از «بعثت مردم» تا «تمدن نوین اسلامی»؛ کلیدواژههایی برای فهم خط فکری مجتبی خامنهای

از ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد، حدود ۲۰ پیام و نوشته از او منتشر شده است.

از ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد، حدود ۲۰ پیام و نوشته از او منتشر شده است.
بخشی از این پیامها، مانند پیامهای تسلیت یا مناسبتهای رسمی، بیشتر جنبه تشریفاتی دارند، اما دستکم ۱۰ پیام دیگر تصویری روشنتر از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک او ارائه میکنند.
این پیامها موضوعهای متنوعی را در بر میگیرند. از ارتش، مجلس و زبان فارسی گرفته تا حج، غدیر، خلیج فارس، توافق با آمریکا و جبهه مقاومت.
با این حال، کنار هم گذاشتن آنها یک واژه را بیش از هر چیز برجسته میکند: «بعثت»
در نگاه اول، «بعثت» ممکن است فقط یک اصطلاح مذهبی به نظر برسد، اما تکرار آن در موقعیتهای مختلف نشان میدهد این واژه در ادبیات مجتبی خامنهای صرفا یک تعبیر دینی نیست، بلکه میتواند یکی از کلیدهای فهم نگاه او به مردم، حکومت و آینده جمهوری اسلامی باشد.
بعثت، از مفهوم دینی تا ابزار سیاسی
در سنت اسلامی، بعثت به معنای برگزیده شدن برای انجام یک ماموریت الهی است. پیامبر مبعوث میشود، یعنی رسالتی بر عهده او گذاشته میشود.
در پیامهای مجتبی خامنهای نیز بعثت فقط به معنای بیدار شدن یا آگاه شدن نیست. در اینجا، بعثت بیش از هر چیز به معنای ماموریت پیدا کردن است.
به همین دلیل، او از «بعثت ملت ایران»، «بعثت مردم»، «بعثت هنرمندان»، «ملت بعثتیافته» و حتی «امت مبعوثشده اسلامی» سخن میگوید.
در این روایت، مردم صرفا شهروندان یک کشور نیستند؛ آنها حاملان یک رسالت تاریخی معرفی میشوند.
همین نکته، بعثت را از یک واژه مذهبی به مفهومی سیاسی تبدیل میکند.
بعثت از مردم آغاز میشود
نخستین نشانه این نگاه را میتوان در پیام حج مجتبی خامنهای در پنجم خرداد دید.
او در این پیام مینویسد ملت ایران پس از کشته شدن علی خامنهای «بعثت الهی یافت» و با حضور در همه عرصههای مورد نیاز، چشم دنیا را به خود خیره کرد.
اما مهمترین بخش پیام، جمله دیگری است: «در پی بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت، بعثت امت اسلامی رقم خواهد خورد.»
در این عبارت، «بعثت ملت ایران» مستقیما در کنار «جبهه مقاومت» قرار میگیرد و هر دو مقدمهای برای «بعثت امت اسلامی» معرفی میشوند.
همین الگو در پیامهای دیگر نیز تکرار میشود. در پیام روز فردوسی، از هنرمندان خواسته میشود «بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم» رقم بزنند و روایت این خیزش را برای تاریخ ثبت کنند.
در پیام آغاز سال سوم مجلس دوازدهم نیز مجلس باید خود را «در تراز ملت مبعوثشده» تنظیم کند.
به این ترتیب، بعثت فقط به مردم محدود نمیماند. از مردم آغاز میشود، به فرهنگ و هنر میرسد، وارد نهادهای رسمی حکومت میشود و در نهایت به امت اسلامی گسترش پیدا میکند.
این زنجیره، تصادفی به نظر نمیرسد.
مردم، شهروند یا نیروی یک ماموریت؟
در پیام غدیر و سالگرد ۱۴ خرداد نیز همین روایت ادامه پیدا میکند.
مجتبی خامنهای از «بعثت تازه» ملت ایران سخن میگوید و تاکید میکند این ملت در کنار جبهه مقاومت مایه مباهات ملتهای دیگر شده است.
او همچنین از «نصابی تازه از بعثت ملت ایران» و «ملت بعثتیافته» یاد میکند.
در همه این پیامها، مردم نیرویی هستند که برای انجام ماموریتی بزرگتر برگزیده شدهاند.
این ماموریت، در نهایت، به حمایت از جبهه مقاومت، مقابله با آمریکا و اسرائیل و مشارکت در شکل دادن به نظمی جدید در منطقه و جهان پیوند میخورد.
بعثت، حلقه گمشده پروژه تمدن نوین اسلامی
اگر این پیامها را در کنار یکی از مهمترین نظریههای علی خامنهای قرار دهیم، تصویر کاملتری به دست میآید.
رهبر پیشین جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بارها از «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» سخن گفته بود؛ مسیری که با انقلاب اسلامی آغاز میشود، به نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی میرسد و در نهایت هدف آن، شکلگیری تمدن نوین اسلامی است.
در این نظریه، ایجاد نهادهای حکومتی به تنهایی کافی نیست. جامعه نیز باید دگرگون شود و مردم، خود را بخشی از یک ماموریت تاریخی بدانند.
اگر از این زاویه به پیامهای مجتبی خامنهای نگاه کنیم، بعثت را میتوان حلقهای دانست که این پروژه را کامل میکند.
در این روایت، مردم فقط حامی حکومت نیستند؛ «ملت بعثتیافته» هستند. هنرمندان باید در امتداد بعثت مردم حرکت کنند. مجلس باید خود را با ملت مبعوثشده هماهنگ کند. سپس این روند به امت اسلامی گسترش مییابد و در کنار جبهه مقاومت قرار میگیرد.
به بیان دیگر، اگر فرایند پنجگانه، نقشه راه جمهوری اسلامی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی باشد، «بعثت» تلاشی برای تعریف نیروی انسانی این پروژه است؛ مردمی که قرار است این مسیر را پیش ببرند.
بعثت، مقاومت و نظم جدید
پیوند میان بعثت و جبهه مقاومت فقط به پیامهای مذهبی محدود نمیشود و حتی در موضوعی مانند توافق با آمریکا نیز همین الگو تکرار میشود.
مجتبی خامنهای در پیام خود پس از تفاهمنامه تهران و واشینگتن مینویسد اگرچه در ابتدا با این توافق موافق نبوده، اما بهدلیل تعهد رییسجمهوری و اعضای شورای عالی امنیت ملی به «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، اجازه اجرای آن را داده است.
همین الگو در پیام روز ملی خلیج فارس هم دیده میشود. جایی که او مینویسد زنجیره پیروزیهای حاصل از «سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی»، سرآغاز «نظم جدید منطقه و جهان» خواهد بود.
اگر این پیامها را کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان گفت بعثت مردم، جبهه مقاومت و نظم جدید، سه حلقه از یک زنجیره واحد هستند. زنجیرهای که از درون ایران آغاز میشود، اما هدف نهایی آن فراتر از مرزهای ایران تعریف شده است.
چرا «بعثت» اهمیت دارد؟
ممکن است گفته شود واژههایی مانند مقاومت، آمریکا، اسرائیل یا ملت ایران در پیامهای مجتبی خامنهای بیشتر تکرار شدهاند، اما اهمیت بعثت در تعداد دفعات استفاده از آن نیست، بلکه در جایگاهی است که در ساختار فکری او پیدا کرده است.
«مقاومت» سالهاست یکی از کلیدواژههای ثابت ادبیات جمهوری اسلامی است. آمریکا و اسرائیل نیز دشمنان همیشگی این گفتمان به شمار میروند، اما «بعثت» واژهای است که نقش مردم را بازتعریف میکند.
در این نگاه، مردم صرفا حامی حکومت یا شرکتکننده در انتخابات و راهپیماییها نیستند. آنها «مبعوث» میشوند، یعنی رسالتی بر عهده میگیرند که از مرزهای یک دولت یا حتی یک کشور فراتر میرود.
به همین دلیل، بعثت در پیامهای مجتبی خامنهای فقط یک مفهوم دینی نیست، بلکه زبان تازهای برای تعریف رابطه مردم با پروژه سیاسی جمهوری اسلامی است.
اما چرا مجتبی خامنهای این اندازه بر مفهوم بعثت تاکید میکند؟
بهطور خلاصه، بعثت در این پیامها به معنای مردمی است که برای انجام یک ماموریت برگزیده شدهاند. پرسش اصلی این نیست که چه کسی این مردم را برگزیده، بلکه این است که این ماموریت دقیقا چیست.
پاسخ را باید در مجموعه پیامهای او جستوجو کرد.
هرچه این پیامها بیشتر کنار هم قرار میگیرند، روشنتر میشود که بعثت هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به هدفی بزرگتر است.
مجتبی خامنهای در نخستین پیام خود پس از رسیدن به رهبری نوشت: «امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزیی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.»
در پیامهای بعدی نیز همین مسیر ادامه پیدا میکند؛ از لبنان، فلسطین، عراق و یمن سخن گفته میشود، از ضرورت پاسداشت همزمان «حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت» در توافق با آمریکا، و در نهایت از «نظم جدید منطقه و جهان» که قرار است در سایه راهبرد مقاومت شکل بگیرد.
اگر این پیامها را در چارچوب نظریه «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» بخوانیم، تصویری منسجمتر به دست میآید.
علی خامنهای سالها از پروژهای سخن میگفت که قرار بود از انقلاب اسلامی به تمدنی نوین برسد. مجتبی خامنهای نیز دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز، از مفهومی سخن میگوید که میتواند نیروی محرک همان پروژه باشد: ملت بعثتیافته.
شاید به همین دلیل، بتوان «بعثت» را مهمترین کلیدواژه آغاز رهبری مجتبی خامنهای دانست. واژهای که نه فقط جایگاه مردم، بلکه نقش آنها را در ادامه پروژه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بازتعریف میکند. پروژهای که از نگاه رهبر پیشین قرار بود به «تمدن نوین اسلامی» ختم شود و از نگاه رهبر جدید، همچنان با محوریت جبهه مقاومت و در افق «نظم جدید منطقه و جهان» دنبال میشود.
اگر این برداشت درست باشد، بعثت صرفا یک انتخاب ادبی یا مذهبی نیست و این واژه میتواند حلقه اتصال میان گفتمان رهبر دوم و رهبر سوم جمهوری اسلامی باشد.
این حلقه نشان میدهد دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز نه تنها تغییری بنیادین در جهتگیری ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دیده نمیشود، بلکه تلاش شده است همان پروژه با زبانی تازه و با تعریفی جدید از نقش مردم ادامه پیدا کند.