نورنیوز: لغو مذاکرات جمعه در سوئیس بخشی از نبرد بزرگتر بر سر شکل آینده نظم منطقهای است


نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، لغو مذاکرات روز جمعه حکومت ایران و آمریکا در سوئیس را نه یک شکست دیپلماتیک، بلکه بخشی از رقابت گستردهتر بر سر آینده نظم منطقهای توصیف کرد. این رسانه نوشت دشوارترین مرحله هر توافق، تبدیل تفاهمهای اولیه به سازوکارهای اجرایی و تضمینهای عملی است و در چنین شرایطی، هر تحول میدانی یا اختلاف در برداشتها میتواند روند مذاکرات را با وقفه روبهرو کند. به نوشته نورنیوز، حملات اخیر اسرائیل به لبنان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است و بخشی از ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل از کاهش تنش میان ایران و آمریکا نگران است، زیرا چنین توافقی میتواند معادلات قدرت در منطقه را تغییر دهد.
این رسانه همچنین تاکید کرد که تهران امنیت متحدان منطقهای خود را بخشی از امنیت ملی میداند و در مقابل، دولت ترامپ ناچار است میان پیشبرد توافق با ایران و حفظ روابط راهبردی با اسرائیل تعادل برقرار کند. نورنیوز با اشاره به بیاعتمادی موجود در هر دو کشور نسبت به توافق، نوشت سه بازیگر اصلی این پرونده، یعنی ایران، آمریکا و اسرائیل، در حال آزمودن اراده یکدیگر هستند و سرنوشت توافق به توانایی آنها در عبور از تنشهای میدانی و فشار مخالفان بستگی دارد؛ در غیر این صورت، وقفه کنونی میتواند به فرسایش تدریجی توافق منجر شود.
جزییات بیشتر را اینجا بخوانید.






شاهد علوی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، درباره بیانیه کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل در انتقاد از نادیده گرفتن حقوق بشر در تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا گفت: «طرفی که متهم به نقض حقوق بشر، اعدامهای سیاسی و سرکوب گسترده شهروندان است، اکنون بهعنوان یکی از امضاکنندگان این تفاهم سیاسی شناخته میشود.»
او افزود: «حتی اگر موضوع حقوق بشر بهصورت لفظی در متن توافق گنجانده میشد، بدون سازوکارهای اجرایی و نظارتی مستقل، تاثیر چندانی نداشت.»
اکنون که با امضای یادداشتتفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریمها میتواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد سادهانگارانه است.
مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعهای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.
واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.
فرسودگی زیرساختها؛ زخمی که طی دههها انباشته شد
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیدهاند. سالها کمبود سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به فناوریهای روز و خروج شرکتهای بزرگ بینالمللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبهرو شوند.
موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سالهای اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوبگذاری، آسیب به چاهها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار دادهاند.
به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سالها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کردهاند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راهحل برای مشکلات فنی چاهها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوریهایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.
این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا میکند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سالها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژههای چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکتهایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.
حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژههایی سالها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.
جهان دیگر منتظر نفت ایران نیست
اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیلها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه میکنند.
در دوران پیش از تحریمها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.
ایالات متحده به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش دادهاند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کردهاند و مصرفکنندگان بزرگ نیز طی سالهای گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کردهاند.
بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سالهای تحریم جایگزین پیدا کردهاند، صرفا بهدلیل رفع تحریمها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
سایه سنگین نظام بانکی و FATF
حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکتهای نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگتری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بینالمللی.
تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولتهای غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانکهای بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.
عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پولشویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهمترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب میشوند.
اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروههای نیابتی شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ فضای بینالمللی نسبت به تهران به مراتب سختتر و پرهزینهتر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.
روسیه؛ شریکی که هرگز نفت ایران را احیا نمیکند
در غیاب شرکتهای غربی، نگاه تهران بارها به سمت روسیه معطوف شده است. با این حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که مسکو هیچگاه حاضر نبوده نفت ایران را به یک رقیب قدرتمند در بازار جهانی تبدیل کند.
حتی شرکتهایی مانند لوکاویل که از توان فنی قابل قبولی برخوردارند، در مقاطع مختلف پروژههای مرتبط با ایران را متوقف کرده یا از آنها فاصله گرفتهاند.
واقعیت آن است که منافع راهبردی روسیه الزاما با احیای کامل صنعت نفت ایران همسو نیست. مسکو ترجیح میدهد موقعیت خود را در بازار جهانی انرژی حفظ و از ظهور یک رقیب جدید جلوگیری کند.
کشورهای منطقه؛ بازیگری که کمتر دیده میشود
در کنار جمهوری اسلامی، جامعه معترض ایران و اسرائیل، بازیگر چهارمی نیز در این معادله حضور دارد که اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود: کشورهای حوزه خلیج فارس.
این کشورها اکنون در حال اجرای بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری تاریخ خود هستند. توسعه زیرساختها، فناوری، هوش مصنوعی، لجستیک و گردشگری به ستون اصلی راهبرد اقتصادی آنها تبدیل شده است.
از نگاه این کشورها، مهمترین مساله نه اختلافات ایدئولوژیک بلکه ثبات بلندمدت اقتصادی است.
بر اساس ارزیابیهایی که در برخی سیستمهای معاملاتی و مدلهای سنجش ریسک مورد استفاده در بازارهای مالی بینالمللی مشاهده میشود، ریسک سرمایهگذاری در منطقه نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و در برخی سناریوها به سطوحی رسیده که برای سرمایهگذاران جهانی نگرانکننده است.
افزایش هزینه بیمه، رشد هزینه تامین مالی و فرار سرمایه از پروژههای بلندمدت، مستقیما با اهداف توسعهای کشورهای منطقه در تضاد قرار دارد.
به همین دلیل بسیاری از پایتختهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه توافق محدود میان تهران و واشینگتن، بدون حل ریشهای عوامل بیثباتکننده منطقه، نمیتواند امنیت مورد نیاز برای سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری را فراهم کند.
نتیجهگیری
اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی صرفا با مشکل تحریم روبهرو نیست. فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین، محدودیت فناوری، انزوای بانکی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تغییر ساختار بازار جهانی انرژی مجموعهای از موانع را ایجاد کردهاند که با یک توافق سیاسی از میان نخواهند رفت.
حتی اگر فردا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا شود، بازسازی ظرفیتهای از دست رفته صنعت نفت و گاز ایران نیازمند سالها زمان، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد از دست رفته بازارهای جهانی خواهد بود.
به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا شاید بتواند بخشی از فشارهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما بعید است بتواند روند فرسایشی و بلندمدتی را که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی با آن روبهرو است متوقف کند.
سایمون گس، سفیر سابق بریتانیا در تهران، هشدار داد دستیابی به یک توافق هستهای جدید با جمهوری اسلامی در شرایط کنونی بهمراتب دشوارتر از زمان برجام خواهد بود، زیرا سطح بیاعتمادی میان طرفهای مذاکره افزایش یافته و دامنه اختلافات نیز گستردهتر شده است.
گس که در گفتوگوهای هستهای سال ۲۰۱۵ بهعنوان مذاکرهکننده ارشد بریتانیا حضور داشت، جمعه ۲۹ خرداد در یادداشتی در روزنامه فایننشالتایمز، به مقایسه روند مذاکرات برجام با گفتوگوهای آینده در چارچوب یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن پرداخت.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
گس در یادداشت خود نوشت: «۶۰ روز زمان کافی نخواهد بود. مذاکرات برجام ۲۰ ماه به طول انجامید. اکنون نیز به زمان نیاز است، زیرا مسائل مطرحشده فنی و پیچیده هستند و در فضایی آکنده از بیاعتمادی دنبال میشوند.»
به گفته این دیپلمات پیشین، موضوع مذاکرات صرفا به توقف غنیسازی یا تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم محدود نمیشود، بلکه مسائلی همچون نحوه و زمانبندی بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازوکارهای نظارتی نیز باید بهدقت مورد توافق قرار گیرند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پیشتر بر لزوم نقشآفرینی این نهاد در هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن تاکید کرد و هشدار داد توافقی که فاقد سازوکار موثر راستیآزمایی باشد، در عمل «توهمی از توافق» خواهد بود.
جمهوری اسلامی با برچیدن برنامه هستهای خود موافقت نمیکند
گس در ادامه یادداشت خود نوشت مذاکرات پیشرو تنها به چالشهای فنی محدود نخواهد بود، بلکه با مباحث سیاسی دشواری نیز در داخل کشورهای طرف مذاکره همراه خواهد شد.
به گفته او، مذاکرهکنندگان ناچار خواهند بود هرگونه امتیازدهی را برای افکار عمومی و نهادهای سیاسی کشور خود توجیه کنند.
این مقام سابق بریتانیایی با اشاره به تحولات داخلی جمهوری اسلامی افزود فضای سیاسی در تهران نسبت به دوران مذاکرات برجام «سختتر» شده است؛ نهادهای امنیتی، بهویژه سپاه پاسداران، نفوذ بیشتری پیدا کردهاند و بسیاری از افراد وابسته به این نهاد معتقدند درگیریها دیر یا زود از سر گرفته خواهد شد و مذاکرات چیزی جز ادامه همان رویارویی از مسیری متفاوت نیست.
گس تاکید کرد جمهوری اسلامی ممکن است با اعمال «محدودیتهای معنادار و زماندار» بر برنامه هستهای خود موافقت کند، اما حاضر نخواهد شد به حذف کامل این برنامه تن دهد.
به گفته او، تهران همچنین تجربه کشورهایی مانند لیبی و اوکراین را که از برنامه هستهای خود صرفنظر کردند، زیر نظر داشته و این موضوع بر محاسبات جمهوری اسلامی تاثیرگذار بوده است.
۲۸ خرداد، مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی مکتوب اعلام کرد با وجود آنکه «نظر دیگری» نسبت به تفاهم اخیر با ایالات متحده داشته، با تعهد پزشکیان در خصوص «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، با آن موافقت کرده است.
سایه بیاعتمادی بر مذاکرات
گس در ادامه یادداشت خود نوشت جمهوری اسلامی در موضوع رفع تحریمها دیگر حاضر به پذیرش توافقی مشابه برجام نخواهد بود، زیرا از نگاه تهران، وعده لغو تحریمها در چارچوب آن توافق هرگز بهطور کامل و موثر محقق نشد.
او افزود در مذاکرات آتی، امتیازهای هستهای جمهوری اسلامی تنها در صورتی قابل تحقق خواهد بود که با اقدامات «متقابل و فوری» طرف مقابل همراه شود؛ اقداماتی که از دید تهران پایدار و ملموس باشند و لغو آنها برای دولتهای آینده آمریکا دشوار باشد.
به گفته سفیر پیشین بریتانیا در تهران، یادداشت تفاهم اخیر از دقت کافی برخوردار نیست؛ به گونهای که هر طرف میتواند آن را به نفع خود تفسیر و طرف مقابل را به سوءنیت متهم سازد.
او هشدار داد این مساله بهویژه در شرایطی مشکلساز است که هیچیک از دو طرف باور ندارد طرف مقابل بتواند به تعهدات بلندمدت خود پایبند بماند.
پیشتر وزارت خارجه سوئیس اعلام کرد مذاکرات تهران و واشینگتن که قرار بود ۲۹ خرداد در این کشور برگزار شود، انجام نخواهد شد.
یک سخنگوی کاخ سفید نیز از انصراف جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، از سفر برنامهریزیشده خود به سوئیس برای دیدار با مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی خبر داد.
دلیل این تصمیم «پیچیدگیهای لجستیکی و هماهنگیهای مربوط به مذاکرات» عنوان شده است.
بازیگران بیشتر و پیچیدگیهای فراتر از برجام
گس در ادامه تاکید کرد مذاکرات جدید در مقایسه با زمان برجام با پیچیدگیهای بیشتری روبهرو خواهد بود، زیرا شمار بیشتری از بازیگران خواهان مشارکت و اثرگذاری در روند آن هستند.
بر اساس این یادداشت، تهران اکنون تنگه هرمز را یکی از عناصر اصلی راهبرد بازدارندگی منطقهای خود میداند؛ اهرمی که بر منافع حیاتی کشورهای خلیج فارس و حتی فراتر از آن تاثیر میگذارد.
گس افزود بسیاری از کشورها نیز نسبت به اتکا به آمریکا برای حفاظت از منافع خود اطمینان کامل ندارند و در این میان، اسرائیل ممکن است توافقی را که آن را «فاجعهبار» میداند، نابود کند.
با این حال، گس معتقد است امضای یادداشت تفاهم اخیر نشان میدهد نه تهران و نه واشینگتن تمایلی به بازگشت به یک جنگ تمامعیار ندارند.
در پی انتشار متن تفاهمنامه تهران و واشینگتن، انتقادها از دولت دونالد ترامپ در میان جمهوریخواهان شدت گرفته است. شماری از سناتورها و چهرههای سرشناس محافظهکار این تفاهمنامه را امتیازدهی به جمهوری اسلامی و عقبنشینی از دستاوردهای نظامی آمریکا توصیف کردهاند.
مجتبی خامنهای در واکنش به تفاهمنامه با آمریکا گفت نظر دیگری داشته، اما به دلیل تعهدی که مسعود پزشکیان، رییس دولت و رییس شورای عالی امنیت ملی، به او داده، با امضای آن موافقت کرده است.
کامیار بهرنگ، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت: «مجتبی خامنهای در این پیام، همانند پدرش، هیچ مسئولیتی را نپذیرفته و با سخنان دوپهلو تلاش کرده است اختلافات درون حاکمیت را حفظ کند.»
روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت توافق دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی، برخلاف انتظار بنیامین نتانیاهو، نهتنها به تقویت موقعیت سیاسی او منجر نشد، بلکه شکاف بیسابقهای میان واشینگتن و تلآویو ایجاد کرده و نخستوزیر اسرائیل را در آستانه انتخابات با بحرانی تازه روبهرو کرده است.
روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت نتانیاهو امیدوار بود سفر ترامپ به اسرائیل و حمایت علنی رییسجمهوری آمریکا، مهمترین برگ برنده او در انتخابات پیشرو باشد. به نوشته این روزنامه، نتانیاهو انتظار داشت این سفر پس از «پیروزی کامل» بر جمهوری اسلامی، سقوط حکومت ایران و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده برگزار شود، اما اکنون نهتنها هیچیک از این اهداف محقق نشده، بلکه ترامپ تقریباً هر روز با اظهاراتی تحقیرآمیز از نخستوزیر اسرائیل انتقاد میکند.
هاآرتص مینویسد توافق آمریکا و جمهوری اسلامی در اسرائیل بهطور گسترده «فاجعهبار» تلقی میشود، زیرا ترامپ برخلاف وعدههای اولیه خود، جنگ را بدون تحقق اهداف اعلامشده پایان داده است. به نوشته این روزنامه، رییسجمهوری آمریکا که پیشتر از «تسلیم بیقید و شرط» حکومت ایران سخن گفته بود، اکنون با توافقی موافقت کرده که کاهش تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و صدور معافیت برای صادرات نفت این کشور را در بر میگیرد، در حالی که جمهوری اسلامی تنها بار دیگر اعلام کرده قصد ساخت سلاح هستهای ندارد و با رقیقسازی ذخایر اورانیوم در داخل ایران و ادامه بازرسیهای آژانس موافقت کرده است.
به باور نویسنده، این توافق جمهوری اسلامی را در موقعیت بهتری نسبت به پیش از جنگ قرار داده است. هاآرتص یادآور میشود که تهران نهتنها در برابر حملات آمریکا و اسرائیل دوام آورد، بلکه کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده، امتیازهای اقتصادی قابل توجهی به دست آورده و درخواست ترامپ برای انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از ایران را نیز نپذیرفته است. این روزنامه همچنین به اظهارات اخیر ترامپ اشاره میکند که گفته بود اگر کشورهای دیگر موشکهای بالستیک دارند، «منصفانه نیست ایران از آن محروم باشد»؛ موضعی که در اسرائیل با نگرانی گسترده روبهرو شده است.
این تحلیل همچنین بر شکاف کمسابقه میان ترامپ و نتانیاهو تاکید دارد. هاآرتص مینویسد لحن رییسجمهوری آمریکا در قبال نخستوزیر اسرائیل از تمجیدهای گذشته به انتقادهای آشکار و گاه تحقیرآمیز تغییر کرده است. از نگاه نویسنده، ادامه حملات اسرائیل به لبنان نیز با مخالفت علنی ترامپ روبهرو شده و این اختلاف به یکی از عمیقترین تنشها میان دو متحد در دهههای اخیر تبدیل شده است.
هاآرتص در بخش دیگری از گزارش خود، پیامدهای داخلی این تحول را بررسی کرده و نوشته است که توافق با ایران، محبوبیت حزب لیکود را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است. به گفته نویسنده، حتی رسانهها و چهرههای نزدیک به نتانیاهو نیز از توافق انتقاد کرده و در مواردی شخص ترامپ را هدف حملات لفظی قرار دادهاند؛ موضوعی که روایت دولت اسرائیل مبنی بر «پیروزی» در جنگ را تضعیف کرده است.
این روزنامه در پایان مینویسد در حالی که انتخابات اسرائیل احتمالاً در ماه اکتبر برگزار خواهد شد، ژنرال بازنشسته گادی آیزنکوت به رقیب اصلی نتانیاهو تبدیل شده و در نظرسنجیها روندی صعودی دارد. نویسنده معتقد است مجموعه عواملی مانند توافق با جمهوری اسلامی، انتقادهای علنی ترامپ از نتانیاهو و نارضایتی داخلی از عملکرد دولت، این هفته را به «بدترین هفته لیکود از زمان حملات هفتم اکتبر» تبدیل کرده است.