ایراناینترنشنال به دو سند محرمانه از وزارت نفت و شورای عالی امنیت ملی دست یافته که از فصل تازهای از فساد در فروش نفت ایران در بازار چین با مدیریت یک چهره جدید حکایت دارد.
در یک نامه محرمانه، واحد حفاظت شورای عالی امنیت ملی به وزارت نفت نوشت در تیرماه سال جاری و پس از استقرار تیم جدید مدیریت فروش نفت در این وزارتخانه، حجم بالایی از نفت ایران «بهصورت یکجا و با تخفیف بالا، آن هم بهصورت اعتباری» به چهار تراستی (واسطههای معتمد برای فروش نفت) سپرده شده که بر اساس اعلام مدیرعامل پیشین شرکت نیکو، بدهیهای سنگینی دارند و میلیاردها دلار پول نفت فروختهشده را برنگرداندهاند.
در این نامه گفته شده که وزارت نفت در این معامله، به ازای هر بشکه ۸.۵ دلار تخفیف برای تراستیها در نظر گرفته که مبلغی نامتعارف و عجیب است.
پس از افشای فساد در معاملات تراستیها در خردادماه گذشته، ابتدا مدیرعامل شرکت نیکو برکنار شد و سپس با حکم محسن پاکنژاد، وزیر نفت، محمدجواد باوند بهعنوان دستیار ویژه وزیر در امور نظارت بر تجارت نفت منصوب شد تا مدیریت فروش نفت در بازار قاچاق را بر عهده بگیرد.
سند محرمانه دوم، شرح ماوقع جلسهای محرمانه در ساختمان وزارت نفت در هفتم تیرماه ۱۴۰۵ است که در آن درباره نفت صادرشده به چین با سه نفتکش تحریمی حسین شمخانی، معروف به هکتور، دلال مشهور نفت و فرزند علی شمخانی، مشاور پیشین علی خامنهای، تصمیمگیری شد.
بر اساس این سند، چهارم فروردینماه، دو میلیون بشکه نفت با کشتی لیلی، از طریق شرکتی پوششی به بندر دونگجیاکو فرستاده شد؛ اما مالک کشتی لیلی با ادعای اختلاف مالی با شرکت پنل گود هول سیلرز، محموله نفت را تصاحب کرد.
کشتی لیلی عضوی از امپراتوری کشتیرانی و «ناوگان سایه» تحت کنترل حسین شمخانی است که وزارت خزانهداری آمریکا آن را تحریم کرد.
شرکت پنل گود هول سیلرز ثبتشده در دبی هم یکی از شرکتهای پوششی حسین شمخانی برای فروش نفت است.
در جلسه تیرماه وزارت نفت، گفته شده یک دلال نفتی به نام محمدهادی مومنین بنا بر درخواست شرکت نیکو، محموله دو میلیون بشکهای نفت را بازپس گرفته و در مخازنش در بندر دونگجیاکو چین نگهداری میکند.
مومنین از شرکت نفت خواسته به او ۳۳ میلیون دلار خسارت پرداخت کند، از جمله ۲۷ میلیون دلار برای کاهش ارزش کشتی کانوینیو بهخاطر تحریم آمریکا و شش میلیون دلار برای اجارهبهای نفتکش جایا.
در این جلسه، باوند دستور داده مومنین مالکیت محموله نفت را به وزارت نفت برگرداند و از طریق یکی از شرکتهای پوششیاش، نفتکش کانوینیو را به مدت یک سال با اجارهبهای روزانه ۹۰ هزار دلار اجاره کند.
هر دو کشتی کانوینیو و جایا متعلق به ناوگان سایه شمخانی هستند که آمریکا تحریمشان کرده است.
سه هفته پیش، ایراناینترنشنال در گزارشی اختصاصی فاش کرد مومنین عضو شبکه فساد وزارت اطلاعات موسوم به شبکه شایان است.
او متولد ۱۳۶۸ است و حدود دو میلیارد دلار پول نفت ایران را برنگردانده.
شبکه باوند؛ چهره ارشد امنیتی کلیددار نفت تحریمی ایران
دو منبع در وزارت نفت به ایراناینترنشنال گفتند مومنین یکی از پنج تراستی شبکهای از دلالان نفتی است که باوند در بازگشت به وزارت نفت تشکیل داده است.
دیگر عضو شبکه، مصطفی نیازآذری نام دارد؛ متهم ردیف پنجم پرونده فساد اکبر طبری که ۱۵ هزار متر زمین به معاون پیشین قوه قضاییه رشوه داده بود.
او که به کانادا گریخته بود، چهار سال پیش به ایران برگشت و حالا بار دیگر با اقامت در یک کشور اروپایی نفت میفروشد. مصطفی فرزند کیومرث نیازآذری، مدیرکل سابق اطلاعات استان مازندران است.
علاوه بر او، دو تاجر مشهور کالاهای اساسی هم که در دوران مدیریت سعید صادقی، مدیرعامل سابق نیکو، وارد فروش نفت شده بودند، حالا به تیم باوند پیوستهاند.
حسن افراشتهپور، مشهور به داریوش، مالک هلدینگ افرا سالهاست انحصار واردات برخی کالاهای اساسی را در اختیار دارد.
سال ۷۶، دادگاه او را به اتهام فساد اقتصادی به ۲۵ سال زندان محکوم کرد، اما چهار سال بعد از زندان آزاد شد.
مسعود مدلل، ابربدهکار بانکی مشهور و واردکننده انحصاری روغن و دان دامی، هم در شبکه باوند فعال است.
او پیشتر ۹۸۵ میلیون دلار ارز ترجیحی برای واردات کالاهای اساسی دریافت کرده و ۵۷۵ میلیارد تومان به بانک سرمایه و ۷۸۲ میلیارد تومان به بانک پاسارگاد بدهکار بوده است.
با قطع تخصیص ارز ترجیحی، مدلل تمرکزش را بر فروش نفت گذاشته است.
عضو پنجم شبکه تراستیهای باوند، علی بایندریان است؛ تاجری که شش سال پیش آمریکا او را به اتهام تامین مالی نیروی قدس سپاه تحریم کرد.
بایندریان با شبکهای از شرکتهای ثبتشده در ایران و جنوب شرق آسیا، نفت و محصولات پتروشیمی را در بازار سیاه میفروشد.
این پنج نفر شبکه تراستیهای محمدجواد باوند را تشکیل میدهند. دو سند محرمانهای که به دست ایراناینترنشنال رسیده، نشان میدهد او مسیر فسادآلود فروش نفت را با اعضای شبکهاش ادامه میدهد.
باوند بهدلیل سوابقش از نوعی مصونیت برخوردار است.
فامیل طائب، عضو کمیته پوششی شعام
او که در دانشگاه امام صادق تحصیل کرده، تا پیش از سال ۱۴۰۰، قائممقام مصطفی احدی، معاون اقتصادی اطلاعات سپاه پاسداران بود.
احدی، خواهرزاده علیاکبر حسینی محراب، یکی از امنیتیترین چهرههای نظام است که ردپایش در تمام پروندههای فساد کلان از جمله کرسنت دیده شده.
پس از خروج آمریکا از برجام، باوند در سال ۹۷ وارد یکی از کمیتههای شورای عالی امنیت ملی شد.
این نهاد یک کارگروه برای عملیات اجرایی فروش نفت با دور زدن تحریمها تعیین کرد و یک کمیته پوششی تشکیل داد که وظیفهاش حفاظتی و امنیتی بود؛ کمیتهای متشکل از معاونان سازمانهای اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی، از جمله معاونت اقتصادی اطلاعات سپاه پاسداران که قائممقامش، یعنی باوند را به کمیته پوششی فرستاد.
باوند در کمیته پوششی شعام، شبکه فساد تراستیهای مورد اعتمادش را ساخت؛ مجید اعظمی، مدیرعامل شرکت سپهر انرژی جهاننمای پارس، مجید تاج، برادر مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال و دلالی به نام حامد کچویی اعضای این شبکه بودند.
وقتی در سال ۱۴۰۰ ابراهیم رئیسی به قدرت رسید و دولت به نیروهای مسلح اجازه داد بهطور رسمی وارد بازار نفت شوند، سپاه پاسداران باوند را به وزارت نفت فرستاد تا رسما مسئول تجارت نفت قاچاق کشور شود.
بخش مهمی از فساد تراستیها محصول همین دوران بود. با مرگ رئیسی، وزیر نفت دولت پزشکیان که قبلا در مقام مدیرکل نظارت بر صادرات مواد نفتی با شایان، مدیرکل سوخت وزارت اطلاعات، کار کرده بود، مدیریت قاچاق نفت تحریمی را به او سپرد.
اما با برکناری شایان، باوند به وزارت نفت برگشت. او حالا به پشتوانه نسبتش با حسین طائب، یکی از نزدیکترین چهرهها به مجتبی خامنهای و سابقه امنیتیاش، تمام تصمیمات کلیدی درباره فروش نفت را میگیرد و شبکه جدید تراستیهایش را شکل داده.
کسانی که میلیاردها دلار پول نفت را برنگرداندهاند، به لطف باوند باز هم میلیونها بشکه نفت را بهطور امانی تحویل میگیرند تا در بازار تحریمی بفروشند.
با آغاز فروش بنزین با نرخ سوم ۱۰ هزار تومان، هزاران نفر در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال در مورد این افزایش قیمت، از نگرانیها درباره موج تازه گرانی و فشار بیشتر بر معیشت خود نوشتند.
برخی شهروندان نیز از بیاعتمادی به اثرگذاری نظر مردم در این خصوص حکایت کردند.
به گفته آنها، این روزها اعتراض به هر امری، هزینه سنگینی برایشان به همراه خواهد داشت.
نگرانی از سرایت گرانی به دیگر کالاها
مخاطبان در پاسخ به این پرسش که نظرشان درباره بنزین ۱۰ هزار تومانی چیست، از تاثیر افزایش قیمت سوخت بر سایر هزینههای زندگی و همچنین افزیش هزینهها، بدون افزایش کیفیت زندگی، سخن گفتند.
مخاطبی نوشت: «۱۰ هزار تومان برای یک لیتر بنزین شاید برای بعضیها فقط یک عدد باشد، اما برای مردم یعنی یک قدم دیگر به سمت سختتر شدن زندگی.»
بنا به گفته او، وقتی قیمت یک چیز بالا میرود، فقط همان چیز گران نمیشود، بلکه رد گرانیاش به نان، کرایه و سفر مردم میرسد.
شهروند دیگری هم عنوان کرد که کاش پیش از بالا رفتن قیمتها، دستکم قدرت خرید مردم افزایش مییافت.
فرد دیگری با طعنه خطاب به مسئولان نوشت: «شما که اینقدر متفکرانه فکر و برنامهریزی میکنید، یک فکری هم برای معیشت مردم بکنید.»
یک مخاطب نوشت که دغدغه مردم تنها افزایش قیمت بنزین نیست و به موازات آن قیمت روغن نباتی و یک کیسه برنج هم تا ۵۰ درصد گران شده است.
به گفته او، یک روغن نباتی پنج کیلویی که پیشتر دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت داشت، امروز چهار میلیون تومان فروخته میشود.
پیش از این هم مخاطبان در پیامهایشان به ایراناینترنشنال از پیامدهای افزایش قیمت بنزین گفته بودند.
یکی از شهروندان گفته بود که بحث بنزین ۱۰ هزار تومانی نیست، بلکه این قیمت عین بمب عمل میکند و قیمت تمام اجناس چند برابر میشود.
شهروندی با اشاره به اینکه بنزین را تا ۱۰۰ درصد گران کردهاند، نوشت: «ما تمامی اجناس را با دلار گران میخریم، اما پایه حقوقمان تنها ۱۰۰ دلار است. کجای دنیا چنین چیزی را میتوان دید؟»
مخاطب دیگری هم با اشاره به ثابت ماندن درآمدها نوشت: «همهچیز را چند برابر گران میکنید، حقوق را هم بر طبق گرانی تصویب کنید. نمیشود همهچیز گران بشود، ولی حقوقها ثابت بمانند.»
متوسط حقوق در ایران ۲۵ میلیون تومان، برابر با حدود ۱۲۰ دلار در ماه است.
پایه مزد کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است.
بسیاری از کارگران در ایران حدود ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرند که ارزش آن زیر ۱۰۰ دلار است.
یک مخاطب هم نوشت اگر مردم در ایران شرایط اقتصادی معمولی همچون بقیه دنیا داشتند و مصرف سوخت خودروها در حد نرمال جهانی بود، شاید این افزایش قیمت نیز طبیعی بود.
یک خیابانگردی ساده هم حذف شد
گروهی از مخاطبان هم افزایش قیمت بنزین را پایانی بر رفتوآمد و تفریح هرچند اندکی دانستند که میتوانست برای مدتی آنها را از تنش و استرس دور کند.
مخاطبی نوشت: «حس یک مسافرت رفتن تمام شد. ۱۰ دقیقه با ماشین بیرون رفتن و دور زدن تمام شد. ما جوانها خیلی وقت است با دلخوشیها خداحافظی کردهایم.»
شهروندی هم گفت: «بنزین شد لیتری ۱۰ هزار تومان؛ جیبها خالیتر، مسیرها کوتاهتر و آرزوها دورتر شدند.»
مخاطب دیگری پیامد فشار اقتصادی را چنین توصیف کرد: «بنزین ۱۰ هزار تومانی مساوی است با شرمندگی پدرها، افسردگی جوانها، ناامید شدن بچهها، فروپاشیدن زندگیها و فقیرتر شدن جامعه.»
نگرانی درباره حملونقل و مدیریت سوخت
به باور مخاطبان ایراناینترنشنال، بنزین لیتری ۱۰ هزار تومان یعنی خداحافظی تاکسیهای اینترنتی.
یک راننده پیک از مشهد با اشاره به اینکه پیش از این نیز بنزین را به همین نرخ میخریده، گفت: «به کارت سوخت موتورسیکلت اصلا بنزین پنج هزار تومانی اختصاص نمیدهند. ما رانندههای پیک مجبوریم روزی یک باک بزنیم، با این کرایههای پایین.»
پیشتر هم یک راننده اسنپ اکو در پیامی نوشته بود وقتی باید مداوم کولر ماشین را روشن نگه دارد، زدن روزی دو باک بنزین اجتنابناپذیر است و باید این بنزین را از بازار سیاه بین لیتری ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومان خریداری کند، چرا که جایگاههای سوخت تنها ۱۰ لیتر بنزین میدهند.
راننده دیگری هم خبر داد که بنزین ۱۰ هزار تومانی را تنها به اندازه ۲۰ لیتر میدهند.
A general view of the Australian Senate chamber at Parliament House in Canberra.
چهار نماینده و سناتور ارشد ائتلاف مخالف دولت فدرال استرالیا در گفتوگوهای اختصاصی با ایراناینترنشنال، شاهزاده رضا پهلوی را صدایی مهم برای آزادی و دموکراسی و چهرهای موثر در دوران گذار ایران دانستند و بر ضرورت تعامل با او و حمایت از مردم ایران در این مسیر تاکید کردند.
این مواضع را سناتور اندرو براگ وزیر محیط زیست در دولت سایه، سناتور جسیکا کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنا، جولیان لیسر وزیر آموزش در دولت سایه و سناتور دیو شارما، معاون وزیر امور شهروندی و چندفرهنگی در دولت سایه و سفیر پیشین استرالیا در اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کردند.
این گفتوگوها در آستانه دیدار مجازی اعضای ائتلاف استرالیا با شاهزاده انجام شد. این ائتلاف همچنین از شاهزاده رضا پهلوی برای سفر به استرالیا دعوت کرده است.
این نشست مجازی قرار است به زودی برگزار شود اما زمان دقیق آن هنوز رسانهای نشده است. پیش از این نیز گزارشهایی درباره احتمال سفر شاهزاده رضا پهلوی به استرالیا منتشر شده بود اما تاریخ این سفر هنوز اعلام نشده است.
شاهزاده رضا پهلوی؛ چهرهای کلیدی برای دوران گذار
سناتور براگ، جمهوری اسلامی را «احتمالا بدترین حکومت و بدترین رژیم روی کره زمین» توصیف کرد و گفت این حکومت علیه مردم ایران جنایت کرده و در خارج، از جمله استرالیا، از تروریسم حمایت کرده است.
سناتور اندرو براگ، وزیر محیط زیست در دولت سایه استرالیا
وزیر محیط زیست در دولت سایه استرالیا، در گفتوگویی اختصاصی با ایران اینترنشنال، تعامل با شاهزاده رضا پهلوی را از مهمترین اهداف سیاست خارجی ائتلاف دانست و گفت: «برای ائتلاف، دیدار با ولیعهد یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی ماست، زیرا معتقدیم دیدار با این چهره کلیدی دوران گذار، بهترین راه برای پیش بردن بحث درباره تشکیل یک حکومت جدید در ایران است؛ حکومتی که مردم ایران، ایرانیان استرالیا و در واقع تمام بشریت بهشدت به آن نیاز دارند.»
براگ گفت تا زمانی که با یک آلترناتیو بهطور جدی تعامل نشود، جمهوری اسلامی کنار نخواهد رفت: «آلترناتیوی که ما بهعنوان چهره دوران گذار در اختیار داریم، ولیعهد است.»
او این دیدار را «بسیار مهم» و «افتخاری بزرگ» خواند.
سناتور کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنای استرالیا نیز شاهزاده رضا پهلوی را «نمادی مهم از مخالفت با حکومت و حمایت از دموکراسی» خواند و گفت ائتلاف به ارتباط با او و دیگر نیروهای دموکراسیخواه، شنیدن دیدگاههای آنان و بررسی چالشهای پیش روی مردم ایران ادامه خواهد داد.
حمایت از تغییر سیاسی مسالمتآمیز در ایران
دیو شارما، سناتور فدرال نیز در گفتوگو با ایران اینترنشنال شاهزاده رضا پهلوی را صدایی مهم و تاثیرگذار در مباحث سیاسی ایران دانست و گفت بسیاری از ایرانیان در سراسر جهان رهبری او را دنبال میکنند و از او راهنمایی میخواهند.
سناتور دیو شارما، معاون وزیر امور شهروندی و چندفرهنگی در دولت سایه استرالیا
او گفت: «ما خواهان تغییر سیاسی مسالمتآمیز در ایران هستیم. از حکومت فعلی حمایت نمیکنیم.»
شارما افزود جمهوری اسلامی نهتنها آسیب فراوانی به مردم خود وارد کرده، بلکه به کشورهای همسایه، منطقه، جهان و حتی استرالیا نیز آسیب زده است.
بهگفته این عضو دولت سایه، این تعامل با هدف دریافت تازهترین اطلاعات درباره ایران و حمایت از نیروهای سیاسی خواهان تغییر انجام میشود.
شارما گفت سفر شاهزاده، بازتاب رسانهای گستردهای خواهد داشت و توجه افکار عمومی استرالیا را بار دیگر به ایران جلب خواهد کرد.
او افزود: «فکر میکنم سفر ولیعهد به استرالیا به مردم استرالیا نشان خواهد داد که چشمانداز یک آینده سیاسی روشنتر برای ایران وجود دارد.»
شارما تاکید کرد شاهزاده در هرگونه دوره گذار، نقش مهمی خواهد داشت.
دعوت از شاهزاده و محکومیت اقدامات جمهوری اسلامی
جولیان لیسر، وزیر آموزش در دولت سایه استرالیا نیز جمهوری اسلامی را «رژیمی جنایتکار و تروریستی» خواند که در داخل ایران حقوق بشر را نقض و در خارج از مرزهای خود ترور صادر میکند.
او گفت این حکومت مسئول دستکم دو حمله تروریستی در استرالیاست که یکی از آنها حمله با بمب آتشزا به کنیسه آداس اسرائیل در ملبورن بود.
سناتور جسیکا کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنای استرالیا
عضو مجلس نمایندگان استرالیا به ایراناینترنشنال گفت ائتلاف در این مقطع از شاهزاده رضا پهلوی دعوت کرده است، زیرا او از آزادی و دموکراسی برای مردم ایران حمایت میکند و مقامهای ائتلاف میخواهند دیدگاهش را درباره وضعیت داخل ایران و امیدها و چشماندازش برای آینده کشور بشنوند.
او این تعامل را با سنت استرالیا در شنیدن صدای مبارزان آزادی مقایسه کرد و از دزموند توتو و وینی ماندلا در دوران آپارتاید و رهبران استقلال تیمور شرقی نام برد.
لیسر گفت سفر شاهزاده نیز در همین چارچوب قرار میگیرد و فرصتی برای شنیدن دیدگاه او درباره ایران است.
پیام همبستگی با مردم ایران
هر چهار سیاستمدار در گفتوگوهای خود با ایراناینترنشنال همچنین بر حمایت از مردم ایران در برابر سرکوب جمهوری اسلامی تاکید کردند.
کالینز گفت ائتلاف به همان ارزشهایی باور دارد که ایرانیان برای آن مبارزه میکنند: «آزادی، رهایی و امنیت.»
او این مبارزه را مقابله با ترس، سرکوب و کشتار دانست و خطاب به ایرانیان گفت: «ما در تمام این مسیر در کنار شما هستیم.»
جولیان لیسر، وزیر آموزش در دولت سایه استرالیا
کالینز خطاب به زنان ایرانی نیز گفت شجاعت آنان به دیگران برای ایستادگی انگیزه میدهد.
شارما نیز پیام این تعامل را چنین خلاصه کرد: «شما تنها نیستید؛ مبارزه شما برای آزادی و دموکراسی، مبارزهای است که ما نیز در آن با شما همراهیم و به همان اندازه به آن متعهد هستیم؛ و موفقیت شما، موفقیت ماست.»
براگ نیز کنار رفتن جمهوری اسلامی را به نفع امنیت جهان، استرالیا و جامعه ایرانیان استرالیا دانست و گفت بدون تعامل جدی با یک جایگزین سیاسی، صلح و پیشرفتی در کار نخواهد بود و دیدار با ولیعهد احتمال تحقق این هدف را بیشتر خواهد کرد.
این روزها ویدیوهای ارسالی از سوی شهروندان از سراسر ایران، صحنه تلخ و تکاندهندهای را به تصویر میکشند: یخچالهایی کاملا خالی که تنها یک پارچ آب یا تکهای نان در آنها دیده میشود. این تصاویر اغلب به عنوان گواهی بر بحران معیشت و تهدید بقای فیزیکی مردم منتشر میشوند.
اما اگر با دقتی عمیقتر به این ویدیوها بنگریم، حقیقتی به مراتب دردناکتر نمایان میشود؛ این تنها داستان کمبود کالری و کمبود غذا نیست، بلکه روایت فروپاشی تدریجی و سیستماتیک کرامت انسانی یک ملت است.
برای درک اینکه چرا یک یخچال خالی، مفاهیمی فراتر از گرسنگی ساده را در بر دارد، میتوان به پژوهش بنیادین و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۹، نوشته آبهیجیت بنرجی (Abhijit Banerjee) و استر دوفلو (Esther Duflo) نگاه کرد که در کتاب معروفشان با نام «اقتصاد فقیر» (Poor Economics) منتشر شده است.
بنرجی و دوفلو سالها به مطالعه وضعیت خانوارهایی پرداختند که در فقر مطلق زندگی میکردند؛ از جمله در مناطقی مانند اودایپور در هند.
این خانوادهها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی میکردند و برای تامین تغذیه پایه خود با مشکلات اساسی روبهرو بودند.
مدلهای سنتی اقتصاد پیشبینی میکردند افرادی که در آستانه قحطی و گرسنگی هستند، تمام درآمدهای اندک خود را صرف خرید ارزانترین و پرکالریترین مواد غذایی (مانند برنج، گندم یا عدس) میکنند تا صرفا زنده بمانند.
اما این دو پژوهشگر به کشف غیرمنتظره و شگفتانگیزی دست یافتند: ترجیح کیفیت و لذت بر صرف کالری: این خانوادهها حتی زمانی که کالری کافی برای خوردن نداشتند، حدود هفت درصد از بودجه غذایی خود را صرف خرید قند، چای، تنباکو و همچنین مشارکت در جشنها و آیینهای محلی میکردند.
نقش «کالاهای حفظ کرامت» (Dignity Goods): زمانی که درآمد این خانوادهها کمی افزایش مییافت، آنها صرفا غلات بیشتری نمیخریدند؛ بلکه غذای خوشطعمتر، یک استکان چای شیرین برای صبح یا امکانی کوچک برای پذیرایی از یک مهمان تهیه میکردند.
بنرجی و دوفلو دریافتند که انسانها ماشینهای بیولوژیکی نیستند که تنها به دنبال محاسبه سوخت و کالری بدن باشند. لذتهای کوچک - مانند یک استکان چای شیرین، شیرینی مختصری برای مهمان، یا یک وعده غذای سنتی در روزهای عید - «کالاهای حفظ کرامت» هستند.
این خریدهای بهظاهر غیرضروری، آرامش روانی ایجاد میکنند، پیوندهای اجتماعی را زنده نگه میدارند و احساس «انسان بودن» و حفظ حرمت نفس را در سختترین شرایط محیطی ممکن میسازند.
انسانها حتی تحت شدیدترین فشارها نیز سعی میکنند با حفظ این رفتارهای کوچک، کرامت خود را پاس بدارند.
بحران ایران: زمانی که کالاهای حفظ کرامت نابود میشوند
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، یک معکوسسازی دردناک از این پدیده اقتصادی-اجتماعی است.
با سقوط بیسابقه ارزش ریال و رسیدن دلار به ارقام سرسامآور، از جمله عبور از مرز دو میلیون و ۲۰۰ هزار ریال، قدرت خرید خانوادههای ایرانی بهشدت کاهش یافته است.
تورم موجود دیگر تنها کالاهای غیرضروری را هدف نگرفته، بلکه سفره و غذاهای پایه مردم را نشانه رفته است.
در فرهنگ ایرانی - فارغ از طبقه اجتماعی - مهماننوازی، دورهمیهای خانوادگی و سنت نوشیدن چای، همواره از ارکان اصلی زندگی فردی و اجتماعی بودهاند.
یک استکان چای که جلوی مهمان گذاشته میشود، یک جعبه شیرینی کوچک برای دید و بازدید، یا میوهای ساده در سفره شبهای عید، ابزارهایی غیرقابل معامله برای حفظ احترام و کرامت خانوادگی بودهاند.
امروز، همانطور که در ویدیوهای شهروندان دیده میشود، فروپاشی پول ملی، میلیونها خانواده ایرانی را از مرزی که بنرجی و دوفلو در هند مشاهده کرده بودند، پایینتر برده است:
۱. از بین رفتن حاشیه امنیت روانی: میلیونها خانواده ایرانی دیگر حتی توان مالی برای انتخاب بین «کالری پایه» و «کالاهای حفظ کرامت» را ندارند. جهش قیمت گوشت، مرغ، لبنیات و برنج، خانوادهها را مجبور کرده تا چای، قند، میوه و تنقلات را بهطور کامل حذف کنند تا فقط بتوانند اجارهخانه را بدهند یا نان خالی تهیه کنند.
۲. انزوای اجباری اجتماعی: وقتی خانوادهای توان ارائه یک استکان چای یا یک پذیرایی ساده را از دست میدهد، رفتوآمدهای خانوادگی و رفتن به خانه دوستان قطع میشود. فروپاشی اقتصادی، پیوندهای عاطفی و اجتماعی جامعه را از هم میگسلد و افراد را در انزوای کامل فرو میبرد.
۳. گذار از «خرید برای کرامت» به «تنازع برای بقا»: وقتی فقر به نقطهای میرسد که حتی هزینههای کوچک برای حفظ کرامت نیز محو میشوند، ضربه روانی دیگر فقط «استرس مالی» نیست، بلکه یک «تحقیر وجودی و عمیق» است. یخچال خالی در برابر دوربین، تصویر خانوادهای است که حتی ابزارهای پایه برای زندگی انسانی و اجتماعی از او سلب شده است.
هزینه واقعی فروپاشی ارزش پول ملی
سقوط ارزش پول ملی تا سطحی که با دهها میلیون ریال هم توان خرید حداقلهای زندگی وجود ندارد، یک مساله صرفا عددی و آماری نیست. این فاجعه را نمیتوان تنها در نرخ تورم یا شاخصهای خط فقر خلاصه کرد.
هزینه واقعی این بحران، کیفی و انسانی است. فقر، کالری را میگیرد؛ اما تورم افسارگسیخته، عزتنفس و کرامت انسانی را به سرقت میبرد.
فاجعهای که در ویدیوهای شهروندان دیده میشود فقط این نیست که مردم گرسنهاند؛ بلکه این است که سوءمدیریت اقتصادی، شهروندان را از سادهترین رفتارهایی که احساس انسان بودن و هویت اجتماعی به آنها میدهد، محروم کرده است.
وقتی شهروندان ایرانی یخچالهای خالی خود را در برابر دوربین باز میکنند، نتیجه نهایی یک ابربحران اقتصادی را به جهان نشان میدهند: نقطهای که در آن، حتی همان «دلخوشیها و خریدهای کوچک برای حفظ کرامت» - یعنی همان چای شیرینی که اقتصاددانان برجسته جهان در فقیرترین نقاط زمین ثبت کرده بودند - در ایران به تاریخ پیوسته است.
صدها شهروند در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند با افزایش لحظهای قیمتها و فشار اقتصادی، امکان برنامهریزی برای آینده نزدیک را هم از دست دادهاند. این پیامها نشان میدهند فشار تورمی از سطح خریدهای بزرگ عبور کرده و به خوراک، رفتوآمد، تعمیر وسایل و هزینههای روزمره رسیده است.
ایراناینترنشنال از مخاطبان خود پرسید که «گرانی و تغییر مداوم قیمتها چه برنامههایی را در زندگی شما به هم زده است؟»
در بخش قابل توجهی از پاسخها، عباراتی مانند «میکوشیم تا فقط زنده بمانیم»، «برنامهای نمانده» و «در حالت بقا هستیم» تکرار شده است.
این جوابها تصویری از شرایطی ارائه میکنند که در آن افق تصمیمگیری افراد از ماهها و سالهای آینده به تامین هزینههای همان روز یا همان هفته محدود شده است.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «هر روز فقط به گذراندن همان روز فکر میکنم؛ باید قسطها، چکها و بیمه را پرداخت کنم. واقعا حتی برای فردا نمیتوانم برنامه بریزم.»
مواد خوراکی در صدر
هزینه مواد غذایی یکی از موضوعات پرتکرار در پیامهای شهروندان است.
شماری از مخاطبان گفتند درآمدشان دیگر حتی برای تامین مناسب خوراک کافی نیست و در چنین شرایطی، خرید کالاهای دیگر به موضوعی ثانویه تبدیل شده است.
یک مخاطب نوشت پول خانواده دیگر به مواد غذایی هم نمیرسد، چه برسد به لوازم ضروری زندگی.
شهروند دیگری گفت تنها برنامه باقیمانده برای بسیاری از خانوادهها «سیر کردن شکم» است.
در چند پیام نیز شهروندان از کوچک شدن محسوس سبد غذایی، خرید حداقلی و احساس شرمندگی مقابل اعضای خانواده نوشتند.
برخی پاسخها نشان میدهند فشار گرانی از کالاهای بزرگ و سرمایهای عبور کرده و به خریدهای بسیار معمول روزانه رسیده است.
آمار رسمی نشان میدهد در ماههای اخیر، فشار بر سبد غذایی از نرخ تورم عمومی نیز شدیدتر بوده است.
تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها در مرداد سال جاری با ثبت ۱۲۷.۵ درصد، همچنان در صدر بود.
پیشتر نیز در اردیبهشت، افزایش قیمت شش قلم خوراکی پرمصرف خانوارهای شهری از ۲۰۰ درصد عبور کرده بود.
همزمان گزارشها از تغییر الگوی مصرف خانوارها حکایت دارند. کاهش قدرت خرید، خرید اقساطی را از کالاهای بزرگ به مواد غذایی، لبنیات، شویندهها و دیگر اقلام ضروری کشانده و مصرف برخی مواد غذایی اساسی نیز به شکل محسوسی کاهش یافته است.
یکی دیگر از مضامین اصلی، ناتوانی افراد در رسیدن به هدفهای مالی کوچک و متوسط، حتی پس از ماهها پسانداز است.
یک مخاطب نوشت برای خرید گوشی ۶۰ میلیون تومان جمع کرده بوده اما دو هفته بعد قیمت همان گوشی به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده و مجبور شده خرید را کاملا کنار بگذارد.
مخاطب دیگری گفت سال گذشته قصد خرید موتور داشته اما نتوانسته پول مورد نیاز را کامل کند؛ با افزایش شدید قیمت، در نهایت از خرید موتور منصرف شده و برای رفتوآمد به محل کار دوچرخه خریده است.
در اکوسیستمی با تورم بالا، فاصله زمانی میان پسانداز کردن و خرید به عاملی تعیینکننده تبدیل میشود؛ کالایی که فرد برای خرید آن چند ماه پول کنار میگذارد ممکن است در همان مدت با سرعتی بیشتر از میزان پسانداز او گران شود و عملا دوباره از دسترس خارج شود.
این وضعیت باعث میشود پسانداز، بهویژه برای حقوقبگیرانی که درآمدشان در طول سال ثابت میماند، بخشی از کارکرد خود را برای رسیدن به هدفهای کوتاهمدت و میانمدت از دست بدهد.
یک معلم برای ایراناینترنشنال نوشت سالهاست نتوانسته گوشی خود را عوض کند و با حقوق ۲۰ میلیون تومانی حتی مدلهای پایینرده نیز برای او قابل خرید نیست.
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت: «مجبوریم با قراضههای عهد بوق بسازیم. هر چه لوازم الکترونیکی داریم از قبل داشتیم. دیگر جدیدش را نمیتوانیم بخریم. حتی نمیدانیم قرار است دو ماه بعد قیمت آن وسیله چند شود که برایش پول جمع کنیم.»
مخاطبی نیز به افزایش هزینه خدمات و لوازم جانبی اشاره کرد و گفت قیمت گوشی موبایلی که قبلا خریده، الان شده ۸۰ میلیون تومان، ولی اگر همین گوشی نیاز به تعمیر و تعویض قطعه داشته باشد، باید چند ماه برای تامین هزینهاش کار کند.
بخش قابل توجهی از پیامهای شهروندان، حاوی نشانههای آشکار خستگی و ناامیدی است.
مخاطبان از استرس دائمی، از دست رفتن آرامش، شرمندگی در برابر خانواده و بیمعنا شدن هدفهای بلندمدت نوشتند.
برای برخی، این فشار اقتصادی مستقیما به نارضایتی سیاسی پیوند خورده است.
شهروندان، جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت موجود خواندند و اعتراض، اعتصاب یا تغییر سیاسی را تنها راه خروج از شرایط فعلی توصیف کردند.
بر اساس مجموع این پیامها، افق زندگی برای بسیاری به شدت کوتاه شده و از برنامهریزی برای خرید خانه، خودرو، رفتن به سفر یا خرید وسایل، به فکر کردن درباره خوراک، بدهی و هزینه فردا تقلیل یافته است.
عکس آرشیوی از جرثقیلهای کانتینری و تاسیسات باربری بندر شهید رجایی در نزدیکی بندرعباس در جنوب ایران، در سال ۲۰۲۵
تصاویر ماهوارهای بررسیشده از سوی ایراناینترنشنال نشان میدهد از زمان برقراری دوباره محاصره دریایی آمریکا در اواسط ژوئیه، فعالیت قابل مشاهده کشتیها در بنادر شهید رجایی و امام خمینی بهشدت کاهش یافته است؛ وضعیتی که از افزایش فشار بر واردات و صادرات ایران حکایت دارد.
مقایسه مجموعه تصاویر ماهوارهای کوپرنیکوس از ماههای پیش از جنگ با دوره محاصره، تغییری چشمگیر را در هر دو بندر نشان میدهد.
در بندر شهید رجایی در نزدیکی بندرعباس، تصاویر پیش از جنگ نشان میدهد کشتیها در چندین پست اسکله پهلو گرفتهاند و پایانه کانتینری فعالیت بیشتری دارد؛ اما در تصاویر بعدی، شمار کشتیها بسیار کمتر است و بخشهای وسیعی از بندر عمدتا غیرفعال به نظر میرسد.
بعد
قبل
نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید
شهید رجایی مهمترین بندر صادراتی ایران و پس از بندر امام خمینی، دومین دروازه بزرگ واردات کشور است. این بندر همچنین بزرگترین بندر کانتینری ایران است و بر اساس آمار رسمی، نزدیک به ۸۰ درصد تخلیه و بارگیری کانتینرهای کشور در آن انجام میشود.
الگوی مشابهی در بندر امام خمینی در جنوب غربی ایران، بزرگترین دروازه واردات کشور، دیده میشود. تصاویر ماهوارهای این بندر نیز نشان میدهد حضور کشتیها و فعالیت پایانهها در مقایسه با دوره پیش از جنگ بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
بعد
قبل
نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید
این تصاویر معیاری بصری از میزان اختلال در بنادری ارائه میکند که برای اقتصاد ایران حیاتیاند. بر اساس دادههای بندری ایران، بیش از ۵۵ درصد واردات و صادرات کشور و، طبق برآوردها، ۸۵ تا ۹۰ درصد تجارت کانتینری آن از طریق بندر شهید رجایی انجام میشود.
بندر امام خمینی نقشی بهویژه مهم در واردات مواد غذایی و دیگر کالاهای اساسی دارد. سازمان بنادر و دریانوردی ایران اعلام کرده است که در سال ۱۴۰۳ بیش از ۴۸ میلیون تن کالا در این بندر تخلیه و بارگیری شده که ۱۹٫۲ میلیون تن آن کالای وارداتی بوده است.
شواهد ماهوارهای، دیگر نشانههای تشدید آثار محاصره را تقویت میکند. در ویدیویی که اوائل شهریور از بندر شهید رجایی منتشر شد، هیچ کشتی پهلوگرفتهای دیده نمیشد و فعالیت تخلیه و بارگیری قابل مشاهده نیز اندک بود.
ایراناینترنشنال ۲۷ تیرماه گزارش داد که فعالیت این بندر به حداقل رسیده، هزاران کانتینر در آن متوقف مانده و حدود نیمی از نیروی کار آن تعدیل شدهاند.
مقامهای جمهوریاسلامی نیز بیش از پیش به پیامدهای اقتصادی محاصره اذعان کردهاند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، ۶ شهریور گفت بسته بودن مسیرها مانع ورود کالا، از جمله بنزین، به کشور شده است.
رویترز این هفته گزارش داد که تجارت ایران در پی محاصره و تشدید تحریمها تا ۳۵ درصد کاهش یافته و همزمان عرضه بنزین نیز بهشدت محدود شده است.
تأثیر محاصره بر تجارت نفت ایران حتی شدیدتر بوده است. بر اساس دادههای کشتیرانی که رویترز به آنها استناد کرده، بارگیری نفت خام ایران از حدود دو میلیون بشکه در روز پیش از جنگ، به حدود ۲۲۰ هزار تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است.
واشینگتن میگوید میتواند محاصره را برای مدتی نامحدود ادامه دهد. فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرد که تا اول شهریور، نیروهایش مسیر ۷۰ کشتی تجاری را که تلاش داشتند محاصره را بشکنند، تغییر دادهاند؛ سه کشتی نیز از کار انداخته شدهاند و نیروهای آمریکایی وارد دو کشتی دیگر شدهاند.
بر اساس دادههای گمرکی که پس از ماهها تاخیر منتشر شد، تجارت خارجی ایران از آغاز درگیری با ایالات متحده بهشدت کاهش یافته و صادرات غیرنفتی و واردات کشور هر کدام حدود یکچهارم یا بیشتر افت کردهاند.
ایران تا ۲۵ مرداد، یعنی در نزدیک به پنج ماه نخست سال جاری، حدود ۱۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی، از جمله گاز طبیعی و گاز مایع، صادر کرد. این رقم نزدیک به ۳۰ درصد کمتر از رقم گزارششده برای پنج ماه نخست سال قبل بود.
واردات نیز در همین دوره نزدیک به پنجماهه به حدود ۱۷ میلیارد دلار کاهش یافت؛ رقمی حدود یکچهارم کمتر از واردات ثبتشده در کل دوره پنجماهه مشابه سال قبل.
این ارقام نشاندهنده وخامت شدید وضعیت تجارت ایران در جریان جنگی است که صنایع کلیدی و مسیرهای کشتیرانی را مختل کرده و فشار بیشتری بر اقتصادی وارد آورده است که از پیش با سالها تحریم، کاهش درآمدهای نفتی و کمبود مزمن ارز دستوپنجه نرم میکرد.