چیزی فراتر از مرگ در خیابانهای ایران رخ داد؛ گزارش گاردین از روایت یک جراح از ۱۸ و ۱۹ دی
یک پزشک جراح در ایران که در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه مشغول درمان مجروحان انقلاب ملی ایران بود، در گفتوگو با روزنامه گاردین از ساعاتی سخن گفته است که با قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی، شلیک گلولههای جنگی آغاز شد و بیمارستانها در مدت کوتاهی به میدان جنگ تبدیل شدند.
روزنامه گاردین یکشنبه پنج بهمن بر اساس شهادت یک پزشک نوشت، سرکوب خونین اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه آغاز شد.
این پزشک میگوید صدای تیراندازی در خیابانها بهوضوح شنیده میشد و همزمان اینترنت و ارتباطات تلفنی بهطور کامل قطع شده بود.
او که سابقه فعالیت در مناطق زلزله زده را دارد، وضعیت بیمارستانهای ایران در آن شب را «بدتر از هر منطقه جنگی» توصیف میکند.
این در حالی است که بر اساس بیانیه یکشنبه پنجم بهمن شورای سردبیری ایراناینترنشنال، ابعاد سرکوب اعتراضات مردمی در جریان انقلاب ملی ایران بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده و شمار کشتهشدگان به بیش از ۳۶هزار و ۵۰۰ نفر رسیده است.
قطع ارتباطات و آغاز شلیک مستقیم
به گفته این پزشک، تا پیش از ساعت هشت شب پنجشنبه، تصاویر مجروحان با زخمهای ساچمهای از طریق واتساپ برای او ارسال میشد؛ زخمهایی که اگرچه دردناک و ترسناک بودند، اما قابل درمان محسوب میشدند.
اما با از کارافتادن اینترنت و تلفن همراه وضعیت بهسرعت تغییر کرد. از حدود ساعت ۸:۱۰ یا ۸:۲۰ شب، صدای شلیک گلوله، فریاد مردم و انفجار در خیابانها به وضوح شنیده میشد.
با رسیدن نخستین مجروحان به بیمارستان مشخص شد که نیروهای حکومتی دیگر از ساچمه استفاده نمیکنند، بلکه با گلوله جنگی به مردم شلیک میکنند؛ گلولههایی که از یک سوی بدن وارد و از سوی دیگر خارج میشدند.
بیمارستانها مناطق تلفات گسترده
این پزشک که جراح آسیبهای قفسه سینه و شکم است، میگوید اتاقهای عمل بهسرعت پر شد از بیمارانی که گلوله به شکم، لگن و سینهشان اصابت کرده بود؛ زخمهایی که تنها چند دقیقه با مرگ فاصله داشتند.
در بیمارستانی که معمولا دو عمل اورژانسی در یک شب انجام میشود، آن شب بین ساعت ۹ شب تا ۶ صبح حدود ۱۸ عمل جراحی انجام شد و با روشن شدن هوا، هنوز برخی بیماران روی تخت جراحی بودند.
به گفته او، بیمارستانها به مناطق «تلفات گسترده» تبدیل شدند. نه پزشک کافی وجود داشت، نه پرستار، نه متخصص بیهوشی، نه خون و نه زمان.
همچنین اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از الگوی مشخص سرکوب پرده برمیدارد؛ از جمله اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال از سردخانهها نشان میدهد شماری از مجروحان در حالی هدف گلوله قرار گرفتهاند که تحت مراقبت پزشکی و همچنان به تجهیزات پایش علائم حیاتی متصل بودند.
صدای تیربار در خیابانهای تهران
بر اساس شهادت این پزشک در طول شب صدای سلاحهایی شنیده میشد که هیچگاه نباید در خیابانهای یک شهر استفاده شوند. او از شنیدن صدای تیربارهای سنگین دوشکا و مشاهده آنها بر روی وانتهای در حال حرکت در خیابانها سخن گفته است.
فضایی که او توصیف میکند، بیشتر به میدان نبرد شباهت دارد تا عملیات انتظامی. بهگفته این پزشک، آنچه در خیابانها جریان داشت دیگر «پلیس» نبود، بلکه شکل آشکاری از جنگ علیه مردم غیرنظامی بود.
زخمیها از مراجعه به بیمارستان هراس داشتند
این پزشک میگوید بسیاری از مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری میکردند، زیرا نهادهای امنیتی با ارسال نامه رسمی خواستار مشخصات بیماران میشوند. روالی که در اعتراضات پیش از این نیز وجود داشته است.
افراد زیادی با این پزشک تماس میگرفتند و با رمز و اشاره صحبت میکردند، چون نگران شنود مکالمات بودند. تماسها تنها درباره معترضان نبود؛ درباره یک کودک ۱۶ ساله، مردی ۷۰ ساله و افراد از تمامی سنین بود.
او میگوید: «حتی لازم نبود تظاهرکننده باشی تا به تو شلیک شود؛ کافی بود آنجا باشی.»
شهرهای خونین
این پزشک در روز ۱۹ دی به یکی از شهرهای مرکزی ایران سفر میکند. به گفته او، همکارانش در بیمارستانهای آن شهر کوچک نیز از شبی «فاجعهبار» خبر دادهاند؛ در یکی از بیمارستانها، تنها در یک شب ۱۳عمل جراحی قفسه سینه و شکم انجام شده بود.
حتی بیمارستانهای خصوصی که معمولا هیچ مورد تیرخوردگی ندارند، مملو از مجروحان شده بودند.
این پزشک میگوید هیچ آمار دقیقی از شمار جانباختگان وجود ندارد، اما بر اساس ظرفیت تختها و تعداد بیمارستانها میتوان تخمین زد که ابعاد کشتار بسیار گسترده بوده است.
به باور او، در شهری با حدود دو میلیون نفر جمعیت ممکن است بیش از هزار نفر تنها در یک شب جان خود را از دست داده باشند.
او همچنین صحنهای را توصیف میکند که در جوی آب، نزدیک به یک لیتر خون جمع و رد خون چند متر روی زمین کشیده شده بود. نشانهای از اینکه برخی مجروحان حتی فرصت رسیدن به بیمارستان را پیدا نکردهاند.
جنایتی که در تاریکی رخ داد
این پزشک تاکید میکند که خشونت در شب ۱۸ دی با شلیکهای پراکنده آغاز شد، اما در شب ۱۹ دی به تیراندازی با اسلحه خودکار و گسترده تبدیل شد.
او گفت: «آنچه رخ داد شبیه میدان جنگ بود که داشت علیه غیرنظامیان اجرا میشد.»
او افزود قطع اینترنت، خاموشی ارتباطات، شمار بالای مجروحان و فرسودگی شدید کادر درمان، مجموعهای از شرایط را رقم زد که بخش بزرگی از این سرکوب خونین در تاریکی و بیخبری مطلق اتفاق افتاد.
ایراناینترنشنال در بیانیه یکشنبه خود با تاکید بر این یافتهها اعلام کرد آنچه در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد، یک جنایت گسترده و برنامهریزیشده به دستور شخص علی خامنهای، دیکتاتور تهران، است. جنایتی که اکنون از آن بهعنوان خونینترین قتلعام شهروندان در جریان تظاهرات خیابانی در یک بازه دو روزه در تاریخ جهان یاد میشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.