از ۱۸ تیر تا جاوید شاه؛ روایتی از تغییر فضای سیاسی در دانشگاههای ایران

در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاههای بزرگ ایران سر داده شد و در برخی دانشگاهها نیز شعارهای ضدچپ به گوش رسید.

در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاههای بزرگ ایران سر داده شد و در برخی دانشگاهها نیز شعارهای ضدچپ به گوش رسید.
برخی از فعالان جنبش دانشجویی از نسلهای مختلف در گفتوگو با ایراناینترنشنال، این شعارها را نتیجه سالها ناامیدی از اصلاحات و فاصله گرفتن از جریانهای سیاسی مرتبط با انقلاب ۱۳۵۷ دانستند.
از بازار تهران تا دانشگاه شریف
هفتم دیماه ۱۴۰۴، کسبه بازار تهران در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شعار سر دادند. دانشجویان از این اعتراضات حمایت کردند. یکشنبه سوم اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمعی اعتراضی این شعارها را تکرار کردند. در روزهای بعد، شعار «داس، چکش، عمامه؛ پنجاهوهفت تمامه» در دانشگاههایی از جمله تربیت مدرس و هنر شنیده شد.
چهارم اسفندماه، دانشجویان در دانشگاههای امیرکبیر، تهران و الزهرا پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند و همزمان شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند. در برخی از این تجمعها نیز، پرچم شیر و خورشید برافراشته شد.
پشت کردن به اصلاحات
یکی از نشانههای تغییر فضای سیاسی دانشگاهها، نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای اصلاحطلب و تشکلهای نزدیک به آنهاست.
در گفتوگوهای ایراناینترنشنال، با دانشجویان، شکاف میان دانشجویان حامی شاهزاده رضا پهلوی و تشکلهای نزدیک به جریانهای رسمی جمهوری اسلامی بارها مطرح شد. این دانشجویان گروههای دانشجویی وابسته به جریانهای اصلاحطلب، از جمله انجمنهای اسلامی، را بخشی از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی دانستند. آنها گفتند این گروهها در دورههای انتخاباتی از رای دانشجویان اعتبار گرفتند و برای پیشبرد اهداف سیاسی خود از آن استفاده کردند، در حالی که هزینه اعتراض، از بازداشت و زندان تا محرومیت از تحصیل، بر دوش خود دانشجویان ماند.
یکی از دانشجویان دانشگاه بهشتی (ملی) تهران که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از دانشگاه اخراج شده، درباره تفاوت برخورد دانشگاه با تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت، بسیج و جمعهای مستقل دانشجویی گفت: «تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت خیلی راحت در دانشگاه دفتر دارند، جلسه برگزار میکنند و هر زمان که اراده کنند با یک تماس میتوانند همایش برگزار کنند، اما دانشجویانی که به هیچ گروه و جناحی وابسته نیستند، حق دور هم جمع شدن را هم ندارند.»
بهگفته این دانشجو، حتی تجمعهای دوستانه در حیاط یا فضای دانشگاه نیز میتواند به احضار به کمیته انضباطی، بازداشت یا اخراج از دانشگاه منجر شود.
او تاکید کرد در برخی موارد حتی جلسه رسمی برای رسیدگی به پرونده دانشجو برگزار نمیشود.
دانشگاه و فاصله گرفتن از چپ
در روایت دانشجویان، تغییر فضای سیاسی دانشگاهها تنها به رویگردانی از اصلاحات محدود نمیشود؛ آنها نسبت به جریانهای چپ نیز بیاعتمادند و معتقدند این جریانها در سالهای گذشته اعتراضات دانشجویی را به سود گفتمان سیاسی خود مصادره کردهاند.
یک استاد سابق دانشگاه صنعتی شریف که در سالهای گذشته بهدلیل مواضعش از دانشگاه اخراج شد و اعتراضات دانشجویی سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را از نزدیک دنبال کرده است، به ایراناینترنشنال گفت: «بیرونق شدن گرایش چپ را میشود از بیرغبتی دانشجویان به تولید و خواندن نشریات چپ دید.»
بهگفته او، میزهایی که نشریات گروههای چپ روی آنها عرضه میشود، «سرد و بیرمق» شده است.
او با اشاره به بیاعتمادی بخش بزرگی از نسل جوان به جریانهای چپ گفت: «اگر در میان گروههای مختلف جامعه ایران یا در شبکههای اجتماعی نگاه کنید، کمترین حمایت را از جریان چپ در میان جوانان ایران میبینید.»
این استاد سابق، دانشگاه را همچنان «جلودار و پیشقراول جامعه» میداند و میگوید این نقش را میتوان از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا اعتراضات ۱۴۰۱ و دی و اسفند ۱۴۰۴ دید؛ مقاطعی که دانشگاه با فاصلهای کوتاه از اعتراضات خیابانی وارد میدان شد.
اعتراض به حجاب اجباری، شریعت و جمهوری اسلامی
در اعتراضات ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی به دست گشت ارشاد، دانشگاه یکی از محورهای اعتراضات بود. دانشجویان شعارهایی از جمله «زن، زندگی، آزادی»، «مرد، میهن، آبادی»، «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما»، «میجنگیم، میمیریم، ایران را پس میگیریم» و «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» سر دادند.
شیدا رهبری، فعال دانشجویی و دانشآموخته دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شد و اکنون در خارج از ایران زندگی میکند به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی از تحولات جامعه جدا نیست و دانشگاه نیز همان مسیری را طی کرده که جامعه ایران از دوره اصلاحطلبی تا اعتراضات اخیر و سر دادن شعار «جاوید شاه» پشت سر گذاشته است.
او در عین حال نقش دانشگاه در اعتراضات ۱۴۰۱ را پررنگتر از ۱۴۰۴ میداند و معتقد است در اعتراضات اخیر، دانشگاه بیشتر همصدای خیابان بود تا «پیشران» آن.
این دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر تهران گفت اتفاقی که برای جریان چپ در دانشگاه افتاده، مشابه روندی است که در جامعه ایران دیده میشود.
بهگفته او، همانطور که گرایش به چپ در جامعه کمرونق شده و پایگاه اجتماعی محدودی دارد و «در دانشگاه هم همین است».
او اعتراضات ۱۴۰۴ را در ادامه جنبش ۱۴۰۱ و بخشی از یک «سیر تکاملی» دانست و گفت اعتراضات ۱۴۰۱ علاوه بر براندازانه بودن، ماهیتی علیه «اسلام» داشت و این نگاه در شعارهایی چون «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما» و «حسین حسین شعارشون، جنایت افتخارشون» دیده میشد.
بهگفته رهبری، دانشجویان در سال ۱۴۰۱ تنها علیه حجاب اجباری شعار ندادند، بلکه در برابر «شریعت اسلامی حاکم بر ایران» نیز اعتراض کردند. او معتقد است روند اعتراضات ۱۴۰۱در ۱۴۰۴ ادامه پیدا کرد و در این دوره «خلأ آلترناتیو نیز پر شد».
این فعال دانشجویی نسل جدید ایران را نهتنها «اسلامگریز»، بلکه «اسلامستیز» توصیف کرد و گفت این نسل از ایدئولوژیها فراتر رفته و خواهان «زندگی معمولی» است.
بهگفته شیدا رهبری، در میان دانشجویان درباره مدل نظام حکمرانی آینده ایران بحث مشخصی وجود ندارد و خواست آنها «آزادی ایران از شر جمهوری اسلامی» است.
انقلاب ملی «شیر و خورشید» دانشگاه و جامعه برای بازپس گیری ایران
برخی فعالان دانشجویی اعتراضات ۱۴۰۱ را مرحلهای متفاوت در رابطه دانشگاه و خیابان میدانند؛ دورهای که بهگفته آنها، دانشجویان در کنار جامعه و با تاکید بیشتری بر هویت ملی و منافع ایران وارد میدان شدند.
آرمین نیا، فعال دانشجویی ساکن ایتالیا این تغییر را نشانه حضور پررنگتر دانشگاه در «جبهه ملیگرا» میداند.
او به ایراناینترنشنال گفت دانشگاه در گذشته بهشدت تحت تاثیر اندیشههای چپ بوده، اما در اعتراضات ۱۴۰۴ «در جبهه ملی حضور پیدا کرد». بهگفته او، همان دانشجویانی که در خیابان در اعتراضات شرکت میکردند، بازداشت و کشته شدند، در دانشگاه نیز حضور داشتند.
آرمین نیا «ملیگرا شدن دانشگاه» را یکی از دستاوردهای انقلاب ملی دانست و گفت در حال حاضر گروههای راستگرا نیز در دانشگاههای ایران حضور دارند، اما بهدلیل سرکوب شدید امکان فعالیت علنی ندارند.
او گفت جمهوری اسلامی میتواند فعالیت دانشجویان را سرکوب کند، اما نمیتواند «تفکر و باور دانشجویان» را از بین ببرد و دانشجویانی که درباره موضوعی اشتراک نظر دارند، یکدیگر را پیدا میکنند.
این فعال دانشجویی درباره نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای چپ گفت دانشجویان امروز تاریخ را مطالعه میکنند، به اطلاعات دسترسی دارند و عملکرد جریانهای سیاسی گذشته را بررسی میکنند.
بهگفته او، آنها به این نتیجه رسیدهاند که جریان چپ دستاوردی نداشته و «منافع شخصی آنها با منافع ملی سازگاری ندارد.»
از ایرانگرایی تا حمایت از پهلوی
در روایت دانشجویان، فاصله گرفتن از جریانهای چپ با تاکید بر ایران، هویت ملی و اولویت دادن به منافع کشور همراه شده است؛ تغییری که در شعارهای ایرانخواهانه و حمایت از پهلوی نیز بازتاب پیدا کرده است.
یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به دو ترم تعلیق محکوم و از حضور در دانشگاه نیز محروم شده است، شعار «جاوید شاه» را در ادامه شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» دانست.
او گفت این شعارها بر هویت ملی ایران در برابر مفهوم «امت اسلامی» تاکید میکنند و «جاوید شاه» برای نسل جدید دانشجویان بیانگر خواست بازگشت به دورانی است که آبادی و توسعه ایران در اولویت بود.
استاد سابق دانشگاه شریف نیز حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و سر دادن شعار «جاوید شاه» را بهدلیل اعتبار خاندان پهلوی در توسعه و پیشرفت ایران دانست و گفت برخی رسانهها و جریانها ویدیوهای شعار «جاوید شاه» در دانشگاهها را جعلی خواندهاند، در حالی که بخش قابل توجهی از دانشجویان این شعار را سردادند.
او تغییر شعارهای دانشگاه از سال ۱۳۸۸ تا امروز را بخشی از مسیری میداند که دانشگاه همراه با جامعه طی کرده است؛ از «یا حسین، میرحسین» و «مرگ بر دیکتاتور» تا «پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه».
بازخوانی اخلاقی کارنامه چپ
برای نسل ۱۸ تیر ۱۳۷۸، اصلاحات با تجربه سرکوب اعتراضات دانشجویی، بازداشت و ناامیدی از تغییر درون ساختار جمهوری اسلامی همراه شد؛ تجربهای که نسبت بخشی از آن نسل با جریان اصلاحات را تغییر داد.
احمد باطبی، از چهرههای شناختهشده اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ که پس از انتشار عکسش با پیراهن خونآلود بر جلد مجله اکونومیست به یکی از نمادهای آن اعتراضات تبدیل شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت: «جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ نسلی بود که خود قربانی شعار اصلاحات شد و پیش از دیگران به این نتیجه رسید که میان اصلاحطلب و اصولگرا تفاوتی وجود ندارد.»
باطبی تجربه نسل ۱۸ تیر را نمونهای از هزینهای میداند که فعالان دانشجویی در مسیر فاصله گرفتن از اصلاحات پرداختند.
او با اشاره به بازداشت، شکنجه و محکومیت خود و همنسلانش در آن دوره گفت: «ما نسلی بودیم که در وزارت اطلاعات دولت خاتمی شکنجه و به اعدام محکوم شدیم. اصلاحات ما را قربانی نظامی کرد که علی خامنهای نماد دیکتاتوری آن بود.»
باطبی معتقد است نسل امروز در حال بازخوانی نقش جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران است؛ روندی که او آن را «حسابرسی اخلاقی» چپ میخواند.
او گفت: «روزگار کنونی، روزگار بازخوانی چپ و حسابرسی اخلاقی آنهاست؛ آن هم به دست نسلی که بار گناهان آنها را بر دوش میکشد.»
بهگفته باطبی، «این مجازات اخلاقی تفکری است که ایران را قربانی جهانوطنی کرد.»
این فعال دانشجویی سابق، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاهها را ادامه روندی «ایرانخواهانه» میداند که بیانگر «بازگشت به شکوه قدیم» و حامل پیام «ایران را پس میگیریم» است.
پوستاندازی جنبش دانشجویی
سابقه حذف و تصفیه سیاسی در دانشگاههای ایران به نخستین سالهای جمهوری اسلامی بازمیگردد؛ زمانی که در جریان «انقلاب فرهنگی»، دانشگاهها تعطیل شدند، صدها استاد و دانشجو اخراج شدند و هزاران دانشجو از ادامه تحصیل بازماندند. اما دهه ۱۳۸۰ نیز با دور تازهای از محرومیت از تحصیل، احکام سنگین و برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی همراه شد.
مهرداد بزرگ، فعال دانشجویی که در آبان ۱۳۸۸ بازداشت و در بند ۲۰۹ اوین نگهداری شد و با اتهام «محاربه» روبهرو بود و اکنون خارج از ایران زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۸۰، پس از سالها استفاده سیاسی از دانشجویان و برخورد با آنان در بزنگاهها، نوعی «پوستاندازی» را تجربه کرد.
بهگفته بزرگ، این دوره از میانه دهه ۸۰ و همزمان با آنچه «انقلاب فرهنگی دوم» خوانده شد، با محرومیت از تحصیل، احکام طولانی زندان برای فعالان دانشجویی و در نهایت سرکوب سال ۱۳۸۸ همراه بود؛ سرکوبی که او آن را شدیدتر از تیر ۱۳۷۸ و خرداد ۱۳۸۲ میداند.
این فعال سابق دانشجویی معتقد است جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۱۳۵۷ هرگاه بروز واقعی داشته، صدایی «آزادیخواه، ملی و به نوعی لیبرال ملی» داشته است.
بهگفته او، این جنبش نیز مانند دیگر بخشهای جامعه ایران، در سالهای گذشته از گفتمان و نیروهای برآمده از انقلاب ۵۷ فاصله گرفته است.
شرمنده خون جاویدنامان وطنم نیستم
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، تنها در دانشگاه صنعتی شریف هفت دانشجو بهدلیل شرکت در اعتراضات اخراج شدند. دسترسی بسیاری از آنها به خطوط تلفنشان قطع شده و به گفته منابع این گزارش، حتی از کار هم اخراج شدهاند؛ دانشجویانی که سالها درس خواندند تا آینده خود و کشورشان، ایران، را بسازند.
دانشجوی اخراجی دانشگاه بهشتی (ملی) که حکم اخراجش در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شده، گفت: «جمهوری اسلامی ساختاری فاسد و آدمکش است و ما ترسی از آنها نداریم، من وظیفهام در قبال میهنم را انجام دادم و حالا شب که میخوابم، وجدانم راحت است که شرمنده خونهای ریختهشده جاویدنامان نیستم.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، شنبه ۹ آبان از توقیف اموال علیرضا اردوبادی، بنیانگذار و مالک مدرسه هنر و طراحی «اینورس»، و آغاز روند مصادره این اموال خبر داد.
این خبر یک روز پس از آن منتشر شد که اردوبادی در اطلاعیهای در اینستاگرام اعلام کرد وبسایت مدرسه فیلتر، تمام حسابهای بانکی و درگاههای پرداخت آن مسدود و اموال این مجموعه آموزشی توقیف شده است.
فارس دلیل اقدام قضایی علیه اردوبادی را فعالیت او در شبکههای اجتماعی عنوان کرد و مدعی شد او در صفحات شخصی خود به شیعیان توهین و علیه جمهوری اسلامی تبلیغ میکرده است. با این حال، این خبرگزاری سند مشخصی درباره اتهامهای مطرحشده منتشر نکرده و جزئیاتی درباره مرجع صادرکننده دستور، میزان اموال توقیفشده یا مرحله رسیدگی قضایی ارائه نداده است.
اردوبادی در واکنش به این اقدامات تاکید کرده است که فعالیت مدرسه اینورس هیچگاه سیاسی نبوده و برخورد با این مجموعه آموزشی ناشی از مواضع شخصی اوست. او گفته است بیش از ۷۰ هزار نفر طی ۱۸ سال فعالیت مدرسه از آموزشهای آن استفاده کردهاند و اکنون کارکنان، مدرسان و هنرجویان این مجموعه نیز تحت تاثیر تصمیمهای قضایی قرار گرفتهاند.
اینورس یک مجموعه خصوصی آموزش هنر، طراحی و مهارتهای دیجیتال در تهران است که در سال ۱۳۸۷ تأسیس شد. این مدرسه فعالیت آموزشی آنلاین خود را از سال ۱۳۹۸ گسترش داد و در تیرماه ۱۴۰۵ از آغاز دوباره کلاسهای حضوری خبر داده بود.
دورههای اینورس در زمینههای گرافیک، طراحی محصول، طراحی لباس، انیمیشن، موشندیزاین، فیلم و ویدئو، برنامهنویسی و دیگر مهارتهای مرتبط با بازار کار ارائه میشوند.
مسدود شدن حسابها و توقف فروش دورههای آموزشی
مدرسه اینورس جمعه هشتم آبان در اطلاعیهای که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، از فیلتر شدن وبسایت، مسدود شدن تمامی حسابهای بانکی و درگاههای پرداخت و توقیف اموال مجموعه خبر داد و اعلام کرد روند مصادره اموال نیز در جریان است.
این مدرسه در اطلاعیه خود تاکید کرد که اقدامات صورتگرفته بدون ارائه توضیح روشن درباره دلایل و مبنای قانونی آنها بوده است.
در پی این تصمیمها، ثبتنام و فروش دورههای جدید متوقف شده، اما مسئولان اینورس اعلام کردهاند هنرجویانی که پیشتر دورههایی خریداری کردهاند، همچنان میتوانند به محتوای آموزشی و خدمات پشتیبانی دسترسی داشته باشند.
در وبسایت رسمی اینورس نیز نوشته شده است: «به دستور نهادهای قضائی، تمام درگاههای پرداخت و حسابهای بانکی مدرسه اینورس غیرفعال شدهاند. در حال حاضر امکان تهیه دوره وجود ندارد.»
این پیام نشان میدهد که هرچند وبسایت همچنان از طریق برخی مسیرها قابل مشاهده است، فعالیت تجاری و فروش آنلاین مدرسه متوقف شده است. بنابراین، توقف فروش دورهها لزوماً به معنای قطع دسترسی هنرجویان قبلی به خدمات آموزشی نیست.
واکنش اردوبادی: مسالهشان با من است
علیرضا اردوبادی در متنی که همراه اطلاعیه مدرسه در صفحه اینستاگرام اینورس منتشر شده، با اشاره به سابقه فعالیت این مجموعه، از فشارهایی نوشته است که بهگفته او مدرسه طی ۱۸ سال گذشته با آنها مواجه بوده است.
اردوبادی گفته است تجربه شخصی تبعیض و محرومیت از آموزش، از انگیزههای او برای تاسیس مدرسهای با رویکرد متفاوت بوده است.
او توضیح داده که اینورس از آغاز فعالیت با مخالفت بخشی از ساختار سنتی آموزش، مشکلات مربوط به وزارت ارشاد و اداره اماکن، مسائل مالیاتی، کمبود منابع مالی و حملات هکری مواجه بوده است.
به گفته او، مشکلات دوران همهگیری کرونا، قطع مکرر اینترنت و فیلترینگ ماههای اخیر نیز به این فشارها اضافه شده، اما مجموعه تلاش کرده فعالیتهای آموزشی خود را ادامه دهد.
اردوبادی تاکید کرده است که اینورس در تمام دوران فعالیتش حتی یک مطلب سیاسی در صفحات رسمی مدرسه منتشر نکرده است.
او برخورد قضایی با مدرسه را به مواضع سیاسی شخصی خود مرتبط دانسته و نوشته است که اختلاف نهادهای حکومتی با او نباید موجب محرومیت هنرجویان، کارکنان و مدرسان مجموعه از فعالیت شود.
بنیانگذار اینورس در بخشی از نوشته خود تاکید کرده است: «من عصبانیام، از زندگیهایی که بریدن، از خانوادههایی که باید باقی عمرشون رو با جای خالی بچههاشون بگذرونن، از اینکه داغ پشت داغ روی دل این مردم میذارن و هنوز ازشون انتظار سکوت دارن. قرار نیست هر نسل توی این کشور، جوانیاش رو خرج تحمل کردن این حکومت کنه.»
او افزوده است: «مردم ایران حق دارن آزاد فکر کنن، انتخاب کنن، اعتراض کنن و درباره آینده خودشون تصمیم بگیرن. برای گفتن این حرف از کسی اجازه نمیگیرم. این موضع شخصی منه و مسئولیت بیانش با خودمه؛ از طرف مدرسهها و همکارهای اینورس اعلام موضع نمیکنم.»
اردوبادی در نوشته خود در این پست اینستاگرامی گفته است: «این وطن، وطن ندا آقاسلطان، نیکا و سارینا، حمیدرضا روحی، مجیدرضا رهنورد، صدرا سلطانی، سپهر شکری، حمید مهدوی و هزاران انسان شرافتمندیه که جانشون رو برای آزادیش دادن. وطن خانوادههای اونهاست و همه آدمهایی که هنوز با این همه غم زندگی میکنن و حق دارن فردایی داشته باشن. جای من کنار همین مردمه.»
او نوشته است: «شما که این مدرسه رو توقیف کردید، صاحب زندگی این مردم نیستید. مسئول آسیبی هستید که به زندگی، آینده و کارشون میزنید و این مسئولیت با مصادره پاک نمیشه. چیزی هم که هفتاد هزار نفر اینجا یاد گرفتن، توی هیچ حسابی نیست که بتونید مسدودش کنید. با خودشون بردنش، توی کارشون زندگی میکنه و به آدمهای بعد از اونها میرسه.»
اردوبادی در مورد آینده مدرسه اینورس نوشته است: «هنوز نمیدونم راه ادامه دادن از کجا باز میشه. درباره چیزی که نمیدونم وعده نمیدم، اما برای پیدا کردن این راه دست از تلاش نمیکشیم. هنوز خودمون رو در برابر دانشجوهامون و فردای این کشور مسئول میدونیم. با توقیف این مدرسه، دلیل ساختنش از بین نرفته و قطعاً نور بر تاریکی افکارِ شوم، سیاه، منفور و پوسیده پیروز میشه.»
او افزوده است: «در نهایت مدرسه اینورس هرگز مصادرهکردنی نیست. من طوری زندگی کردم که حتی برای لحظهای از رانتهای حکومتی استفاده نکنم تا چنین روزی با وجود رنج و غم، سرم را بالا نگهدارم. ذهن و مغز هیچکدام از ما مصادرهکردنی نیست. توقیف، تصمیم شماست و ادامه دادن، تصمیم ما. و ما ادامه داریم.»
سرکوب از طریق مصادره اموال
در ماههای اخیر جمهوری اسلامی علاوه بر تشدید میزان مصادره اموال شهروندان بهایی، اقدام به مصادره اموال کسانی کرده است که از معترضان حمایت کردهاند.
مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، پنجم آبان از محکومیت غیابی این فیلمساز به پنج سال و یک ماه حبس و مصادره تمام اموالش خبر داد. به گفته او، وقت رسیدگی به موکلش ابلاغ نشده بود و پناهی پس از مسدود شدن حسابهای بانکی خود از وجود این حکم مطلع شد.
نیلی سهشنبه پنجم آبان در گفتوگو با وبسایت امتداد اعلام کرد شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، علاوه بر حبس تعزیری و مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول، پناهی را به دو سال محرومیت از فعالیت در شبکههای اجتماعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
این کارگردان پیشتر در پروندهای جداگانه به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده بود. در شرح تازه نیلی از حکم دادگاه، عنوان اتهام منجر به محکومیت پنج سال و یک ماه حبس مشخص نشده است.
دو روز پیش از آن نیز، دادستان قم از توقیف اموال منقول و غیرمنقول، بهویژه رمزارزهای صادق ساعدینیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا» و از حامیان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داد و گفت اقدامات مربوط به مصادره اموال او نیز انجام شده است.
علیاصغر سلطانی، دادستان عمومی و انقلاب قم، یکشنبه سوم آبان در نشستی خبری گفت از زمان بازداشت ساعدینیا، بخش قابلتوجهی از داراییهای او، از جمله املاکش در تهران، سهام شرکتهایش در قم و سایر اموال منقول و غیرمنقول، بهویژه رمزارزهایش، توقیف شده است.
او افزود تیمی برای تسریع در روند توقیف و مصادره این داراییها تشکیل شده، اما تعیین ارزش دقیق آنها به اعلام نظر نهایی کارشناسان موکول شده است.
سلطانی گفت ساعدینیا به اتهام «همکاری با دشمن» در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شد و پرونده او در مدت کوتاهی بررسی و برایش مجازات تعیین شد.
کاظم موسوی، رییس کل دادگستری قم، نیز گفت: «ساعدینیا در زندان به سر میبرد و اموال مرتبط با پرونده او در حال کارشناسی و طی مراحل قانونی مصادره است.»
ایراناینترنشنال هفتم مهر گزارش داد اطلاعاتی دریافت کرده است که نشاندهند ه افزایش فشارهای حکومت به خانواده برخی جاویدنامان با مسدودسازی و مصادره اموال شخصی آنهاست.
در فروردین ماه امسال نیز رسانههای حکومتی فهرستی از چهرههای ایرانی مخالف جمهوری اسلامی را منتشر و اعلام کردند که اموال آنان مصادره شده است. در این فهرست از جمله به نام کسانی چون زهرا قنبری کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان، مسعود شجاعی، علی کریمی، سردار آزمون، بازیکنان سابق تیم ملی فوتبال، علیرضا فغانی، داور بینالمللی فوتبال، محسن یگانه خواننده پاپ، برزو ارجند بازیگر سینما و علی شریفی زارچی استاد دانشگاه شریف اشاره شده بود.
دفتر دادستانی کل جمهوری اسلامی، ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ ایرانیان خارج از کشور را تهدید کرد در صورت آنچه «همکاری با دشمن» خواند، با مصادره اموال و مجازاتهایی از جمله اعدام روبهرو خواهند شد.
ایرانیان در داخل و خارج از کشور از پنجشنبه ۷ آبان تا شنبه ۹ آبان، همزمان با روز بزرگداشت کوروش کبیر و زادروز شاهزاده رضا پهلوی، با نصب تصاویر، راهپیمایی و برگزاری گردهمایی بر هویت ملی و ادامه انقلاب ملی تاکید کردند و بار دیگر خواستار بازگشت شاهزاده به ایران شدند.
شاهزاده رضا پهلوی شنبه ۹ آبان ۶۶ ساله شد.
این برنامهها در حالی برگزار شد که حدود ۱۰ ماه پس از انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴، معترضان و حامیان خاندان پهلوی در ایران همچنان با سرکوب امنیتی، احکام زندان و اعدام روبهرو هستند.
تصاویر کوروش بزرگ و شاهان پهلوی در شهرها
ویدیو رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد شهروندی در کرج، همزمان با روز کوروش، بنری با تصاویر کوروش بزرگ، شاهان پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی نصب کرده است.
در ویدیو دیگری شهروندی در تهران عکسی از کوروش کبیر و محمدرضا شاه پهلوی را در خیابان نصب کرده است.
چند روز پیش از این مناسبتها، ۱۷۱ فعال سیاسی پادشاهیخواه در ایران با انتشار بیانیهای با عنوان «آبان، ماه شاهان» اعلام کردند در کنار شاهزاده رضا پهلوی ایستادهاند.
این بیانیه که دوم آبان منتشر شد، به سه تاریخ این ماه اشاره دارد: ۴ آبان، زادروز محمدرضا شاه پهلوی؛ ۷ آبان، روز کوروش کبیر؛ و ۹ آبان، زادروز شاهزاده رضا پهلوی. امضاکنندگان از تلاش و پایداری شاهزاده برای آزادی ایران قدردانی کردند و نوشتند زندان و فشار سیاسی امیدشان به آینده ایران را از بین نبرده است.
تجمع در آلمان و راهپیمایی در سوئد
در خارج از کشور نیز ایرانیان در کشورهای مختلف، از جمله آلمان و سوئد، روز کوروش کبیر را گرامی داشتند و از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کردند.
در آلمان، ایرانیان در فرانکفورت، هامبورگ، کلن و نورنبرگ در تجمعهایی جداگانه برای بزرگداشت کوروش کبیر و حمایت از انقلاب ملی راهپیمایی کردند. شرکتکنندگان تصاویر شاهزاده رضا پهلوی و جاویدنامان انقلاب ملی را همراه داشتند.
در سوئد نیز ایرانیان مقیم استکهلم با برگزاری برنامهای کوروش کبیر را گرامی داشتند و از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کردند. ایرانیان این شهر از ماهها پیش هر روز در حمایت از مردم ایران تجمع میکنند و بیش از ۲۰۰ روز به برگزاری تجمع پرداختند.
پیام مخاطبان: از تبریک زادروز تا بحران معیشت
مخاطبان ایران اینترنشنال نیز با ارسال پیام، زادروز شاهزاده رضا پهلوی را گرامی داشتند و بر امید خود به انقلاب ملی و بازگشت او به ایران تأکید کردند.
یک شهروند از مراغه نوشت: «۹ آبان سالروز تولد شاهزاده رضا پهلوی، رهبر انقلاب شیر و خورشید را خجسته باد میگویم؛ نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.»
شهروند دیگری نوشت: «زادروز شاهزاده که نه، شاهمون رضاشاه دوم را به ایشان و تمام ایرانیان تبریک میگویم. انشاءالله روزی نزدیک از مهرآباد تا کاخ سعدآباد جلوی پای ایشان فرش قرمز پهن کنیم. جاوید شاه.»
شماری از مخاطبان به وضعیت وخیم اقتصادی و معیشتی نیز اشاره و برای تغییر حکومت و بازگشت شاهزاده ابراز امیدواری کردند. مخاطبی از شیراز نوشت: «اینقدر گرانی زیاد شده، دو تا مرغ کوچک گرفتیم شده سه میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. دیگر حتی کالابرگ هم جوابگوی خرید کالا نیست. ما با اینهمه بدبختی، پشت شاهزاده را رها نمیکنیم.»
ایراناینترنشنال پنجشنبه هفتم آبان گزارشی با عنوان «از ایستهای بازرسی پاسارگاد تا تاکید بر هویت ایرانی» منتشر کرد که در آن مخاطبان در پاسخ به پرسش «روز کوروش برای شما چه معنایی دارد؟» این روز را فرصتی برای پاسداشت هویت ایرانی و آرمانهای آزادی و عدالت خواندند.
چند روز پیشتر نیز برخی مخاطبان گفته بودند فضای امنیتی مدارس تشدید شده و آموزش و پرورش افرادی را برای تبلیغ علیه شاهزاده رضا پهلوی به مدرسهها اعزام میکند. برخی دانشآموزان در ویدیوهای ارسالشده به ایراناینترنشنال ضمن نوشتن نام جاویدنامان انقلاب ملی بر تختههای کلاس درس، ترانههای ملی را بازخوانی کردند و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ماهها تجمع در حمایت از انقلاب ملی
تجمعهای این روزها ادامه موجی است که از دیماه ۱۴۰۴ در داخل و خارج از کشور شکل گرفته است.
در دیماه شاهزاده رضا پهلوی نخستین فراخوان اعتراض سراسری خود را صادر کرد و از مردم خواست پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ساعت ۸ شب از خیابانها و خانهها شعار بدهند. ویدیو این فراخوان تا صبح روز اجرا در اینستاگرام بیش از ۸۰ میلیون بار دیده شد و در این دو روز «میلیونها» نفر در تهران و صدها شهر دیگر برای شب دوم پیاپی به خیابان آمدند.
ایرانیان خارج از کشور نیز ۴ بهمن با فراخوان شاهزاده در کشورهای مختلف تجمع کردند. ۲۵ بهمن، در «روز جهانی اقدام»، بهگفته پلیس حدود ۳۵۰ هزار نفر در تورنتو و ۳۵۰ هزار نفر در لسآنجلس گرد آمدند و در مونیخ، حدود ۲۵۰ هزار نفر جمع شدند.
شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ گفت: «ما ملت کبیر هستیم و ایران را پس خواهیم گرفت» و دوره کنونی را «نبرد نهایی» خواند.
در این روز بیش از یک میلیون نفر در سراسر جهان در حمایت از انقلاب ملی و شاهزاده رضا پهلوی تجمع کردند. شعارهای این تجمعها شامل آزادی زندانیان سیاسی، «جاوید شاه»، «مرگ بر خامنهای» و «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» و «مرگ بر سه فاسد، ملا چپی مجاهد» بود.
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز با فراخوان شاهزاده، تجمعهای «یک ملت در گروگان» در سیدنی، سئول، استکهلم، برلین، فرانکفورت، تورنتو و لسآنجلس در اعتراض به خاموشی اینترنت، بازداشتهای گسترده و احکام اعدام برگزار شد.
ایرانیان خارج کشور در تجمعات خود در ماههای اخیر مطالباتی از جمله پایان تعامل با جمهوری اسلامی، توقف اعدامها در ایران، فشار دیپلماتیک و سیاسی بر جمهوری اسلامی، تعطیلی سفارتخانههای حکومت ایران، حمایت از انقلاب ملی و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان «رهبر دوران گذار» را مطرح کردهاند.
سابقه برخورد با روز کوروش و فضای امنیتی
۷ آبان در تقویم رسمی ایران ثبت نشده و ملیگرایان آن را بهعنوان سالروز ورود کوروش به بابل (۵۳۹ پیش از میلاد) «روز کوروش» مینامند. حکومت جمهوری اسلامی از سال ۱۳۹۵ که هزاران نفر در پاسارگاد گرد آمدند، هر سال برای محدود کردن این مراسم اقدام کرده است.
جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵ هزاران نفر، به برآورد برخی شاهدان و فعالان بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر، در پاسارگاد با شعار «ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست» و «شاهزاده، تولدت مبارک» تجمع کردند.
چند روز بعد دادستان شیراز از دستگیری «عوامل اصلی» این تجمع و تشکیل پرونده قضایی برای آنان خبر داد.
در سال ۱۳۹۸ پلیس جادههای منتهی به آرامگاه کوروش را بست و شماری از شهروندان و فعالان به کلانتری احضار شدند؛ محمدحسین آقاسی، وکیل، گفت او و دیگران ناچار شدند تعهد بدهند که در مراسم شرکت نمیکنند.
در ۷ آبان ۱۴۰۰ نیز نیروهای انتظامی، بسیج و لباسشخصی در ورودیهای پاسارگاد و تختجمشید مستقر شدند و پدر و مادر نوید افکاری، کشتیگیر اعدامشده در خیزش «زن زندگی آزادی»، هنگام داشتن کیکی با نقش کوروش حدود یک ساعت و نیم بازداشت شدند. در سال ۱۴۰۳ هم ایران اینترنشنال از بسته شدن مسیرهای منتهی به تختجمشید و پاسارگاد توسط نیروهای امنیتی خبر داد.
پس از انقلاب دیماه ۱۴۰۴ فضای امنیتی شدیدتر شده و جمهوری اسلامی با تسریع صدور و اجرای احکام اعدام سعی کرده اعتراضات سراسری و حامیان شاهزاده رضا پهلوی را سرکوب کند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از یک پرسنل سابق نیروی انتظامی نشان میدهد سازمان اطلاعات فراجا برای سرکوب انقلاب ملی در فارس، شبکهای از افراد وابسته به حکومت و افراد دارای پرونده کیفری را به کار گرفت که در شیراز سازماندهی و با کارت خرید، موتورسیکلت، سلاح گرم و قمه تجهیز شدند.
این منبع که میگوید پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» ۱۴۰۱ از نیروی انتظامی اخراج شده و همچنان با شماری از همکارانش ارتباط دارد. او اطلاعات خود درباره سرکوب ۱۸ و ۱۹ دیماه را حاصل تماس با همکاران سابقش توصیف کرده است.
روایت او، در کنار پیامهای شهروندان درباره نفوذ افراد مسلح در تجمعات، تیراندازی از ساختمانهای حکومتی و پشتبامها، بازداشت مجروحان و یورش به خانهها، ابعاد گوناگون سرکوب در استانی را نشان میدهد.
در استان فارس اعتراض در دستکم ۲۴ شهرستان در روایات و ویدیوهای ارسالی به ایران اینترنشنال گزارش و مستند شده است.
گسترش انقلاب ملی از شیراز تا شهرهای کوچک و مناطق صنعتی
بر اساس مجموعه اطلاعات رسیده، انقلاب ملی ایرانیان در فارس از اوایل دیماه با تجمعهای خیابانی و اعتصاب کسبه گسترش یافت و در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به مرحلهای گستردهتر رسید.
شهرستانهایی که به اعتراضات دیماه پیوستند از شیراز تا مرودشت، ممسنی، فیروزآباد، کوهچنار، آباده، جهرم، کازرون، داراب، فسا، رستم، گراش، نیریز، لامرد، پاسارگاد، جویم، زرقان، سپیدان، قیر و کارزین، استهبان، ارسنجان، اقلید، سروستان و لارستان را در بر میگیرد.
این مناطق ۲۴ شهرستان از ۳۷ شهرستان فارس، معادل حدود ۶۵ درصد شهرستانها را شامل میشود. بیش از ۸۰ درصد جمعیت استان، شامل فارسها، عربها، قشقاییها و لرها، در این شهرستانها ساکناند.
در مرودشت، گزارشهایی از فعالیت مخبران حکومتی برای کشتار و سرکوب از ۱۲ دی و اعتصاب کسبه در ۱۴ دی دریافت شده است. در آباده نیز شاهدی عینی از تجمع جوانان در میدان ولیعصر در ۱۴ دی با شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و حمله ماموران با گاز اشکآور خبر داده است. اعتصاب کسبه در لپویی، جهرم و کوهچنار نیز در پیامهای رسیده دیده میشود.
دامنه اجتماعی تجمعات، بر اساس روایت حاضران، به جوانان یا یک گروه مشخص محدود نبود. یکی از معترضان حاضر در محدوده پارامونت شیراز در ۱۹ دی گفته است زنان و مردان، سالمندان و جوانان در خیابان بودند و با افزایش جمعیت، نیروهای حکومتی به سمت فلکه ستاد عقب نشستند.
در لامرد، یک شهروند از حضور کارگران صنعت آلومینیوم در اعتراضات روایت کرده و در جهرم، شاهدی عینی جمعیت معترضان پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی را فراتر از انتظار خود توصیف کرد. در سروستان، به گفته یکی از ساکنان، مردم در ۱۸ دی هم صبح و هم شب به خیابان آمدند.
شبکه مخبران چگونه جذب و مسلح شد؟
یک پرسنل سابق نیروی انتظامی در روایت ارسالی به ایراناینترنشنال از افرادی با عنوان «هادی» در سازمان اطلاعات فراجا نام برده که مسئول جذب و اداره منابع و مخبران بودهاند.
بهگفته او، این شبکه مخبران دو دسته از افراد را دربر میگرفت: «مخبر گرم»، شامل افراد وابسته به حاکمیت، و «مخبر سرد»، شامل افرادی که او آنان را از میان افراد دارای سابقه «شرارت» یا فعال در فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی معرفی کرده است.
این کارمند سابق فراجا میگوید گروه دوم پس از بازداشت و تشکیل پرونده، با وعده کاهش مجازات یا امکان ادامه فعالیت خود به همکاری کشانده میشدند. کارمندان، بسیجیان و مسئولان ادارات نیز در دسته افراد وابسته به حکومت قرار گرفتهاند.
بر اساس همین روایت، رستوران زمرد، معروف به طلائیه، در محدوده دروازه قرآن شیراز و متعلق به نیروی انتظامی، یکی از محلهای استقرار، توجیه و آموزش اعضای شبکه بود. مجتمع شهید فعال در خیابان احمدینو نیز بهعنوان محل دیگری برای گردآوری و تجهیز آنان معرفی شده است. این مجتمع انتظامی پیشتر هم برای مانورهای امنیتی حکومت مورد استفاده متعدد بوده است.
این منبع از توزیع کارتهای اعتباری دو میلیون تومانی بین مخبران برای خرید از فروشگاههای اتکا خبر داده است. همچنین او به توزیع ماسک مشکی و آمادهسازی موتورسیکلتها اشاره کرده است.
بهگفته این منبع، موتورها برای تیمهای دو نفره آماده شده بودند: راکب به اسلحه کلت و سرنشین به قمه مجهز میشد.
روایتهایی جداگانه از شهروندان، از حضور گروههای مسلح و موتورسواران مخبر با ظاهر غیرنظامی در میان معترضان حکایت دارد. یک شاهد در شیراز گفته است در شب ۱۹ دی، افرادی آشنا در شهر را با لباسهای هماهنگ مشکی و قمه دیده که گروههای چندنفره تشکیل میدادند و کسانی را که به آنان میپیوستند به ماموران تحویل میدادند.
در مرودشت نیز گزارشی از گردش موتورسواران و دوچرخهسوارانی با خورجین یا گونی ثبت شده که بنا بر روایت ارسالی، معترضان را شناسایی و به سپاه و بسیج معرفی میکردند.
از تیراندازی از مراکز حکومتی تا یورش به خانهها و بیمارستانها
در شیراز، روایتهای شهروندان به تیراندازی در محدوده استانداری، فلکه ستاد و ساختمان موسوم به پلاک ۱۰۱ حفاظت اطلاعات اشاره کردهاند.
یکی از حاضران در تجمع مقابل استانداری گفت تجمع از حوالی ساعت شش عصر شکل گرفت و با وجود شلیک گاز اشکآور و حمله ماموران، جمعیت افزایش یافت. بهگفته او، حدود ساعت هشت و ۴۵ دقیقه تیراندازی با گلوله جنگی آغاز شد و سپس دو خودروی زرهی از محوطه استانداری بیرون آمدند و ماموران پشت سر آنها پیشروی کردند.
شاهد دیگری از شلیک افراد مسلح از داخل ساختمان حفاظت اطلاعات و تیراندازی از پشتبام ساختمان روبهرو، که آن را بانک رفاه مرکزی شیراز معرفی کرده، خبر داده است. در روایتی دیگر، شهروندی گفته نیروها از بالای زیرگذر باهنر به سوی جمعیتی که در محدوده میدان پارسه حرکت میکرد تیراندازی کردند.
در آباده، یک شاهد از یورش گروههای سه و چهار نفره لباسشخصی با خودروهای پلاک شخصی به نوجوانان در کوچهها، ضربوشتم و گرفتن تلفنهای همراه آنان خبر داده است. شاهد دیگری گفت در جریان درگیریهای پنجشنبه، نیروهای بسیج از داخل یک مسجد به مردم تیراندازی کردند و پس از آن مسجد به آتش کشیده شد.
در کوهچنار، اطلاعات ارسالی از ایجاد موضع روی بام اداره راهنمایی و رانندگی در ۱۸ دی حکایت دارد. شهروندان از این شهرستان در روایت ارسالی گفتهاند از پشتبامهای بلند به کوچه ساسانیآباد در شب ۱۹ دی تیراندازی صورت گرفت.
در لامرد، یک شهروند گفته نیروها در شب دوم تجمعات ورودیهای شهر را بستند تا ساکنان بخشها و روستاهای اطراف نتوانند به معترضان بپیوندند. بهگفته او، حدود ۱۵۰ نفر، از جمله شمار زیادی از کارگران آلومینیوم، در یورش شبانه به خانهها و خوابگاهها بازداشت شدند.
شاهد دیگری گفته حدود ساعت ۹ شب ۲۰ دی، موتورسیکلتهای نیروهای سرکوب را در محوطه فرمانداری لامرد دیده است.
در سروستان، یک شهروند از شلیک ساچمه، بازداشت گسترده معترضان و بازداشت پزشکان خبر داده است. در جهرم نیز شاهدی گفته شدت تیراندازی در شب دوم فراخوان افزایش یافت. پیام دیگری از این شهر حاکی از شلیک به آمبولانسی است که برای انتقال یک مجروح آمده بود.
شلیک به چشم معترضان در شیراز
مراکز درمانی شیراز نیز در روایتهای سرکوب از جمله اماکنی بودهاند که مورد سرکوب قرار گرفتند. یکی از شاهدهای اعتراضات از مراجعه بیش از صد نفر با آسیب ناشی از اصابت ساچمه به چشم به بیمارستانهای خلیلی و نمازی در ۱۸ و ۱۹ دی خبر داده و گفته کودکان هفت، ۱۰ و ۱۳ ساله نیز در میان مجروحان بودند.
منبع دیگری که خود را از کارکنان بیمارستان معرفی کرده، از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان امتیاز، معروف به رجایی، و جلوگیری از ارائه خدمات درمانی به شماری از مجروحان خبر داده است.
در کنار این موارد، شهروندی از استقرار نیروها در یک مهدکودک نزدیک میدان پارسه و رفتوآمد ماموران به یک مغازه دخانیاتی در محله شاهقلبیگی شیراز گزارش داده است. این روایت، استفاده از فضاهای غیرنظامی برای استقرار و پشتیبانی نیروها را که در دیگر استانها روایت شده بود، مورد تایید قرار میدهد.
مثلث بحران همزمان با انقلاب ملی در فارس
انقلاب ملی ایرانیان در فارس با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و همزمان با گسترش نارضایتی سیاسی، محرومیت اجتماعی و فشار بر منابع معیشت گسترش یافت.
در حوزه سیاسی، میزان پایین مشارکت انتخاباتی یکی از نشانههای فاصله گرفتن بخش بزرگی از جامعه از حکومت بود. این شکاف سیاسی در میزان مشارکت انتخاباتی استان مشهود است.
بر اساس گزارش منتشرشده بهنقل از رییس ستاد انتخابات فارس، در دور اول انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ بیش از ۳۶ درصد واجدان شرایط استان رای دادند؛ به این ترتیب نزدیک به دو سوم آنان در رایگیری شرکت نکردند. این در حالی است که در سال ۱۳۸۸ میزان مشارکت در انتخابات بحثبرانگیز ریاستجمهوری در این استان بیش از ۸۷ درصد گزارش شده بود.
در حوزه اجتماعی، حاشیهنشینی و نابرابری در دسترسی به خدمات، مسئلهای ریشهدار در شیراز و پیرامون آن بوده است. در شهریور ۱۴۰۰، یکی از اعضای شورای شهر از وجود مشکل حاشیهنشینی در ۴۰ روستای عمدتا واقع در جنوب، جنوب شرق و جنوب غرب شیراز خبر داده و گفته بود بیشتر این روستاها از خدمات زیربنایی محروماند.
بحران سوم، فشار اقتصادی ناشی از کمآبی و آسیبپذیری معیشت وابسته به کشاورزی بود. مدیرعامل آب منطقهای فارس چهارم دی ۱۴۰۴، اندکی پیش از گسترش اعتراضات، اعلام کرد بیش از ۹۰ درصد محدودههای مطالعاتی آب زیرزمینی استان در وضعیت ممنوعه و ممنوعه بحرانی قرار دارند. او برداشت بیرویه، خشکسالیهای مکرر، کاهش بارندگی و وابستگی بالای فارس به کشاورزی را از عوامل این وضعیت برشمرد. این محدودیتها، زمینه فشار بر تولید و درآمد خانوارهای متکی به زمین و آب را فراهم میکنند.
شاهدان عینی به ایراناینترنشنال گفتند نیروهای بسیجی و لباسشخصی با جوانانی که برای جشن هالووین در خیابان ایرانشهر تهران گرد آمده بودند، برخورد کردند. یک شاهد عینی نیز از بازداشت و ضربوشتم شهروندان و تعطیلی کافههای این خیابان خبر داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، شامگاه جمعه هشتم آبان، در پی تجمع جوانان با لباسها و گریمهای ویژه هالووین در خیابان ایرانشهر، ماموران راهنمایی و رانندگی و کلانتری مسیر را مسدود کردند و نیروهای بسیجی و لباسشخصی برای متفرق کردن جمعیت وارد عمل شدند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت برخورد نیروهای حکومت به جوانانی که لباس و گریم مخصوص هالووین داشتند، محدود نماند و حتی خانوادههایی که در پارک هنرمندان حضور داشتند، هدف برخورد قرار گرفتند.
به گفته او، ماموران به خانوادهها دستور میدادند بدوند و محل را ترک کنند.
این شهروند با اشاره به استقرار نیروهای بسیجی و لباسشخصی و حضور خودروهای هایلوکس در محل، فضای خیابان را چنین توصیف کرد: «شبیه اعتراضات بود. میدویدند دنبال مردم و داد میزدند متفرق شوید.»
پیشتر اتاق اصناف ایران با انتشار اطلاعیهای، برگزاری هرگونه مراسم هالووین را در اماکن عمومی و واحدهای صنفی ممنوع اعلام کرده بود.
اتاق اصناف هشدار داده بود کافهها، رستورانها و دیگر مراکز پذیرایی در صورت برگزاری یا حتی تبلیغ این جشن، با پلمب و پیگرد قضایی روبهرو خواهند شد.
این نهاد دلیل ممنوعیت را «صیانت از شئون فرهنگی، مذهبی و اجتماعی کشور» عنوان کرده بود.
بررسی صفحات کسبوکارها در شبکههای اجتماعی نشان میدهد بسیاری از کافهها و مراکز پذیرایی در پی تهدید به پلمب، ناچار به جمعآوری تزیینات هالووین و لغو برنامههای این جشن شدند.
جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر فشار بر شهروندان را شدت بخشیده و محدودیتهای بیشتری بر پوشش و سبک زندگی آنان اعمال کرده است.
به باور برخی کنشگران، حکومت ایران در بحبوحه تنشها با آمریکا و تشدید بحرانهای سیاسی و معیشتی میکوشد با افزایش فشار بر فعالیتهای اجتماعی و ایجاد فضای رعب و وحشت، از شکلگیری موج تازهای از اعتراضهای مردمی جلوگیری کند.
بازداشت شهروندان و تعطیلی کافهها
شاهد عینی در بخش دیگری از اظهاراتش به ایراناینترنشنال گفت خود شاهد بازداشت دو نفر در خیابان ایرانشهر بوده است.
اطلاعات رسیده همچنین از ضربوشتم تعدادی از شهروندان و تعطیلی کافههای منطقه به دست نیروهای حاضر در محل حکایت دارد.
به گفته این شاهد، برخی افراد نیز با پرچمهای جمهوری اسلامی در بخش دیگری از خیابان حضور داشتند.
رضا اسماعیلپور، رییس پلیس نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی قزوین، ۹ آبان از شناسایی و پلمب ۱۹ واحد صنفی در چارچوب طرح مقابله با «ترویج جشن غیرایرانی هالووین» خبر داد و این واحدها را «متخلف» خواند.
او همچنین از تشدید «اقدامات کنترلی و نظارتی» با هدف «مقابله با ترویج فرهنگ و سبک زندگی غربی» سخن گفت.
مهدی حسنپور، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان یزد، نیز اعلام کرد محلهای برگزاری جشن هالووین در یزد و اردکان پلمب و برگزارکنندگان آنها احضار شدهاند.
برخورد جمهوری اسلامی با برگزاری جشن هالووین سابقه دارد و در سالهای گذشته نیز گزارشهایی از پلمب اماکن به همین دلیل منتشر شده است.
پایگاه خبری رویداد۲۴ هشتم آبان در گزارشی با عنوان «نبرد حکومت با کدو تنبل» پرسید: «برخورد امنیتی با سبک زندگی مردم چه فایدهای دارد؟»
این رسانه ممنوعیت برگزاری هالووین در کافهها و واحدهای صنفی را ادامه سیاست «برخورد با سبک زندگی و انتخابهای فرهنگی جوانان ایرانی» توصیف کرد.
در این گزارش آمده است: «با وجود سالها تهدید، تذکر و پلمب واحدهای صنفی، این جشن همچنان در میان نسل جوان محبوبیت دارد؛ شکافی فرهنگی که به نظر میرسد نه با ممنوعیت پر میشود و نه با برخوردهای انتظامی و قضایی از میان میرود.»
خبرگزاری ایسنا در گزارشی، عدالت شهری را «حق فراموششده گروههای آسیبپذیر» توصیف کرد و با اشاره به موانع حضور برابر شهروندان در فضاهای عمومی، به نابرابری در دسترسی به خدمات و بیتوجهی به نیازهای افراد دارای معلولیت و سالمندان پرداخت.
این خبرگزاری شنبه ۹ آبان نوشت برای تحقق عدالت شهری، بهویژه در تهران، باید تفاوتهای اجتماعی و جسمی شهروندان را در نظر گرفت، موانع دسترسی آنان به خدمات و فضاهای عمومی را برطرف کرد و عملکرد مدیریت شهری را با میزان تاثیر اقداماتش بر بهبود زندگی مردم سنجید.
ایسنا تاکید کرد: «شهر به همه شهروندان تعلق دارد و هیچکس نباید برای برخورداری از ابتداییترین حقوق خود، ناگزیر از عبور از موانعی باشد که حاصل بیتوجهی، تبعیض یا نادیدهگرفتن تفاوتهای انسانی است.»
بر اساس این گزارش، مناسبسازی فضاهای شهری و رفع موانع دسترسی شهروندان، فراتر از اقدامات فنی و عمرانی، بخشی از «تعهد اخلاقی و اجتماعی» مدیریت شهری در قبال مردم است.
ایسنا هشدار داد توسعهای که امکانات بیشتری در اختیار گروهی بگذارد و همزمان دیگران را از حضور برابر در فضای عمومی محروم کند، با عدالت فاصله دارد؛ حتی اگر در ظاهر به گسترش زیرساختها بینجامد.
این گزارش در حالی منتشر شده که افراد دارای معلولیت، علاوه بر موانع رفتوآمد، با مشکلات تامین هزینههای ضروری زندگی نیز روبهرو هستند.
پیشتر در ۲۲ تیر، خبرگزاری ایلنا گزارش داد حق پرستاری و کمکهزینه لوازم بهداشتی افراد دارای معلولیت با تاخیر پرداخت میشود و کمکهزینه معیشتی بسیاری از آنان نیز به بهانه «فقدان بودجه» سازمان بهزیستی از خردادماه قطع شده است.
ایلنا تاکید کرد ریشه بحران کنونی را باید در «نادیده انگاشتن» گروههای تحت حمایت بهزیستی، بهویژه افراد دارای معلولیت، از سوی مسئولان جمهوری اسلامی جستوجو کرد.
انتقاد از حکمرانی نمایشی و نبود آمادگی برای جمعیت سالمند
مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، در گفتوگو با ایسنا از نابرابری میان مناطق مختلف پایتخت در مناسبسازی فضاهای شهری انتقاد کرد و برخورداری از منابع مالی کافی را از الزامات رفع موانع تردد افراد دارای معلولیت و گروههای توانیاب دانست.
اقراریان گفت: «شهرها و مناطقی که از منابع کمتری برخوردارند، در تامین شرایط مناسب زندگی و تردد این گروهها با مشکلات بیشتری مواجه هستند.»
او با انتقاد از «حکمرانی نمایشی» در مدیریت شهری هشدار داد شمار پروژههای افتتاحشده معیار مناسبی برای سنجش موفقیت شهرداری نیست و باید بررسی شود هر اقدام تا چه اندازه مشکلات شهروندان را برطرف کرده است.
اقراریان با اشاره به پیشبینی سالمند شدن حدود ۳۲ درصد جمعیت ایران تا سال ۱۴۳۰، بر ضرورت برنامهریزی برای نیازهای این جمعیت تاکید کرد.
این عضو شورا گفت: «به نظر میرسد نهتنها شهر تهران آمادگی لازم برای مواجهه با این وضعیت را ندارد، بلکه در حال حاضر نیز برنامهای مشخص، مدون و قابل اتکا که بتواند این مسئله را بهصورت واقعی و نه نمایشی حل کند، مشاهده نمیشود.»
پیشتر در ۲۶ مهر، زهرا شمساحسان، رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران، از بیتوجهی به دستورالعمل حضور نمایندگان افراد دارای معلولیت در کمیتههای مناسبسازی مناطق ۲۲ گانه انتقاد کرد.
شمساحسان به شهرداری یک ماه فرصت داد جایگاه این نمایندگان را از عضو افتخاری به «عضو دارای حق رای» ارتقا دهد.
او تاکید کرد دسترسی برابر به امکانات شهری زمانی محقق میشود که افراد دارای معلولیت در تصمیمگیری درباره فضاهای زندگی روزمره خود مشارکت مستقیم داشته باشند.