برخی از آنان خود در اعتراضات ۱۴۰۱ حضور داشتند و بازداشت و شکنجه را تجربه کرده بودند و برخی دیگر نوجوانانی بودند که با نام مهسا ژینا امینی، نیکا شاکرمی و شعار «زن، زندگی، آزادی» بزرگ شدند.
دستنوشتهها، حسابهای شبکههای اجتماعی و روایت خانوادهها نشان میدهد تجربه پاییز ۱۴۰۱ برای بخشی از این نسل، سه سال بعد همچنان بخشی از زندگی و کنش سیاسی آنان بود.
پرنیان دبیری؛ «زن، زندگی، آزادی» در دفتر یک دختر ۱۳ ساله
پرنیان دبیری تنها ۱۶ سال داشت که در اعتراضات ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان بهارستان تهران کشته شد.
در چهارمین سالگرد خیزش مهسا، مادرش دستنوشتهای از پرنیان منتشر کرد که او آن زمان عبارت «زن، زندگی، آزادی» و هشتگهای «مهسا امینی» و «نیکا شاکرمی» را ثبت کرده بود.
مادر پرنیان گفت: «بچههای ما، جوانهای ما، مردم ما، زندگی میخواهند …»
یلدا محمدخانی؛ نیکا شاکرمی، الگوی یک دختر ۱۶ ساله
یلدا محمدخانی، نوجوان ۱۶ ساله، یکی از کشتهشدگان اعتراضات فردیس کرج بود؛ دختری که نیکا شاکرمی برایش به یکی از نمادهای اعتراض و مقاومت تبدیل شده بود.
یلدا از سال ۱۴۰۱ تصویر نیکا را پشت قاب تلفن همراهش نگه میداشت و از حامیان پرشور «زن، زندگی، آزادی» بود. او دانشآموز ممتاز پایه یازدهم رشته انیمیشن بود و آرزو داشت در آینده انیماتور شود.
در یکی از آخرین گفتوگوهای خانوادگی پیش از رفتن به اعتراضات ۱۸ دی، وقتی خانوادهاش درباره خطر حضور در خیابان به یلدا هشدار دادند، او پاسخ داد: «پدر و مادر نیکا چه کار میکنند؟ شما هم همان کار را بکنید.»
یلدا شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات فردیس کرج، در حالی که دست در دست پدرش داشت، هدف چندین گلوله قرار گرفت و کشته شد. او پیش از آن، در میان جمعیت شعار داده و هنگام شلیک گاز اشکآور تلاش کرده بود دیگر معترضان را به ادامه حرکت تشویق کند.
جعفر جاویدی؛ از بازداشت و شکنجه در ۱۴۰۱ تا کشتهشدن در دیماه
جعفر جاویدی در جریان خیزش مهسا بارها به تجمعهای خیابانی پیوسته بود، به معترضان کمک کرده بود و به دلیل فعالیتهایش در آن جنبش بازداشت شده بود. او بعد از سه ماه بازداشت با وثیقه سنگین آزاد شد و به نزدیکانش از شکنجههای شدید جسمی و روانی، ضربوشتم، شوک الکتریکی و فشار بازجویان برای اعتراف اجباری گفت.
با وجود این، جعفر در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بار دیگر به خیابان رفت و به گفته نزدیکانش، این بار نیز بخشی از فعالیتش کمک به مجروحان بود.
او ۱۸ دی در بلوار هفت تیر مشهد هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
جاویدی بر روی دستش تتوی تاج شاهنشاهی داشت. خانوادهاش یکی از جملات او را در مراسمش تکرار کردند: «اگر ما نریم، چه کسی باید بره؟»
عسل شفیعی؛ از «ژن، ژیان، ئازادی» تا گلوله خوردن در اعتراضات نازیآباد تهران
عسل شفیعی، دانشجوی ۲۱ ساله، از دیگر جانباختگان اعتراضات دیماه بود که ردپای «زن، زندگی، آزادی» در زندگی و نوشتههایش دیده میشد.
او در معرفی حساب خود عبارت «ژن، ژیان، ئازادی» را نوشته و خود را فمینیست معرفی کرده بود.
در یکی از توییتهایش در جریان خیزش مهسا نوشته بود که حکومت معترضان را از اسلحه و گلوله میترساند، در حالی که آنها وصیتنامههایشان را آماده کردهاند.
عسل ۱۸ دی ۱۴۰۴ برای شرکت در اعتراضات به نازیآباد تهران رفت و دیگر به خانه بازنگشت.
گزارشها حاکی است خانوادهاش پس از روزها جستوجو، پیکر او را پیدا کردند.
رها بهلولیپور؛ «زن، زندگی، آزادی» برای همیشه
رها بهلولیپور، دانشجوی ۲۳ ساله زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران، یکی دیگر از قربانیان اعتراضات دیماه بود. رها در آخرین پیامش، ساعاتی پیش از کشتهشدن، نوشت: «زن، زندگی، آزادی، برای همیشه.»
نزدیکان او گفتهاند رها عاشق زندگی، کتاب، هنر و موسیقی بود. در کانال تلگرامش نیز نوشته بود: «من خیلی طرفدار زندگیام.»
به گفته منابع نزدیک به او، رها شامگاه ۱۸ دی در محدوده میدان فاطمی تهران هدف گلوله قرار گرفت و روز ۱۹ دی بر اثر جراحت ناشی از اصابت گلوله به ریه جان باخت.
چند هفته بعد، دانشجویان دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه تهران در مراسم یادبود او بار دیگر همان شعاری را سر دادند که چهار سال پیش با نام مهسا ژینا امینی در خیابانهای ایران طنین انداخته بود: «زن، زندگی، آزادی.»
امیرحسین نوبخت پردستی؛ از بازداشت در ۱۹ سالگی تا کشتهشدن در ۲۱ سالگی
امیرحسین نوبخت پردستی تنها ۱۹ سال داشت که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ بازداشت شد؛ بازداشتی که به گفته منابع نزدیک به خانواده، با شکنجه همراه بود.
سه سال بعد، امیرحسین ۲۱ ساله بار دیگر به خیابان رفت؛ اینبار در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴.
شامگاه ۱۸ دی، او در جریان اعتراضات باقرشهر زخمی و بازداشت شد.
بنا بر روایت منابع ایراناینترنشنال، پس از انتقال به بیمارستان، ماموران با دیدن تتوی شاهنشاهی روی بدن او، امیرحسین را بهشدت شکنجه کردند و او در بیمارستان بر اثر شکنجه جان باخت.
حافظهای که سه سال بعد به خیابان بازگشت
از تصویر نیکا شاکرمی پشت قاب تلفن یلدا محمدخانی و دستنوشته «زن، زندگی، آزادی» پرنیان دبیری تا آخرین پیام رها بهلولیپور، نشانههای خیزش ۱۴۰۱ در زندگی شماری از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ باقی مانده بود.
برای جعفر جاویدی و امیرحسین نوبخت، این پیوند تنها به یک شعار یا خاطره محدود نبود. هر دو پیشتر در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بودند و سه سال بعد بار دیگر به اعتراضات پیوستند و کشته شدند.
برای نوجوانانی چون یلدا و پرنیان، مهسا امینی و نیکا شاکرمی بخشی از حافظه سالهای نوجوانی آنان شدند؛ برای عسل و رها نیز شعار «زن، زندگی، آزادی» تا آخرین نوشتهها و روزهای زندگیشان ادامه یافت.
این روایتها نشان میدهند خیزش پاییز ۱۴۰۱ برای بخشی از نسلی که در دیماه ۱۴۰۴ به خیابان رفت، به واقعهای پایانیافته در گذشته تبدیل نشده بود و تجربهای بود که در نوشتهها، نمادها، انتخابها و سرانجام در حضور دوباره آنان در خیابان ادامه پیدا کرد.