بررسی است، اما منابع صنعتی میگویند تاثیر آن بر زنجیرههای تامین داخلی، فوری بوده است.
زمانبر بودن بازسازی و فشار بر زنجیره تامین
نجمه جمشیدی، سردبیر «انرژی پرس»، پیشتر به نقل از مدیران ارشد مجتمعهای پتروشیمی گزارش داده بود بازسازی واحدهای آسیبدیده و زیرساختهای مرتبط، بسته به میزان خسارت، ممکن است بین شش ماه تا دو سال زمان ببرد.
یکی از منابع گفت روسیه درخواست تهران را برای تامین برخی پلیمرها رد کرده و دلیل آن را افزایش شدید قیمت جهانی محصولات پتروشیمی در پی اختلالات ایجادشده در تنگه هرمز عنوان کرده است.
به گفته این منبع، مسکو برای جلوگیری از فشار تورمی بیشتر در بازار داخلی خود، تامین نیازهای داخلی را در اولویت قرار داده است.
الهام شعبان، رییس مرکز مطالعات نفت خزر، نیز گفت روسیه خود با محدودیتهایی مواجه است، زیرا بخشی از تاسیسات پتروشیمی این کشور در حملات اوکراین آسیب دیدهاند. این موضوع توانایی مسکو برای پاسخ به تقاضای خارجی، بهویژه در حوزه محصولات پلیمری با ارزش افزوده بالا را بیش از پیش محدود کرده است.
پیش از اختلالات اخیر، ایران سالانه حدود ۳۰ میلیون تن محصولات پتروشیمی به ارزش تقریبی ۱۵ میلیارد دلار صادر میکرد که حدود ۱۲ درصد از آن را پلیمرها تشکیل میدادند.
در واکنش به این شوک عرضه، مقامهای ایرانی صادرات چندین محصول پتروشیمی را ممنوع کردهاند تا بازار داخلی را تثبیت کنند.
محدودیت گزینههای جایگزین در بازار منطقهای
یک منبع تجاری دیگر گفت ایران به جمهوری آذربایجان بهعنوان یکی از گزینههای تامین پلیمر مراجعه کرده، اما ظرفیت محدود تولید این کشور باعث میشود نتواند کمبود ایران را بهطور قابل توجهی جبران کند.
همچنین انتظار میرود آذربایجان حفظ بازارهای صادراتی تثبیتشده خود در اروپا و ترکیه را در اولویت قرار دهد.
برخی کشورهای عربی همسایه ایران از نظر ظرفیت تولید میتوانند بخشی از این کمبود را جبران کنند. عربستان سعودی بهتنهایی حدود ۱۹ میلیون تن ظرفیت تولید سالانه پلیمر دارد و امارات متحده عربی و قطر نیز از صادرکنندگان بزرگ در این حوزه هستند.
با این حال، با توجه به حملات اخیر جمهوری اسلامی به این کشورها در جریان درگیریها، بعید است آنها برای جبران کمبودهای ایران همکاری کنند.
در همین حال، اختلال در مسیرهای کشتیرانی از طریق تنگه هرمز در دو ماه گذشته باعث شده قیمت جهانی پلیمرها حدود ۵۰ درصد افزایش یابد.
ترکیب اختلال در عرضه داخلی و محدود شدن بازارهای بینالمللی، کمبودها را تشدید کرده و نگرانیهایی درباره تاثیرات گستردهتر بر صنایع پاییندستی و دسترسی به کالاهای مصرفی ایجاد کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد این کشور تحریمهای جدیدی را علیه ۱۴ فرد و شرکت اعمال کرد که به جمهوری اسلامی در تهیه سلاح کمک میکنند. این تحریمها در شرایطی اعلام شد که برخی گزارشها از تلاش تهران برای بازیابی ذخایر موشکهای بالستیک خود حین آتشبس حکایت دارد.
وزارت خزانهداری سهشنبه اول اردیبهشت در بیانیهای نوشت که این افراد و شرکتها به دلیل نقش داشتن در تهیه یا انتقال تسلیحات یا قطعات به نمایندگی از ایران مورد تحریم قرار گرفتهاند.
در یک هفته گذشته این دومین مجموعه تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا علیه افراد و شرکتهای مرتبط با جمهوری اسلامی است.
فهرست جدید تحریمها شامل چهار شرکت و دو هواپیمای بوئینگ ۷۷۷ متعلق به ماهانایر و هشت فرد است که در ایران، ترکیه و امارات متحده عربی مستقر هستند.
این تحریمهای جدید در حالی اعمال میشود که واشینگتن و تهران بر سر آغاز دور دوم مذاکرات برای دستیابی به توافقی که تنگه هرمز را باز نگه دارد و به جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل در ایران پایان دهد، در وضعیت تقابل قرار دارند.
آتشبس دو هفتهای که از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام شده بود بامداد چهارشنبه دوم اردیبهشت پایان یافت و در حالی که نگرانیها بابت ازسرگیری حملات شدت میگرفت، دونالد ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال از تمدید آتشبس تا زمانی خبر داد که رهبران جمهوری اسلامی بتوانند بر سر یک پیشنهاد واحد به توافق برسند.
وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیه خود گفت: «در حالی که ایالات متحده همچنان ذخایر موشکهای بالستیک ایران را کاهش میدهد، این رژیم در تلاش است ظرفیت تولید خود را بازسازی کند.»
این بیانیه میافزاید: «ایران به طور فزایندهای برای هدف قرار دادن ایالات متحده و متحدانش، از جمله زیرساختهای انرژی در منطقه، به پهپادهای تهاجمی یکطرفه از سری شاهد متکی شده است.»
همچنین سه نفر به اتهام حمایت از شرکت ایرانی «پیشگام الکترونیک صفه» و مدیرعامل آن، حمیدرضا جهانقربانی، تحریم شدند. این شرکت متهم است هزاران «سِرووموتور» (Servomotor) دارای کاربرد در پهپادهای تهاجمی تهیه کرده است؛ قطعاتی که در پهپادهای سرنگونشده شاهد-۱۳۶ شناسایی شدهاند و برای سازمان جهاد خودکفایی و تحقیقات سپاه پاسداران به کار رفتهاند.
سرووموتور یک نوع موتور الکتریکی است که برای کنترل بسیار دقیق موقعیت، سرعت و گشتاور به کار میرود. شرکت «پیشگام الکترونیک صفه» و مدیرعامل آن پیشتر از سوی آمریکا تحریم شده بودند.
کمال صباح بلخکنلو، از دیگر افراد تازهتحریمشده، صرافی مستقر در تهران است که بهگفته مقامهای آمریکایی، نقش تسهیلکننده پرداختهای بلندمدت برای خرید فیبر کربن و سرووموتورهای مورد نیاز شرکت پیشگام الکترونیک صفه را بر عهده داشته است؛ اقلامی که جمهوری اسلامی از آنها در برنامههای موشکی و پهپادی خود استفاده میکند.
طبق اعلام وزارت خزانهداری آمریکا، محمد وحیدی و دانیال خلیلی نیز به عنوان همکاران مدیرعامل پیشگام الکترونیک صفه در این شبکه عمل کردهاند و در انتقال کالاها از طریق آدرسهایی در دبی نقش داشتهاند.
یک شرکت مستقر در ترکیه نیز به دلیل حمایت از شرکت «پردیسان رضوان شرق» در فهرست جدید تحریمها قرار دارد. این شرکت در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ (۹ دی ۱۴۰۴) به دلیل ارتباط با مصطفی رستمیثانی که پیشتر از سوی آمریکا تحریم شده بود، در فهرست تحریمها قرار داشت. رستمیثانی نیز به دلیل تهیه دهها تُن سدیم پرکلرات برای صنایع شیمیایی پارچین تحریم شده بود.
صنایع شیمیایی پارچین بخشی از سازمان صنایع دفاعی ایراناست که مسئولیت واردات و صادرات مواد شیمیایی را بر عهده دارد. این سازمان در سال ۲۰۰۸ تحریم شد وسازمان صنایع دفاعی ایران نیز در مارس ۲۰۰۷ در فهرست تحریمها قرار گرفت.
هر دو نهاد همچنین تحت قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل مشمول مسدودسازی داراییها هستند.
شرکت «منسوجات اِتْمی فایبر» نیز صدها محموله لینتر پنبهای برای پردیسان رضوان شرق ارسال کرده است. این ماده به نیتروسلولز تبدیل میشود که بهعنوان بهبوددهنده عملکرد سوخت جامد موشکها کاربرد دارد. این شرکت به دلیل حمایت از پردیسان رضوان شرق تحریم شده است.
آمریکا همچنین حمیدرضا رکنیفرد و مصطفی رکنیفرد دو عضو هیاتمدیره شرکت ایرانی آداک پرگاس پارس را تحریم کرده است. این شرکت در فوریه ۲۰۲۶ به دلیل نقش در خرید سدیم پرکلرات برای مشتریان مرتبط باصنایع شیمیایی پارچین تحریم شده بود.
همچنین چند فرد و نهاد مرتبط با شرکت هواپیمایی ماهان در فهرست تازه تحریمها قرار دارند. ماهان ایر در سال ۲۰۱۱ به دلیل حمایت از نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم شده بود.
«بازرگانی بینالمللی سپهر کاوه کیش» ، «شرکت مادر و نهاد کنترلکننده ماهانایر» ، «خدمات هوایی سامان» و «چابوک» در امارات متحده عربی از جمله این نهادها هستند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده در وبسایت وزارت خزانهداری آمریکا، غلامعباس عطایی اقدم (رییس هیاتمدیره شرکت سپهر کاوه کیش)، جمشید حسینزاده (عضو هیاتمدیره شرکت سپهر کاوه کیش) و محمدحسین مهدیان (مدیر خدمات بار و مسافر ماهانایر) از جمله افرادی هستند که بهدلیل ارتباط با ماهان تحریم شدهاند.
دو فروند هواپیمای «EP-MTE» بوئینگ ۷۷۷ و «EP-MTB» بوئینگ ۷۷۷ تحت مالکیت یا بهرهبرداری ماهانایر نیز تحریم شدهاند.
این تحریمها با ذیل عنوان «مقابله با تروریسم و منع اشاعه سلاحهای کشتار جمعی» اعمال شدهاند.
در آستانه پایان یافتن آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا، چشمانداز ازسرگیری دور دوم گفتوگوها مبهم است. از یکسو اظهار نظرهای مقامهای تهران از تردید درباره مشارکت در مذاکرات حکایت دارد و از سوی دیگر پاکستان تلاش میکند مسیر دیپلماسی ادامه یابد و آتشبس تمدید شود.
در ساعتهای گذشته، مجموعهای از موضعگیریهای متناقض و گاه متضاد از سوی مقامهای پاکستانی، رسانههای جهانی به نقل از منابع آگاه و چهرههای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی منتشر شده است که همگی از شکنندگی آتشبس و ازسرگیری گفتوگوها حکایت دارد.
وبسایت آکسیوس، همینطور روزنامههای نیویورکتایمز و واشینگتنپست به نقل از منابع آگاه نوشتند که عزیمت برنامهریزیشده جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، به اسلامآباد در روز سهشنبه ساعتها به تعویق افتاد، زیرا رهبری ایران همچنان بر سر شرکت در دور جدید مذاکرات صلح اختلاف نظر دارد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با شبکه خبر صداوسیما گفت هنوز تصمیم قطعی درباره شرکت یا عدم شرکت در مذاکرات پاکستان گرفته نشده است.
بقایی افزود این موضوع ناشی از «بیتصمیمی» نیست، بلکه به پیامهای متناقض، رفتارهای ضدونقیض و اقدامات غیرقابل قبول طرف آمریکایی مربوط میشود.
او تاکید کرد هر وقت مذاکرات «نتیجهمحور» شود، جمهوری اسلامی درباره حضور در آن تصمیم خواهد گرفت.
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در پایان گفت: «چیزی که مهم است این است که به این نتیجه برسیم مشارکت در روند دیپلماتیک منافع ما را تامین میکند.»
تاکید پاکستان بر تلاش برای پیشرفت دیپلماسی
در یکی از تازهترین تحولها، وزارت امور خارجه پاکستان شامگاه سهشنبه در بیانیهای اعلام کرد که از واشینگتن و تهران خواسته است آتشبس را تمدید کنند؛ درخواستی که نشان میدهد اسلامآباد، همزمان با ایفای نقش میانجی، نگران فروپاشی فرصت دیپلماتیک پیش از آغاز احتمالی مذاکرات است.
همزمان، عطاالله تارِر، وزیر اطلاعرسانی پاکستان، در شبکه اجتماعی ایکس، وضعیت موجود در ساعت ۱۹:۳۰ به وقت پاکستان (حدود ۶:۳۰ عصر به وقت ایران) را اینطور توصیف کرد: «هنوز پاسخی رسمی از سوی طرف ایرانی درباره تایید اعزام هیات برای شرکت در مذاکرات صلح اسلامآباد دریافت نشده است.»
او همچنین تاکید کرد که پاکستان بهعنوان میانجی مذاکرات همچنان بهطور مستمر با مقامهای حکومت ایران در تماس است و مسیر دیپلماسی را دنبال میکند.
تارر همچنین تصمیم جمهوری اسلامی در خصوص شرکت در مذاکرات پیش از پایان آتشبس دو هفتهای را «بسیار تعیینکننده» خواند و نوشت که این کشور «صادقانه» تلاش میکند رهبری جمهوری اسلامی را به مشارکت در دور دوم مذاکرات متقاعد کند.
پیش از انتشار این خبرها، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از «دو مقام منطقهای» گزارش داد آمریکا و جمهوری اسلامی برای شرکت در دور تازه مذاکرات در اسلامآباد اعلام آمادگی کردهاند.
بر اساس این گزارش، منابع پاکستانی تایید کردهاند که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، صبح چهارشنبه وارد اسلامآباد خواهند شد.
مقامهای جمهوری اسلامی چه میگویند؟
با این حال، از داخل ایران نشانههای روشنی از آمادگی قطعی برای حضور در مذاکرات دیده نمیشود.
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، همزمان با انتشار پست وزیر اطلاعرسانی پاکستان، رفتارهای دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی را ناشی از «درک غلط او» از واقعیتهای ژئوپلیتیک خواند و مدعی شد این اظهارات شرایط را پیچیدهتر کرده است.
مالکی در گفتوگو با رسانهها مذاکرات را به محاصره دریایی بندرهای ایران از سوی آمریکا مشروط کرد و افزود: «اگر سواحل ایران ناامن شود، امنیت از تمام سواحل منطقه رخت برخواهد بست و در این شرایط هیات تصمیمگیرنده در دور دوم مذاکرات شرکت نخواهد کرد.»
او تاکید کرد این موضع به طرف پاکستانی ابلاغ شده و در صورت «نپذیرفتن شروط جمهوری اسلامی» تهران مایل به مذاکره نخواهد بود.
پس از آن، احمد نادری، عضو هیاترییسه مجلس، گفت که هیچ تیم ایرانی در پاکستان حضور ندارد و خبرسازی رسانهها کذب است.
رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، نیز گفت: «باید در همه میادین اعم از میدان رزم، حوزه دیپلماسی و خیابان با قدرت دشمن را به تسلیم کامل برسانیم.»
پیش از آن، عبدالله حاجیصادقی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران، گفته بود که فعلا مذاکرهای در کار نیست و «هر زمان دشمن شروط ما را قبول کرد» وارد مذاکره میشوند.
پیش از بقایی تنها عضو دولت که در این باره اظهار نظر کرد، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان، بود. او گفت: «مذاکرات در امتداد میدان است، اگر قرار بر تسلیم باشد، ملت ایران تسلیمناپذیر هستند، اما چنانچه موضع خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در نیمروز سهشنبه یکم اردیبهشت بر «عدم شرکت در مذاکرات» تاکید داشت. این خبرگزاری نوشت، در حالی که برخی رسانهها طی چند روز گذشته از برگزاری دور دوم مذاکرات در اسلامآباد خبر دادهاند، تاکنون موضع جمهوری اسلامی در خصوص عدم شرکت در مذاکرات تغییری نکرده است.
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت با توجه به موضع فعلی جمهوری اسلامی و مطالباتش در مذاکره با آمریکا، چشمانداز دستیابی به توافق دور به نظر میرسد.
او افزود با ابزارهایی که دونالد ترامپ در اختیار دارد، در صورت عدم توافق، گزینههایی مانند تشدید فشار، محاصره دریایی و حمله مجدد نظامی همچنان روی میز هستند.
ایران در وضعیتی میان بیم و امید، روزهای پس از جنگ و آتشبس موقت را سپری میکند اما آنچه شهروندان در خیابانها تجربه میکنند، نه آرامش، بلکه خفقانی است که با تکیه بر پروپاگاندا و حضور نظامی، چهره شهرها را به یک پادگان بزرگ بدل کرده است.
در حالی که اینترنت در ایران همچنان قطع است، ماشین تبلیغات جمهوری اسلامی تصاویری گزینشی از «عادی بودن اوضاع» مخابره میکند، اما واقعیت روی زمین چیز دیگری است.
در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، چهره خیابانها به فضای دهه ۶۰ و دوران جنگ هشت ساله بازگشته است.