از دیدار با ترامپ تا سفر به تهران؛ آیا نخستوزیر عراق در نقش میانجی ظاهر میشود؟
همزمان با تشدید تنشها در منطقه، علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای دیدار با مقامهای جمهوری اسلامی راهی تهران شد. این سفر پس از دیدار هفته گذشته او با دونالد ترامپ انجام میشود و به گمانهزنیها درباره نقش احتمالی بغداد در میانجیگری میان تهران و واشینگتن دامن زده است.
زیدی پنجشنبه اول مرداد در تهران مورد استقبال مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، قرار گرفت و سپس دو طرف با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردند.
پایگاه اطلاعرسانی ریاستجمهوری گزارش داد پزشکیان و زیدی در این دیدار بر «تحکیم روابط راهبردی و گشودن افقهای جدید همکاری» میان تهران و بغداد تاکید کردند.
بر اساس این گزارش، دو طرف خواستار «تسریع در اجرای کامل» توافقات مشترک شدند و اعلام کردند که «توسعه مناسبات همهجانبه، علاوه بر تقویت ثبات، امنیت و رفاه دو کشور، در راستای تامین منافع دو ملت برادر و تحکیم همبستگی و انسجام منطقهای نیز نقشآفرین خواهد بود».
نخستوزیر عراق پیش از عزیمت به تهران در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، هدف از این سفر را «بررسی همکاریهای دوجانبه و رایزنی درباره مسائل منطقهای و تلاشهای جاری برای تثبیت امنیت و ثبات در منطقه» عنوان کرد.
او افزود همکاریهای جمهوری اسلامی و عراق باید در سایه «گفتوگو، تعامل و احترام متقابل» ادامه یابد.
به گفته منابع آگاه، زیدی در حالی راهی ایران شده که بغداد تلاش دارد با بهرهگیری از روابط متوازن خود با تهران و واشینگتن، نقش میانجی را ایفا کند.
با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اول مرداد در پاسخ به پرسشی درباره احتمال نقشآفرینی بغداد گفت: «نیاز به میانجی با آمریکا نداریم، به اندازه کافی هستند که پیامها را تبادل کنند. مشکل ما رویکردهای آمریکا است.»
او افزود تا زمانی که واشینگتن به «زیادهخواهی» خود ادامه میدهد، «امکانی که در این زمینه حرکتی صورت بگیرد وجود نخواهد داشت و این احتیاجی به پیغام و پسغام ندارد».
از واشینگتن تا تهران
زیدی ۲۳ تیر با رییسجمهوری آمریکا در کاخ سفید دیدار کرد؛ اقدامی که همزمانی آن با ازسرگیری رویارویی نظامی واشینگتن و تهران و تشدید تنشهای منطقهای، نارضایتی مقامهای جمهوری اسلامی را برانگیخت.
زیدی در نشست خبری مشترک با ترامپ اعلام کرد نیروهای ایالات متحده تا هشتم مهر از عراق خارج خواهند شد و در مقابل، زمینه برای حضور شرکتهای آمریکایی در این کشور فراهم میشود.
به گفته او، روابط آینده بغداد و واشینگتن بر «شراکت اقتصادی» استوار خواهد بود، نه مناسبات نظامی.
او همچنین با اشاره به موضوع خلع سلاح گروههای مورد حمایت تهران در عراق گفت بر اساس برنامه دولت، سلاح باید منحصرا در اختیار حکومت باشد و این موضوع «یک اصل اساسی و تصمیمی قطعی است، نه یک گزینه».
ترامپ نیز در این دیدار زیدی را «یک قهرمان جدید و فوقالعاده» توصیف کرد و با اشاره به تضعیف حکومت ایران گفت جمهوری اسلامی دیگر «بار سنگینی بر دوش عراق نخواهد بود».
پایگاه خبری اکسیوس ۲۵ تیر نوشت دیدار ترامپ و زیدی در کاخ سفید تنها چند روز پس از دفن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، صورت گرفت.
بر اساس این گزارش، دولت آمریکا حضور زیدی در کاخ سفید را نشانهای از نزدیکتر شدن بغداد به واشینگتن و فاصله گرفتن آن از تهران ارزیابی میکند.
یک روز بعد، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در یادداشتی، زیدی را «نخستوزیر جوان و کمتجربه» و سفر او به آمریکا را «تاسفبار و بیموقع» دانست و گفت این اقدام به «حیثیت» عراق لطمه زده است.
نگرانی تهران از چرخش بغداد به سوی واشینگتن
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، اول مرداد مطلبی با عنوان «سفر به تهران؛ نخستین آزمون سیاست خارجی الزیدی» منتشر کرد و در ابتدای آن، به «واکنشهای منفی» به دیدار اخیر نخستوزیر عراق با ترامپ پرداخت.
ایرنا نوشت: «منتقدان الزیدی را بهدلیل آنچه کوتاه آمدن در برابر خواستههای آمریکا خواندند، مورد انتقاد قرار دادند و نگرانی خود را از این ابراز کردند که در دوره نخستوزیری او، عراق ممکن است از دایره دوستان و متحدان سنتی خود خارج شود و به سمت همکاری نزدیکتر با آمریکا و متحدان منطقهای آن گرایش پیدا کند.»
با این حال، باقر حکیم که ایرنا از او بهعنوان «تحلیلگر مسائل عراق» نام برده است، گفت بهدلیل «پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادی» میان ایران و عراق، امکان «فاصله گرفتن ناگهانی» بغداد از تهران وجود ندارد.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا زیدی در جریان سفر به تهران، نقشی میانجیگرانه میان جمهوری اسلامی و آمریکا ایفا خواهد کرد و تلاشهای بغداد میتواند به فروکش کردن بحران در منطقه بینجامد یا خیر.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
ترامپ ۳۱ تیر در پیامی در تروث سوشال هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به تهدیدهای اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد سیاست دولت دونالد ترامپ در برابر اقدامات بیثباتکننده تهران، «سر در برابر چشم» است و حکومت ایران «بهای سنگینی» برای حملات خود خواهد پرداخت.
روبیو پنجشنبه اول مرداد در گفتوگو با خبرنگاران در حاشیه نشست آسهآن در مانیل، پایتخت فیلیپین، گفت: «ایران بهطور مستقیم و غیرمستقیم به ما التماس میکند: بیایید توافق کنیم، بیایید مذاکره کنیم.»
او افزود هر بار که تهران و واشینگتن بر سر برقراری آتشبس به توافق میرسند، «افرادی که قدرت را در ایران در دست دارند، یا آن را نقض میکنند یا میخواهند تغییرش دهند».
او هشدار داد: «آنها همچنان بهای این کار را خواهند پرداخت و هر شب بهایی که میپردازند، بیشتر و بیشتر و بیشتر خواهد شد.»
۳۱ تیر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ایالات متحده را به «پاسخ قدرتمند و قاطع» تهدید کرد و گفت «دکترین دفاعی» حکومت ایران بر مبنای «چشم در برابر چشم» تعریف شده است.
عراقچی افزود هر فرد یا طرفی که به هر شکل در کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی مشارکت یا از آن حمایت کند، از سوی تهران «هدف مشروع» تلقی خواهد شد.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
ترامپ ۳۱ تیر در پیامی در تروث سوشال هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
روبیو: تهران آماده توافق نیست
وزیر خارجه آمریکا در ادامه اظهارات خود در مانیل اعلام کرد با توجه به رویکرد جمهوری اسلامی، نشانهای از پیشرفت در مذاکرات تهران و واشینگتن دیده نمیشود.
روبیو گفت: «در حال حاضر، [مقامهای حکومت ایران] ظاهرا هنوز سر عقل نیامدهاند و به همین دلیل، رییسجمهور [ترامپ] در این مقطع فایده چندانی در پاسخ دادن به پیشنهادهای آنها نمیبیند.»
او اضافه کرد: «صادقانه بگویم، ایران بهطرز واضحی آماده توافق نیست؛ دستکم نه توافقی که حاضر باشد به آن پایبند بماند.»
۳۱ تیر، پایگاه خبری ارمنیوز به نقل از منابع آگاه نوشت واشینگتن هرگونه آتشبس با تهران را به دستیابی به تفاهمی جدید درباره تنگه هرمز مشروط کرده است؛ چارچوبی که با کاهش توانمندیهای تهاجمی سپاه پاسداران در اطراف این آبراه راهبردی، «بیطرفسازی نظامی» آن را تضمین کند.
بر اساس این گزارش، آمریکا به پاکستان بهعنوان یکی از میانجیها اطلاع داده است تا پیش از شکلگیری چارچوبی جدید برای مذاکره با تهران، با ورود به مرحله آتشبس موافقت نخواهد کرد.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
سیانان اول مرداد گزارش داد تهدید حوثیها به گشودن جبههای جدید از درگیریها در خاورمیانه، بازار جهانی نفت را تحت تاثیر قرار داد و قیمت هر بشکه نفت را تا نزدیکی ۹۸ دلار بالا برد.
بهای نفت خام برنت، شاخص جهانی نفت، در معاملات صبح به وقت شرق آمریکا ۳.۹ درصد رشد کرد. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت، شاخص نفت آمریکا، نیز با افزایش ۲.۹ درصدی به ۸۹ دلار در هر بشکه رسید.
هر دو شاخص، بالاترین سطح خود را از اواسط خردادماه ثبت کردند.
همزمان با افزایش گرد و غبار در جنوب شرق ایران و نیز انباشت آلایندههای صنعتی در مناطق مرکزی و جنوبی کشور، کیفیت هوا در اهواز، زابل، زاهدان و دهها شهر دیگر به وضعیت «خطرناک» و چندین شهر از جمله اصفهان، کرج و گچساران، به شرایط «ناسالم» رسید.
دادههای پایش کیفی هوا پنجشنبه اول مرداد نشان میدهد با تداوم شرایط در مناطق مستعد، آلودگی در بخشهایی از ایران همچنان ادامه دارد.
۳۱ تیر نیز شهروندان مناطقی از کشور یکی از آلودهترین روزهای سال را تجربه کردند.
گسترش سراسری بحران در شهرهای کشور
بر اساس دادههای سامانه پایش کیفی هوای کشور، کیفیت هوا در روزهای اخیر با افتی چشمگیر روبهرو شده و در این میان، شهرهای زابل، زاهدان، زهک و نیمروز در استان سیستان و بلوچستان به همراه اهواز در استان خوزستان، با استمرار طوفان گرد و غبار و ثبت شاخصهای خطرناک، در صدر آلودهترین مناطق ایران قرار گرفتند.
این وضعیت در حالی سلامت شهروندان را هدف قرار داده است که آمارهای رسمی، ابعاد مرگبار آن را آشکار میکند.
علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند.
او تاکید کرد که آلایندهها به یکی از مهمترین تهدیدهای سلامت عمومی تبدیل شده و مرگهای منتسب به آن، رقمی بالغ بر ۱۷.۲ میلیارد دلار زیان اقتصادی به کشور وارد کرده است؛ عوارضی که عمدتا ناشی از بیماریهای قلبی، ریوی، سرطان ریه و سکته مغزی بوده است.
۳۱ تیر، یاسوج با شاخص ۲۴۹ و مناطق ویژه اقتصادی پارس دو و یک در استان بوشهر به ترتیب با شاخصهای ۲۳۸ و ۲۱۷ در وضعیت «بسیار ناسالم» ثبت شدند و پس از آن، ۲۲ شهر و منطقه در هشت استان کشور، شاخص بالاتر از ۱۵۰ را ثبت کرده و در محدوده «ناسالم برای همه گروههای سنی» قرار گرفتند.
شاخص کیفیت هوا پنج دسته اصلی دارد که بر اساس آن، از عدد صفر تا ۵۰، هوای پاک، از ۵۰ تا ۱۰۰، هوای سالم، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰، هوای ناسالم برای گروههای حساس، از ۱۵۱ تا ۲۰۰، هوای ناسالم (برای همه)، از ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسیار ناسالم و از ۳۰۱ تا ۵۰۰، شرایط کیفی هوا خطرناک محسوب میشود.
تهران نیز با افزایش غلظت آلایندهها و قرار گرفتن چند منطقه به همراه قرچک در وضعیت قرمز، روزی ناسالم را برای گروههای حساس گذراند؛ در حالی که شهرهایی چون نیکشهر و ماکو به عنوان پاکترین نقاط کشور ثبت شدند.
۳۰ تیر نیز وضعیت هوا در اراک در شرایط قرمز و ناسالم برای تمام ردههای سنی قرار گرفت و بر اساس دادههای پایش کیفیت هوا، وجود ترکیبی از ذرات معلق و گاز اُزُن در آسمان این شهر به ثبت رسید.
توجیه مسئولان در سایه تداوم بحران سلامت
با وجود ابعاد سنگین تلفات انسانی و خسارتهای جبرانناپذیر آلودگی هوا، واکنش نهادهای متولی در جمهوری اسلامی به این وضعیت، با انفعال و عادیسازی همراه بوده است.
در پی تداوم این بحرانها و تعطیلیهای پیدرپی در سالهای گذشته، عباس شاهسونی، رییس گروه سلامت هوا در وزارت بهداشت، در اظهار نظری، آلودگی هوا را «موضوعی قدیمی» خواند که به گفته او فقط به ایران محدود نمیشود و «به زمان کشف آتش برمیگردد».
این در حالی است که محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، ۳۱ تیر با اشاره به نگرانی شهروندان از مازوتسوزی اعلام کرد این روزها شرایط آلودگی هوا و آثار آن بر سلامت مردم «بسیار نگرانکننده شده» است.
او گفت: «در کلانشهرهای کشور علاوه بر ریزگردها و ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون که بخشی از آن منشا داخلی دارد و بخشی نیز از کشورهای همسایه وارد میشود، با افزایش آلایندههایی مانند دیاکسید گوگرد و اُزن نیز مواجه هستیم که تاثیرات جدی بر سلامت شهروندان دارد.»
کارگران ساختمانی در حال علامتگذاری جاده نزدیک گرمرینگ آلمان
یافتههای یک گزارش جدید نشان میدهد اشتغال مهاجران در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ به رکورد بیسابقهای رسیده است اما با وجود کاهش شکاف میان آنها و نیروی کار بومی، بخش قابل توجهی از ظرفیتهای بالقوه بازار کار همچنان بدون استفاده باقی مانده است.
طبق بررسیهای «مرکز تحقیق و تحلیل مهاجرت» (CReAM) در «بنیاد راکوول برلین» (RFBerlin) که بر پایه دادههای اداره آمار کمیسیون اروپا (Eurostat) انجام شده، نرخ اشتغال مهاجران از ۶۷.۸ درصد در سال ۲۰۲۴، به ۶۸.۲ درصد در سال گذشته میلادی افزایش یافته است.
روند صعودی اشتغال مهاجران
توماسو فراتینی، معاون این مرکز پژوهشی، با بیان اینکه نسبت مهاجران شاغل سالهاست روندی صعودی را طی میکند، گفت: «این ارقام اکنون به آمار جمعیت بومی نزدیک شده است.»
بیشترین میزان بهبود در این شاخص متعلق به مهاجران غیراروپایی (خارج از اتحادیه) بوده است.
شهروندان ایرانی که به عنوان مهاجران خارج از اتحادیه اروپا دستهبندی میشوند نیز بخشی از دادهها و آمارهای این مرکز تحقیقاتی هستند.
پیشتر، موسسه تحلیل داده و نظرسنجی «استاسیس» (Stasis Consulting)، مستقر در واشینگن، در گزارشی نوشت: «حدود ۷۶ درصد از مردم ایران معتقدند که جوانان ایرانی [در کشور خود] برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند.»
این آمار در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال قرار دارند، ۸۲ درصد است.
روزنامه هممیهن مهر ماه ۱۴۰۲ در گزارشی به موج مهاجرت پزشکان از ایران پرداخت و نوشت که بعد از هشدارهای پیدرپی درباره ترک ایران از سوی پرستاران، ماماها، داروسازان و پزشکان متخصص، مهاجرتها به استادان دانشگاه و مدیران این حوزه در سطوح مختلف رسیده است.
مرکز تحقیق و تحلیل مهاجرت» (CReAM) نوشت نرخ اشتغال مهاجران غیراروپایی (خارج از اتحادیه) از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ با افزایش ۶.۶ واحد درصدی، از ۵۹.۴ درصد به ۶۶ درصد ارتقا یافت و فاصله موجود با جمعیت بومی را کاهش داد.
همچنین در این گزارش آمده است نرخ اشتغال در میان مهاجران داخل اتحادیه اروپا نیز در همین بازه زمانی رشد کرد و از ۷۱.۱ درصد به ۷۴.۸ درصد رسید.
در مقابل، آمار اشتغال برای افرادی که در کشور خود کار میکنند، طی همین مدت از ۶۷.۲ درصد به ۷۱.۶ درصد افزایش یافته است.
تفاوتهای چشمگیر منطقهای
با وجود این روند کلی، نتایج گزارش نشان میدهد وضعیت بازار کار در کشورهای مختلف اتحادیه اروپا، تفاوتهای گستردهای با یکدیگر دارد.
اشتغال مهاجران غیراروپایی بهویژه در مالت، جمهوری چک و ایرلند بسیار بالاست، اما در بلژیک و فنلاند آمار بهمراتب پایینتری را نشان میدهد.
در آلمان نیز نرخ اشتغال مهاجران ۶۶.۱ درصد است، در حالی که این رقم برای افراد بومی این کشور به ۷۹.۶ درصد میرسد.
یک تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت گسترش دامنه جنگ ایران به دریای سرخ، بازار نفت را با تهدیدی تازه و جدی روبهرو کرده است؛ تحولی که روند شکننده بازگشت جریان انرژی به بازارهای جهانی را مختل میکند و میتواند اقتصاد جهان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد.
شبهنظامیان حوثی مورد حمایت جمهوری اسلامی ۲۹ تیر اعلام کردند از تردد کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی که قصد عبور از تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ را دارند، جلوگیری خواهند کرد.
ران بوسو پنجشنبه اول مرداد هشدار داد این اقدام میتواند جریان جهانی نفت را که پیشتر بهدنبال بسته شدن مجدد تنگه هرمز مختل شده بود، با مشکلات جدیتری روبهرو کند.
پس از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و مسدود شدن بخش عمده تنگه هرمز، پایانه صادراتی ینبع در ساحل غربی عربستان سعودی به مسیر اصلی صادرات نفت خام این کشور تبدیل شد.
انتقال نفت از ینبع به آسیا، مهمترین بازار صادراتی ریاض، به عبور از تنگه بابالمندب وابسته است.
عربستان سعودی از ماه مارس تاکنون روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت از سواحل غربی خود صادر کرده که بیش از دو برابر سطح پیش از جنگ است.
بر اساس دادههای شرکت تحلیل داده «کپلر»، حدود چهارپنجم این محمولهها از تنگه بابالمندب عبور کردهاند.
اما مسیری که در ابتدا راهکاری موفق برای دور زدن بحران تنگه هرمز به نظر میرسید، اکنون خود در معرض تهدید قرار گرفته است.
تنگه بابالمندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و برای کشتیهایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت میکنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
بوسو نوشت تهدید حوثیها بار دیگر مسیرهای تجارت جهانی نفت را با تغییرات گسترده مواجه کرده است.
بسیاری از نفتکشهای حامل نفت خام عربستان سعودی به مقصد آسیا اکنون از عبور از تنگه بابالمندب اجتناب میکنند و در عوض، پس از عبور از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه، با دور زدن قاره آفریقا راهی مقصد میشوند.
پیچیدگیهای لجستیکی به همینجا ختم نمیشود. بزرگترین نفتکشهای حامل نفت خام بهدلیل محدودیت عمق کانال سوئز نمیتوانند با محموله کامل از این آبراه عبور کنند.
این نفتکشها ناچارند ابتدا بخشی از محموله خود را به خط لولهای در جنوب کانال انتقال دهند و سپس در نزدیکی اسکندریه، دوباره نفت خام را بارگیری کنند و مسیر خود را ادامه دهند.
در مجموع، پرهیز از عبور از بابالمندب دستکم چهار هفته به زمان معمول سفر نفتکشها اضافه میکند و مدت سفر دریایی را بیش از دو برابر افزایش میدهد.
تغییر مسیر کشتیها همچنین هزینههای حملونقل و بیمه را بهشدت بالا میبرد.
به نوشته بوسو، اختلال در تحویل نفت خام ضربه سنگینی به صنعت پالایش جهانی وارد میکند؛ بخشی که اکنون به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر نظام انرژی جهان تبدیل شده است.
تولید پالایشگاههای آسیا در جریان بحران اخیر بهشدت کاهش یافت و تنها پس از افزایش صادرات نفت خام کشورهای خلیج فارس در پی امضای تفاهمنامه ناکام آتشبس میان تهران و واشینگتن در خردادماه، روند بهبود فعالیتهای آنها آغاز شده بود.
پالایشگاههای چین در ماه ژوئن میزان فرآورش نفت خام را نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۱۸ درصد کاهش دادند و تولید خود را به پایینترین سطح از نخستین ماههای همهگیری کرونا در مارس ۲۰۲۰ رساندند.
چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، برای حفظ ذخایر و کاهش آسیبپذیری در برابر جهش قیمت انرژی، واردات نفت خام و صادرات سوخت را بهشدت کاهش داده است.
اکنون با اختلال دوباره در عرضه و افزایش قیمت نفت به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه، بالاترین سطح در بیش از یک ماه گذشته، روند نوپای بهبود فعالیت پالایشگاههای چین نیز ممکن است متوقف شود.
جنگ اوکراین نیز فشار مضاعفی بر بازار جهانی وارد کرده است. حملات پهپادی مداوم اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه در ماههای اخیر، فعالیت پالایشگاههای این کشور را بهشدت محدود کرده و مسکو را به ممنوعیت صادرات گازوئیل واداشته؛ اقدامی که یکی دیگر از منابع مهم عرضه را از بازار جهانی حذف کرده است.
محدودیت ظرفیت پالایش موجب شده فشار بر بازار سوخت بهمراتب شدیدتر از بازار نفت خام باشد.
از آغاز جنگ ایران، قیمت شاخص گازوئیل در اروپا و بنزین در آمریکا حدود ۶۵ درصد افزایش یافته است، در حالی که قیمت نفت خام برنت در همین مدت حدود ۳۰ درصد رشد کرده است.
بوسو افزود افزایش شدید قیمت سوخت بهطور فزایندهای الگوی مصرف را تحت تاثیر قرار داده است.
بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای جهانی نفت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، نزدیک به پنج درصد کاهش یافت و به ۹۹.۱ میلیون بشکه در روز رسید. این افت عمدتا در آسیا و اروپا متمرکز بود.
طبق ارزیابی این نهاد، مصرف گازوئیل در چین در ماه مه نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵، حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. تقاضای بنزین نیز پنج درصد و مصرف خوراک صنایع پتروشیمی ۱۷ درصد افت کرد.
در اروپا نیز دادههای اولیه آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد مصرف گازوئیل در ماه مه با افت ۵.۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۴.۵ میلیون بشکه در روز رسید.
کاهش مصرف سوخت معمولا نشانهای از افت فعالیتهای اقتصادی است. اگرچه اقتصادها در بلندمدت میتوانند به منابع جایگزین انرژی روی بیاورند، واکنش فوری به جهش قیمت سوخت معمولا «تخریب تقاضا» است؛ وضعیتی که در آن قیمتهای بالا، مصرفکنندگان و کسبوکارها را به کاهش مصرف وادار میکند.
ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، در مصاحبه با رویترز گفت جنگ ایران ممکن است رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را به ۱.۳ درصد کاهش دهد؛ در حالی که این رقم سال گذشته ۲.۹ درصد بود.
در کوتاهمدت، راههایی برای کاهش بخشی از این فشار وجود دارد. برای نمونه، به نظر میرسد هند در حال افزایش میزان پالایش نفت خام روسیه است.
با این حال، هرچه مسیرهای بیشتری برای انتقال نفت مسدود شوند، محمولههای بیشتری به ناچار به تغییر مسیر روی آورند و اختلالها مدت طولانیتری ادامه یابند، پیامدهای اقتصادی نیز شدیدتر خواهد شد.
کاهش مستمر ذخایر جهانی نفت تهدید دیگری برای اقتصاد جهان به شمار میرود.
ذخایر راهبردی و تجاری در مراحل اولیه جنگ ایران به جبران افت ناگهانی عرضه نفت خاورمیانه کمک کردند، اما این ذخایر در پی ماهها اختلال بهطور پیوسته کاهش یافتهاند.
در نتیجه، جهان اکنون در مقایسه با آغاز جنگ، ظرفیت بسیار محدودتری برای مقابله با شوکهای تازه در بازار انرژی دارد.
بوسو افزود تشدید اخیر تنشها در دریای سرخ بسیار فراتر از یک اختلال دیگر در کشتیرانی است. این رویداد تنها مسیر جایگزین عملی که پس از مسدود شدن تنگه هرمز امکان ادامه انتقال نفت خاورمیانه را فراهم آورده بود، تهدید میکند و شکنندگی روند بهبود بازار را آشکارتر میسازد.
بازار نفت طی ماههای گذشته توانسته بود خود را با مجموعهای از شوکهای ژئوپولیتیکی تطبیق دهد، اما اختلال همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند ظرفیت بازار برای سازگاری را به مرز نهایی برساند.
بحران معوقات مزدی در واحدهای تولیدی و خدماتی ایران بالا گرفته است. در شرایط فعلی درگیری نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی، کارگرانی هستند که ماههاست حقوق دریافت نکردهاند و بر اساس گزارشها، اکنون تنها دو ماه «تابآوری اقتصادی» خواهند داشت.
در هفتههای اخیر، برخی بنگاهها و شرکتها که پیشتر اقدام به تعدیل نیرو کرده بودند، کارگران خود را برای راهاندازی مجدد فعالیتها به کار فراخواندند. با این حال، این کارگران اکنون با مشکل عدم پرداخت حقوقهای خرداد و تیر و انباشت معوقات مزدی مواجه شدهاند.
بر اساس گزارش پنجشنبه اول مرداد خبرگزاری ایلنا، کارگرانی که برای فرار از خانهنشینی به مشاغلی چون رانندگی تاکسیهای اینترنتی روی آورده بودند، بعد از بازگشت به کارخانهها، اکنون از دریافت مزد قانونی خود محروم مانده و از پوشش بیمه بیکاری نیز خارج شدهاند.
سوءاستفاده از شرایط بحرانی و خطر التهابات اجتماعی
اکبر شوکت، دبیر اجرایی خانه کارگر استان قم، در مصاحبه با ایلنا هشدار داد اکثریت قریب به اتفاق جامعه کارگری ایران به دلیل سالها «سرکوب مزدی» زیر خط فقر زندگی میکنند و کمترین میزان تابآوری را در برابر فشارهای اقتصادی دارند.
او تاکید کرد در صورت تداوم روند فعلی و عدم مداخله ویژه اقتصادی، با پایان تابستان، قطعا کشور با «التهابات فراوانی» در بخش کارگری مواجه خواهد شد.
خبرگزاری ایلنا پیشتر نیز به گسترش اعتصاب کارگران در بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی در شهرهای مختلف ایران پرداخته بود.
این خبرگزاری دوم تیر، از اعتصاب هزار و ۶۰۰ کارگر گروه ماشینسازی تبریز در اعتراض به پرداخت نشدن دو ماه دستمزد خبر داد.
این کارگران برای آنچه «پیگیری حقوق قانونی خود» نامیدند، دست از کار کشیده و خواستار پرداخت دستمزدهای معوقه اردیبهشت و خرداد شدند.
همچنین کارکنان مرکز بهداشت اسلامآباد غرب نیز اول تیر در اعتراض به وضعیت نامناسب حقوق، مزایا و مشکلات روزافزون معیشتی تجمع کردند.
این کارکنان از «تاخیرها و نابرابریهای پرداختی» در نظام بهداشت و درمان کشور و دریافتی «ناچیز نسبت به خط فقر» بهشدت انتقاد کردند.
دبیر اجرایی خانه کارگر استان قم با اشاره به عملکرد بعضی کارفرمایان گفت: «برخی کارفرمایان از شرایط موجود سوءاستفاده میکنند و با وجود داشتن مواد اولیه و کالا در انبار، ظرفیت تولید را پایین آورده و حقوق کارگر خود را نمیدهند.»
شوکت یادآور شد کارفرمایانی که در دهههای پس از جنگ «در حاشیهای امن ثروتاندوزی کردهاند»، اکنون از نظر اخلاقی موظفاند برای تداوم امنیت هزینه بدهند و نباید بار بحران را بر دوش کارگران بیندازند.
انفعال دولت در برابر بحران واحدهای تولیدی
بحرانهای معیشتی در شرایطی روزبه روز بیشتر میشوند که در پی تشدید درگیریها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران روند صعودی پرشتابی به خود گرفته و قیمت دلار با عبور از رکوردهای پیشین، به بیش از ۱۹۱ هزار تومان رسیده است.
در این میان، آنچه بیش از پیش بر نگرانیها میافزاید، تمرکز مقامات جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس بر تنشهای امنیتی و نظامی و غفلت ساختاری از بحرانهای فزاینده داخلی است.
شوکت در بخش دیگری از صحبتهای خود، از بیعملی نهادهای مسئول انتقاد کرد و خواستار بازنگری اساسی در سیاستهای اقتصادی دولت در شرایط جنگی شد.
او گفت دولت باید با مدیریت استراتژیک، اعطای معافیتهای گمرکی برای تامین مواد اولیه و ارائه تسهیلات بانکی، به کمک واحدهای تولیدی بشتابد تا از تعویق حقوق کارگران جلوگیری شود.
این فعال کارگری همچنین بر لزوم برخورد قانونی با «کارفرمانماهایی» که احتکار میکنند و حقوق کارگران را نمیپردازند، تاکید کرد.
پیوند خوردن شرایط ناپایدار جنگی با تورم افسارگسیخته و جهش نرخ ارز، در سایه بیعملی مسئولان، امنیت اجتماعی، غذایی و روانی خانوارهای کارگری و بازنشستگان را با یکی از جدیترین تهدیدهای دهههای اخیر مواجه کرده است.
سعید شجاعی، معاون برنامهریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت، ۲۴ تیر در مصاحبه با روزنامه اطلاعات اعلام کرد «عدمالنفع» ناشی از قطع برق صنایع از حدود ۳۰۳ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۷۳ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است و در صورت تداوم شرایط کنونی، احتمال تشدید بیکاری در نیمه دوم سال وجود دارد.