اینستاگرام چگونه زنان فرودست حاشیه تهران را به بازیگران محلی تبدیل میکند؟
یافتههای یک پژوهش دانشگاهی نشان میدهد شبکههای محلی اینستاگرام در سالهای اخیر به یکی از مهمترین بسترهای قدرتیابی اقتصادی و اجتماعی زنان طبقه فرودست در استان تهران تبدیل شدهاند.
این روند از شکلگیری کسبوکارهای خرد خانگی آغاز میشود و در ادامه به تغییر الگوهای مرجعیت و حتی اثرگذاری اجتماعی و سیاسی میرسد.
این تحقیق با هدف بررسی نقش شبکههای محلی آنلاین، بهویژه اینستاگرام، در چگونگی قدرتیابی اجتماعی، اقتصادی و نمادین زنان طبقه فرودست استان تهران انجام گرفت.
یافتههای این پژوهش برگرفته از رساله ابوالفضل حاجیزادگان، دانشجوی دکتری جامعهشناسی اقتصادی دانشگاه تهران، است و با همکاری حمیدرضا جلاییپور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، در قالب مقاله در آخرین شماره فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» دانشگاه خوارزمی منتشر شده است.
۷ میدان محلی در اینستاگرام
این مطالعه در ابتدا به ارزیابی ساختار شبکههای محلی اینستاگرام در استان تهران پرداخت و با بررسی روابط میان ۱۱ هزار و ۵۱۵ صفحه پرمخاطب محلی و چهار هزار و ۲۴۳ صفحه پرمخاطب ملی، میدانهای محلی را شناسایی کرد.
در نهایت هفت میدان محلی شناسایی شدند که «زنان دارای مشاغل آنلاین»، «سلبریتیها»، «محافظهکاران»، «مرکزنشینها» و «ترکزبانها» از برجستهترین آنها بودند.
میدان زنان شاغل آنلاین با ۴۸ درصد بیشترین سهم از صفحات شناساییشده را به خود اختصاص داد و پس از آن، سلبریتیها با ۲۴ درصد و محافظهکاران با ۱۵ درصد در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
نقش برجسته زنان در کسبوکارهای آنلاین
نتایج حاکی از آن است که در اغلب میدانهای محلی، مردان همچنان سهم بیشتری از مرجعیت دارند، اما زنان در حوزه کسبوکارهای آنلاین بهطور معناداری جایگاه بالاتری پیدا کردهاند.
در این مقاله آمده است: «زنان تنها بهواسطه کسبوکارهای آنلاین توانستهاند در مناطق مختلف استان تهران مرجعیت محلی پیدا کنند.»
این فعالیتها اغلب شامل فروش محصولات خانگی، خدمات زیبایی، آموزشهای مهارتی و تولید محتواهای کاربردی روزمره است.
این قبیل فعالیتها بدون نیاز به سرمایه اولیه بالا، امکان ورود زنان فرودست به بازار را فراهم میآورد و آنها را به چهرههای شناختهشده محلی تبدیل میکند.
جغرافیای قدرتیابی زنان
بررسی توزیع جغرافیایی این میدانها نشان میدهد مناطق مهاجرپذیر و شهرکهای تازهساز، همزمان با افزایش جمعیت، با گسترش کسبوکارهای محلی آنلاین زنان پیوند خوردهاند.
بر این اساس، میدانهای زنان دارای مشاغل آنلاین «بهطور معناداری در مناطقی از استان تهران قدرت بیشتری دارند که مهاجرپذیرترند، در سالهای اخیر در آنها شهرکسازی انجام شده و نهادهای سنتی، مذهبی و حکومتی ضعیفتری دارند».
از مرجعیت محلی تا اثرگذاری ملی
پژوهش در ادامه از سطح محلی فراتر میرود و رابطه این میدانها را با مرجعیت ملی مورد بررسی قرار میدهد.
در ادامه آمده است: «بیشترین مرجعیت صفحههای پرمخاطب ملی بهترتیب در میدان سلبریتیها، زنان شاغل و محافظهکاران دیده میشود و از این جهت، این سه میدان محلی آنلاین قابلیت تاثیرگذاری مستقیمتری بر نگرشها و رفتارهای سیاسی شهروندان دارند.»
در میدان زنان شاغل، صفحات آموزشی نقش پررنگی داشتند که بیشتر آنها «اصول و تکنیکهای لازم برای موفقیت در کسبوکارهای آنلاین را آموزش میدهند».
سیاست حضور و «ناجنبش اجتماعی»
برای سنجش روند قدرتیابی، پژوهشگران واکنش کاربران به بیش از ۶۵۰ هزار پست منتشرشده بین سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ را تحلیل کردند.
بررسیها حکایت از آن دارد که توجه مخاطبان به صفحات زنان، در مقایسه با مردان، بهطور چشمگیری افزایش داشته است.
بر اساس دادهها، «حدود دو سال قبل از ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی، این روند به نفع زنان تغییر کرده و تاکنون نیز با شیب قابل توجهی ادامه پیدا کرده است».
پژوهش این روند را مصداق «سیاست حضور» زنان میداند؛ حضوری که با هدف بهبود زندگی فردی آغاز میشود، اما در مقیاس جمعی میتواند به شکلگیری یک «ناجنبش اجتماعی» بینجامد.
یافتهها همچنین نشان میدهد که ساکنان شهرکهای جدید حاشیه تهران «برای داشتن یک زندگی معمولی و آبرومندانه، مطالبه یک دولت کارآمد و غیرسرکوبگر را دارند».
اطلاعات دریافتی ایراناینترنشنال حاکی از آغاز دور جدید فشار و برخورد با فعالان مدنی، رسانهای و سیاسی در برخی شهرستانها است؛ اقدامی که بهگفته منابع آگاه، با هدف ایجاد فضای ارعاب و پیشگیری از شکلگیری اعتراضات احتمالی در پی اجرای طرح دولت برای افزایش قیمت بنزین انجام میشود.
بر اساس این اطلاعات، تعدادی از فعالان مدنی و رسانهای بهدلیل انتشار مطالب انتقادی یا تحلیلی در شبکههای اجتماعی احضار شدهاند.
این اطلاعات حاکی است که در جریان این احضارها، به آنها هشدار داده شده از انتشار محتوا درباره افزایش قیمت سوخت و انرژی خودداری کنند تا به گفته مقامهای امنیتی، «فضای ملتهب» ایجاد نشود.
همزمان، منابع ایراناینترنشنال میگویند میزان احضارها و تماسهای نهادهای انتظامی و امنیتی در شهرستانها افزایش یافته است.
این منابع افزودند که جمهوری اسلامی تلاش میکند دامنه این برخوردها را به تعداد بیشتری از فعالان محلی گسترش دهد.
این تحولات در حالی رخ میدهد که دولت از ۲۲ آذر طرح جدید سوخت را اجرا کرده و بنزین بهصورت سهنرخی عرضه میشود.
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۲۷ آذر با دفاع از این تصمیم گفت دولت قیمت بنزین را افزایش داده، اما در این طرح «به هیچکس فشاری وارد نیامده است.»
همزمان، محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت پزشکیان، درباره تصمیم دولت برای افزایش قیمت بنزین گفت بهخاطر اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ «به نقطهای رسیدیم که کسی جرات اقدام نداشت و این بحران تصمیمگیری ما را از صادرکننده، به واردکننده بنزین تبدیل میکرد.»
او افزود: «اما مصوبه بنزین در این دولت محرمانگی نداشت و راحت در اختیار مردم قرار گرفت و منتشر شد و همه از مردم، اقتصاددانها و فعالان فضای مجازی درباره آن صحبت کردند.»
با این حال، کارشناسان اقتصادی نسبت به پیامدهای این تصمیم هشدار داده و تاکید کردهاند افزایش قیمت حاملهای انرژی بهطور مستقیم باعث رشد هزینه حملونقل و در نتیجه افزایش قیمت سایر کالاها و خدمات خواهد شد.
مجتبی یوسفی، نماینده اهواز، ۲۵ آذر اعلام کرد که افزایش قیمت بنزین فشار مستقیم معیشتی بر ۸۵ میلیون ایرانی وارد میکند.
افزایش حساسیت نهادهای امنیتی نسبت به واکنشهای اجتماعی به قیمت سوخت، در شرایطی صورت میگیرد که تجربه افزایش ناگهانی بهای بنزین در آبان ۹۸ هنوز در فضای عمومی زنده است؛ رویدادی که به اعتراضات سراسری، سرکوب گسترده، کشته شدن شمار زیادی از شهروندان و بازداشت صدها نفر انجامید.
پس از جنگ اخیر میان جمهوری اسلامی و اسرائیل نیز حکومت ایران موج جدیدی از سرکوبها را آغاز کرد.
۲۹ مهر، دبیرکل سازمان ملل در گزارشی به مجمع عمومی، تصویر تیرهای از وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه کرد و نسبت به افزایش اعدامها، شکنجه بازداشتشدگان، سرکوب اقلیتها و محدودیتهای فزاینده بر آزادیهای مدنی هشدار داد.
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتهاند ترک ایران برایشان نه یک انتخاب آزادانه، بلکه واکنشی ناگزیر به فشارهای اقتصادی و سیاسی و آینده مبهم بوده است. فشاری که به گفته آنها، امکان ماندن و ساختن زندگی عادی را از میان برده و مهاجرت را به اجبار بدل کرده است.
ایراناینترنشنال پنجشنبه ۲۷ آذر، برابر با ۱۸ دسامبر و همزمان با روز جهانی مهاجران، از مخاطبان خود پرسید: «تجربه شما از مهاجرت چه بوده و این مسیر چه چالشها، فرصتها و درسهایی برایتان داشته است؟ اگر به گذشته برگردید، آیا باز هم مهاجرت را انتخاب میکنید؟»
پاسخها، تصویری چندلایه و گاه متناقض از مهاجرت ترسیم کرده است؛ برای برخی «فرصت» بوده، برای بسیاری «اجبار» و گریزی از بحرانهای انباشته زیر سایه جمهوری اسلامی و برای گروهی دیگر، رویایی که زیر فشار اقتصاد، سیاست و نابرابری، هر روز دورتر و دستنیافتنیتر شده است.
در بخش قابل توجهی از این روایتها، مهاجرت نه تصمیمی آگاهانه، بلکه واکنش به شرایطی توصیف میشود که به گفته پاسخدهندگان، امکان زندگی عادی، برنامهریزی برای آینده و حتی امید به ماندن را از آنها گرفته است.
شماری از مخاطبان در پیامهای خود تاکید کردهاند آنچه آنها را به مهاجرت رسانده، نه انتخابی آزادانه، بلکه شرایطی بوده که به گفتهشان، زندگی عادی را ناممکن کرده است.
یکی از مخاطبان نوشت: «مهاجرت نبود؛ فرار از زندان حکومت جمهوری اسلامی بود.»
این جمله کوتاه، خلاصه وضعیتی است که در روایتهای متعدد شهروندان درباره مهاجرت تکرار شده است.
برخی تجربه مهاجرت را با قیاس مستقیم زندگی در خارج و داخل ایران شرح دادهاند.
شهروندی که حدود هشت سال پیش برای تحصیل به اسپانیا رفته، از تفاوت چشمگیر سطح زندگی، قیمتها و کیفیت کالاها گفت، اما یادآوری کرد بازگشت اجباری به ایران و جهش نرخ ارز، مسیر زندگی او را تغییر داده است: «آن زمان یورو چهار هزار تومان بود و امروز حدود ۱۳۰ هزار تومان است.»
او این مساله را به معنای بسته شدن راه مهاجرت خواند و از بنبست اقتصادی، ناتوانی در خرید خانه، ادامه تحصیل و شکل دادن آینده سخن گفت که نتیجهاش برای او، «افسردگی شدید» بوده است.
در میان پیامها، حسرت نقشی پررنگ داشته است.
چند مخاطب نوشتند اگر به گذشته بازمیگشتند، چند دهه قبل مهاجرت میکردند تا آینده فرزندانشان تضمین شود.
یکی از مخاطبان گفت انتظار برای به ثمر رسیدن «وعدهها» به سقوط در وضعیتی انجامیده که به گفته او، «درههای نکبت» است.
مهاجرت به هر قیمت
در پیامهای شهروندان، مهاجرت برای برخی نه تصمیمی حسابشده، که آخرین راه گریز از فرسودگی توصیف شده است.
یکی از شهروندان با ارسال پیامی صوتی به ایراناینترنشنال گفت: «زندگی در ایران خیلی سخت شده است. خیلیها آرزو دارند از اینجا مهاجرت کنند.»
مخاطبی هم نوشت دوست دارد «هرچه دارد بفروشد» و همراه خانواده از ایران خارج شود؛ حتی اگر مسیر، اردوگاه و قاچاق باشد.
او زندگی در ایران را «ثانیهبهثانیه زجرآور» خواند و گفت هر رنجی در راه مهاجرت را به ماندن ترجیح میدهد.
چند شهروند نیز در پیامهای خود به صراحت از مهاجرت غیرقانونی سخن گفتهاند؛ رفتنهای گروهی، بیپول، بیپناه و پرخطر. جوانانی که به گفته خودشان «پولی ندارند»، اما ماندن را هم ناممکن میدانند.
در این روایتها، مهاجرت بیش از آنکه افق آینده باشد، واکنشی فوری به احساس زندانی بودن در ایران است؛ احساسی که برخی آن را به تداوم جمهوری اسلامی و بدتر شدن روزبهروز اوضاع کشور نسبت دادهاند.
در میان این پیامها، تجربه شکستخورده مهاجرت هم دیده میشود.
شهروندی نوشت پس از مهاجرت، تمام داراییاش از دست رفته و ناچار به بازگشت شده است؛ بازگشتی که با تلاشهای ناموفق بعدی برای خروج دوباره همراه بوده.
این روایتها نشان میدهند مهاجرت همیشه به «نجات» ختم نمیشود اما حس پشیمانی از ماندن همچنان پررنگ است.
یکی از مخاطبان نوشت مهاجرت نکرده، اما «وحشتناک پشیمان» است که در ایران مانده است.
در مقابل، گروهی از شهروندان با وجود میل به ترک کشور، اصلا امکان مهاجرت نداشتهاند.
شماری از مخاطبان با برجسته کردن نقش پول در این تصمیم، گفتند توان مهاجرت ندارند، اما دوست دارند مهاجرت کنند.
از سوی دیگر، برخی از کسانی که مهاجرت را تجربه کردهاند، آن را مسیری سخت اما غیرقابل بازگشت خواندند.
ماندن یا رفتن
بخش دیگری از پیامها، مهاجرت را در چارچوبی وسیعتر دیدهاند؛ نه فقط بهعنوان جابهجایی جغرافیایی، بلکه نشانهای از نابرابری جهانی.
یکی از مخاطبان نوشت مهاجرت برای مردم عادی تفاوت زیادی با ماندن ندارد و جهان به دو قطب «غنی و فقیر» تقسیم شده است؛ جایی که سرمایهداران از هر طوفانی ثروتمندتر بیرون میآیند و سهم بسیاری از مردم، تنها «آسمان» است. در این نگاه، مهاجرت هم الزاما راه رهایی نیست.
در مقابل، شماری از مخاطبان با تاکید بر دلبستگی به ایران، مهاجرت را «انتخابی تلخ و تحمیلی» دانستند.
یکی از آنها با اشاره به زیباییهای طبیعی و ظرفیتهای اقتصادی ایران نوشت که ترک چنین کشوری برای هر ایرانی دشوار است، اما حکومت «توتالیتر» بسیاری را ناگزیر به پذیرش رنج مهاجرت کرده است.
او از تجربه بیاحترامی، از دست دادن هویت و نگاه «بیگانهساز» در کشور مقصد گفت؛ جایی که مهاجر باید خود را از نو تعریف کند.
برخی دیگر اما همچنان به ماندن باور دارند و میگویند اگر مهارت و پشتوانهای نباشد، مهاجرت لزوما زندگی بهتری نمیسازد و با همه مشکلات، ایران را ترجیح میدهند.
یکی از شهروندان با ارسال پیام صوتی به ایراناینترنشنال گفت: «برای نجات فرزندانم، برای اینکه زیر دست آخوند درس نخوانند، باید هر طور شده از ایران مهاجرت کنم.»
برخی دیگر از شهروندان هم در پیامهایشان مهاجرت را نه برای خود، بلکه برای آینده فرزندان ضروری دانستند؛ خانوادههایی که ادامه تحصیل، شغل و انتخاب آزادانه نسل بعد را تنها در خروج از کشور ممکن میبینند.
بر اساس دادههای رسمی، شمار ایرانیان نسل اول مقیم خارج از کشور بین ۱.۷ تا دو میلیون نفر برآورد میشود. اما منابع غیررسمی، این رقم را تا بیش از هشت میلیون نفر هم ارزیابی کردهاند.
در کنار مهاجرت خارجی، مهاجرت داخلی نیز در روایتهای مخاطبان دیده میشود؛ جابهجاییهایی که بیش از آنکه انتخابی دلخواه باشد، تلاشی برای نزدیکتر شدن به امکانات و آیندهای قابل پیشبینیتر است.
برخی، از شهرهای کوچک به کلانشهرها رفتهاند و گفتهاند این انتقال به بهبود آموزش فرزندان و کیفیت زندگی کمک کرده است.
در مقابل، گروهی دیگر تاکید دارند مهاجرت داخلی زمانی میتواند «راهحل» باشد که دسترسی به امکانات، آموزش، درمان و فرصتهای شغلی در سراسر کشور بهطور عادلانه توزیع شود.
هانا نویمن، نماینده پارلمان اروپا و رییس هیات روابط پارلمان اروپا با ایران، بازداشت خشونتبار مدافعان حقوق بشر و روزنامهنگاران در مراسم خسرو علیکردی، وکیل دادگستری جانباخته در مشهد را نشانه «تشدید نگرانکننده سرکوب» در ایران خواند و خواستار آزادی فوری تمامی بازداشتشدگان شد.
نویمن در بیانیهای تبدیل مراسم یادبود یک وکیل حقوق بشر به «عملیات پلیسی» را پیامی آشکار از سوی مقامهای جمهوری اسلامی دانست و نوشت این اقدام نشان میدهد حکومت ایران مصمم است نهتنها صدای اعتراض، بلکه حافظه جمعی، همبستگی اجتماعی و حتی سوگ را نیز خاموش کند.
به گفته او، بازداشت شهروندان بهدلیل حضور در مراسم ختم، عبور از مرزهای بنیادین حقوق بشر و جرمانگاری ابتداییترین اشکال انسانیت است.
رییس هیات روابط پارلمان اروپا با ایران با اشاره به اسامی شماری از بازداشتشدگان از جمله نرگس محمدی، عالیه مطلبزاده، سپیده قلیان، هستی امیری و پوران ناظمی، خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی افرادی شد که بهدلیل استفاده از حقوق اولیه و آزادیهای بنیادین خود بازداشت شدهاند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران نیز ۲۶ آذر در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس با اشاره به بازداشت شماری از شهروندان در مراسم یادبود علیکردی، اعلام کرد گزارشهای مربوط به این موضوع را «بهطور دقیق و مستمر» دنبال میکند.
ملاله یوسفزی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ضمن ستودن شجاعت نرگس محمدی و اعلام همبستگی با او، خواستار آزادی بیقید و شرط این فعال حقوق بشر شد.
نویمن در ادامه تاکید کرد پارلمان اروپا «قاطعانه در کنار مردم ایران ایستاده است، نه در کنار کسانی که وکلا را زندانی میکنند، مدافعان حقوق بشر زن را هدف قرار میدهند و مراسم را به صحنه ارعاب بدل میکنند».
او همچنین بازداشت دوباره نرگس محمدی را با توجه به وضعیت جسمانی شکننده او و سابقه سالها زندان بهدلیل فعالیتهای مسالمتآمیز حقوق بشری، «بهطور ویژه نگرانکننده» توصیف کرد و افزود این اقدام نشانه تلاشی سیستماتیک برای ارعاب کسانی است که از کرامت انسانی، عدالت و پاسخگویی دفاع میکنند.
این نماینده پارلمان اروپا نوشت سرکوب نمیتواند حقیقت را خاموش کند و ماشین ترس، مطالبه مردم ایران برای آزادی و عدالت را از میان نخواهد برد.
نقض حق سوگواری و مطالبه دادخواهی
انجمن خانواده قربانیان پرواز اوکراینی نیز در واکنش به بازداشت و سرکوب فعالان مدنی و حقوق بشری در مراسم علیکردی در مشهد، این برخوردها را «نقض حق تجمع و سوگواری» و «تلاشی سازمانیافته برای منحرف کردن افکار عمومی از اصل جنایت» توصیف کرد و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتشدگان شد.
این انجمن تاکید کرد قتل علیکردی نه یک «حادثه طبیعی»، بلکه بخشی از روند حذف سیستماتیک صداهای مستقل و حقطلب در ایران است و باید بهطور مستقل و شفاف مورد پیگیری قرار گیرد.
بازداشتها در جریان مراسم هفتم علیکردی، در روزهای گذشته با واکنشهای گستردهای همراه شده و شماری از فعالان حقوق بشر و کاربران شبکههای اجتماعی با محکوم کردن این اقدام، خواستار آزادی فوری بازداشتشدگان شدهاند.
کانال تلگرام دانشجویان متحد نیز تصاویری از نصب پوستر در اعتراض به این بازداشتها در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی منتشر کرد.
انجمن خانواده قربانیان پرواز اوکراینی در بیانیه خود آنچه را در جریان مراسم علیکردی رخ داد، فراتر از یک برخورد امنیتی دانست و نوشت هدف این اقدامات، به حاشیه راندن اصل دادخواهی، شکستن پیوند میان خانوادههای دادخواه و جامعه و تبدیل یک مطالبه انسانی به صحنهای از خشونت، ارعاب و بازداشت بوده است.
در این بیانیه به بازداشت گسترده دهها نفر از شرکتکنندگان، ضربوجرح فعالان مدنی و بازداشت چهرههایی از جمله محمدی، قلیان، مطلبزاده، امیری، ناظمی و علی آدینهزاده اشاره شده و نسبت به بازداشت جواد علیکردی و بیخبری از سرنوشت شماری از بازداشتشدگان ابراز نگرانی شده است.
این انجمن با هشدار نسبت به «عادیسازی» سرکوب سوگواران و فعالان مدنی، آن را روندی خطرناک و ویرانگر توصیف و تاکید کرد که سرکوب آزادی بیان، خشونت علیه فعالان مدنی و بازداشتهای خودسرانه باید بیقید و شرط محکوم شود.
در پایان، انجمن خانواده قربانیان پرواز اوکراینی خواستار آزادی فوری همه بازداشتشدگان مراسم، شفافسازی وضعیت سلامت آنان و تضمین دسترسی به خدمات پزشکی شده و تاکید کرده که نباید اجازه داد قتل حکومتی و سرکوب به امری عادی تبدیل شود.
هشدار خانواده نرگس محمدی
همزمان با ادامه واکنشهای بینالمللی به بازداشتهای صورتگرفته در مراسم علیکردی، نگرانیها درباره وضعیت سلامت برخی بازداشتشدگان، بهویژه نرگس محمدی، نیز افزایش یافته است.
در همین حال، برادر نرگس محمدی در نامهای با اشاره به وضعیت نگرانکننده سلامتی خواهرش پس از بازداشت، خواستار رسیدگی فوری پزشکی و آزادی او شده است.
او در این نامه نوشت که پس از سه روز بیخبری، تنها در یک تماس تلفنی کوتاه از بازداشت خواهرش مطلع شده و در همین تماس، از شرایط نگرانکننده سلامتیاش آگاه شده است.
به گفته او، محمدی دارای سوابق متعدد بیماری از جمله مشکلات قلبی و ریوی، سابقه آمبولی و پیوند استخوان در ناحیه پای راست است و پیش از بازداشت دوباره، به دلیل همین شرایط، خارج از زندان تحت درمان و مراقبتهای پزشکی قرار داشته است.
برادر این فعال حقوق بشر به وارد شدن «ضربات متعدد و شدید باتون» به او اشاره کرد و با تاکید بر خطرات ناشی از این آسیبها، خواستار ارجاع فوری خواهرش به پزشکی قانونی و ثبت آثار و علائم ضربات وارده شده است.
تصویری از دیدار خسرو علیکردی و جواد علیکردی با نرگس محمدی در سال ۱۴۰۳
او همچنین بر ضرورت ارسال فوری داروهای مصرفی خواهرش تاکید کرده و هشدار داده که با توجه به وضعیت جسمی و سابقه آمبولی، خطر لخته شدن خون بهشدت بالاست. درخواست ملاقات و دسترسی او به وکیل نیز از دیگر مطالبات مطرحشده در این نامه عنوان شده است.
در پایان، برادر محمدی با اشاره به خطرات جدی و نگرانکننده برای سلامت خواهرش با توجه به سوابق بیماریهای متعدد، آزادی فوری او را تنها راه جلوگیری از بروز آسیبهای جبرانناپذیر دانسته است.
مراسم هفتم علیکردی ۲۱ آذر در مشهد برگزار شد و حاضران با شعارهای اعتراضی یاد او را گرامی داشتند.
پیکر او ۱۵ آذر در دفتر کارش پیدا شد و شماری از کاربران و برخی وکلا و فعالان، مرگش را «قتل حکومتی» توصیف کردند.
رییس دولت جمهوری اسلامی اذعان کرد در جریان جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و حکومت ایران، برتری موشکی با اسرائیل بوده است.
مسعود پزشکیان پنجشنبه ۲۷ آذر در جریان سفر خود به خراسان جنوبی گفت: «درست است موشکهای ما بود، اما موشکهایشان بیشتر، قویتر، دقیقتر و راحتتر بود. این مردم بودند که آنان را ناامید کردند.»
او بر ادامه برنامه موشکی جمهوری اسلامی تاکید کرد و افزود: «اینکه بگویند شما موشک نداشته باشید، بعد اسرائیل را تا دندان مسلح کنند که هر وقت دلش خواست بیاید اینجا را شخم بزند و برود، بنده این کار را نمیکنم.»
هفتم آذر، ایراناینترنشنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد دولت آمریکا در پاسخ به درخواست پزشکیان از عربستان سعودی برای میانجیگری میان تهران و واشینگتن، بار دیگر بر شروط سهگانه خود برای مذاکره با حکومت ایران تاکید کرد.
استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، پیشتر از جمهوری اسلامی خواسته بود برنامه هستهای و غنیسازی اورانیوم را بهطور کامل کنار بگذارد، نیروهای نیابتی خود را منحل کند و محدود شدن برنامه موشکیاش را بپذیرد.
احتمال قطع برق در زمستان
رییس دولت چهاردهم در ادامه سخنان خود در بیرجند، با اشاره به بحران انرژی در کشور اعلام کرد احتمال قطع برق در فصل زمستان در برخی نقاط ایران وجود دارد.
پزشکیان گفت: «مجبور شدیم به هر شکلی اولویت را روی انرژی بگذاریم .... الان زمستان میآید. اگر ما نتوانیم درست عمل کنیم، مجبور خواهیم شد در بعضی جاها برق را قطع کنیم.»
او از کسری ۲۰ هزار مگاواتی برق در زمان آغاز به کار دولت خود خبر داد و افزود: «از سوی دیگر، بهدلیل کاهش بارندگیها، امکان به مدار آمدن ۱۴ هزار مگاوات نیروگاههای برقآبی هم از دست رفت و باید این موضوع مدیریت میشد. جنگ ۱۲ روزه و کسری بودجهها را هم داشتیم.»
پزشکیان رفع بحران انرژی را «اولویت مهم دولت و سیاست نظام» برشمرد و ابراز امیدواری کرد معضل قطع برق و گاز کارخانهها «بهسرعت» حل شود.
خبرگزاری مهر ۱۴ مهر در گزارشی، بحران گاز در ایران را یک معضل «ساختاری» و «مزمن» توصیف کرد و نوشت این چالش در زمستان میلیاردها دلار «زیان خاموش» برای صنعت پتروشیمی به همراه دارد.
در تابستان امسال نیز قطع گسترده برق فشار سنگینی بر صنایع وارد کرد، پیامدهای جدی برای تولید به همراه داشت و به نگرانیها درباره بیکاری کارگران دامن زد.
پزشکیان: خدا مشکل بیآبی را حل کرد
رییس دولت جمهوری اسلامی در سخنان خود در خراسان جنوبی گفت از زمان آغاز به کار دولت چهاردهم، «از چپ و راست مشکلات باریده است».
او ادامه داد: «از روز اولی که مسئولیت را به عهده گرفتیم، اسماعیل هنیه شهید شد و پس از آن هر روز با چالشهای جدید مواجه بودیم. باران هم نمیبارید.»
پزشکیان با اشاره به بارشهای اخیر در کشور اضافه کرد: «خداوند بهتازگی بارانی فرستاد که حداقل مشکل بیآبی را برطرف کرد. این وضعیت دشوار نعمتی شد تا ما بیدارتر و هوشیارتر باشیم.»
او در حالی از برطرف شدن مشکل بیآبی سخن گفت که کارشناسان بارها «سیاستهای نادرست حاکمیتی در دهههای اخیر» را ریشه اصلی این بحران معرفی کرده و هشدار دادهاند ایران با تهدید «ورشکستگی آبی» مواجه است.
۱۵ آذر، هاشم اورعی، رییس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، مخالفت خود را با استفاده از عبارت «ناترازی» اعلام کرد و گفت: «برای این که عمق فاجعه را بیان کنیم، باید نامش را ورشکستگی آب بگذاریم.»
پزشکیان در سخنان خود در خراسان جنوبی، از اقدام دولت برای سه نرخی کردن بنزین دفاع کرد و گفت: «تلاش کردیم به هیچکس فشاری وارد نشود.»
او بر لزوم «صرفهجویی و مدیریت مصرف» در کشور تاکید کرد و گفت: «هر خودرو ماهانه نزدیک به هشت تا ۹ میلیون تومان سهمیه میگیرد، اما برای معیشت مردم هزینه نمیکنیم. این یارانه باید به معیشت مردم اختصاص یابد.»
اظهارات پزشکیان در دفاع از افزایش قیمت بنزین با توجیه اختصاص یارانه آن به شهروندان در حالی مطرح شد که فساد ساختاری جمهوری اسلامی، سیاستهای ناکارآمد داخلی و خارجی، و حمایت پرهزینه از گروههای نیابتی در منطقه، اقتصاد ایران را با بحرانی عمیق روبهرو کرده و معیشت شهروندان را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.
ششم آذر، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی تلویزیونی از مردم خواست در مصرف بنزین، نان، گاز و اقلام خوراکی «اسراف» نکنند و برای حل بحران آب «دعا» بخوانند.
مسئولان جمهوری اسلامی در حالی مردم را به صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف فرامیخوانند که خود از حل ریشهای بحرانهای ساختاری و مدیریتی در حوزه انرژی ناتوان بودهاند.
همزمان با قطع یا کاهش شدید سهمیه شربت تریاک در مراکز درمان اعتیاد، درمانگران هشدار دادند حدود ۶۰۰ هزار بیمار وابسته به این دارو با خطر احتمال بازگشت به مصرف مواد یا روی آوردن به بازار سیاه محلولهای نامعلوم مواجه هستند.
روزنامه اعتماد پنجشنبه ۲۷ آذر در گزارشی به نقل از مدیران مراکز درمان اعتیاد نوشت از ابتدای دی ماه حتی یک قطره شربت تریاک به دستشان نخواهد رسید و بیماران با آیندهای نامعلوم مواجه میشوند.
به گفته آنان، اکنون بخشی از بیماران به بازار سیاه روی آوردهاند. بازاری که در آن محلولهایی با عنوان «شربت تریاک» با قیمتهایی بین دو تا شش میلیون تومان فروخته میشود، بدون آن که ترکیب یا ایمنی آنها مشخص باشد.
در هفتههای اخیر، دهها درمانگر و مدیر مرکز ترک اعتیاد در اعتراض به قطع سهمیه شربت تریاک، مقابل ساختمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تجمع کردند.
این اعتراضها پس از آن شکل گرفت که دانشگاههای علوم پزشکی در استانهای مختلف اعلام کردند از ابتدای دی ماه توزیع شربت تریاک متوقف میشود یا سهمیهها بهشدت کاهش مییابد.
شربت تریاک، یا تنتور اپیوم، یکی از داروهای اصلی درمان جایگزین برای بیماران وابسته به مشتقات تریاک است.
اختلاف با ستاد مبارزه با مواد مخدر
به گفته درمانگران، ریشه این بحران به اختلاف دیرینه میان وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با مواد مخدر بازمیگردد.
طبق قانون، تامین و تولید داروهای مخدر و تحت کنترل بر عهده وزارت بهداشت است و این وزارتخانه باید نیاز سالانه خود را به ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کند.
خبرگزاری فارس ۹ آذر گزارش داد بر اساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس، دولت سالانه ۹۰ هزار میلیارد تومان به شرکتهای دارویی، یارانه تریاک میدهد.
با این حال، به گفته منابع مطلع، وزارت بهداشت طی دو دهه گذشته آمار شفاف و دقیقی از میزان واقعی نیاز به داروهای مخدر ارائه نکرده و در مقابل، ستاد مبارزه با مواد مخدر با استناد به کاهش کشفیات تریاک، سهمیه مواد اولیه کارخانههای داروسازی را کاهش داده است.
یک منبع آگاه در وزارت بهداشت به روزنامه اعتماد گفت تغییر آییننامههای درمانی و حذف شربت تریاک از فهرست داروهای ترک اعتیاد در حد پیشنهاد مطرح شده، اما هنوز در کمیته درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر بررسی نشده است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۲۸ آبان بر ضرورت ایجاد چارچوب قانونی برای کشت تریاک در کشور تاکید کرد و گفت باید این کار در «مناطق مناسب و با حساب و کتاب و کنترل دقیق مسئولان انتظامی و قضایی» انجام شود.
او دلیل این پیشنهاد را کمبود مواد اولیه دارو عنوان کرد.
وزیر بهداشت توضیح داد که بخشی از داروهای ضروری کشور بدون برخی مواد اولیه قابل تولید نیست و این مواد پیشتر از افغانستان وارد میشد.
به گفته او، این واردات اکنون متوقف شده و کارخانههای داخلی امکان تامین نیاز تولید را از دست دادهاند.
به گفته درمانگران، پیامدهای عملی سیاستهای دولت از هماکنون بر زندگی بیماران تاثیر گذاشته است.
بیتا میرزایی، رییس انجمن صنفی مراکز درمان اعتیاد خراسان رضوی، گفت: «سهمیه شربت تریاک در مراکز این استان به کمتر از نصف رسیده و دانشگاه علوم پزشکی هشدار داده که این سهمیه بهزودی به صفر میرسد.»
گزارشهای مشابهی از استانهای اصفهان، کرمان، گلستان، یزد، سیستان و بلوچستان و خراسان رضوی منتشر شده است.
پزشکان گفتهاند جایگزینی شربت تریاک با داروهایی مانند متادون یا بوپرونورفین برای همه بیماران ممکن نیست.
محمدصادق شیرازی، پزشک و مسئول فنی یک مرکز ترک اعتیاد در تهران، گفت که انتخاب داروی درمان باید بر اساس نوع مصرف، شدت وابستگی و شرایط جسمی بیمار انجام شود.
به گفته او، برخی بیماران، بهویژه سالمندان یا افرادی که سالها با شربت تریاک به ثبات رسیدهاند، با تغییر ناگهانی دارو دچار بحران جسمی و روانی شده و برخی دیگر دوباره به مصرف مواد مخدر و بازار سیاه پناه بردهاند.
درمانگران هشدار میدهند ترکیب محلولهای دستساز میتواند به مسمومیت، وابستگی شدیدتر یا حتی مرگ منجر شود.
افزایش خشونت علیه کادر درمان و خانواده
درمانگران همچنین از افزایش تنش و خشونت در مراکز درمانی خبر میدهند.
به گفته آنان، در برخی استانها بیماران یا خانوادههایشان برای دریافت شربت تریاک، کارکنان مراکز را تهدید کردهاند.
آنان تاکید دارند ادامه این وضعیت نه تنها روند درمان اعتیاد را مختل میکند، بلکه میتواند به افزایش مصرف مواد، ناامنی اجتماعی و فشار بیشتر بر نظام سلامت منجر شود.
انجمن درمانگران اعتیاد ایران اوایل هفته جاری در نامهای که نسخهای از آن به دست ایراناینترنشنال رسید، با هشدار به مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، نسبت به تداوم کمبود شربت تریاک در مراکز درمان سوءمصرف مواد، خواستار اقدام فوری دولت برای تامین این دارو شد.
در این نامه، انجمن درمانگران اعتیاد ایران تاکید کرد کمبود شربت تریاک باعث افزایش تنش در مراکز درمانی شده است.
در حالی که مقامهای وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با مواد مخدر تاکنون توضیح روشنی درباره زمانبندی و راهحل این بحران ارائه نکردهاند، درمانگران گفتند بار اصلی این اختلافها بر دوش بیماران و خانوادههای آنان افتاده است. بیمارانی که اکنون میان قطع ناگهانی درمان، داروهای جایگزین نامناسب و بازار سیاه پرخطر، گرفتار شدهاند.