۱۸ تیر ۱۳۷۸ دانشجویان عکس علی خامنهای را پاره کردند؛ رویدادی که اشک بسیجیان حامی او را درآورد. ۲۷ سال بعد، باز هم در ۱۸ تیر، او را در حالی برای دفن بردند که چیز زیادی از اقتدار دیکتاتورمآبانه جمهوری اسلامی بر جا نمانده است.
آنچه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران آغاز شد، در ظاهر واکنشی بود به توقیف روزنامه «سلام» و حمله نیروهای انتظامی و لباسشخصی به خوابگاه دانشجویان، اما خیلی زود از محدوده دانشگاه فراتر رفت و به لحظهای نمادین در نسبت جامعه با رهبر جمهوری اسلامی تبدیل شد.
بیش از ۲۵ هزار نفر در این اعتراضات مشارکت کردند و هزاران دانشجو نیز در هفتههای بعد بازداشت شدند.
اما اهمیت ۱۸ تیر فقط در عدد بازداشتشدگان یا گستردگی اعتراض نبود. اهمیت آن در شکستن یک تابو بود: تابوی تعرض به تصویر رهبر.
در جمهوری اسلامی، تصویر خامنهای فقط تصویر یک مقام سیاسی نبوده و بخشی از معماری قدرت بوده است. عکس او در مدرسه، اداره، پادگان، دانشگاه، دادگاه و خیابان نصب میشد تا یادآوری کند که قدرت در نهایت به یک نقطه ختم میشود.
۱۸ تیر ۷۸، همین تصویر برای نخستین بار در مقیاسی عمومی به موضوع خشم تبدیل شد. پاره شدن یا آتش گرفتن عکس خامنهای، نشانهای بود از اینکه نسل جدید دیگر حاضر نیست همه اقتدار سیاسی را در قابهای رسمی ببیند و بپذیرد.
خامنهای چند روز بعد از این رویداد در سخنرانی معروف خود، مستقیم به همین نقطه اشاره کرد.
او گفت که «حتی اگر به رهبری اهانت کردند، حتی اگر عکس او را آتش زدند یا پاره کردند، نیروهای حزباللهی باید سکوت کنند».
ظاهر جمله، دعوت به خویشتنداری بود، اما ادامه سخنرانی، همان منطق آشنای جمهوری اسلامی را بازتولید میکرد: نسبت دادن اعتراض به «دشمن»، «سازمانهای جاسوسی» و «عناصر داخلی».
خامنهای از یک سو میخواست نشان دهد شخصا از اهانت عبور میکند و از سوی دیگر، همان رخداد را در چارچوب یک «توطئه امنیتی» تعریف کرد.
از همانجا، ۱۸ تیر به مبدایی برای رویدادهای آینده جمهوری اسلامی تبدیل شد.
حکومت فهمید که شکستن تصویر رهبر میتواند آغاز شکستن ترس باشد. بنابراین پاسخ را نه در پذیرش مطالبه دانشجویان، بلکه در امنیتی کردن اعتراض جستوجو کرد.
دانشجو، روزنامه، خوابگاه و خیابان، همه ذیل یک روایت واحد قرار گرفتند: دشمن بیرونی، فریبخوردگان داخلی، و ضرورت دفاع از نظام.
این الگو بعدتر در هر موج اعتراضی دیگر تکرار شد. هر بار اعتراض از جایی آغاز شد، اما حکومت تلاش کرد آن را به پروژهای علیه اصل نظام ترجمه کند.
۱۸ تیر ۷۸ از این نظر آغاز یک فاصله تاریخی بود: فاصله میان تصویر رسمی خامنهای و تصویر واقعی او در ذهن بخش بزرگی از جامعه.
در روایت رسمی، او «رهبر مقتدر، پدر نظام، حافظ امنیت و ادامهدهنده خط روحالله خمینی» بود. اما در حافظه معترضان، او به تدریج به نماد انسداد، سرکوب، تحقیر، کنترل و مصادره آینده تبدیل شد.
شکاف میان این دو تصویر در سالهای بعد عمیقتر شد. از کوی دانشگاه تا خیابانهای ۸۸، از آبان ۹۸ تا خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، شعارها از نقد دولت و مطالبه اصلاحات عبور کردند و به نفی خود مرکز قدرت رسیدند و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند.
ثبت دوباره یک تاریخ
حالا ۲۷ سال بعد، ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همان تاریخ دوباره برگشته است، اما این بار نه با عکس پارهشده، بلکه با تابوت گردانده شده و قرار دفن خامنهای در مشهد.
دیکتاتور ایران دیگر در جایگاه سخنران نیست که درباره پاره شدن عکس خود هشدار بدهد یا توصیهای کند. او اکنون موضوع مراسمی است که حکومت میکوشد آن را به نمایش اقتدار، وحدت، سوگ عمومی و مشروعیت تاریخی تبدیل کند.
جمهوری اسلامی برای خامنهای مراسم چندروزه تدارک دید؛ تابوت او را در تهران برای تشییع در مصلی مستقر کرد، سپس از مسیر قم، نجف و کربلا عبور داد و خاکسپاری نهایی در مشهد، نزدیک مقبره امام هشتم شیعیان برنامهریزی شد. مراسم نهایی دفن: ۱۸ تیر ۱۴۰۵
این تقارن، برای جمهوری اسلامی احتمالا ناخواسته اما پرمعناست. ۱۸ تیر ۷۸، روزی بود که خامنهای ناچار شد از پاره شدن عکس خودش حرف بزند. ۱۸ تیر ۱۴۰۵، روزی است که حکومت ناچار است برای دفن او، همه ذخیره آیینی، تبلیغاتی و امنیتی خود را به میدان بیاورد. آن روز مساله قاب بود، امروز مساله تابوت است. آن روز حکومت میخواست بگوید رهبر حتی از توهین به عکسش میگذرد، امروز میخواهد بگوید مرگ رهبر هم میتواند به سرمایه سیاسی تازه تبدیل شود.
جامعهای که رادیکالتر شد
جامعه ایران در فاصله ۱۸ تیر ۷۸ تا ۱۸ تیر ۱۴۰۵، همان جامعه سابق نماند. اعتراض نسلی که در کوی دانشگاه کتک خورد، زندانی شد و تحقیرش کردند، ادامه پیدا کرد.
پس از آن، نسلهای دیگری آمدند که دیگر نه فقط از اصلاحات ناامید بودند، بلکه از اصل بازی سیاسی جمهوری اسلامی عبور کردند. اگر در ۷۸ هنوز بخشی از دانشجویان خواهان باز شدن فضای مطبوعات و اصلاح درون ساختاری بودند، در سالهای بعد شعارها صریحتر، رادیکالتر و بیواسطهتر شدند.
خامنهای هم در این فاصله، از رهبر ناظر بر نزاعهای درون نظام به چهره اصلی و مسئول سیاسی و تاریخی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
از همین رو، دفن خامنهای در ۱۸ تیر فقط پایان عصر یک فرد نیست، پایان یک فصل از روانشناسی قدرت در جمهوری اسلامی است. او رهبری بود که اقتدارش با سکوت، ترس، سرکوب، حذف رقیبان، مهندسی انتخابات، کنترل رسانه، توسعه دستگاه امنیتی و پیوند زدن سیاست داخلی به نبرد خارجی ساخته شد. اما همان سازوکارها در نهایت تصویری ساختند که دیگر برای بخش بزرگی از جامعه نه مقدس بود، نه پدرانه، نه مشروع؛ بلکه یادآور تمام فرصتهایی بود که از ایران گرفته شد.
قابی که دفن شد
۱۸ تیر ۷۸، قاب خامنهای ترک برداشت. ۱۸ تیر ۱۴۰۵، صاحب قاب به خاک سپرده میشود. میان این دو تاریخ، جمهوری اسلامی همه ابزارهای خود را به کار گرفت تا آن ترک را بپوشاند اما ترک، بهجای آنکه محو شود، به شکافی تاریخی تبدیل شد.
امروز حکومت میتواند تابوت را در خیابان بچرخاند، جمعیت بسیج کند، شهرها را سیاهپوش کند و از مرگ خامنهای روایتی حماسی بسازد، اما نمیتواند آن ۲۷ سال را حذف کند.
۱۸ تیر، از روزی که تصویر رهبر از دیوار پایین آمد، به روزی رسید که خود رهبر از روی صحنه به زیر خاک رفت. این، معنای واقعی تقارن امروز است: جمهوری اسلامی میخواست ۱۸ تیر را از حافظه سیاسی جامعه پاک کند، اما تاریخ آن را به روز بازگشت نمادین همان حافظه تبدیل کرد؛ روزی که طومار خامنهای، در معنای سیاسی و نمادین، در هم پیچیده شد.
Screengrab from a Reuters video shows a refrigerated vehicle carrying the coffin of Iran’s former Supreme Leader Ali Khamenei in Karbala, Iraq, on July 9, 2026.
گروه فروشگاههای زنجیرهای فنلاندی «کی گروپ» به شکلی غیرمنتظره در مراسم تشییع علی خامنهای جای گرفت. ویدیوهایی از عراق منتشر شده است که نشان میدهند تابوت دیکتاتور کشتهشده ایران از یک کامیون یخچالدار با نشان تجاری این شرکت تخلیه شده است.
در تصاویری که در کربلا ضبط و از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده، جمعیتی انبوه اطراف یک کامیون یخچالدار با لوگوهای نارنجی و سفید دیده میشود که شباهت زیادی به نشان تجاری «کی گروپ»، بخشی از شرکت خردهفروشی فنلاندی «کسکو»، دارد.
در ادامه این تصاویر، مردانی با لباس تیره، تابوتی را از بخش یخچالدار کامیون بیرون میآورند و آن را بر فراز جمعیت حمل میکنند.
این تصاویر به سرعت در فنلاند مورد توجه قرار گرفت. روزنامه «ایلتا-سانومات» این صحنه را «باورنکردنی» توصیف کرد و نوشت فنلاندیها احتمالا با دیدن چیزی که شبیه نشان فروشگاههای «کی مارکت» در میانه مراسم تشییع خامنهای بود، «چشمهایشان را مالیدهاند [تا مطمئن شوند درست میبینند]».
روزنامه «هلسینگین سانومات»، بزرگترین روزنامه فنلاند، نیز این موضوع را پوشش داد.
واکنش شرکت کسکو
شبکه «یله»، این خبر را با عنوان «آیا تابوت خامنهای از یک خودروی کی گروپ در عراق خارج شد؟» منتشر کرد و نوشت ویدیوی رویترز یک کامیون حمل مواد سردخانهای با رنگ نارنجی و حروف تکرارشونده «K» را نشان میدهد که ظاهرا به لوگوی «کی گروپ» شباهت دارد.
شرکت کسکو به «یله» اعلام کرد هیچ اطلاعی درباره این کامیون ندارد و تنها پس از انتشار تصاویر از این موضوع باخبر شده است.
این شرکت گفت حملونقل کالاهایش با خودروهای متعلق به شرکتهای همکار انجام میشود و کسکو ناوگان اختصاصی ندارد.
به گفته این شرکت، یکی از احتمالها این است که یکی از شرکتهای حملونقل همکار، خودرویی را بدون حذف نشانهای «کی گروپ»، به شخص یا شرکت دیگری فروخته باشد.
کسکو در ایمیلی به «یله» نوشت: «ممکن است یکی از شرکای حملونقل ما هنگام فروش تجهیزات، برچسبهای مربوط به ما را از روی آنها حذف نکرده باشد.»
این شرکت افزود به شرکتهای حملونقل یادآوری خواهد کرد که این برچسبها باید پیش از فروش خودروها، حذف شوند.
هیچ نشانهای وجود ندارد که کسکو یا «کی مارکت» نقشی در مراسم تشییع خامنهای داشته باشند یا مالک یا بهرهبردار این کامیون بوده باشند.
آنچه باعث شد این تصاویر جلب توجه کنند، تضاد میان عناصر آن بود: یکی از نمادینترین مراسم تشییع جمهوری اسلامی، نگهداری یک تابوت در شرایط سرد پس از ماهها تاخیر در خاکسپاری، خودرویی با نشان تجاری یک فروشگاه زنجیرهای مواد غذایی فنلاندی برای حمل تابوت در کربلا.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت حملات اخیر واشینگتن، تلافی حمله جمهوری اسلامی به سه کشتی بوده است. او هشدار داد هر حمله جدید جمهوری اسلامی با پاسخی «۲۰ برابر شدیدتر» روبهرو خواهد شد و مدعی شد مقامهای جمهوری اسلامی خواهان توافق هستند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای ایر فورس وان، گفت مقامهای جمهوری اسلامی «بیمار» هستند و افزود خود او در صدر فهرست افرادی قرار دارد که از سوی جمهوری اسلامی تهدید شدهاند.
ترامپ با اشاره به حملات اخیر آمریکا گفت ایالات متحده «ضربه سختی» به جمهوری اسلامی وارد کرده و حملات روز گذشته این کشور به سه کشتی را تلافی کرده است. او هشدار داد اگر جمهوری اسلامی بار دیگر حملهای انجام دهد، آمریکا «۲۰ برابر شدیدتر» پاسخ خواهد داد.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت ایالات متحده از نظر نظامی بر جمهوری اسلامی پیروز شده و مدعی شد مقامهای جمهوری اسلامی به شدت خواهان دستیابی به توافق هستند. او افزود نمیداند آیا این حکومت ارزش توافق کردن دارد و در صورت دستیابی به توافق، به آن پایبند خواهد ماند یا خیر.
ترامپ همچنین گفت مقامهای جمهوری اسلامی اندکی پیش با آمریکا تماس گرفتهاند و خواستار توافق شدهاند.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی با انتقاد از برگزاری مراسم حکومتی برای علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده، جمهوری اسلامی را متهم کرد که میکوشد با «نمایشهای ساختگی» صدای واقعی مردم ایران را پنهان کند. او همزمان خواستار حمایت گستردهتر از خانوادههای جانباختگان اعتراضات دیماه شد.
در پیام ویدیویی شاهزاده رضا پهلوی که شامگاه چهارشنبه ۱۷ تیر منتشر شد، آمده است: «جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند.»
او افزود: «رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.»
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.»
او در ادامه گفت: «بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «آنان برخلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.»
او ادامه داد: «امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت: «این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را بهتنهایی بر دوش بکشند.»
او افزود: «وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان گفت: «تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پس از پایان نشست دو روزه ناتو، برخلاف انتظار با ایر فورس وان قدیمی ترکیه را به مقصد بریتانیا ترک کرد. این تصمیم در حالی اعلام شد که پس از کشته شدن علی خامنهای، تهدیدها به قتل او از سوی مقامها و چهرههای نزدیک به جمهوری اسلامی افزایش یافته است.
ترامپ چهارشنبه ۱۷ تیر در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت برای تقدیر از نظامیان آمریکایی، هواپیمای جدید ایر فورس وان به پایگاه هوایی میلدنهال در بریتانیا فرستاده میشود تا آنان نخستین کسانی باشند که از آن بازدید میکنند.
او افزود «برای تجدید خاطرات»، مسیر کوتاه ترکیه تا میلدنهال را با ایر فورس وان پیشین طی خواهد کرد.
ترامپ در این پیام مستقیما از تهدیدهای جمهوری اسلامی نام نبرد، اما این تصمیم در حالی اعلام شد که پس از کشته شدن خامنهای، تهدیدها علیه او از سوی شماری از مقامها و چهرههای نزدیک به جمهوری اسلامی افزایش یافته است.
همین امر موجب شد که خبرنگاران در نشست خبری چهارشنبه ترامپ در آنکارا علت استفاده از هواپیمای پیشین به جای هواپیمای اهدایی قطر به تهدیدهای جمهوری اسلامی نسبت داده و از رییسجمهوری آمریکا درباره آن سوال شود.
ترامپ در پاسخ، بهدلیل پرواز نکردن با هواپیمای اهدایی قطر اشاره نکرد اما گفت: «من هدف شماره یک ایران برای کشتن هستم. این موضوع منتشر شده و دیروز هم فهرست دیگری منتشر شد که نام من در صدر آن بود.»
در همین رویترز گزارش داد این تصمیم تنها چند هفته پس از رونمایی از بوئینگ ۷۴۷ اهدایی قطر بهعنوان جایگزین موقت ایر فورس وان اتخاذ شد.
این هواپیما که پس از تجهیز به سامانههای امنیتی و ارتباطی در اختیار کاخ سفید قرار گرفته، نخستین سفر خارجی خود را نیز در جریان سفر اخیر ترامپ به ترکیه انجام داده بود.
تغییر هواپیمای حامل رییسجمهوری آمریکا در فضایی انجام شد که پس از کشته شدن خامنهای، تهدیدهای مقامها، نمایندگان مجلس، چهرههای رسانهای و حامیان جمهوری اسلامی علیه ترامپ افزایش یافته است؛ تهدیدهایی که شماری از آنها آشکارا با ادبیات انتقام و دعوت به اقدام علیه جان رییسجمهوری آمریکا همراه بودهاند.
در تازهترین نمونه، محمدجواد لاریجانی، فعال سیاسی اصولگرا و کارشناس صداوسیما، چهارشنبه ۱۷ تیر در یک برنامه تلویزیونی گفت باید فهرست همه افرادی که در کشته شدن خامنهای نقش داشتهاند منتشر شود.
او افزود این افراد از نظر جمهوری اسلامی «مهدورالدم» هستند و باید «برای سر آنها جایزه تعیین شود».
روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی اداره میشود، چهارشنبه در صفحه یک خود نوشت: «ترامپ نباید زنده بماند.»
این روزنامه تشییع جنازه خامنهای را «آزمایش اقتدار اسلام» خواند و نوشت امنیت ترامپ و بنیامین نتانیاهو «برای همیشه از بین رفت».
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در کیهان، نیز در یادداشتی با عنوان «سر ترامپ را میخواهیم» نوشت جمهوری اسلامی باید رسما اعلام کند ترامپ و حتی خلبانانی را که در کشته شدن خامنهای نقش داشتهاند، «واجبالقتل» میداند و هرجا آنان را بیابد، «به قتل» میرساند.
حمید رسایی، نماینده مجلس نیز ۱۶ تیر در شبکه اجتماعی «ویراستی» خواستار هدف قرار دادن محل استقرار ترامپ در ترکیه با موشک شد و نوشت: «حالا که ترامپ در تیررس ماست... محل استقرار او در ترکیه را با موشک هدف بگیریم.»
عباس گودرزی، عضو هیات رییسه مجلس، ۱۵ تیر در گفتوگو با وبسایت دیدهبان ایران گفت رییسجمهوری آمریکا باید تاوان کشتن خامنهای را بدهد و افزود: «انتقام خون رهبری از قاتلان، راهبرد و استراتژی نظام است.»
کانال تلگرامی کیهان تصویری از دیوارنوشته «ما ترامپ را میکشیم» منتشر کرد
کانال ۱۴ اسرائیل نیز ۱۵ تیر نوشت نیروی قدس سپاه پاسداران واحدی تازه با نام «مختار» تشکیل داده تا با همکاری کارتلهای مواد مخدر مکزیک و برخی اعضای جامعه ایرانیان خارج از کشور، برای ترور ترامپ و دیگر مقامهای آمریکایی برنامهریزی کند.
سعید جلیلی، عضو شورای عالی امنیت ملی نیز ۱۴ تیر در حاشیه مراسم دفن خامنهای گفت «خونخواهی» او وظیفه مسئولان است.
حمیدرضا مقدمفر، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران، نیز همان روز با تاکید بر «خونخواهی» خامنهای گفت: «قصاص دشمن یک تکلیف تاریخی برای همه مردم و مسئولان است و حتی در صورت ادامه مذاکرات، مطالبه انتقام پابرجا خواهد ماند.»
همزمان با مراسم تشییع و دفن خامنهای، شرکتکنندگان در قم بنری با مضمون «۱۰۰ میلیون دلار جایزه» برای کشتن ترامپ حمل کردند. روی این بنر عبارت «۱۰۰ میلیون دلار برای پایان کلاس اپستین» دیده میشد.
در مراسم دفن در مصلی تهران نیز تصاویری از پرچمی با عبارت انگلیسی «ترامپ را بکشید» منتشر شد و حاضران شعارهایی درباره «خونخواهی» و «انتقام» از آمریکا و اسرائیل سر دادند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در جریان مراسم تشییع جنازه خامنهای تصاویری منتشر کرد که در آن عبارت «ما ترامپ را میکشیم» دیده میشود. این خبرگزاری همچنین ویدیویی منتشر کرد که نشان میدهد حاضران با پرتاب سنگریزه به تصویر ترامپ، خواستار انتقام از او میشوند.
ششم تیر نیز ۶۶ عضو مجلس خبرگان رهبری در بیانیهای، ترامپ و نتانیاهو را «مهدورالدم» خواندند و قتل آنان را بر «هر مکلفی که به آنان دسترسی یابد» واجب دانستند.
حسن رحیمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، پنجم تیر در تجمع حامیان حکومت گفت: «وقتی ترامپ با افتخار میگوید من رهبر جمهوری اسلامی را ترور کردم، ما هم باید بگوییم تو را ترور میکنیم.» او همچنین خواستار تعیین «جایزه چند میلیون دلاری» برای کشتن ترامپ و فعال شدن «هستههای عملیاتی» علیه مقامهای آمریکایی شد.
۲۷ خرداد نیز محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، گفته بود ترامپ «طراح کشتن قاسم سلیمانی» بوده و با وجود «کراهت» از مذاکره با او، به درخواست مقامهای جمهوری اسلامی وارد مذاکرات شده است.
پیش از این موج تازه، ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، ۲۵ اردیبهشت از تدوین طرحی با عنوان «اقدام متقابل نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی» خبر داده بود؛ طرحی که به گفته او، در آن پرداخت پاداش ۵۰ میلیون یورویی برای کشتن ترامپ پیشبینی شده است.
این موارد تنها بخشی از تهدیدها، فراخوانها و طرحهایی است که مقامها، روحانیون و چهرههای نزدیک به جمهوری اسلامی در سالهای اخیر علیه ترامپ مطرح کردهاند.
گزارش ایراناینترنشنال در ۲۵ اردیبهشت نیز نشان میدهد تهدیدهای اخیر، ادامه روندی است که طی ماههای گذشته با اظهارات مقامها، فتواها، کارزارهای رسانهای و حتی طرحهای پارلمانی برای هدف قرار دادن ترامپ دنبال شده است.
مقامهای آمریکایی در سالهای اخیر بارها جمهوری اسلامی را به تلاش برای طراحی عملیات ترور علیه ترامپ و شماری از مقامهای پیشین دولت آمریکا متهم کردهاند؛ موضوعی که تهران همواره آن را رد کرده است.
وزارت دادگستری آمریکا نیز در چند پرونده از خنثی شدن طرحهای منتسب به جمهوری اسلامی برای ترور مقامهای آمریکایی خبر داده است.
A screen grab from Hassan Nemazee’s interview with Iran International
در حافظه جمعی شیراز، نام «بیمارستان نمازی» تنها یک مرکز درمانی نیست، بلکه یادگار یکی از بزرگترین سنتهای نیکوکاری در ایران معاصر است؛ میراثی که دههها پیش از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت و به نمادی از پیوند میان ثروت، مسئولیت اجتماعی و توسعه عمومی تبدیل شد.
در پس این نام، تاریخ خانوادهای قرار دارد که بخش بزرگی از دارایی خود را در قالب موقوفه و فعالیتهای عامالمنفعه در اختیار جامعه قرار داد، اما با پیروزی انقلاب، این میراث نیز مانند بسیاری از اموال و نهادهای خصوصی، سرنوشتی متفاوت پیدا کرد.
حسن نمازی، از اعضای این خانواده، در واشینگتن متولد شد و تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد ادامه داد. او در ۲۲ سالگی و در غیاب پدر، برای اداره موقوفه خانوادگی به ایران بازگشت؛ مجموعهای که از مهمترین نهادهای خیریه کشور به شمار میرفت.
اما انقلاب ۱۳۵۷ مسیر زندگی او و خانوادهاش را دگرگون کرد. داراییهای خانواده، شرکتها، املاک و حتی موقوفههایی که با هدف خدمات عمومی ایجاد شده بودند، مصادره شدند و مدیریت آنها به ساختار جدید قدرت واگذار شد.
نمازی پس از بازگشت به آمریکا فعالیت خود را در حوزه اقتصاد، امور خیریه و سیاست از سر گرفت.
او طی سالهای بعد به یکی از چهرههای شناختهشده در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شد و با شماری از سیاستمداران برجسته، از جمله بیل کلینتون، همکاری و ارتباط نزدیک داشت. حضور در فضای سیاسی واشینگتن، فعالیتهای اقتصادی و مشارکت در امور خیریه، او را به یکی از ایرانیان- آمریکاییهای شناختهشده در این حوزه تبدیل کرد.
اما مسیر زندگی او بار دیگر تغییر کرد. بازداشت و محکومیت به زندان در آمریکا، تجربهای بود که بهگفته او نگاهش را به عدالت، نظام کیفری و مفهوم آزادی دگرگون ساخت.
سالهایی که پشت میلههای زندان سپری کرد، زمینهساز تغییر مسیر فعالیتهایش شد و پس از آزادی در سال ۲۰۱۹ با فرمان اجرایی دونالد ترامپ، بخش عمده توان خود را صرف حمایت از زندانیان، اصلاح نظام قضایی و زندانهای آمریکا و کمک به افرادی کرد که پس از آزادی با دشواریهای بازگشت به جامعه روبهرو هستند.
روایت زندگی حسن نمازی، تنها داستان فراز و فرود یک خانواده ثروتمند یا یک فعال سیاسی نیست، بلکه بخشی از تاریخ معاصر ایران را نیز بازتاب میدهد؛ از شکلگیری یکی از بزرگترین موقوفههای کشور و مصادره آن پس از انقلاب، تا پیامدهای سیاسی و اقتصادی استقرار جمهوری اسلامی.
او معتقد است تصمیمهایی که در نخستین سالهای پس از انقلاب، به رهبری روحالله خمینی گرفته شد، هزینههای سنگینی بر جامعه ایران تحمیل کرد؛ هزینههایی که آثار آن همچنان در ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور دیده میشود.
با وجود این تجربهها، نگاه او به آینده، نگاهی مبتنی بر امید است. نمازی بر این باور است که نسل جدید ایرانیان، با تجربهای متفاوت از گذشته و ارتباطی گستردهتر با جهان، ظرفیت آن را دارد که مسیر تازهای برای ایران رقم بزند.
از نگاه او، آینده کشور در گرو استقرار حاکمیت قانون، احترام به حقوق شهروندان، حفظ نهادهای مستقل، بازگرداندن اعتماد عمومی و مشارکت نسلی است که خواهان عبور از چرخه انقلاب، مصادره و استبداد است.
سرگذشت حسن نمازی، از مدیریت یکی از مهمترین موقوفههای ایران تا حضور در بالاترین سطوح سیاست آمریکا، از مصادره داراییهای خانوادگی تا تجربه زندان و فعالیت برای اصلاح نظام قضایی، روایتی است که در آن زندگی یک فرد با مهمترین تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در نیمقرن گذشته گره خورده است؛ روایتی که از گذشته آغاز میشود، اما پرسش اصلی آن همچنان به آینده ایران بازمیگردد.