سناتور شیهی: با خامنهای و رهبری تندروی او نمیتوان توافق کرد
تیم شیهی، سناتور جمهوریخواه ایالت مونتانا، گفت: «با خامنهای و رهبری تندروی او نمیتوان توافق کرد.» او افزود رهبران جمهوری اسلامی هر توافقی را تضعیف میکنند و برای دور زدن آن راه مییابند.
شیهی یکشنبه ۱۰ آبان در گفتوگو با فاکسنیوز گفت هر توافق احتمالی باید با مشارکت متحدان منطقهای آمریکا و پشتوانه نظامی همراه باشد تا واشینگتن بتواند در صورت نقض تعهدات، بلافاصله برای اجرای آنها اقدام کند.
او گفت این مناقشه نزدیک به نیمقرن ادامه داشته و سپاه پاسداران و اسلامگرایان تندروی حاکم بر ایران را آغازگر آن دانست.
شیهی گفت این حکومت همچنان شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهد و میخواهد درگیری را به خاک، شهرها و خیابانهای آمریکا بکشاند.
این سناتور جمهوریخواه افزود آمریکا در توافقهای پیشین با پرداخت پول و کاهش تحریمها امیدوار بود تهران به تعهداتش عمل کند، اما جمهوری اسلامی چنین نکرده است.
شیهی همچنین گفت ترامپ و تیمش گزینههای پس از انتخابات میاندورهای، از جمله ازسرگیری حملات، ادامه محاصره دریایی و دیپلماسی را بررسی میکنند. او ابراز امیدواری کرد مناقشه مسالمتآمیز حل شود، اما گفت همه گزینهها باید روی میز بماند.
عبدل السید، نامزد دموکرات سنای آمریکا، پس از مناظره با مایک راجرز، رقیب جمهوریخواهش، در جمع خبرنگاران در شهر گرند رپیدز ایالت میشیگان، ۱۶ مهر ۱۴۰۵. عکس: رویترز.
عبدل السید، نامزد دموکرات میشیگان، در صورت پیروزی نخستین سناتور مسلمان آمریکا خواهد شد. او جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» خواند و با جنگ ایران مخالفت کرد، اما وقتی دانشجویی ایرانیآمریکایی از او خواست سپاه پاسداران را محکوم کند، از حق ایرانیان برای تعیین سرنوشت خود گفت.
این دوگانگی، خلاصهای از پدیده عبدالرحمن محمد السید، مشهور به عبدل السید، در سیاست امروز آمریکاست. السید، پزشک و سیاستمدار ۴۵ ساله مسلمان و مصریتباری از جناح چپ حزب دموکرات آمریکا، میان بسیاری از رایدهندگان ایالت میشیگان، نماد ایستادگی در برابر اسرائیل و لابیهای سنتی واشینگتن است، اما نزد بسیاری از ایرانیان و منتقدان سیاست خارجی چپ رادیکال آمریکا، نمونهای بارز از از سیاستمدارانی است که به نام «مخالفت با جنگ و مداخله خارجی»، از مرز محکومیت صریح جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران عبور نمیکنند.
شهریور ۱۴۰۵، سالن تئاتر میشیگان در شهر انآربر میزبان نشستی دانشجویی با عنوان «دانشجویان در برابر میلیاردرها» بود. در بخشی از این برنامه ایمان دشتی، دانشجوی سال آخر مهندسی در دانشگاه میشیگان و فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی، پشت میکروفون ایستاد.
دشتی برای نامزد پیشتاز دموکراتها از سرکوب خانوادهاش در ایران گفت؛ اینکه دخترعمویش چگونه در خیابانهای ایران به دلیل سرپیچی از حجاب اجباری تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفت و عمویش در دادگاههای جمهوری اسلامی به اعدام و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد.
او سپس خطاب به السید پرسشی کوتاه و صریح مطرح کرد: آیا حاضری بدون ابهام، در برابر سپاه پاسداران و حکومت ایران بایستی و آنها را محکوم کنی؟
پاسخ السید، فضای سالن را به شدت متشنج کرد. او بدون آنکه حتی یک بار نام سپاه پاسداران را به زبان بیاورد یا سرکوب گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴ را بهطور مستقیم به حکومت ایران نسبت دهد، بحث را به تاریخ مداخلههای نظامی آمریکا و منافع شرکتهای بزرگ بر سر منابع طبیعی کشورها برد.
وقتی دشتی سوال خود را برای بار دوم و حتی سوم تکرار کرد و خواستار اعلام همبستگی با مردم ایران شد، السید در حالی که هوادارانش در سالن برای مخالفت او با جنگ دست میزدند، گفت: «من همیشه در کنار جنبشهای آزادیخواه و دموکراسیخواه میایستم و بدون شک آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران میخواهم، اما معتقدم تصمیمگیری درباره آینده رهبری ایران بر عهده خود مردم ایران است و ما حق نداشتیم برای سرنگونی دولت ایران وارد جنگ شویم.»
باراک اوباما، رییسجمهوری پیشین آمریکا، دوم آبان ۱۴۰۵ در یک گردهمایی انتخاباتی در دیترویت در کنار عبدل السید، نامزد دموکراتها برای سنای آمریکا، و جوسلین بنسون، نامزد این حزب برای فرمانداری میشیگان. رویترز.
دشتی بعدتر در گفتوگو با رسانهها تاکید کرد که هرگز از السید نخواسته بود از جنگ یا «تغییر رژیم» توسط ارتش آمریکا حمایت کند. او به اورشلیمپست گفت: «من اصلا درباره تغییر رژیم یا جنگ نپرسیدم، درباره مردم پرسیدم. فقط میخواستم بشنوم که او کنار ماست، اما تمام چیزی که تحویل گرفتم یک کلاس تاریخ درباره سیاست خارجی آمریکا بود.»
انتشار ویدیوی این رویارویی در شبکههای اجتماعی، موجی از حملات سایبری، تهدید و افشای اطلاعات شخصی علیه این دانشجوی ایرانی و حتی مادربزرگش را از سوی برخی حامیان افراطی کارزار السید به راه انداخت که دشتی را «عامل صهیونیستها» یا «فرستاده جمهوریخواهان» میخواندند.
معمای دیربورن و فایل صوتی لو رفته درباره کشته شدن علی خامنهای
پرهیز السید از تقابل آشکار با جمهوری اسلامی، تنها به یک نشست دانشجویی محدود نیست، ریشه این مساله را میتوان در محاسبات پیچیده انتخاباتی او در ایالت میشیگان جُست. کلید پیروزی هر نامزد دموکرات در میشیگان، جلب رای جامعه بزرگ مسلمانان و عربتباران در حومه دیترویت و بهویژه شهر دیربورن است؛ شهری با بیشترین اکثریت عرب در آمریکا که بخش قابلتوجهی از آن را مسلمانان شیعه لبنانیتبار و عراقیتبار تشکیل میدهند.
با آغاز جنگ ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ و کشته شدن علی خامنهای، کارزار السید در موقعیت حساسی قرار گرفت. یک ماه بعد، نشریه واشینگتن فری بیکن یک فایل صوتی را منتشر کرد که از جلسه خصوصی استراتژی السید با تیم رسانهایاش در دهم اسفند درز کرده بود.
در این فایل صوتی، السید، آشکارا، به مشاورانش دستور میدهد که درباره مرگ خامنهای سکوت مطلق اختیار کنند تا رایدهندگان دیربورن را نرنجانند: «میخواهم به شما یادآوری کنم که امروز افراد زیادی در دیربورن غمگین هستند. بنابراین، من اصلا نمیخواهم درباره خامنهای اظهارنظر کنم. فکر نمیکنم حتی ارزش دست زدن داشته باشد... خبرنگاران تلاش خواهند کرد ما را به تله بیندازند که بگوییم بله، اما آیا حالا که او را از میان برداشتند این کار توجیه ندارد؟ و به نظر من، ما باید بگوییم "نه".»
او در بخش دیگری از همین فایل صوتی میگوید اگر خبرنگاران برای گرفتن موضع درباره خامنهای پافشاری کنند، او بلافاصله بحث را به ارتباط دونالد ترامپ با پرونده جفری اپستین خواهد کشاند و خواهد گفت که رییسجمهور آمریکا برای فرار از رسواییهایش در صفحه اول روزنامهها، کشور را وارد جنگ جدیدی کرده است.
در طول کارزار انتخاباتی ۲۰۲۶، السید بارها جنگ ایران را «غیرقانونی و احمقانه» خواند و استدلال کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و لابی آیپک، آمریکا را به جنگی کشاندهاند که نتیجه آن بسته شدن تنگه هرمز، تحمیل ۴۷.۱ میلیارد دلار هزینه نظامی به بودجه آمریکا و جهش قیمت بنزین به گالنی ۵ دلار است.
این نگاه تا جایی پیش رفت که در مناظره تلویزیونی اکتبر ۲۰۲۶ در گرند رپیدز، وقتی مجری بارها از او پرسید که «ایران تهدید بزرگتری برای امنیت آمریکاست یا اسرائیل؟»، السید از انتخاب میان این دو سر باز زد و هر دو کشور را به یک اندازه خطرناک خواند: «یکی با خطر حمله به ما [ایران]، و دیگری با کشاندن ما به جنگهایی که هیچ ربطی به ما ندارد [اسرائیل]» او همچنین تاکید کرد که حتی اگر تنگه هرمز بسته بماند و حکومت ایران توان تولید سلاح هستهای را حفظ کند، جنگ باید از طریق دیپلماسی و بازگشت به توافق دوران باراک اوباما (برجام) پایان یابد.
از قاهره تا دیترویت: عبدل السید چگونه به اینجا رسید؟
عبدالرحمن السید در اکتبر ۱۹۸۴ در راچستر هیلز در حومه دیترویت به دنیا آمد. به گزارش سیبیاس، پدرش، محمد السید، مهندس مکانیک و استاد دانشگاه اسکندریه بود که در اواخر دهه ۱۹۷۰، زمانی که دولت انور سادات در مصر منتقدان معاهده صلح با اسرائیل را سرکوب میکرد، ناچار به ترک مصر و مهاجرت به دیترویت شد. پدر و مادر عبدل در سهسالگی او از هم جدا شدند و او در میشیگان نزد پدر و نامادری آمریکاییاش بزرگ شد.
مسیر تحصیلی السید، تصویر کامل «رویای آمریکایی» در بالاترین سطوح نخبگانی است: کاپیتان تیمهای کشتی، فوتبال آمریکایی و لاکراس در دبیرستان، فارغالتحصیل ممتاز زیستشناسی و علوم سیاسی از دانشگاه میشیگان در سال ۲۰۰۷ ، دریافت بورسیه معتبر رودز و دکترای سلامت عمومی از دانشگاه آکسفورد در سال ۲۰۱۱، و در نهایت کسب دکترای پزشکی از دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۱۴ و تدریس به عنوان استادیار اپیدمیولوژی در همان دانشگاه.
السید، شامگاه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ در رقابتهای فرمانداری میشیگان، در کنار همسرش، سارا جوکاکو. عکس: رویترز
ورود او به مدیریت اجرایی در تابستان ۲۰۱۵ رقم خورد. مایک داگن، شهردار دیترویت، السید ۳۰ ساله را به عنوان مدیر اداره سلامت این شهر منصوب کرد تا پس از ورشکستگی دیترویت، سیستم بهداشت عمومی آن را بازسازی کند.
السید با آزمایش سرب در آب مدارس دیترویت همزمان با بحران آب شهر فلینت، توزیع هزاران عینک رایگان میان دانشآموزان کمدرآمد و مقابله با آلایندگی پالایشگاهها به چهرهای شناختهشده تبدیل شد.
او در سال ۲۰۱۷، دو سال پس از بر عهده گرفتن این مسئولیت، برای ورود به انتخابات فرمانداری میشیگان در سال ۲۰۱۸ نامزد استعفا کرد. هرچند در رقابت مقدماتی دموکراتها با کسب ۳۰ درصد آرا مغلوب گرچن ویتمر شد، اما حمایت تمامقد برنی سندرز و الکساندریا اوکاسیو-کورتز از او، نامش را به عنوان ستاره نوظهور سوسیالدموکراتها در سطح ملی مطرح کرد.
السید پس از چند سال میزبانی یک پادکست سیاسی-پزشکی و مدیریت اداره سلامت شهرستان وین، بهار ۲۰۲۵ برای تصاحب کرسی سنای میشیگان وارد میدان شد و تابستان سال بعد در رقابتی نفسگیر با کسب ۴۸.۴ درصد آرا، هیلی استیونز، نماینده میانهروی کنگره را شکست داد تا نامزد نهایی دموکراتها در برابر مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه و مامور سابق افبیآی شود.
حمایت برنی سندرز، سناتور مستقل ایالت ورمونت، از عبدل السید در نشست «دانشجویان در برابر میلیاردرها» که ۴ آبان ۱۴۰۵ در شهر انآربر، ایالت میشیگان برگزار شد. رویترز.
پرونده اسرائیل، غزه و حماس: عبور از خطوط قرمز واشینگتن
در سیاست آمریکا، انتقاد از سیاستهای دولت اسرائیل در سالهای اخیر در میان جناح چپ حزب دموکرات رایجتر شده است، اما ادبیات عبدل السید از انتقادهای مرسوم هم فراتر است.
او سال ۲۰۲۴، در انتخابات مقدماتی دموکراتها در جریان انتخابات ریاستجمهوری، از دموکراتهای میشیگان خواست در اعتراض به سیاست جو بایدن در قبال جنگ غزه، بهجای انتخاب یک نامزد، روی برگه رای گزینه «غیرمتعهد» را علامت بزنند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر این گزینه را انتخاب کردند.
دو سال بعد، وقتی السید برای سنا نامزد شد، جنگ غزه یکی از موضوعات اصلی رقابت او با هیلی استیونز، نماینده دموکرات کنگره، بود.
استیونز از ادامه کمک نظامی آمریکا به اسرائیل دفاع میکرد. السید در گفتوگو با مجله تایم پرسید سیاستمداری که نمیتواند جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» بنامد، چگونه میخواهد در برابر دونالد ترامپ یا مدیران شرکتهای داروسازی بایستد.
به گزارش نیویورکتایمز، آیپک، گروه حامی اسرائیل، حدود ۳۳ میلیون دلار برای تبلیغات علیه السید و به سود استیونز هزینه کرد. با این همه، در انتخابات مقدماتی ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، السید بود که نامزدی حزب دموکرات را به دست آورد.
در جریان کارزار، مهدی حسن، روزنامهنگار بریتانیاییآمریکایی، از السید پرسید آیا حق موجودیت اسرائیل را زیر سوال میبرد؟ السید در این مصاحبه ۹ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد، به این پرسش پاسخ منفی داد و گفت با تعریف یک کشور بر پایه هویت قومی مخالف است.
حدود یک ماه بعد، در گفتوگویی که ۱۲ مرداد در نیویورکر منتشر شد، توضیح داد که تصمیم درباره آینده این سرزمین را حق فلسطینیان و یهودیان اسرائیلی میداند. به گفته او، اگر دو طرف آزادانه بر سر زندگی در یک کشور مشترک یا تشکیل دو کشور جداگانه به توافق برسند، از انتخابشان حمایت میکند.
السید پیش از ورود به رقابت سنا، در پادکست ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ خود، حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل را «تروریستی» خوانده بود. در کارزار سنا، پرسش مجری سیانان این بود که آیا او دولت اسرائیل را به اندازه حماس «شرور» میداند. السید در مصاحبهای که ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ پخش شد، پاسخ مثبت داد و به کشتار دهها هزار نفر در غزه اشاره کرد. او ۱۶ مرداد نیز به جیم آکوستا، مجری پیشین سیانان، گفت به باورش حماس مرتکب جنایت جنگی شده است.
السید در حال سخنرانی برای هوادارانش در شهر پونتیاک ایالت میشیگان، ۹ آبان ۱۴۰۵. عکس: رویترز
در میشیگان، اختلاف بر سر سخنان السید پس از حمله به کنیسه «تمپل اسرائیل» در حومه دیترویت بالا گرفت.
السید ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، یعنی در روز حمله، در بیانیهای با یهودیان میشیگان اعلام همبستگی کرد. روز بعد در پیامی ویدیویی گفت هیچ توجیهی برای حمله به یک عبادتگاه وجود ندارد. سپس از بستگان مهاجم گفت که در حمله هوایی اسرائیل به لبنان کشته شده بودند و افزود: «آدمهای زخمخورده به دیگران زخم میزنند.»
جِن لِیدر، خاخام همان کنیسه، توضیح السید را «توهینآمیز» خواند و نوشت یهودیان میشیگان نماینده یک دولت خارجی نیستند.
السید هفتم شهریور ۱۴۰۵ در جمع دموکراتهای یهودی ایالت بابت پیام ویدیوییاش عذر خواست. گفت میخواسته توضیح دهد چه اتفاقی افتاده، اما آن لحظه، وقتی جامعه یهودی داغدار بود، وقت چنین توضیحی نبود و باید به همان بیانیه نخست بسنده میکرد.
اتهام نزدیکی به اخوانالمسلمین و سایه شبکه خانوادگی
در پی مواضع تند السید در سیاست خارجی، جمهوریخواهان و شخص دونالد ترامپ هویت مذهبی و سوابق خانوادگی او را زیر ذرهبین بردهاند. ترامپ در سخنرانیهای انتخاباتی خود در میشیگان بارها السید را «محمد»، «جهادی رادیکال» و «عضو اخوانالمسلمین» خطاب کرده است. السید در واکنش به این حملات، هرگونه عضویت یا ارتباط با اخوانالمسلمین را قاطعانه رد کرده و این اتهامات را «اسلامهراسی» برای انحراف افکار عمومی از گرانی بنزین و مواد غذایی خوانده است.
یکی از دلایل نسبت دادن او به اخوانالمسلمین، پستهای خواهر نانتیاش، ایمان عبدالهادی، استاد دانشگاه شیکاگو، در شبکههای اجتماعی است. او سال ۱۳۹۱ در پستی از سابقه خانوادهاش در اخوانالمسلمین نوشته و به گفتوگویی با مادرشان، فاتن الکومی، اشاره کرده بود. بر اساس این پست، مادر آنها در دوران دانشجویی در مصر در اخوانالمسلمین فعالیت داشت. السید در برابر این اظهارات گفت نزد مادرش بزرگ نشده و خودش هرگز عضو اخوانالمسلمین نبوده است.
الکومی پس از جدایی از پدر السید به میزوری رفت و در یک موسسه امدادرسانی اسلامی پرستار شد. در مهر ۱۳۸۳، ماموران افبیآی دفتر این موسسه را بازرسی کردند و وزارت خزانهداری آمریکا به دلیل حمایت مالی شبکه امدادرسانی از القاعده و گروههای دیگر، داراییهای آن را در آمریکا مسدود کرد. سیبیاس در تحقیقات خود درباره این پرونده تاکید کرده است که با وجود تحریم این موسسه، هیچ اتهامی متوجه شخص الکومی نشد.
حمایت مالی طیب جوکاکو، پدر همسر السید، از کارزار انتخاباتی او از دیگر دلایل انتساب او به گروههای تندروی مسلمان از سوی جمهوریخواهان است. جوکاکو در سه نوبت ۳۰۰ هزار دلار به یک کمیته سیاسی مستقل حامی نامزدی السید برای سنا کمک کرد.
السید، در جریان رقابتهای انتخابات فرمانداری میشیگان، در گردهمایی چند سازمان مسلمان در شهر دیربورن سخنرانی میکند. ۷ مرداد ۱۳۹۷، رویترز
او رییس پیشین و عضو هیاتمدیره شعبه میشیگان «شورای روابط آمریکاییـاسلامی» بود و در کمیته موسسان «جامعه اسلامی آمریکای شمالی» نیز عضویت داشت. در پرونده «بنیاد سرزمین مقدس» درباره تامین مالی حماس، دادستانهای فدرال نام هر دو نهاد را در فهرست کسانی آوردند که به باور دادستانی در این اقدام مشارکت داشتند، اما علیه هیچیک از این دو نهاد کیفرخواست صادر نشد.
جنجالهای داخلی یک پوپولیست چپگرا
جذابیت و حاشیههای عبدل السید تنها به خاورمیانه خلاصه نمیشود. او در سیاست داخلی آمریکا نیز یکی از رادیکالترین برنامهها را نمایندگی میکند که بارها کارزار او را در موقعیت تدافعی قرار داده است.
یکی از مهمترین بحثها بر سر موضوعی بود که السید سالها روی آن کار کرده بود: هزینه درمان.
السید، که درباره بیمه درمانی همگانی کتاب نوشته، خواهان گسترش پوشش «مدیکر» به همه آمریکاییهاست. او در کارزار سنا از بخشودگی ۷۰۰ میلیون دلار بدهی درمانی ساکنان شهرستان وین سخن گفت. بررسی رسانه محلی «بریج میشیگان» نشان داد ۷۰۰ میلیون دلار هدف طرحی بود که در دوره مدیریت او آغاز شد. تا اوایل مهر ۱۴۰۵، این طرح بیش از ۹۵ میلیون دلار از بدهی بیماران را تسویه کرده بود. استفاده السید از عنوان «پزشک» نیز محل بحث شد. او مدرک پزشکی دارد، اما دوره دستیاری را نگذرانده و در میشیگان مجوز طبابت ندارد.
جمهوریخواهان برای نقد موضع السید درباره پلیس به سخنان او پس از کشته شدن جورج فلوید استناد کردند. السید آن زمان از انتقال بخشی از بودجه پلیس به خدمات اجتماعی دفاع میکرد. در کارزار سنا، ستادش گفت او با کاهش بودجه پلیس مخالف است و از تامین هزینه استخدام و بازنشستگی ماموران حمایت میکند.
السید همچنان خواهان انحلال اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، مشهور به آیس، است، هرچند بر ادامه اجرای قوانین مهاجرت و کنترل مرزها تاکید دارد.
انتخاب همراهان انتخاباتیاش نیز در ماههای گذشته بحثبرانگیز شد. السید برای ارتباط با رایدهندگان جوان، با حسن پایکر، چهره چپگرای شبکههای اجتماعی، در گردهماییها حاضر شد. پس از اعتراضها به سخنان پایکر درباره یهودیان آمریکا، السید گفت برنامهای برای حضور دوباره در کنار او ندارد.
در نهایت، نتیجه انتخابات میاندورهای در میشیگان هر چه باشد، کارزار السید نشاندهنده دگردیسی عمیقی در بخشی از حزب دموکرات آمریکاست؛ جریانی که به رهبری چهرههای جوان، کاریزماتیک و ضداسرائیل توانسته انحصار لابیهای سنتی را بشکند، اما وقتی پای دیکتاتوری مذهبی و سرکوب خونین معترضان ایرانی بهدست حکومت به میان میآید، میان «اصول حقوق بشری» و «ملاحظات رایدهندگان دیربورن و ایدئولوژی ضدمداخلهگری» در تناقضی آشکار گرفتار میشود.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی سه تن دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد را به اعدام محکوم کرد. همزمان، حکم اعدام یکی دیگر از بازداشتشدگان این اعتراضات که در زندان قزلحصار کرج محبوس است، در دیوان عالی کشور تایید شد.
سایت هرانا گزارش داد شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به ریاست حسین یزدانخواه، این سه شهروند را در یک پرونده مشترک به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرده است.
متین فرنیان، ۲۳ ساله و اهل مشهد، یکی از محکومان است اما هویت دو نفر دیگر هنوز روشن نیست.
این سه شهروند معترض روزهای ۲۹ و ۳۰ دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند و اکنون در بندهای مختلف زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
در ماههای پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای شمار زیادی از بازداشتشدگان این اعتراضات احکامی از جمله اعدام، حبس، شلاق و مصادره اموال صادر کرده است.
در تازهترین نمونه، ایراناینترنشنال هشتم آبان به نقل از منابع حقوق بشری گزارش داد برای پنج بازداشتشده این اعتراضات حکم اعدام صادر و حکم مرگ یک زندانی سیاسی دیگر تایید شد.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران اعدام شدهاند و دستکم ۲۰۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در خطر اعدام هستند.
تایید حکم اعدام آرمان معرفتی در دیوان عالی کشور
هرانا همچنین گزارش داد حکم اعدام آرمان معرفتی، حدود ۳۸ ساله، اهل سقز و ساکن تهران، به تایید دیوان عالی کشور رسیده است.
او با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهامهایی از جمله «مشارکت در اقدامات عملیاتی علیه امنیت کشور» و «ورود به اماکن مذهبی به قصد تخریب و مشارکت در آتشزدن مسجد و حوزه علمیه» به اعدام محکوم شده بود.
معرفتی که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شده بود، خرداد سال جاری از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شد و هماکنون در واحد سه، سالن ۳۷ این زندان نگهداری میشود.
در جریان رسیدگی به این پرونده در اسفند ۱۴۰۴، نماینده دادستان اتهام معرفتی را «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اعتراضات» عنوان کرده بود، اما قاضی با استناد به ماده ۲۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری، عنوان اتهامی او را تغییر داد.
دو متهم دیگر این پرونده، مهرداد محمدینیا و اشکان مالکی، ۱۱ خرداد سال جاری اعدام شدند.
تداوم بازداشتهای امنیتی و سیاسی
بازداشت شهروندان با اتهامهای امنیتی و سیاسی که در پی جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ شدت گرفت، همچنان ادامه دارد.
در تازهترین نمونه، خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی گزارش داد سازمان اطلاعات سپاه پاسداران یک شهروند را در استان مرکزی به اتهام انتقال اطلاعات مراکز تولید قطعات موشک و پهپاد به اسرائیل بازداشت کرده است.
همزمان ویدیویی از اعترافات منتسب به این شهروند منتشر شده، اما شرایط ضبط آن مشخص نیست. هویت فرد بازداشتشده، زمان بازداشت و محل نگهداری او نیز اعلام نشده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، ششم آبان از گزارشهایی درباره هزاران بازداشت با اتهامهای امنیتی و نگهداری بسیاری از بازداشتشدگان در مکانهای نامعلوم خبر داد و تاکید کرد پخش اعترافات تلویزیونی پیش از محاکمه، اصل برائت را نقض میکند.
وبسایت اکسیوس به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد بنیامین نتانیاهو برای حمله به ایران بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای آمریکا به دونالد ترامپ فشار میآورد، اما ترامپ اکنون ترجیح میدهد به مذاکرات فرصت بیشتری بدهد. این رویکرد موجب نگرانی نتانیاهو شده است.
اکسیوس یکشنبه ۱۰ آبان گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شنبه ۹ آبان تلفنی درباره مذاکرات واشینگتن با جمهوری اسلامی و زمان ازسرگیری حملات نظامی گفتوگو کردند.
یک منبع اسرائیلی این گفتوگو را «دشوار» توصیف کرد و یک منبع آمریکایی گفت این گفتوگو «صریح» بوده است.
اکسیوس نوشت کاخ سفید و دفتر نخستوزیری اسرائیل از اظهارنظر درباره این تماس خودداری کردند.
انتخابات میاندورهای آمریکا سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود و رایدهندگان درباره ترکیب جدید مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای مجلس سنا تصمیم خواهند گرفت.
والاستریت ژورنال بامداد یکشنبه گزارش داد ترامپ و نتانیاهو صبح شنبه ۹ آبان، در حالی که آمریکا برای احتمال ازسرگیری حملات به جمهوری اسلامی آماده میشد، تلفنی گفتوگو کردند، اما جزییاتی از محتوای این تماس منتشر نکرد.
ادامه تلاشهای دیپلماتیک همزمان با آمادگی برای حمله احتمالی
اکسیوس نوشت ترامپ همزمان دو مسیر را دنبال میکند؛ تلاش برای دستیابی به توافقی برای ازسرگیری مذاکرات صلح و آمادگی برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده پس از انتخابات میاندورهای آمریکا.
ترامپ پیش از عملیات «چکش نیمهشب» در خرداد ۱۴۰۴ و عملیات «خشم حماسی» در اسفند ۱۴۰۴ نیز همین رویکرد دوگانه را دنبال کرده بود.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هفته گذشته نامهای به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات فرستاد.
به نوشته اکسیوس، این نامه بالاترین سطح تماس واشینگتن با تهران در چند ماه گذشته بود.
رضایی شامگاه شنبه ۹ آبان در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد نامه ونس را مطالعه کرده، اما هنوز پاسخی به آن نداده است.
او گفت لحن نامه «کاملا تغییر کرده» و این تغییر را نشانه تثبیت «پیروزی و اقتدار» جمهوری اسلامی دانست. رضایی افزود از آنجا که طرف آمریکایی محتوای نامه را علنی نکرده، او نیز فعلا جزییاتی درباره آن بیان نمیکند.
ترامپ هشتم آبان در جمع خبرنگاران گفت مذاکرات با جمهوری اسلامی «خوب پیش میرود» و «عجله چندانی» ندارد، اما مقامهای جمهوری اسلامی «چندان قابل اعتماد نیستند» و پس از توافق «زیر آن میزنند».
او همچنین گفت آمریکا هنوز باید درباره یک یا دو سایت هستهای در ایران اقدام کند و با اشاره به سایت مشکوک هستهای «کوه کلنگ گزلا» افزود: «میتوانیم این کار را در ۱۰ دقیقه انجام دهیم. برای آن برنامه داریم و میتوانیم خیلی سریع به آن رسیدگی کنیم.»
میانجیگری قطر برای ازسرگیری مذاکرات
مذاکرات مقامهای جمهوری اسلامی و میانجیهای قطری یکشنبه ۱۰ آبان برای سومین روز پیاپی در دوحه ادامه یافت.
هدف این رایزنیها دستیابی به توافقی برای پایان جنگ و فراهم کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، یکشنبه ۱۰ آبان اعلام کرد رایزنیها با میانجیهای قطری درباره طرح دو روزه تنگه هرمز ادامه دارد، اما هنوز نتیجه قطعی حاصل نشده و دستیابی به توافق به پاسخ طرف مقابل به پرسشهای تهران بستگی دارد.
او تاکید کرد هیچ دیداری با هیات آمریکایی انجام نشده و برنامهای نیز برای چنین دیداری وجود نداشته است. عراقچی افزود: «ما تلاش خود را در این مسیر انجام میدهیم و امیدواریم عقلانیت در طرف مقابل وجود داشته باشد تا دیپلماسی را به مسیرهای دیگر ترجیح دهد.»
دونالد ترامپ، در گردهمایی انتخاباتی میاندورهای در دیتونا بیچ فلوریدا، هشتم آبان ۱۴۰۵
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت اگر دموکراتها در انتخابات میاندورهای کنترل کنگره را به دست بگیرند، ممکن است آنقدر از حق خود برای رد مصوبات کنگره استفاده کند که به «آقای وتو» تبدیل شود.
ترامپ در گفتوگویی اختصاصی با میراندا دیواین، ستوننویس روزنامه نیویورکپست، که بخشهایی از آن یکشنبه ۱۰ آبان از شبکه فاکسنیوز پخش شد، گفت در صورت پیروزی دموکراتها، ابتدا طرحهای مصوب کنگره را وتو خواهد کرد و احتمالا پس از یک یا دو ماه، برای دستیابی به توافق با آنها وارد مذاکره خواهد شد.
او در عین حال ابراز امیدواری کرد جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای بتوانند کنترل کنگره را حفظ کنند.
انتخابات میاندورهای آمریکا سهشنبه ۱۲ آبان برگزار میشود و در آن، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از مجموع ۱۰۰ کرسی سنا به رای گذاشته میشوند.
موضوع وتوی مصوبات کنگره در حالی مطرح میشود که تلاش قانونگذاران آمریکایی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی نیز با اختلافهای حقوقی و سیاسی همراه بوده است.
سنای آمریکا دوم تیر، پس از مجلس نمایندگان، قطعنامه توقف اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی را با ۵۰ رای موافق در برابر ۴۸ رای مخالف تصویب کرد، اما الزامآوری حقوقی این قطعنامه محل اختلاف است.
سنای آمریکا همچنین ۲۶ خرداد قطعنامه دیگری برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ را با ۴۷ رای موافق در برابر ۴۸ رای مخالف رد کرد.
ترامپ در بخش دیگری از مصاحبه با نیویورکپست، که قرار است متن کامل آن دوشنبه ۱۲ آبان منتشر شود، درباره احتمال نامزدی دوباره در انتخابات ریاستجمهوری گفت: «اگر فرصتش را داشتم، خیلی دوست داشتم دوباره نامزد شوم، اما متن قانون بسیار صریح است.»
بر اساس متمم بیستودوم قانون اساسی آمریکا، هیچ فردی نمیتواند بیش از دو بار به ریاستجمهوری انتخاب شود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هنگام ترک کاخ سفید در واشینگتن، سوم آبان ۱۴۰۵
آمادگی کاخ سفید برای احتمال پیروزی دموکراتها
رویترز یکشنبه ۱۰ آبان به نقل از یک مقام کاخ سفید و دو فرد آگاه گزارش داد دولت ترامپ ماههاست برای احتمال به دست گرفتن کنترل کنگره از سوی دموکراتها آماده میشود و برنامههایی برای پیشبرد بخشهای مهم برنامههای خود از طریق اختیارات اجرایی رییسجمهوری، بدون نیاز به تایید کنگره، تدوین کرده است.
به گفته این منابع، استیون میلر، معاون رییس دفتر کاخ سفید، و راسل ووت، مدیر دفتر مدیریت و بودجه آمریکا، از ماه آوریل با همکاری دفتر مشاور حقوقی کاخ سفید در حال بررسی اقداماتی در حوزه مهاجرت، تعرفههای تجاری، هزینههای تامین مسکن و مخارج دولت فدرال هستند.
ویل شارف، مشاور حقوقی کاخ سفید، و تیم او نیز در حال بررسی اقداماتی هستند که ترامپ میتواند بهطور قانونی و مستقل انجام دهد، حدود اختیارات خود را تا کجا میتواند گسترش دهد و چگونه از تصمیمهایش در دادگاهها دفاع کند.
ترامپ در جریان این برنامهریزیها قرار گرفته و در گفتوگوهای مربوط به آنها شرکت کرده است.
در حالی که دستیاران ترامپ خود را برای تغییر احتمالی آرایش سیاسی واشینگتن در سال ۲۰۲۷ آماده میکنند، او طی یک ماه گذشته برای حفظ کنترل جمهوریخواهان بر کنگره، گردهماییهای انتخاباتی متعددی برگزار کرده است.
ترامپ یکشنبه ۱۰ آبان، دو روز مانده به انتخابات میاندورهای، برای حمایت از جمهوریخواهان راهی ایالتهای کانزاس و آیووا میشود؛ دو ایالتی که با وجود گرایش سنتی به جمهوریخواهان، رقابت بر سر کرسیهای سنا در آنها نزدیک شده است.
بر اساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، میزان محبوبیت ترامپ میان ساکنان مناطق روستایی آمریکا در ماه اکتبر به پایینترین سطح خود، یعنی ۴۵ درصد، کاهش یافته است.
همچنین طبق دادههای آزمایشگاه انتخابات دانشگاه فلوریدا، بیش از ۵۲ میلیون آمریکایی تاکنون بهصورت حضوری یا پستی رای دادهاند که رکوردی در انتخابات میاندورهای محسوب میشود؛ این رقم در انتخابات سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۴۶ میلیون نفر بود.
انتخابات میاندورهای آمریکا که ۱۲ آبان برگزار میشود، از آن جهت در آرایش سیاسی ایالات متحده اهمیت دارد که با تعیین ترکیب کنگره و بسیار از سِمتهای انتخابی ایالتی و محلی، بر توان رییسجمهوری برای پیشبرد برنامههایش اثر میگذارد.
در ساختارهای سیاسی آشنا برای شهروندان ایرانی، انتخابات میاندورهای مجلس معمولا به معنای رایگیری برای پر کردن کرسی نمایندهای است که به دلایلی مانند استعفای نماینده، مرگ او یا پذیرفتن سِمتی دیگر در دستگاه حکومت، دیگر در مجلس حضور ندارد. اما زمان برگزاری انتخابات میاندورهای در آمریکا به خالی شدن کرسیهای مجلس وابسته نیست. این اصطلاح به میانه دوران ریاستجمهوری اشاره دارد و دلیل برگزاری آن به تفاوت طول دوره ریاستجمهوری و نمایندگی در کنگره است.
رییسجمهوری آمریکا برای چهار سال انتخاب میشود، اما دوره نمایندگی در مجلس نمایندگان فقط دو سال است. بنابراین، در میانه هر دوره ریاستجمهوری، شهروندان آمریکایی باید دوباره برای برای تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان، نماینده انتخاب کنند. البته، نمایندگان فعلی نیز میتوانند نامزد شوند و در صورت پیروزی، برای دورهای دیگر در مجلس بمانند.
در سنا، بال دیگری که کنگره آمریکا را تشکیل میدهد، دوره نمایندگی شش سال است، اما دوره نمایندگی همه سناتورها همزمان شروع نمیشود و همزمان پایان نمییابد. کرسیهای سنا به سه گروه تقسیم شدهاند و هر دو سال، موعد انتخاب حدود یکسوم سناتورها فرا میرسد.
به این ترتیب، انتخابات مجلس نمایندگان و بخشی از سنا هر دو سال یکبار برگزار میشود: یک بار در سال انتخابات ریاستجمهوری و بار دیگر در میانه دوره چهارساله رییسجمهوری برگزیده. رایگیری دوم را «انتخابات میاندورهای» مینامند. از آنجا که انتخابات کنگره در سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳) با انتخابات ریاستجمهوری همراه بود. اکنون در سال ۲۰۲۶، مردم دوباره اعضای کنگره را انتخاب میکنند، در حالی که موعد انتخابات بعدی ریاستجمهوری دو سال دیگر، در سال ۲۰۲۸، است.
افزون بر انتخابات سراسریِ میاندورهای، رایگیری برای جایگزینی نماینده یا سناتوری که، مثلا، درگذشته یا استعفا کرده، «انتخابات ویژه» نام دارد و ممکن است با انتخابات عادی همزمان شود.
قدرت در آمریکا میان چه نهادهایی تقسیم شده است؟
در سطح فدرال، یعنی حکومت مرکزی آمریکا، رییسجمهوری در راس قوه مجریه قرار دارد. کنگره قوه قانونگذاری است و دو مجلس دارد: مجلس نمایندگان و سنا. بنابراین «کنگره» نام مجموع دو مجلس است، نه نهادی جداگانه. قوه قضاییه نیز شاخه سوم حکومت است.
در کنار حکومت مرکزی، هر ایالت حکومت و نهاد قانونگذاری خود را دارد. نمایندگان یک ایالت در مجلس نمایندگان و سنا، با نمایندگان آن ایالت در مجلس ایالتی متفاوت است.
هر ایالت، قوه مجریه خود را دارد و ریاست آن بر عهده فرماندار است. فرماندار هم با رای مردم انتخاب میشود. فرماندار و قانونگذاران ایالتی درباره بخش مهمی از بودجه، خدمات عمومی و قوانین ایالت تصمیم میگیرند.
مردم برای انتخاب چه کسانی رای میدهند؟
در سطح ملی، تمام کرسیهای مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا به رای گذاشته میشود. اما فهرست کامل انتخابها به محل زندگی رایدهنده بستگی دارد.
تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس نمایندگان به جمعیت آن بستگی دارد، اما هر ایالت، کوچک یا بزرگ، دو سناتور دارد. چون دوره سناتورها همزمان تمام نمیشود، مردم همه ایالتها در هر انتخابات میاندورهای برای سنا رای نمیدهند.
در بسیاری از ایالتهای آمریکا، قضات برخی دادگاههای ایالتی و محلی و دادستانهای محلی هم با رای مردم انتخاب میشوند. شیوه انتخاب در همه ایالتها یکسان نیست؛ برخی قضات منصوب میشوند و در بعضی ایالتها، مردم درباره ادامه کار قضات منصوبشده رای میدهند.
برگه رای ممکن است شامل پیشنهادهای قانونی نیز باشد. بنابراین شهروندان گاهی علاوه بر انتخاب افراد، مستقیما درباره یک موضوع ایالتی یا محلی تصمیم میگیرند.
برای مثال، در انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان، در ایالت ماساچوست طرحی برای افزایش دسترسی عمومی به اسناد مجلس ایالتی و دفتر فرماندار به رای گذاشته میشود. در صورت رای آوردن طرح، بیشتر اسناد این دو نهاد مشمول قانون دسترسی عمومی به اسناد خواهد شد؛ در غیر این صورت، مقررات فعلی دسترسی به این اسناد تغییری نخواهد کرد.
رای مردم چگونه به پیروزی یک حزب تبدیل میشود؟
نمایندگان و سناتورها با رای مستقیم مردم انتخاب میشوند. «کالج انتخاباتی»، ساز و کاری که در انتخاب رییسجمهوری نقش دارد، در انتخابات کنگره دخالتی ندارد.
هر رایدهنده برای کرسیهایی رای میدهد که به محل زندگی او مربوط است؛ یعنی برای مجلس نمایندگان، از میان نامزدهای حوزه انتخابیه خود یک نفر را انتخاب میکند و اگر انتخابات سنا نیز در ایالتش برگزار شود، جداگانه برای آن کرسی رای میدهد. در رقابت مرتبط با سنا، رایدهندگان سراسر هر ایالت از میان نامزدهای مشترک در همان ایالت انتخاب میکنند.
رای دادن به نامزد یک حزب در یک رقابت، رایدهنده را ملزم نمیکند در رقابتهای دیگر نیز به همان حزب رای بدهد. برای مثال، یک نفر میتواند برای مجلس نمایندگان به نامزد دموکرات و برای سنا به نامزد جمهوریخواه رای بدهد.
پس از مشخص شدن برنده هر رقابت، تعداد کرسیهای هر حزب در هر کدام از شاخههای کنگره تعیین میکند کدام حزب در هر مجلس اکثریت دارد. اکثریت هر مجلس را حزبی به دست میآورد که نامزدهایش کرسیهای بیشتری برده باشند، حتی اگر مجموع آرای نامزدهای آن حزب در سراسر کشور کمتر از حزب رقیب باشد.
اکثریت دو مجلس جداگانه تعیین میشود. ممکن است جمهوریخواهان سنا را در اختیار داشته باشند و دموکراتها مجلس نمایندگان را؛ یا یک حزب هر دو را کنترل کند.
چرا کنترل این دو مجلس مهم است؟
بسیاری از برنامههای رییسجمهوری، از تغییر مالیات تا تامین هزینه طرحهای دولتی، به همراهی کنگره نیاز دارد. برای تبدیل یک طرح به قانون، معمولا هر دو مجلس باید متن یکسانی را تصویب کنند و آن را برای امضا به رییسجمهوری بفرستند. مخالفت حتی یک مجلس میتواند این مسیر را متوقف کند.
کنگره بر عملکرد دولت نیز نظارت دارد و درباره اقدامات آن تحقیق میکند. تغییر اکثریت کنگره میتواند اولویت و شدت این نظارت را تغییر دهد.
سنا اختیار مهم دیگری دارد: تایید وزیران، سفیران و قضات فدرال معرفیشده از سوی رییسجمهوری، از جمله قضات دیوان عالی. بنابراین نتیجه انتخابات سنا میتواند بر ترکیب دولت و دستگاه قضایی اثر بگذارد.
با این حال، اکثریت به معنای اختیار نامحدود نیست. رییسجمهوری میتواند مصوبه کنگره را وتو کند و به کنگره بازگرداند. برای بیاثر کردن وتو، مجلس نمایندگان و سنا باید جداگانه دوباره به همان مصوبه رای بدهند و در هر مجلس، دستکم دوسوم اعضای حاضر و رایدهنده با آن موافقت کنند. اگر این میزان حمایت در هر دو مجلس به دست آید، مصوبه بدون امضای رییسجمهوری به قانون تبدیل میشود؛ در غیر این صورت، وتو پابرجا میماند.
در سنا نیز پایان دادن به بحث و عبور از مانع رویهای موسوم به «فیلیباستر» برای بسیاری از طرحهای قانونگذاری معمولا به ۶۰ رای نیاز دارد؛ هرچند استثناهایی وجود دارد.
اگر حزب رییسجمهوری ببازد، چه میشود؟
از دست دادن اکثریت کنگره، رییسجمهوری را خودبهخود برکنار نمیکند. او در سِمت خود باقی میماند، اما ممکن است برای تصویب قوانین و تامین بودجه برنامههایش ناچار به امتیاز دادن به حزب رقیب و توافق با آنها شود.
انتخابات میاندورهای از این نظر آزمونی سیاسی برای دولت است: نشان میدهد حزب رییسجمهوری تا چه اندازه توانسته حمایت رایدهندگان را حفظ کند. با این حال، مسائل محلی و ویژگیهای نامزدها نیز اهمیت دارند و نتیجه را نمیتوان صرفا رای موافق یا مخالف دولت و شخص رییسجمهوری دانست.
انتخابات میاندورهای چه تاثیری بر احتمال استیضاح رییسجمهوری دارد؟
اگر حزب مخالف رییسجمهوری در انتخابات میاندورهای اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورد، زمینه سیاسی برای آغاز استیضاح میتواند مساعدتر شود؛ اما شکست حزب رییسجمهوری بهخودیخود به استیضاح یا برکناری او منجر نمیشود.
مجلس نمایندگان میتواند با اکثریت ساده آرا، اتهامهای استیضاح را تصویب کند. سپس سنا محاکمه را برگزار میکند و برای محکومیت و برکناری رییسجمهوری، رای موافق دستکم دوسوم سناتورهای حاضر لازم است. بنابراین، حتی تسلط مخالفان بر هر دو مجلس نیز لزوما برای برکناری کافی نیست؛ ممکن است استیضاح در مجلس نمایندگان تصویب شود، اما حمایت لازم برای محکومیت در سنا فراهم نشود.
نتیجه برای ایرانیان چه اهمیتی دارد؟
تصمیمهای مربوط به ایران و مناقشهای که سالهاست میان واشینگتن و تهران ادامه دارد، فقط در کاخ سفید گرفته نمیشود. کنگره در قانونگذاری درباره تحریمها، تخصیص بودجه دفاعی و کمکهای خارجی و نظارت بر سیاست دولت نقش دارد. حتی برخی اختیارات رییسجمهوری برای معاف کردن اشخاص از تحریمها، به شروط قانونی و گزارشدهی به کنگره وابسته است.
سنا در تایید معاهدات بینالمللی نیز نقش دارد، اما همه توافقهای خارجی آمریکا معاهده نیستند و همه به تایید سنا نیاز ندارند.
از این سازوکارها میتوان نتیجه گرفت که تغییر اکثریت کنگره ممکن است پیشبرد سیاست دولت در قبال جمهوری اسلامی را آسانتر یا دشوارتر کند؛ اما بهتنهایی نشانه قطعی تغییر مَسیر نیست. موضوع سیاست، موضع نمایندگان و حدود اختیار رییسجمهوری نیز تعیینکنندهاند.