• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خیابان به‌مثابه اتاق گاز؛ گزارش شاهدان عینی از حمله شیمیایی ماموران به معترضان بی‌دفاع

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۲ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

گفت‌وگوهای ایران‌اینترنشنال با شاهدان عینی اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهد ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، هم‌زمان با شلیک گلوله به معترضان، از گازهای اشک‌آور و سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده‌اند که باعث بروز طیفی از آسیب‌های شدید جسمی، تنفسی و حرکتی در معترضان شده است.

این آسیب‌ها در مواردی معترضان را به‌طور ناگهانی از حرکت بازداشته و به گفته شاهدان، آثار آن فراتر از گازهای اشک‌آور متعارف بوده است. یکی از معترضان در روایت خود گفت: «آنچه سرکوبگران زدند، گاز اشک‌آور نبود؛ گاز جان‌دادن بود.»

شاهدان گفته‌اند این گازها نه‌تنها موجب سوزش چشم، پوست و ریه شده، بلکه با اختلال حاد تنفسی، سرفه‌های پی‌درپی، خون بالا آوردن، سرگیجه، بی‌حالی ناگهانی و از حال رفتن سریع، از دست دادن تعادل و ناتوانی در ادامه حرکت همراه بوده است.

آن‌ها تاکید کرده‌اند اگرچه نوع دقیق این مواد برای آن‌ها مشخص نشد، اما شدت علائم و ماندگاری آثار آن‌ها با تجربه‌های پیشین از گاز اشک‌آور تفاوت داشته است.

به گفته شاهدان، پرتاب گازها در مواردی در دل جمعیت یا در مسیرهای فرار انجام شده و هم‌زمان یا بلافاصله پس از آن‌که معترضان توان راه رفتن یا دویدن را از دست می‌دادند و بر زمین می‌افتادند، تیراندازی مستقیم آغاز می‌شد.

در شماری از روایت‌ها، ترس از حضور ماموران امنیتی در بیمارستان‌ها و خطر بازداشت باعث شده بسیاری از مجروحان از درمان محروم بمانند و بخشی از درمان‌ها به‌صورت خانگی و با کمک پزشکان داوطلب انجام شود.

100%

گازهایی فراتر از «اشک‌آور»

در روایت‌های شهروندان از شهرهای مختلف، از گازهایی صحبت شده که به‌نظر می‌رسد تنها گاز اشک‌آور نیستند و با سرعتی غیرمعمول بدن را از پا می‌اندازند و فرد را دچار سرفه‌های شدید، تنگی نفس ناگهانی، سرگیجه، ناتوانی در حرکت و در مواردی تهوع و خون بالا آوردن می‌کنند.

شاهدان گفته‌اند لحظه‌های زمین‌گیر شدن به نقطه‌ای برای تشدید تیراندازی تبدیل می‌شد؛ زمانی که افراد معترض در کوچه‌ها یا مسیرهای فرار می‌افتادند و در تیررس نیروهای سرکوب قرار می‌گرفتند.

ویدیوی دریافت‌شده از سبزوار نشان می‌دهد در پی تداوم خیزش ملی ایرانیان در شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از سلاح‌های غیرمتعارف برای مقابله با معترضان استفاده کرده‌اند.

تصاویر، افرادی را با لباس و ماسک محافظ ویژه برای مواد شیمیایی خطرناک نشان می‌دهد که بر روی خودروهای خاکی‌رنگ در خیابان‌های سبزوار مستقر شده‌اند.

در تصاویر ثبت‌شده، علامتی به شکل مثلث زردرنگ با حاشیه تیره مشاهده می‌شود که نشان‌دهنده هشدار برای مواد خطرناک است. همچنین صداهای مرتبط با شلیک در ویدیوی دیگری قابل تشخیص است.

اصفهان؛ دودهای رنگی، بوی تند و دستگاه ناشناس

در اصفهان شهروندان گفته‌اند شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، گازهای اشک‌آور با ماهیت شیمیایی مستقیما از سوی ماموران سرکوب به میان جمعیت معترض متشکل از نوجوانان، جوانان و حتی افراد مسن پرتاب شد.

تلاش‌های اولیه برای کاهش اثر گاز با پارچه خیس یا سیگار خیلی زود بی‌اثر شد و با افزایش پرتاب‌ها، مردم هنگام فرار در کوچه‌ها دچار تنگی نفس شدید شدند و بسیاری پس از چند متر دویدن روی زمین افتادند.

شاهدان گفته‌اند در همین وضعیت، تیراندازی ماموران به معترضان آغاز شد و افرادی که زمین‌گیر شده بودند هدف قرار گرفتند. صحنه‌هایی که شاهدان آن‌ها را «شبیه فیلم‌های جنگی» توصیف کرده‌اند.

در روایت‌های دیگر گفته شده «بوی گازها ترکیبی از فلفل، کلر استخر، وایتکس و سرکه بود و آسمان خیابان‌ها با دودهایی به رنگ‌های سرخ، زرد و سفید پر شده بود. بسیاری از معترضان دچار سرفه‌های شدید شدند و حتی توان دویدن نداشتند.»

به گفته شاهدان، نیروهای امنیتی و انتظامی و لباس‌شخصی در اصفهان، در حال تعقیب معترضان «هم‌زمان گاز می‌زدند، تیراندازی می‌کردند و به مردم فحاشی می‌کردند».

چند زن جوان و یک دختر ۱۷ ساله در روایت مشترک خود از مشاهده دستگاهی ناشناس خبر داده‌اند که «بدون صدای شلیک گلوله، موادی شبیه آتش با رنگ‌های سرخ و زرد» پرتاب می‌کرد.

آن‌ها تاکید کردند «ثانیه‌هایی بعد، خیابان پر از دود و بخار شد و بویی شبیه آمونیاک، اسید لوله‌بازکن و در برخی نقاط بوی خردل پیچید.»

یکی از این زنان گفت دو مامور لباس‌شخصی از یک موتورسیکلت پیاده شدند، «وسط خیابان از کوله‌پشتی دو ماسک بیرون آوردند و به صورت زدند و بلافاصله چند گاز را به سمت جمعیتی که نزدیکشان بودند پرتاب کردند.»

او اضافه کرد ماموران ماسک محافظ داشتند و عقب نشستند، اما جوانانی که نزدیک‌تر بودند به‌سرعت «دچار سرفه، سوزش شدید و ناتوانی در حرکت شدند و فریاد می‌زدند سوختم».

بنا بر شهادت این شاهدان، نیم ساعت بعد خودروهایی وارد خیابان شدند و «این بچه‌ها را با خود بردند» و بعد از آن جز خون، پوکه گلوله و رد دود چیزی باقی نماند.

دختر نوجوانی که با ایران‌اینترنشنال گفت‌و گو کرد، گفت با گذشت چند روز، سوزش ریه، قرمزی دور چشم، تاول پوستی و علائم عصبی همچنان ادامه داشته و او دچار کابوس‌های مکرر شده است.

یکی از شاهدان عینی گفت خودش دیده دختران و پسرانی پس از پرتاب گاز روی زمین افتادند و مردمک چشم‌هایشان به‌سرعت قرمز شد.

به گفته او، «در عرض چند دقیقه روی صورت برخی افراد تاول و سوختگی ایجاد شد و بسیاری دچار گیجی، آب‌ریزش و استفراغ شدید شدند و برخی حتی خون بالا می‌آوردند.»

به گفته آن‌ها، همسایه‌هایی که زودتر گاز را استشمام کرده بودند نیز دچار تاول پوستی و گرفتگی صدا شدند.

شاهدان همچنین از اقدام ماموران به تیراندازی «بی‌وقفه» از پشت‌بام ساختمان‌های اداری به سمت مردم و نشانه‌گذاری خانه‌هایی که معترضان به آن‌ها پناه برده بودند با رنگ‌پاشی خبر داده‌اند.

تهران؛ گازهای پی‌درپی، خفگی و کمین پشت درها

در تهران، از آریاشهر و ستارخان تا نواب و سلسبیل، پرتاب پی‌درپی گاز و استفاده از آن‌چه سلاح‌های شیمیایی خوانده شده گزارش شده است.

معترضان گفته‌اند اثر این گازها به‌گونه‌ای بود که «با سیگار هم از چشم پاک نمی‌شد» و مستقیم به ریه می‌رفت.

دودهای سبز، زرد و سیاه، سوزش شدید چشم، بی‌حسی لب‌ها و احساسی شبیه سوختن از درون بدن گزارش شده است.

شاهدان گفته‌اند همه نیروهای سرکوب، از ماموران نظامی و بسیج تا لباس‌شخصی، در محل حضور داشتند و خودروهای ون، یخچالی و وانت برای انتقال مجروحان و پیکرهای کشته‌شدگان استفاده می‌شد.

آن‌ها گفتند لباس‌شخصی‌ها با شعار «حیدر حیدر» وارد خیابان شدند و تیراندازی مستقیم‌شان «صرفا برای کشتن» بود؛ به‌طوری که اگر معترضی به‌موقع به جای امن نمی‌رسید، شانس زنده ماندنش ناچیز بود.

در محدوده بلوار کاشانی تا میدان صادقیه، شهروندانی که با ایران‌اینترنشنال گفت‌و‌گو کردند از شلیک گسترده گاز با «غلظتی بالا» سخن گفته‌اند که باعث می‌شد افراد روی زمین بیفتند و دیگران آن‌ها را به‌زور دور کنند.

برخی معترضان که دچار احساس خفگی شدند به خانه‌های اطراف پناه می‌بردند، اما به گفته شاهدان، ماموران امنیتی پشت در همین خانه‌ها کمین می‌کردند.

در این روایت‌ها، علاوه بر گاز اشک‌آور، از «گازهای ناشناس با اثرات شدیدتر» سخن گفته شده است.

به گفته این شاهدان، آن‌ها دیده‌اند کسانی که در معرض شلیک این گازها قرار گرفته‌اند، «دچار ناتوانی در راه رفتن، بی‌حالی شدید و از نفس افتادن می‌شدند.»

یکی از شاهدان به ایران‌اینترنشنال گفت برخی از مجروحان که او می‌شناخته تا اول بهمن (۱۲ روز بعد از آسیب ددیگی شیمیایی) همچنان با سرفه شدید، تهوع و تاول‌زدگی درگیر بوده‌اند.

چند شاهد عینی اعتراضات از استفاده از گلوله‌هایی گفته‌اند که لباس معترضان را رنگی می‌کرد و سپس افراد نشانه‌دار در هر نقطه‌ای هدف گلوله جنگی قرار می‌گرفتند.

به گفته آن‌ها، در تیراندازی‌ها به سن و جنسیت توجهی نمی‌شد و حتی از شلیک به کودکان و زنان باردار نیز شنیده‌اند.

در روایتی دیگر، یکی از ساکنان صادقیه به ایران‌اینترنشنال گفت او از خانه خود دیده است که بامداد جمعه ماموران به شماری از معترضان که «احتمالا با تصور خلوت‌شدن خیابان‌ها از خانه‌ها خارج شدند، شلیک کردند و شماری را کشتند.

به گفته این شاهد عینی، همین زمان گازهای سمی هم به سمت مردم شلیک شد و او دیده است که یکی از معترضان که «بر اثر استنشاق گاز دچار تهوع و بی‌حالی بود، ابتدا زخمی سوار یک خودرو شد اما دقایقی بعد یک مامور موتورسوار، خودرو را متوقف کرد و در همان محل به او تیر خلاص زد». او می گوید ماموران بعدتر پیکر او را با خود بردند.

روایت شهروندان شهرهای دیگر از اثرات گازهای سمی

در شیراز، کرمان، مرودشت و فسا، شماری از شهروندان از علائمی مانند استفراغ، سرگیجه ممتد و احساسی شبیه «شیشه در چشم» خبر داده‌اند.

برخی از آنان که با ایران‌اینترنشنال گفت‌‌وگو کردند، گفته‌اند با وجود گذشت چند روز آثار گاز بر روی آن‌ها همچنان باقی مانده است.

در شیراز، معترضان از تورم بدن، تاری دید، ضعف عضلانی و اختلال در ریتم ضربان قلب و عضلات تنفسی سخن گفته‌اند.

پناه، شهروندی از تهران، در گفت‌وگو با «برنامه کامبیز حسینی» در ایران‌اینترنشنال گفت گازی که شلیک شد «مثل گاز اشک‌آور نبود» و «تمام اجزای صورت را می‌سوزاند».

او افزود به دلیل آسم، از همان زمان «فقط با اسپری می‌تواند نفس بکشد» و «نمی‌تواند درست و حسابی نفس بکشد».

پناه گفت این وضعیت را تنها او تجربه نکرده و اعضای خانواده و دیگر افراد همراهش نیز به‌جای سوزش چشم، «سوزش شدید در تمام اجزای صورت» را گزارش کرده‌اند.

او همچنین به زنی اشاره کرد که در جریان اعتراضات به‌خاطر استشمام گاز «خون بالا می‌آورد» و گفت این علائم «طبیعی» نیست و به باور او نشان‌دهنده به‌کارگیری «ماده‌ای شیمیایی» بوده است.

بابک، شهروندی از کرمان، در گفت‌وگو با همین برنامه گفت گاز شلیک‌شده در ۱۹ دی در این شهر علیه معترضان با گاز اشک‌آور تفاوت داشت و تا چند روز بعد روی پلک‌هایش «کاملا تاول زده بود».

او افزود گونه‌هایش «انگار آفتاب‌سوخته» و اطراف لبش «کاملا سوخته» بود و تاکید کرد این گاز «بوی متفاوتی» داشت و او آن را شبیه «گاز خردل» توصیف کرد.

به گفته بابک، رنگ این گاز «در مایه‌های زرد و قهوه‌ایِ بسیار کم‌رنگ» بوده است و او از بروز مشکلات جسمی در روزهای پس از مواجهه با آن خبر داد.

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از یک شهروند دیگر در کرمان، برخی به‌دلیل بیماری‌های زمینه‌ای مانند آسم، پس از مواجهه با این گازها دچار مشکل جدی تنفسی شده‌اند.

این شهروند هم گفت شماری از مجروحان از تاول شدید پلک‌ها، سوختگی اطراف لب و بویی شبیه «گاز خردل» خبر داده‌اند.

هم‌زمان، شهروندانی در شبکه‌های اجتماعی از «گاز بی‌نشان» نوشته‌اند؛ موادی که نه نور داشت و نه دود، اما ناگهان باعث سرفه‌های شدید و احساس خفگی جمعی می‌شد.

روایت‌هایی از اصفهان، خمینی‌شهر و شاهین‌شهر نیز حاکی از استفاده هم‌زمان از گازهای «جدید» و تجهیزات و سلاح‌های سنگین است.

یکی از شهروندان معترض روایت کرده که لباس‌شخصی‌ها شهروندان معترض را به مواردی از جمله «خراب شدن روی سر معترضان»، «اسیدپاشی» و «تجاوز» تهدید می‌کردند.

در برخی گزارش‌ها و روایت‌های منتشرشده از شهرهایی مانند یاسوج، بوشهر و قزوین نیز از استفاده گسترده از گازهایی با اثرات مخرب‌تر از گذشته سخن گفته شده است.

از شرق و غرب تهران، از جمله نارمک، تهرانپارس، پونک و مرزداران، خبرهایی از شلیک گاز اشک‌آور، استفاده از اسپری فلفل و به‌کارگیری پهپادهای شناسایی منتشر شده است.

در رشت، شهروندان زیادی در روایت‌های خود از جمله در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال گفته‌اند سینه شماری از مجروحان تا چند روز می‌سوخت و خودروهایی در جریان سرکوب در خیابان‌ها مواد ناشناس پاشیده‌اند و پس از آن تیراندازی با سلاح‌های سنگین گزارش شده است.

شهروندی در کرج که شاهد سرکوب خونین مردم در شامگاه ۱۹ دی‌ماه در این شهر بود، به ایران‌اینترنشنال گفت: «آنچه شلیک شد، گاز اشک‌آور معمولی نبود؛ گازی بود که با خفگی و زمین‌گیر شدن ناگهانی، مقدمه جان‌گرفتن می‌شد. گاز جان‌دادن بود.»

فتوحی: علائم گزارش‌شده با گاز اشک‌آور معمولی هم‌خوانی ندارد

آلان فتوحی، پزشک و استاد داروشناسی بالینی، ساکن سوئد در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت گزارش‌ها درباره استفاده از گازهایی با بو، رنگ و عوارض غیرمتعارف علیه معترضان، یادآور حملاتی است که پیش‌تر در یک بازه زمانی علیه مدارس دخترانه گزارش شده بود.

به گفته او، «بر اساس روایت‌های موجود، این گازها از نظر الگوی علائم، شدت آسیب و ماندگاری عوارض با گاز اشک‌آور معمولی تفاوت دارند».

فتوحی توضیح داد آنچه در این گزارش‌ها دیده می‌شود می‌تواند ناشی از ترکیبی از گاز اشک‌آور با دوز بالا و مواد شیمیایی تحریک‌کننده پوست و مخاط باشد: «موادی از جنس گازها و بخارات صنعتی مانند ترکیبات کلردار، آمونیاک، بخارات اسیدی یا حتی در برخی موارد حشره‌کش‌هایی که برای انسان هم سمی و آسیب‌زا هستند؛ موادی که با توجه به بوهای توصیف‌شده از سوی شاهدان، احتمال استفاده از آن‌ها مطرح است.»

100%

او افزود تداوم علائم برای روزها و حتی هفته‌ها، همراه با عوارض شدید تنفسی، سوختگی‌های سطحی پوست و تشدید علائم آسم، از جمله پیامدهایی نیست که معمولا در اثر تماس با گاز اشک‌آور متعارف مشاهده شود و این الگوها دلالت بر استفاده از گازهایی غیرمتعارف و سمی‌تر از گاز اشک‌آور معمولی دارد.

این استاد داروشناسی بالینی همچنین به گزارش‌هایی درباره آسیب‌های تاول‌زا یا شبه‌تاول و بوی شبیه گاز خردل اشاره کرد و گفت «این موارد الزاما به معنای استفاده از گاز خردل کلاسیک نیست، اما می‌تواند ناشی از مواد شیمیایی بسیار تحریک‌کننده‌ای باشد که الگویی از آسیب مشابه گاز خردل ایجاد می‌کنند.»

به گفته او، «چنین موادی ممکن است عوارض بلندمدتی مانند آسم، برونشیت، تنگی نفس مزمن، سرفه‌های طولانی‌مدت و سایر آسیب‌های ریوی به دنبال داشته باشند.»

او گفت در کوتاه‌مدت نیز سوزش چشم، پوست و دستگاه تنفسی، تنگی نفس حاد، سرفه‌های پی‌درپی، ضعف و سرگیجه از عوارض شایع مواجهه با این گازهاست.

توصیه پزشکی: ترک سریع محل تماس با گاز و پیگیری پس از فروکش کردن علائم

فتوحی تاکید کرد در مواجهه با چنین موادی، اقدامات مقابله‌ای بسیار محدود است و مهم‌ترین اقدام، خروج سریع به هوای آزاد و دور شدن از محل با غلظت بالای گاز است.

به گفته او، «شست‌وشوی چشم و پوست با مقدار زیاد آب توصیه می‌شود و استفاده از مواد اسیدی یا قلیایی نه‌تنها مفید نیست، بلکه در برخی موارد می‌تواند آسیب را تشدید کند».

این پزشک افزود تعویض و شست‌وشوی کامل لباس‌ها نیز در صورت امکان ضروری است، چرا که بسیاری از ذرات شیمیایی می‌توانند روی لباس باقی بمانند و باعث تداوم یا تشدید عوارض پوستی شوند.

او هشدار داد حتی اگر علائم اولیه کاهش یابد یا فروکش کند، پیگیری پزشکی ضروری است: «زیرا در برخی موارد این گازها می‌توانند منجر به آسیب‌های جدی ریوی شوند.»

به گفته فتوحی، انجام معاینه ریه، آزمون‌های تنفسی و ارزیابی چشم در صورت وجود علائم چشمی اهمیت دارد و افرادی که دچار آسم یا بیماری‌های زمینه‌ای تنفسی هستند باید حتما به پزشک مراجعه کنند تا درمان آن‌ها متناسب با شرایط جدید تنظیم شود.

100%

هشدار درباره احتمال استفاده از مواد سمی

به‌کارگیری مواد شیمیایی علیه معترضان می‌تواند مصداق جنایت جدی علیه غیرنظامیان باشد و نقض کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی که ایران از امضاکنندگان آن است، پیامدهای حقوقی و سیاسی گسترده‌ای برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.

مقام‌های پیشین دیپلماتیک و نهادهای حقوق بشری هشدار داده‌اند در صورت تایید استفاده از چنین موادی، سرکوب وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده و جهان نباید نسبت به این نشانه‌ها بی‌تفاوت بماند.

بیل رامل، معاون پیشین وزیر خارجه بریتانیا، ۲۷ دی به شبکه جی‌بی‌نیوز گفت بر پایه یک «گزارش معتبر» نشانه‌هایی وجود دارد که جمهوری اسلامی ممکن است برای سرکوب اعتراضات اخیر از مواد شیمیایی یا سمی استفاده کرده باشد.

رامل گفت احتمال استفاده از ماده‌ای سمی با اثر دیرهنگام مطرح است که می‌تواند مرگ برخی مجروحان را چند روز بعد رقم بزند و تشخیص علت را دشوار کند؛ او هشدار داد اگر این گزارش تایید شود، سرکوب وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده و جهان نباید با توجه به تجربه صدام و اتهام‌های مشابه علیه اسد، بی‌تفاوت بماند.

در همین حال، عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر در بیانیه‌ای مشترک و همچنین کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل طی روزهای گذشته استفاده از زور غیرقانونی، از جمله گاز اشک‌آور و سلاح گرم علیه معترضان را محکوم کرده‌اند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
۱
روایت شما

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

۲

عروسی دوناروما با حضور هالند و مانچینی در جنوب ایتالیا

۳

وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

۴

تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا می‌فرستد

۵

آمریکا در سیزدهمین شب حملات، نقاطی را در چندین استان ایران هدف قرار داد

انتخاب سردبیر

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست
    تحلیل

    برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • نورنیوز خبر داد جلسه مقامات حکومت که ۹ اسفند به آن حمله شد، برای سرکوب اعتراضات بود

    نورنیوز خبر داد جلسه مقامات حکومت که ۹ اسفند به آن حمله شد، برای سرکوب اعتراضات بود

  • مقام سابق بریتانیایی: ایران ممکن است از ماده شیمیایی سمی علیه معترضان استفاده کرده باشد

    مقام سابق بریتانیایی: ایران ممکن است از ماده شیمیایی سمی علیه معترضان استفاده کرده باشد

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.