پیروزی چشمگیر حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات ایالت زاکسن-آنهالت
شادی هواداران حزب آلترناتیو برای آلمان، ماگدبورگ، ۱۵ شهریور
بر اساس نتایج نظرسنجیهای اولیه، حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان»، موسوم به «آ.اف.د»، با اختلافی چشمگیر نسبت به رقبای خود، در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت در جایگاه نخست قرار گرفت.
خبرگزاری رویترز یکشنبه ۱۵ شهریور گزارش داد این نتیجه برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، یک حزب «راست افراطی» را در آستانه به دست گرفتن قدرت در سطح ایالتی در آلمان قرار داده است.
طبق نظرسنجی شبکه «آ.ار.د»، آلترناتیو برای آلمان ۴۴.۵ درصد آرا را به دست آورد و محافظهکاران به رهبری فریدریش مرتس، صدراعظم این کشور، تنها با کسب ۱۸.۵ درصد در جایگاه دوم قرار گرفتند.
سوسیالدموکراتهای چپ میانه و حزب سبزها نیز توانستند حدنصاب لازم را برای ورود به پارلمان ایالتی پشت سر بگذارند.
اولریش زیگموند، نامزد ۳۵ ساله حزب آلترناتیو برای آلمان، که تجمعهای انتخاباتیاش هزاران نفر را به خود جذب کرده بود، گفت: «ما در این کشور تاریخساز شدیم.»
او در جریان کارزار انتخاباتی، بارها پیروزی در ایالت زاکسن-آنهالت را نخستین گام برای رسیدن به قدرت در سطح ملی در انتخابات فدرال سال ۲۰۲۹ خوانده بود.
به نوشته رویترز، این نتیجه موفقیتی بزرگ برای آلترناتیو برای آلمان و شکستی مهم برای دولت ائتلافی مرتس به شمار میرود.
با این حال، هنوز مشخص نیست این حزب بتواند دولت ایالتی تشکیل دهد. میزان مشارکت در انتخابات زاکسن-آنهالت حدود ۷۶ درصد اعلام شد که بهمراتب بالاتر از سطح معمول در انتخابات ایالتی است.
رویترز افزود بخش مهمی از معادلات تشکیل دولت ایالتی به آرای حزب «پوپولیست» و چپگرای «ائتلاف زارا واگنکنشت»، موسوم به «ب.اس.و»، بستگی دارد که میتواند شریک احتمالی آلترناتیو برای آلمان در ائتلاف باشد.
برخی نظرسنجیهای اولیه آرای این حزب را اندکی بالاتر از حدنصاب ورود به پارلمان و برخی دیگر کمی پایینتر از آن نشان دادند.
پیشتر در ۱۳ تیر، هزاران نفر در شهر ارفورت در اعتراض به برگزاری نشست سالانه حزب آلترناتیو برای آلمان تظاهرات کردند.
تظاهرات مخالفان حزب آلترناتیو برای آلمان، برلین، ۱۵ شهریور
چالش تشکیل دولت ایالتی
آلیس وایدل، یکی از رهبران آلترناتیو برای آلمان، نتیجه انتخابات را «تاریخی» خواند و گفت رایدهندگان بهروشنی خواهان تشکیل دولت از سوی این حزب شدهاند.
سون شولتسه، نخستوزیر زاکسن-آنهالت، نیز به این حزب تبریک گفت و اذعان کرد نتایج نشان میدهد آلترناتیو برای آلمان قویترین حزب این ایالت است.
اگر این حزب نتواند بهتنهایی دولت تشکیل دهد، ممکن است مذاکراتی طولانی میان احزاب جریان اصلی برای دستیابی به ائتلاف آغاز شود.
این احزاب مصمم هستند آلترناتیو برای آلمان را که به اتهام «افراطگرایی» زیر نظر سازمان اطلاعات داخلی این کشور قرار دارد، از قدرت دور نگه دارند.
برنامه آلترناتیو برای آلمان شامل سوق دادن مدارس و نهادهای فرهنگی بهسوی ارزشهای سنتیتر، محدود کردن مهاجرت و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار رسانههای عمومی است.
پیشتر حمایت ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی و مدیرعامل اسپیسایکس، از حزب آلترناتیو برای آلمان در دی ۱۴۰۳ جنجالبرانگیز شده بود.
آلیس وایدل
«دیوار آتش» در برابر آلترناتیو برای آلمان
رویترز در ادامه گزارش داد با وجود قدرتگیری احزاب راستگرا در دیگر کشورهای اروپایی، گذشته نازی آلمان سبب شده است احزاب جریان اصلی این کشور تمایلی به همکاری با آلترناتیو برای آلمان نداشته باشند.
در فضای سیاسی آلمان که بیش از پیش چندپاره شده، آلترناتیو برای آلمان اکنون محبوبترین حزب در سطح ملی است.
با این حال، دیگر احزاب در چارچوب سیاستی موسوم به «دیوار آتش»، هرگونه ائتلاف با این حزب را منتفی دانستهاند.
آلترناتیو برای آلمان خواهان اعمال سیاستهای سختگیرانهتر در زمینه مهاجرت و گسترش روابط با روسیه است.
این حزب اتهام افراطگرایی را رد کرده و آن را «هراسافکنی» و «توهین» به میلیونها هوادار خود خوانده است.
نتیجه این انتخابات ضربه دیگری به جایگاه مرتس به شمار میرود. محبوبیت او در پی ناکامی دولت ائتلافیاش در احیای رشد بزرگترین اقتصاد اروپا کاهش یافته است.
در ادامه تلاشهای دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ویژه دولت آمریکا، در کییف با ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، دیدار کردند.
این نخستین سفر ویتکاف و کوشنر به کییف در مقام مذاکرهکنندگان کاخ سفید است. آنها یکشنبه ۱۵ شهریور علاوه بر زلنسکی، با شماری دیگر از مقامهای ارشد اوکراین نیز رایزنی کردند.
این سفر یک روز پس از دیدار سهساعته فرستادگان آمریکا با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، در مسکو انجام شد.
پوتین مذاکرات ۱۴ شهریور را «بسیار مفید» خواند و یک مقام کاخ سفید نیز اعلام کرد گامهای بعدی در مسیر خاتمه جنگ طی هفتههای آینده مشخص خواهند شد.
با این حال، خبرگزاری رویترز نوشت به نظر نمیرسد نشست مسکو پیشرفت مهمی در مذاکرات صلح به همراه داشته باشد.
این رسانه به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد مشاوران امنیت ملی بریتانیا، فرانسه و آلمان ۱۵ شهریور در کییف حضور داشتند. این منبع توضیح نداد آنها در کدامیک از دیدارها شرکت کردند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
بازدید زلنسکی، ویتکاف و کوشنر از کلیسای جامع سنت صوفیا، کییف، ۱۵ شهریور
زلنسکی خواستار تضمینهای امنیتی شد
زلنسکی پیش از دیدار با هیات آمریکایی در شبکههای اجتماعی نوشت اوکراین خواهان پایان جنگ است.
او افزود: «تضمینهای امنیتی لازم است. صلحی عزتمندانه پس از جنگ لازم است. پیشنهادهای ما آماده شدهاند.»
زلنسکی معتقد است پیش از آنکه ایالات متحده از تابستان آینده توجه خود را به انتخابات ریاستجمهوری بعدی معطوف کند، فرصتی برای دستیابی به صلح وجود دارد.
ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی خود بارها وعده داده بود جنگ اوکراین را پایان دهد، اما دورهای پیشین مذاکرات با میانجیگری واشینگتن بینتیجه بود.
او ۱۳ شهریور بهصورت تلویحی از ارائه طرح تازه آمریکا برای پایان این مناقشه خبر داد، اما جزییات آن را اعلام نکرد.
ویرانیهای برجامانده از حمله پهپادی روسیه به منطقه کییف، ۹ شهریور
امیدواری ساکنان کییف به پایان جنگ
رویترز گزارش داد ویتکاف و کوشنر پیشتر چندین بار در مقام فرستادگان آمریکا به مسکو سفر کردهاند، اما این نخستین حضور آنها در کییف به شمار میرود.
رهبران اوکراین مدتها خواستار انجام چنین سفری بودند. شماری از ساکنان کییف نیز که طی هفتههای اخیر زیر بمبارانهای سنگین قرار داشتهاند، نسبت به نتیجهبخش بودن مذاکرات ابراز امیدواری کردند.
استپان یرماک، کهنهسرباز اوکراینی، گفت: «این مساله میتواند در یک چشم برهم زدن حل شود. ما صلح میخواهیم. خودم جنگیدهام و میدانم جنگ چگونه است. به صلح نیاز داریم، زیرا راه دیگری وجود ندارد.»
در دورهای پیشین مذاکرات، مواضع طرفها درباره مسائل کلیدی، از جمله سرنوشت منطقه دونباس در شرق اوکراین، فاصله زیادی با یکدیگر داشت.
روسیه خواستار خروج نیروهای اوکراینی از مجموعهای از شهرهای دونباس است که همچنان در کنترل کییف قرار دارند. اوکراین این خواسته را رد کرده و میگوید از توان حفظ این مناطق برای سالها برخوردار است.
کییف همچنین دریافت تضمینهای امنیتی از آمریکا و متحدان اروپایی خود را برای بازداشتن روسیه از حملهای دیگر ضروری میداند.
اگرچه خطوط زمینی میدان نبرد تا حد زیادی بدون تغییر ماندهاند، نیروهای روسیه و اوکراین طی هفتههای اخیر حملات هوایی دوربرد خود را شدت بخشیدهاند.
روسیه در دو هفته گذشته بارها با موشک و پهپاد به کییف حمله کرده است. در یکی از این حملات در ۱۳ شهریور، مقر سرویس امنیتی اوکراین هدف قرار گرفت.
کرملین پیشتر اعلام کرد حملات به کییف را تا دوشنبه ۱۶ شهریور متوقف میکند. زلنسکی نیز خبر داد اوکراین در این مدت از حمله به مسکو خودداری خواهد کرد.
با این حال، به گزارش رویترز، درگیریها در امتداد خط مقدم ۱۲۰۰ کیلومتری فروکش نکرد و روسیه ۱۴ شهریور به بمباران شماری از دیگر شهرهای اوکراین ادامه داد.
در سوی دیگر، اوکراین ۱۵ شهریور اعلام کرد پالایشگاه نفت ریازان را در عمق حدود ۴۸۰ کیلومتری خاک روسیه هدف قرار داده است. این حمله به وقوع آتشسوزی در پالایشگاه انجامید.
روزنامه ساندیتایمز گزارش داد دو آپارتمان لوکس مرتبط با مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در ساختمانی مشرف به کاخ کنزینگتون لندن برای فروش عرضه شدهاند.
این دو پنتهاوس که علی انصاری، بنیانگذار بانک منحلشده آینده، آنها را در مجموع به بهای نزدیک به ۳۶ میلیون پوند خریده بود، پس از تحریم او برای فروش گذاشته شدند.
بر اساس این گزارش که شامگاه شنبه ۱۴ شهریور منتشر شد، هر دو آپارتمان در غرب لندن دارای محل اقامت جداگانه برای کارکنان و تراس خصوصی روی پشتبام هستند.
ساندیتایمز نوشت موقعیت این املاک در نزدیکی اقامتگاه رسمی شاهزاده ویلیام و همسرش، نمونهای از نفوذ پنهانی جمهوری اسلامی در محافل ارشد بریتانیا است.
۱۹ تیر، وزارت خزانهداری آمریکا انصاری را «تسهیلگر مالی» جمهوری اسلامی معرفی کرد و او را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
بنا بر اعلام این وزارتخانه، انصاری میلیاردها دلار از داراییهای مردم ایران را اختلاس کرده و بر شبکهای گسترده و جهانی از داراییها نظارت دارد که منافع مجتبی خامنهای و دیگر مقامهای ارشد حکومت را تامین میکند.
مجتبی خامنهای، ۵۶ ساله، پس از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، در آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی منصوب شد.
او از آن زمان، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
به نوشته ساندیتایمز، گمان میرود مجتبی خامنهای در حملهای هوایی که به کشته شدن پدرش انجامید، بهشدت زخمی شده باشد.
پنتهاوسهای لوکس در همسایگی کاخ کنزینگتون
ساندیتایمز در ادامه گزارش داد یکی از املاک مرتبط با خامنهای در لندن، آپارتمانی به مساحت حدود ۳۶۶ مترمربع است که طبقات ششم و هفتم ساختمان شماره «۳ ای پالاس گرین» را در بر میگیرد.
این ملک از سوی شرکت نایت فرانک و بخش معاملات املاک حراجخانه ساتبیز برای فروش عرضه شده است.
نایت فرانک در آگهی فروش، این ملک را «پنتهاوسی دوبلکس و استثنایی با محل اقامت کارکنان و چشماندازی بیرقیب به باغهای کنزینگتون» توصیف کرده است.
انصاری این آپارتمان پنجخوابه را سال ۲۰۱۶ به بهای ۱۹ میلیون پوند خرید، اما اکنون قیمت آن اندکی کمتر از ۱۲ میلیون پوند تعیین شده است.
پنتهاوس دوم در طبقات هفتم و هشتم همین ساختمان قرار دارد. انصاری آن را سال ۲۰۱۴ به قیمت ۱۶ میلیون و ۷۵۰ هزار پوند خریداری کرد، اما هنوز آگهی عمومی و قیمت پیشنهادی آن منتشر نشده است.
این ساختمان در نزدیکی سفارت اسرائیل قرار دارد که افسران مسلح پلیس متروپولیتن لندن از آن محافظت میکنند.
بر اساس گزارش ساندیتایمز، خریداران احتمالی استقبال چشمگیری از این املاک نشان دادهاند و تاکنون چندین بار از آنها بازدید شده است.
گمان میرود دولت بریتانیا بهتازگی و پس از ناتوانی انصاری در بازپرداخت وامهای مسکن، مجوز فروش این دو آپارتمان را صادر کرده باشد.
انصاری که در دبی زندگی میکند، آبان ۱۴۰۴ بهدلیل تامین مالی سپاه پاسداران در فهرست تحریمهای بریتانیا قرار گرفت. از این رو، ورود او به بریتانیا ممنوع و همه داراییهایش در این کشور مسدود شده است.
انتظار میرود هر مبلغی که پس از پرداخت بدهیها از فروش آپارتمانها باقی بماند، تا زمانی که انصاری تحت تحریم است، از سوی دولت بریتانیا مسدود شود.
۲۲ مرداد، رسانه «هسنشاو» گزارش داد هتل هیلتون گراونبروخ آلمان در پی تحریمهای اتحادیه اروپا علیه انصاری، پذیرش مهمان را متوقف کرده است.
در سالهای گذشته، فساد مالی سازمانیافته در میان مقامهای جمهوری اسلامی و اعضای خانواده آنان، خشم و اعتراض گسترده افکار عمومی را برانگیخته است.
امپراتوری ملکی ۱۴۰ میلیون پوندی انصاری در لندن
ساندیتایمز در ادامه نوشت انصاری مجموعهای از املاک به ارزش بیش از ۱۴۰ میلیون پوند در گرانترین محلههای لندن گرد آورده است.
این داراییها شامل ۱۲ ملک در خیابان «بیشاپس» و اطراف آن در منطقه همپستد در شمال لندن است که ارزش مجموع آنها حدود ۷۳ میلیون پوند برآورد میشود. این خیابان بهدلیل عمارتهای گرانقیمتش به «خیابان میلیاردرها» شهرت دارد.
انصاری همچنین در همین خیابان، عمارتی به ارزش ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار پوند دارد که در اداره ثبت املاک بریتانیا به نام او ثبت شده است. به نظر نمیرسد این عمارتها برای فروش عرضه شده باشند.
به گزارش ساندیتایمز، انصاری در منطقهای حفاظتشده در دبی زندگی میکند که از آن با عنوان «بورلی هیلز امارات» یاد میشود. او گذرنامههای ایران، قبرس و سنت کیتس و نویس را در اختیار دارد.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر اعلام کرده بود انصاری با استفاده از منابع عمومی ایران، املاکی در بریتانیا، اسپانیا، آلمان، لوکزامبورگ، قبرس و امارات متحده عربی خریداری کرده است.
تصویری از تمرینهای این یگان ویژه - Photo: Gadi Kabelo
یک یگان محرمانه نیروی هوایی اسرائیل در جریان جنگهای اخیر، باندهای فرود موقتی را دور از پایگاههای هدف حملات موشکی ایجاد کرده است. پیش از این، گزارشهایی درباره استفاده اسرائیل از پایگاههای مخفی در عراق منتشر شده، اما مقامهای این یگان نقش خود در آن تاسیسات را تایید نکردهاند.
در گزارش مفصلی که نشریه واینت در مورد این یگان منتشر کرده، «یگان فرود پیشرو» نیروی هوایی اسرائیل که با نام یگان ۵۷۰۰ شناخته میشود، وظیفه شناسایی، بررسی و آمادهسازی زمین برای فرود و برخاستن هواپیماهای ترابری را بر عهده دارد. ماموریتهای این یگان میتواند در فاصلهای دور از مرزهای اسرائیل و در داخل خاک دشمن انجام شود.
سرگرد «گ»، فرمانده یگان، در گفتوگو با این نشریه گفت نیروهایش از نظر برد عملیاتی محدودیتی ندارند و میتوانند تقریبا در هر نقطهای باند موقت ایجاد کنند. او ویژگیهای زمین را تنها محدودیت اصلی یگان دانست.
به گفته او، ماموریت یگان برقراری ارتباط عملیاتی میان زمین و هواست تا هواپیماهای ترابری بتوانند نیرو و تجهیزات را در مناطقی فرود آورند که فرودگاه یا باند آمادهای در آنها وجود ندارد.
باندهای جایگزین هنگام حملات موشکی حکومت ایران در گزارش واینت آمده است که یگان ۵۷۰۰ در جریان جنگ با [حکومت] ایران، باندهای موقتی را دور از پایگاههای نیروی هوایی اسرائیل ایجاد کرد؛ زیرا پایگاههای اصلی زیر حملات موشکی قرار داشتند.
این باندها امکان ادامه فعالیت هواپیماهای ترابری را از نقاط جایگزین فراهم میکردند. گزارش جزئیاتی درباره شمار باندها، محل آنها یا عملیاتهایی که از طریق آنها انجام شد، ارائه نکرده است.
هواپیماهای ترابری هرکولس میتوانند نیرو، خودرو و تجهیزات را حمل کنند. نیروهای یگان ۵۷۰۰ پیش از فرود، استحکام زمین، طول و عرض باند، جهت و سرعت باد و وجود موانع احتمالی را بررسی میکنند و سپس هدایت هواپیما برای فرود یا برخاستن را بر عهده میگیرند.
باندها در روز با صفحات رنگی و پرچمهای کوچک و در شب با چراغهای دومنظوره علامتگذاری میشوند. این چراغها میتوانند نور مرئی یا نور فروسرخ منتشر کنند؛ نور فروسرخ تنها با تجهیزات ویژه قابل مشاهده است و به همین دلیل برای عملیات در خاک دشمن اهمیت دارد.
گزارشهایی از ایجاد پایگاههای مخفی در عراق والاستریت ژورنال در ماه مه و همزمان با عملیات موسوم به «شیر غران» گزارش داده بود که اسرائیل برای پشتیبانی از کارزار هوایی خود علیه حکومت ایران، یک پایگاه نظامی محرمانه در قلب صحرای عراق ایجاد کرده است.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، نیروهای ویژه در این پایگاه مستقر بودند و از آن بهعنوان مرکز پشتیبانی لجستیکی نیروی هوایی استفاده میشد. تیمهای جستوجو و نجات نیز در محل حضور داشتند تا در صورت سرنگونی هواپیماهای اسرائیلی و خروج اضطراری خلبانان بر فراز خاک دشمن، برای نجات آنان اقدام کنند.
نیویورکتایمز نیز گزارش داده بود که دو پایگاه از این نوع وجود داشته و برنامهریزی برای ایجاد آنها از سال ۲۰۲۴ آغاز شده بود. این روزنامه به نقل از ساکنان محلی نوشت یک چوپان عراقی یکی از پایگاهها را کشف کرد و سپس یک بالگرد، خودروی او را تعقیب کرد و او را از هوا کشت.
این ادعاها در گزارش واینت بهطور مستقل تایید نشدهاند. همچنین هیچ مقام اسرائیلی در مصاحبههای منتشرشده، ایجاد این پایگاهها یا نقش یگان ۵۷۰۰ در ساخت و اداره آنها را تایید نکرده است.
نویسنده گزارش احتمال داده است که اگر چنین پایگاههایی در عراق ایجاد شده باشند، یگان فرود پیشرو نیز ممکن است در راهاندازی یا بهرهبرداری از آنها نقش داشته باشد.
فرمانده یگان نیز در پاسخ به پرسشی درباره گزارشهای مربوط به ایجاد دو باند در خاک عراق، از اظهارنظر خودداری کرد.
یک افسر از عملیات محرمانه خارج از مرزها گفت ستوان «الف»، یکی از افسران یگان، بدون نام بردن از کشور محل ماموریت، گفت همراه با چند نیروی ذخیره و دیگر یگانهای بال ۷، در عملیاتی خارج از مرزهای اسرائیل شرکت کرده است.
تصویری از تمرین این یگان ویژه - Photo: Gadi Kabelo
به گفته او، ماموریت نیروها شناسایی، آمادهسازی و علامتگذاری یک باند در منطقهای دورافتاده بود؛ زمینی بیابانی که پیش از آن هیچ هواپیمایی روی آن فرود نیامده بود.
او گفت آمادهسازی این عملیات حدود دو هفته طول کشید و شامل برنامهریزی دقیق و تمرین شرایط میدانی بود. عملیات در محرمانگی کامل، با فرصتی بسیار محدود برای فرود و در شبی بدون روشنایی طبیعی انجام شد.
این افسر گفت نیروهای یگان با استفاده از تجهیزات دید در شب و ارتباطات رمزگذاریشده، اجازه فرود نخستین هواپیما را صادر کردند. پس از آن، چند هواپیمای دیگر نیز روی باند نشستند و نیرو و تجهیزات منتقل کردند.
محل این عملیات و ارتباط احتمالی آن با کارزار نظامی علیه حکومت ایران اعلام نشده است. بنابراین نمیتوان با اتکا به اطلاعات منتشرشده نتیجه گرفت که این ماموریت در عراق یا در ارتباط مستقیم با عملیات علیه حکومت ایران انجام شده است.
اسرائیل برای نجات خلبانان مهاجم به ایران آمادگی داشتند یگان ۵۷۰۰ بخشی از بال ۷ نیروی هوایی اسرائیل است. یگان کماندویی شلدگ و یگان جستوجو و نجات ۶۶۹ نیز در همین ساختار فعالیت میکنند.
فرمانده یگان ۵۷۰۰ گفت نجات خلبانانی که ناچار به خروج اضطراری از هواپیما میشوند، یکی از ماموریتهای بال ۷ است. او افزود: «هر خلبان جنگندهای که برای بمباران ایران اعزام میشود، میداند کسی برای نجات او خواهد آمد.»
او همچنین تایید کرد که یگانش در صورت دریافت دستور، توانایی آمادهسازی یک باند پیشرو برای استقرار یا فعالیت نیروهای آماده نجات خلبانان را دارد.
فرمانده یگان حاضر نشد درباره سناریویی توضیح دهد که در آن نیروهای شلدگ پیش از ورود یگان ۵۷۰۰، محل احداث باند را در خاک دشمن تصرف و ایمن کنند.
عملیات به اطلاعات و ارزیابی دقیق زمین وابسته است شناسایی محل مناسب برای احداث باند، به اطلاعات دقیق و همکاری چند یگان نیاز دارد. نیروهای یگان ۵۷۰۰ اجازه ندارند جزئیات شیوه انتخاب این مناطق را منتشر کنند.
نیروی هوایی اسرائیل در طول سالها فهرستی محرمانه از زمینهای بالقوه مناسب برای فرود، همراه با مختصات دقیق آنها، تهیه کرده است. فرمانده یگان گفت نیروهایش در صورت نیاز میتوانند خارج از این فهرست نیز محلی را شناسایی و برای فرود آماده کنند.
ارزیابان خاک تصمیم میگیرند که آیا زمین تحمل وزن هواپیماهای سنگین هرکولس را دارد یا خیر. اشتباه در این ارزیابی میتواند باعث فرورفتن هواپیما در خاک، آسیب دیدن لاستیکها یا در بدترین حالت سقوط شود؛ خطری که در خاک دشمن پیامدهای عملیاتی جدیتری دارد.
نیروهای یگان همچنین با پهپاد، تجهیزات دید در شب و دوربینهای حرارتی، باند را پیش از فرود بررسی میکنند تا انسان، حیوان یا مانعی وارد مسیر هواپیما نشده باشد.
اطلاعات منتشرشده نشان میدهد که یگان ۵۷۰۰ در برنامهریزی اسرائیل برای حفظ توان حملونقل هوایی هنگام حملات موشکی و پشتیبانی از عملیاتهای دوربرد نقش دارد. با این حال، جزئیات حضور احتمالی این یگان در عراق و ارتباط آن با حملات اسرائیل به ایران همچنان محرمانه مانده و گزارشهای موجود از سوی مقامهای اسرائیلی تایید نشدهاند.
حمله آمریکا به سه نفتکش ایرانی و ادعای تهران درباره هدف قرار دادن شش شناور، مناقشه بر سر کنترل تنگه هرمز را وارد مرحلهای خطرناکتر کرده است. به نوشته گلفنیوز ادامه این حملات میتواند روند شکننده بازگشت انتقال نفت از این آبراه راهبردی را مختل کند.
به نوشته این نشریه امارتی، گلف نیوز، دور تازه تنشها پس از آن آغاز شد که [حکومت] ایران موشکهای بالستیک به سوی یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن موشکانداز آمریکا شلیک کرد. فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد هر دو ناو از این حملات گریختند و نیروهای آمریکایی سپس سه نفتکش حامل نفت خام ایران را هدف قرار دادند.
سنتکام گفت نفتکشهای «داونی» در نزدیکی جزیره خارک و «استارک ۱» در حوالی جاسک «برای همیشه از کار افتادند» و نفتکش بدون محموله «کایلو» نیز در خارج از خلیج فارس «بهطور کامل منهدم شد».
برد کوپر، فرمانده سنتکام، حملات به نفتکشهای ایرانی را پاسخی به حمله به ناوهای آمریکا توصیف کرد و گفت: «اگر به دو کشتی ما شلیک کنید، هزینه اقتصادی حتی سنگینتری بر شما تحمیل خواهیم کرد؛ سه کشتی شما را از بین خواهیم برد.»
چند ساعت پس از حملات آمریکا، سپاه پاسداران اعلام کرد شش شناور را هدف قرار داده است. به گفته سپاه، سه فروند از آنها نفتکشهایی بودند که از «مسیری غیرمجاز» در تنگه هرمز عبور میکردند و سه شناور دیگر نیز در نقاطی دیگر با آمریکا ارتباط داشتند.
این اعلامیه بلافاصله بهطور مستقل تایید نشد. سپاه همچنین به دیگر کشتیها هشدار داد از مسیرهایی که تهران تایید نکرده است استفاده نکنند.
ارتش جمهوری اسلامی نیز هشدار داد اگر آمریکا آنچه تهران آزار کشتیهای ایرانی و محاصره دریایی میخواند ادامه دهد، حملات به شناورهای نیروی دریایی آمریکا ممکن است «شدیدتر» و گستردهتر شود.
رقابت بر سر کنترل عبور کشتیها ادامه دارد در مرکز این رویارویی، اختلاف بر سر این قرار دارد که کدام طرف میتواند شرایط عبور کشتیها از تنگه هرمز را تعیین کند. حکومت ایران میکوشد مانع استفاده شناورها از مسیرهای «تاییدنشده» خود شود و آمریکا نیز با اسکورت کشتیهای تجاری در پی حفظ رفتوآمد در این آبراه است.
انتقال نفت از تنگه هرمز پس از اختلال شدید در ماههای نخست جنگ ششماهه بهبود یافته و اکنون حدود دوسوم سطح پیش از جنگ برآورد میشود. واشینگتن در برخی روزها از ثبت حجم بالاتری خبر داده است.
با این حال، این روند همچنان شکننده است. ادامه حملات پهپادی یا موشکی میتواند خطر فعالیت کشتیهای تجاری را افزایش دهد، مالکان کشتیها و شرکتهای بیمه را نگران کند و انتقال نفت را بار دیگر کاهش دهد؛ حتی اگر حکومت ایران موفق به اصابت مستقیم به یک ناو آمریکایی نشود.
به نوشته گلفنیوز، از این منظر، مناقشه هرمز تنها بر سر باز یا بسته بودن فیزیکی تنگه نیست. موفقیت راهبرد آمریکا به این بستگی دارد که آیا واشینگتن میتواند اعتماد شرکتهای کشتیرانی را برای ادامه استفاده از این مسیر حفظ کند یا خیر.
تهدید آمریکا ناوگان نفتی ایران را هدف گرفت تنگه هرمز در جریان جنگ یکی از مهمترین اهرمهای فشار تهران بوده است. افزایش عبور کشتیها تحت حفاظت آمریکا میتواند این اهرم را تضعیف کند، اما حمله به ناوهای آمریکایی نیز ممکن است هزینه سنگینی برای ناوگان نفتی ایران داشته باشد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، هشدار داده است که اگر [حکومت] ایران به سوی شناورهای نیروی دریایی آمریکا شلیک کند، واشینگتن نفتکشهای این کشور را «منهدم و غرق» خواهد کرد.
به گزارش سیانان به نقل از دادههای خدمات ردیابی کشتی، بیش از ۵۰ نفتکش ایرانی در خلیج فارس و دریای عمان حضور دارند که نزدیک به ۲۰ فروند از آنها در حوالی جزیره خارک لنگر انداختهاند. گمان میرود بسیاری از نفتکشهای مستقر در آن منطقه حامل نفت خام باشند، اما بر اثر فشار آمریکا امکان خروج از خلیج فارس را نداشته باشند.
این وضعیت یکی از شریانهای باقیمانده درآمدی ایران را در معرض خطر قرار میدهد. تهران از یک سو میخواهد توان خود را برای ایجاد اختلال در تنگه هرمز حفظ کند و از سوی دیگر باید از واکنشی جلوگیری کند که زیرساختها و ناوگان نفتی آن را بیش از پیش هدف قرار دهد.
حمله آمریکا به قلب صادرات نفت ایران نزدیک شد حمله به نفتکش «داونی» اهمیت ویژهای داشت، زیرا عملیات نظامی آمریکا را به جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، نزدیک کرد.
جزیره خارک در شمال خلیج فارس و حدود ۱۶ مایلی ساحل ایران قرار دارد و پیش از جنگ نزدیک به ۹۰ درصد صادرات نفت خام این کشور از طریق آن انجام میشد.
نیروهای آمریکایی پیشتر اهداف نظامی جزیره را هدف قرار داده بودند، اما تاسیسات اصلی نفتی آن، از جمله پایانهها، مخازن ذخیره و خطوط لوله، دستنخورده باقی مانده بود. حمله تازه نیز یک نفتکش را هدف قرار داد، نه زیرساختهای نفتی خارک.
با این حال، این حمله نشان داد که ادامه اقدامات تلافیجویانه ممکن است عملیات نظامی آمریکا را به زیرساختهایی نزدیکتر کند که برای درآمد نفتی ایران حیاتیاند.
آمریکا پیش از حمله به خدمه هشدار داد یک فایل صوتی که ایراناینترنشنال اصالت آن را تایید کرده است، نشان میدهد یک هواپیمای نظامی آمریکا پیش از حمله به نفتکش «استارک ۱» به خدمه آن هشدار داده بود.
در این فایل، صدایی با لهجه آمریکایی اعلام میکند: «در حال آماده شدن برای شلیک به قسمت عقب کشتی شما هستم.» سپس ۱۰ دقیقه به خدمه فرصت داده میشود آن بخش از کشتی را ترک کنند. در هشدار بعدی نیز از آنان خواسته میشود وارد قایقهای نجات شوند و کشتی را تخلیه کنند.
رسانههای ایران اعلام کردند در حمله نزدیک جزیره خارک کسی کشته یا زخمی نشده است.
خطر رویارویی گستردهتر افزایش یافت به نوشته گلفنیوز، حکومت ایران برای مختل کردن راهبرد آمریکا در تنگه هرمز لزوما نیازی به غرق کردن یک ناو هواپیمابر ندارد. حملات مستمر به نیروهای اسکورتکننده میتواند ناوهای آمریکایی را وارد عملیات دفاعی پیدرپی کند و شرکتهای تجاری را از استفاده از این مسیر بترساند.
با این حال، اصابت موفقیتآمیز به یک ناو آمریکایی، بهویژه حملهای که به کشته شدن نیروهای این کشور منجر شود، ممکن است واکنشی بسیار گستردهتر در پی داشته باشد و داراییهای نظامی و نفتی بیشتری را در ایران در معرض حمله قرار دهد.
به نوشته گلفنیوز، آمریکا نیز با این چالش روبهرو است که بدون کشیده شدن به چرخهای فزاینده از حملات تلافیجویانه، امنیت عبور کشتیها را تامین کند.
جریان انتقال نفت از تنگه هرمز از سر گرفته شده است، اما هدف قرار گرفتن ناوگان نفتی ایران از سوی آمریکا و تهدید تهران علیه کشتیهایی که از مسیرهای «تایید نشده» عبور میکنند، نشان میدهد هر حمله تازه میتواند این بهبود شکننده را معکوس کند و دامنه درگیری را گسترش دهد.
مارک بیل، مدیر پیشین سیاستگذاری هوش مصنوعی پنتاگون، هشدار داده است که گسترش دوربینهای نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است آمریکا را به سوی «حکومتی نظارتی شبیه چین» سوق دهد.
او خواستار وضع مقررات سختگیرانه و نظارت قضایی بر استفاده نیروهای انتظامی از دستگاههای خودکار پلاکخوان شده است.
بیل در گفتوگو با برنامه «شنبه در آمریکا» در شبکه فاکس نیوز گفت فناوریهایی مانند دوربینهای شرکت «فلاک» میتوانند به نیروهای انتظامی در مبارزه با جرم کمک کنند، اما استفاده از آنها بدون ضوابط روشن، حقوق و حریم خصوصی شهروندان را در معرض خطر قرار میدهد.
او گفت: «باید مراقب باشیم بیش از حد به سوی دیگر نرویم و حکومتی نظارتی شبیه چین ایجاد نکنیم؛ چیزی که قابلیتهای هوش مصنوعی در نهایت امکان آن را فراهم میکنند و همین حالا نیز در حال فراهم کردن آن هستند.»
دوربینهای فلاک پلاک خودروها را بهطور خودکار ثبت میکنند و اطلاعات بهدستآمده را برای استفاده در تحقیقات در اختیار نیروهای انتظامی قرار میدهند. منتقدان نگراناند که گسترش چنین سامانههایی، بدون محدودیتهای قانونی، امکان ردیابی گسترده رفتوآمد شهروندان را فراهم کند.
بیل گفت بهرهبرداری از مزایای امنیتی این فناوری نباید به ایجاد سامانهای فراگیر برای نظارت بر مردم منجر شود. به گفته او، تعیین قواعد روشن درباره نحوه استفاده از اطلاعات و نظارت دادگاهها برای جلوگیری از سوءاستفاده ضروری است.
شرکت «فلاک سیفتی» نیز ضمن دفاع از کاربرد محصولات خود، بر ضرورت ایجاد تعادل میان امنیت و حریم خصوصی تاکید کرده است. گرت لنگلی، مدیرعامل این شرکت، پیشتر در گفتوگو با فاکس نیوز گفته بود بحث درباره امنیت یا حریم خصوصی بهتنهایی کافی نیست و سیاستگذاران باید میان این دو موازنه برقرار کنند.
لنگلی گفت شرکت او پیشنهاد کرده است اطلاعات ثبتشده تنها هفت روز نگهداری شوند و افرادی که از این سامانه سوءاستفاده میکنند، پاسخگو باشند. او همچنین از نبود مقررات و سازوکارهای کافی برای نظارت بر استفاده از فناوریهای مشابه انتقاد کرد.
مدیرعامل فلاک سیفتی افزود این شرکت ممیزی استفاده از سامانه و بهرهگیری از ابزاری برای شناسایی رفتارهای غیرعادی را الزامی کرده است. او از نهادهای ناظر ایالتی خواست بهجای ممنوع کردن کامل این فناوری، بر پاسخگو کردن نیروهای انتظامی تمرکز کنند.
هشدار بیل در حالی مطرح میشود که فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی با سرعت بیشتری وارد فعالیتهای پلیسی و امنیتی میشوند. مناقشه اصلی اکنون بر سر این است که چگونه میتوان از توانایی این ابزارها برای کشف جرم استفاده کرد، بیآنکه امکان نظارت دائمی و گسترده بر زندگی شهروندان فراهم شود.