ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز، پرونده هستهای و موشکی ایران را موقتا کنار گذاشته است
خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد دولت ترامپ در تلاش برای پایان دادن به جنگ با ایران، تمرکز خود را از مذاکرات دشوار درباره برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی به بازگشایی تنگه هرمز منتقل کرده است؛ آبراهی که به گفته تحلیلگران اکنون به مهمترین اهرم فشار تهران در بحران تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، راهبرد جدید کاخ سفید بر «بازگشایی تنگه هرمز به هر قیمتی» متمرکز شده و مذاکرات پیچیدهتر درباره برنامه هستهای و موشکهای بالستیک حکومت ایران به مراحل بعدی موکول شده است.
بلومبرگ نوشت این تغییر رویکرد در حالی رخ داده که آتشبس شکننده میان حکومت ایران و آمریکا در روزهای اخیر بارها با تبادل آتش و حملات متقابل آزمایش شده است. تنشها پس از آن شدت گرفت که ترامپ به ناوهای جنگی آمریکا دستور داد از کشتیهای تجاری برای عبور از تنگه هرمز محافظت کنند. همزمان حکومت ایران نیز تاسیسات نفتی در امارات متحده عربی را هدف قرار داد.
به نوشته بلومبرگ، هرچند ترامپ بارها اعلام کرده بود نابودی برنامه هستهای ایران هدف اصلی جنگ است، اما اکنون حفظ جریان انتقال نفت و گاز از تنگه هرمز به اولویت فوری واشینگتن تبدیل شده است.
دیوید تاننباوم، مدیر شرکت مشاوره تحریمها «بلکاستون کامپلاینس سرویسز»، به بلومبرگ گفت: «دولت ترامپ بهشدت میخواهد از این جنگ خارج شود و اکنون تنها هدف واقعی آن برقراری دوباره ناوبری در تنگه هرمز است.» او افزود: «حتی این سوال مطرح شده که آیا برنامه هستهای ایران اصلا هنوز روی میز مذاکرات قرار دارد یا نه.»
در مقابل، کاخ سفید تاکید کرده موضوع هستهای همچنان بخشی از مذاکرات است. اولیویا والز، سخنگوی کاخ سفید، به بلومبرگ گفت ترامپ «همه گزینهها را روی میز نگه داشته» تا اطمینان حاصل شود [حکومت] ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.
همزمان با جهش قیمت جهانی انرژی، مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند جنگ با ایران بهطور رسمی با اجرای آتشبس پایان یافته، هرچند درگیریهای پراکنده همچنان ادامه دارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت واشینگتن اکنون میخواهد مذاکرات را بر «آزادسازی» تنگه هرمز متمرکز کند.
روبیو گفت ترامپ ترجیح میدهد «یادداشت تفاهمی برای مذاکرات آینده» تنظیم شود که موضوعات کلیدی را پوشش دهد و در نهایت به «بازگشایی کامل تنگهها» و بازگشت شرایط جهانی به وضعیت عادی منجر شود.
بلومبرگ گزارش داد ترامپ سهشنبه شب، همزمان با توقف ناگهانی طرحی موسوم به «پروژه آزادی»، گفته بود دو طرف به توافق نزدیک شدهاند. این توافق بر پایه یک یادداشت یکصفحهای طراحی شده بود که هدفش بازگشایی تنگه هرمز و به تعویق انداختن مذاکرات دشوارتر بود. ترامپ بعدتر از [حکومت] ایران خواست تا روز جمعه به پیشنهاد آمریکا پاسخ دهد.
اما درگیریها ادامه یافت. آمریکا شامگاه پنجشنبه اعلام کرد ناوهایش در تنگه هرمز هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به موج تازهای از حملات آمریکا علیه سایتهای پرتاب در خاک ایران منجر شد.
روز جمعه نیز جنگندههای اف/ای-۱۸ سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا دو کشتی تجاری با پرچم جمهوری اسلامی ایران را از کار انداختند؛ اقدامی که بخشی از محاصره دریایی طراحیشده برای وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز توصیف شده است.
بلومبرگ نوشت برخی مقامهای پیشین آمریکایی و منتقدان، رویکرد ترامپ را مشابه نحوه مدیریت دیگر بحرانها از سوی او میدانند؛ از جمله آتشبس غزه که هرچند جنگ را متوقف کرد، اما مسائل دشوارتر مانند خلع سلاح حماس را به تعویق انداخت.
آصلی آیدینتاشباش، کارشناس خاورمیانه در موسسه بروکینگز، گفت: «ترامپ پیگیری لازم را انجام نمیدهد. سیاست خارجی او مبتنی بر اعلام پیروزی و امید به حل شدن خودبهخود مشکلات است.»
بلومبرگ همچنین گزارش داد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، داماد او، پس از تلاش برای تثبیت آتشبس غزه، به مذاکرات با [حکومت] ایران منتقل شدند؛ مذاکراتی که در نهایت به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه [حکومت] ایران انجامید.
به نوشته این گزارش، رهبران جمهوری اسلامی اکنون نسبت به مذاکرات با آمریکا بیاعتماد هستند و نشانهای از عقبنشینی در موضوع برنامه هستهای یا توقف غنیسازی اورانیوم - دو خواسته اصلی واشینگتن - نشان ندادهاند.
در عوض، تهران کنترل خود بر تنگه هرمز را تشدید کرده و از جمله با دریافت عوارض از کشتیها و اعلام پروتکلهای جدید دریایی، تلاش کرده موقعیت خود را در این آبراه استراتژیک تقویت کند.
مایکل کارپنتر، مقام پیشین دولت بایدن و عضو موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به بلومبرگ گفت: «ایران نوعی خفگی اقتصادی بر اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.» او افزود: «آمریکا اکنون فقط تلاش میکند وضعیت پیش از جنگ را با بازگشایی تنگه هرمز احیا کند.»
خیلی از ما آن چشمان غمگین و انگشتان کشیدهاش را به خاطر داریم. انگشت درخشان «ایتی» که به سمت آسمان کشیده میشد و با صدایی آرام میگفت: «خانه...». در دهه ۸۰ میلادی، هالیوود به ما یاد داد که به آسمان با چشم رویا نگاه کنیم.
این موضوع کم کم باعث شد با تخیل موجودات فضایی آشنا شویم و رویابافی کنیم. قصههایی برای شب، فیلمهایی برای هیجان، و شایعاتی که ارتش آمریکا معمولا با لبخندی محتاطانه آنها را به توهم، خطای راداری یا بالون هواشناسی تقلیل میداد.
اما حالا، چیزی تغییر کرده است. دیگر صحبت از فیلم و داستان نیست. اینبار خود پنتاگون، ناسا، افبیآی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال انتشار اسنادی هستند که سالها مهر محرمانه خورده بودند. پروندههایی درباره «پدیدههای ناهنجار ناشناخته» یا UAP. نام رسمی همان چیزی که جهان سالها با عنوان «یوفو» میشناخت.
این اسناد، که در پی سیاست شفافسازی حداکثری دولت دونالد ترامپ منتشر شدهاند، فقط مجموعهای از روایتهای عجیب نیستند. آنها شامل گزارشهای عملیاتی ارتش، خلبانان، دادههای راداری، اسناد افبیآی و تصاویر ناسا هستند. پروندههایی که نشان میدهند ارتش آمریکا سالهاست با پدیدههایی روبهرو میشود که توضیح آنها ساده نیست.
و شاید عجیبترین بخش ماجرا برای ما ایرانیها این باشد که رد این پروندهها به آسمان خاورمیانه، خلیج فارس، عراق، سوریه و حتی سواحل ایران رسیده است.
تعقیب سایهها در آسمان ایران در میان ۱۶۲ فایل منتشرشده که قرار است به تعداد آنها در روزهای آینده افزوده شود، خاورمیانه فقط یک منطقه جغرافیایی نیست. بلکه به نظر میرسد به یکی از نقاط داغ این پدیدهها تبدیل شده است. در اسناد منتشرشده، نامهایی مثل خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان، جزیره ابوموسی و بندر لنگه بارها تکرار میشوند.
طبق این گزارشها، نیروهای آمریکایی هنگام ماموریتهای شناسایی و جمعآوری سیگنال در این منطقه بارها با اشیایی مواجه شدهاند که رفتارشان با هیچ هواپیما یا پهپاد شناختهشدهای سازگار نبوده است.
اما نقطه حساس ماجرا جایی است که ایران نیز وارد تصویر میشود.
در اوت ۲۰۲۰، زمانی که هواپیماهای آمریکایی در حال رصد اشیا ناشناخته بر فراز خلیج فارس بودند، پدافند هوایی ایران نیز حضور آنها را تشخیص داده بود. بر اساس اسناد، نیروهای ایرانی از طریق فرکانسهای رادیویی نظامی بارها با خلبانان آمریکایی تماس گرفتند و از آنها خواستند هویت خود یا اشیا مورد رصد را اعلام کنند.
در یکی از موارد ثبتشده در نوامبر ۲۰۲۰، شرایط حتی پیچیدهتر شد. رادارهای ایران و آمریکا همزمان روی یک نقطه متمرکز بودند. طبق گزارش، هواپیمای آمریکایی در حال رصد یک UAP بود که پدافند ایران درخواست شناسایی داد، اما خلبانان آمریکایی با حفظ پروتکلهای نظامی فقط پاسخهای استاندارد ارائه کردند و به ماموریت ادامه دادند.
صحنهای جالب و هیجانانگیز! دو دشمن منطقهای، در دو سوی خلیج فارس، هر دو خیره به نقطهای ناشناخته در آسمان.
در ۲۷ اوت ۲۰۲۰، حسگرهای پیشرفته آمریکایی آرایشی از اشیا ناشناخته را ثبت کردند که در امتداد سواحل ایران به سمت شمالغرب حرکت میکردند.
ارتش آمریکا موفق شد حدود دو دقیقه این اشیا را ردیابی کند، اما درست در لحظهای که قرار بود شناسایی بصری انجام شود، پوشش متراکم ابرها مانع از اینکار شد و اشیا از دید رادارها و دوربینها خارج شدند.
در اکتبر همان سال، نزدیک جزیره ابوموسی و بندر لنگه، حضور یکی از این اشیا، همزمان با اختلال شدید در سیستمهای ارتباطی هواپیماهای آمریکایی بود .
در اسناد منتشر آمده است که هواپیماها دچار تداخل الکترونیکی شدند. پدیدهای که معمولا در جنگ الکترونیک مشاهده میشود. اما نکته عجیب این بود که منبع این اختلال، نه یک سامانه شناختهشده زمینی، بلکه شیئی بود که ماهیتش مشخص نبود.
تکنولوژیای که قوانین فیزیک را به بازی میگیرد
آنچه پنتاگون را سردرگم کرده، فقط ظاهر این اشیا نیست. بلکه رفتار آنهاست.
در گزارشی مربوط به اکتبر ۲۰۲۳، شیئی گرد در نزدیکی یونان مشاهده شد که چرخشهای ناگهانی ۹۰ درجه انجام میداد. برای خلبانان نظامی، چنین مانوری تقریبا غیرممکن تلقی میشود. هر هواپیمای شناختهشدهای در سرعت بالا، هنگام چنین تغییر جهتی تحت فشار عظیم نیروی جی قرار میگیرد. فشاری که میتواند سازه هواپیما یا بدن خلبان را نابود کند. اما این شی، بدون کاهش سرعت و بدون نشانهای از آسیب، مسیرش را تغییر داد.
در سوریه، در نوامبر ۲۰۲۳، خلبانان آمریکایی با چیزی روبهرو شدند که آن را به «توپ شیطونک» تشبیه کردند. شیئی کروی که با سرعتی حدود ۴۲۴ نات، نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت، هفت دقیقه در آسمان حرکت کرد و سپس ناگهان ارتفاعش را کم کرد و از کنار جنگنده آمریکایی عبور کرد. در گزارشها آمده که حرکت آن بیشتر شبیه جهش بود تا پرواز معمولی.
در برخی موارد دیگر، این اشیا به شکل پلاسما یا تودههایی از نور سفید نامنظم توصیف شدهاند. در برخی از این پروندهها، این اجسام جامد به نظر میرسند. اشیائی فلزی، مثلثی یا کروی که هیچ بال، موتور یا رد دودی ندارند.
از آلمان نازی تا سوریه امروز این پروندهها فقط به خاورمیانه محدود نیستند. اسناد نشان میدهند که دولت آمریکا دهههاست این پدیدهها را دنبال میکند.
یکی از عجیبترین روایتها مربوط به آلمان سال ۱۹۴۴ است. شخصی به نام «ولادیسلاو کراسوسکی» گزارش داده بود که در نزدیکی برلین شیئی دایرهای به قطر ۶۵ تا ۹۰ متر دیده است.
به گفته او، بخش میانی شی با سرعتی شبیه پروانه هواپیما میچرخید و صدایی شبیه ژنراتور تولید میکرد. عجیبتر اینکه وقتی این شی در منطقه ظاهر میشد، موتور تراکتورهای آلمانی از کار میافتاد و پس از دور شدن آن دوباره روشن میشدند.
سالها بعد، در میشیگان آمریکا، فردی شی دایرهای با گنبد کریستالی را توصیف کرد که نور را بازتاب میداد و در آسمان حرکت میکرد.
در میان این اسناد، گزارشهای غیرنظامی هم دیده میشود. در مارس ۲۰۲۳، فردی از مشاهده شیی مثلثی و آبیرنگ خبر داد که نوری سفید-آبی از لبههایش ساطع میشد.
طبق این گزارش، این شی حدود سه دقیقه بالای یک تاسیسات امنیتی به صورت ثابت معلق ماند و سپس با حرکاتی پرشی و ناگهانی از منطقه دور شد. شاهد گفته بود حرکت آن اصلا شبیه پرواز جتهای معمولی نبود.
در سال ۱۹۶۳، دانشمندان آمریکایی در یک یادداشت محرمانه این پرسش را مطرح کردند که اگر روزی بشر با تمدنی روبهرو شود که محدودیتهای فیزیک شناختهشده، از جمله سرعت نور، را پشت سر گذاشته باشد، سیاست و دیپلماسی زمینی چه واکنشی باید نشان دهد؟!
پایان عصر پنهانکاری پنتاگون در جمعبندی خود تاکید کرده که این پروندهها همچنان حلنشده باقی ماندهاند. این به معنای تایید موجودات فضایی نیست، بلکه یعنی دادههای موجود هنوز توضیح قطعی ارائه نمیکنند.
اما همین اعتراف، به تنهایی قابل توجه است. دولت آمریکا که سالها بسیاری از گزارشهای یوفو را به شوخی یا خطای انسانی نسبت میداد، حالا رسما میگوید با پدیدههایی روبهروست که نمیتواند بهطور کامل توضیحشان دهد.
در برخی اسناد، این اشیا با پهپادهای کشورهای منطقه، از جمله ایران، مقایسه شدهاند، اما تحلیلگران آمریکایی نتیجه گرفتهاند که نوع حرکت، پیشرانه و مانورپذیری آنها در دستهای متفاوت قرار میگیرد و شاید همین، مهمترین بخش ماجرا باشد.
با منتشر شدن این اسناد، سوال دیگر فقط وجود موجودات فضایی نیست. پرسش بزرگتر این است که چگونه در عصر ماهوارهها، رادارهای فوقپیشرفته، جنگندههای نسل پنجم و هوش مصنوعی، هنوز اشیائی در آسمان وجود دارند که بهترین ارتش جهان هم نمیتواند توضیح روشنی برای آنها پیدا کند.
شاید وقت آن رسیده که دوباره «ایتی» را به یاد بیاوریم. همان موجودی که در پایان فیلم، سوار بر نوری در دل آسمان ناپدید شد و فقط یک سوال در ذهن میلیونها نفر گذاشت: اگر آنها واقعا جایی آن بالا باشند چه میشود؟
اما حالا، بعد از انتشار این پروندهها، سوال دیگر فقط این نیست که آیا آنها وجود دارند؟
سوال بزرگتر این است، اگر دههها فکر میکردیم «ایتی» فقط یک داستان علمیتخیلی است، حالا با وجود این گزارشها شاید این موجود دوست داشتنی کودکی ما، خیلی دور از تخیل نباشد و اینکه ما دقیقا با چه واقعیت و پدیدهای ناشناختهای روبرو هستیم؟
دشمنی جمهوری اسلامی با امارات متحده عربی بیش از آنکه بر سر مرزها باشد، ریشه در یک تضاد عمیق وجودی دارد.
دقیقترین توصیف از این شکاف را ریم الهاشمی، وزیر مشاور امارات ارائه داد. او تاکید کرد که امارات بیش از هر کشور دیگری هدف حملات تهران بوده است، زیرا این کشور هر آن چیزی است که جمهوری اسلامی نیست. امارات با ارائه الگویی از شکوفایی اقتصادی، تنوع ادیان و همزیستی فرهنگهای جهانی، عملا به ضدِ الگوی حکومتی تبدیل شده که بقای خود را در انزوای ایدئولوژیک و ترویج فقر تحت نام مقاومت میبیند.
هراس از ابطال روایت؛ وقتی رفاه همسایه پایههای شعار را میلرزاند
برای سیستمی که دههها بر طبل سادهزیستی انقلابی و دشمنی با تجمل کوبیده است، تماشای یک کشور مسلمان در همسایگی که به قلههای رفاه و تکنولوژی رسیده، یک کابوس تمامعیار است.
موفقیت دبی و ابوظبی بهطور خودکار ادعای ناکارآمدی مدلهای غیرانقلابی را باطل میکند. مقامات تهران توسعه امارات را نه یک پیشرفت بومی، بلکه ویترینی از استعمار نوین معرفی میکنند، چرا که پذیرش موفقیت این مدل به معنای پذیرش شکست چهل سال شعار اقتصاد مقاومتی در ایران است.
این را البته باید در کنار شکست گفتمان مقاومت اقتصادی در داخل هم دید؛ جاییکه درصد اندکی از جامعه برخوردار ایران تمام زندگی خود را بر اساس همان الگوی زیست به اصطلاح جمهوری اسلامی، اشرافی تعریف کردهاند.
استراتژی ویرانی؛ چرا برجها و هتلها در سیبل حملات هستند؟
تمرکز هواداران نظام و رسانههای رادیکال (اصلاحطلب، اصولگرا و ...) بر تهدید به تخریب هتلها و برجهای نمادین دبی، برخاسته از یک منطق جنگی است که اعتبار و امنیت را هدف میگیرد. آنها میدانند که قدرت امارات بر تصویر امنیت و ثبات استوار است.
در حالی که اهداف نظامی ممکن است بازسازی شوند، فروریختن یک نماد لوکس مانند برج خلیفه، ضربهای مهلک به قلب صنعت توریسم و جریان سرمایهگذاری خارجی است. هدف قرار دادن این نمادها، تلاشی است برای اثبات این ادعا که رفاه بدون تبعیت از نظم مورد نظر تهران، سرابی لرزان بیش نیست.
جالبتر آنکه آنها تبلیغ علنی هدف قراردادن یک نماد غیرنظامی را بخشی از پروژه جنگطلبی جمهوری اسلامی تفسیر نمیکنند. شکلگیری چنین تبلیغ جنگی و اقدام علنی علیه مکانهای شهری از تمام طیفهای سیاسی درون نظام البته یک پیام مهم دیگر را تثبیت کرد که جمهوری اسلامی و هوادارانش یک هویت ایستا با لباسهای متفاوت دارند و همه آنها در روز موعود لباس سبز لجنی سپاه پاسداران را به تن میکنند.
خانه شیشهای؛ منطق شکنندگی در برابر منطق توسعه
استفاده مداوم از استعاره خانه شیشهای در ادبیات نظامی و رسانهای جمهوری اسلامی، پیامی روشن به ابوظبی است. بر اساس تحلیلهای منتشر شده در رسانههای وابسته به نهادهای نظامی، کشوری که تمام داراییاش در چند سازه مدرن خلاصه شده، در برابر ضربه پهپادی و موشکی بهشدت آسیبپذیر است.
این استراتژی در واقع تلاش برای باجگیری از کشوری است که برخلاف تهران، چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. آنها میخواهند ثابت کنند که شکوفایی اقتصادی در غیاب تبعیت سیاسی از قدرت منطقهای جمهوری اسلامی، به مویی بند است.
اما ندیدن موازنه بلند مدت قدرت بزرگترین اشتباه راهبردی جمهوری اسلامی است. جایی که اتفاقا امارات متحده عربی بهخوبی روی آن سرمایهگذاری کرده است و کشورش را از دل شن به جایی برای رفاه و سرمایهگذاری بدل کرده است.
پیمان ابراهیم؛ تغییر موازنه و ورود اسرائیل به معادله
تنها بخشی از این دشمنی که مستقیما به اسرائیل گره میخورد، نقش امارات در پیمان ابراهیم است. از نظر حاکمان جمهوری اسلامی، این توافق نه یک حرکت دیپلماتیک، بلکه یک خیانت راهبردی و تهدید موجودیتی است. الحاق امارات به این پیمان، به معنای پایان انزوای اسرائیل در منطقه و آغاز همکاریهای امنیتی و راداری در نزدیکی سواحل ایران است. جمهوری اسلامی با وحشت نظارهگر این است که امارات چگونه با تغییر قطبنما، امنیت خود را از طریق اتحاد با قدرتهای نوین و تکنولوژیک تامین میکند و عملا نفوذ سنتی ایران در میان کشورهای عربی را خنثی میسازد.
استقلال در بازار انرژی؛ پایان دوران تبعیت از الگوهای فرسوده
تحرکات امارات برای بازنگری در سهمیههای اوپک یا حتی شایعات خروج از این سازمان، نشاندهنده تولد یک بازیگر مستقل است که دیگر حاضر نیست منافع ملی خود را فدای سیاستهای دستهجمعی کند.
این رویکرد که ابوظبی مسیر ویژن ۲۰۳۱ خود را مقدم بر اتحادهای نفتی قدیمی میداند، برای تهران که تحت فشار تحریمها به انسجام اوپک نیاز دارد، یک ضربه سنگین است. امارات ثابت کرده که در نظم نوین جهانی، شکوفایی اقتصادی از مسیر عملگرایی میگذرد، نه همبستگیهای فرسوده ایدئولوژیک.
پایان عصر انحصار؛ پیروزی واقعگرایی بر شعار
امارات با انتخاب مسیر شکوفایی و تکثر، عملا ثابت کرده است که میتوان مسلمان بود، مدرن زیست و با تمام جهان رابطه داشت و به ثروت رسید.
این دقیقا همان واقعیتی است که جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه تلاش کرده تا آن را غیرممکن جلوه دهد. دشمنی با امارات، در حقیقت دشمنی با آینهای است که ناتوانیهای حکمرانی ایدئولوژیک را به وضوح نشان میدهد.
گزارشهایی از درگیریهای پراکنده میان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و شناورهای آمریکایی در محدوده تنگه هرمز منتشر شده است. همزمان امارات متحده عربی اعلام کرد در پی حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی سه نفر زخمی شدند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران جمعه ۱۸ اردیبهشت نوشت درگیریهای پراکنده میان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و شناورهای آمریکایی در محدوده تنگه هرمز از ساعتی پیش آغاز شده است.
ساعاتی بعد، خبرگزاری تسنیم، دیگر رسانه وابسته به سپاه پاسداران، بهنقل از یک منبع نظامی نوشت که درگیری نیروهای جمهوری اسلامی با نیروهای آمریکایی «پس از مدتی تبادل آتش، متوقف شده و فضا آرام است.»
این منبع نظامی که نامش فاش نشده، افزود: «با این حال، اگر مجددا آمریکاییها قصد ورود به خلیج فارس را داشته باشند و یا برای شناورهای ایرانی مزاحمتی ایجاد کنند، مجددا پاسخ قاطع دریافت خواهند کرد.»
او گفت: «بنابراین احتمال ورود مجدد به درگیریهایی از این قبیل در این منطقه همچنان وجود دارد.»
همزمان گزارشهای مختلفی از شنیده شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند هوایی در چند شهر از جمله تهران، سیرک و کنارک منتشر شد.
این در حالی است که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، گفت باید جمعه پاسخ جمهوری اسلامی به طرح پیشنهادی صلح به واشینگتن ارائه شود.
او ابراز امیدواری کرد این پاسخ «جدی» باشد و بتواند مسیر ورود به یک فرآیند مذاکراتی واقعی را باز کند.
امارات متحده عربی جمعه ۱۸ اردیبهشت اعلام کرد به یک حمله جدید موشکی جمهوری اسلامی پاسخ داده است؛ حملهای که ساعاتی پس از اعلام تبادل آتش میان آمریکا و ایران در تنگه هرمز رخ داد و آتشبس شکننده یکماهه را با چالش تازهای روبهرو کرد.
وزارت دفاع امارات نیز گفت سامانههای پدافندی این کشور دو موشک بالستیک و سه پهپاد شلیکشده از سوی ایران را رهگیری کردند.
در این حمله سه نفر زخمی شدند، اما مشخص نیست همه اهداف بهطور کامل منهدم شده باشند. مقامها از شهروندان خواستند از محل سقوط احتمالی بقایا دوری کنند.
در همین حال، ارتش آمریکا اعلام کرد حملات جمهوری اسلامی به سه ناو نیروی دریایی خود در تنگه هرمز را دفع کرده و تاسیسات نظامی ایران را که در این حملات نقش داشتهاند، هدف قرار داده است. بهگفته مقامهای آمریکایی، هیچیک از کشتیهای این کشور آسیب ندیدهاند.
واشینگتن همچنین اعلام کرد نیروهایش دو نفتکش ایرانی دیگر را که در تلاش برای عبور از محاصره دریایی آمریکا بودند، هدف قرار داده و از کار انداختهاند. آمریکا با هدف جلوگیری از تردد نفتکشهای ایرانی، بندرهای این کشور را تحت محاصره قرار داده است.
همزمان، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد جمهوری اسلامی با ایجاد نهادی برای کنترل عبور کشتیها در تنگه هرمز، در پی تثبیت نقش خود در مدیریت این آبراه است؛ اقدامی که نگرانیهای تازهای درباره آزادی کشتیرانی ایجاد کرده است.
در حال حاضر صدها کشتی تجاری در خلیج فارس متوقف شدهاند و امکان گذر از تنگه هرمز و ورود به آبهای آزاد را ندارند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که این کشور کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز را نخواهد پذیرفت. او همچنین گفت که همه کشورها موافقند که داشتن سلاح هستهای از سوی جمهوری اسلامی «غیرقابل قبول است.»
روبیو که به ایتالیا سفر کرده، جمعه ۱۸ اردیبهشت هشدار داد اگر تهران به کشتیهای نیروی دریایی آمریکا حمله کند نیروهای جمهوری اسلامی نابود خواهند شد.
روبیو در پایان یک سفر دو روزه برای ترمیم روابط در رم و واتیکان به پرسشهای خبرنگاران پاسخ میداد؛ سفری که پس از اختلافات شدید درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و انتقادهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از پاپ لئو چهاردهم انجام شد.
از او درباره گزارشهای یک شرکت دادههای کشتیرانی پرسیده شد که گفته بود جمهوری اسلامی یک نهاد دولتی جدید ایجاد کرده است تا عبور کشتیها از این تنگه را بررسی و مشمول مالیات کند.
روبیو پرسید: «آیا جهان قرار است بپذیرد که ایران اکنون یک آبراه بینالمللی را کنترل کند؟ جهان برای انجام چه کاری آماده است؟»
آسوشیتدپرس پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت بهنقل از شرکت دادههای کشتیرانی«لوییدز لیست اینتلیجنس» گزارش داد که این نهاد که «سازمان تنگه خلیج فارس» نام دارد و «خود را بهعنوان تنها مرجع معتبر برای صدور مجوز عبور کشتیها در تنگه هرمز» معرفی میکند.
هشدار درباره حمله به نیروی دریایی این کشور
روبیو همچنین به تهران درباره حمله به داراییهای دریایی آمریکا در منطقه هشدار داد.
ایالات متحده اعلام کرد که سه حمله علیه کشتیهای نیروی دریایی در تنگه هرمز را خنثی کرده است.
او گفت: «خط قرمز روشن است. اگر آمریکاییها را تهدید کنند، منفجر خواهند شد.»
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه تاکید کرد که حملات ۱۷ اردیبهشت ارتباطی با عملیات «خشم حماسی» نداشته است.
روبیو گفت که قرار است جمعه ۱۸ اردیبهشت پاسخ جمهوری اسلامی به طرح پیشنهادی صلح به واشینگتن ارائه شود.
او ابراز امیدواری کرد این پاسخ «جدی» باشد و بتواند مسیر ورود به یک فرآیند مذاکراتی واقعی را باز کند.
دیدار با پاپ و انتقاد از حزبالله
روبیو همچنین به دیدار خود با پاپ لئو در ۱۷ اردیبهشت اشاره کرد و گفت این دیدار «بسیار مثبت» بوده است.
واتیکان پنجشنبه ۱۷اردیبهشت در بیانیهای پس از نخستین دیدار میان پاپ لئو و یکی از اعضای کابینه ترامپ در نزدیک به یک سال گذشته، اعلام کرد که لئو و روبیو «تعهد مشترک خود را برای تقویت روابط دوجانبه خوب» تجدید کردند.
لئو، نخستین پاپ آمریکایی، پس از آنکه به منتقدی جدی در زمینه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و نیز سیاستهای سختگیرانه ضدمهاجرتی دولت ترامپ تبدیل شد، انتقادهای ترامپ را برانگیخت و این انتقادها واکنش منفی رهبران مسیحی از طیفهای مختلف سیاسی را در پی داشت.
وزیر امور خارجه آمریکا در خصوص مذاکرات با دولت لبنان نیز گفت: «ما میخواهیم دولت مشروع لبنان قوی باشد و حزبالله مانعی برای این امر است.»
روبیو ادامه داد: «حزبالله کاملا یک نیروی نیابتی جمهوری اسلامی است و بدون آنها وجود نخواهد داشت.»
روبیو افزود: «ما در تلاشیم تا تامین مالی حزبالله را متوقف کنیم.»
هرچند پاکستان کوشیده در مسیر پایان دادن به جنگ ایران نقشآفرینی کند، تحولات اخیر به روابط اسلامآباد با یکی از شرکای دیرینهاش، امارات متحده عربی، آسیب زده است.
روزنامه نیویورکتایمز جمعه ۱۸ اردیبهشت گزارش داد امارات، این کشور ثروتمند حاشیه خلیج فارس، دست به اخراج گسترده کارگران پاکستانی زده است؛ اقدامی که میتواند یکی از منابع مهم اشتغال پاکستان را با تهدید روبهرو کند.
بر اساس این گزارش، امارات از موضع نهچندان قاطع پاکستان در محکوم کردن حملات جمهوری اسلامی به این کشور ناراضی است؛ آن هم در شرایطی که اسلامآباد همزمان میکوشد میان تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافق صلح میانجیگری کند.
امارات در جریان جنگ اخیر هدف هزاران حمله موشکی و پهپادی حکومت ایران قرار گرفته و خساراتی را متحمل شده است.
جمهوری اسلامی از ۱۴ اردیبهشت حملات خود را به امارات از سر گرفته است.
در آخرین مورد، سامانههای پدافند هوایی امارات ظهر ۱۸ اردیبهشت برای دفع حملات موشکی و پهپادی حکومت ایران وارد عمل شدند.
به گفته منابع رسمی اماراتی، این حملات سه مجروح بر جای گذاشت.
نیویورکتایمز در ادامه گزارش، از گفتوگو با بیش از ۲۰ شهروند شیعه پاکستانی که بهعنوان کارمند شرکتهای اماراتی در این کشور مشغول به کار بودند، خبر داد.
آنها تایید کردند که همگی ماه گذشته بهطور ناگهانی بازداشت، زندانی و سپس از امارات اخراج شدهاند.
رهبران مذهبی شیعه در پاکستان برآورد میکنند که از اواخر فروردینماه، احتمالا هزاران شیعه پاکستانی از امارات اخراج شدهاند.
بر اساس این گزارش، شیعیان پاکستان که جمعیتی حدود ۳۵ میلیون نفر دارند و دارای «پیوندهای معنوی عمیق» با ایران هستند، بارها در این کشورِ عمدتا سنیمذهب هدف خشونتهای فرقهای قرار گرفتهاند.
دلایل اخراج شهروندان پاکستانی از امارات هنوز بهطور رسمی مشخص نشده و مقامهای دو کشور همچنان بر استحکام روابط دوجانبه تاکید دارند.
وزارت امور خارجه پاکستان گزارشها درباره اخراج گسترده شهروندان این کشور از امارات را رد کرده و به پرسشها درباره اینکه آیا شیعیان بهطور خاص هدف قرار گرفتهاند یا نه، پاسخی نداده است.
طاهر اندرابی، سخنگوی این وزارتخانه، گفت پاکستانیهای اخراجشده افرادی بودهاند که در امارات «مرتکب جرم» شدهاند.
دولت امارات نیز تاکنون به درخواستها برای اظهارنظر درباره این موضوع واکنشی نشان نداده است.
در روزهای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی مواضع امارات در قبال جنگ ایران را مورد انتقاد قرار داده و بارها از ادبیات تهدیدآمیز علیه این کشور استفاده کردهاند.
علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، پیشتر گفت جمهوری اسلامی «امارات متحده عربی را مانند اقلیم کردستان عراق، پایگاه دشمن میداند».
او افزود: «ما دیگر امارات را همسایه نمیبینیم، آنها در حکم پایگاه متخاصم هستند.»
آیا امارات از میانجیگری پاکستان خشمگین است؟
به گزارش نیویورکتایمز، بیش از دو میلیون شهروند پاکستانی در امارات متحده عربی ساکن هستند و سال گذشته میلادی بیش از هشت میلیارد دلار حواله مالی به پاکستان ارسال کردند.
مفتاح اسماعیل، وزیر پیشین دارایی پاکستان، گفت: «حفظ روابط خوب با امارات برای اسلامآباد اهمیت دارد، اما در عین حال، نمیدانم پاکستان در این جنگ چه مسیر دیگری میتوانست انتخاب کند.»
در سوی دیگر، ندیم قطیش، تحلیلگر اماراتی-لبنانی نزدیک به دولت امارات، گفت اسلامآباد ابتکار میانجیگری میان آمریکا و جمهوری اسلامی را «بدون هماهنگی کافی» با ابوظبی آغاز کرد.
ماه گذشته، امارات وام ۳.۵ میلیارد دلاری خود به پاکستان را بازپس گرفت؛ رقمی نزدیک به یکپنجم ذخایر ارزی این کشور. پس از آن، عربستان سعودی با ارائه سپردهای سه میلیارد دلاری برای تقویت ذخایر ارزی پاکستان وارد عمل شد.
محمدامین شهیدی، روحانی ساکن اسلامآباد و رهبر یک سازمان سیاسی شیعه، اعلام کرد این سازمان پنج هزار خانواده اخراجشده از امارات را ثبت کرده است.
او گفت: «در کشورهای خلیج فارس این تصور وجود دارد که هر شیعهای از ایران حمایت میکند. با توجه به وخامت روابط، درخواست از دولت پاکستان برای گفتوگو با امارات بیفایده است.»
به گفته شهیدی و شماری دیگر از منابع، روند اخراج شهروندان پاکستانی از ۱۹ فروردین آغاز شد؛ زمانی که تهران و واشینگتن با میانجیگری اسلامآباد بر سر برقراری آتشبس موقت به توافق رسیدند.
به گزارش نیویورکتایمز، شمار نامشخصی از کارگران پاکستانی نیز در پی از دست دادن شغل خود بهدلیل پیامدهای جنگ، امارات را ترک کردهاند.