اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» درباره جنایتهای دیماه در ممسنی حاکی است شمار زیادی از مجروحان به دلیل ترس از بازداشت در بیمارستانها و مراکز درمانی، در خانهها یا مکانهای مخفی، تحت درمان قرار گرفتند.
تعدادی از مجروحان، ماهها پس از اعتراضها همچنان با عوارض ناشی از اصابت گلوله جنگی و ساچمه دستوپنجه نرم میکنند.
خانوادههای کشتهشدگان و مجروحان همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و همین فشارها، دستیابی به آمار دقیق قربانیان و انتشار نام آنان را دشوار کرده است.
ایراناینترنشنال تاکنون هویت و نحوه کشته شدن ۱۶ نفر را در جریان سرکوب اعتراضات ممسنی راستیآزمایی کرده است. در مجموع، نام ۲۱ نفر از شهروندان ممسنی که در اعتراضات دیماه کشته شدند به ایراناینترنشنال رسیده؛ با این توضیح که پنج نفر از آنان در شهرهای دیگر کشته و سپس در ممسنی به خاک سپرده شدند.
بر اساس روایتهای رسیده، به دلیل فشار بر خانوادهها، نسبت دادن برخی مرگها به خودکشی و خودداری شماری از خانوادهها از رسانهای کردن نام عزیزانشان، آمار واقعی قربانیان میتواند بیش از مواردی باشد که تاکنون تایید شده است.
آغاز زودهنگام اعتراضات در ممسنی
نورآباد ممسنی پیش از فراخوانهای سراسری ۱۸ و ۱۹ دیماه، از نخستین شهرهایی بود که به اعتراضات پیوست.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال نشان میداد جمعیت بزرگی از مردم در میدان اصلی شهر تجمع کرده و شعارهای ضدحکومتی سر دادند.
با گسترش خیزش سراسری، مردم نورآباد از عصر ۱۸ دیماه بار دیگر به خیابانها آمدند. بر اساس اطلاعات رسیده، معترضان از سه مسیر اصلی به سوی مرکز شهر و فلکه آموزشوپرورش حرکت کردند
مسیر نخست از خیابان حمام شهرداری و مصلی، مسیر دوم از بلوار هفتتیر و مسیر سوم از بلوار هجرت آغاز میشد.
هدف جمعیت در هر سه مسیر، رسیدن به فلکه آموزشوپرورش بود. نقطهای که شماری از مهمترین نهادهای حکومتی شهر، از جمله مقر سپاه پاسداران، دادگستری و کلانتری، در اطراف آن قرار دارند.
به گفته شاهدان، نیروهای حکومتی از نخستین لحظات تلاش کردند با شلیک گسترده گاز اشکآور مانع رسیدن مردم به مرکز شهر شوند.
یکی از شاهدان به ایراناینترنشنال گفت نیروهای امنیتی در فاصلههای بسیار کوتاه به سوی جمعیت گاز اشکآور شلیک میکردند.
با وجود این، معترضان از چند مسیر پیشروی کردند و گروهی که از بلوار هجرت حرکت کرده بود، برای مدتی به مرکز شهر رسید.
نیروهای حکومتی از پشتبام دادگستری، کلانتری، بانک ملت و کوچههای منتهی به مقر سپاه پاسداران، مردم را هدف گلولههای ساچمهای و جنگی قرار دادند.
یکی از شاهدان گفت تنها در جمعیت حاضر در بلوار هجرت، دستکم شش مجروح با جراحات جدی دیده است.
به گفته او، چهار نفر از ناحیه پا و دو نفر از ناحیه شکم و اندام تناسلی هدف گلوله قرار گرفته بودند.
همزمان، صدای ممتد شلیک سلاحهای جنگی از دو مسیر دیگر نیز شنیده میشد.
بر اساس یکی از روایتها، در محدوده مصلی و مسیر منتهی به فلکه آموزشوپرورش، «یکی از نیروهای امنیتی به دست معترضان افتاد و کشته شد». پس از این اتفاق، نیروهای حکومتی شدت تیراندازی را افزایش دادند و جمعیت حاضر در این مسیر را به رگبار بستند.
شاهدان فضای شهر را در آن شب به میدان جنگ تشبیه کردهاند. بر اساس این روایتها، از کودکان و نوجوانان تا سالمندان در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی بدون توجه به سن معترضان، به سوی جمعیت تیراندازی میکردند.
نخستین کشتههای آن شب در مسیرهای بلوار هفتتیر و خیابان حمام شهرداری به سوی فلکه آموزشوپرورش ثبت شدند. دو مسیری که شدت درگیری و تیراندازی در آنها بیشتر بود.
کشتار مقابل دادگستری نورآباد
صبح روز بعد، علی احمدی، معلم بازنشسته، در بهشت زهرای ممسنی در سخنانی از لزوم پاسخگویی عاملان سرکوب و خونریزی سخن گفت.
پس از این مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و فلکه آموزشوپرورش حرکت کرد و در ادامه، وارد محدوده دادگستری نورآباد شد.
بر اساس روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، ساختمان دادگستری در حوالی غروب به آتش کشیده شد. پس از آن، نیروهای مسلح لباسشخصی با خودروهای پژو ۴۰۵ از سمت کلانتری وارد محدوده شدند و از چند جهت به سوی جمعیت تیراندازی کردند.
یکی از شاهدان صحنه تیراندازی را شبیه عملیات نظامی و حمله تروریستی توصیف کرد و گفت شمار زیادی از معترضان در همین مرحله کشته یا بهشدت مجروح شدند.
مجروحانی که از درمان محروم ماندند
اطلاعات رسیده به کارزار کشف حقیقت ممسنی نشان میدهد بسیاری از مجروحان اعتراضات به دلیل احتمال بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند و در خانه یا مکانهای مخفی درمان شدند.
یک نوجوان ۱۴ ساله اهل ممسنی که در اعتراضات ۱۸ دیماه با گلوله جنگی از ناحیه پا مجروح شد، با وجود انجام دو عمل جراحی، همچنان قادر به راه رفتن نیست.
یکی دیگر از مجروحان که ۱۹ دیماه با گلوله ساچمهای هدف قرار گرفت، برای فرار از نیروهای امنیتی چند ساعت زیر پل فهلیان پناه گرفت. محرومیت او از درمان فوری و باقی ماندن طولانیمدت جراحتها بدون رسیدگی پزشکی، به عفونت شدید پای او منجر شد.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، شمار مجروحانی که آثار گلوله و ساچمه همچنان بر بدنشان باقی مانده، قابل توجه است: «با این حال، ترس از شناسایی و بازداشت باعث شده بسیاری از آنان حاضر به انتشار نام، تصویر یا پرونده پزشکی خود نباشند.»
گزارشها همچنین از ادامه بازداشتها، احضار شهروندان و حضور گسترده نیروهای امنیتی در نورآباد حکایت دارند.
خانوادههای کشتهشدگان و مجروحان نیز تحت فشار قرار گرفتهاند تا درباره چگونگی سرکوب و شمار قربانیان، با رسانهها گفتوگو نکنند.
کارزار کشف حقیقت ممسنی در تلاش است با جمعآوری شهادت شاهدان، تصاویر، اسناد پزشکی و اطلاعات خانوادهها، ابعاد سرکوب اعتراضات در این شهرستان و هویت تمامی کشتهشدگان و مجروحان را روشن کند.
حسین قاضیان از جمله جامعهشناسانی است که تحولات ایران را در سالهای گذشته به دقت زیر نظر داشته. او در گفتوگویی با ایراناینترنشنال، به پیامدهای بلندمدت و حتی نسلی احساس تعلیق و بلاتکلیفی پرداخته و از راههایی میگوید که شهروندان برای تابآوری و بقا در پیش گرفتهاند.
ایران در یک سال گذشته دچار تحولاتی کمسابقه بوده. از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا اعتراضات و سرکوب خونین و کشتار بیسابقه در دیماه و جنگی دیگر، که ساختار سیاسی حکومت ایران را تغییر داد.
این رویدادها فضایی مبهم را در زندگی و ذهن مردم ایجاد کردهاند. آنها با وضعیتی بلاتکلیف و پرسشهایی درباره آینده ایران و سرنوشت نظام جمهوری اسلامی مواجه هستند.
قاضیان در گفتوگوی پیش رو، به این مساله پرداخته است.
بعد از جنگ ۱۲ روزه که خیلیها انتظار وقوعش را نداشتند، تا اعتراضات دیماه و بعد جنگی که به آتشبس و اکنون به توافقی با سرنوشتی نامعلوم تبدیل شده، بسیاری احساس بلاتکلیفی میکنند. آیا میتوان وضعیت کنونی را نوعی «تعلیق اجتماعی» نامید؟
- بله. به یک معنی زندگی عمومی پادرهواست، معلق است و بلاتکلیف. این تعلیق اجتماعی و سیاسی سالهای سال است که ادامه دارد. مردم نمیدانند بالاخره چه زمانی زندگی از این تب و تاب و نوسان هر روزی خلاص میشود و میشود که آرام و قراری گرفت. و اگر ثباتی در کار نیست، بالاخره اوضاع تغییر میکند یا نه، و اساسا تغییر به سمت مثبت است یا منفی؟ امیدوار باشیم یا نگران؟ «اینا» میروند یا میمانند؟ اینها به کنار، در زندگی روزمره چه کنیم؟ برویم، بمانیم، بخریم، بفروشیم، چه کار کنیم و چه نکنیم؟ کما اینکه میبینید مردم مدام منتظرند و دست نگه داشتهاند تا ببینند «بالاخره چی میشه».
این وضعیتِ تعلیق، ما را در یک زمانِ حالِ استمراریِ بیپایان فرو برده است. گویی گذشته و آینده وجود ندارند و فقط زمان حال است که ادامه و استمرار پیدا میکند. امروز، امتداد دیروز است و فردا امتداد امروز. تنها چیزی که جریان دارد، امروز است. زمان حال است. چون حال، مثل گذشته است، و آینده محتملا مثل امروز خواهد بود. زمانها هم همه بلاتکلیفاند. دیروز در تردید که آیا میشود زمانش را رها کند و گذر کند به امروز؟ و امروز خودش در بلاتکلیفی که کی میتواند به فردا برسد. عبوری در کار نیست، صرفا تعویض تعلیقی است با تعلیق دیگر. انگار هر چیزی میتواند عوض بشود، حتی زمان تقویمی میتواند بگذرد، اما زمانِ زندگیِ ما معلق است میان زمان گذشته و آینده و در این حال بیفرجام، گیر کرده است.
به نظر میرسد این حس تعلیق به دلیل محتمل بودن یک «انقلاب» یا تغییر اساسی ساختار سیاسی ایران، تشدید شده است. فکر میکنید این بحران مقطعی است؟
- بحران موضوعِ وضعیتی شدید و وخیم و فوری است که به سرعت رخ میدهد و به همان سرعت باید به آن واکنش نشان داد؛ ولی وقتی بحرانی برای مدتهای طولانی ادامهدار شود، تبدیل میشود به «بحران مزمن». هرچند «بحرانِ مزمن» عبارتی پارادوکسیکال است، ولی اگر بخواهیم از تعبیر مناسبی برای این پدیده استفاده کنیم همین عبارت میتواند آن را به خوبی توصیف کند. یعنی در عمل با پدیدهای مواجهیم که به اندازه «بحران» خطرناک است اما نه به تازگی ایجاد شده و نه به سرعت در برابرش واکنشی نشان داده شده.
در واقع سالهاست که ما با «بحرانِ مزمنِ» تعلیق روبهروییم و شهروندان نمیدانند با چه شرایطی روبهرو خواهند شد. حکومت و ساختار سیاسی کنونی ماندنی است یا رفتنی، زندگی خود شهروندان چه وضعیتی پیدا میکند، جنگ میشود، زنده میمانند، «مرده میمانند»، به زندگی عادی برمیگردند؟ عبارت «حالا بذار ببینیم چی میشه» که ورد زبان شده، به خوبی وضعیت تعلیق کنونی را بیان میکند.
این وضعیت مربوط به امروز و دیروز هم نمیشود. ما از اواسط دهه ۷۰ وارد این موقعیت شدیم. از دورهای که شورشهای شهری پیش آمد. از آن دوره تا دیماه ۱۴۰۴ ما به تناوب شاهد ناآرامیهای سیاسی بودهایم که حاکی از نارضایتی مردم از جمهوری اسلامی و نوع حکمرانی آن است. حکومت در بسته امکانها و پشنهادهایش، گزینهای برای حل این نارضایتی ندارد. راههایی که حکومت پیشنهاد میدهد در حد انتخابات فیلتر شده و بیفایده است. انتخاباتی که در عمل برای تقسیم منافع میان مدافعان حکومت است نه سازوکاری برای حل و فصل علل نارضایتیها. کانون اصلی قدرت در نظام سیاسی هم که در دست رهبر بوده تمایلی برای تغییر از بالا نداشته است. تلاش برای ایجاد تغییر از پایین یا استفاده از نیروهای خارجی هم تاکنون بینتیجه بوده.
یعنی همه راهها تا این لحظه به بنبست انجامیده است.
- بهطور خلاصه: بیتصمیمی حکومت در مورد موضوعات بسیار مهم.
در تمام این سالها در هیچ یک از موضوعات مهم، حکومت تصمیم قطعی نگرفته: مثلا بالاخره میخواهند بمب اتمی بسازند یا از آن دست برمیدارند؟ میخواهند صلح کنند یا میخواهند بجنگند؟ بالاخره میخواهند از حجاب اجباری دست بردارند یا کماکان میخواهند حجاب را اجباری نگه دارند؟ میخواهند با نظم موجود جهان آشتی کنند یا کماکان درصدد از بین بردن آن هستند و ....
برای خروج از این وضعیتِ بلاتکلیفی، در وهله اول حکومت خودش باید تصمیمات بزرگ و مهمی بگیرد. اما رهبر دوم جمهوری اسلامی نشان داد شجاعت و درایت کافی را برای گرفتن تصمیمات بزرگ ندارد. وضعیت رهبری کنونی و آرایش قدرت هم در حال حاضر مبهم است و ساختار سیاسی مشخصی برای تصمیمات بزرگ وجود ندارد. در نتیجه همان طور که در تمام این سالها زندگی اسیر و دستخوش این بیتصمیمیها بوده، الان هم این وضعت تا آیندهای غیرقابل پیشبینی ادامه خواهد داشت.
با این اوصاف مشخص است که زندگی خصلتی کوتاه مدت پیدا میکند. این شوخی مردم در مورد قیمت ارز که آیا «الان رو میگی یا الان رو» به خوبی بیانگر این زندگی لحظهای است. زندگیای که میتواند در مدت کوتاهی از این رو به آن رو شود: شب خوابیدهاید و صبحش جنگ میشود و شبی دیگر که خوابیدهاید فردایش جنگ متوقف میشود، بدون آن که صلحی باشد. پس با این حساب باید محکم بنشینیم که داریم پرتاب میشویم به دور بعدی بلاتکلیفی.
این تعلیق بلندمدت روی فرسایش طبقه متوسط چه تاثیری میگذارد و آیا بهطور مثال منجر به رشد مهاجرت میشود؟
- شیب مهاجرت به چند عامل وابسته است. نخست عواملی که فرد را از مبدا (یعنی کشوری که در آن زندگی میکند) فراری میدهد و وادار به مهاجرت میکند. یعنی عوامل راننده و دافعه از مبدا.
دسته دوم جاذبههای مقصد، یعنی عوامل دعوتکننده به کشور یا کشورهایی است که فرد میخواهد یا قرار است به آن مهاجرت کند.
تحقیقاتی که تاکنون در ایران درباره مهاجرت انجام شده، نشان میدهند عوامل دافعه مبدا، بیش از عوامل جاذبه مقصد در تصمیمگیری برای مهاجرت نقش داشتهاند.
اگر این فرض را بپذیریم و با مجموعه شواهد و آمار و ارقامی که در دست داریم متوجه باشیم که در این سالها عوامل دافعه مبدا روز به روز رو به رشد بودهاند، بنابراین به شکل منطقی باید انتظار داشته باشیم که نرخ مهاجرت هم افزایش یابد.
اما این افزایش با چند محدودیت مواجه است: یکی آماری و تکنیکی و دیگری سیاسی-اداری.
مطابق برخی از آمارها، ۸۴ درصد مردم ایران به اندازههای متفاوتی مایل به مهاجرت هستند. این مقدار به پیک و اوج خود رسیده. بنابراین انتظار اینکه مقدار مطلقِ میل به مهاجرت خیلی بیش از این رشد کند، از نظر آماری قابل انتظار نیست.
عامل مهم دیگر این است که مهاجرت به کشورهای مقصد با مشکلات اداری و سیاسی روبهرو شده و پذیرش مهاجر به «راحتیِ سختِ» گذشته نیست. از این گذشته، با کاهش ارزش پول ملی، توانایی مالی برای مهاجرت هم کمتر شده است. در نتیجه، با وجود این که عوامل دافعه مبدا سر جای خود هست، و رو به افزایش بوده، اما راه ورود به کشور مقصد فعلا از تنگه هرمز هم تنگتر شده است.
جامعه چقدر میتواند در وضعیت تعلیق طولانیمدت دوام بیاورد؟
- معیاری برای «چقدر» نداریم. این وضعیت میتواند تا ابد ادامه پیدا کند، و میتواند با سرعتی غیرمنتظره کاهش پیدا کند.
جامعهها میتوانند فرو بروند، تباه و فاسد و منحط شوند و این روند هر روز ادامه یابد. وقتی به تاریخ نگاه میکنیم، میبینیم تمدنهایی که از بین رفتهاند، عمدتا به مرور تباه شدهاند. بنابراین، این وضعیت میتواند برای سالهای طولانی دوام داشته باشد. همانطور که نمونههای دیگر آن را در جهان میتوان دید. مثلا زیمباوه قبل از ما دچار این تورم طولانی شد و هنوز وضعیت وخیمش بیش و کم ادامه دارد.
کشورهای زیادی بودهاند که برای مدتی طولانی در وضعیت تباهی و سقوط سیر کردهاند. بنابراین این روند الزاما به صورت خود به خودی در جایی تمام نمیشود. در نتیجه، آدمها دیر یا زود راهی برای بقا در شرایطی که نمیتوانند آن را تغییر دهند پیدا میکنند. ایرانیها هم مانند بقیه وقتی نمیتوانند وضعیت را تغییر دهند، یک طوری با آن سر خواهند کرد.
در طول سالهای اخیر، واکنشهایی هم به این احساس تعلیق شکل گرفته. این رفتارها را چطور ارزیابی میکنید؟
- همانطور که گفتم، آدمها در نهایت راههایی برای دوام آوردن پیدا میکنند. مثلا با توجه به وضعیت بد اقتصادی، وقتی ایرانخودرو پیشفروش خودرو گذاشت، مردم چند هزار میلیارد تومان پول گذاشتند. چون میدانند اگر پول را در این راه یا خرید سکه و ارز نگذارند ارزشش از بین میرود. یک و دو میلیون تومانهایشان را روی هم جمع میکنند تا راهی برای بقا پیدا کنند.
برخی در حالات کاملا بحرانی (مثل جنگ کوتاه مدت) با دیگران همدلی میکنند: چک بدهکار را به اجرا نمیگذارند، میپذیرند که اجاره خانه یا محل کسب را دیرتر بگیرند یا به دیگران کمکهایی بکنند.
از طرف دیگر، در این موقعیت چون منابع کمتر میشود و رقابت بر سر آن افزایش مییابد، تخلف، جرم و حتی بیرحمی هم زیاد میشود.
این را در افزایش جرایم خشن یا پیوستن آدمهای عادی به جرگه خلافکاران میتوان دید.
زنی معمولی که با چادر رفته مغازه، برنج را زیر چادرش میزند، دزد نبوده، دزد شده. یا شهروند عادی که درپوش آهنی فاضلاب و تابلوی راهنمایی و رانندگی را از خیابان میدزدد، جز این راهی برای بقا پیدا نکرده.
بنابراین شهروندان راه بقا را پیدا میکنند، هرچند که این راهها از نظر بقیه لزوما راهی معقول و پذیرفته نباشد، اما قابل فهم است. چون ما هم در شرایط معمول و پذیرفتهای زندگی نمیکنیم. برای همین جامعه در همه ابعاد خود دچار درماندگی میشود. آن هم جامعهای که غیر از نداری، درگیر نابرابری هم هست. عدهای پولشان به اصطلاح چنان از پارو بالا میرود که در کانادای برفی هم از عهده پارو کردنش برنمیآیند و عدهای هم ناچار باید دسته پارو را بدزدند یا کابل برق محله را.
این ماجرا، پیامد نسلی هم دارد؟
- بله، چون وضع نداری و نابرابری جلوی تحرک طبقاتی را هم میگیرد؛ بهویژه و بیشتر در گروههای درآمدی فوقالعاده پایین. چون عاملی که امکان تحرک طبقاتی را در جامعه بهطور معمول افزایش میداده این بوده که آدمها بتوانند از طریق تحصیلات شغل پیدا کنند، موفقیت شغلی داشته باشند، درآمد و ثروتشان را بالا ببرند و به طبقه بالاتری بروند. اما اگر این راه بسته باشد چه؟ در چنین وضعیتِ نداری و نابرابری، به چند مشکل برمیخوریم:
اولین مورد فقر مطلق است. خانوادههای زیادی در ایران اکنون دچار فقر مطلقاند و تعدادشان در حال افزایش. یعنی مقدار کالری مورد نیاز روزانهشان را هم نمیتوانند تامین کنند.
با تورم روزافزون مواد غذایی، و در کنار آن گسترش بیکاری، اولین نتایج آن روی کودکان ظاهر میشود که رشد مغزی ابتدایی را در سنین اولیه به دست نمیآورند.
نتیجه بعدی این است که موفقیت تحصیلی کمتری به دست میآورند و امکان رسیدن به شغلی مناسب و درآمدزا را از دست میدهند. بنابراین به شکل نسلی، در همان طبقهای که به دنیا آمدهاند، باقی میمانند.
به عبارتی، موقعیت طبقاتیشان منجمد میشود و تحرک طبقاتیشان کاهش مییابد. و چون در سوی مقابل، بخشی از جامعه به وفور دارد میکَنَد و میبَرَد، نابرابری هم افزایش مییابد.
این اتفاقی است که در جامعه ما رخ داده. هم نابرابری و هم فقر مطلق افزایش یافته و افزایش هم خواهد یافت.
علاوه بر راههای تابآوری و بقا و با وجود این چشمانداز تیره، مخاطبان ایراناینترنشنال بارها در پیامهایشان بر این امر تاکید کردهاند که قرار نیست با این وضعیت سر کنند و تاکید دارند با «فراخوان نهایی» قرار است به خیابان بروند و خودشان جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.
- این یکی از دلایل توضیح این موضوع است که چرا با وجود دو جنگ نزدیک به هم و افزایش عاملهای نارضایتی در مبدا که به آن اشاره کردم، مردم برای مهاجرت پشت مرزها صف نکشیدند. چیزی که از ترکیه و اتحادیه اروپا تا بسیاری از ناظران، پیشبینی میکردند. شاید بسیاری از این مردم ناراضی، در دل امید به تغییر داشتند. بار اول با وقوع جنگ ۱۲ روزه، سپس با اعتراضات دیماه و در نهایت با جنگ ۴۰ روزه.
این امیدها تا این لحظه کامیاب نشده، اما بعید است که آروزی تغییر و بهبود از دل کسی بیرون رفته باشد.
نیکی هیلی، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل در دولت اول ترامپ، با انتقاد از تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، آن را «اشتباهی بزرگ» توصیف کرد و گفت این توافق به معنای پرداخت پول برای بازسازی تهدیدی است که آمریکا در جنگ آن را هدف قرار داده بود.
نیکی هیلی در شبکههای اجتماعی نوشت: «این یک اشتباه بزرگ است که برای بازسازی تهدیدی که تازه نابود کردهایم پول پرداخت کنیم.»
هیلی گفت: «حمله به تاسیسات هستهای و موشکی حکومت ایران اقدام درستی بود. این حکومت شعار مرگ بر آمریکا سر میدهد، نیروهای ما را میکشد و تلاش کرده است آمریکاییها را در خاک آمریکا ترور کند.»
او افزود: «اکنون قرار است میلیاردها دلار آزاد شود و تحریمها برداشته شوند، با این وعده که پول بیشتری هم در راه باشد.» هیلی نوشت جمهوری اسلامی این منابع را مانند گذشته صرف برنامه هستهای و حمایت از گروههای نیابتی خواهد کرد.
پیشتر نیز مایک پنس، معاون پیشین دونالد ترامپ، تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی را «مماشات» با تهران توصیف کرده بود.
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه تفاهمنامه ایران و آمریکا را در جریان ضیافت شام با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در کاخ ورسای امضا کرد. ترامپ در پاسخ به خبرنگاران گفت: «امضا شده است. ما آن را در ورسای امضا کردیم.»
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه تفاهمنامه میان ایران و آمریکا را شخصا امضا کرده است.
به گفته این مقام، ترامپ این سند را در جریان ضیافت شام با امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در کاخ ورسای امضا کرد. همچنین تصویری از توافق برای مقامهای ایرانی و کشورهای میانجی ارسال شده است.
این مقام افزود که هنگام خروج از مراسم شام، مکرون به کاخ ورسای اشاره کرد و دو رهبر پس از در آغوش گرفتن یکدیگر خداحافظی کردند. ترامپ نیز در پاسخ به پرسش خبرنگاران فرانسوی درباره امضای سند گفت: «امضا شده است. ما آن را در ورسای امضا کردیم. همین حالا آن را امضا کردیم.»
رویترز گزارش داد با اجرایی شدن توافق میان دو کشور برای پایان جنگ، مراسم اصلی امضای توافق که قرار بود در ژنو برگزار شود، لغو شده است. بر اساس این گزارش، مسعود پزشکیان، رییسجمهور جمهوری اسلامی، نیز این سند را از طرف ایران امضا کرده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه اعلام کرد که با وجود لغو مراسم رسمی امضا، برنامه سفر تیمهای مذاکرهکننده به ژنو همچنان برقرار است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، به همراه هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی، و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در نشست رسانهای صحبت میکند، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، رویترز/اِوِلین هاکستین
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، گفت که این کشور در جریان جنگ اخیر بین ۱.۵ تا دو تریلیون دلار به جمهوری اسلامی خسارت وارد کرده است و این کشور برای بازسازی به سرمایهگذاری نیاز دارد. با این حال او تاکید کرد آمریکا هیچ پولی در اختیار تهران نمیگذارد.
او که شامگاه چهارشنبه ۲۷ خرداد در یک نشست رسانهای در حاشیه اجلاس گروه هفت در فرانسه سخن میگفت، بار دیگر انتقال پول از سوی ایالات متحده به جمهوری اسلامی را رد کرد و «بهرهمند شدن حکومت ایران از مزایای توافق با آمریکا» را مشرط به «عملکرد آنها» در آینده و مذاکرات پیشِرو خواند.
او گفت: «ما به آنها پولی نمیدهیم و هیچیک از این امتیازهایی را که رسانهها به شکل بسیار عجیبی گزارش دادهاند، در اختیارشان نمیگذاریم. آنچه رخ خواهد داد این است که با گذشت زمان، اگر رفتار مناسبی داشته باشند و به یک عضو مسئول در جامعه جهانی تبدیل شوند، شرایط متفاوت خواهد شد.»
رییسجمهوری آمریکا با اشاره به خسارتهای واردشده به تهران گفت: «کسی باید به آنها کمک کند، زیرا ما یک و نیم تا دو تریلیون دلار خسارت وارد کردیم.»
او با اشاره به یادداشت تفاهمی که یکشنبه ۲۴ خرداد بهصورت الکترونیکی امضا کرد، گفت: «نمیخواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم. اگر وضعیت [جنگی] ادامه پیدا میکرد ممکن بود چنین فاجعهای رخ دهد.»
ترامپ با ابراز خرسندی از واکنش کشورها در استقبال از توافق با جمهوری اسلامی گفت بسیاری از کشورها میخواهند این بحران پایان یابد، از موضوع تنگه هرمز استقبال کردند. اگر قرار بود بمبارانها ادامه پیدا کند و مثلا یک ماه، دو ماه یا سه ماه دیگر ادامه مییافت و تنگه هرمز هرگز باز نمیشد.
آنچه ترامپ «تغییر حکومت» میخواند
ترامپ در این سخنرانی بار دیگر به کشته شدن رهبران جمهوری اسلامی اشاره کرد و آن را «تغییر حکومت» خواند. او گفت فکر میکند این گروه از رهبران ایران «رفتار بسیار متفاوتی» خواهند داشت چون اکنون با شیوه متفاوتی از زندگی آشنا شدهاند که پیش از آن هرگز تجربه نکرده بودند.
او با تاکید بر اینکه حملات به ایران با هدف تغییر حکومت انجام نشد، افزود: «با این حال فکر میکنم روی کار آمدن این گروه به معنای تغییر حکومت است. رده اول رهبران یک صبح هنگام صرف صبحانه در یک محل کشته شدند. پس از آن گروه دیگری روی کار آمد. آنها هم بسیار غیرمنطقی بودند و همهشان از میان رفتند. سپس گروه سوم آمد. تعدادی از اعضای این گروه هم از صحنه خارج شدهاند. اما ما با آنها در تماس و مذاکره بودهایم. رفتار آنها مناسب بوده است. با برخی از آنها تعامل آسانتری داشتهام.»
مساله هستهای در مرکز یادداشت تفاهم
ترامپ در بخشی از مصاحبه بار دیگر به گنجاندن بندی در یادداشت تفاهم اشاره کرد که بر اساس آن دست یافتن جمهوری اسلامی به سلاح هستهای به هر روش ممکنی محدود شده است. او گفت: «در متن آمده بود که آنها سلاح هستهای توسعه نخواهند داد. من گفتم اگر بخواهند آن را بخرند چه؟ اصرار داشتم در متن توافق علاوه بر توسعه، موضوع تهیه، خرید یا دستیابی به سلاح هستهای نیز گنجانده شود. وقتی متن توافق منتشر شود، این موارد را خواهید دید.
بر اساس نسخههایی از متن یادداشت تفاهم که بهطور غیررسمی از سوی رسانههای مختلف از جمله العربیه، سیانان، بلومبرگ و والاستریت ژورنال منتشر شده است، در بند هشت به موضوع سلاح هستهای، سرنوشت مواد غنیشده و تمامی مسائل مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی اشاره شده است.
ترامپ در ادامه تاکید کرد که ضرورتی ندارد خارج کردن اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی بهسرعت خارج شود زیرا به گفته او «این مواد در عمقی از زمین نگهداری میشوند که دسترسی به آنها بسیار دشوار است».
او افزود: «هر وقت فرصت مناسب فراهم شود، این اقدام را انجام خواهیم داد. اما در این فاصله بر تمام بخشهای تاسیسات هستهای ایران نظارت داریم و دوربینها همهجا را پوشش میدهند.»
رییسجمهوری ایالات متحده درباره احتمال تلاش تهران برای بازیابی اورانیوم غنیشده نیز گفت: «اگر کسی چنین تلاشی انجام دهد، با سامانههای پاتریوت هدف قرار خواهد گرفت. آنها این موضوع را بهخوبی میدانند.»
انتقاد از نتانیاهو
بخشی از صحبتهای ترامپ حاوی اظهارنظرهایی غیرمعمول درباره عملکرد سیاسی و نظامی اسرائیل بود. او با اشاره به اینکه متن یادداشت تفاهم را با این کشور به اشتراک گذاشته است، اسرائیل را «یک شریک خوب» توصیف کرد و بلافاصله عملکرد ارتش این کشور در لبنان را مورد انتقاد قرار داد. ترامپ گفت: «همچنان معتقدم اسرائیل میتواند در قبال حزبالله عملکرد بهتری داشته باشد. نمیگویم اسرائیل نباید از خود دفاع کند، اما وقتی دو پهپاد به سمت بیابان شلیک میشوند و بدون خسارت سقوط میکنند، ضرورتی ندارد ساختمانهایی در بیروت ویران شوند.»
رییسجمهوری ایالات متحده در این بخش از صحبتهایش به تبادل آتش میان حزبالله و ارتش اسرائیل در ۲۴ خرداد، همزمان با افزایش احتمال امضای یادداشت تفاهم اشاره داشت. در آن روز، همزمان با گزارشها از پیشرفت قابل توجه در مذاکرات تهران و واشینگتن، ارتش اسرائیل در واکنش به حملات حزبالله به مناطق مرزی شمال این کشور، منطقه ضاحیه در بیروت را هدف قرار داد. این حمله خشم ترامپ را برانگیخت و به گفته او باعث تعویق چندساعته امضای اولیه یادداشت تفاهم شد.
او همچنین درباره رضایت اسرائیل از نتیجه حاصلشده در جنگ ایران گفت: «بزرگترین خطر برای اسرائیل این بود که یک سلاح هستهای در قلب این کشور فرود بیاید. مهمترین خواسته اسرائیل این بود که ایران سلاح هستهای نداشته باشد و اکنون به آن رسیده است. به همین دلیل فکر میکنم آنها راضی هستند.»
برنامه موشکی
هرچند در متنی که ایالات متحده از متن یادداشت تفاهم منتشر کرده است بندی درباره صنایع موشکی جمهوری اسلامی وجود ندارد، اما ترامپ در این جلسه گفت: «با کشورهای حوزه خلیج فارس، روی یک مسیر موازی برای رسیدگی به موضوعات غیرهستهای نیز کار خواهیم کرد؛ از جمله موضوع موشکهای بالستیک متعارف که درباره آنها گفتوگو خواهیم کرد.»
او بلافاصله تاکید کرد: «البته ایران باید تا حدی توانمندی نظامی داشته باشند، زیرا دیگر کشورها نیز چنین توانمندیهایی دارند. باید مقداری از این تواناییها وجود داشته باشد.»
ایالات متحده سرانجام چهارشنبه ۲۷ خرداد متن رسمی یادداشت تفاهمی را که آخر هفته با جمهوری اسلامی امضا کرده بود منتشر کرد. آمریکا پیشتر گفته بود به خواست قطر و پاکستان دو میانجی مذاکرات و نیز اصرار جمهوری اسلامی این متن را دستکم تا جمعه و امضای رسمی آن منتشر نخواهد کرد.
با این حال، انتشار بخشهایی از این متن در رسانهها بازتابی بسیار گسترده یافت و انتقادهای کمسابقهای را متوجه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، کرد.
یک مقام ارشد دولت آمریکا بعدازظهر چهارشنبه بهوقت شرق آمریکا متن این سند ۱۴ مادهای را قرائت کرد؛ سندی که مفاد مربوط به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش برخی محدودیتهای مالی علیه جمهوری اسلامی و همچنین انتظارات مربوط به رسیدگی به برنامه هستهای ایران در مذاکرات فنی آینده را مشخص میکند.
این سند با عنوان «یادداشت تفاهم اسلامآباد میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران» منتشر شد و پس از اعتراضات گستردهای که بهدلیل عدم انتشار عمومی متن آن شکل گرفته بود، در اختیار رسانهها قرار گرفت.
این مقام ارشد آمریکایی، که نامش اعلام نشد، گفت: «این توافق اساسا توافقی است که به ما اجازه میدهد فورا تنگه هرمز را باز کنیم، ایرانیها را متعهد به نابود کردن غبار هستهای (uranium dust) کنیم، و سپس اهرمی در اختیار ما قرار میدهد که اگر ایرانیها رفتار خوب خود را افزایش دهند، ما نیز میزان رفع تحریمها و کمکهای اقتصادی را افزایش دهیم؛ اقداماتی که میتواند ایران را به کشوری مرفهتر تبدیل کند.»
قرار است این یادداشت تفاهم جمعه بهطور رسمی امضا شود؛ اقدامی که یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای مذاکره درباره شرایط نهایی توافق ایجاد خواهد کرد.
متن ارائه شده از سوی دولت آمریکا، تفاوتهایی اندک با آنچه رسانهها در روزهای اخیر منتشر کردهاند، دارد.
در همین حال شبکه سیانان بهنقل از مقامهای آمریکایی نوشت بخش مهمی از تعهدات جمهوری اسلامی در کانالهای محرمانه و خارج از متن رسمی مطرح شده است. جزییاتی از این تعهدات منتشر نشده است.
متن رسمی کامل یادداشت تفاهم
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در تاریخ [......] با حسن نیت بر موارد زیر توافق کردند:
ماده ۱
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و متحدان آنها در جنگ جاری این یادداشت تفاهم را امضا میکنند تا پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، را اعلام کنند و متعهد شوند که از این پس هیچ جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند، از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی پایان دائمی جنگ در تمامی جبههها، از جمله لبنان، و سایر مفاد این بند را تایید خواهد کرد.
ماده ۲
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران متعهد میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
ماده ۳
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران متعهد میشوند ظرف حداکثر ۶۰ روز به مذاکره بپردازند و به توافق نهایی دست یابند؛ این مدت با رضایت متقابل قابل تمدید است.
ماده ۴
بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا روند رفع محاصره دریایی خود و هرگونه اخلال یا مانع علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز خواهد کرد و ظرف ۳۰ روز بهطور کامل به محاصره دریایی پایان خواهد داد.
در این مدت، جمهوری اسلامی ایران به تناسب سطح تردد پیش از جنگ، بازگشت ترافیک کشتیها را برقرار خواهد کرد.
ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد میشود ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند.
ماده ۵
پس از امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران با بهکارگیری تمام تلاش خود، عبور ایمن کشتیهای تجاری را بدون دریافت هیچ هزینهای و فقط برای مدت ۶۰ روز از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد.
تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز میشود و با در نظر گرفتن ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینروبی از سوی جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز بهطور کامل برقرار خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران با سلطاننشین عمان گفتوگو خواهد کرد تا مدیریت آینده و خدمات دریایی تنگه هرمز را با مشورت سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس و مطابق حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز تعیین کند.
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود طرحی قطعی و مورد توافق به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند.
سازوکار اجرای این طرح بهعنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد.
تمام مجوزها، معافیتها و اجازهنامههای مورد نیاز برای انجام تراکنشهای مالی مرتبط از سوی ایالات متحده صادر خواهد شد.
ماده ۷
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا اعم از اولیه و ثانویه را مطابق جدول زمانی مورد توافق در توافق نهایی لغو کند.
جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا اهمیت حیاتی موضوع رفع تحریمها را به رسمیت شناخته و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوع در مذاکرات به منظور دستیابی به توافق متقابل اعلام میکنند.
ماده ۸
جمهوری اسلامی ایران مجددا تاکید میکند که سلاح هستهای تولید یا تحصیل نخواهد کرد.
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق کردهاند که درباره سرنوشت مواد غنیشده ذخیرهشده از طریق سازوکاری که به صورت متقابل مورد توافق قرار گیرد و مطابق جدول زمانی ماده ۷ باشد تصمیمگیری کنند؛ حداقل روش اجرایی، رقیقسازی مواد در محل تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود.
دو طرف همچنین توافق کردهاند درباره موضوع غنیسازی و سایر مسائل مورد توافق مرتبط با نیازهای هستهای جمهوری اسلامی ایران بر اساس چارچوبی رضایتبخش که در توافق نهایی تعیین خواهد شد گفتوگو کنند.
توافق نهایی مفاد این بند را تایید خواهد کرد.
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران اهمیت حیاتی مسائل هستهای فوق را به رسمیت میشناسند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به آنها در مذاکرات با هدف دستیابی به توافق متقابل اعلام میکنند.
تا زمان دستیابی به توافق نهایی، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق میکنند وضعیت موجود حفظ شود.
جمهوری اسلامی ایران وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالات متحده آمریکا تحریم جدیدی اعمال نخواهد کرد و نیروهای اضافی در منطقه مستقر نخواهد ساخت.
ماده ۱۰
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان لغو تحریمها، وزارت خزانهداری آمریکا معافیتهایی برای صادرات نفت خام ایران، فرآوردههای نفتی و مشتقات آن و تمامی خدمات مرتبط از جمله خدمات بانکی، بیمه، حملونقل و غیره صادر کند.
ماده ۱۱
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود پس از اجرای این یادداشت تفاهم، وجوه و داراییهای مسدود یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران را بهطور کامل در دسترس استفاده قرار دهد.
دو طرف در جریان مذاکرات درباره رویه آزادسازی این وجوه توافق خواهند کرد.
این وجوه، چه در حساب اصلی باقی بمانند و چه منتقل شوند، برای پرداخت به هر ذینفع نهایی که از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین شود کاملا قابل استفاده خواهند بود.
ایالات متحده آمریکا متعهد میشود تمامی مجوزها و تاییدیههای لازم را در این زمینه صادر کند.
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق میکنند سازوکاری اجرایی برای نظارت بر اجرای موفق این یادداشت تفاهم و پایبندی آینده به توافق نهایی ایجاد شود.
ماده ۱۳
پس از امضای این یادداشت تفاهم و مشروط به آغاز اجرای مواد ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ و ادامه اجرای آنها، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مذاکرات درباره توافق نهایی را صرفا در مورد سایر مواد آغاز خواهند کرد.
ماده ۱۴
توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تایید خواهد شد.