ایرنا: تهران پیشنهاد جدیدی برای مذاکره با آمریکا به پاکستان ارائه داد

خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، گزارش داد که مقامات حکومت ایران متن «تازهترین طرح مذاکرات» با آمریکا را به پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات ارائه دادهاند.

خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ایرنا، گزارش داد که مقامات حکومت ایران متن «تازهترین طرح مذاکرات» با آمریکا را به پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات ارائه دادهاند.
بر اساس این گزارش، جمهوری اسلامی این متن را شامگاه پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت به مقامات پاکستان تحویل داده است.
هنوز مقامات پاکستانی یا آمریکایی در این زمینه اظهارنظری نکردهاند. با این حال، سیبیاس نیوز به نقل از مقامهای پاکستان گزارش داد که این کشور پاسخ اصلاحشده جمهوری اسلامی به آخرین شرایط آمریکا برای پایان دادن به جنگ را به واشینگتن منتقل کرده است.
پیشتر سیانان بهنقل از منابع آگاه گزارش داده بود که مقامات پاکستانی انتظار دارند یک پیشنهاد اصلاحشده از سوی جمهوری اسلامی برای پایان دادن به جنگ دریافت کنند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از آخرین طرح پیشنهادی مقامات جمهوری اسلامی ابراز ناراضی کرده و گفته بود آن را نخواهد پذیرفت.
این منابع آگاه گفتند که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، قرار بود پس از بازگشت به تهران از سفر روسیه با رهبران حکومت ایران مشورت کند.
این منابع ادامه دادند که این روند کند است، زیرا برقراری ارتباط با رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، که محل اقامتش محرمانه نگه داشته شده، دشوار است.
ترامپ سهشنبه در یک پست در شبکههای اجتماعی گفت که حکومت ایران به آمریکا اطلاع داده است که در «وضعیت فروپاشی» قرار دارد و تاکید کرد که تهران میخواهد تنگه هرمز باز بماند، در حالی که «در تلاش است وضعیت رهبری خود را مشخص کند.»
پیشتر اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داده بود دونالد ترامپ در برابر تهران میان دو گزینه مردد است: انجام حملات نظامی تازه یا صبر برای ارزیابی این موضوع که آیا ادامه تحریمها میتواند جمهوری اسلامی را به مذاکره درباره پایان دادن به برنامه تسلیحات هستهایاش سوق دهد یا خیر.
اکسیوس در ادامه نوشت برخی از مشاوران ارشد ترامپ بر این باورند که در حال حاضر باید محاصره تنگه هرمز حفظ و تحریمهای اقتصادی بیشتری اعمال شود تا فشار بر حکومت ایران افزایش یابد.
بر اساس این گزارش، ترامپ همچنین با برخی چهرهها در خارج از دولت مشورت کرده و به او توصیه شده است برای خروج از این بنبست، اقدام نظامی را علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار دهد.
بهگفته یکی از مشاوران ترامپ، او بهتازگی گفته: «تنها چیزی که [رهبران جمهوری اسلامی] میفهمند، بمب است.»
همچنین روزنامه واشینگتنپست، در یک یادداشت تحلیلی، استدلال کرد که محاصره اقتصادی بهتنهایی نمیتواند حکومت ایران را وادار به توافق کند و دولت آمریکا برای پایان جنگ باید به گزینه نظامی متوسل شود.
ارائه طرح جدید از سوی جمهوری اسلامی در شرایطی است که به نظر نمیرسد این طرح تغییر چندانی با پیشنهادهای پیشین جمهوری اسلامی داشته باشد.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی شامگاه پنجشنبه در یک گفتوگوی تلویزیونی تاکید کرد که خاتمه جنگ و صلح پایدار، اولویت تهران در مذاکره با امریکا است.







ارتش آمریکا در حال گسترش بهرهگیری از هوش مصنوعی برای شناسایی و خنثیسازی مینهای دریایی جمهوری اسلامی در تنگه هرمز است و در همین راستا، قراردادی به ارزش حدود ۱۰۰ میلیون دلار با شرکت فناوری «دومینو دیتا لَب» منعقد کرده است.
خبرگزاری رویترز جمعه ۱۱ اردیبهشت گزارش داد عملیات پاکسازی مینهای کارگذاشتهشده در تنگه هرمز ممکن است ماهها به طول بینجامد.
با این حال، شرکت دومینو دیتا لَب نرمافزاری مبتنی بر هوش مصنوعی ارائه کرده است که امکان آموزش پهپادهای زیرآبی را فراهم میکند تا طی چند روز انواع جدید مینها را شناسایی کنند.
توماس رابینسون، مدیر ارشد عملیات شرکت دومینو، در مصاحبه با رویترز گفت نقش سنتی کشتیها در عملیات مینروبی بهتدریج در حال جایگزینی با سامانههای هوش مصنوعی است.
او افزود نیروی دریایی آمریکا بهدنبال بهرهگیری از زیرساختی است که امکان آموزش، نظارت و استقرار سریع فناوریهای هوش مصنوعی را در محیطهای پرتنش دریایی فراهم کند؛ حوزههایی حساس که میتوانند تجارت جهانی را مختل کنند و امنیت دریانوردان را به خطر بیندازند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود نیروی دریایی این کشور در حال پاکسازی مینهای جمهوری اسلامی از تنگه هرمز است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
از زمان آغاز مناقشه کنونی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، اختلال در تردد شناورها در این آبراه موجب برهم خوردن جریان انرژی جهانی و افزایش قیمت نفت شده است.
بهای نفت برنت ۱۱ اردیبهشت به ۱۱۱ دلار و ۴۸ سنت در هر بشکه رسید. همچنین نفت وست تگزاس اینترمدیت با رشد ۰.۴ درصدی، به قیمت ۱۰۵ دلار و ۵۰ سنت در هر بشکه معامله شد.
جزییات قرارداد پنتاگون و دومینو
قرارداد ارتش ایالات متحده با شرکت دومینو به ارزش حداکثر ۹۹.۷ میلیون دلار هفته گذشته به امضا رسید.
بر پایه این قرارداد، دومینو نقشی محوری در استفاده از هوش مصنوعی برای توسعه پروژه «یادگیری ماشینی شتابیافته برای عملیات دریایی»، موسوم به Project AMMO، ایفا خواهد کرد.
نرمافزار دومینو با تجمیع دادههای حاصل از حسگرهای مختلف، از جمله سونار اسکن جانبی و سامانههای تصویربرداری، امکان ارزیابی عملکرد مدلهای هوش مصنوعی در محیط عملیاتی را فراهم میآورد. این سامانه همچنین به شناسایی خطاها و اعمال اصلاحات برای بهبود کارایی کمک میکند.
سونار فناوری مبتنی بر امواج صوتی برای شناسایی و تعیین فاصله اجسام زیر آب است که با ارسال و دریافت پژواک صدا، در حوزههای نظامی، علمی و دریایی مورد استفاده قرار میگیرد.
به گزارش رویترز، مهمترین مزیت فناوری شرکت دومینو کاهش چشمگیر زمان بهروزرسانی مدلهای هوش مصنوعی است. در حالی که پیشتر تطبیق سامانههای زیردریاییهای بدون سرنشین با تهدیدات جدید ممکن بود تا شش ماه طول بکشد، اکنون مدتزمان این فرایند به چند روز کاهش یافته است.
رابینسون افزود در صورتی که زیردریاییهای بدون سرنشینِ آموزشدیده برای شناسایی مینهای روسی در دریای بالتیک، به تنگه هرمز منتقل شوند، فناوری دومینو زمان آمادهسازی نیروی دریایی آمریکا را از یک سال به یک هفته کاهش میدهد.
نیروی دریایی ایالات متحده تاکنون در خصوص این قرارداد موضعگیری نکرده است.
دولت آمریکا با هدف ازسرگیری تردد شناورها در تنگه هرمز از کشورها خواسته است در قالب طرحی جدید، به یک ائتلاف بینالمللی بپیوندند؛ ائتلافی که با تبادل اطلاعات، هماهنگی دیپلماتیک و اجرای تحریمها، عبور امن کشتیها را تسهیل میکند.
روزنامه والاستریت ژورنال ۹ اردیبهشت گزارش داد این طرح بهمنظور احیای آزادی کشتیرانی و کاهش اختلال در این آبراه حیاتی طراحی شده است.
روز معلم در ایران، امسال نه نشانی از شادی دارد و نه مجالی برای بزرگداشت. در حالی که این روز باید یادآور شأن آگاهی و آموزش باشد، جمهوری اسلامی با تداوم سیاستهای نادرست، کام معلمان و جامعه را بیش از پیش تلخ کرده است.
آموزش که باید بنیان آینده باشد، امروز به میدان بحران، سرکوب و نابرابری بدل شده است.
روز معلم، جشن آگاهی یا سوگواره آموزش؟
نظام آموزشی کشور در دهههای اخیر، از مسیر پرورش شهروندان آگاه و آزاداندیش فاصله گرفته و به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی رسمی بدل شده است.
حضور ساختاری روحانیون در مدارس، محتوای درسی جهتدار و پیوند آموزش با نهادهای امنیتی، نشان میدهد که هدف، تربیت انسان مستقل نیست، بلکه ساختن نسلی فرمانبردار و همسو با قدرت است.
در چنین ساختاری، آموزش نه رهاییبخش، بلکه محدودکننده است.
مدرسه؛ انضباط و اطاعت بهجای اندیشیدن
سرکوب آزادی بیان و گسترش فضای امنیتی، آموزش را مستقیما هدف قرار داده است.
در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات پس از آن، دهها نوجوان و دانشآموز جان خود را از دست دادند.
تنها در خیزش ملی اخیر، شمار دانشآموزان کشته شده به دستکم ۲۳۰ نفر رسیده است.
این خشونت در بستری از افزایش بازداشتها، صدور احکام سنگین و گسترش اعدامها شکل گرفته است. فضایی که جامعه را در چرخهای از ترس و سرکوب فرو برده و مدرسه را نیز از آن بینصیب نگذاشته است.
در واکنش به این وضعیت، کارزارهایی مانند «نیمکتهای خالی» و «کلاسهای بیمعلم» شکل گرفتهاند. این کارزارها میکوشند صدای خاموششده آموزش را ثبت کنند و به گوش جهان برسانند.
دبیرخانه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران این مستندات را به نهادهای بینالمللی ارائه و حمایت «آموزش بینالملل» و صدها اتحادیه جهانی را جلب کرده است.
نیمکتهای خالی، سند زنده یک بحران ملیاند
در سطحی گستردهتر، کودکان و دانشآموزان همواره نخستین قربانیان خشونت هستند؛ چه در ساختارهای داخلی و چه در جنگها.
سرکوب خیابانی و کشته شدن در درگیریهای نظامی، از جمله در حملات ایالات متحده و اسرائیل و رخدادهایی مانند فاجعه مدرسه میناب، همگی نشان میدهند «آموزش» و «کودکی»، بیشترین آسیب را در چرخه خشونت متحمل میشوند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برای گرامیداشت یاد و خاطره قربانیان دانشآموز در جنگ، کمپین «کولهپشتیهای رهاشده» را راهاندازی کرد.
کودکان، اولین قربانیان هر شکل از خشونت
وقتی خیابان ناامن است، کلاس درس هم امن نخواهد بود. در کنار این سرکوب، سیاستهای اقتصادی نیز آموزش را به مرز فروپاشی کشاندهاند.
کاهش بودجه آموزش در برابر هزینههای غیرضروری، به فرسودگی مدارس، کمبود امکانات و افت شدید کیفیت انجامیده است.
بیش از چهار میلیون کودک از تحصیل بازماندهاند که بیشتر آنها در نقاط محروم هستند و نرخ ترک تحصیل در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، تا هفت برابر میانگین جهانی است.
فقر تا جایی گسترش یافته که بسیاری از خانوادهها توان تهیه ابتداییترین نوشتافزار را ندارند.
فقر بزرگترین مانع آموزش در ایران امروز
در این میان، معلمان بهعنوان ستونهای اصلی آموزش، خود در شرایطی دشوار به سر میبرند.
میانگین حقوق معلم در ماه حدود ۱۵۰ دلار و خط فقر ۳۰۰ دلار است. یعنی همه معلمان زیر خط فقر زندگی میکنند و بسیاری از آنها ناچار به داشتن شغل دوم هستند.
این وضعیت هم کرامت حرفهای آنان را زیر سوال برده و هم کیفیت آموزش را بهشدت کاهش داده است.
در همین حال، هرگونه تلاش برای تشکلیابی مستقل با سرکوب روبهرو میشود. بازداشت فعالان صنفی مانند رضا امانیفر و اصغر حاجب و ادامه زندان چهرههایی چون هاشم خواستار، مسعود فرهیخته، کیومرث واعظی، محمدجواد لعلمحمدی و محمدحسین سپهری، تنها بخشی از این فشار سیستماتیک است.
پس از خیزش مهسا (ژینا) امینی، دستکم ۴۰۰ معلم با احکام زندان، تبعید یا اخراج مواجه شدند.
معلم سرکوبشده نمیتواند جامعهای آزاد بسازد
از سوی دیگر، ضعف زیرساختهای دیجیتال و قطع مکرر اینترنت، بهویژه در استانهایی چون سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و هرمزگان، آموزش مجازی را به تجربهای ناکارآمد بدل کرده است. سامانه «شاد» نیز نتوانسته این شکاف را پر کند.
این وضعیت در کنار آسیب به مشاغل کارگری و دیجیتال، کل پیکره آموزش را تضعیف کرده است.
در دل این شرایط، نسلی در حال شکلگیری است که روایت رسمی را به چالش میکشد: نسل «زد» پرسشگر، جسور و آگاه. نسلی که دیگر نمیخواهد مطیع باشد، بلکه در پی معنا، عدالت و آزادی است.
نسل جدید دیگر فرمانبردار نیست، پرسشگر است
روز ملی معلم در چنین بستری، باید به فراخوانی برای همبستگی بدل شود؛ همبستگی میان معلمان، دانشآموزان، خانوادهها و همه نیروهای اجتماعی، و نیز همبستگی در سطح جهانی برای دفاع از حق آموزش و کرامت انسانی.
آموزش آزاد پیششرط جامعهای آزاد است و آینده، از کلاسهای رها از ترس آغاز میشود.
گذار از وضعیت کنونی، تنها با بازپسگیری آموزش بهعنوان حقی همگانی و فضایی برای اندیشیدن آزاد ممکن است.
در حالی که برنامههای هستهای و موشکی و همچنین فعالیت گروههای نیابتی جمهوری اسلامی سالها در کانون توجه بینالمللی قرار داشتهاند، برخی گزارشها از شکلگیری یک تهدید کمتر شناختهشده خبر میدهند: توسعه توانمندیهای شیمیایی و بیولوژیک حکومت ایران.
بر اساس گزارش اخیر «مرکز مطالعات راهبردی بگین-سادات» در دانشگاه بار-ایلان اسرائیل، جمهوری اسلامی ممکن است در شرایطی که در ساخت سلاح هستهای ناکام مانده، بهدنبال تقویت چشمگیر ظرفیتهای خود در حوزه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک باشد.
این اندیشکده هشدار داد چنین روندی میتواند تهدیدی برای اسرائیل، منطقه و مردم ایران به شمار آید.
در همین راستا، وزارت خارجه آمریکا در گزارش سال ۲۰۲۴ خود اعلام کرد فعالیتهای جمهوری اسلامی در حوزه عوامل مبتنی بر دارو با تعهدات تهران در چارچوب کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی همخوانی ندارد.
همچنین دفتر مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده در ارزیابی سال گذشته خود هشدار داد حکومت ایران به احتمال زیاد در پی گسترش تحقیقات در زمینه عوامل شیمیایی و بیولوژیک است.
ایراناینترنشنال دیماه ۱۴۰۴ از تلاش جمهوری اسلامی برای استفاده از عوامل شیمیایی و بیولوژیک در کلاهک جنگی موشکهای بالستیک دوربرد خبر داد.
یک مقام سابق وزارت خارجه اسرائیل نیز پیشتر هشدار داد حکومت ایران در حال توسعه مواد شیمیایی با کاربرد دوگانه است و ممکن است این مواد را در اختیار گروههای نیابتی خود قرار دهد.
نام چندین نهاد نظامی و دانشگاهی در ایران در ارتباط با برنامههای شیمیایی و بیولوژیک جمهوری اسلامی مطرح شده است؛ از جمله دانشگاه صنعتی مالک اشتر (وابسته به وزارت دفاع)، دانشگاه امام حسین (وابسته به سپاه پاسداران)، دانشگاه «شهید بهشتی»، دانشگاه علم و صنعت ایران، شرکت تحقیقاتی و مهندسی توفیقدارو و مجتمع تحقیقاتی «شهید میثمی».
عوامل شیمیایی و بیولوژیک تحت توسعه در ایران
بر اساس گزارشها، برنامههای تحقیقاتی شیمیایی و بیولوژیک جمهوری اسلامی بر چندین حوزه متمرکز است؛ از جمله عوامل تاولزا مانند گاز خردل، عوامل اعصاب نظیر سارین و نوویچوک، عوامل خفهکننده ریوی و خونی، و همچنین ترکیباتی که با عنوان «عوامل مبتنی بر دارو» شناخته میشوند.
افزون بر این، به عوامل بیولوژیک از جمله سیاهزخم، سمومی مانند رایسین و بوتولینوم، و برخی عوامل ویروسی نیز اشاره شده است.
به گفته منابع آگاه، برخی تاسیسات نظامی در ایران از سال ۲۰۰۵ تحقیقاتی را بر موادی با اثرات آرامبخش، فراموشیآور و ناتوانکننده، با هدف ایجاد گسست ذهنی انجام دادهاند.
نقش جمهوری اسلامی در حملات شیمیایی در ایران و منطقه
تاکنون چندین گزارش درباره نقش جمهوری اسلامی در بهکارگیری عوامل شیمیایی در برخی درگیریهای منطقهای منتشر شده است.
پیشتر منابع اسرائیلی به نقش احتمالی حکومت ایران در استفاده یا انتقال عوامل شیمیایی مبتنی بر دارو در جریان تحولات مرتبط با جنگ داخلی سوریه، بهویژه در مناطق اربین و جوبر در سال ۲۰۱۴، اشاره کردند.
همچنین در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۹ در بغداد، گزارشهایی از استفاده از کپسولهای گاز اشکآور ساخت ایران منتشر شد، در حالی که برخی معترضان علائمی فراتر از گاز اشکآور گزارش کردند.
در داخل ایران نیز مواردی از مسمومیتهای مشکوک، از جمله در مدارس دخترانه پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، و نیز گزارشهایی درباره استفاده از عوامل شیمیایی علیه معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان مطرح شده است.
پس از آزادی از زندان، آزمایش بدهید
یکی از اعضای کادر درمان در کرج در پیامی به ایراناینترنشنال گفت برخی بازداشتشدگان در جریان اعتراضات دیماه پس از آزادی، علائمی مانند بدندرد، بیحالی، ضعف، بیاشتهایی، تهوع و استفراغ داشتهاند. علائمی که میتواند با مسمومیت دارویی همخوانی داشته باشد.
او افزود: «همچنین برخی معترضان دچار مسمومیت با پتاسیم شدهاند.»
این عضو کادر درمان از شهروندان خواست پس از آزادی از زندانهای جمهوری اسلامی، برای اطمینان از وضعیت سلامت خود، آزمایشهای لازم را انجام دهند.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی به بررسی استیصال و درماندگی جمهوری اسلامی در برابر محاصره دریایی آمریکا و تلاش تهران برای شکستن محاصره از راه ارسال نفت به چین از طریق راهآهن و واردات مواد غذایی از مسیر زمینی و از قفقاز و پاکستان پرداخت.
این روزنامه، جمعه ۱۱ اردیبهشت نوشت جمهوری اسلامی که برای دههها با تکیه بر فروش نفت به چین و تاکتیکهای جنگ پارتیزانی در برابر فشارهای آمریکا ایستادگی کرده بود، اکنون با بحرانی بیسابقه روبهرو شده است.
محاصره کامل بنادر ایران به دست نیروی دریایی آمریکا، شبکه کشتیهای سایه (شبح) را فلج کرده و صادرات نفت از سوی جمهوری اسلامی را به صفر نزدیک کرده است.
این بحران نه تنها اقتصاد ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده، بلکه شکافی عمیق میان میانهروهای خواهان مذاکره و تندروهای طرفدار درگیری نظامی ایجاد کرده است.
جمهوری اسلامی که برای حدود پنج دهه از طریق فروش نفت به چین در برابر فشارهای مالی آمریکا دوام آورده است، اکنون در مقابل بحران بزرگ محاصره نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته است.
مقامات تهران تصور میکردند پس از جنگ، دست بالا را در اختیار دارند. آنها با حمله به کشتیها در تنگه هرمز، ترافیک تجاری را متوقف کردند و جلوی جریان انتقال یکپنجم نفت و گاز مایع جهان را گرفتند.
آمریکا شش هفته پس از شروع این درگیری، با محاصره دریایی به این اقدام پاسخ داد.
این اقدام واشینگتن، شبکه «کشتیهای سایه» جمهوری اسلامی را از کار انداخت.
این نفتکشها سالها با خاموش کردن سیستمهای ردیابی و انتقال مخفیانه محمولهها به چین، تحریمهای نفتی را دور میزدند.
اکنون ناوهای جنگی آمریکا این تانکرها را تا اقیانوس هند تعقیب میکنند و اجازه عبور به آنها نمیدهند.
دیوید د. روش، مدیر پیشین سیاستگذاری خلیج فارس در وزارت جنگ آمریکا، گفت که جمهوری اسلامی توانست بحرانی در بازار ایجاد کند، اما ایجاد اختلال به معنای کنترل اوضاع نیست.
او افزود که حکومت ایران با محاصره فعلی آمریکا با یک لحظه سرنوشتساز روبهروست.
مسیرهای تجاری جایگزین برای ایران کافی نخواهد بود. جمهوری اسلامی میخواهد بخشی از نفت را از طریق راهآهن به چین ارسال و مواد غذایی را از مسیر زمینی و از طریق قفقاز و پاکستان وارد کند.
با این حال، انجمن کشتیرانی ایران اعلام کرد تنها ۴۰ درصد تجارت کشور میتواند به مسیرهای زمینی منتقل شود.
تشدید بحران، دودستگی در حکومت ایران؟
خطر تشدید بحران باعث دودستگی در ساختار سیاسی ایران شده است.
والاستریت ژورنال نوشت که میانهروها به رهبری مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در مقابل تندروهایی قرار گرفتهاند که سعید جلیلی رهبری آنها را بر عهده دارد.
میانهروها معتقدند تهران باید خویشتنداری کند و با دونالد ترامپ وارد مذاکره شود. آنها بر این باورند که ترامپ مشتاق است هرچه سریعتر از این جنگ پرهزینه خارج شود.
سعید گلکار، پژوهشگر دانشگاه تنسی، گفت که حکومت برای شکستن این بنبست باید اقدامی انجام دهد.
او افزود: «میانهروها به دنبال توافق هستند، زیرا تداوم تخریب را یک خودکشی سیاسی میبینند.»
در مقابل، تندروها اصرار دارند که جمهوری اسلامی باید ابتکار عمل نظامی را به دست بگیرد.
آنها میگویند محاصره فعلی یک «اقدام جنگی» است و تهران باید با حملات نظامی، قیمت نفت را افزایش دهد تا فشار بر ترامپ بیشتر شود.
مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ۱۰ اردیبهشت تهدید جدیدی را علیه آمریکا مطرح کرد.
او در بیانیهای نوشت: «بیگانگانی که شرارت میکنند، جایشان در اعماق آبهاست.»
مجتبی از زمان جانشینی پدرش که در حمله آمریکا و اسرائیل کشته شد، در انظار عمومی دیده نشده است.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر موسسه امور بینالمللی و امنیت در برلین، گفت که تهران دیگر محاصره را جایگزین جنگ نمیبیند، بلکه آن را شکلی از خود جنگ میداند.
او هشدار داد تصمیمگیران ایرانی ممکن است بهزودی به این نتیجه برسند که هزینه آغاز دوباره درگیری نظامی کمتر از تحمل محاصره طولانیمدت است.
مقامات جمهوری اسلامی تهدید کردهاند از سلاحهای جدیدی مانند زیردریاییها یا دلفینهای مینگذار علیه ناوهای آمریکایی استفاده خواهند کرد.
سپاه پاسداران نیز تهدید کرده است کابلهای مخابراتی زیر دریا در تنگه هرمز را قطع میکند تا اینترنت جهانی را مختل کند.
در جبهه دیپلماتیک، تهران پیشنهادی را به میانجیگران منطقه ارائه داده است.
حکومت ایران متعهد شده در قبال پایان کامل جنگ، رفع محاصره بنادر و تعویق مذاکرات هستهای، حملات خود را در تنگه هرمز متوقف کند، اما ترامپ به دستیارانش دستور داده است برای یک محاصره طولانی آماده شوند.
او این محاصره را «بینقص» توصیف کرده و گفته است تا زمان تسلیم شدن تهران در برابر خواستههای هستهای، ادامه خواهد داشت.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد که تاکنون ۴۴ کشتی تجاری مرتبط با ایران مجبور به بازگشت به بنادر شدهاند.
دادههای شرکت «کپلر» نیز نشان میدهد هیچ محموله نفتی از ایران نتوانسته است از سد ناوهای آمریکایی عبور کند.
اقتصاد ایران اکنون در شرایط سختی قرار دارد. بیش از یک میلیون نفر بیکار شدهاند، قیمت مواد غذایی بهشدت افزایش یافته و قطع طولانی اینترنت به کسبوکارهای آنلاین ضربه زده است.
ارزش پول ملی نیز نسبت به سال گذشته به بیش از نصف کاهش یافته و قیمت دلار به ۱۸۰ هزار تومان رسیده است.
تهران بر این باور است که آمریکا برای آرام کردن بازارهای جهانی محاصره را میشکند، اما واشینگتن منتظر است تا جمهوری اسلامی تحت فشار بحران اقتصادی تسلیم شود.
با وجود افزایش حدود ۶۰ درصدی حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵، مقایسه آن با نرخ دلار نشان میدهد قدرت خرید کارگران در ایران بیش از پیش کاهش یافته است. حداقل دستمزد که در پایان فروردین ۱۴۰۴ حدود ۱۲۵ دلار بود، در اردیبهشت ۱۴۰۵ به حدود ۹۰ دلار رسید.
در شرایطی که تورم رکوردهای تازهای ثبت کرده، دستمزد کارگران به یکی از محورهای اصلی بحران معیشتی تبدیل شده است. بحرانی که در آن از سفره خانوار تا هزینه درمان و زندگی روزمره کارگران، تحت فشار قرار گرفته است.
بر اساس مصوبه شورای عالی کار، حداقل دستمزد ماهانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۲۵۵ هزار تومان تعیین شده و حداقل مزد روزانه برای هشت ساعت کار نیز حدود ۵۵۴ هزار تومان است.
دریافتی نهایی کارگران بسته به مزایا، سابقه کار و سایر اقلام مزدی افزایش مییابد، اما مبنای مقایسه در این گزارش، حداقل دستمزد پایه است.
این رقم در مقایسه با حداقل دستمزد ۱۰ میلیون و ۳۹۱ هزار تومانی سال ۱۴۰۴، نزدیک به ۶۰ درصد افزایش نشان میدهد، اما این رشد در برابر جهش هزینههای زندگی دوام نیاورده است.
در پایان فروردین ۱۴۰۴، حداقل دستمزد با نرخ حدود ۸۳ هزار تومان برای هر دلار، معادل تقریبی ۱۲۵ دلار بود.
در مقابل، با در نظر گرفتن نرخ حدود ۱۸۰ هزار تومان برای هر دلار در اردیبهشت ۱۴۰۵، حداقل دستمزد جدید معادل حدود ۹۰ دلار است.
این تغییر در مقایسه دستمزد و نرخ ارز در یک سال گذشته بهروشنی قابل مشاهده است.
به این ترتیب، ارزش دلاری حداقل دستمزد کارگران در فاصله یک سال حدود ۲۸ درصد کاهش یافته است. نشانهای روشن از اینکه افزایش ریالی مزد، از شتاب گرانی و جهش نرخ ارز جا مانده است.
در این گزارش، محاسبات بر اساس حداقل دستمزد پایه (بدون مزایا) و نرخ دلار در بازار آزاد در دو مقطع زمانی مشخص انجام شده است.
اما این روند محدود به یک سال اخیر نبوده است. جهش نرخ دلار و کاهش ارزش پول ملی در ایران، مسیری چنددههای را طی کرده که از سالهای آغازین جمهوری اسلامی شروع شده و امروز در فاصله عمیق میان دستمزد و هزینه زندگی کارگران خود را نشان میدهد.
بیثمر بودن افزایش اسمی دستمزد
در چنین روندی، افزایش اسمی دستمزدها عملا در برابر افت ارزش پول ملی بیاثر شده است.
کنفدراسیون کار ایران - خارج از کشور، اول فروردین در بیانیهای با عنوان «حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ و تعمیق فقر در میان طبقه کارگر» مصوبه دستمزد سال جدید را «تصمیمی آگاهانه برای تعمیق فقر» توصیف کرد.
این نهاد نوشت بر اساس ارزیابیهای مستقل کارگری، هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری به بیش از ۸۰ میلیون تومان در ماه رسیده و حداقل دستمزد مصوب، چند برابر کمتر از هزینه واقعی زندگی است.
محمدرضا تاجیک، نماینده کارگران در شورای عالی کار، اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد هزینه سبد معیشت یک خانوار کارگری به حدود ۴۰ تا ۴۵ میلیون تومان در ماه رسیده، در حالی که حداقل دریافتی کارگران حدود ۱۵ میلیون تومان است.
او این فاصله را نشانه «شکاف جدی میان درآمد و هزینههای زندگی» دانست.
به گفته تاجیک، حتی افزایش ۱۰۰ درصدی دستمزد نیز به تنهایی نمیتواند مشکلات معیشتی کارگران را حل کند و تعیین دستمزد باید بر مبنای حفظ قدرت خرید انجام شود، نه صرفا درصد افزایش حقوق.
این فاصله تنها در روایتهای کارگری یا گزارشهای معیشتی دیده نمیشود. مقایسه عددی حداقل دستمزد با برآوردهای مختلف از سبد معیشت نشان میدهد شکاف میان درآمد کارگران و هزینه واقعی زندگی، به چند برابر رسیده است.
تورم کمرشکن
مرکز آمار ایران اعلام کرد شاخص قیمت مصرفکننده خانوارها در فروردین ۱۴۰۵ به عدد ۵۶۹.۳ رسیده است. رقمی که نسبت به ماه قبل از آن، پنج درصد و نسبت به فروردین سال گذشته ۷۳.۵ درصد افزایش داشته است.
بر اساس این گزارش، تورم نقطهبهنقطه در فروردین به ۷۳.۵ درصد رسیده و تورم سالانه نیز ۵۳.۷ درصد ثبت شده است.
تورم ماهانه نیز در این ماه پنج درصد گزارش شده و در گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» به ۵.۶ درصد و در گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» به ۴.۵ درصد رسیده است.
بررسی دهکهای هزینهای نشان میدهد نرخ تورم سالانه برای دهک دهم ۵۲ درصد و برای دهک دوم ۵۸.۲ درصد بوده است. فاصلهای که فشار بیشتر تورم بر گروههای کمدرآمد را نشان میدهد.
اکنون همزمان با اول ماه مه و روز جهانی کارگر، طبقه کارگر در ایران با بحرانی عمیقتر از سالهای گذشته روبهروست. بحرانی که فقر، سوءتغذیه و ناتوانی در پرداخت هزینه درمان، سلامت و امید به زندگی کارگران را به خطر انداخته است.
در چنین شرایطی، مطالبات جامعه کارگری فقط به افزایش دستمزد محدود نمیشود.
ممنوعیت کار کودکان، تضمین آموزش رایگان، پرداخت دستمزد متناسب با هزینه واقعی زندگی، امنیت شغلی، حق تشکلیابی مستقل، اجرای کامل بیمه و مزایای قانونی، ارتقای ایمنی محیط کار و رفع تبعیض علیه زنان و کارگران مهاجر، از جمله خواستههایی هستند که با عمیقتر شدن بحران معیشت اهمیت بیشتری یافتهاند.
زنان و دشواریهای مضاعف
کارگران زن که از آنان بهعنوان یکی از ارزانترین نیروهای کار در ایران یاد میشود، همچنان با تبعیضی چندلایه روبهرو هستند. هم دستمزد و مزایای کمتری میگیرند، هم در موقعیتهای شغلی ناپایدارتر قرار دارند و هم قدرت چانهزنی پایینتری نسبت به همکاران مرد خود دارند.
در برخی واحدهای تولیدی و صنعتی، زنان متاهل با محدودیت بیشتری برای استخدام روبهرو میشوند و در مواردی از زنان مجرد تعهدهایی درباره ازدواج یا بارداری گرفته میشود.
وضعیت زنان کارگر در کارگاههای کوچک، مشاغل غیررسمی و محیطهایی مانند کورهپزخانهها دشوارتر است. جایی که بخش قابل توجهی از نیروی کار زن در شرایط فرسایشی، با دستمزد پایین و شرایط ناایمن، کار میکند.
روز جهانی کارگر در ایران در حالی فرا رسیده که خصوصیسازی کارخانهها و شرکتهای دولتی بدون توجه به امنیت شغلی و منافع بلندمدت کارگران ادامه دارد. روندی که در سالهای گذشته به تعویق دستمزدها، اخراجها، ناامنی شغلی و اعتراضات گسترده کارگری دامن زده است.
جمهوری اسلامی که با وعده حمایت از «مستضعفان» و عدالت اجتماعی به قدرت رسید، از همان آغاز تا امروز مخالفان و منتقدان را سرکوب کرده، دلار هفتتومانی را به حدود ۱۸۰ هزار تومان رسانده و کارگران را به جایی کشانده که حداقل دستمزدشان فاصلهای بسیار زیاد با هزینههای اولیه زندگی دارد.
افزایش دستمزدها روی کاغذ بیشتر شده، اما در برابر تورم و جهش نرخ ارز، ارزش واقعی آن کمتر شده است. شکافی که پیش از هر جا، خود را در سفره کارگران نشان میدهد.

