رسانه سپاه از شنیده شدن صدای انفجار در جاسک در شامگاه چهارشنبه خبر داد

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از شنیده شدن صدای انفجار در جاسک در شامگاه چهارشنبه خبر داد و نوشت که این صدای انفجار از سمت دریا در مناطق جنوبی شهرستان جاسک شنیده شد.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از شنیده شدن صدای انفجار در جاسک در شامگاه چهارشنبه خبر داد و نوشت که این صدای انفجار از سمت دریا در مناطق جنوبی شهرستان جاسک شنیده شد.






شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با تصویب قطعنامهای، پرونده هستهای جمهوری اسلامی را بهدلیل عدم پایبندی به تعهدات پادمانی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد و از تهران خواست «فورا» موارد نقض تعهدات خود را برطرف کند.
به گزارش خبرنگار ایراناینترنشنال، این قطعنامه چهارشنبه ۱۸ شهریور در نشست شورای حکام در وین، با ۲۳ رای موافق، سه رای مخالف و هشت رای ممتنع تصویب شد.
قطعنامه از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، میخواهد این مصوبه و قطعنامههای پیشین مربوط به برنامه هستهای ایران را به شورای امنیت ارسال کند.
آسوشیتدپرس گزارش داد آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان این قطعنامه را پیشنهاد کردهاند. چین، روسیه و نیجر به آن رای مخالف دادند و یک عضو شورای ۳۵نفره نیز بهدلیل بدهی مالی حق رای نداشت.
تصمیم تازه در ادامه اختلافی چندساله درباره مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده در ایران گرفته شد؛ اختلافی که پیش از حملات نظامی به تاسیسات هستهای نیز وجود داشت.
شورای حکام در قطعنامه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، خودداری مکرر جمهوری اسلامی از همکاری کامل و بهموقع درباره مواد و فعالیتهای هستهای در مکانهای اعلامنشده را مصداق عدم پایبندی به موافقتنامه پادمان دانسته بود.
در آن قطعنامه، از تهران خواسته شده بود برای وجود ذرات اورانیوم در مکانهای اعلامنشده توضیح فنی معتبر ارائه کند، محل کنونی مواد هستهای یا تجهیزات آلوده را مشخص کند و دسترسی لازم برای بررسی و نمونهبرداری را فراهم آورد.
موافقتنامه پادمان چارچوبی برای نظارت آژانس بر مواد و فعالیتهای هستهای است تا بتواند بررسی کند این مواد از کاربردهای صلحآمیز منحرف نشدهاند.
شورای حکام در قطعنامه ۲۰ خرداد امسال نیز از ادامه رفعنشدن موارد عدم پایبندی ابراز تاسف کرده و خواستار ارائه اطلاعات کامل درباره موجودی مواد هستهای و دسترسی بازرسان برای راستیآزمایی آن شده بود.
بیش از یک سال ابهام درباره ذخایر اورانیوم
همزمان با اختلاف بر سر فعالیتهای اعلامنشده، محدودیت دسترسی بازرسان پس از حملات نظامی، نظارت بر تاسیسات و مواد هستهای اعلامشده ایران را نیز با مشکل مواجه کرده است.
گروسی دوشنبه ۱۶ شهریور در سخنرانی افتتاحیه نشست شورای حکام گفت آژانس در دوره گزارشدهی اخیر، نه اطلاعاتی درباره وضعیت مواد و تاسیسات هستهای اعلامشده از ایران دریافت کرده و نه برای انجام راستیآزمایی میدانی به این تاسیسات دسترسی داشته است.
او افزود بیش از یک سال از زمانی میگذرد که آژانس پیوستگی اطلاعات خود درباره ذخایر اورانیوم کمغنا و با غنای بالا در تاسیسات هدفگرفتهشده در حملات خرداد ۱۴۰۴ را از دست داده است. گروسی این وضعیت را موجب نگرانی جدی از نظر اشاعه هستهای دانست و خواستار رسیدگی فوری شد.
بر اساس گزارش رسمی آژانس در خرداد امسال، برآورد ذخیره اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد ایران در آستانه حملات خرداد ۱۴۰۴، معادل ۴۴۰٫۹ کیلوگرم بود.
این رقم، برآورد مربوط به پیش از حملات است. آژانس در همان گزارش تصریح کرد بهدلیل نبود اطلاعات و دسترسی، نمیتواند اندازه، ترکیب یا محل کنونی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را مشخص کند یا تایید کند فعالیتهای مرتبط با غنیسازی متوقف شدهاند.
پاسخ تهران؛ راستیآزمایی پس از پایان جنگ
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه چهارشنبه ۱۸ شهریور گفت ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل «اساسا موضوعیت ندارد، زیرا تهران مرتکب هیچگونه عدم پایبندی نشده است».
بقائی گفت مواردی که در قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان عدم پایبندی مطرح شده، «ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل» است.
او اقدام کشورهای غربی را «متناقض» خواند و گفت آنها پیشتر در چارچوب مکانیسم ماشه از بازگشت قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران سخن گفته بودند.
بقائی درباره رای مثبت ژاپن و عربستان سعودی به این قطعنامه گفت: «قطعا هیچ نتیجهای با این قطعنامه به دست نمیآورند.»
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی این وزارتخانه هم خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به صدور این قطعنامه در صفحه ایکس خود نوشت: «به تاسیسات هستهای تحت پادمان ایران حمله میکنند، روند عادی راستیآزمایی را مختل میکنند و بعد همان اختلال را دستاویز صدور قطعنامه در شورای حکام قرار میدهند.»
غریبآبادی افزود: «با این فضاسازیها نه میتوانید شکست سیاستها و اقدامات خود را جبران کنید و نه میتوانید در شورای امنیت کاری از پیش ببرید.»
رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی در وین هم پیشتر در واکنش به گزارش ارائهشده به شورای حکام گفت با پایان جنگ، زمینه برای فعالیتهای راستیآزمایی آژانس در ایران فراهم خواهد شد.
او افزود موافقتنامه پادمان جامع مقررات مشخصی برای اجرای آن در شرایط جنگی ندارد و آژانس نباید انتظار داشته باشد اقدامات پادمانی در این شرایط به همان شکل دوران عادی اجرا شوند.
نجفی گفت: «تهران به تعهدات خود پایبند بوده، اما حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و تهدیدهای مستمر آنها، اجرای پادمان در ایران را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.»
در مقابل، شورای حکام در قطعنامه خرداد امسال تاکید کرده بود که موافقتنامه پادمان ایران را نمیتوان بهصورت یکجانبه اصلاح یا تعلیق کرد.
گروسی نیز در سخنرانی این هفته خود، ضمن درخواست همکاری سازنده تهران، بازگشت به دیپلماسی و مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران را ضروری دانست و آمادگی آژانس را برای پشتیبانی از این تلاشها اعلام کرد.
ارجاع پرونده چه پیامدی دارد؟
طبق اساسنامه آژانس، شورای حکام باید موارد عدم پایبندی را به اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش کند. تصمیم تازه، این سازوکار را درباره اختلاف پادمانی با جمهوری اسلامی به جریان میاندازد.
تصمیم درباره اقدامات جدید در شورای امنیت، از جمله تحریم، به رایگیری جداگانه نیاز دارد و اعضای دائم این شورا، از جمله روسیه و چین، حق وتو دارند.
پرونده هستهای ایران پیشتر در بهمن ۱۳۸۴ نیز از سوی شورای حکام به شورای امنیت گزارش شده بود. پس از آن، این شورا مجموعهای از قطعنامهها درباره برنامه هستهای و تحریمهای ایران تصویب کرد.
توافق هستهای سال ۱۳۹۴، برجام، محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران در برابر رفع تحریمها برقرار کرد؛ اما آمریکا در سال ۱۳۹۷ از آن خارج شد و جمهوری اسلامی نیز در ادامه، محدودیتهای توافق را کنار گذاشت . در نهایت، تحریمهای قطعنامههای پیشین در پایان سپتامبر ۲۰۲۵ از طریق سازوکار بازگشت تحریمها دوباره اعمال شدند.
تصمیم درباره نحوه رسیدگی به گزارش تازه شورای حکام، در شورایی مطرح میشود که اعضای آن همچنان بر سر وضعیت حقوقی و شیوه برخورد با پرونده هستهای ایران اختلاف دارند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورتی که شبهنظامیان شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی به درخواست علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای تحویل سلاحهایشان به دولت توجه نکنند، ممکن است دولت او با بحران اعتبار روبهرو شود.
الزیدی پس از دیدار ماه ژوئیه با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید متعهد شد این گروههای قدرتمند را تا ۳۰ سپتامبر خلع سلاح کند؛ همان تاریخی که برای خروج نیروهای باقیمانده ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا از عراق تعیین شده است.
اما نخستوزیر عراق با مقاومت شدید نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق روبهرو است؛ گروههایی که با حمله به اهداف آمریکا در جنگ خاورمیانه، از تهران حمایت کردهاند.
الزیدی با چه موانعی روبهرو است و چرا؟
در سال ۲۰۲۵، چند گروه شبهنظامی قدرتمند مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق برای نخستین بار اعلام کردند که آمادهاند سلاحهای خود را تحویل دهند تا از خطر تشدید درگیری با دولت ترامپ در آمریکا جلوگیری شود.
اما این وعدهها هرگز عملی نشد و پس از آنکه الزیدی در ماه مه به قدرت رسید، وظیفه حساس مهار این گروهها که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پاسخگو هستند، بر عهده او قرار گرفت.
بهنوشته رویترز الزیدی که یک مولتیمیلیونر است، در مقایسه با بسیاری از پیشینیان خود از حمایت بسیار بیشتری از سوی یک رییسجمهوری آمریکا برخوردار شده است. اما او نیز مانند همه رهبران عراق به حمایت تهران نیاز دارد؛ کشوری که از طریق روابط خود با شبهنظامیان و سیاستمداران شیعه، بهتدریج نفوذ گستردهای در عراق به دست آورده است. بنابراین، الزیدی ناچار است با احتیاط حرکت کند.
در ۱۷ اوت، نیروهای ویژهای که مستقیما به نخستوزیر گزارش میدهند، رییس اطلاعات حرکت النجباء، یک گروه همسو با جمهوری اسلامی را که آمریکا آن را سازمانی تروریستی معرفی کرده است، بازداشت کردند. بر اساس یک سند امنیتی که رویترز آن را بررسی کرده و همچنین اظهارات سه منبع دولتی، او به دست داشتن در حملات پهپادی علیه منافع آمریکا متهم شده بود.
این بازداشت که ۴۸ ساعت طول کشید، باعث شد این گروه تهدید به تلافی کند و در پی آن با مداخله سیاستمداران ارشد شیعه تنشها کاهش یافت.
یک هفته بعد، نیروهای ویژه عراق چهار عضو شبهنظامی، از جمله یک فرمانده محلی، را به اتهام کمک به انجام حملات علیه منافع آمریکا بازداشت کردند؛ اقدامی که موانع سیاسی و امنیتی پیش روی کارزار نخستوزیر برای خلع سلاح این گروهها را برجسته کرد.
سیاستمداران ارشد شیعه هشدار دادهاند که اتخاذ تدابیر سختگیرانه علیه شبهنظامیان، خلع سلاح آنها را غیرممکن خواهد کرد و میتواند به بیثباتی منجر شود. آنها استدلال میکنند گروههای مسلح در زمانی که در جنگ علیه آمریکا از تهران حمایت میکنند، نمیتوانند سلاحهای خود را تحویل دهند.
شبهنظامیان در گذشته نیز تمایلی به خلع سلاح نداشتند و میگفتند تا زمانی که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در عراق حضور دارند، نمیتوانند سلاحهای خود را تحویل دهند.
شبهنظامیان چه میخواهند؟
رویترز بهنقل از چهار منبع سیاسی شیعه و سه منبع امنیتی آگاه از تلاشها برای خلع سلاح نوشت پنج گروه مسلح همسو با جمهوری اسلامی بهطور قاطع ضربالاجل ۳۰ سپتامبر دولت برای تحویل سلاحهایشان، انحلال تشکیلات خود و ادغام در نیروهای امنیتی دولتی را رد کردهاند.
در ماه اوت، کتائب حزبالله، که قدرتمندترین گروه شبهنظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی محسوب میشود، با صدور بیانیهای از الزیدی انتقاد و برای آغاز گفتوگو شروطی تعیین کرد؛ از جمله تضمین اینکه نیروهای آمریکایی هرگز به عراق بازنگردند و اتخاذ اقداماتی که عراق را از هرگونه نفوذ آمریکا بر تصمیمگیریهای سیاسی یا اقتصادی رها کند.
گروههای مسلح تا چه اندازه قدرتمندند؟
این شبهنظامیان بخشی از مقاومت اسلامی عراق هستند؛ گروهی چتری متشکل از حدود ۱۰ گروه مسلح تندرو شیعه که بهگفته دو مقام امنیتی ناظر بر فعالیت شبهنظامیان، در مجموع حدود ۵۰ هزار نیروی مسلح را فرماندهی میکنند و زرادخانههایی شامل موشکهای دوربرد و تسلیحات ضدهوایی در اختیار دارند.
مقاومت اسلامی عراق که یکی از ارکان اصلی شبکه نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی محسوب میشود، مسئولیت دهها حمله موشکی و پهپادی علیه اسرائیل و نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه را طی سالهای اخیر بر عهده گرفته است.
این شبهنظامیان در اجرای حملات دقیق پهپادی نیز بهطور فزایندهای پیشرفته شدهاند.
این گروهها همچنین در بخشهای ساختوساز، املاک و مستغلات و صرافیها منافع تجاری دارند.
سیانان گزارش داد آمریکا در حال بررسی راههای حمله به تاسیسات هستهای زیرزمینی جمهوری اسلامی، از جمله کوه کلنگ گزلا، است؛ سایتی که در نزدیکی نطنز و زیر لایههای ضخیم گرانیت ساخته شده است.
به گزارش سیانان در روز چهارشنبه ۱۸ شهریور، تحلیل تصاویر ماهوارهای از سوی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد فعالیتهای عمرانی در کلنگ گزلا طی سال جاری میلادی «بهوضوح افزایش یافته است».
تحلیلگران این اندیشکده احتمال میدهند تاسیسات زیرزمینی کلنگ گزلا بهعنوان پناهگاهی امن برای برنامه هستهای جمهوری اسلامی طراحی شده باشد.
کوه کلنگ گزلا در نزدیکی مجتمع هستهای نطنز و حدود ۲۲۵ کیلومتری جنوب تهران قرار دارد. این سایت مدتهاست مورد توجه نهادهای اطلاعاتی قرار گرفته است و مکانی احتمالی برای حفاظت از فعالیتهای آینده برنامه هستهای تهران به شمار میرود.
اطلاعات اسرائیل نیز حاکی از آن است که حکومت ایران ممکن است در چارچوب برنامه غنیسازی اورانیوم، در پی انتقال سانتریفیوژها به این سایت باشد.
تاسیساتی دور از دسترس بمبهای کنونی
بهگفته تحلیلگران مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، نفوذ به این کوه گرانیتی حتی با «سنگینترین بمبهای غیرهستهای» پنتاگون نیز دشوار است.
سیانان گزارش داد کوه کلنگ گزلا تنها تاسیسات هستهای ایران نیست که احتمال میرود تسلیحات نسل کنونی توانایی انهدام آن را نداشته باشند.
بر اساس این گزارش، نشانههایی از تلاش واشینگتن برای یافتن راهی بهمنظور حمله به چنین تاسیساتی وجود دارد.
کمی پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی»، یکی از مدیران نهادی کمتر شناختهشده در پنتاگون که مامور مقابله با سلاحهای کشتار جمعی است، توجیهنامه اضطراری قراردادی به ارزش ۱.۲ میلیون دلار را امضا کرد.
هدف این قرارداد، تعمیر یک «تاسیسات آزمایشی زیرزمینی ویژه» در میدان موشکی وایت سندز در نیومکزیکو بود.
قرار بود در این مکان یک «آزمایش شلیک واقعی برای ارزیابی توانمندیهای محرمانه در برابر تهدیدهای نوظهور و فزاینده» انجام شود.
طبق اسناد موجود، «آمادهسازی سریع آزمایش» باید بهدلیل صدور «یک دستورالعمل فوری امنیت ملی» ظرف دو تا سه هفته تکمیل میشد.
سه منبع آگاه به سیانان گفتند برنامهریزی برای این آزمایش با جنگ ایران ارتباط داشت. هدف این آزمایش احتمالا یافتن راهی برای حمله به عمیقترین تاسیسات زیرزمینی جمهوری اسلامی و شبیهسازی حملات آمریکا به برخی سایتهای اتمی بود.
۱۳ شهریور، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده ممکن است بهزودی تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در ایران را هدف قرار دهد.
او پیشتر در تیرماه نیز دو بار هشدار داده بود این سایت ممکن است هدف حملات سنگین ایالات متحده قرار گیرد.
محدودیت بمبهای سنگرشکن در جنگ ۱۲ روزه
در جریان جنگ ۱۲ روزه، سه سایت هستهای نطنز، فردو و اصفهان هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
یکی از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا سال گذشته گفت حمله به تاسیسات اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، تنها ورودیهای این مجموعه زیرزمینی را مسدود کرد.
بهگفته او، پنتاگون به این نتیجه رسیده بود که بمب سنگرشکن موجود با نام «نفوذگر مهمات انبوه» توانایی انهدام این تاسیسات را ندارد.
سیانان افزود ارتش آمریکا در حال ساخت بمب «نفوذگر نسل آینده» است تا جایگزین بمب سنگرشکن کنونی شود و توانایی هدف قرار دادن تاسیسات مدفون در اعماق بیشتر را داشته باشد.
بر پایه سوابق قراردادهای فدرال، شرکت «پیت کانستراکشن» ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ برآورد هزینه عملیات آزمایشی را ارائه کرد و یک روز بعد قرارداد را به دست آورد.
بهگزارش سیانان، فعالیتها در بخش دورافتادهای از میدان موشکی وایت سندز تا اواخر اسفند ادامه یافت و توده خاک حاصل از حفاری بهتدریج بزرگتر شد. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد این مرحله از عملیات در آن زمان متوقف شد.
یک ارزیابی زیستمحیطی نشان میدهد سایت آزمایشی وایت سندز مانند کوه کلنگ گزلا در دل سنگهای گرانیتی ساخته شده است.
سیانان نتوانست بهطور مستقل تایید کند که آزمایش موردنظر انجام شده است.
ادامه برنامهریزی برای حمله به تاسیسات زیرزمینی
یک منبع آگاه گفت ارتش آمریکا طرحهایی عملیاتی برای حمله به کوه کلنگ گزلا در اختیار دارد.
سیانان در ادامه گزارش داد تلاشها برای تدوین طرحهایی با هدف وارد کردن ضربهای تعیینکننده به تاسیسات زیرزمینی ایران همچنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، بخشهایی از وزارت دفاع آمریکا بهتازگی نشست فشردهای برای برنامهریزی درباره این موضوع برگزار کردهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس سهشنبه ۱۷ شهریور گزارش داد که پیشنویس قطعنامه آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل بهدلیل عدم پایبندی این کشور به تعهدات منع اشاعه هستهای آماده شده اما هنوز به آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه نشده است.
پیشنویس قطعنامهای که آسوشیتدپرس آن را مشاهده کرده و رویترز نیز پیشتر درباره آن گزارش داده بود، از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میخواهد: «این قطعنامه و قطعنامههایی را که پیشتر تصویب شدهاند مطابق با مقررات مربوطه در اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به تمامی اعضای آژانس و همچنین شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارسال کند.»
جو بنت، پسر لیندزی فورمن، همزمان با حرکت گروهی موتورسواران در مرکز لندن برای درخواست آزادی مادرش و کریگ فورمن، نامهای خطاب به سفارت جمهوری اسلامی همراه داشت. این زوج بریتانیایی بیش از ۶۰۰ روز است در ایران زندانیاند.
در این نامه که قرار بود چهارشنبه ۱۸ شهریور همزمان با تجمع حامیان این زوج در لندن به سفارت جمهوری اسلامی تحویل داده شود، بنت خواستار برقراری تماس منظم مادرش و کریگ فورمن با خانواده و رعایت حقوق و وضعیت رفاهی آنان شد.
او نوشت: «پشت همه این واژههای سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی، دو انسان قرار دارند.»
بنت تاکید کرد خانوادهاش بیش از ۶۰۰ روز است در انتظار بازگشت لیندزی و کریگ به خانهاند و خواست وضعیت آنان پیش از هر چیز از «منظری انسانی» دیده شود.
تصاویر منتشرشده در صفحه اینستاگرام کارزار آزادی لیندزی و کریگ فورمن نشان میدهد حامیان این زوج با موتورسیکلت و پلاکاردهای «۶۰۰ روز» در مرکز لندن تجمع کردند.
ایراناینترنشنال ۱۳ شهریور گزارش داد خانواده و حامیان لیندزی و کریگ فورمن برای برگزاری حرکت گروهی موتورسواران در لندن و درخواست آزادی این زوج برنامهریزی کردهاند.
این کارزار با هدف جلب توجه افکار عمومی به ادامه بازداشت، محدودیت شدید ارتباطات و نگرانی درباره سلامت آنان برگزار شد.
وعده تماس خانوادگی هنوز عملی نشده است
بنت در نامه خود نوشت مادرش و کریگ پس از نزدیک به سه ماه اعتصاب غذا، اکنون در تلاشاند سلامت و توان جسمی خود را بازیابند، اما تماس منظم با خانواده که هنگام پایان اعتصاب غذا به آنان وعده داده شده بود، هنوز برقرار نشده است.
او افزود: «من این نامه را از سر خشم نسبت به مردم ایران تحویل نمیدهم؛ آن را بهعنوان پسری تحویل میدهم که میخواهد مادرش را به خانه بازگرداند.»
بنت همچنین خواستار استفاده از هرگونه نفوذ برای پایان دادن به بازداشت لیندزی و کریگ فورمن و بازگشت آنان نزد خانوادهشان شد.
ایراناینترنشنال چهارم شهریور گزارش داد با وجود بازگشت کارکنان سفارت بریتانیا به ایران، خانواده فورمن هنوز تاییدی درباره ملاقات دوباره دیپلماتهای بریتانیایی با این زوج دریافت نکردهاند.
خانواده همچنین از دولت بریتانیا خواسته بود برای آزادی آنان اقدامات دیپلماتیک جدیتری انجام دهد.
خانواده فورمن و حامیانشان همچنین از دولت بریتانیا خواستند بازداشت این زوج را رسما «خودسرانه» به رسمیت بشناسد و برای آزادی آنان اقدامات دیپلماتیک قویتری انجام دهد.
در برنامه چهارشنبه، ریچارد رتکلیف، همسر نازنین زاغری، شهروند ایرانی-بریتانیایی و زندانی پیشین در ایران، نیز به جمع موتورسواران پیوست.
آلیشیا کرنز و برندن اوهارا، رییس و نایبرییس گروه پارلمانی فراحزبی بریتانیا در امور بازداشت خودسرانه و گروگانگیری، نیز در حمایت از این زوج حضور داشتند.
کارزار آزادی لیندزی و کریگ فورمن اعلام کرد هدف این برنامه تنها گرامیداشت گذشت بیش از ۶۰۰ روز از بازداشت این زوج نبود و حامیان آنان پس از توقف مقابل سفارت جمهوری اسلامی، به میدان پارلمان رفتند تا از نمایندگان بخواهند برای آزادی آنان اقدام کنند.
خانواده این زوج همچنین از دولت جدید بریتانیا خواسته است با کمک آلیستر برت، فرستاده ویژه بریتانیا در امور پروندههای پیچیده کنسولی، فشارها برای آزادی آنان را افزایش دهد.
سابقه بازداشت
لیندزی و کریگ فورمن که در سفری با موتورسیکلت از اروپا به استرالیا بودند، ۱۴ دی ۱۴۰۳ در مسیر اصفهان به کرمان بازداشت شدند.
مقامهای حکومت ایران گفتند آنها با «تظاهر به گردشگری» به جمعآوری اطلاعات پرداختهاند؛ اتهامی که این زوج و خانوادهشان رد میکنند.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، بهمن ۱۴۰۴ هر یک از آنها را به اتهام «جاسوسی» به ۱۰ سال زندان محکوم کرد. کریگ همچنین به دلیل گفتوگو با رسانهها با حکم دو سال حبس دیگر روبهرو شده است.
این زوج ۱۸ مرداد، پس از ۹۳ روز اعتصاب غذای کریگ و ۸۴ روز اعتصاب غذای لیندزی، به اعتصاب خود پایان دادند.
خانواده آنان میگوید با وجود وعدههای دادهشده، محدودیت تماس و نگرانی درباره وضعیت جسمی و شرایط نگهداریشان همچنان ادامه دارد.
یکی از معترضان دیماه که بهدلیل اصابت گلوله به پایش تاکنون ۲۳ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته، به ایراناینترنشنال گفت همچنان قادر به راه رفتن نیست و بازگشت توان حرکتیاش ممکن است دستکم یک سال دیگر طول بکشد.
این معترض که به دلایل امنیتی، هویت و محل زندگیاش محفوظ است، گفت علاوه بر درد و عوارض جسمی، هزینههای سنگین درمان و نگرانیهای امنیتی، فشار زیادی بر او و خانوادهاش وارد کرده است.
به گفته او، خانواده برای تامین هزینههای درمان، ناچار به فروش خودروی خود شده است.
۲۳ جراحی و ادامه درمان برای بازسازی پا
شدت آسیب ناشی از اصابت گلوله به پای این معترض به اندازهای است که پزشکان برای ترمیم بخشهای آسیبدیده، ابتدا از پیوند عضله و سپس از پیوند پوست استفاده کردهاند.
این معترض مجروح به ایراناینترنشنال گفت: «حدود یک ماه از مرحله پیوند پوست گذشته و قرار است دستگاه الیزاروف که در ابتدای درمان روی پایم نصب شده بود، بار دیگر برای حدود سه ماه روی پا قرار بگیرد.»
الیزاروف نوعی سیستم تثبیت خارجی استخوان است که با حلقههای فلزی، میلهها و سیمها امکان جابهجایی تدریجی بخشهای استخوان را فراهم میکند و از جمله در موارد تخریب شدید یا از دست رفتن بخشی از استخوان به کار میرود.
این معترض گفت در بخشی دیگر از روند درمان، برای چند ماه دستگاه وکیوم به زخم او متصل بوده تا به تشکیل بافت جدید کمک کند.
با این حال، حدود شش ماه پس از مجروحیت، بهدلیل عفونت، آسیب عصبی و بیحسی پا، پزشکان ناچار شدند بخشی از بافت ترمیمشده را دوباره بردارند و پیوند عضله انجام دهند.
او گفت: «با وجود تمام این جراحیها هنوز خانهنشین هستم. متاهلم و در این مدت برای تامین هزینههای درمان با مشکلات زیادی روبهرو بودهایم. از کسانی که امکان کمک داشتند درخواست کمک کردم، اما در نهایت با سختی زیاد و حتی فروش خودرو، تلاش کردیم هزینهها را تامین کنیم و زندگیمان را حفظ کنیم.»
ایراناینترنشنال گزارشهای متعددی دریافت کرده که نشان میدهند بسیاری از معترضان مجروح بعد از گذشت ماهها، همچنان با مشکلات حاد در درمان و تامین هزینههای آن روبهرو هستند.
خطرات امنیتی برای درمان در بیمارستان
نگرانی از مراجعه به بیمارستان بهدلیل خطرات امنیتی، گریبانگیر بسیاری از معترضان مجروح بوده و شماری از آنان را ناچار کرده است به درمانهای مخفیانه یا درمان در خانه روی بیاورند.
این معترض مجروح نیز با اشاره به این نگرانیها گفت: «پس از یکی از جراحیها، بهدلیل حضور گسترده ماموران در اورژانس، پزشک کمک کرد بیمارستان را ترک کنم.»
او افزود: «در برگه پذیرش هم علت مراجعه را تصادف نوشته بودند. در نهایت پزشکم من را به تهران رساند و جراحیها ادامه پیدا کرد. واقعا نمیدانم چطور باید از کادر درمان تشکر کنم؛ همکاری زیادی کردند و تلاش کردند اتفاق دیگری برایم نیفتد.»
روایت ۱۸ دی؛ از شلیک ساچمه تا رها شدن در کوچهای تاریک
این معترض در شرح مجروح شدنش به دست ماموران امنیتی در شامگاه ۱۸ دی گفت نیروها ابتدا با ساچمه به سوی معترضان شلیک کردند و پس از آن، گلوله جنگی از فاصله نزدیک به پای او اصابت کرد.
او افزود: «تمام بدنم پر از آثار ساچمه است. گلوله از فاصله نزدیک به پایم خورد. وقتی تیر خوردم، با وضعیت بسیار بدی من را روی زمین میکشیدند. آن شب را هیچوقت فراموش نمیکنم.»
به گفته او، پس از زخمی شدن، ماموران به او ناسزا گفتند و تلاش کردند لباسهایش را از تنش خارج کنند.
او افزود: «شلوارم را محکم گرفته بودم و آنها با پوتین به دستهایم ضربه میزدند. تمام بدنم کبود شده بود و حتی فکر میکردم دندهام شکسته است.»
این معترض با اشاره به اینکه ماموران او را سوار موتورسیکلت کرده بودند، گفت: «یکی از آنها گفت اینجا نزن، ببرش بالاتر. من فکر کردم منظورش این است که میخواهند تیر خلاص بزنند. از شدت ترس بیهوش شدم.»
او گفت که پس از به هوش آمدن، خود را در کوچهای تاریک دیده است: «اول فکر میکردم مردهام. بعد یک زن و مرد سالخورده من را پیدا کردند. برای من مثل فرشته بودند و کمک کردند به بیمارستان برسم.»
این شهروند درباره دلیل حضورش در اعتراضات گفت: «آن شب مثل بسیاری دیگر بیرون رفتم و میدانستم ممکن است جانم را از دست بدهم، اما برای من مساله ایران بود.»