• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
روایت شما

توقف پروازها؛ از فشار بر حکومت تا هزینه‌ای که مردم می‌پردازند

سبا حیدرخانی
سبا حیدرخانی

ایران‌اینترنشنال

۳۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

هم‌زمان با تشدید فشار آمریکا بر صنعت هوانوردی ایران و محدودتر شدن پروازهای بین‌المللی، مخاطبان ایران‌اینترنشنال واکنش‌های متفاوتی نشان دادند؛ برخی این فشارها را عامل افزایش فشار بر حکومت دانستند و برخی دیگر نسبت به تاثیر آن بر سفرهای ضروری و واردات دارو و کالا ابراز نگرانی کردند.

ایران‌اینترنشنال در اینستاگرام از مخاطبان خود پرسید: «باتوجه به اعمال محاصره هوایی، نظر شما درباره توقف پروازهای خارجی چیست؟»

این پرسش هم‌زمان با محدود شدن مسیرهای هوایی ایران و تعلیق پروازهای شماری از شرکت‌های بین‌المللی کشورهایی مانند ترکیه، گرجستان، عمان و عراق مطرح شد.

گزارش‌های اخیر نیز از کاهش شدید گزینه‌های سفر هوایی به ایران و از ایران حکایت دارند.

حامیان افزایش فشار حداکثری چه می‌گویند؟

بررسی پاسخ‌های شهروندان نشان می‌دهد بخش بزرگی از آنان، توقف پروازهای خارجی را در چارچوب فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی تفسیر می‌کنند.

استدلال و منطق موافقان اعمال چنین فشاری این است که اگر محدودیت‌ها، هزینه سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی را بالا ببرد، حاضرند بخشی از پیامدهای آن را هم تحمل کنند.

در شماری از پاسخ‌ها، این امید دیده می‌شود که محدود شدن پروازها، امکان رفت‌وآمد مقام‌ها، نزدیکان حکومت یا خروج آنان از کشور را نیز دشوار کند.

شهروندی نوشت: «بالاخره آب به طبقات بالای کشتی هم رسید.»

این تعبیر، با شکل‌های مشابه، چندین بار در پاسخ‌ها تکرار شده و به این برداشت اشاره دارد که بحران یا محدودیت‌هایی که پیش‌تر عمدتا مردم عادی را تحت فشار قرار می‌داد، اکنون می‌تواند به طبقات برخوردارتر نیز برسد.

استدلال پرتکرار دیگر این است که سفر هوایی، برای بخش بزرگی از جامعه از قبل هم به‌دلیل گرانی از دسترس خارج شده بود و این محدودیت‌های تازه، زندگی روزمره‌شان را به‌طور مستقیم تحت تاثیر قرار نمی‌دهد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ۳۰ شهریور گفت شرکت‌های هواپیمایی جمهوری اسلامی از اول مهر به‌طور عملی از فعالیت‌های بین‌المللی محروم خواهند شد.

او هشدار داد فرودگاه‌ها و شرکت‌هایی که به شرکت‌های هواپیمایی تحریم‌شده خدمات ارائه کنند، ممکن است خود با تحریم‌های آمریکا مواجه شوند.

نگرانی از پیامد محدودیت‌ها بر مردم

در مقابل این استدلال‌ها، گروه دیگری از شهروندان نسبت به هزینه انسانی و اقتصادی این محدودیت‌ها هشدار دادند و گفتند موضوع، صرفا در لغو پروازهای مسافری خلاصه نمی‌شود.

شهروندی در همین زمینه نوشت: «همه به پروازهای مسافرتی فکر می‌کنند، ولی اصل مشکلی که ایجاد می‌شود پروازهای ترابری است.»

گروهی دیگر به ورود دارو، مواد اولیه، قطعات و کالاهای حساس از مسیر هوایی اشاره کردند.

نگرانی درباره دارو و بیماران از پررنگ‌ترین محورهایی است که در اظهار نظرهای این گروه طرح شده است.

مخاطبی تاکید کرد: «موضوع فقط سفر نیست. خیلی از کالاها از طریق مسیر هوایی به ایران می‌رسید، مثل دارو. الان قرار است شرایط بیماران چه شود؟»

به گفته این گروه از شهروندان، افزایش هزینه واردات در نهایت می‌تواند به رشد بیشتر تورم منجر شود. از نگاه آنان، فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی ممکن است در عمل به افزایش هزینه‌های اقتصادی برای مردم بینجامد.

هواپیمایی ماهان ۲۵ شهریور اعلام کرد پروازهای خود به عمان را از ۲۶ شهریور و به ترکیه را از ۳۰ شهریور تا اطلاع ثانوی متوقف می‌کند. این شرکت تصمیم خود را به اعلام مراجع هوانوردی دو کشور نسبت داد.

این محدودیت‌ها تنها به ترکیه و عمان محدود نیست. دولت گرجستان نیز اعلام کرده است پرواز همه شرکت‌های هواپیمایی ایرانی به این کشور از ۳۰ شهریور متوقف می‌شود.

مسیرهای طولانی‌تر و فشار بر مرزهای زمینی

برخی شهروندان در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال، درباره افزایش قیمت بلیت، طولانی‌تر شدن مسیرها به دلیل ضرورت انجام پروازها به شکل غیرمستقیم و دشوار شدن دیدار با خانواده‌ها اشاره کردند.

شهروندی، این تقابل را چنین خلاصه کرد: «در جنگ و جدال بین حکومت و آمریکا، این مردم هستند که دارند له می‌شوند.»

اشاره به شلوغی و ازدحام در مرزهای زمینی ایران مانند بازرگان و رازی از دیگر موارد طرح شده در نظرات شهروندان است.

نگرانی عمده این است که اگر سفر و جابه‌جایی به مسیر زمینی منتقل شود، فشار بر این گذرگاه‌ها هم بیشتر می‌شود.

سقف راهبرد فشار حداکثری

در میان پیام‌ها، برداشت‌های متفاوتی نیز درباره هدف فشارهای تازه دیده می‌شود.

برخی، محدودیت پروازها را در امتداد افزایش تنش منطقه‌ای یا حتی «علامت جنگ» دیدند و شماری دیگر، آن را فشار برای رسیدن به توافق تلقی کردند.

شماری دیگر نیز گفتند پس از سال‌ها تحریم و بحران اقتصادی، جامعه به مرحله‌ای از عادت یا «بی‌حسی اجتماعی» رسیده است.

بررسی نظرات شهروندان نشان می‌دهد حتی در میان مخالفان حکومت، درباره هزینه انسانی و اجتماعی این فشارها اتفاق‌نظر وجود ندارد.

به نظر می‌رسد تا وقتی هزینه نمادین و مربوط به نهادهای حاکمیتی باشد، اجماع برای تحمل آن بسیار بیشتر است، اما با ملموس شدن هزینه‌ها، این اجماع تا حدی شکننده می‌شود.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

میترا حجازی‌پور قهرمان بلیتس زنان فرانسه شد
۱

میترا حجازی‌پور قهرمان بلیتس زنان فرانسه شد

۲

نیویورک‌تایمز: ترامپ در آخرین لحظات حمله آمریکا به مواضع حوثی‌ها را متوقف کرد

۳
اختصاصی

مقام عراقی: در پی فشارهای آمریکا، عراق تنها مسیر ایران برای دسترسی به دلار شده است

۴
اختصاصی

هواپیمایی ترکیش همه پروازهای خود به ایران را دست‌کم تا مارس ۲۰۲۷ تعلیق کرد

۵

فرانسه در واکنش به پلمب مرکز آموزش زبانش در تهران، سفیر جمهوری اسلامی را احضار می‌کند

انتخاب سردبیر

  • چرا تایوان برای چین مساله‌ای راهبردی و حیاتی است؟

    چرا تایوان برای چین مساله‌ای راهبردی و حیاتی است؟

  • با اضافه شدن ۲ زندان دیگر، «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۴ زندان گسترش یافت

    با اضافه شدن ۲ زندان دیگر، «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۴ زندان گسترش یافت

  • جاسوسی با مشکل جنسی؛ روایتی از تصفیه خونین جمهوری اسلامی با نیروهای چپ

    جاسوسی با مشکل جنسی؛ روایتی از تصفیه خونین جمهوری اسلامی با نیروهای چپ

  • علی زارعی، آسیب‌دیده چشمی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به سلول انفرادی منتقل شد

    علی زارعی، آسیب‌دیده چشمی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به سلول انفرادی منتقل شد

  • صدای خیابان، سایه زندان؛ نظارت بر رپرها در ایران

    صدای خیابان، سایه زندان؛ نظارت بر رپرها در ایران

  • هواپیمایی ترکیش همه پروازهای خود به ایران را دست‌کم تا مارس ۲۰۲۷ تعلیق کرد

    هواپیمایی ترکیش همه پروازهای خود به ایران را دست‌کم تا مارس ۲۰۲۷ تعلیق کرد

  • آمریکا ۳۵ شرکت و یک فرد را در ارتباط با صنعت هوانوردی ایران تحریم کرد

    آمریکا ۳۵ شرکت و یک فرد را در ارتباط با صنعت هوانوردی ایران تحریم کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

با اضافه شدن ۲ زندان دیگر، «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۴ زندان گسترش یافت

۳۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰۹:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن زندان‌های بندرعباس و ضیابر صومعه‌سرا، شمار زندان‌های مشارکت‌کننده در این حرکت اعتراضی به ۶۴ زندان رسیده است. اعضای کارزار، ۳۱ شهریور، در هفته صدوسی‌ونهم، اعتصاب غذای سه‌شنبه‌های هر هفته خود را ادامه دادند.

بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان بندرعباس و ضیابر اعلام کرده‌اند از این پس سه‌شنبه هر هفته در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام، از دریافت غذا خودداری خواهند کرد.

زندانیان بندرعباس و ضیابر، شصت‌وسومین و شصت‌وچهارمین گروهی هستند که به این حرکت پیوسته‌اند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب غذای شماری از زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار آغاز شد و اعضای آن از آن زمان تاکنون، سه‌شنبه هر هفته در اعتراض به مجازات اعدام و فقدان دادرسی عادلانه، اعتصاب غذا کرده‌اند.

  • پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

    پوریا حسینی‌مفرد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، به اعدام محکوم شد

هشدار درباره زندانیان محکوم به اعدام

بیانیه این هفته کارزار، درباره وضعیت محمدرضا مجیدی‌اصل در تهران و امید گودرزوند چگینی در زندان چوبیندر قزوین هشدار داد.

حکم اعدام گودرزوند چگینی، معترض ۳۷ ساله بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در دادگاه تجدیدنظر تایید شده است.

کارزار از تایید حکم اعدام مجیدی‌اصل نیز خبر داد. این در حالی است که پیش از این خبرهایی از نقض این حکم در دیوان عالی کشور منتشر شده بود.

روشن نیست که بیانیه تازه به صدور و تایید دوباره حکم اعدام برای او اشاره دارد یا وضعیت پیشین پرونده.

در این بیانیه همچنین به صدور حکم اعدام برای امیدرضا حیدری، دانشجوی ۱۹ ساله اهل ایذه، اشاره شده است. حیدری که بهمن ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شد، در شعبه دوم دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شده است.

کارزار همچنین از اعدام رضوان اصغرزاده، مادر شش فرزند، با اتهام مرتبط با مواد مخدر در زندان دستگرد اصفهان خبر داد و درباره وضعیت علی زارعی دوزدره‌سی هشدار داد.

زارعی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام و از آسیب‌دیدگان چشمی خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در زندان قزلحصار به سلول انفرادی منتقل شده است.

به گفته این کارزار، از ابتدای سال ۱۴۰۵ دست‌کم ۴۴۸ مورد اعدام در ایران ثبت شده است.

بیانیه به گزارش تازه سازمان عفو بین‌الملل نیز اشاره کرد که نام ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را برای انجام تحقیقات کیفری درباره نقش احتمالی آنان در سرکوب اعتراضات سال ۱۴۰۱ مطرح کرده است.

  • کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» خواستار همبستگی و اقدام جدی برای توقف اعدام‌ها شد

    کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» خواستار همبستگی و اقدام جدی برای توقف اعدام‌ها شد

اعتصاب غذا در ۶۴ زندان

بر اساس فهرست منتشرشده، زندانیان شرکت‌کننده در هفته صدوسی‌ونهم کارزار، در زندان‌های زیر اعتصاب غذا کردند:

اراک، اردبیل، ارومیه، ازبرم لاهیجان، اسدآباد اصفهان، اهر، اوین در بندهای زنان و مردان، ایرانشهر، ایلام، بانه، برازجان، بروجرد، بروجن، بم، بندرعباس، بوکان، بهبهان، تبریز، تهران بزرگ، چوبیندر قزوین، حویق تالش، خرم‌آباد، خورین ورامین، خوی، دستگرد اصفهان، دهدشت، دیزل‌آباد کرمانشاه، رامهرمز، رشت در بندهای مردان و زنان، رودسر، زاهدان در بندهای زنان و مردان، سبزوار، سپیدار اهواز در بندهای زنان و مردان، سقز، سلماس، سنندج، شیبان اهواز، ضیابر صومعه‌سرا، طبس، عادل‌آباد شیراز در بندهای زنان و مردان، فردیس کرج، فیروزآباد فارس، قائم‌شهر، قرچک، قزلحصار در واحدهای دو، سه و چهار، کامیاران، کرمان، کهنوج، گچساران، گرگان، گنبدکاووس، لنگرود قم، مرکزی بیرجند، مرکزی کرج، مریوان، مشهد، مهاباد، میاندوآب، نظام شیراز، نقده، نور، نیشابور، یاسوج و یزد در بندهای زنان و مردان.

ردپای «زن، زندگی، آزادی» در سرنوشت جاوید‌نامان دی‌ماه

۳۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

چهار سال پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نام‌ها، نمادها و شعارهای آن اعتراضات در روایت شماری از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ دوباره دیده شد.

برخی از آنان خود در اعتراضات ۱۴۰۱ حضور داشتند و بازداشت و شکنجه را تجربه کرده بودند و برخی دیگر نوجوانانی بودند که با نام مهسا ژینا امینی، نیکا شاکرمی و شعار «زن، زندگی، آزادی» بزرگ شدند.

دست‌نوشته‌ها، حساب‌های شبکه‌های اجتماعی و روایت خانواده‌ها نشان می‌دهد تجربه پاییز ۱۴۰۱ برای بخشی از این نسل، سه سال بعد همچنان بخشی از زندگی و کنش سیاسی آنان بود.

  • قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

    قاصدک مهسا؛ گام‌به‌گام با «زن، زندگی‌، آزادی»

پرنیان دبیری؛ «زن، زندگی، آزادی» در دفتر یک دختر ۱۳ ساله

پرنیان دبیری تنها ۱۶ سال داشت که در اعتراضات ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهرستان بهارستان تهران کشته شد.

در چهارمین سالگرد خیزش مهسا، مادرش دست‌نوشته‌ای از پرنیان منتشر کرد که او آن زمان عبارت «زن، زندگی، آزادی» و هشتگ‌های «مهسا امینی» و «نیکا شاکرمی» را ثبت کرده بود.

مادر پرنیان گفت: «بچه‌های ما، جوان‌های ما، مردم ما، زندگی می‌خواهند …»

یلدا محمدخانی؛ نیکا شاکرمی، الگوی یک دختر ۱۶ ساله

یلدا محمدخانی، نوجوان ۱۶ ساله، یکی از کشته‌شدگان اعتراضات فردیس کرج بود؛ دختری که نیکا شاکرمی برایش به یکی از نمادهای اعتراض و مقاومت تبدیل شده بود.

یلدا از سال ۱۴۰۱ تصویر نیکا را پشت قاب تلفن همراهش نگه می‌داشت و از حامیان پرشور «زن، زندگی، آزادی» بود. او دانش‌آموز ممتاز پایه یازدهم رشته انیمیشن بود و آرزو داشت در آینده انیماتور شود.

در یکی از آخرین گفت‌وگوهای خانوادگی پیش از رفتن به اعتراضات ۱۸ دی، وقتی خانواده‌اش درباره خطر حضور در خیابان به یلدا هشدار دادند، او پاسخ داد: «پدر و مادر نیکا چه کار می‌کنند؟ شما هم همان کار را بکنید.»

یلدا شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات فردیس کرج، در حالی که دست در دست پدرش داشت، هدف چندین گلوله قرار گرفت و کشته شد. او پیش از آن، در میان جمعیت شعار داده و هنگام شلیک گاز اشک‌آور تلاش کرده بود دیگر معترضان را به ادامه حرکت تشویق کند.

  • یلدا محمد‌خانی؛ نوجوانی که با الهام از نیکا شاکرمی به خیابان رفت و کشته شد

    یلدا محمد‌خانی؛ نوجوانی که با الهام از نیکا شاکرمی به خیابان رفت و کشته شد

جعفر جاویدی؛ از بازداشت و شکنجه در ۱۴۰۱ تا کشته‌شدن در دی‌ماه

جعفر جاویدی در جریان خیزش مهسا بار‌ها به تجمع‌های خیابانی پیوسته بود، به معترضان کمک کرده بود و به دلیل فعالیت‌هایش در آن جنبش بازداشت شده بود. او بعد از سه ماه بازداشت با وثیقه سنگین آزاد شد و به نزدیکانش از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی، ضرب‌وشتم، شوک الکتریکی و فشار بازجویان برای اعتراف اجباری گفت.

با وجود این، جعفر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بار دیگر به خیابان رفت و به گفته نزدیکانش، این بار نیز بخشی از فعالیتش کمک به مجروحان بود.

او ۱۸ دی در بلوار هفت تیر مشهد هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.

جاویدی بر روی دستش تتوی تاج شاهنشاهی داشت. خانواده‌اش یکی از جملات او را در مراسمش تکرار کردند: «اگر ما نریم، چه کسی باید بره؟»

عسل شفیعی؛ از «ژن، ژیان، ئازادی» تا گلوله خوردن در اعتراضات نازی‌آباد تهران

عسل شفیعی، دانشجوی ۲۱ ساله، از دیگر جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه بود که ردپای «زن، زندگی، آزادی» در زندگی و نوشته‌هایش دیده می‌شد.

او در معرفی حساب خود عبارت «ژن، ژیان، ئازادی» را نوشته و خود را فمینیست معرفی کرده بود.

در یکی از توییت‌هایش در جریان خیزش مهسا نوشته بود که حکومت معترضان را از اسلحه و گلوله می‌ترساند، در حالی که آنها وصیت‌نامه‌هایشان را آماده کرده‌اند.

عسل ۱۸ دی ۱۴۰۴ برای شرکت در اعتراضات به نازی‌آباد تهران رفت و دیگر به خانه بازنگشت.

گزارش‌ها حاکی است خانواده‌اش پس از روزها جست‌وجو، پیکر او را پیدا کردند.

رها بهلولی‌پور؛ «زن، زندگی، آزادی» برای همیشه

رها بهلولی‌پور، دانشجوی ۲۳ ساله زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران، یکی دیگر از قربانیان اعتراضات دی‌ماه بود. رها در آخرین پیامش، ساعاتی پیش از کشته‌شدن، نوشت: «زن، زندگی، آزادی، برای همیشه.»

نزدیکان او گفته‌اند رها عاشق زندگی، کتاب، هنر و موسیقی بود. در کانال تلگرامش نیز نوشته بود: «من خیلی طرفدار زندگی‌ام.»

به گفته منابع نزدیک به او، رها شامگاه ۱۸ دی در محدوده میدان فاطمی تهران هدف گلوله قرار گرفت و روز ۱۹ دی بر اثر جراحت ناشی از اصابت گلوله به ریه جان باخت.

چند هفته بعد، دانشجویان دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه تهران در مراسم یادبود او بار دیگر همان شعاری را سر دادند که چهار سال پیش با نام مهسا ژینا امینی در خیابان‌های ایران طنین انداخته بود: «زن، زندگی، آزادی.»

امیرحسین نوبخت پردستی؛ از بازداشت در ۱۹ سالگی تا کشته‌شدن در ۲۱ سالگی

امیرحسین نوبخت پردستی تنها ۱۹ سال داشت که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ بازداشت شد؛ بازداشتی که به گفته منابع نزدیک به خانواده، با شکنجه همراه بود.

سه سال بعد، امیرحسین ۲۱ ساله بار دیگر به خیابان رفت؛ این‌بار در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴.

شامگاه ۱۸ دی، او در جریان اعتراضات باقرشهر زخمی و بازداشت شد.

بنا بر روایت منابع ایران‌اینترنشنال، پس از انتقال به بیمارستان، ماموران با دیدن تتوی شاهنشاهی روی بدن او، امیرحسین را به‌شدت شکنجه کردند و او در بیمارستان بر اثر شکنجه جان باخت.

حافظه‌ای که سه سال بعد به خیابان بازگشت

از تصویر نیکا شاکرمی پشت قاب تلفن یلدا محمدخانی و دست‌نوشته «زن، زندگی، آزادی» پرنیان دبیری تا آخرین پیام رها بهلولی‌پور، نشانه‌های خیزش ۱۴۰۱ در زندگی شماری از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ باقی مانده بود.

برای جعفر جاویدی و امیرحسین نوبخت، این پیوند تنها به یک شعار یا خاطره محدود نبود. هر دو پیش‌تر در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بودند و سه سال بعد بار دیگر به اعتراضات پیوستند و کشته شدند.

برای نوجوانانی چون یلدا و پرنیان، مهسا امینی و نیکا شاکرمی بخشی از حافظه سال‌های نوجوانی آنان شدند؛ برای عسل و رها نیز شعار «زن، زندگی، آزادی» تا آخرین نوشته‌ها و روزهای زندگی‌شان ادامه یافت.

این روایت‌ها نشان می‌دهند خیزش پاییز ۱۴۰۱ برای بخشی از نسلی که در دی‌ماه ۱۴۰۴ به خیابان رفت، به واقعه‌ای پایان‌یافته در گذشته تبدیل نشده بود و تجربه‌ای بود که در نوشته‌ها، نمادها، انتخاب‌ها و سرانجام در حضور دوباره آنان در خیابان ادامه پیدا کرد.

هک تابلو بزرگراه ۴۰۵لس‌آنجلس؛ «گورکن» و نگرانی از هدف‌گیری مخالفان جمهوری اسلامی در آمریکا

۳۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیلوفر منصوری
100%

هک یک تابلو دیجیتال ترافیکی در بزرگراه ۴۰۵ لس‌آنجلس و نمایش نشانی وب‌سایتی که نام و اطلاعات شماری از مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر کرده، نگرانی‌ها درباره امنیت ایرانیان منتقد حکومت در آمریکا و گسترش فعالیت‌های سایبری با هدف تهدید مخالفان در خارج از ایران را افزایش داده است.

این اتفاق در نزدیکی وست‌وود، یکی از مهم‌ترین مراکز جامعه ایرانی در لس‌آنجلس، رخ داده است؛ منطقه‌ای که به‌دلیل حضور گسترده ایرانیان و کسب‌وکارهای فارسی‌زبان، سال‌هاست به «تهرانجلس» شهرت دارد.

از بزرگراه ۴۰۵ تا وب‌سایتی به نام گورکن

به‌گزارش روزنامه نیویورک‌پست، رانندگانی که در آزادراه ۴۰۵ در نزدیکی وست‌وود در حرکت بودند، با پیامی غیرمعمول روی یک تابلو دیجیتال ترافیکی مواجه شدند: نشانی وب‌سایتی با نام «گورکن».

یکی از شاهدان گفته است این پیام را هشتم سپتامبر در حوالی خروجی بلوار سانتا مونیکا مشاهده کرده است.

اداره حمل‌ونقل کالیفرنیا، موسوم به کَل‌ترنس، نمایش پیام غیرمجاز روی این تابلو را تایید کرده است. به‌گفته این نهاد، تیم مسئول پروژه روز ۱۵ سپتامبر از موضوع مطلع شد و از پیمانکار خواست تابلو را به وضعیت عادی بازگرداند.

کَل‌ترنس همچنین اعلام کرده است بررسی میدانی این اتفاق و سوابق دسترسی به سامانه تابلو ادامه دارد.

هنوز مشخص نیست چه فرد یا گروهی کنترل این تابلو را در اختیار گرفته است. اف‌بی‌آی نیز تاکنون تایید نکرده که تحقیقات رسمی درباره همین مورد مشخص را آغاز کرده باشد.

  • واکنش‌ها به راه‌اندازی سامانه «علاج»: حکومت از صدای ایرانیان خارج از کشور هم هراس دارد

    واکنش‌ها به راه‌اندازی سامانه «علاج»: حکومت از صدای ایرانیان خارج از کشور هم هراس دارد

«گورکن» چیست و چه کسانی را هدف قرار می‌دهد؟

«گورکن» نام وب‌سایتی فارسی‌زبان است که خود را «کارزار ملی شناسایی و مجازات خائنان به میهن» معرفی می‌کند.

گردانندگان این وب‌سایت می‌گویند هدف‌شان شناسایی و معرفی افرادی است که آنان را «خائن» یا حامی «اقدامات خصمانه» علیه حکومت ایران می‌دانند.

در این سایت نام، تصویر و در مواردی اطلاعات شخصی افرادی منتشر شده که به‌عنوان مخالف یا منتقد جمهوری اسلامی معرفی شده‌اند.

به گزارش نیویورک‌پست، این وب‌سایت در روزهای اخیر تغییراتی کرده و بخشی با عنوان «فهرست سوختن» به آن افزوده شده است.

گردانندگان سایت در این بخش ادعا می‌کنند به اطلاعات خصوصی، مالی، ارتباطات و داده‌های مربوط به وضعیت اقامتی برخی از افرادی که هدف قرار داده‌اند دسترسی پیدا کرده‌اند.

صحت این ادعاها مشخص نیست و تاکنون شواهد مستقلی برای اثبات دسترسی گردانندگان سایت به چنین اطلاعاتی منتشر نشده است

برخی گزارش‌ها «گورکن» را مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرده‌اند. با این حال، ارتباط مستقیم این وب‌سایت یا هک تابلو بزرگراه ۴۰۵ با سپاه پاسداران تاکنون از سوی مقام‌های آمریکایی یا منابع مستقل تایید نشده است.

دولت آمریکا از سال ۲۰۱۹ سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داده است.

  • وزارت امنیت عمومی کانادا: تهدید روزنامه‌نگاران مصداق سرکوب فراملی است

    وزارت امنیت عمومی کانادا: تهدید روزنامه‌نگاران مصداق سرکوب فراملی است

مخالفانی که می‌گویند نام و تصویرشان در سایت منتشر شده است

به‌گزارش نیویورک‌پست، شماری از ایرانیان ساکن لس‌آنجلس پس از مشاهده نشانی «گورکن» روی تابلو وارد این سایت شده و نام یا تصاویر افرادی را دیده‌اند که در تجمع‌ها و فعالیت‌های اعتراضی علیه جمهوری اسلامی شرکت می‌کنند.

یکی از شاهدان گفته است در میان اسامی منتشرشده، افرادی را دیده که شخصا آن‌ها می‌شناسد و در تجمع‌های مخالف جمهوری اسلامی حضور داشته‌اند.

یکی دیگر از منتقدان جمهوری اسلامی گفته است نام، تصویر و اطلاعات شخصی خودش نیز در این سایت منتشر شده و او روز نهم سپتامبر موضوع را به دفتر اف‌بی‌آی در لس‌آنجلس گزارش کرده است.

این فرد گفته پیش‌تر نیز در شبکه‌های اجتماعی پیام‌های تهدیدآمیز دریافت کرده و از جمله با پیام‌هایی درباره آسیب‌زدن به چهره‌اش مواجه شده است.

او گفته انتشار اطلاعات شخصی‌اش در چنین سایتی باعث شده حتی در خیابان‌های لس‌آنجلس نگران امنیت خود باشد.

شاهد دیگری نیز گفته است افرادی وابسته به جمهوری اسلامی در تجمع‌های مخالفان حضور پیدا می‌کنند و با استفاده از دوربین‌های مجهز به لنزهای بلند از شرکت‌کنندگان تصویربرداری می‌کنند.

ارتباط این افراد با گردانندگان «گورکن»، سپاه پاسداران یا دیگر نهادهای جمهوری اسلامی به‌طور مستقل تایید نشده است.

  • نیویورکر: جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از ایران به تبهکاران محلی متوسل می‌شود

    نیویورکر: جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از ایران به تبهکاران محلی متوسل می‌شود

هشدار ۱۵ سپتامبر اف‌بی‌آی درباره هدف‌گیری مخالفان و روزنامه‌نگاران

ماجرای هک تابلو بزرگراه ۴۰۵ در شرایطی رخ داده که اف‌بی‌آی روز ۱۵ سپتامبر درباره فعالیت‌های سایبری عوامل مرتبط با حکومت ایران علیه مخالفان، فعالان و روزنامه‌نگاران هشدار تازه‌ای منتشر کرد.

بر اساس این هشدار، عوامل سایبری ایرانی از بدافزاری موسوم به «چوزن بریک» برای هدف قرار دادن مخالفان، فعالان و روزنامه‌نگاران در نقاط مختلف جهان استفاده کرده‌اند.

اف‌بی‌آی اعلام کرده است این فعالیت دست‌کم از سال ۲۰۲۵ در جریان بوده و می‌تواند برای جمع‌آوری اطلاعات از افراد هدف مورد استفاده قرار گیرد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی اف‌بی‌آی، این بدافزار می‌تواند امکان دسترسی به اطلاعاتی از جمله فهرست مخاطبان، ایمیل‌ها و پیام‌های شبکه‌های اجتماعی را فراهم کند؛ داده‌هایی که ممکن است برای شناسایی ارتباطات و فعالیت‌های فرد هدف مورد استفاده قرار گیرند.

اف‌بی‌آی همچنین درباره استفاده از بدافزار دیگری موسوم به «هِوی‌گرَم» هشدار داده و گفته است مخالفان ایرانی، روزنامه‌نگاران منتقد جمهوری اسلامی و دیگر گروه‌های مخالف در نقاط مختلف جهان هدف این فعالیت‌ها قرار گرفته‌اند.

بر اساس ارزیابی اف‌بی‌آی، فعالیت مرتبط با «هِوی‌گرَم» از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی انجام می‌شود.

این هشدارها بخشی از نگرانی گسترده‌تر نهادهای امنیتی آمریکا درباره آن چیزی است که «سرکوب فرامرزی» نامیده می‌شود؛ اقداماتی که می‌تواند از تهدید و ارعاب و حملات سایبری تا تعقیب، تلاش برای آدم‌ربایی و طرح‌های خشونت‌آمیز علیه مخالفان در خارج از مرزهای یک کشور را شامل شود.

  • تبهکاران؛ نیابتی‌های جدید جمهوری اسلامی برای آدم‌کشی در خارج از ایران

    تبهکاران؛ نیابتی‌های جدید جمهوری اسلامی برای آدم‌کشی در خارج از ایران

سابقه حملات سایبری منتسب به عوامل جمهوری اسلامی

نگرانی درباره فعالیت‌های سایبری مرتبط با جمهوری اسلامی در آمریکا به ماجرای تابلو بزرگراه ۴۰۵ محدود نمی‌شود.

اف‌بی‌آی می‌گوید عملیات سایبری منتسب به عوامل حکومت ایران در سال‌های گذشته اهداف مختلفی را در آمریکا و دیگر کشورها در بر گرفته است؛ از نهادها و زیرساخت‌ها گرفته تا مقام‌های دولتی، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران و فعالان.

در یکی از پرونده‌های شناخته‌شده، سه شهروند ایرانی به‌دلیل مشارکت ادعایی در عملیات سایبری مرتبط با سپاه پاسداران تحت تعقیب اف‌بی‌آی قرار گرفته‌اند.

بر اساس اسناد اف‌بی‌آی، اهداف این عملیات از سال ۲۰۱۹ شامل افرادی مرتبط با مسائل ایران و خاورمیانه، مقام‌های کنونی و پیشین دولت آمریکا، اعضای اندیشکده‌ها، روزنامه‌نگاران، فعالان و افراد فعال در حوزه سیاست‌گذاری بوده است.

اف‌بی‌آی همچنین در ارزیابی‌های خود از تهدیدهای مرتبط با جمهوری اسلامی اعلام کرده است حکومت ایران سابقه استفاده از عملیات سایبری، جاسوسی و عملیات نفوذ و همچنین هدف قرار دادن مخالفان ایرانی در خارج از کشور را دارد.

در ماه‌های اخیر نیز چند رخداد سایبری در کالیفرنیا به گروه‌های مرتبط با حکومت ایران نسبت داده شده است، هرچند انتساب قطعی هر حمله نیازمند بررسی مستقل نهادهای امنیتی است.

  • هشدار مشترک بریتانیا، آمریکا و هلند درباره جاسوس‌افزار مرتبط با جمهوری اسلامی

    هشدار مشترک بریتانیا، آمریکا و هلند درباره جاسوس‌افزار مرتبط با جمهوری اسلامی

در ماه مارس، یک حمله سایبری گسترده سامانه‌های اطلاع‌رسانی و پرداخت مترو لس‌آنجلس را مختل کرد و گزارش‌هایی درباره سرقت حجم قابل توجهی از داده‌ها منتشر شد. پژوهشگران امنیت سایبری این حمله را به هکرهای مرتبط با حکومت ایران نسبت دادند.

در ماه ژوئن نیز یک گروه هکری ایرانی مدعی شد به سامانه‌های آب‌رسانی چند شهر در کالیفرنیا نفوذ کرده است. ادعای گروه‌های هکری درباره دامنه نفوذ آنها همیشه به معنای تایید مستقل موفقیت یا گستردگی حمله نیست.

نگرانی در قلب جامعه ایرانی لس‌آنجلس

لس‌آنجلس و کالیفرنیای جنوبی یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجمع ایرانیان در خارج از ایران به شمار می‌روند و صدها هزار ایرانی و ایرانی‌تبار در این منطقه و دیگر نقاط آمریکا زندگی می‌کنند.

وست‌وود نیز از نخستین دهه‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ به یکی از مهم‌ترین مراکز اجتماعی، فرهنگی و تجاری ایرانیان مهاجر تبدیل شده و حضور گسترده ایرانیان در این منطقه باعث شده است بخشی از آن به «تهرانجلس» شهرت پیدا کند.

در چنین شرایطی، نمایش نشانی سایتی که نام و اطلاعات مخالفان جمهوری اسلامی را منتشر می‌کند روی یک تابلوی دیجیتال در یکی از پرترددترین آزادراه‌های لس‌آنجلس، آن هم در نزدیکی وست‌وود، نگرانی‌های امنیتی در میان بخشی از جامعه ایرانی این شهر را افزایش داده است.

هنوز هویت فرد یا گروهی که تابلو بزرگراه ۴۰۵ را هک کرده و همچنین ارتباط احتمالی آن با گردانندگان «گورکن» مشخص نشده است.

با این حال، هم‌زمانی این اتفاق با هشدار ۱۵ سپتامبر اف‌بی‌آی درباره هدف‌گیری سایبری مخالفان، فعالان و روزنامه‌نگاران ایرانی، بار دیگر موضوع امنیت مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران و تلاش برای تهدید و ارعاب آنان فراتر از مرزهای کشور را در کانون توجه قرار داده است.

جاسوسی با مشکل جنسی؛ روایتی از تصفیه خونین جمهوری اسلامی با نیروهای چپ

۳۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار
100%

تهران، پاییز ۱۳۶۰، در حمامی کوچک با کاشی‌های سفید، در طبقه بالای خانه‌ای در محوطه سفارت بریتانیا، دو مرد نشسته بودند که تصمیم‌شان می‌توانست مسیر جنگ سرد را تغییر دهد.

یکی از آنها افسری روس از سازمان اطلاعات شوروی، کا.گ.ب، بود؛ مردی بلندقامت و تنومند نشسته بر سبد رخت و دیگری افسر جوان سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا، ام‌آی‌۶، که روی توالت فرنگی نشسته بود و لیوان ودکای مهمانش را پر می‌کرد.

شیرهای آب باز بودند و رادیو روشن بود تا پوششی در برابر گوش‌های نامرئی سازمان اطلاعات تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی باشد که ممکن بود آنها را شنود کنند.

این تصویر بخشی از کتاب تازه نویسنده و روزنامه‌نگار برجسته بریتانیایی، بن مکینتایر، با عنوان «رد وود» است که بر اساس اسناد تازه منتشرشده و مصاحبه با افسران اطلاعاتی بریتانیا، روسیه و آمریکا نوشته شده و داستان واقعی یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جاسوسی دوران جنگ سرد را روایت می‌کند.

این داستان از مشکلی در عملکرد جنسی شروع شد و به یکی از خونین‌ترین و دردناک‌ترین تصفیه‌های جمهوری اسلامی انجامید.

تهران، شهر جاسوسان

دو سال پس از انقلاب اسلامی، تهران به میدان نبرد پنهان قدرت‌های بزرگ بدل شده بود.

رهبری روح‌الله خمینی هنوز به‌طور کامل تثبیت نشده بود، درگیری‌های داخلی میان گروه‌های سیاسی رقیب ادامه داشت و هم‌زمان جنگ با عراق کشور را در آستانه بحرانی بزرگ قرار داده بود.

در این آشوب، سرویس‌های اطلاعاتی بزرگ جهان مثل کا.گ.ب، سیا و ام‌آی‌۶ در حال رقابت بودند.

یکی از افسران اطلاعاتی روس که بعدها ام‌آی‌۶ نام رمز «رد وود» را به او داد، از توطئه‌ای خبر داشت که می‌توانست معادلات جنگ سرد را زیر و رو کند.

او می‌گفت طرحی برای کودتای مسلحانه حزب توده با پشتیبانی مستقیم شوروی وجود دارد که با هدف برکناری روحانیون حاکم و استقرار حکومتی مارکسیستی در ایران برنامه‌ریزی شده است.

طبق این طرح، نیروهای ارتش سرخ می‌توانستند از مرزهای آذربایجان، ترکمنستان و افغانستان که زیر نظر شوروی بود، وارد ایران شوند.

تسلط شوروی بر تنگه هرمز و میدان‌های نفتی می‌توانست به معنای پیروزی مسکو در جنگ سرد باشد. این سناریویی بود که غرب به‌شدت از آن هراس داشت.

این افسر روس در ازای افشای این راز، خواسته‌ای شخصی و کاملا غیرمنتظره از افسر انگلیسی داشت. او برای درمان اختلال نعوظ کمک می‌خواست؛ مشکلی که در فرهنگ مردسالار و خشن کا.گ.ب می‌توانست به معنای نابودی کامل آبرویش باشد.

100%

رازی پنهان‌تر از هر سند محرمانه

نام واقعی این افسر ولادیمیر کوزیچکین بود. مردی که در سال ۱۹۷۶ به‌عنوان دانش‌آموز برتر مدرسه ۱۰۱، آکادمی نخبه‌پرور کا.گ.ب، فارغ‌التحصیل شده و به همراه همسرش گالینا به ایران فرستاده شده بود تا شبکه‌های جاسوسی شوروی در خاورمیانه را هدایت کند.

با وجود موفقیت چشمگیر شغلی، او به‌تدریج دچار افسردگی عمیق و بیگانگی از نظام کمونیستی شد.

طبق روایت گالینا، سال‌های نخست ازدواج آنها سرشار از عشق و صمیمیت بود، اما با گذر زمان و افزایش فشارهای روانی محیط تهران، این نزدیکی رنگ باخت؛ مساله‌ای که تنها همسرش از آن آگاه بود و هیچ‌کدام حاضر به گفت‌وگو درباره‌اش نبودند.

نقطه عطف ماجرا زمانی رخ داد که رییس ایستگاه کا.گ.ب در تهران به کوزیچکین خبر داد بریتانیا دیپلماتی تازه را که در واقع رییس ایستگاه ام‌آی‌۶ بود، به تهران فرستاده است. همین خبر ساده، جرقه طرحی جسورانه را در ذهن او روشن کرد.

یک ملاقات خطرناک در خیابانی خالی

افسر بریتانیایی، ایان مک‌کردی، در اردیبهشت ۱۳۶۰ با پوشش دیپلماتیک وارد تهران شده بود.

این در شرایطی بود که سفارت‌های بریتانیا و آمریکا پیشاپیش با عنوان «لانه جاسوسی» شناخته می‌شدند و افشای هویت واقعی او می‌توانست به بحرانی دیپلماتیک و حتی گروگان‌گیری منجر شود. با این حال، دولت وقت بریتانیا این ریسک را پذیرفت.

پس از تردیدهای فراوان، مک‌کردی مامور برقراری تماس با افسر روس شد. در یکی از نخستین ملاقات‌ها کوزیچکین زیر پتویی که از پیش در خودرو مک‌کردی گذاشته شده بود، پنهان شد تا بدون شناسایی از دروازه محوطه سفارت بگذرد.

در امنیت نسبی خانه مک‌کردی و در حمامی با شیرهای آب باز، کوزیچکین برای ساعت‌ها بدون وقفه اطلاعاتی حیاتی ارائه داد.

او فهرستی از بیش از صد جاسوس و دیپلمات شوروی، جزییات عملیات اطلاعاتی کا.گ.ب در خاورمیانه و شرح کامل توطئه کودتا در ایران را افشا کرد.

100%

قرص‌هایی که هرگز اثر نکردند

مقر ام‌آی‌۶ در لندن پس از دریافت این اطلاعات بی‌سابقه تصمیم گرفت به خواسته شخصی کوزیچکین پاسخ دهد.

افسر روس در یک خودکار نسخه‌ای پزشکی به زبان روسی همراه با بطری کوچکی از قرص‌های قرمز را دریافت کرد. این قرص‌ها در واقع تنها ویتامین و آهن بودند. امید تیم پزشکی این بود که قرص‌ها اثر روانی مثبتی بر او بگذارد.

پرونده موسوم به «رد وود» به روالی ثابت درآمد. ملاقات‌های ماهانه، تماس‌های کوتاه هر دو هفته و عکس‌برداری مستمر از اسناد محرمانه با دوربینی کوچک که مک‌کردی در اختیار او گذاشته بود، به‌طور مرتب انجام می‌شد.

حجم اطلاعات چنان زیاد بود که تحلیل‌گران بخش شوروی در مقر ام‌آی‌۶ به‌سختی می‌توانستند با آن همگام شوند.

اما مشکل شخصی کوزیچکین همچنان حل‌نشده باقی ماند. فشار مضاعف جاسوسی هم علیه ایرانی‌ها برای کا.گ.ب و هم علیه شوروی برای بریتانیا، وضعیت روانی او را بدتر می‌کرد.

تصفیه حساب در تهران

خطرناک‌ترین بخش افشاگری‌های کوزیچکین نه به بریتانیا یا شوروی، بلکه به سرنوشت حزب توده و دیگر نیروهای چپ در ایران مربوط می‌شد.

کوزیچکین حزب توده را «اسب تروآ» در ایران نامیده و گفته بود این تشکیلات از یک شبکه نظامی زیرزمینی، انبارهای اسلحه، منابع مالی و پیوندی مستقیم با طرح خرابکاری کا.گ.ب برخوردار است.

به‌گفته او، بخش بین‌الملل حزب کمونیست شوروی به‌طور مستقیم بر عملکرد حزب توده نظارت داشت.

کریس کرون، مسئول وقت ضدجاسوسی ام‌آی‌۶، تابستان ۱۳۶۱ برای رایزنی محرمانه با بیل کیسی، رییس وقت سازمان سیا، به واشینگتن رفت.

طرح او این بود که ام‌آی‌۶ و سیا به‌صورت مشترک تمام اطلاعات درباره رهبران حزب توده، شبکه نظامی زیرزمینی آن و هویت افسران کا.گ.ب در ایران را مستقیما در اختیار مقام‌های جمهوری اسلامی قرار دهند.

هدف این بود که این اقدام نشانه‌ای از حسن نیت غرب به روح‌الله خمینی تلقی شود. فرانسیس پیم، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا، این طرح را تایید کرد و آن را برای امضای نهایی نزد مارگارت تاچر فرستاد.

صبح ۳۱ شهریور ۱۳۶۱، کوزیچکین همراه با افسران ام‌آی‌۶ و یک محافظ مسلح از نیروی ویژه بریتانیا، با پروازی به اسلام‌آباد رفت.

دیدار در مقر سازمان اطلاعات نظامی پاکستان با هیاتی از افسران ارشد سپاه پاسداران برگزار شد.

طبق توصیف یکی از افسران ام‌آی‌۶، طرف ایرانی گروهی جدی و کم‌حرف بودند که همه‌چیز را با دقت یادداشت می‌کردند، اما هیچ واکنش عاطفی نشان نمی‌دادند.

تنها هنگامی که کوزیچکین به نقش کا.گ.ب در تسلیح و تامین مالی حزب توده رسید، شاخک‌های هیات ایرانی تکان خورد.

گفت‌وگوها دو روز به طول انجامید و ایرانی‌ها پرسش‌های دقیقی درباره زمان احتمالی کودتا، محل انبارهای سلاح و نحوه دخالت نظامی احتمالی شوروی مطرح کردند. صبح روز سوم، بدون هیچ ابراز نظری، هیات ایرانی به‌طور ناگهانی جلسه را ترک کرد.

100%

سرکوب حزب توده و بهای خونین یک همکاری اطلاعاتی

اطلاعات ارائه‌شده در اسلام‌آباد میان مقام‌های جمهوری اسلامی اختلاف‌نظر ایجاد کرد. سپاه پاسداران خواستار اقدام فوری، بازداشت رهبران حزب توده به اتهام جاسوسی و درهم‌شکستن کامل شبکه زیرزمینی آن بود.

علی خامنه‌ای، رییس‌جمهوری وقت، هم از این رویکرد حمایت می‌کرد.

گروهی دیگر ترجیح می‌دادند حزب را تحت نظر بگیرند و در زمان مناسب‌تری وارد عمل شوند. سرانجام این روح‌الله خمینی بود که در پاییز همان سال دستور داد موضوع با جدیت پیگیری شود.

۱۷ بهمن ۱۳۶۱ نیروهای سپاه با استفاده از فهرست کوزیچکین، عملیات گسترده‌ای علیه حزب توده آغاز کردند.

در همان ساعات نخست، حدود ۲۰۰ نفر از جمله ده‌ها عضو کمیته مرکزی حزب بازداشت و به زندان توحید منتقل شدند.

علی شمخانی، جانشین وقت فرمانده کل سپاه، نظارت بر بازجویی‌ها را برعهده گرفت و بر پایه گزارش‌های منتشرشده، شکنجه از روز بعد آغاز شد.

حزب توده در اردیبهشت ۱۳۶۲ رسما منحل اعلام شد و به اعضایش دستور داده شد خود را به مقام‌ها معرفی کنند.

در کنار بازداشت‌های رسمی، گروه‌های خودسر نیز افراد مشکوک به عضویت در حزب را از خانه‌هایشان بیرون کشیدند.

بر اساس گزارش‌های موجود، شمار دقیق قربانیان هرگز به‌طور کامل مشخص نشد، اما تخمین‌ها از بازداشت و زندانی شدن بین شش تا ده هزار عضو حزب سخن می‌گویند. این موجی بود که بعدها با موج بسیار بزرگ‌تر اعدام‌های سال ۱۳۶۷ دنبال شد.

در پی این عملیات، ۱۸ دیپلمات شوروی که بسیاری از آنها با کوزیچکین در کا.گ.ب همکاری داشتند، به اتهام دخالت در امور داخلی ایران اخراج شدند.

از منظر طراحان اصلی این عملیات در لندن و واشینگتن، نتیجه دقیقا همان چیزی بود که انتظار داشتند؛ یعنی تضعیف کامل کمونیسم ایرانی و ناکام ماندن نقشه‌ای که می‌توانست معادلات جنگ سرد را تغییر دهد.

اما دامنه و شدت این سرکوب فراتر از آنچه سرویس‌های اطلاعاتی غربی پیش‌بینی کرده بودند، پیش رفت.

آنها انتظار بازداشت چند چهره کلیدی را داشتند، نه محاکمه‌های نمایشی، اعترافات تلویزیونی و اعدام‌های گسترده.

اندرو برایت، افسر ام‌آی‌۶ که کوزیچکین را در سفر اسلام‌آباد همراهی کرده بود، بعدها نوشت سرنوشت افرادی که به مقام‌های حکومت ایران معرفی شدند، تنها بخش از کارنامه شغلی اوست که همچنان او را رنج می‌دهد.

طرح اولیه لندن و واشینگتن برای ساختن کانالی دوستانه و غیررسمی با تهران عملا به نتیجه نرسید. برعکس، تحلیل‌گران غربی به این نتیجه رسیدند که حذف آخرین نیروی رقیب داخلی در عمل به تحکیم بیشتر حکومت انقلابی در ایران انجامیده بود.

طرح یک افسر اطلاعاتی روس برای درمان مشکل جنسی‌اش پایه‌گذار سرکوبی بسیار خونین بود؛ سرکوبی که هنوز هم خانواده‌های بسیاری از ایران را داغدار کرده است.

این طرح فقط به حزب توده محدود نماند، بلکه هر کسی را که کوچک‌ترین گرایش‌های چپ داشت، به زندان، تبعید و اعدام رساند.

هواپیمایی ترکیش همه پروازهای خود به ایران را دست‌کم تا مارس ۲۰۲۷ تعلیق کرد

۳۰ شهریور ۱۴۰۵، ۱۹:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%
ترکیش ایرلاینز

یکی از نمایندگان ترکیش ایرلاینز به ایران‌اینترنشنال گفت این شرکت همه پروازهای خود به ایران را دست‌کم تا مارس ۲۰۲۷ تعلیق کرده است و تضمینی برای ازسرگیری پروازها در آن زمان وجود ندارد. این تصمیم هم‌زمان با تشدید فشار آمریکا بر صنعت هوانوردی جمهوری اسلامی گرفته شده است.

این نماینده ترکیش ایرلاینز دوشنبه ۳۰ شهریور در گفت‌وگوی تلفنی با ایران‌اینترنشنال افزود در برنامه فعلی این شرکت هیچ پروازی به ایران پیش از ماه مارس وجود ندارد.

ترکیه مدت‌هاست یکی از در دسترس‌ترین مقاصد خارجی برای شهروندان ایران به شمار می‌رود و هزینه نسبتا مناسب سفر و پروازهای متعدد، این کشور را به مقصدی برای سفرهای گردشگری، خانوادگی و تجاری تبدیل کرده است.

تعلیق طولانی‌مدت پروازهای این شرکت هواپیمایی، گزینه‌های سفر بین‌المللی شهروندان ایران را که با محدودیت‌های فزاینده در ارتباطات هوایی روبه‌رو هستند، محدودتر خواهد کرد.

  • ترامپ: ممکن است به‌زودی درباره ایران اتفاق‌های بزرگی رخ دهد

    ترامپ: ممکن است به‌زودی درباره ایران اتفاق‌های بزرگی رخ دهد

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، ۳۰ شهریور گفت شرکت‌های هواپیمایی جمهوری اسلامی از اول مهر عملا از فعالیت‌های بین‌المللی محروم خواهند شد.

او هشدار داد فرودگاه‌ها و شرکت‌هایی که به شرکت‌های هواپیمایی تحریم‌شده خدمات ارائه کنند، ممکن است خود با تحریم‌های آمریکا مواجه شوند.

میدل‌ایست آی ۲۷ شهریور به نقل از مقام‌های ترکیه گزارش داد تصمیم به توقف پروازهای ماهان پس از تحریم سه شرکت ترکیه‌ای به‌دلیل ارائه خدمات به این شرکت و افزایش خطر تحریم دیگر شرکت‌های مرتبط با آن گرفته شده است.

به گفته این مقام‌ها، توقف پروازهای ماهان به معنای ممنوعیت پرواز همه شرکت‌های هواپیمایی ایرانی نیست، اما آنکارا خطر همکاری با دیگر شرکت‌های هواپیمایی ایرانی را نیز بررسی می‌کند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال در ۲۶ شهریور وضعیت مسافران کیش‌ایر در فرودگاه استانبول پس از تحریم شرکت‌های هواپیمایی ایرانی را نشان می‌داد. فرستنده ویدیو گفت مسافران بامداد پنج‌شنبه، برخلاف روال معمول فرودگاه، از راهروی زیرین وارد هواپیما شدند.

هواپیمایی ماهان ۲۵ شهریور اعلام کرد پروازهای خود به عمان را از ۲۶ شهریور و به ترکیه را از ۳۰ شهریور تا اطلاع ثانوی متوقف می‌کند. این شرکت تصمیم خود را به اعلام مراجع هوانوردی دو کشور نسبت داد.

این محدودیت‌ها تنها به ترکیه و عمان محدود نیست. دولت گرجستان نیز اعلام کرده است پرواز همه شرکت‌های هواپیمایی ایرانی به این کشور از ۳۰ شهریور متوقف می‌شود.

ابوذر شیروی، رییس سازمان هواپیمایی کشوری، ۲۱ شهریور در بیانیه‌ای خطاب به سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی، ایکائو، به تحریم‌های آمریکا اعتراض کرد و درباره پیامدهای آن برای هوانوردی غیرنظامی هشدار داد.

انجمن شرکت‌های هواپیمایی ایران نیز ۱۸ شهریور در واکنش به تحریم‌ها هشدار داد این اقدامات به‌طور مستقیم بر ایمنی پروازها و زندگی روزمره میلیون‌ها مسافر تاثیر خواهد گذاشت.

وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۷ شهریور، در چارچوب کارزار «طرد اقتصادی» جمهوری اسلامی، ۳۵ شرکت و یک فرد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرد. این بسته شامل ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و هشت شرکت خارجی بود.

آسمان، آتا، ایران‌ایرتور، کیش‌ایر، قشم‌ایر، زاگرس، سپهران و وارش از جمله شرکت‌های هواپیمایی ایرانی این فهرست بودند. شرکت‌های خارجی تحریم‌شده نیز در امارات متحده عربی، بریتانیا، ترکیه، مالزی و قزاقستان مستقرند.

هم‌زمان، دو منبع دولتی عراق به خبرگزاری فرانسه گفتند این کشور نیز در راستای تصمیم وزارت خزانه‌داری آمریکا، پرواز شرکت‌های هواپیمایی ایرانی را از بامداد سه‌شنبه ۳۱ شهریور تعلیق خواهد کرد.

یکی از این مقام‌ها گفت عراق ممنوعیت فعالیت شرکت‌های هواپیمایی ایرانی را مطابق تصمیم وزارت خزانه‌داری آمریکا از بامداد سه‌شنبه اجرا خواهد کرد و هشدار داد کشورهایی که این اقدام را اجرا نکنند، با خطر تحریم روبه‌رو خواهند شد. منبع دولتی دوم نیز این تصمیم را تایید کرد.

عراق یکی از مقاصد اصلی مسافران ایرانی، به‌ویژه زائران شیعه عازم نجف و کربلاست. سفر به این کشور در مناسبت‌های مذهبی از جمله اربعین به‌شدت افزایش می‌یابد و توقف فعالیت شرکت‌های هواپیمایی ایرانی می‌تواند به‌ویژه بر سفرهای زیارتی تاثیر بگذارد.