گفتوگوهای ایراناینترنشنال با شاهدان عینی اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نشان میدهد ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، همزمان با شلیک گلوله به معترضان، از گازهای اشکآور و سلاحهای شیمیایی استفاده کردهاند که باعث بروز طیفی از آسیبهای شدید جسمی، تنفسی و حرکتی در معترضان شده است.
این آسیبها در مواردی معترضان را بهطور ناگهانی از حرکت بازداشته و به گفته شاهدان، آثار آن فراتر از گازهای اشکآور متعارف بوده است. یکی از معترضان در روایت خود گفت: «آنچه سرکوبگران زدند، گاز اشکآور نبود؛ گاز جاندادن بود.»
شاهدان گفتهاند این گازها نهتنها موجب سوزش چشم، پوست و ریه شده، بلکه با اختلال حاد تنفسی، سرفههای پیدرپی، خون بالا آوردن، سرگیجه، بیحالی ناگهانی و از حال رفتن سریع، از دست دادن تعادل و ناتوانی در ادامه حرکت همراه بوده است.
آنها تاکید کردهاند اگرچه نوع دقیق این مواد برای آنها مشخص نشد، اما شدت علائم و ماندگاری آثار آنها با تجربههای پیشین از گاز اشکآور تفاوت داشته است.
به گفته شاهدان، پرتاب گازها در مواردی در دل جمعیت یا در مسیرهای فرار انجام شده و همزمان یا بلافاصله پس از آنکه معترضان توان راه رفتن یا دویدن را از دست میدادند و بر زمین میافتادند، تیراندازی مستقیم آغاز میشد.
در شماری از روایتها، ترس از حضور ماموران امنیتی در بیمارستانها و خطر بازداشت باعث شده بسیاری از مجروحان از درمان محروم بمانند و بخشی از درمانها بهصورت خانگی و با کمک پزشکان داوطلب انجام شود.
گازهایی فراتر از «اشکآور»
در روایتهای شهروندان از شهرهای مختلف، از گازهایی صحبت شده که بهنظر میرسد تنها گاز اشکآور نیستند و با سرعتی غیرمعمول بدن را از پا میاندازند و فرد را دچار سرفههای شدید، تنگی نفس ناگهانی، سرگیجه، ناتوانی در حرکت و در مواردی تهوع و خون بالا آوردن میکنند.
شاهدان گفتهاند لحظههای زمینگیر شدن به نقطهای برای تشدید تیراندازی تبدیل میشد؛ زمانی که افراد معترض در کوچهها یا مسیرهای فرار میافتادند و در تیررس نیروهای سرکوب قرار میگرفتند.
ویدیوی دریافتشده از سبزوار نشان میدهد در پی تداوم خیزش ملی ایرانیان در شامگاه چهارشنبه ۱۷ دیماه، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از سلاحهای غیرمتعارف برای مقابله با معترضان استفاده کردهاند.
تصاویر، افرادی را با لباس و ماسک محافظ ویژه برای مواد شیمیایی خطرناک نشان میدهد که بر روی خودروهای خاکیرنگ در خیابانهای سبزوار مستقر شدهاند.
در تصاویر ثبتشده، علامتی به شکل مثلث زردرنگ با حاشیه تیره مشاهده میشود که نشاندهنده هشدار برای مواد خطرناک است. همچنین صداهای مرتبط با شلیک در ویدیوی دیگری قابل تشخیص است.
اصفهان؛ دودهای رنگی، بوی تند و دستگاه ناشناس
در اصفهان شهروندان گفتهاند شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، گازهای اشکآور با ماهیت شیمیایی مستقیما از سوی ماموران سرکوب به میان جمعیت معترض متشکل از نوجوانان، جوانان و حتی افراد مسن پرتاب شد.
تلاشهای اولیه برای کاهش اثر گاز با پارچه خیس یا سیگار خیلی زود بیاثر شد و با افزایش پرتابها، مردم هنگام فرار در کوچهها دچار تنگی نفس شدید شدند و بسیاری پس از چند متر دویدن روی زمین افتادند.
شاهدان گفتهاند در همین وضعیت، تیراندازی ماموران به معترضان آغاز شد و افرادی که زمینگیر شده بودند هدف قرار گرفتند. صحنههایی که شاهدان آنها را «شبیه فیلمهای جنگی» توصیف کردهاند.
در روایتهای دیگر گفته شده «بوی گازها ترکیبی از فلفل، کلر استخر، وایتکس و سرکه بود و آسمان خیابانها با دودهایی به رنگهای سرخ، زرد و سفید پر شده بود. بسیاری از معترضان دچار سرفههای شدید شدند و حتی توان دویدن نداشتند.»
به گفته شاهدان، نیروهای امنیتی و انتظامی و لباسشخصی در اصفهان، در حال تعقیب معترضان «همزمان گاز میزدند، تیراندازی میکردند و به مردم فحاشی میکردند».
چند زن جوان و یک دختر ۱۷ ساله در روایت مشترک خود از مشاهده دستگاهی ناشناس خبر دادهاند که «بدون صدای شلیک گلوله، موادی شبیه آتش با رنگهای سرخ و زرد» پرتاب میکرد.
آنها تاکید کردند «ثانیههایی بعد، خیابان پر از دود و بخار شد و بویی شبیه آمونیاک، اسید لولهبازکن و در برخی نقاط بوی خردل پیچید.»
یکی از این زنان گفت دو مامور لباسشخصی از یک موتورسیکلت پیاده شدند، «وسط خیابان از کولهپشتی دو ماسک بیرون آوردند و به صورت زدند و بلافاصله چند گاز را به سمت جمعیتی که نزدیکشان بودند پرتاب کردند.»
او اضافه کرد ماموران ماسک محافظ داشتند و عقب نشستند، اما جوانانی که نزدیکتر بودند بهسرعت «دچار سرفه، سوزش شدید و ناتوانی در حرکت شدند و فریاد میزدند سوختم».
بنا بر شهادت این شاهدان، نیم ساعت بعد خودروهایی وارد خیابان شدند و «این بچهها را با خود بردند» و بعد از آن جز خون، پوکه گلوله و رد دود چیزی باقی نماند.
دختر نوجوانی که با ایراناینترنشنال گفتو گو کرد، گفت با گذشت چند روز، سوزش ریه، قرمزی دور چشم، تاول پوستی و علائم عصبی همچنان ادامه داشته و او دچار کابوسهای مکرر شده است.
یکی از شاهدان عینی گفت خودش دیده دختران و پسرانی پس از پرتاب گاز روی زمین افتادند و مردمک چشمهایشان بهسرعت قرمز شد.
به گفته او، «در عرض چند دقیقه روی صورت برخی افراد تاول و سوختگی ایجاد شد و بسیاری دچار گیجی، آبریزش و استفراغ شدید شدند و برخی حتی خون بالا میآوردند.»
به گفته آنها، همسایههایی که زودتر گاز را استشمام کرده بودند نیز دچار تاول پوستی و گرفتگی صدا شدند.
شاهدان همچنین از اقدام ماموران به تیراندازی «بیوقفه» از پشتبام ساختمانهای اداری به سمت مردم و نشانهگذاری خانههایی که معترضان به آنها پناه برده بودند با رنگپاشی خبر دادهاند.
تهران؛ گازهای پیدرپی، خفگی و کمین پشت درها
در تهران، از آریاشهر و ستارخان تا نواب و سلسبیل، پرتاب پیدرپی گاز و استفاده از آنچه سلاحهای شینیایی خوانده شده گزارش شده است.
معترضان گفتهاند اثر این گازها بهگونهای بود که «با سیگار هم از چشم پاک نمیشد» و مستقیم به ریه میرفت.
دودهای سبز، زرد و سیاه، سوزش شدید چشم، بیحسی لبها و احساسی شبیه سوختن از درون بدن گزارش شده است.
شاهدان گفتهاند همه نیروهای سرکوب، از ماموران نظامی و بسیج تا لباسشخصی، در محل حضور داشتند و خودروهای ون، یخچالی و وانت برای انتقال مجروحان و پیکرهای کشتهشدگان استفاده میشد.
آنها گفتند لباسشخصیها با شعار «حیدر حیدر» وارد خیابان شدند و تیراندازی مستقیمشان «صرفا برای کشتن» بود؛ بهطوری که اگر معترضی بهموقع به جای امن نمیرسید، شانس زنده ماندنش ناچیز بود.
در محدوده بلوار کاشانی تا میدان صادقیه، شهروندانی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند از شلیک گسترده گاز با «غلظتی بالا» سخن گفتهاند که باعث میشد افراد روی زمین بیفتند و دیگران آنها را بهزور دور کنند.
برخی معترضان که دچار احساس خفگی شدند به خانههای اطراف پناه میبردند، اما به گفته شاهدان، ماموران امنیتی پشت در همین خانهها کمین میکردند.
در این روایتها، علاوه بر گاز اشکآور، از «گازهای ناشناس با اثرات شدیدتر» سخن گفته شده است.
به گفته این شاهدان، آنها دیدهاند کسانی که در معرض شلیک این گازها قرار گرفتهاند، «دچار ناتوانی در راه رفتن، بیحالی شدید و از نفس افتادن میشدند.»
یکی از شاهدان به ایراناینترنشنال گفت برخی از مجروحان که او میشناخته تا اول بهمن (۱۲ روز بعد از آسیب ددیگی شیمیایی) همچنان با سرفه شدید، تهوع و تاولزدگی درگیر بودهاند.
چند شاهد عینی اعتراضات از استفاده از گلولههایی گفتهاند که لباس معترضان را رنگی میکرد و سپس افراد نشانهدار در هر نقطهای هدف گلوله جنگی قرار میگرفتند.
به گفته آنها، در تیراندازیها به سن و جنسیت توجهی نمیشد و حتی از شلیک به کودکان و زنان باردار نیز شنیدهاند.
در روایتی دیگر، یکی از ساکنان صادقیه به ایراناینترنشنال گفت او از خانه خود دیده است که بامداد جمعه ماموران به شماری از معترضان که «احتمالا با تصور خلوتشدن خیابانها از خانهها خارج شدند، شلیک کردند و شماری را کشتند.
به گفته این شاهد عینی، همین زمان گازهای سمی هم به سمت مردم شلیک شد و او دیده است که یکی از معترضان که «بر اثر استنشاق گاز دچار تهوع و بیحالی بود، ابتدا زخمی سوار یک خودرو شد اما دقایقی بعد یک مامور موتورسوار، خودرو را متوقف کرد و در همان محل به او تیر خلاص زد». او می گوید ماموران بعدتر پیکر او را با خود بردند.
روایت شهروندان شهرهای دیگر از اثرات گازهای سمی
در شیراز، کرمان، مرودشت و فسا، شماری از شهروندان از علائمی مانند استفراغ، سرگیجه ممتد و احساسی شبیه «شیشه در چشم» خبر دادهاند.
برخی از آنان که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند، گفتهاند با وجود گذشت چند روز آثار گاز بر روی آنها همچنان باقی مانده است.
در شیراز، معترضان از تورم بدن، تاری دید، ضعف عضلانی و اختلال در ریتم ضربان قلب و عضلات تنفسی سخن گفتهاند.
پناه، شهروندی از تهران، در گفتوگو با «برنامه کامبیز حسینی» در ایراناینترنشنال گفت گازی که شلیک شد «مثل گاز اشکآور نبود» و «تمام اجزای صورت را میسوزاند».
او افزود به دلیل آسم، از همان زمان «فقط با اسپری میتواند نفس بکشد» و «نمیتواند درست و حسابی نفس بکشد».
پناه گفت این وضعیت را تنها او تجربه نکرده و اعضای خانواده و دیگر افراد همراهش نیز بهجای سوزش چشم، «سوزش شدید در تمام اجزای صورت» را گزارش کردهاند.
او همچنین به زنی اشاره کرد که در جریان اعتراضات بهخاطر استشمام گاز «خون بالا میآورد» و گفت این علائم «طبیعی» نیست و به باور او نشاندهنده بهکارگیری «مادهای شیمیایی» بوده است.
بابک، شهروندی از کرمان، در گفتوگو با همین برنامه گفت گاز شلیکشده در ۱۹ دی در این شهر علیه معترضان با گاز اشکآور تفاوت داشت و تا چند روز بعد روی پلکهایش «کاملا تاول زده بود».
او افزود گونههایش «انگار آفتابسوخته» و اطراف لبش «کاملا سوخته» بود و تاکید کرد این گاز «بوی متفاوتی» داشت و او آن را شبیه «گاز خردل» توصیف کرد.
به گفته بابک، رنگ این گاز «در مایههای زرد و قهوهایِ بسیار کمرنگ» بوده است و او از بروز مشکلات جسمی در روزهای پس از مواجهه با آن خبر داد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از یک شهروند دیگر در کرمان، برخی بهدلیل بیماریهای زمینهای مانند آسم، پس از مواجهه با این گازها دچار مشکل جدی تنفسی شدهاند.
این شهروند هم گفت شماری از مجروحان از تاول شدید پلکها، سوختگی اطراف لب و بویی شبیه «گاز خردل» خبر دادهاند.
همزمان، شهروندانی در شبکههای اجتماعی از «گاز بینشان» نوشتهاند؛ موادی که نه نور داشت و نه دود، اما ناگهان باعث سرفههای شدید و احساس خفگی جمعی میشد.
روایتهایی از اصفهان، خمینیشهر و شاهینشهر نیز حاکی از استفاده همزمان از گازهای «جدید» و تجهیزات و سلاحهای سنگین است.
یکی از شهروندان معترض روایت کرده که لباسشخصیها شهروندان معترض را به مواردی از جمله «خراب شدن روی سر معترضان»، «اسیدپاشی» و «تجاوز» تهدید میکردند.
در برخی گزارشها و روایتهای منتشرشده از شهرهایی مانند یاسوج، بوشهر و قزوین نیز از استفاده گسترده از گازهایی با اثرات مخربتر از گذشته سخن گفته شده است.
از شرق و غرب تهران، از جمله نارمک، تهرانپارس، پونک و مرزداران، خبرهایی از شلیک گاز اشکآور، استفاده از اسپری فلفل و بهکارگیری پهپادهای شناسایی منتشر شده است.
در رشت، شهروندان زیادی در روایتهای خود از جمله در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتهاند سینه شماری از مجروحان تا چند روز میسوخت و خودروهایی در جریان سرکوب در خیابانها مواد ناشناس پاشیدهاند و پس از آن تیراندازی با سلاحهای سنگین گزارش شده است.
شهروندی در کرج که شاهد سرکوب خونین مردم در شامگاه ۱۹ دیماه در این شهر بود، به ایراناینترنشنال گفت: «آنچه شلیک شد، گاز اشکآور معمولی نبود؛ گازی بود که با خفگی و زمینگیر شدن ناگهانی، مقدمه جانگرفتن میشد. گاز جاندادن بود.»
فتوحی: علائم گزارششده با گاز اشکآور معمولی همخوانی ندارد
آلان فتوحی، پزشک و استاد داروشناسی بالینی، ساکن سوئد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت گزارشها درباره استفاده از گازهایی با بو، رنگ و عوارض غیرمتعارف علیه معترضان، یادآور حملاتی است که پیشتر در یک بازه زمانی علیه مدارس دخترانه گزارش شده بود.
به گفته او، «بر اساس روایتهای موجود، این گازها از نظر الگوی علائم، شدت آسیب و ماندگاری عوارض با گاز اشکآور معمولی تفاوت دارند».
فتوحی توضیح داد آنچه در این گزارشها دیده میشود میتواند ناشی از ترکیبی از گاز اشکآور با دوز بالا و مواد شیمیایی تحریککننده پوست و مخاط باشد: «موادی از جنس گازها و بخارات صنعتی مانند ترکیبات کلردار، آمونیاک، بخارات اسیدی یا حتی در برخی موارد حشرهکشهایی که برای انسان هم سمی و آسیبزا هستند؛ موادی که با توجه به بوهای توصیفشده از سوی شاهدان، احتمال استفاده از آنها مطرح است.»
او افزود تداوم علائم برای روزها و حتی هفتهها، همراه با عوارض شدید تنفسی، سوختگیهای سطحی پوست و تشدید علائم آسم، از جمله پیامدهایی نیست که معمولا در اثر تماس با گاز اشکآور متعارف مشاهده شود و این الگوها دلالت بر استفاده از گازهایی غیرمتعارف و سمیتر از گاز اشکآور معمولی دارد.
این استاد داروشناسی بالینی همچنین به گزارشهایی درباره آسیبهای تاولزا یا شبهتاول و بوی شبیه گاز خردل اشاره کرد و گفت «این موارد الزاما به معنای استفاده از گاز خردل کلاسیک نیست، اما میتواند ناشی از مواد شیمیایی بسیار تحریککنندهای باشد که الگویی از آسیب مشابه گاز خردل ایجاد میکنند.»
به گفته او، «چنین موادی ممکن است عوارض بلندمدتی مانند آسم، برونشیت، تنگی نفس مزمن، سرفههای طولانیمدت و سایر آسیبهای ریوی به دنبال داشته باشند.»
او گفت در کوتاهمدت نیز سوزش چشم، پوست و دستگاه تنفسی، تنگی نفس حاد، سرفههای پیدرپی، ضعف و سرگیجه از عوارض شایع مواجهه با این گازهاست.
توصیه پزشکی: ترک سریع محل تماس با گاز و پیگیری پس از فروکش کردن علائم
فتوحی تاکید کرد در مواجهه با چنین موادی، اقدامات مقابلهای بسیار محدود است و مهمترین اقدام، خروج سریع به هوای آزاد و دور شدن از محل با غلظت بالای گاز است.
به گفته او، «شستوشوی چشم و پوست با مقدار زیاد آب توصیه میشود و استفاده از مواد اسیدی یا قلیایی نهتنها مفید نیست، بلکه در برخی موارد میتواند آسیب را تشدید کند».
این پزشک افزود تعویض و شستوشوی کامل لباسها نیز در صورت امکان ضروری است، چرا که بسیاری از ذرات شیمیایی میتوانند روی لباس باقی بمانند و باعث تداوم یا تشدید عوارض پوستی شوند.
او هشدار داد حتی اگر علائم اولیه کاهش یابد یا فروکش کند، پیگیری پزشکی ضروری است: «زیرا در برخی موارد این گازها میتوانند منجر به آسیبهای جدی ریوی شوند.»
به گفته فتوحی، انجام معاینه ریه، آزمونهای تنفسی و ارزیابی چشم در صورت وجود علائم چشمی اهمیت دارد و افرادی که دچار آسم یا بیماریهای زمینهای تنفسی هستند باید حتما به پزشک مراجعه کنند تا درمان آنها متناسب با شرایط جدید تنظیم شود.
هشدار درباره احتمال استفاده از مواد سمی
بهکارگیری مواد شیمیایی علیه معترضان میتواند مصداق جنایت جدی علیه غیرنظامیان باشد و نقض کنوانسیون سلاحهای شیمیایی که ایران از امضاکنندگان آن است، پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.
مقامهای پیشین دیپلماتیک و نهادهای حقوق بشری هشدار دادهاند در صورت تایید استفاده از چنین موادی، سرکوب وارد مرحلهای بیسابقه شده و جهان نباید نسبت به این نشانهها بیتفاوت بماند.
بیل رامل، معاون پیشین وزیر خارجه بریتانیا، ۲۷ دی به شبکه جیبینیوز گفت بر پایه یک «گزارش معتبر» نشانههایی وجود دارد که جمهوری اسلامی ممکن است برای سرکوب اعتراضات اخیر از مواد شیمیایی یا سمی استفاده کرده باشد.
رامل گفت احتمال استفاده از مادهای سمی با اثر دیرهنگام مطرح است که میتواند مرگ برخی مجروحان را چند روز بعد رقم بزند و تشخیص علت را دشوار کند؛ او هشدار داد اگر این گزارش تایید شود، سرکوب وارد مرحلهای بیسابقه شده و جهان نباید با توجه به تجربه صدام و اتهامهای مشابه علیه اسد، بیتفاوت بماند.
در همین حال، عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر در بیانیهای مشترک و همچنین کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل طی روزهای گذشته استفاده از زور غیرقانونی، از جمله گاز اشکآور و سلاح گرم علیه معترضان را محکوم کردهاند.
بر اساس پیامهای رسیده به ایران اینترنشنال، مدیریت برخی بیمارستانها در ایران پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه اقدام به تغییرات گسترده در شیفت پرسنل کردهاند.
طبق این پیامها، پرستاران شیفت شب به شیفت روز منتقل شدهاند و برای شیفت شب تنها پرستاران منتخب اعزام شدهاند.
شاهدان میگویند این جابهجاییها بهگونهای انجام شده که از پیش برنامهریزیشده به نظر میرسد.
این گزارشها همزمان با روایتهای متعدد از کنترل امنیتی مراکز درمانی و مداخله در روند درمان مجروحان منتشر شده است. در رشت گزارش شد نیروهای امنیتی مجروحان را از بیمارستان پورسینا خارج کردند و بانک خون را تخلیه کردند؛ در نجفآباد اصفهان نیز به پزشکان و پرستارانی که به معترضان پناه داده بودند تیراندازی شد.
در شهر ری (بیمارستان فیروزآبادی) و زنجان، بر بالین مجروحان مامور مستقر بود و برخی زخمیها پس از انتقال ربوده شدند؛ همزمان فشار امنیتی برای جلوگیری از ثبت و انتشار اطلاعات درمان اعمال شد.
روزنامه واینت در گزارشی نوشت در حالی که با کاهش انتشار تصاویر و ویدیوهای اعتراضی از ایران، برخی تحلیلگران غربی از فروکش کردن اعتراضها سخن میگویند، شواهد میدانی از تغییر شکل خیزش و ورود آن به مرحلهای تازه خبر میدهد.
وبسایت واینت در گزارش پنجشنبه دوم بهمن خود نوشت آیا جمهوری اسلامی با قطع اینترنت و مسدودسازی شبکههای اجتماعی، برای جلوگیری از مخابره کشتار خونین مردم معترض به جهانیان، موفق با ارائه تصویری گمراهکننده از فضای داخل کشور شده است؟
بهنوشته واینت انقلاب ملی مردم ایران نهتنها متوقف نشده، بلکه از تجمعهای علنی در روز به کنشهای شبانه، پراکنده و پرهزینه برای حکومت تغییر یافته است؛ الگویی که نویسنده آن را «جنگ فرسایشی شهری» توصیف میکند.
تغییر میدان به شبهای بیصدا
به نوشته واینت، خاموشی اینترنت و نبود ویدیو، باعث شده ناظران خارجی تصور کنند خیابانها آرام شدهاند، اما واقعیت در سطح محلی چیز دیگری است. جوانان، بهویژه نسل زد، تاکتیکها را تغییر دادهاند و اعتراضها عمدتا شبانه و هدفمند دنبال میشود.
در این گزارش به آتشسوزی یک شعبه فروشگاه زنجیرهای اتکا، وابسته به سپاه پاسداران، اشاره شده که بهعنوان ضربهای مستقیم به منابع مالی و اقتدار حکومت ارزیابی شده است. نویسنده همچنین تاکید کرده که سوزاندن مساجد، که پیشتر تابو بهشمار میرفت، به نمادی از اعتراض به اجبار مذهبی تبدیل شده است.
فریاد از بالکنها
بهنوشته واینت در شهرهایی مانند تهران، مشهد و شیراز، هر شب شهروندان از بالکنها شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند؛ کنشی که به گفته گزارش، نوعی جنگ روانی است و نشان میدهد با وجود سرکوب گسترده و خونین انقلاب ملی ایرانیان، حکومت قادر به کنترل مخالفت با موجودی خود نیست.
نفوذ به رسانه رسمی
بخش دیگری از گزارش به حمله سایبری یکشنبه ۲۸ دی به صداوسیمای جمهوری اسلامی و نمایش ویدیوهای اعتراضی و سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی پرداخته است. واینت مینویسد با وجود محدودیتها، ویدیوهای ضبطشده از صفحه تلویزیونها بهسرعت در شبکههای داخلی دستبهدست شد و موجی از هیجان و امید را در میان مخالفان جمهوری اسلامی ایجاد کرد.
در همین زمینه ویدیوهایی که پس از این اختلال به ایراناینترنشنال رسید، نشان داد برای دقایقی کلیپهایی از تجمعات اعتراضی، دیوارنویسیها و پیام شاهزاده رضا پهلوی خطاب به شهروندان ایران روی آنتن شبکههای تلویزیونی جمهوری اسلامی پخش شد؛ پیامهایی که در آن از مردم برای ادامه اعتراضها و از نیروهای نظامی و انتظامی برای پیوستن به معترضان دعوت شده بود.
به گزارش ایراناینترنشنال پیشتر نیز همزمان با اوجگیری اعتراضها، حملات سایبری مشابهی به زیرساختهای حکومتی ثبت شده است.
سکوت بهمعنای «تسلیم» نیست
نویسنده گزارش نتیجه گرفته که نباید کاهش تصاویر از جریان انقلاب ملی ایران را نشانه پایان اعتراضها دانست.
بهنوشته واینت، معترضان جوان در ایران به مرحلهای رسیدهاند که بازگشتی برایشان متصور نیست. آنها که حاضر نیستند آینده خود را به جمهوری اسلامی بسپارند شیوههای تازهای برای ادامه اعتراضها یافتهاند.
آنها از فضای هراس، که سالها ابزار اصلی حکومت بود، عبور کردهاند. در چنین شرایطی، آنچه از بیرون بهعنوان سکوت دیده میشود، در واقع آغاز فصلی تازه از تقابل است. «غرب شاید به خواب رفته باشد، اما در ایران، شب تازه آغاز راه است.»
شاهزاده رضا پهلوی پس از دیدار با ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، اعلام کرد که ایران آزاد و ونزوئلای آزاد «به دههها آشوب، ترور و ویرانی» پایان خواهند داد.
شاهزاده پهلوی پنجشنبه دوم بهمن در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ماچادو «در صف مقدم مبارزه ونزوئلا برای آزادی قرار دارد».
او افزود: «مردم ایران و ونزوئلا بهای زندگی زیر سلطه رژیمهایی را میشناسند که تنها با اتکا به خشونت، فساد و ایجاد ترس به بقای خود ادامه میدهند.»
شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «رژیم تهران با استفاده از شراکت خود با کاراکاس، نفوذش را به نیمکره غربی گسترش داده است. جمهوری اسلامی از طریق ونزوئلا به پولشویی میپردازد، تحریمها را دور میزند، از شبکههای جنایی حمایت میکند و توان خود را برای سرکوب مردمش افزایش میدهد. این اتحاد، ثبات منطقهای و امنیت ایالات متحده را تهدید میکند.»
او تاکید کرد: «مردم ایران، با وجود کشتارهای گسترده، زندان و قطع گسترده جریان اطلاعات، با شفافیت و عزم راسخ در حال برخاستن هستند. آنان نهتنها برای آزادی خود، بلکه برای رهایی جهان از جمهوری اسلامی نامشروع و جنایتکار میجنگند.»
شاهزاده پهلوی در پایان گفت: «ایران آزاد و ونزوئلای آزاد به دههها آشوب، ترور و ویرانی پایان خواهند داد و میراثی از صلح، ثبات و رفاه بر جای خواهند گذاشت.»
۱۳ دی، نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، در جریان عملیات نیروهای ویژه آمریکا بهدست نیروی دلتا بازداشت و به آمریکا منتقل شد تا محاکمه شود.
حکومت ایران در زمان ریاستجمهوری مادورو یکی از متحدان اصلی ونزوئلا به شمار میرفت. در سالهای اخیر، مواضع سیاسی تهران و کاراکاس و همچنین تحریمهای نفتی واشینگتن علیه این دو، موجبات نزدیکی بیش از پیش آنها را فراهم آورد.
ماچادو: برای رهایی ایران و ونزوئلا از ظلم تلاش میکنیم
همزمان رهبر مخالفان ونزوئلا در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار عکسهایی از دیدار با شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «ما در مورد مبارزات خود تبادل نظر کردیم و تلاشهایمان را برای یک هدف مشترک هماهنگ کردیم: رهایی ایران و ونزوئلا از ظلم.»
او افزود: «من تحسین عمیق خود را برای مردم ایران ابراز کردم که با شجاعت فراوان در مواجهه با سرکوب وحشیانه، همچنان برای آینده خود میجنگند.»
ماچادو اضافه کرد: «در شرایطی که رژیمهای اقتدارگرا همکاریهای جنایتکارانه خود را تعمیق میبخشند، ما طرفداران آزادی، باید هماهنگی بیشتری داشته باشیم.»
او اشاره کرد که اتحاد بین کاراکاس و تهران، «ونزوئلا را به مرکز نفوذ جمهوری اسلامی تبدیل کرده و امنیت کل نیمکره غربی را به خطر انداخته است.»
ماچادو نوشت: «بقای این رژیمها نه تنها برای شهروندان ما که به طور گسترده خواستار دموکراسی هستند، یک تراژدی است، بلکه تهدیدی مستقیم برای ثبات جهانی و ایالات متحده به شمار میرود.»
او تاکید کرد: «رژیم ایران با استفاده از ونزوئلا به عنوان یک بستر اصلی، بیثباتی، تروریسم و شبکههای جنایی فراملی را که بسیار فراتر از مرزهای آن گسترش یافتهاند، دامن میزند.»
ماچادو نوشت: «یک ایران آزاد و یک ونزوئلای آزاد چیزی بیش از یک هدف هستند؛ آنها شرایط ضروری برای یک جهان امن و دموکراتیک هستند.»
او در پایان تاکید کرد که ونزوئلا و ایران آزاد خواهند شد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۲۸ آذر دولت مادورو را «نامشروع» خواند و گفت ونزوئلا با عناصر «تروریست» از جمله جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان همکاری میکند.
در اواسط دیماه نیز وزیر خارجه آمریکا، در گفتوگو با انبیسی گفت واشینگتن اجازه نمیدهد صنعت نفت ونزوئلا «در کنترل دشمنان آمریکا» باشد و تاکید کرد آمریکا به نفت ونزوئلا نیاز ندارد.
روبیو با اشاره به چین، روسیه و جمهوری اسلامی، گفت آمریکا نمیخواهد نیمکره غربی به پایگاه عملیات «رقبا و دشمنان» تبدیل شود و خواستار آن شد که درآمد نفت به سود مردم ونزوئلا باشد.
پیامهای رسیده از کرمانشاه، کرج و تهران از شلیک مستقیم به معترضان، تیراندازی از ارتفاع و اقدامات سازمانیافته برای نسبتدادن خشونتها به مردم حکایت دارد.
یک مخاطب از کرمانشاه میگوید پنجشنبه ۱۸ دیماه در محله کرناچی بیش از ۱۰ نفر کشته شدند. به گفته او، یک کودک ۱۵ ساله پس از یورش نیروهای امنیتی به خانهاش بازداشت و همان شب به روستایی منتقل و پنهانی به خاک سپرده شد.
همزمان در کرج، شاهدان عینی از تجمع گسترده در کیانمهر و بلوار ارم در روز جمعه خبر دادهاند. به گفته آنها، نیروهای سرکوب پس از عقبنشینی کوتاه، صف اول جمعیت را به رگبار بستند و چندین نفر در مقابل چشم مردم کشته شدند. همچنین حدود ۱۵ نفر که به کوچههای فرعی رفته بودند، هدف رگبار مستقیم قرار گرفتند.
در تهران نیز گزارش شده روز ۱۹ دی از بالای کتابفروشی «جنگل» در آزادگان به سوی مردم تیراندازی میشده است. یک شاهد عینی افزوده که روز ۱۸ دی نیروهای لباسشخصی خودی به سمت مسجد «مهدویه» رفته و با سنگ شیشهها را شکستهاند تا درگیری ایجاد شود و سپس با اعتراض مردم، عقبنشینی کردهاند؛ اقدامی که به گفته شاهدان برای صحنهسازی و نسبتدادن تخریب به معترضان انجام شده است.
ایران اینترنشنال مطلع شده است که علیرضا نجاتی، قهرمان کشتی، پس از ضرب و شتم شدید، از سوی سازمان اطلاعات قم بازداشت شده است. این فرنگیکار ۲۷ ساله از شروع انقلاب ملی ایرانیان در صفحه اینستاگرام خود استوریهایی را در اعتراض به وضعیت ناگوار معیشتی و در حمایت از معترضین منتشر کرد.
نجاتی روز ۱۷ دی و یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، با انتشار یک استوری اینستاگرامی نوشت: «آخر هفته زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.»
او پیشتر هم در اینستاگرام نوشته بود: «ما آمدهایم تا بجنگیم نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت. جنگ من تنها به میدان مسابقه ختم نشد به فراتر رفت و میدان نبردم وسیعتر شد؛ «جنگیدن در مقابل ظلم، حق کشی، زورگویی و ...»
نجاتی در ادامه نوشت: «من هم میتوانستم به مانند بقیه ورزشکاران سرم را به پایین بیندازم و ورزشم را دنبال کنم اما نمیتوانستم ساکت بمانم. در ذهنم باهمه کسانی که ظلم میکردند، حق را ناحق میکردند، ناخودآگاه جنگ داشتم و نمیتوانستم سکوت کنم و بروز ندهم و فریاد نزنم.»
دستگیری خشونتآمیز نجاتی، در روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ رخ داده است.
یکی از ملیپوشان کشتی فرنگی میگوید علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی وعده داده بود زمینه آزادی نجاتی را فراهم میکند اما اکنون پس از دو هفته، تغییری در وضعیت ستاره کشتی فرنگی ایران رخ نداده و ملیپوشان این رشته، نگران جان او هستند.
نجاتی پس از حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران در سال ۱۴۰۱، توسط علیرضا دبیر از تیم ملی کنار گذاشته شد.
نجاتی در المپیک ۲۰۲۰ توکیو به روی تشک رفت. او در سه رده نوجوانان، جوانان و امید نیز سه نشان جهانی به گردن آویخته.
علیرضا نجاتی آذر امسال همراه با تیم استقلال، قهرمان لیگ برتر کشتی فرنگی شد.