• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ماه‌ها درمان مخفیانه برای نجات پای گلوله‌خورده یک معترض در قزوین

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران‌اینترنشنال

۱۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

برادر یک معترض ۳۴ ساله در قزوین به ایران‌اینترنشنال گفت برادرش پس از اصابت گلوله جنگی به ساق پا، پنج جراحی سنگین انجام داده و همچنان برای حفظ و بازسازی پای خود تحت درمان است.

به گفته او، خانواده به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی ناچار شده‌اند بخش مهمی از روند درمان را به‌صورت مخفیانه دنبال کنند.

این معترض شامگاه ۱۸ دی در خیابان خیام قزوین هدف گلوله قرار گرفت. بر اساس اطلاعات رسیده، تیراندازی با سلاح کلاشینکف و از فاصله‌ای حدود ۱۰۰ متر انجام شد.

برادر این معترض گفت گلوله استخوان ساق پای راست او را به‌شدت تخریب کرد و بخش پایینی پا تقریبا تنها با بافت و پوست به بدن متصل مانده بود.

تلاش‌های اولیه برای مهار خون‌ریزی نتیجه نداد و خانواده سرانجام با کمک یک آشنا توانستند او را مخفیانه به بیمارستان پاستور قزوین منتقل کنند.

ایران‌اینترنشنال در ماه‌های گذشته گزارش‌های متعددی درباره خودداری مجروحان اعتراضات دی‌ماه از مراجعه به مراکز درمانی به‌دلیل نگرانی از شناسایی و بازداشت منتشر کرده است.

شماری از معترضان مجروح ناچار شده‌اند علاوه بر تحمل آسیب‌های شدید جسمی، مراحل درمان را مخفیانه و با هزینه‌های سنگین ادامه دهند.

برای نمونه، منابع ایران‌اینترنشنال پیش‌تر تایید کردند شماری از مجروحان در ممسنی به‌دلیل نگرانی از افشای هویت و پیگرد قضایی، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کردند.

خروج مخفیانه از بیمارستان پس از جراحی ۷ ساعته

برادر این معترض گفت بیمارستانی که این شهروند را به آن منتقل کردند، از جمله مراکزی بود که مجروحان اعتراضات را با وجود خطرهای امنیتی پذیرش می‌کرد.

به گفته او، برادرش همراه با چند مجروح دیگر به اتاقی منتقل شد که چراغ‌های آن خاموش بود.

در بخش‌هایی از بیمارستان نیز برق قطع شده بود؛ اقدامی که به گفته این منبع برای جلوگیری از ثبت رفت‌وآمد مجروحان در دوربین‌های نظارتی انجام می‌گرفت.

این معترض به‌دلیل خون‌ریزی شدید بیهوش شده بود و در نهایت حدود ساعت سه بعدازظهر ۱۹ دی به اتاق عمل منتقل شد. نخستین جراحی او حدود هفت ساعت طول کشید.

بر اساس روایت خانواده، پس از پایان عمل، مسئولان بیمارستان هشدار دادند باید مجروح را هرچه سریع‌تر و از مسیر پشتی بیمارستان خارج کنند، زیرا احتمال حضور نیروهای امنیتی و بازداشت او وجود داشت.

خانواده حدود یک ساعت پس از پایان جراحی، در حالی که این معترض هنوز کاملا به هوش نیامده بود، با همکاری شماری از کارکنان بیمارستان او را از ساختمان خارج و برای ادامه درمان به خانه‌ای منتقل کردند.

100%

گزارش‌های پیشین ایران‌اینترنشنال ابعاد جراحت‌های شدید معترضان در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه را نشان داده است.

یک پزشک متخصص در یکی از شهرهای شمالی ایران پیش‌تر به ایران‌اینترنشنال گفت او و پسرش تنها در ۱۹ و ۲۰ دی ده‌ها مجروح را جراحی کردند و پسرش بیش از ۲۷۰ ساچمه را از چشمان حدود ۱۳۰ معترض خارج کردند.

عفونت شدید و ادامه درمان مخفیانه

با وجود جراحی اولیه، روند درمان این معترض در قزوین به‌دلیل شدت جراحت و زخم‌های عمیق با مشکل روبه‌رو شد.

برادر او گفت هر روز مقدار قابل‌توجهی خونابه از زخم خارج می‌شد و خانواده با کمک یک پزشک آشنا، پانسمان‌ها را در خانه تعویض می‌کردند.

با تشدید عفونت، خانواده بار دیگر با جراحی که نخستین عمل را انجام داده بود، تماس گرفتند و او درمان مجروح را در مطب خود ادامه داد.

با این حال، تخریب استخوان به حدی گسترده بود که زخم بهبود پیدا نکرد. پزشک اعلام کرد گلوله بخش بزرگی از استخوان ساق را خرد کرده و فاصله ایجادشده میان دو سر استخوان، امکان جوش خوردن طبیعی را از بین برده است.

این پزشک بیمار را برای ادامه درمان تخصصی به یکی از همکاران خود در تهران معرفی کرد.

به گفته خانواده، ماه‌هاست این معترض برای ادامه درمان، هر دو هفته یک‌بار از قزوین به تهران انتقال داده می‌شود. تاکنون بیش از پنج جراحی سنگین روی پای او انجام شده است.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر روایت‌هایی درباره کمک داوطلبانه پزشکان به معترضان مجروح دریافت کرده بود.

در یک نمونه، پزشکی در تهران ده‌ها معترض مجروح دی‌ماه را به‌صورت مخفیانه و رایگان درمان کرد و به گفته منابع، حتی هزینه رادیولوژی مجروحان را نیز از آنان دریافت نکرد.

برداشتن ۱۲ سانتی‌متر از استخوان ساق

وضعیت پای این معترض در قزوین به حدی وخیم بود که در یکی از مراحل درمان، پزشکان ناچار شدند حدود ۱۲ سانتی‌متر از بخش آسیب‌دیده استخوان ساق را بردارند و هم‌زمان در نزدیکی مچ پا نیز برش استخوانی ایجاد کنند.

سپس پای او به دستگاه «الیزاروف» متصل شد. الیزاروف سیستم تثبیت خارجی استخوان است که با استفاده از حلقه‌های فلزی، میله‌ها و سیم‌ها امکان جابه‌جایی تدریجی قطعات استخوان را فراهم می‌کند.

این روش در مواردی از جمله تخریب شدید یا از دست رفتن بخشی از استخوان به کار می‌رود.

به گفته خانواده، پزشکان امیدوارند با استفاده از این دستگاه، فاصله میان دو بخش سالم استخوان به‌تدریج کاهش یابد تا در مرحله بعد امکان پیوند استخوان فراهم شود.

هزینه‌های سنگین درمان

خانواده این شهروند گفتند هزینه چند ماه درمان به مرحله‌ای رسیده که تامین آن برایشان دشوار شده است.

این معترض ۳۴ ساله پس از مجروح شدن امکان کار کردن ندارد، مستاجر است و همراه همسرش زندگی می‌کند. برادر او نیز که بخش عمده مسئولیت انتقال و پیگیری درمان را بر عهده گرفته، مستاجر است.

به گفته این منبع، هزینه جراحی‌های متعدد، دارو، پانسمان، رفت‌وآمد مستمر میان قزوین و تهران و مراقبت‌های پزشکی، خانواده را با مشکلات جدی مالی روبه‌رو کرده است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

سنتکام: در پی حمله موشکی به دو ناو جنگی آمریکا، ۳ نفتکش متعلق به سپاه را منهدم کردیم
۱

سنتکام: در پی حمله موشکی به دو ناو جنگی آمریکا، ۳ نفتکش متعلق به سپاه را منهدم کردیم

۲

وال‌استریت ژورنال: زمان در رویارویی بر سر تنگه هرمز به ضرر تهران می‌گذرد

۳

نیلوفر مجاور پس از ۱۰ روز ناپدید شدن با مرگ مغزی به بیمارستان رسید؛ مظنون متواری است

۴
اختصاصی

مکالمه جنگنده‌ آمریکایی با نفتکش حامل نفت ایران در تنگه هرمز و دادن اخطار پیش از شلیک

۵

وزیر دفاع اسرائیل: تونل‌های زیرزمینی علی الطاهر از نیروهای حزب‌الله پاک‌سازی شدند

انتخاب سردبیر

  • مقام اسرائیلی: تلاش‌های حکومت ایران برای حمله به مخالفان در خارج افزایش یافته است
    اختصاصی

    مقام اسرائیلی: تلاش‌های حکومت ایران برای حمله به مخالفان در خارج افزایش یافته است

  • چالش واشینگتن در اجرای تحریم‌ها؛ رخنه شبکه بانکداری سایه ایران به نظام مالی آمریکا

    چالش واشینگتن در اجرای تحریم‌ها؛ رخنه شبکه بانکداری سایه ایران به نظام مالی آمریکا

  • نگرانی از افزایش موارد ابتلا به آنفلوآنزا و کرونا در ایران در پی کمبود واکسن

    نگرانی از افزایش موارد ابتلا به آنفلوآنزا و کرونا در ایران در پی کمبود واکسن

  • دو آپارتمان لوکس مرتبط با مجتبی خامنه‌ای در لندن به فروش گذاشته شدند

    دو آپارتمان لوکس مرتبط با مجتبی خامنه‌ای در لندن به فروش گذاشته شدند

  • از محدودیت زنان تا محرومیت مردان؛ تبعیض جنسیتی روی سکوهای ورزشگاه‌های ایران
    تحلیل

    از محدودیت زنان تا محرومیت مردان؛ تبعیض جنسیتی روی سکوهای ورزشگاه‌های ایران

  • معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

    معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

•
•
•

مطالب بیشتر

انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرزاد فتاحی
100%

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دی‌ماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولی‌فر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.

اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دی‌ماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستان‌های استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای داده‌اند.

پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراض‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیش‌تر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بی‌سابقه انجامید.

در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفته‌اند؛ سرکوبی که شیوه سازمان‌دهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهت‌هایی دارد.

بخش‌هایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقل‌شده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.

امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار
در شهریار، پیوند نقاط ثبت‌شده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولی‌عصر، چهارراه مخابرات و روبه‌روی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی می‌کند.

امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامه‌های مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولی‌فر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجی‌اش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.

تحقیقات و روایت‌های تازه نشان می‌دهد رسولی‌فر در دی ۱۴۰۴ هدایت دسته‌های عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافته‌ها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روح‌الله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام می‌شدند.

این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشه‌های هوایی، محدوده‌ای در این نقطه دیده می‌شود که شناسه مشخصی ندارد. گزارش‌های می‌گویند این محل برای تجمع و آماده‌سازی نیروهایی به کار می‌رفت که با هدایت رسولی‌فر برای سرکوب معترضان اعزام می‌شدند.

از سوریه تا سرکوب شهریار

عباس رسولی‌فر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشته‌اند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقه‌ای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریق‌القدس، بیت‌المقدس و نصر ۴ حضور داشته است.

روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولی‌فر در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای هم‌پیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد می‌جنگیدند. بنابراین حضور رسولی‌فر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید می‌کند.

جنگ شهری در کمربند تهران
بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان می‌دهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزه‌های عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگان‌های درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابه‌جایی مسئولیت میان یگان‌ها.

100%
عباس رسولی‌فر از سردستگان سرکوب در شهریار بود


یافته‌های تحقیق می‌گوید تجربه نظامی فرامرزی رسولی‌فر و نقش او در سازمان‌دهی دسته‌های عملیاتی می‌تواند توضیح دهد چرا تاکتیک‌های به‌کاررفته در شهریار با روش‌های به کار رفته در سوریه شباهت داشته‌اند. طبق برآوردها دست‌کم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان همسو کشته شده‌اند.

نام رسولی‌فر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت داده‌اند.

یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان

بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد سرکوب در شهرستان‌های استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روش‌ها نه حاصل تصمیم‌های لحظه‌ای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بوده‌اند.

نخستین نشانه‌های این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده می‌شود. روز ۱۷ دی، هم‌زمان با شکل‌گیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محله‌های زرافشان و باغ‌فیض به حالت آماده‌باش درآمدند.

روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابان‌های زرافشان، باغ‌فیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایت‌های جمع‌آوری‌شده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمع‌ها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانه‌گذاری هدف به کار می‌رود.

همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشت‌بام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. به‌کارگیری یک مرکز مذهبی به‌عنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایت‌های شاهدان تکرار شد.

در شهرستان رباط‌کریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان می‌گویند عربی صحبت می‌کردند، از داخل مسجدها و پایگاه‌ها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کرده‌اند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانسته‌اند.

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقب‌نشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایت‌ها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفته‌اند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.

در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیری‌ها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.

در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و هم‌زمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تک‌تیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایت‌های محلی شمار کشته‌شدگان این تیراندازی‌ها را ده‌ها نفر اعلام کرده‌اند.

۱۹ دی در میدان راه‌آهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. هم‌زمان، نیروهای حکومتی گاز اشک‌آور و گلوله جنگی شلیک کردند.

۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسن‌خان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق هم‌زمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تک‌تیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبه‌نظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کرده‌اند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارش‌های محلی از کشته شدن ده‌ها نفر خبر می‌دهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.

قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص

در پردیس و بومهن، روایت‌ها از مرحله‌ای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کرده‌اند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.

طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبت‌شده، ماموران او را به‌شدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمه‌شب در خیابان رها شد.

در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» هم‌زمان با ضرب‌وجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشک‌آور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تک‌تیرانداز در قرچک و قلعه حسن‌خان و حضور نیروهای عرب‌زبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچه‌ای است که در چند شهرستان دیده می‌شود.

سرکوب هم‌زمان و نظام‌مند اعتراضات دی‌ماه در شهرستان‌های استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسن‌خان و شهریار نمونه‌ای از پیاده‌سازی تکتیک‌های «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه به‌عنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.

علی هاشمی، اکبر محمدی، آرش شیخ‌زاده و تقی سلیمی؛ ادامه مرگ مشکوک معترضان در زندان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
پویا جهاندار
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد علی هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه، در زندان مرکزی اصفهان، معروف به دستگرد، جان باخته است. درگذشت او در شرایطی رخ داده که درباره علت دقیق آن ابهام‌هایی وجود دارد.

بر اساس این اطلاعات، مسئولان زندان علت بستری شدن او را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما خانواده هنگام مراجعه به بیمارستان با پیکر بی‌جان او روبه‌رو شدند.

100%
علی هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، در زندان دستگرد اصفهان جان باخت

بازداشت هاشمی و انتقال به زندان دستگرد

بر اساس اطلاعات رسیده، هاشمی ۲۵ اردیبهشت‌ماه به‌دست نیروهای امنیتی در منزل پدری‌اش بازداشت شد. خانواده او حدود یک هفته از محل نگهداری‌اش بی‌خبر بودند تا اینکه مشخص شد به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی به ایران‌اینترنشنال گفت نهادهای مربوط ابتدا به خانواده وعده داده بودند علی با پرداخت جریمه مالی آزاد می‌شود: «خانواده نیز مبلغ مورد نظر را تامین کردند، اما مسئولان قضایی اعلام کردند پرونده تا زمان تشکیل دادگاه متوقف می‌ماند.»

ماموران زندان ۲۸ مردادماه به خانواده هاشمی اطلاع دادند که او در بیمارستان الزهرا در اصفهان بستری شده است. علت بستری «ایست قلبی» اعلام شد، اما زمانی که پدر و نزدیکان علی به بیمارستان رسیدند، به آنها گفته شد او جان باخته است.

مرگ‌های مبهم بازداشت‌شدگان؛ از اصفهان تا آمل

پرونده علی هاشمی نخستین مورد از مرگ یک بازداشت‌شده اعتراضات نیست که درباره علت آن ابهام‌هایی مطرح شده است.

در ماه‌های اخیر گزارش‌های دیگری نیز درباره مرگ چند معترض در جریان حبس یا پس از بازداشت منتشر شده است.

100%
اکبر محمدی، بازداشتی اعتراضات دی‌ماه در زندان دستگرد اصفهان جان باخت

اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اصفهانی، پس از بازداشت در زندان دستگرد جان باخت.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در گزارشی اختصاصی به جان‌باختن محمدی پس از محرومیت از درمان در این زندان پرداخت.

100%
تقی سلیمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در زندان آمل جان باخت

در پرونده‌ای دیگر، تقی سلیمی، معترض ۵۷ ساله، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان آمل جان باخت.

ایران‌اینترنشنال گزارش داد که مسئولان زندان درباره علت مرگ او پاسخ شفافی ارائه نکردند و با درخواست کالبدشکافی مخالفت کردند.

100%
آرش طلوع شیخ‌زاده، بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه، پس از شکنجه در زندان به کما رفت و در بیمارستان جان باخت

آرش طلوع شیخ‌زاده، معترض ۳۵ ساله، نیز پس از بازداشت در مشهد و انتقال به بازجویی‌های اطلاعات سپاه به کما رفت و چند هفته بعد در بیمارستان جان باخت.

بر اساس اطلاعات منتشر شده، او ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ پس از انتشار ویدیوهای اعتراضات بازداشت شده بود.

گزارش‌های حقوق بشری درباره مرگ زندانیان

گزارش‌های حقوق بشری نیز از ادامه مرگ زندانیان در زندان‌های ایران خبر می‌دهند.

بر اساس گزارشی ماهانه درباره وضعیت حقوق بشر در بازه خرداد تا تیر ۱۴۰۵، دست‌کم سه زندانی دیگر نیز در زندان‌های کشور جان باخته‌اند.

در کنار این موارد، گزارش‌هایی بر پایه شهادت شاهدان درباره تزریق دارو یا مواد ناشناخته به برخی بازداشت‌شدگان منتشر شده است.

طبق این گزارش‌ها، این افراد پس از تزریق دچار وخامت شدید جسمی شده یا جان باخته‌اند. با این حال، نوع مواد و ارتباط آنها با مرگ افراد نیازمند بررسی و تایید مستقل است.

تردیدهای مطرح‌شده درباره علت مرگ هاشمی و دیگر بازداشت‌شدگان در حالی است که خانواده‌ها در برخی موارد به اطلاعات پزشکی و روند مستقل بررسی علت مرگ دسترسی ندارند. همین موضوع، ضرورت بررسی مستقل علت مرگ و شرایط نگهداری زندانیان را بیشتر می‌کند

لیلا ابوالحسنی، مادر ۲ دختر، به اعدام و آرزو کشوری، مادر دختری خردسال، به زندان محکوم شدند

۵ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
پویا جهاندار
100%
لیلا ابوالحسنی

یک منبع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفت شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان لیلا ابوالحسنی، ۴۳ ساله، شاغل در زمینه خدمات ناخن و زیبایی و مادر دو دختر نوجوان را به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرده است. او از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شاهین‌شهر است.

به‌گفته این منبع، ابوالحسنی شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات شاهین‌شهر بازداشت و به زندان دولت‌آباد اصفهان منتقل شد.

این منبع گفت ابوالحسنی هنگام فیلم‌برداری از آتش‌سوزی یکی از شعبه‌های فروشگاه افق کوروش بازداشت شد، اما دادگاه او را به مشارکت در آتش‌زدن فروشگاه متهم و به اعدام محکوم کرد.

ابوالحسنی بیش از هفت ماه است در زندان دولت‌آباد به سر می‌برد. پس از اعتراض به رای دادگاه، پرونده او برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد و هنوز در حال بررسی است. در صورت تایید حکم، او با خطر اجرای اعدام روبه‌رو خواهد بود.

بازداشت و شکنجه یک مادر دیگر در اصفهان

یک منبع مطلع دیگر نیز پنج‌شنبه پنجم شهریور به ایران‌اینترنشنال گفت آرزو کشور، ۴۰ ساله، متاهل و مادر یک دختر خردسال، از اسفند ۱۴۰۴ در زندان دولت‌آباد اصفهان محبوس است و به ۱۲ سال حبس محکوم شده است.

100%
آرزو کشوری

به گفته این منبع، اتهام آرزو کشور «ارتباط با دول متخاصم» و مصداق آن «اقدام عملیاتی در راستای منافع اسرائیل» عنوان شده و دادگاه با استناد به قانون تشدید مجازات جاسوسی، او را به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

آرزو کشور پیش از بازداشت صاحب یک سالن زیبایی بوده است. بر اساس این اطلاعات، او مدت طولانی در سلول انفرادی نگهداری شده و در دوران بازجویی تحت فشار شدید قرار داشته است.

این منبع به ایران‌اینترنشنال گفت که آرزو کشور در دوران بازجویی شکنجه شده است.

انتشار پی‌درپی خبر صدور احکام اعدام

خبر صدور حکم ابوالحسنی در شرایطی منتشر شد که تنها در فاصله ۲۹ مرداد تا پنجم شهریور، اخبار صدور حکم اعدام برای دست‌کم سه معترض دیگر نیز منتشر شده است.

پنجم شهریور، وب‌سایت حقوق بشری هرانا خبر داد شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد حسین نظری، شهروند ۲۵ ساله و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، را با اتهام‌هایی امنیتی به اعدام محکوم کرده است.

دو روز پیش از آن، خبر صدور حکم اعدام امیرمحمد مجلل چوبری، شهروند ۲۲ ساله و از بازداشت‌شدگان اعتراضات تهران، منتشر شد. او از دی‌ماه در زندان قزل‌حصار کرج نگه‌داری می‌شود.

دادگاه انقلاب مشهد نیز پوریا حسینی‌مفرد، معترض ۲۳ ساله محبوس در زندان وکیل‌آباد، را به اعدام محکوم کرده است. از جمله مصادیق اتهامی مطرح‌شده علیه او «شکستن شیشه ایستگاه اتوبوس و آتش زدن شمشادها» عنوان شده است.

در کنار صدور احکام تازه، تایید و اجرای احکام اعدام نیز ادامه داشته است. دیوان عالی کشور ۳۰ مرداد حکم اعدام ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۴ ساله، را تایید کرد و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اول شهریور مجید آدینه، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، را اعدام کرد.

بررسی‌های ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد از ابتدای سال ۱۴۰۵ حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شده‌اند و ده‌ها نفر دیگر نیز با اتهام‌های سیاسی حکم اعدام گرفته‌اند.

  • کمیسر سازمان ملل: دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در حدود ۴ ماه گذشته در ایران اعدام شده‌اند

    کمیسر سازمان ملل: دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در حدود ۴ ماه گذشته در ایران اعدام شده‌اند

بنیاد حقوق بشری عبدالرحمن برومند ۲۱ مرداد اعلام کرد جمهوری اسلامی از ۱۱ دی ۱۴۰۴ تا ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ دست‌کم ۹۱۶ نفر را با اتهام‌های مختلف اعدام کرده است. بنیاد برومند هشدار داد شمار واقعی احتمالا بیشتر است، زیرا حکومت آمار اجرای احکام اعدام را پنهان می‌کند.

بررسی آمار ثبت‌شده در هرانا نیز نشان می‌ دهد شمار اعدام‌ها در همین دوره به ۹۹۰ مورد رسیده است.

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شده‌اند که پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دی‌ماه مربوط بوده است. او افزود بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در خطر اعدام قرار دارند.

تورک نبود تضمین‌های دادرسی عادلانه را «عمیقا نگران‌کننده» خواند و گفت بر اساس اطلاعات موجود، در برخی پرونده‌ها اعتراف‌ها زیر شکنجه گرفته شده و تنها چند هفته میان بازداشت و اعدام فاصله بوده است.

در واکنش به افزایش اعدام‌ها، ۲۴ چهره دانشگاهی، سیاسی و مدافع حقوق بشر، از جمله آنجلا دیویس و جودیت باتلر، ۲۹ مرداد در نامه‌ای سرگشاده خواستار توقف فوری همه اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدند.

جمهوری اسلامی مجید آدینه، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام مجید آدینه، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، بامداد یک‌شنبه اول شهریور اجرا شد.

به گزارش این رسانه حکومتی، دادگاه انقلاب کرج، آدینه را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروه‌های متخاصم» به اعدام و مصادره همه اموال محکوم کرده بود.

میزان افزود حکم او پس از فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور عینا تایید شد.

بر اساس اطلاعات منتشر شده، آدینه شامگاه ۱۹ دی در محدوده محمدشهر کرج همراه یک نفر دیگر به دست نیروهای اطلاعات سپاه استان البرز بازداشت شده بود.

قوه قضاییه مدعی شد هنگام بازداشت او یک کلت کمری، سه خشاب، ۳۰ فشنگ، دو شوکر برقی، دو افشانه گاز اشک‌آور، یک اره برقی شارژی و یک بطری بنزین، کشف شده است.

ادعاهای قوه قضاییه درباره وسایل کشف‌شده، نحوه بازداشت، روند بازجویی و اظهارات منتسب به آدینه را به‌طور مستقل قابل تایید نیست و نهادهای حقوق بشری همواره درباره راستی این ادعاها تشکیک کرده‌اند.

  • ۲۴ چهره دانشگاهی و سیاسی خواستار توقف اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدند

    ۲۴ چهره دانشگاهی و سیاسی خواستار توقف اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدند

روایت قوه قضاییه از پرونده

میزان نوشت آدینه در بازجویی‌ها استفاده از اسلحه را رد کرده و گفته بود برای خرید لباس به محل رفته و قصد داشته است به نیروهای امنیتی برای دور کردن مردم از تجمع کمک کند.

بر اساس این روایت، او گفته بود بطری بنزین و اره برقی را برای مقابله با آثار گاز اشک‌آور همراه خود داشته است.

قوه قضاییه مدعی شد بررسی‌های آزمایشگاهی نشان داده‌اند از اسلحه کشف‌شده، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی شلیک شده است.

میزان افزود آدینه پس از روبه‌رو شدن با این گزارش‌ها، نگهداری اسلحه و دیگر وسایل را پذیرفت و گفت از فراخوان‌های اعتراضی اطلاع داشته است.

این رسانه حکومتی همچنین ادعا کرد آدینه به یکی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی در خارج از ایران وابسته و آموزش‌دیده بوده است.

نام گروه مورد ادعا و شواهد مربوط به این ارتباط در گزارش میزان اعلام نشد.

پرونده آدینه با اتهام‌های دیگری از جمله «محاربه از طریق تحریق عمدی»، «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و نگهداری غیرمجاز سلاح و تجهیزات در دادگاه انقلاب کرج بررسی شد.

مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی اعتراضات دی‌ماه را «اغتشاش»، «آشوب» و «کودتای آمریکایی‌ـ‌صهیونیستی» می‌نامند و آن را به آمریکا و اسرائیل نسبت می‌دهند.

نهادهای حقوق بشری می‌گویند حکومت با استفاده از این ادبیات، سرکوب معترضان و صدور احکام سنگین علیه بازداشت‌شدگان را توجیه می‌کند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» پیش‌تر هشدار داد جمهوری اسلامی می‌کوشد برای توجیه سیاست‌های سرکوبگرانه خود و کشتار شهروندان، هرگونه اعتراض مردمی را به کشورهای خارجی منتسب کند.

  • پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

    پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

شتاب گرفتن اعدام معترضان

اعدام آدینه یک هفته پس از اجرای حکم شهرام صادقی، یکی دیگر از معترضان دی‌ماه، انجام شد. صادقی نیز در دادگاه انقلاب کرج به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروه‌های متخاصم» به اعدام محکوم شده بود.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر روند صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی را شتاب بخشیده است. بررسی‌های ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد از ابتدای سال جاری حدود ۶۰ زندانی سیاسی اعدام شده‌اند و ده‌ها نفر دیگر نیز با اتهام‌های سیاسی حکم اعدام گرفته‌اند.

در یکی دیگر از تازه‌ترین موارد، جمهوری اسلامی ۲۹ مرداد قائم حسینی، شهروند افغانستانی و از بازداشت‌شدگان پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، را اعدام کرد. پیش از او چهار متهم دیگر همین پرونده، از جمله گل‌محمد محمدی، پسرعمه حسینی، اعدام شده بودند.

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا آن زمان دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شده‌اند که پرونده ۲۷ تن از آنان با اعتراضات دی‌ماه ارتباط داشته است.

به گفته او، بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند.

تورک نبود تضمین‌های دادرسی عادلانه را «عمیقا نگران‌کننده» خواند و گفت گزارش‌هایی از اخذ اعتراف زیر شکنجه منتشر شده و در برخی پرونده‌ها فقط چند هفته میان بازداشت و اجرای حکم اعدام فاصله بوده است.

تبدیل مساجد تهران به پایگاه‌ فریب، سرکوب و کشتار معترضان در انقلاب ملی

۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی
100%

بر اساس اطلاعات رسیده و یک فایل صوتی از مکالمات بی‌سیم نیروهای حکومتی که به‌تازگی در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفته، شماری از مساجد تهران در جریان انقلاب ملی دی‌ماه به محل استقرار نیروهای امنیتی، دپوی تجهیزات و اجرای عملیات علیه معترضان تبدیل شدند.

این اطلاعات همچنین از استقرار نیروهای مسلح در برخی پشت‌بام‌ها و استفاده از اماکن مذهبی برای ایجاد تله و بازداشت معترضان حکایت دارد.

بر اساس مکالمات بی‌سیم و ویدیوهای رسیده از ۱۸ و ۱۹ دی سال ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی در چند مسجد تهران و اطراف پایتخت مستقر شدند.

مسجد امام حسین در غرب تهران، مساجد بلوار اندرزگو و مسجد جامع قلهک برخی از مکان‌هایی هستند که حکومت از آنها برای سرکوب شهروندان استفاده کرد.

طبق این گزارش‌ها، نیروهای سرکوبگر در برخی موارد با استقرار یک رابط مقابل ورودی مسجد، معترضان را به توقف یا نزدیک شدن ترغیب می‌کردند و سپس از داخل مسجد به آنها حمله می‌کردند.

بر پایه روایت‌ها، این روش برای ضرب‌وشتم و بازداشت گروهی معترضان به کار گرفته شد.

استفاده نیروهای امنیتی از پشت‌بام مساجد

اطلاعات و روایت‌های ویدیویی شهروندان حاکی از آن است که به‌دلیل گستردگی اعتراضات و جمعیت میلیونی مردم، حکومت از تاکتیک شناسایی و کنترل از بالا استفاده کرد.

در برخی ویدیوها، شهروندان نشان می‌دهند که در جریان اعتراضات، پهپادهای شناسایی حکومت بر فراز آسمان پرواز می‌کنند.

در روایت‌هایی که به ایران‌اینترنشنال رسیده، از پشت‌بام مساجد به‌عنوان نقاطی برای رصد و تیراندازی یاد می‌شود.

در این روایت‌ها، ماموران درباره شکستن شیشه‌های برخی مساجد برای ایجاد محل شلیک و استفاده از سلاح‌هایی با نشانگر لیزری صحبت می‌کنند.

بر پایه گزارش‌ها، نیروهای امنیتی در یک مسجد پیش از ترک محل، شیرهای گاز را باز گذاشتند تا زمینه برای آتش‌سوزی یا انفجار فراهم شود.

هدف از این اقدام می‌توانست ایجاد این تصور باشد که معترضان به یک مکان مذهبی آسیب زده‌اند و بدین ترتیب، زمینه برای انتشار روایت حکومت در رسانه‌های رسمی فراهم شود.

100%

تیراندازی و استفاده از سلاح علیه معترضان

در بخش دیگری از پیام‌های مورد استناد، از شلیک مستقیم به سوی جمعیت و تیراندازی از نقاط مرتفع مانند پل‌ها و بالای ساختمان‌ها سخن گفته شده است.

در این روایت‌ها، هدف برخی تیراندازی‌ها سر، گردن و ستون فقرات افراد عنوان شده و شهروندان از مجروح و کشته شدن شماری از معترضان، از جمله یک نوجوان ۱۳ ساله در نازی‌آباد، خبر می‌دهند.

گزارش‌ها همچنین از استفاده نیروهای یگان ویژه از گلوله‌های جنگی در کنار تجهیزات کنترل جمعیت حکایت دارند.

در این میان، به‌کارگیری گاز اشک‌آور و گاز فلفل مطرح شده و ادعای استفاده از موادی با علائم مشابه گاز اعصاب نیز در پیام‌های شهروندان آمده است.

در مواردی که معترضان به ساختمان‌های مسکونی یا پارکینگ منازل پناه بردند، نیروهای امنیتی به تعقیب آنها در این فضاها پرداختند و ضمن حمله و ضرب‌وجرح جلوی خروج آن‌ها برای درمان را گرفتند.

همچنین استفاده از گاز و برخورد فیزیکی در فضاهای بسته گزارش شده است. در برخی مناطق از جمله پونک، قطع برق به‌عنوان بخشی از اقدامات امنیتی مطرح شده است.

روایت‌ها حاکی از آن است که پهپادهای شناسایی برای رصد جمعیت در تاریکی به کار گرفته شدند.

100%

فشار بر مجروحان و خانواده‌های جان‌باختگان

این گزارش همچنین حاکی از آن است که روند سرکوب پس از مجروح یا کشته شدن معترضان ادامه پیدا کرد و در برخی موارد، خانواده‌ها برای تحویل گرفتن پیکر جان‌باختگان با فشار و مطالبه مبالغ سنگین روبه‌رو شدند.

در پیام‌های مورد استناد، از ممانعت از درمان مجروحان در بیمارستان‌ها و مطالبه مبالغ چند صد میلیون تومانی از برخی خانواده‌ها برای تحویل پیکر جان‌باختگان سخن گفته شده است.

مجموع این روایت‌ها تصویری از استفاده چندلایه از نیروهای امنیتی، اماکن عمومی و مذهبی، تجهیزات کنترل جمعیت و ابزارهای نظارتی برای مهار اعتراضات در تهران ارائه می‌دهد.