احزاب کرد ایرانی گزارشها از دریافت سلاحهای حماس و حزبالله از سوی موساد را تکذیب کردند
رهبران سه حزب کرد ایرانی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گزارشهای منتشر شده در رسانههای اسرائیلی مبنی بر دریافت سلاحهای ضبطشده حماس و حزبالله لبنان از سوی موساد را بهطور کامل و قاطع رد کردند.
روزنامه واینت پنجشنبه ۱۴ خرداد در گزارشی نوشت که موساد پیش از توقف این طرح از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شبهنظامیان کرد مخالف جمهوری اسلامی را با سلاحهایی که از حماس و حزبالله به غنیمت گرفته شده بود، مسلح کرده و این اقدام بخشی از طرحی گستردهتر برای سرنگونی حکومت ایران بوده است.
با این حال، عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، این گزارش را تکذیب کرد و گفت حزب او هیچ سلاحی از اسرائیل و آمریکا دریافت نکرده است.
او افزود تا آنجا که اطلاع دارد هیچ یک از دیگر احزاب کرد ایرانی نیز سلاحی از این دو کشور نگرفتهاند.
خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران، نیز به ایراناینترنشنال گفت این حزب هیچ سلاحی از اسرائیل یا آمریکا دریافت نکرده است و این گزارشها به هیچوجه حقیقت ندارد.
رضا کعبی، دبیرکل حزب کومله زحمتکشان کردستان، هم در گفتوگو با ایراناینترنشنال دریافت هرگونه سلاح از اسرائیل یا آمریکا را تکذیب و تاکید کرد که دیگر احزاب کردستان ایران نیز هیچ سلاحی از این دو کشور دریافت نکردهاند.
پیشتر نیز دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا بدون ارائه جزییات، از ارسال اسلحه برای گروههای کرد خبر داده بود. احزاب کردستان ایران، اظهارات ترامپ را رد و تاکید کردهاند که هیچ یک از آنها، هیچ سلاحی از آمریکا تحویل نگرفتهاند.
این در حالی است که هم در جریان جنگ ایران و هم در دوران آتشبس، جمهوری اسلامی بارها با پهپاد و موشک به اردوگاههای احزاب کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق حمله کرده است.
آمریکا و اسرائیل مشخص نکردهاند سلاحهایی که ترامپ از ارسال آنها سخن گفته و یا سلاحهای بهدست آمده از حماس و حزبالله از سوی موساد در اختیار کدام گروه و حزب کرد، از جمله احزاب اقلیم کردستان، قرار گرفته است.
احزاب کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان، کومله و پاک ۱۷ فروردین ادعای ترامپ درباره ارسال «مقدار زیادی سلاح» از سوی آمریکا برای معترضان دیماه را رد کردند و گفتند حتی «یک گلوله» هم از هیچ کشوری دریافت نکردهاند و سیاستشان پیگیری مطالبات به شیوهای مسالمتآمیز است.
کنگره ملی کردستان، نهاد فراگیر تشکلهای کرد، نیز ۲۳ اردیبهشت در بیانیهای با رد اظهارات ترامپ مبنی بر ارائه سلاح به گروههای کرد برای مقابله با جمهوری اسلامی، هشدار داد چنین اظهاراتی خطر ایجاد یک کارزار خصمانه هماهنگ علیه مردم کرد را به همراه دارد.
در این بیانیه گفته شده بود: «طرح چنین اتهامهای گسترده و کلی، همه کردها را در معرض سوءظن قرار میدهد و خطر تضعیف روابط کردها و آمریکا را در پی دارد. ما به عنوان کنگره ملی کردستان این اتهامها را رد میکنیم و آنها را جدی و بالقوه زیانبار میدانیم.»
با این حال، روزنامه واینت پنجشنبه ۱۴ خرداد در گزارشی جدید نوشت این سلاحها در جریان جنگ از نیروهای حماس در نوار غزه و حزبالله در لبنان به دست آمده بودند و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، نیز در طرح تجهیز نیروهای کرد مشارکت داشت، اما این برنامه در نهایت پس از فشار رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، از سوی دونالد ترامپ متوقف شد.
در اواخر ماه مارس، روزنامه ترکیهای دیلی صباح که به دولت ترکیه نزدیک است، گزارش داده بود که آنکارا موفق شده یک طرح ادعایی اسرائیل برای بهکارگیری نیروهای کرد بهعنوان نیروی زمینی در جنگ علیه جمهوری اسلامی را خنثی کند.
بر اساس گزارش این روزنامه، و همچنین برخی گزارشهای دیگر، اسرائیل با همکاری ایالات متحده در نظر داشت از سازمانهای کرد در عراق و داخل ایران بهعنوان نیروی نیابتی در یک عملیات زمینی استفاده کند؛ عملیاتی که قرار بود پس از حمله آغازین در ۹ اسفند ۱۴۰۴ انجام شود.
طبق این گزارش، اسرائیل همچنین اهداف نظامی در نزدیکی مرز ایران و عراق را هدف قرار داده بود تا امکان جابهجایی نیروهای کرد فراهم شود.
دیلی صباح نوشت که حدود ۵۰۰ نیروی مسلح از عراق راهی ایران شده بودند تا به درگیریها بپیوندند، اما این طرح در پی مداخله ترکیه متوقف شد. این مداخله شامل تماسهای سطح بالا با رهبران اقلیم کردستان عراق نیز بود.
بر اساس این گزارش، آنکارا به رهبران کرد، بهویژه خانوادههای بارزانی و طالبانی، هشدار داده بود که با این طرح همکاری نکنند و بهصراحت اعلام کرده بود که در صورت مشارکت کردها در جنگ علیه جمهوری اسلامی، از آنها حمایت نخواهد کرد.
رهبران دو حزب اصلی کُرد در عراق، مسعود بارزانی و بافل طالبانی هستند.
بهنوشته دیلی صباح ترکیه همچنین پیامهای هشدارآمیزی برای حزب کارگران کردستان (پکک) ارسال و هشدار داده بود در صورت مشارکت این گروه در عملیات، دست به اقدام خواهد زد.
در این گزارش همچنین به عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پکک، اشاره و گفته شده بود او از نیروهای کرد خواسته بود به ابتکارهای اسرائیل پاسخ مثبت ندهند.
بر اساس گزارش این روزنامه ترکیهای، اردوغان این موضوع را در گفتوگویی با ترامپ مطرح و مخالفت صریح خود را با استفاده از نیروهای کرد در جنگ علیه جمهوری اسلامی ابراز کرده بود.
مقامهای دولت ترکیه هشدار داده بودند که چنین اقدامی میتواند موجب شعلهور شدن درگیری گستردهتری میان ملتهای منطقه شود.
ابراهیم کالین، رییس سازمان اطلاعات ترکیه، نیز در کنفرانسی در استانبول نسبت به شکلگیری یک «گلوله آتشین منطقهای» هشدار داده و گفته بود پیامدهای جنگ میتواند به رویارویی طولانیمدت میان ترکها، کردها، عربها و ایرانیان منجر شود.
همزمان با تشدید اختلافات در ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی درباره روند مذاکرات با آمریکا، منابع آگاه به ایراناینترنشنال اعلام کردند هواداران «جبهه پایداری» از حضور در تجمعهای حامیان حکومت منع شدهاند.
بر اساس اطلاعاتی که پنجشنبه ۱۴ خرداد در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت، این تصمیم در پی درخواست مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، اتخاذ شده است.
به گفته منابع آگاه، همچنین افرادی که در تظاهرات حامیان حکومت، از جمله تجمعهای شبانه، با پلاکاردهایی در مخالفت با هرگونه امتیازدهی در پرونده هستهای شرکت میکردند، از شرکت در این برنامهها منع شدهاند.
منابع آگاه افزودند این تصمیم از سهشنبه ۱۲ خرداد به اجرا درآمده و از آن زمان، هواداران جبهه پایداری از حضور در تجمعهای حکومتی کنار گذاشته شدهاند.
۳۱ فروردین، ایراناینترنشنال گزارش داد قالیباف در جلسهای با مشاورانش، بهتندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با جبهه پایداری» انتقاد کرده است.
بر پایه این اطلاعات، قالیباف افرادی چون سعید جلیلی و امیرحسین ثابتی را «شبهنظامیان افراطی» توصیف کرده و هشدار داده است آنها «ایران را نابود خواهند کرد».
در سوی دیگر، حمید رسایی، نماینده مجلس، ۹ خرداد با انتشار متنی در کانال تلگرامی خود خطاب به قالیباف، از گفتوگو با آمریکا انتقاد کرد.
در این پیام آمده است: «آقای قالیباف، روی دیوار مذاکره با آمریکا یادگاری نوشتن غلط است. امید بستن به آن هم غلط است. ظریف و روحانی که تازه خدای باج دادن و وادادگی در مذاکره بودند هم یک پر کاه از طریق مذاکرات نگرفتند. اشتباه را تکرار نکنید.»
رهبر زیرزمینی و بحران مشروعیت
در روزهای اخیر، گزارشها از وجود شکاف در سطوح حاکمیتی جمهوری اسلامی بر سر روند گفتوگوهای جاری با ایالات متحده، بهویژه در خصوص پرونده هستهای و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده، حکایت دارند.
همزمان، غیبت مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از انظار عمومی بر ابهامها درباره میزان نقشآفرینی و تاثیرگذاری او در مذاکرات افزوده و به بحران مشروعیت حکومت دامن زده است.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به مجتبی خامنهای تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
۱۴ خرداد، مراسم سالگرد مرگ روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، برگزار شد و برای نخستین بار علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در این مراسم حضور نداشت. او ۹ اسفند ۱۴۰۴ در اولین روز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران کشته شد.
مجتبی خامنهای در پیامی مکتوب به مناسبت ۱۴ خرداد، نسبت به آنچه «جنگ ترکیبی دشمن» خواند، هشدار داد و گفت این جنگ بیش از هر چیز بر «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» و تضعیف «تابآوری مردم» متمرکز است.
رهبر زیرزمینی جمهوری اسلامی هدف این رویکرد را ایجاد «تردید، یاس، ترس، بدگمانی و اختلاف» در کشور دانست و بر ضرورت مقابله با آن تاکید کرد.
شکاف در راس حاکمیت
در هفتههای گذشته، گزارشهای متعددی درباره بروز اختلافنظر در میان مقامهای جمهوری اسلامی بر سر نحوه اداره کشور، پیشبرد شرایط جنگی و مذاکرات با آمریکا منتشر شده است.
ایراناینترنشنال ۱۰ خرداد نوشت پزشکیان در اعتراض به «تسلط کامل فرماندهان سپاه بر اداره کشور»، با ارسال نامهای رسمی به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، خواستار کنارهگیری از سمت خود شد.
یک منبع آگاه در همین رابطه گفت پزشکیان در این نامه با لحنی «کمسابقه و انتقادی» هشدار داده که ساختار اداره کشور در عمل از مسیرهای رسمی خارج شده و بخشهای اصلی حاکمیت تحت «کنترل کامل» طیفی خاص از فرماندهان سپاه پاسداران قرار گرفته است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است هواداران «جبهه پایداری» سهشنبه ۱۱ خرداد از حضور در تجمعهای حکومتی در حمایت از جمهوری اسلامی منع شدند.
بر اساس این گزارش، دستور جلوگیری از حضور این افراد در تجمعات در پی درخواست مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس جمهوری اسلامی، صادر شده است.
همچنین افرادی که با در دست داشتن پلاکاردهایی علیه امتیازدهی در پرونده هستهای در تجمعات حضور یافته بودند، از این برنامههای حکومتی منع شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، همزمان با نزدیک شدن به شصتمین روز بازداشت سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز، نگرانیها درباره وضعیت جسمی او در زندان عادلآباد افزایش یافته است.
یک منبع آگاه گفت ناراحتی چشمی خانم سپهری در زندان به مرحله بحرانی رسیده و او را در معرض خطر خونریزی چشمی قرار داده است.
به گفته این منبع، با وجود انجام برخی اقدامات درمانی اولیه پس از وخامت حال، این اقدامات کافی نبوده و او نیازمند آزادی فوری و دسترسی به مراقبتهای تخصصی و مستمر پزشکی است.
بر اساس نظر پزشک معالج، وضعیت چشم این شهروند بهائی حاد و نگرانکننده است و فشارهای ناشی از شرایط زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت او داشته باشد. او پیشتر نیز سابقه خونریزی معده و مشکلات شدید التهابی چشم داشته است.
این منبع مطلع همچنین گفت بازجوییهای انجامشده ارتباطی با اتهامهای مطرحشده علیه خانم سپهری نداشته و ادامه بازداشت او بدون ارائه دلیل موجه و قانونی ادامه یافته است.
به گفته این منبع، مسئولیت هرگونه آسیب یا پیامد ناگوار احتمالی برای سارا سپهری مستقیما بر عهده نهاد بازداشتکننده و مقامهای مسئول خواهد بود.
سارا سپهری ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ از سوی ماموران امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد. او مسئولیت نگهداری و مراقبت از مادر ۸۰ ساله خود را که دارای معلولیت است بر عهده دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ نهاله شهیدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودک، برای تحمل شش سال حبس تعزیری راهی زندان کرمان شد.
خانم شهیدی که ساکن کرج است، در تعطیلات نوروز ۱۴۰۲ برای دیدار با برادرش به کرمان سفر کرده بود. او هشتم فروردین همان سال، هنگام بازگشت و در ایستگاه قطار، از سوی ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شد.
به گفته منابع مطلع، ماموران در دوران بازداشت، بدون حضور او به منزلش در کرج مراجعه کردند و پس از تفتیش خانه، شماری از وسایل شخصیاش را ضبط کردند.
نهاله شهیدی به مدت ۹ ماه و چهار روز بدون برگزاری دادگاه در بازداشت بود و در نهایت با تودیع وثیقه به صورت موقت آزاد شد.
دادگاه بدوی او مرداد ۱۴۰۴ در کرمان برگزار شد و این شهروند بهائی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد. حکم صادرشده عینا در دادگاه تجدیدنظر استان کرمان تایید شد.
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در مقالهای در والاستریت ژورنال با ارزیابی نتایج جنگ ایران، استدلال کرد که جمهوری اسلامی بهطور قابل توجهی تضعیف شده و واشینگتن نباید برای دستیابی به یک توافق هستهای شتابزده امتیاز بدهد.
او تاکید کرد که در شرایط کنونی، «نداشتن توافق» بهمراتب بهتر از پذیرش یک «توافق بد» با تهران است.
رایس در این یادداشت نوشت که اگرچه جنگ با ایران به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر نشد، اما توان نظامی، منطقهای و هستهای تهران را بهشدت تضعیف کرده و زمینه شکلگیری خاورمیانهای باثباتتر را فراهم آورده است.
وزیر خارجه پیشین آمریکا در دولت جورج دبلیو بوش، در این مقاله استدلال کرده است که جنگ سهماهه آمریکا و متحدانش علیه [حکومت] ایران، با وجود آنکه به نتیجهای قطعی یا تغییر رژیم منجر نشده، دستاوردهای راهبردی مهمی برای واشینگتن، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه به همراه داشته است.
رایس در این یادداشت مینویسد کارزار نظامی اخیر توانایی جمهوری اسلامی برای اعمال نفوذ در منطقه را به شکل قابل توجهی کاهش داده و با آسیب زدن به نیروهای متعارف، ذخایر موشکی و شبکه نیروهای نیابتی [حکومت] ایران، ظرفیت تهران برای قدرتنمایی منطقهای را تضعیف کرده است. به اعتقاد او، این جنگ همچنین باعث نزدیکی بیشتر آمریکا، اسرائیل و دولتهای عربی از طریق همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی شده و امنیت اسرائیل را در بالاترین سطح سالهای اخیر قرار داده است.
به نوشته رایس، یکی از نتایج مهم جنگ، تغییر نگرش بخشی از جهان عرب نسبت به اسرائیل بوده است. او معتقد است بسیاری از دولتهای عربی اکنون بیش از آنکه مشروعیت اسرائیل را زیر سوال ببرند، به دنبال بهرهگیری از همکاریهای فناورانه و اقتصادی با این کشور هستند و مدرنسازی را در اولویت قرار دادهاند.
وزیر خارجه پیشین آمریکا همچنین مینویسد جنگ نشان داد رهبران جمهوری اسلامی در برابر قدرت نظامی آمریکا و توان اطلاعاتی متحدان آن آسیبپذیر هستند. او در عین حال تاکید میکند که هرچند [حکومت] ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد، اما این ابزار فشار محدودیتهای جدی دارد؛ زیرا محاصره متقابل آمریکا میتواند خسارتهای اقتصادی سنگینی به ایران وارد کند.
رایس در بخش دیگری از مقاله، پیامدهای جهانی جنگ را بررسی میکند. او میگوید پکن در جریان حملات ایران به زیرساختهای اقتصادی منطقه عملاً منفعل ماند و این مساله نشان داد که چین «دوست جهان عرب» نیست. او همچنین از نقش اوکراین در حمایت از عملیات نظامی علیه [حکومت] ایران تمجید کرده و استدلال میکند که این جنگ نشان داده است کییف همچنان یک دارایی راهبردی برای آمریکا و متحدانش محسوب میشود. به باور او، با توجه به عقبنشینیهای روسیه در چند جبهه مختلف، اکنون زمان مناسبی برای افزایش حمایت از اوکراین است.
رایس مهمترین دستاورد جنگ را ضربه به برنامه هستهای ایران میداند. او مینویسد عملیاتهای «چکش نیمهشب» و «خشم حماسی» برنامه هستهای ایران را سالها به عقب راندهاند و دستیابی تهران به یک سلاح هستهای عملیاتی را برای مدت طولانی غیرممکن کردهاند. به گفته او، هرچند ذخایری از اورانیوم با غنای بالا همچنان در ایران وجود دارد، اما بدون زیرساختهای لازم برای تبدیل مواد و ادامه غنیسازی تا سطح تسلیحاتی، این ذخایر در کوتاهمدت تهدیدی فوری محسوب نمیشوند. او تاکید میکند که تاسیسات تبدیل مواد هستهای ایران نابود شده، آبشارهای سانتریفیوژ احتمالاً از بمبارانها جان سالم به در نبردهاند و برجستهترین دانشمندان هستهای ایران نیز از میان رفتهاند.
به اعتقاد نویسنده، جمهوری اسلامی امروز بهمراتب ضعیفتر از پیش از آغاز جنگ است و تبلیغات حکومتی نمیتواند این واقعیت را پنهان کند. او پیشنهاد میکند هدف کوتاهمدت آمریکا حفظ این وضعیت ضعف، تقویت آرایش سیاسی جدید منطقه و جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای باشد.
رایس در عین حال هشدار میدهد که واشینگتن نباید در صورت ازسرگیری مذاکرات هستهای، اشتباهات گذشته را تکرار کند. او میگوید هیچ بخشی از داراییهای مسدودشده ایران یا تخفیف تحریمی نباید در اختیار تهران قرار گیرد، زیرا جمهوری اسلامی در گذشته از منابع آزادشده برای بازسازی توان نظامی و نیروهای نیابتی خود استفاده کرده است.
او همچنین خواستار حفظ آمادگی نظامی آمریکا در منطقه و آمادگی برای حمله مجدد در صورت تلاش [حکومت] ایران برای بازسازی زیرساختهای هستهای یا موشکی شد. رایس بر ضرورت افشای هرگونه کمک روسیه یا چین به برنامههای نظامی و هستهای ایران و گسترش همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی با متحدان منطقهای تاکید کرد.
وزیر خارجه پیشین آمریکا در بخش دیگری از مقاله از کشورهای اروپایی انتقاد کرده و نوشته است که آنها در برابر افزایش تواناییهای [حکومت] ایران و اقدامات منطقهای جمهوری اسلامی منفعل بودهاند. او یادآور میشود که شورای امنیت سازمان ملل بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ پنج قطعنامه علیه برنامه هستهای ایران تصویب کرده بود و بنابراین مساله ایران تنها مشکل آمریکا یا اسرائیل نیست، بلکه یک چالش بینالمللی محسوب میشود.
رایس همچنین معتقد است آمریکا و اسرائیل باید هرجا ممکن است، به شکل آشکار یا پنهان، توانایی حکومت ایران برای سرکوب شهروندان خود را تضعیف کنند. او این اقدام را وظیفهای در قبال مردم ایران توصیف کرده است.
او در ادامه هشدار میدهد که آمریکا از بسته شدن تنگه هرمز غافلگیر شد و باید از درسهای جنگ برای مقاومسازی نظام انرژی و حملونقل جهانی در برابر بحرانهای مشابه استفاده کند.
در جمعبندی، رایس مینویسد جنگ به سقوط جمهوری اسلامی منجر نشد، اما حکومتی ضعیفتر و سردرگمتر بر جای گذاشته است. او با اشاره به فشارهای اقتصادی و احتمال بروز شکافهای داخلی در ساختار قدرت، استدلال میکند که زمان به سود آمریکا و متحدانش در حال حرکت است. از نگاه او، «نداشتن توافق» بهتر از دستیابی به یک «توافق بد» است و دولت ترامپ اکنون فرصت کمسابقهای برای شکل دادن به یک نظم باثباتتر در خاورمیانه در اختیار دارد؛ هرچند تحقق این هدف به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.