یک اعتراض چگونه به خواست انقلاب رسید؟ سه روز فاصله بود میان بازداشت مهسا ژینا امینی در تهران و اعلام خبر کشته شدنش در بیمارستان کسری. اما برای تبدیل درگذشت یک دختر ۲۲ ساله به جرقه یکی از گستردهترین و طولانیترین موجهای اعتراضی تاریخ جمهوری اسلامی، تنها چند روز کافی بود.
پاسخهای مخاطبان ایراناینترنشنال به پرسشی درباره احساسشان از اولین باری که روسری از سر برداشتند، ترکیبی از رهایی، قدرت، شادی و احساس برخورداری از حق انتخاب را ارائه میدهد. این تجربه برای شماری از زنان با ترس و اضطراب نیز همراه بوده است.
ایراناینترنشنال در اینستاگرام خود از مخاطبان پرسید: «اولین باری که بدون حجاب اجباری بیرون رفتید چه احساسی داشتید؟»
بررسی پاسخها نشان میدهد برای بسیاری از زنانی که تجربه خود را شرح دادهاند، کنار گذاشتن روسری نه فقط تغییری در پوشش، بلکه تجربهای عاطفی و گاه پرتنش بوده است.
در این تجربه فردی و جمعی، احساس آزادی، ترس، بغض و یاد جانباختگان، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
برخی دیگر به لحظههایی اشاره کردند که همراهی و حمایت زنان دیگر، ترس اولیه آنان را کاهش داد.
قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، زن ۲۲ ساله اهل سقز، در شهریور ۱۴۰۱ و سه روز پس از بازداشت به دست گشت ارشاد، اعتراضات گسترده و جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در ایران به دنبال داشت.
از همان زمان، مقاومت مدنی زنان با سوزاندن روسری و برداشتن حجاب اجباری آغاز شد و چهار سال بعد، این مقاومت همچنان ادامه دارد.
رهایی در کنار ترس
استفاده از تعابیری مانند «رهایی»، «آزادی»، «راحتی»، «حس پرواز»، «سبکی» و «قدرت» نشان میدهد این تجربه برای بخش بزرگی از زنان، بار عاطفی عمیقی داشته است.
برخی مخاطبان نوشتند برای نخستین بار احساس کردند خودشان درباره پوشش و بدنشان تصمیم میگیرند.
یک زن این تجربه را چنین توصیف کرد: «حس کردم انسانم، حق انتخاب دارم و دیگران نمیتوانند برایم تصمیم بگیرند.»
اما این حس شادی و رهایی در بخش قابل توجهی از پاسخها با اضطراب، ترس و نگرانی درباره پیامدهای انتخاب همراه شده است.
شماری از زنان تاکید کردند در نخستین دفعات، روسری را در کیف نگه میداشتند، هنگام راه رفتن مرتب اطراف خود را نگاه میکردند یا از احتمال تذکر و برخورد، میترسیدند.
یکی از مخاطبان گفت در ابتدا «ترس شدیدی» داشته، اما با دیدن زنانی که مانند او بدون روسری در خیابان بودهاند، بهتدریج احساس جسارت بیشتری کرده است.
یک زن نیز درباره نخستین تجربه خود در آبان ۱۴۰۱ نوشت: «پافر کلاهدار پوشیده بودم که اگر مجبور شدم بتوانم کاری کنم. اولین بار بود بدون همراه داشتن شال از خانه بیرون زده بودم و تمام مدت قلبم از ترس تند میزد. اما الان پوشیدن شال و روسری برایم غیرعادی است.»
برای بعضی زنان، حتی پس از گذشت زمان، اثر این ترس کاملا از بین نرفته است.
روایتهایی از تپش قلب، سریع راه رفتن در خیابان و نگرانی از واکنش ماموران یا افراد دیگر دیده میشود. در عین حال، شماری گفتند با تکرار تجربه و مشاهده عادی شدن حضور زنان بدون روسری، اضطراب آنان کاهش یافته است.
یکی از برجستهترین مضامین در پاسخها، تجربههای جسمی و سادهای است که پیشتر عادی تلقی نمیشدند؛ از باد خوردن به مو گرفته تا احساس خنکی روی صورت و گردن.
زنی نوشت سالها در برخی مکانها شال خود را کنار میگذاشته، اما بیرون رفتن - کاملا بدون شال - و حس کردن باد در موهایش تجربه متفاوتی بوده و افسوس خورده که این احساس را در ۴۰ سالگی تجربه کرده است، نه در ۲۰ سالگی.
یک زن نوشت: «اولین بار که با تیشرت پشت فرمان نشستم بغض کردم. اینکه چرا مجبور بودیم در گرما آنقدر لباس بپوشیم و خفه شویم. وقتی باد کولر به من خورد، حس سبکی داشتم.»
مخاطبی دیگر گفت: «باد که به موهایم و روی صورت و گردنم خورد، با لذت حسش کردم؛ بدون اینکه مجبور باشم بعدش شالم و موهای گرهخورده زیر آن را مرتب کنم.»
ادامه این مقاومت در شرایطی است که پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در روزهای اخیر از بازگشت گشت ارشاد و تشدید فشار بر زنان در شماری از شهرها مانند اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور خبر دادهاند.
غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۸ شهریور گفت جمهوری اسلامی بهدلیل «شرایط جنگی» فعلا نمیتواند «آنطور که باید وارد جبهه حجاب» شود.
او وضعیت کنونی را از نظر حجاب «بسیار سختتر» از سال ۱۳۶۰ توصیف کرد.
در بخشی از پاسخها، تجربه حضور بدون حجاب با همبستگی میان زنان گره خورده است.
زنی ساکن پردیس گفت جزو نخستین زنان میانسالی بوده که روسری از سر برداشته است و یکی از دختران جوان یادداشتی برای ادای احترام کف دستش گذاشته که هنوز آن را دارد.
مخاطبی دیگر گفت چند دختر همراه با یک شکلات، یادداشتی برای تشکر از شجاعتش به او هدیه دادند: «لبخند آن لحظهام را هیچوقت فراموش نمیکنم.»
تعدادی از زنان هم از برخورد محترمانه مردان، لبخند زنان دیگر، تشویق رهگذران یا حتی پیامهای حمایت افراد ناشناس نوشتهاند.
برای برخی نیز دیدن زنان دیگری با تجربه مشابه، نقطه پایان ترس بوده است.
یک مخاطب نوشت: «احساس ترس شدید داشتم، ولی با دیدن کسانی مثل خودم ترسم کم شد و جرات بیشتری پیدا کردم.»
در سوی دیگر، گروهی گفتند هنوز این تجربه را نداشتهاند.
برخی به عادت چندین ساله، به روسری اشاره کردند و بعضی دیگر گفتند در محیط کار یا در پوشیدن لباس دلخواه، همچنان محدودیت احساس میکنند.
شماری از زنان نیز گفتند از سالها پیش، بهتدریج روسری را کنار گذاشته بودهاند و برای آنان نمیتوان از یک «اولین بار» مشخص سخن گفت.
در میان پاسخدهندگان، زنانی از نسلهای مختلف حضور یافتهاند.
یک زن ۷۰ ساله گفت از ۶۰ سالگی روسری را بهطور کامل کنار گذاشته است و زنی متولد دهه ۱۳۴۰ نوشت: «باورم نمیشد یک بار دیگر دارم حس نوجوانی را تجربه میکنم.»
در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی تفصیلی درباره سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضات مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.
این گزارش ۱۱۴۹ صفحهای، چهارشنبه ۲۵ شهریور با عنوان «معماران جنایات: دستگاه حکومتی سازماندهنده جنایات علیه بشریت در خیزش "زن، زندگی، آزادی" ایران در سال ۱۴۰۱» منتشر شد و عفو بینالملل در نشستی خبری در لندن از آن رونمایی کرد.
بر اساس بیانیه مطبوعاتی این سازمان، مقامهای جمهوری اسلامی به عنوان «آمران کشتار»، با هدف سرکوب این خیزش به دلایل سیاسی، جنسیتی، اتنیکی و مذهبی، دست به «قتل، شکنجه، ناپدیدسازی قهری، حبس، تجاوز جنسی و آزار و ستم» زدند.
اگنس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل، گفت شواهد گسترده گردآوریشده در این گزارش «هیچ جای تردیدی باقی نمیگذارد» که مقامهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.
او اضافه کرد: «آنها در راستای سیاست حکومتی استفاده از قوای قهریه مرگبار برای از بین بردن صداهای مخالف، حملهای گسترده و نظاممند علیه جمعیتی غیرنظامی به راه انداختند که خواهان کرامت انسانی، حقوق بشر و تغییرات بنیادین سیاسی بودند.»
همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، ایراناینترنشنال کارزار ویژهای با عنوان «آمران کشتار» راهاندازی کرده است و در آن به ابعاد مختلف سرکوب شهروندان در نقاط گوناگون ایران میپردازد.
پیشتر در اسفند ۱۴۰۲، هیات مستقل حقیقتیاب سازمان ملل گزارش داده بود سرکوب خشونتبار خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تبعیض ساختاری و فراگیر علیه زنان، به نقض گسترده حقوق بشر در ایران منجر شده و بسیاری از این اقدامات، مصداق «جنایات علیه بشریت» است.
دبیرکل عفو بینالملل در ادامه هشدار داد ارتکاب جنایات علیه بشریت به دست مقامهای جمهوری اسلامی در سایه «مصونیت از مجازات» تداوم یافته است.
به گفته او، نتیجه این وضعیت شکلگیری «چرخههای رو به تشدید کشتار جمعی معترضان» بوده است که در نهایت به کشتار هزاران معترض و رهگذر، تنها ظرف ۴۸ ساعت در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ انجامید.
کالامار تاکید کرد: «مجمع عمومی سازمان ملل متحد باید به عادیسازی کشتارهای جمعی در جریان سرکوب اعتراضات ایران که چشم بستن بر وجدان است، پایان دهد و یک سازوکار عدالت کیفری بینالمللی با هدف پیگرد و محاکمه قضایی افرادی ایجاد کند که بیش از همه در جنایات علیه بشریت دخیل بودهاند.»
عفو بینالملل از دادستانهای سراسر جهان خواست درباره مقامهای دخیل در سرکوب معترضان در ایران دست به تحقیق بزنند و در صورت وجود شواهد کافی، حکم بازداشت آنان را صادر کنند.
این سازمان تاکید کرد مردم ایران از سال ۱۳۹۶ تاکنون بارها در اعتراضات خود خواهان پایان نظام جمهوری اسلامی و گذار به نظام حکمرانی جدیدی مبتنی بر رعایت حقوق بشر شدهاند، اما واکنش حکومت در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، خیزش «زن، زندگی، آزادی» و دی ۱۴۰۴، از «الگویی تکرارشونده از کشتار جمعی، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و سایر جنایات بینالمللی» حکایت دارد.
این گزارش تفصیلی حاصل چند سال تحقیق عفو بینالملل و مصاحبه با ۲۷۰ نفر از جمله معترضان، بازداشتشدگان سابق، شاهدان عینی، وکلا، کنشگران حقوق بشر، روزنامهنگاران، کادر درمان و بستگان کشتهشدگان و بازداشتشدگان است.
این سازمان همچنین بیش از دو هزار ویدیو و حجم گستردهای از شواهد مستند شامل اظهارات رسمی، اسناد افشاشده، دستورهای دادستانی، احکام دادگاهها و سوابق پزشکی قانونی را بررسی و تحلیل کرده است.
اردیبهشت ۱۴۰۳، سازمان دیدهبان حقوق بشر اعلام کرد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی شماری از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» را مورد تجاوز، شکنجه و تعرض جنسی قرار دادهاند.
بیبیسی جهانی نیز همان زمان با استناد به سندی «بسیار محرمانه» گزارش داد نیکا شاکرمی، از جانباختگان خیزش مهسا، از سوی سه نیروی امنیتی جمهوری اسلامی هدف تعرض جنسی قرار گرفت و به قتل رسید.
شناسایی ۸۷ مقام جمهوری اسلامی
عفو بینالملل در جریان بررسیهای خود، ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است که باید در ارتباط با «ارتکاب جنایات علیه بشریت» تحت تحقیقات کیفری قرار گیرند.
این فهرست شامل ۶۲ فرمانده نیروهای امنیتی، از جمله ۳۳ فرمانده سپاه پاسداران و ۲۷ فرمانده فراجا، و همچنین ۲۵ مقام وزارت کشور، شامل شماری از استانداران و فرمانداران است.
از میان این افراد، ۱۰ نفر مقامهای کشوری و ۷۷ نفر مسئولان منطقهای، استانی و شهرستانی هستند که در ۱۷ شهرستان استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی مسئولیت داشتهاند.
در صدر این فهرست نامهای علی خامنهای، محمد باقری، حسین سلامی و محمد پاکپور دیده میشود که همگی در جریان جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه کشته شدند.
احمد وحیدی، وزیر کشور در زمان اعتراضات سال ۱۴۰۱ و فرمانده کنونی سپاه پاسداران، نیز از جمله افرادی است که نامش در این فهرست آمده است.
حسین اشتری، حسن کرمی، مهدی معصومبیگی، محمدتقی اوصانلو، محمدنظر عظیمی، مجید میراحمدی، محمدصادق معتمدیان و اسماعیل زارعی کوشا، از دیگر مقامهای جمهوری اسلامی هستند که در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» دست داشتهاند.
دبیرکل عفو بینالملل با اشاره به نقش مقامهای ارشد حکومت در سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» گفت: «ماموران حاضر در خیابانها در چارچوب زنجیره فرماندهی سلسلهمراتبی و هماهنگیشدهای عمل میکردند که آنها را به مقامهایی مرتبط میکرد که ارتکاب جرایم در ابعادی گسترده را هدایت کرده، زمینه و امکانات آن را فراهم آورده و از آن پشتیبانی کردهاند.»
کالامار افزود اکثر این مقامها همچنان در جایگاههایی قرار دارند که به آنها امکان میدهد بار دیگر سرکوبی مرگبار علیه شهروندان به راه اندازند و برخی از آنان حتی پس از جنایتهای سال ۱۴۰۱ در سلسلهمراتب فرماندهی ارتقا یافتهاند.
در ماههای اخیر و همزمان با ادامه تنشها با آمریکا، جمهوری اسلامی بر شدت نقض حقوق بشر و سرکوب مردم ایران افزوده است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
سهم کردها و بلوچها از سرکوب مرگبار
عفو بینالملل در ادامه گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، جوامع کُرد و بلوچ را بهطور ویژه هدف سرکوب مرگبار قرار دادند و علیه آنان مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی برای سرکوب معترضان بهطور مداوم از تفنگهای تکتیرانداز، تفنگهای جنگی، مسلسلهای دستی و تیربارهای سنگین روی خودروهای وانت استفاده کردند.
این سازمان افزود قتل و شکنجه معترضان کُرد و بلوچ با انگیزههای تبعیضآمیز سیاسی و اتنیکی صورت گرفته و عناصر تشکیلدهنده «جنایت علیه بشریتِ آزار و ستم» در برخورد با این گروهها تحقق یافته است.
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه اقلیتهای اتنیکی در ایران بارها با انتقاد نهادهای حقوق بشری روبهرو شده است.
۱۵ مرداد، گروهی از کارشناسان سازمان ملل با اشاره به افزایش بازداشتهای خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و اعدام اعضای اقلیتهای اتنیکی در ایران، از جمهوری اسلامی خواستند به سرکوب بلوچها و کردها و اقدامات فرامرزی علیه مخالفان پایان دهد.
در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کسبه و بازاریان شماری از شهرهای کردنشین اعتصاب کردند و مغازههای خود را بسته نگه داشتند.
از صبح تا ظهر چهارشنبه ۲۵ شهریور، اعتصاب و بسته بودن مغازهها و بازار در دستکم ۲۰ شهر، از جمله ارومیه، اشنویه، بانه، بوکان، بیجار، پاوه، پیرانشهر، ثلاث باباجانی، جوانرود، دیواندره، روانسر، سقز، سنندج، قروه، کامیاران، کرمانشاه، کرند، مریوان، مهاباد و میاندوآب گزارش شده است.
گزارشها از اعتصاب و بسته بودن بازارها و مغازهها در این شهرها در استانهای آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه، بر تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از سوی سازمانهای حقوق بشری و همچنین ویدیوها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال استوار است.
سازمان حقوق بشری هانا بر اساس اطلاعات و تصاویر موجود، میزان مشارکت کسبه در اعتصاب در سنندج، سقز و دیواندره را حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد برآورد کرد.
پیام امجد امینی
در همین حال امجد امینی، پدر مهسا ژینا امینی، در پستی در اینستاگرام، ضمن تشکر از همه کسانی که با شرکت در اعتصاب عمومی در کردستان و نیز کسانی که در ایران و خارج از ایران به هرشکلی یاد و نام مهسا ژینا امینی را گرامی داشتند، نوشت: «همدلی شما به استواری کوههای کردستان و قلب مهربانتان به گرمی آفتاب تابستان است.»
او در این پست، با اشاره به جلوگیری جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی نوشت: «اگرچه آنها که یک سوگواری ساده را بر ما روا نمیبینند مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی را مسدود کردند، اما دیدیم که چگونه امروز تمام کردستان از اشنویه تا کرند، ثابت کردند راه قلب این مردم به همدیگر مسدودشدنی نیست.»
امجد امینی در پست اینستاگرامی خود افزود: « از صمیم قلب از همه مردمی که امروز، در چهارمین سالگرد از دست دادن دختر عزیان ژینا، با ما و یاد ژینا همراه و همدل بودند، سپاسگزارم. در این روزهای سخت، در میان همه مشکلات و تنگناهای اقتصادی و معیشتی، بسته نگه داشتن مغازه و دست کشیدن از کار، برای هیچکس آسان نیست. همین همراهی و محبت، ارزش این همدلی را برای ما دو چندان میکند.»
او افزود: «چهار سال از رفتن ژینا میگذرد؛ چهار سالی که برای ما پدر و مادرش، داغ او حتی برای لحظهای کهنه نشده، اما در تمام این سالها، مهر و محبت مردم نگذاشته خود را در این غم تنها احساس کنیم. ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند اما محبت شما هزاران عزیر دیگر به خانواده ما اضافه کرد.»
تشدید فضای امنیتی در کردستان
همزمان، گزارشهایی از افزایش حضور نیروهای امنیتی و نظامی در شماری از شهرها منتشر شده است.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال استقرار نیروهای پلیس و یگان ضدشورش در سنندج را نشان میدهند و مخاطبانی در سقز نیز از حضور نیروهای نظامی و تردد خودروهای مجهز به تیربار خبر دادهاند.
شبکه حقوق بشر کردستان نیز از آمادهباش نیروهای وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و پلیس امنیت و گشتزنی نیروهای امنیتی با خودروهای شخصی در خیابانهای اصلی شماری از شهرها خبر داد.
هانا در بهروزرسانی خود ساعت ۱۱ صبح به وقت تهران نوشت کردستان «در اعتصاب به سر میبرد» و این اعتصاب را تداوم «نه تاریخی کردستان به جمهوری اسلامی» توصیف کرد.
این سازمان همچنین اعلام کرد شماری از کسبه پیش از اعتصاب با تهدید به پلمب محل کسب، لغو یا ایجاد محدودیت برای پروانه کسب، جریمه و در مواردی بازداشت مواجه شدهاند.
شبکه حقوق بشر کردستان نیز گزارش داد نهادهای امنیتی از روز قبل شماری از کسبه و بازاریان را تلفنی تهدید کرده بودند که در صورت شرکت در اعتصاب، محل کسب آنان پلمب خواهد شد.
هانا همچنین از فشار نیروهای امنیتی بر کسبه برای بازگشایی واحدهای صنفی و کندی محسوس اینترنت خبر داد.
مخاطبی در هرسین نیز از استقرار نیروهای انتظامی از ۲۳ شهریور و تردد خودروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در سطح شهر خبر داد.
پیامهای دیگری از حضور نیروهای مسلح و خودروهای مجهز به تیربار در سردرود در نزدیکی تبریز و برپایی چند ایست بازرسی در مناطقی از تهران خبر میدهند.
ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران ۲۲ شهریور با انتشار فراخوانی مشترک، از مردم خواست چهارشنبه ۲۵ شهریور، همزمان با چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، با بستن مغازهها و بازارها و خودداری از حضور در محل کار، به اعتصاب بپیوندند.
این ائتلاف با اشاره به ادامه بازداشت فعالان سیاسی، مدنی، زنان، کارگران و معلمان و افزایش صدور احکام سنگین و اعدامها، اعتصاب را «مبارزهای مدنی و پاسخی جمعی در برابر بحرانهای امنیتی و اقتصادی» توصیف کرد.
امضاکنندگان فراخوان همچنین از گروههای سیاسی و مدنی خواستند از اعتصاب حمایت کنند و تاکید کردند سرکوب و اعدام مانع ادامه مبارزات نخواهد شد.
ساعاتی پیش از آغاز اعتصاب، هانا گزارش داد اردوگاه حزب کومله کردستان ایران در زرگویزله اقلیم کردستان عراق، در نخستین ساعات بامداد ۲۵ شهریور هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
به گزارش هانا، پهپاد از سمت کرمانشاه به سوی اردوگاه پرتاب شده بود.
شبکه خبری روداو نیز گزارش داد حزب آزادی کردستان (پاک) اعلام کرده است یک پهپاد جمهوری اسلامی در جریان حمله به پایگاه این حزب در شمال اربیل رهگیری شد و تلفاتی بر جا نگذاشت.
روداو نوشت این سومین حمله پیاپی به گروههای کرد مخالف جمهوری اسلامی در اقلیم کردستان عراق از ۲۳ شهریور است.
سازمان عفو بینالملل نیز ۲۵ شهریور گزارشی درباره سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» منتشر کرد و اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضات مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است.
بر اساس بیانیه این سازمان، مقامهای جمهوری اسلامی برای سرکوب این خیزش دست به «قتل، شکنجه، ناپدیدسازی قهری، حبس، تجاوز جنسی و آزار و ستم» زدند.
اگنس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل، نیز گفت شواهد گردآوریشده «هیچ جای تردیدی باقی نمیگذارد» که مقامهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ مرتکب جنایات علیه بشریت شدند.
حمایت از اعتصاب
در آستانه اعتصاب، زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان، چهار زندانی سیاسی کرد محبوس در زندانهای یزد و اوین، اعلام کردند در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان، اعتصاب غذا میکنند.
این چهار زندانی سیاسی در پیامی، اعتصاب را «مدنیترین شیوه بیان اعتراض» خواندند و گفتند در چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به اعتصاب عمومی میپیوندند.
دایه شریفه، مادر رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی اعدامشده، نیز از این فراخوان حمایت کرد و از مردم خواست در اعتصاب ۲۵ شهریور «همصدا و همراه» باشند.
او گفت: «ما دادخواهی را زنده نگه میداریم؛ نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.»
کانون صنفی معلمان ایران در بیانیهای به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی مبتنی بر «آگاهی و پایداری مدنی» خواند و اعلام کرد با این جنبش «برابریطلبانه و آزادیخواه» همراه است.
این کانون تاکید کرد آنچه در چهار سال گذشته رخ داده، تنها اعتراض نبوده و «تغییری عمیق در بطن جامعه» ایجاد کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز در بیانیهای به مناسبت چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی»، اعلام کرد: «جنبش زن، زندگی، آزادی تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظهای بنیادین در تاریخ اجتماعی و سیاسی این سرزمین بود. این جنبش بیتردید از مهمترین و اثرگذارترین جنبشهای اجتماعی تاریخ معاصر ایران است.»
در بخشی از این بیانیه آمده است: «به حاکمیت اعلام میکنیم تلاشهای عقیم این روزها که افراد و گروههایی در بعضی تریبونها، حکومت را به بازگرداندن گشت ارشاد و تحمیل مجدد حجاب اجباری و انقیاد زنان تشویق میکنند، سعی بیهودهای بیش نیست و این جنبش به عقب باز نخواهد گشت.»
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، نیز در چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی نوشت جامعه ایران «هرگز به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازنگشت» و سرکوبهای چهار سال گذشته نتوانسته است مطالبه آزادی و برابری را متوقف کند.
یک معلم در کرج نیز در پیامی به ایراناینترنشنال، از اعتصاب عمومی در کردستان حمایت کرد و گفت: «از کرج تا کردستان، جانم فدای ایران.»
اتحاد بازنشستگان نیز در بیانیهای به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی «نوظهور و پیشرو» خواند که به جابهجایی عمیقی در الگوی مبارزه جامعه انجامید.
افزایش حضور نیروهای امنیتی
وبسایت ههنگاو گزارش داد در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی، حضور نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای کردستان، بهویژه سقز و سنندج، افزایش یافته است.
سپاه پاسداران نیز با رهاسازی آب سد چراغویس سقز، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی و مزار امینی را مسدود کرده است. این اقدام برای سومین سال پیاپی و با هدف جلوگیری از حضور شهروندان در این محل انجام شده است.
زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان
بر اساس ویدیوهای منتشرشده، کاروانهای نظامی ۲۴ شهریور در مسیر دیواندره به سقز حرکت کردند و نیروهای امنیتی و یگانهای ضدشورش نیز به سقز اعزام شدند.
ههنگاو همچنین از بازداشت دستکم ۲۰ جوان کرد در اشنویه خبر داد.
هانا نیز گزارش داد خودروهای نظامی مجهز به تیربار دوشکا در نقاطی از سنندج و مریوان مستقر شدهاند.
سایت هرانا نیز به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی امینی نوشت تاکنون هیچکس در ارتباط با جانباختن او محاکمه یا مجازات نشده و پاسخگویی قضایی موثری درباره چگونگی مرگ او صورت نگرفته است.
این وبسایت حقوق بشری با اشاره به یافتههای هیات حقیقتیاب مستقل سازمان ملل افزود این هیات پس از بررسی شواهد اعلام کرده بود امینی در بازداشت مورد خشونت فیزیکی قرار گرفت که به مرگ او انجامید و جمهوری اسلامی مسئول مرگ غیرقانونی اوست.
سازمان حقوق بشری ههنگاو گزارش داد فضای کردستان، بهویژه در سقز و سنندج در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، به طور کامل نظامی شده و کاروانهای نظامی و نیروهای سرکوبگر حکومتی در نقاط مختلف این شهرها مستقر شدهاند.
در همین حال احزاب کردستان ایران در اقدامی هماهنگ با انتشار بیانیهای مشترک مردم را به اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه ۲۵ شهریور، سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی، فراخواندهاند.
بر اساس ویدیوهای منتشرشده، کاروانهای نظامی در روز سهشنبه ۲۴ شهریور در مسیر دیواندره به سقز در حال حرکت بودهاند و همزمان نیروهای کمکی امنیتی و یگانهای ضدشورش از نقاط مختلف به این شهر اعزام شدهاند.
سپاه پاسداران نیز در اقدامی هدفمند برای سومین سال پیاپی، با رهاسازی آب سد چراغ ویس سقز، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی و مزار مهسا ژینا امینی را مسدود کرده است تا مانع از حضور شهروندان در این محل شود.
گزارشهای تشکلهای حقوق بشری نشان میدهد که این وضعیت جنگی به دیگر شهرهای کردستان نیز گسترش یافته است.
به گزارش سازمان حقوق بشری هانا، خودروهای نظامی مجهز به تیربار دوشکا در چندین نقطه شهر سنندج، بهویژه در محدوده پارک کودک، مستقر شدهاند و حضور نیروهای نظامی و امنیتی در سطح این شهر به شدت افزایش یافته است.
این سازمان همچنین از استقرار خودروهای نظامی مجهز به دوشکا و حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و ضدشورش در میدان سرباز و شبرنگ مریوان خبر داده است.
در همین حال پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور، از تشدید فشار برای تحمیل حجاب اجباری و حضور دوباره گشت ارشاد، حجاببانها و نیروهای لباسشخصی در خیابانها حکایت دارند. این پیامها در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی دریافت شدهاند.
موج بازداشتها در اشنویه و فراخوان اعتصاب عمومی
همزمان با این اقدامات امنیتی، موج گسترده و خشونتآمیزی از بازداشت شهروندان در شهرهای مختلف کردستان آغاز شده است.
ههنگاو گزارش داد که نیروهای حکومتی در ساعات اولیه بامداد سهشنبه با هجوم به منازل شهروندان در اشنویه، دستکم ۲۰ جوان کرد را با توسل به خشونت بازداشت کردهاند.
این بازداشتهای گسترده در آستانه فراخوان «همپیمانی احزاب کردستان ایران» برای اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه صورت گرفته است.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی
در واکنش به این فضای امنیتی و در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی، زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان چهار زندانی سیاسی کرد که در زندانهای اوین و یزد محبوس هستند، اعلام کردند که روز چهارشنبه ۲۵ شهریور دست به اعتصاب غذا میزنند.
این زندانیان در پیامی که از سوی شبکه حقوق بشر کردستان منتشر شد، این اقدام را «مدنیترین شیوه بیان اعتراض» خود به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت اعلام کردهاند.
چهار سال پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نسلی از نوجوانان و جوانان که شاهد تبدیل نام ژینا به رمز خیزش بودند، امروز با وجود ادامه سرکوب، از مرزهای اجتماعی و سیاسی پیش از ۱۴۰۱ گذشتهاند و همچنان بر خواست تغییر بنیادین، آزادی و برابری تاکید میکنند.
دختری که در روزهای خیزش «زن، زندگی، آزادی» تازه پا به نوجوانی گذاشته بود، امروز در آستانه جوانی است. این چهار سال بخشی از دورهای بوده که نگاه او به جامعه، حکومت و آزادی شکل گرفته است.
روسریسوزان زنان، شعارهای شبانه از پنجره خانهها، اعتراض در مدرسه و دانشگاه و عمامهپرانی و ایستادن جوانان مقابل نیروهای سرکوب، بخشی از خاطره سالهای رشد نوجوانان آن روزهاست.
یکی از ماندگارترین تغییرات را میتوان در خیابان دید. زنان بسیاری با پوشش اختیاری در خیابان، دانشگاه، کافه، مراکز خرید و وسایل حملونقل عمومی حاضر میشوند یا بدون حجاب اجباری، دوچرخه و موتورسیکلت میرانند.
جمهوری اسلامی برای مقابله با این نافرمانی به بازداشت و احضار، ارسال پیامک، توقیف خودرو، مسدود کردن حسابهای بانکی و سیمکارت، دوربینهای نظارتی و پلمب کسبوکارها متوسل شده است.
آمار نهادهای حقوق بشری نشان میدهد طی چهار سال گذشته دهها هزار زن بهدلیل نوع پوشش خود با برخوردهای امنیتی و قضایی مواجه شدهاند.
کنار گذاشتن حجاب اجباری یکی از آشکارترین نمونههای نافرمانی جمعی پس از ۱۴۰۱ است؛ رفتاری که با وجود هزینههای امنیتی و قضایی، در بخشهایی از جامعه ادامه یافته است.
همزمان با چهارمین سالگرد کشته شدن ژینا، ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران نیز برای ۲۵ شهریور فراخوان اعتصاب سراسری داد و از مردم خواست با بستن مغازهها و بازار و حضور نیافتن در محل کار، به آن بپیوندند.
از کشته شدن ژینا تا زندان و اعدام معترضان
مهسا ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله کرد اهل سقز، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ پس از بازداشت به دست گشت ارشاد در تهران به بیمارستان منتقل شد و ۲۵ شهریور جان باخت.
بر سنگ مزار او نوشته شد: «ژینا جان، تو نمیمیری، نامت یک رمز میشود.»
امجد امینی، پدر او، ۲۳ شهریور در آستانه چهارمین سالگرد کشته شدن دخترش، نوشت نام ژینا «از خانه کوچک ما فراتر رفت» و تاکید کرد خانواده او همچنان چشمانتظار آشکار شدن حقیقت است: «راز سربهمهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.»
نام ژینا خیلی زود به رمز اعتراضهایی تبدیل شد که از سقز و کردستان آغاز شد، به تهران رسید و سپس سراسر ایران را فرا گرفت. «ژن، ژیان، ئازادی» و معادل فارسی آن «زن، زندگی، آزادی»، به شناختهشدهترین شعار خیزش تبدیل شد.
«مرگ بر دیکتاتور»، «این آخرین پیامه/ هدف کل نظامه»، «فقر، فساد، گرونی/ میریم تا سرنگونی» و «بهش نگید اعتراض/ اسمش شده انقلاب» نیز در خیابانها شنیده شدند و جهت سیاسی اعتراضها را نشان دادند.
علی خامنهای و کلیت جمهوری اسلامی، هدف مستقیم بسیاری از شعارها بودند.
یکی از مهمترین ویژگیهای خیزش «زن، زندگی، آزادی»، جهانی شدن سریع آن بود؛ موجی که با حمایت گسترده هنرمندان، ورزشکاران، دانشگاهیان، فعالان حقوق بشر و چهرههای سیاسی در کشورهای مختلف همراه شد و نام ژینا و شعار «زن، زندگی، آزادی» را به بیرون از مرزهای ایران برد.
حکومت به اعتراضها با کشتار، زخمی کردن و بازداشت گسترده پاسخ داد. نهادهای حقوق بشری شمار کشتهشدگان خیزش را بیش از ۵۵۰ نفر اعلام کردهاند. شمار زیادی از معترضان زخمی شدند و شلیک گلولههای ساچمهای، بینایی یک یا هر دو چشم دهها نفر را گرفت.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، اردیبهشت ۱۴۰۴ گفت در ارتباط با اعتراضات ۱۴۰۱ بیش از ۹۰ هزار پرونده تشکیل شد و دانشآموزان، دانشجویان و معلمان نیز در میان افراد این پروندهها بودند.
پس از فروکش کردن تجمعهای گسترده، برخورد با معترضان در دادگاهها ادامه یافت. اعدام، حبس، شلاق، تبعید، جزای نقدی، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از حقوق اجتماعی، از جمله احکامی بودند که برای معترضان و فعالان مرتبط با خیزش صادر شدند.
محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، محمد حسینی، صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی، مجید کاظمی، میلاد زهرهوند، محمد قبادلو، رضا رسایی، مجاهد کورکور، مهران بهرامیان، مهراب عبداللهزاده، عبدالجلیل شهبخش و عارف خوشکار، از کسانی بودند که در پروندههای مرتبط با اعتراضات ۱۴۰۱ اعدام شدند.
معترضان دیگری همچنان با خطر اعدام روبهرو هستند که علی زارعی دوزدرهسی از جمله آنهاست؛ او در خیزش ۱۴۰۱ بر اثر اصابت گلولههای ساچمهای از ناحیه چشم آسیب دید، پس از مدتی اقامت در آلمان به ایران بازگشت، بازداشت شد و دادگاه انقلاب او را به اعدام محکوم کرد.
دهها معترض دیگر نیز حکم اعدام گرفتهاند یا پروندههایشان همچنان در دست بررسی است.
برای برخی از این زندانیان، بخش بزرگی از چهار سال گذشته پشت میلهها سپری شده؛ در همان سالهایی که بیرون از زندان، جامعه اعتراضها و تغییرات دیگری را پشت سر گذاشته است.
نسلی که میگوید «به عقب برنمیگردیم»
کودکان و نوجوانان ۱۴۰۱ در این چهار سال بزرگتر شدهاند. برخی امروز دانشجو هستند، برخی وارد بازار کار شدهاند و برخی ایران را ترک کردهاند. تجربه مشترک بسیاری از آنها، رشد کردن در جامعهای است که یکی از گستردهترین خیزشهای تاریخ جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته است.
مدرسه در ۱۴۰۱ خود به یکی از صحنههای اعتراض تبدیل شد. دانشآموزان شعار دادند، تصاویر مقامهای جمهوری اسلامی را از کلاسها پایین کشیدند و دختران روسری از سر برداشتند. دانشگاهها نیز هفتهها شاهد تجمع، تحصن و درگیری با نیروهای امنیتی بودند.
برای نسلی که این صحنهها را در سالهای شکلگیری هویت اجتماعی و سیاسی خود دیده، تجربه سیاست با خیابان، مدرسه، دانشگاه و زندگی روزمره، پیوند خورده است.
هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی-آمریکایی، آزادی را با توانایی انسان برای آغاز کردن و پدید آوردن چیزی تازه پیوند میداد. در اندیشه او، کنش سیاسی در میان دیگران و در عرصه عمومی شکل میگیرد و انقلابها از برجستهترین لحظاتی هستند که امکان یک «آغاز تازه» پدیدار میشود.
برای نوجوانان ۱۴۰۱، چنین تجربهای در مقیاسی گسترده در برابر چشمشان اتفاق افتاد: افرادی که شاید یکدیگر را نمیشناختند، شعار مشترک دادند، از یکدیگر حمایت کردند و در مدرسه، دانشگاه، محله و خیابان، به کنش جمعی پیوستند.
چهار سال بعد، این نسل با جامعهای روبهروست که سرکوب در آن ادامه دارد، اما تجربه ۱۴۰۱ نیز از حافظه سیاسی آن پاک نشده است.
«زن، زندگی، آزادی» چه چیزی به اعتراضهای بعد از خود داد؟
خیزش ۱۴۰۱ حکومت را تغییر نداد، اما زبان و افق اعتراض را تغییر داد. «زن، زندگی، آزادی» در کنار شعارهایی درباره سرنگونی و پایان جمهوری اسلامی، وارد زبان سیاسی اعتراض در ایران شد.
زنان در مرکز یک خیزش سراسری قرار گرفتند، دانشآموزان به یکی از نیروهای حاضر در اعتراض تبدیل شدند و نافرمانی از روزهای تجمع خیابانی به زندگی روزمره راه یافت. بخشی از رفتارهایی که در آن ماهها شکل گرفت، در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد.
رزا لوکزامبورگ، نظریهپرداز و انقلابی مارکسیست، در پی شکست قیام ژانویه ۱۹۱۹ در برلین، شکستهای جنبشهای انقلابی را حلقههایی از یک زنجیره تاریخی میدید که میتوانند زمینه پیروزیهای بعدی را فراهم کنند. او تجربه و شناخت بهدستآمده از این شکستها را بخشی از قدرت جنبش انقلابی میدانست.
اعتراضهای بعد از ۱۴۰۱ از نقطهای آغاز شدند که خیزش «زن، زندگی، آزادی» به آن رسیده بود. در اعتراضهای پس از آن نیز مخالفت با کلیت جمهوری اسلامی و خواست سرنگونی در شعارهای معترضان حضور داشت.
دیماه ۱۴۰۴ یکی از روشنترین نمونهها بود. اعتراضهایی که با نارضایتی اقتصادی آغاز شدند، بهسرعت سراسر کشور را فرا گرفتند و شعارهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی بخش مهمی از آن شد.
شمار کشتهشدگان این اعتراضها از سه هزار و ۱۱۷ نفر در آمار رسمی حکومت تا بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در گزارش ایراناینترنشنال برآورد شده است. دهها هزار نفر زخمی و حدود ۱۰۰ هزار تن بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.
برای نسلی که ۱۴۰۱ را تجربه کرده بود، دی ۱۴۰۴ دومین مواجهه با یک خیزش سراسری و سرکوب خونین آن در فاصلهای کوتاه بود.
نسلی با حافظه چند نسل
نوجوانان و جوانان امروز ایران در امتداد تاریخی طولانی از اعتراض و سرکوب ایستادهاند: اعتراض زنان به حجاب اجباری در اسفند ۱۳۵۷، اعدامهای دهه ۶۰، سرکوب کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراضهای دی ۱۳۹۶ و آبان خونین ۱۳۹۸.
بسیاری از آنها این رویدادها را از روایت خانوادهها، تصاویر، کتابها و خبرها شناختهاند. «زن، زندگی، آزادی» و دی ۱۴۰۴ اما به تجربه مستقیم خودشان تعلق دارد.
همین تفاوت، حافظه سیاسی این نسل را شکل داده است. تصاویر زنان معترض، دختران مدرسه، جوانان خیابان، خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی، در کنار تصاویر کشتهشدگان، مجروحان و اعدامشدگان قرار گرفتهاند.
دختری که در شهریور ۱۴۰۱ تازه پا به نوجوانی گذاشته بود، امروز با خاطرهای از ژینا، اعتراض، سرکوب و نافرمانی وارد جوانی میشود؛ تجربهای که اکنون در کنار روایتهایی قرار گرفته که نسلهای پیش از او از اسفند ۱۳۵۷، دهه ۶۰، تیر ۷۸، جنبش سبز و آبان ۹۸ با خود حمل کردهاند.
چهار سال پس از ژینا، «زن، زندگی، آزادی» در حافظه این نسل مانده است؛ در خاطره مدرسه و خیابان، در تجربه سرکوب و نافرمانی و در تصویری که از آزادی و آینده ایران با خود به جوانی میبرد.
این نسل بیش از هر چیز دیده است که راه تغییر سیاسی در ایران از کف خیابان، حضور جمعی و سازماندهی موثر میگذرد.