نشریه فوربس در گزارشی به این سوال پرداخته که چرا سیب آدم مردان بسیار مشهودتر از زنان است. براساس این گزارش اگرچه این ساختار در هر دو جنس وجود دارد، اما پس از بلوغ در مردان بهدلیل افزایش هورمون تستوسترون قابل مشاهده میشود.
سیب آدم، که یکی از ویژگیهای برجسته بدن مردان است، در واقع بخش جلویی غضروف تیروئید است که از حنجره یا جعبه صوتی محافظت میکند. تستوسترون زاویه غضروف را تیزتر میکند و تارهای صوتی را بلندتر میسازد؛ تغییری که باعث بمتر شدن صدا میشود.
زیستشناسان فرگشتی این ویژگی را به انتخاب جنسی نسبت میدهند؛ فرآیندی که در آن صدای بمتر نشانهای از برتری و جثه بزرگتر، بهویژه در نظامهای رقابتی جفتیابی، تلقی میشود. برخی پژوهشگران معتقدند کارکرد اصلی این ساختار صرفا پایین آوردن زیر و بمی صدا نیست، بلکه تغییر «فرمنتهای صوتی» است تا مردان بزرگتر از آنچه واقعا هستند به نظر برسند.
با این حال، در این زمینه اختلافنظر وجود دارد. برخی دانشمندان استدلال میکنند که سیب آدم صرفا محصول جانبی رشد عمومی ناشی از هورمونهای آندروژنی است و نه یک علامت تکاملیافته مستقل برای ارسال پیام.
در نهایت، این برجستگی قابل مشاهده روی گردن، ثبت دائمی یک تغییر هورمونی است؛ تغییری که در اصل برای شنیده شدن طراحی شده، نه دیده شدن، و بازتابی از تلاش بدن در دوران نوجوانی برای القای جثهای بزرگتر است.
برآمدگی قابل مشاهده در جلوی گلوی مردان که معمولا سیب آدم نامیده میشود و در بیشتر نخستیهای دیگر دیده نمیشود، ممکن است در واقع تنها نشانهای از اندازه بدن باشد.
به تصویر یک مرد از روبهرو نگاه کنید؛ احتمالا برجستگی سفتی را خواهید دید که درست بالای استخوان ترقوه از جلو گردن بیرون زده است. اما اگر به شامپانزه، گوریل یا حتی بیشتر زنان نگاه کنید، این نشانه تقریبا وجود ندارد.
بهنوشته فوربس برای یک زیستشناس، این موضوع پدیدهای عجیب است که نیاز به توضیح دارد: تقریبا همه اجزای دیگر گلوی انسان شباهت بسیار نزدیکی با سایر نخستیها دارند، اما این ساختار خاص در یک جنس، آن هم عمدتا پس از بلوغ، به شکلی آشکار نمایان میشود. این همان ساختاری است که امروز آن را سیب آدم مینامیم.
خود این برجستگی یک اندام مستقل نیست، بلکه لبه جلویی غضروف تیروئید است؛ غضروفی سپرمانند که دور حنجره یا جعبه صوتی را فرا گرفته و از آن محافظت میکند.
در کودکان، چه دختر و چه پسر، این غضروف زاویهای نسبتا باز دارد و تقریبا دیده نمیشود. اما در دوران بلوغ مردان، افزایش سطح تستوسترون باعث میشود این غضروف به سمت جلو رشد کند و با زاویهای تندتر به هم برسد. همزمان، تارهای صوتی و مجرای صوتی که درست پشت آن قرار دارند نیز بلندتر میشوند. بنابراین، آنچه بهعنوان «سیب آدم» دیده میشود، در واقع محل اتصال همین زاویه تند غضروف است که از زیر پوست برجسته شده است.
رایجترین توضیح درباره علت وجود سیب آدم
پرسش جالبتر این است که چرا تستوسترون اصلا باید ساختار گلو را دگرگون کند؟
پاسخ اصلی که بیشتر دانشمندان ارائه میکنند، به آکوستیک یا ویژگیهای صوتی مربوط میشود.
تارهای صوتی بلندتر و ضخیمتر با سرعت کمتری میلرزند. به همین دلیل است که صدای پسران در دوران بلوغ تقریبا یک اکتاو بمتر میشود، در حالی که صدای دختران تنها اندکی کاهش پیدا میکند.
زیستشناسان فرگشتی که تفاوت صدای زنان و مردان را مطالعه میکنند، معمولا این پدیده را نمونهای از انتخاب جنسی میدانند؛ یعنی خصوصیتی که نه بهدلیل افزایش بقا، بلکه به علت تاثیرش بر جذب جفت و رقابت با رقیبان تکامل یافته است.
مطالعهای که سال ۲۰۱۶ منتشر شد نشان داد این تفاوت میان صدای نر و ماده در گونههای نخستی، در گونههایی که نظام جفتیابی رقابتیتری دارند، بسیار بیشتر است و انسان بیش از هر میمون دیگری چنین تفاوتی را نشان میدهد.
در فرهنگهای مختلف، صدای بم معمولا متعلق به فردی بزرگتر و مسلطتر تلقی میشود و شنوندگان، صرفنظر از اینکه این برداشت تا چه اندازه با واقعیت منطبق باشد، تنها از روی زیر و بمی صدا درباره سن، اندازه بدن و حتی میزان سلطه اجتماعی افراد قضاوت میکنند.
اختلافنظر درباره سیب آدم
البته همه زیستشناسان نظریه «بزرگتر جلوه دادن بدن» را بهطور کامل نمیپذیرند. مقالهای که سال ۲۰۱۸ منتشر شد، اشاره میکند که میان بم بودن صدای مردان و اندازه واقعی بدن یا قدرت جسمانی آنها تنها ارتباط ضعیفی وجود دارد.
نویسندگان این مقاله استدلال میکنند که شاید شنوندگان صرفا از یک سوگیری ادراکی قدیمی استفاده میکنند که صدای بم را معادل «بزرگ بودن» تلقی میکند؛ صرفنظر از اینکه این برداشت واقعا شاخص قابل اعتمادی باشد یا نه.
نظریه قدیمی دیگری نیز وجود دارد که با این دیدگاه رقابت میکند. بر اساس آن، بمتر شدن صدا و بزرگتر شدن حنجره صرفا محصول جانبی همان موج هورمونهای آندروژنی است که باعث افزایش حجم عضلات و پهنتر شدن شانهها در دوران بلوغ میشود و این تغییرات هیچ نقش مستقل و ویژهای در ارسال پیامهای تکاملی ندارند.
بر اساس این دیدگاه، تستوسترون در دوران بلوغ تقریبا همه بافتهای بدن را دگرگون میکند و گلو نیز صرفا یکی از همان بافتهاست؛ نه اینکه خود بهطور مستقل هدف انتخاب طبیعی یا انتخاب جنسی قرار گرفته باشد.
پاسخ صادقانه این است که احتمال دارد هر دو سازوکار همزمان عمل کرده باشند؛ یعنی تغییرات ناشی از رشد عمومی در کنار خصلتی که بعدها، چون برای ارسال پیام مفید بوده، مورد انتخاب قرار گرفته است.
همچنین لازم است یک تصور رایج اصلاح شود: زنان نیز این غضروف را دارند.
غضروف تیروئید در همه انسانها از حنجره محافظت میکند و صدای همه افراد نیز در دوران بلوغ تا حدی بمتر میشود، زیرا تارهای صوتی بلندتر میشوند. تفاوت فقط در میزان این تغییر است، نه در وجود یا عدم وجود آن.
استروژن تغییر بسیار کوچکتری نسبت به تستوسترون در زاویه غضروف و طول تارهای صوتی ایجاد میکند. به همین دلیل، این برجستگی در زنان ظریف باقی میماند و کاملا از بین نمیرود.
علاوه بر این، برخی بیماریها و همچنین تفاوتهای فردی در ساختار گردن و میزان چربی بدن میتوانند باعث شوند سیب آدم در هر فرد، صرفنظر از جنسیت، کموبیش قابل مشاهده باشد.
آنچه سیب آدم را به نمونهای آموزشی و جذاب تبدیل میکند، خود غضروف نیست، بلکه مفهومی است که نمایندگی میکند: ثبت دائمی و قابل مشاهده یک پیام هورمونی که در اصل قرار بوده شنیده شود، نه دیده شود.
بم بودن صدا به محض اینکه فرد صحبت کردن را متوقف کند از میان میرود، اما معماری گلو باقی میماند.
از این منظر، این برجستگی روی گردن کمتر یک اندام با کارکرد مستقل است و بیشتر فسیلی از دوران نوجوانی محسوب میشود؛ شاهدی منجمد از دورانی که بدن، برای چند سال، سخت تلاش میکرد بزرگتر از آنچه واقعا بود به گوش برسد.
یک هیات مستقل وابسته به سازمان ملل متحد هشدار داد پیشرفت هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از درک علمی و سیاستگذاری دولتها در حال وقوع است و در نتیجه، هیچ تضمینی وجود ندارد که این فناوری در آینده به آسیبهای فاجعهبار منجر نشود.
بر اساس گزارش اولیه «هیات مستقل بینالمللی علمی سازمان ملل درباره هوش مصنوعی» که چهارشنبه ۱۰ تیر منتشر شد، سیاستگذاران با چالشی فزاینده روبهرو هستند؛ از یک سو، تدوین مقررات موثر برای هوش مصنوعی به شواهد علمی معتبر نیاز دارد و از سوی دیگر، سرعت دستیابی به این شواهد از آهنگ تحول این فناوری عقب مانده است.
یوشوا بنجیو، رییس مشترک این هیات که از ۴۰ کارشناس از مناطق مختلف جهان تشکیل شده، گفت: «توانمندیهای هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از درک علمی و توانایی دولتها برای سازگاری در حال پیشرفت هستند.»
او افزود: «با افزایش شواهد درباره رفتارهای فریبکارانه هوش مصنوعی، علم در حال حاضر نمیتواند تضمین کند که با ادامه رشد قابلیتهای این فناوری، هوش مصنوعی چه بهطور مستقل و چه در نتیجه سوءاستفاده کاربران مخرب، موجب آسیبهای فاجعهبار نخواهد شد.»
رویترز نوشت هدف این گزارش که نخستین ارزیابی مستقل جهانی از چالشها و فرصتهای هوش مصنوعی توصیف شده، ارائه تازهترین یافتههای علمی است تا به دولتها برای تصمیمگیری درباره سامانههای در حال تحول هوش مصنوعی کمک کند.
بر اساس این گزارش، توسعه سامانههای هوش مصنوعی عاملمحور (Agentic AI) در کوتاهمدت شتاب خواهد گرفت؛ سامانههایی که میتوانند وظایف واقعی را بهصورت مستقل و با حداقل دخالت انسان انجام دهند.
با این حال، محدودیتهای مربوط به تامین انرژی و کمبود دادههای باکیفیت ممکن است سرعت رشد را کاهش دهد.
این هیات همچنین پیشبینی کرد در بلندمدت، هوش مصنوعی خودبهبودگر (Self-Improving AI) بیش از پیش در بخشهای مختلف اقتصاد ادغام شود و همگرایی آن با فناوریهایی مانند رایانش کوانتومی و زیستفناوری شتاب بگیرد.
پیشتر در ۱۶ اردیبهشت، بنیاد دفاع از دموکراسیها هشدار داد جمهوری اسلامی به یکی از تهاجمیترین کاربران هوش مصنوعی در جنگ، فریب و سرکوب تبدیل شده است.
چالشها و فرصتهای پیشرو
هیات مستقل سازمان ملل در ادامه گزارش خود اعلام کرد هوش مصنوعی اکنون در استدلالهای پیشرفته در حوزههای ریاضیات و علوم به سطحی همتراز با متخصصان رسیده و روند توسعه داروها و واکسنها را نیز شتاب بخشیده است.
همچنین پیچیدگی وظایفی که این فناوری قادر به انجام آنهاست، هر چهار تا هفت ماه دو برابر میشود. این موضوع میتواند به سامانههای هوش مصنوعی امکان دهد کارهایی را که انجام آنها برای انسان چند روز یا چند هفته زمان میبرد، در مدت کوتاهتری به پایان برسانند.
بر اساس این گزارش، هرچند این پیشرفتها میتواند منافع اقتصادی چشمگیری به همراه داشته باشد، هنوز روشن نیست افزایش بهرهوری ناشی از بهکارگیری هوش مصنوعی به رشد فراگیر اقتصادی منجر خواهد شد یا پیامدهایی برای بازار کار رقم خواهد زد.
هیات مستقل سازمان ملل در ادامه، مجموعهای از نگرانیهای ایمنی درباره هوش مصنوعی را مطرح کرد و نسبت به خطر از دست رفتن کنترل بر این فناوری هشدار داد، زیرا سامانههای هوش مصنوعی «بهطور فزایندهای خودمختار و فریبکار» میشوند.
در این گزارش آمده است هوش مصنوعی هماکنون برای تولید اطلاعات نادرست و دیگر محتوای زیانبار به کار گرفته میشود و در صورت سوءاستفاده میتواند به ابزاری برای کلاهبرداری، حملات سایبری و حتی ایجاد تهدیدهای زیستی تبدیل شود.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، با اشاره به چالشهای موجود در این زمینه، از دولتها خواست هرچه سریعتر دست به اقدام بزنند.
او در بیانیهای گفت: «جهان نمیتواند چیزی را که قادر به درک آن نیست، بهطور موثر اداره کند.»
گوترش افزود: «ظرفیتهای این فناوری بسیار زیاد است، اما خطرهای آن نیز واقعی است و هزینه تعلل در این مسیر بیشتر میشود.»
روزنامه گاردین تیر ۱۴۰۴ گزارش داد گروههای تروریستی از هوش مصنوعی برای جذب نیرو و تامین مالی عملیات خود بهره میگیرند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.