• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

افشای شبکه فساد پسر محسن رضایی و پسر و داماد دو وزیر در وزارت اطلاعات در فروش نفت

مجتبا پورمحسن
مجتبا پورمحسن

ایران‌اینترنشنال

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

ایران اینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی از هویت اعضای شبکه فساد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در فروش نفت ایران دست یافته که نشان می‌دهد فرزندان شماری از امنیتی‌ترین چهره‌های نظام با مدیریت یک مدیرکل اطلاعات، مجموعا ۱۱ میلیارد دلار از پول نفت فروخته شده را برنگردانده‌اند.

۱۸ مردادماه، خبرگزاری کار ایران، ایلنا، به‌نقل از حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، نام یکی از تراستی‌هایی را فاش کرد که به گفته او پول نفت ایران را بازنگرده است: حسین آقایاری.

یک روز بعد همین خبرگزاری آدرس‌های دقیق‌تری داد: متولد سال ۱۳۶۱ که در تهران با پاسپورت ایرانی ـ افغانستانی فعالیت دارد. او پس از خرید ۴۰ نفتکش ایران، ۹۰ میلیون بشکه تحویل گرفته و در بازار فروخته و پولش را بازنگرداند.

او از پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه مقیم امارات شده است. دو منبع نفتی به ایران‌اینترنشنال گفتند که حسین آقایاری پنج ماه پیش با پاسپورت دومینیکا چند روز در هتل ریتز لندن اقامت داشت.

به‌گفته این منابع، نام و جزییات فعالیت‌های آقایاری، به طور هدفمند و در جریان یک پروژه امنیتی به رسانه‌های داخلی ایران راه یافت تا هویت چهره‌های اصلی یک شبکه بزرگ از تراستی‌های وزارت اطلاعات پنهان بماند.

100%

رهبر این شبکه، یکی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات، به نام شایان است؛ مدیرکل سوخت و انرژی وزارت اطلاعات که ده روز پیش برکنار شد و به‌گفته سه منبع قرار است دستگیر شود.

او شبکه‌ای موسوم به شایان را هدایت می‌کرده که نتیجه‌اش عدم بازگشت ۱۱ میلیارد دلار از پول نفت بوده است. اما اعضای شبکه شایان چه کسانی هستند و این شبکه چطور کار می‌کند؟

رهبران شبکه شایان در وزارت اطلاعات

از زمان آغاز به کار دولت رئیسی، در قانون بودجه، به دستگاه‌های اجرایی و صندوق های بازنشستگی کشوری، لشگری و تامین اجتماعی اجازه داده شد با هماهنگی وزارت نفت، میعات گازی و نفت ایران را به اشخاص مورد تایید بدهند تا با دور زدن تحریم‌ها نفت بفروشند و پولش را برگردانند.

به این افراد در ادبیات سیاسی-اقتصادی ایران تراستی گفته می‌شود.

دولت پزشکیان هم سال گذشته بندی مشابه در لایحه بودجه گنجاند و اجازه فروش روزانه یک میلیون بشکه نفت به اشخاص مورد اعتماد را صادر کرد.

در نتیجه این قانون، چند شبکه رانتی بزرگ در ایران شکل گرفت، که یکی از آن‌ها در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، با همکاری سه راس یک مثلث بود. یکی محسن پاک‌نژاد وزیر نفت که سابقه ریاست ستاد نظارت بر سوخت‌رسانی وزارت نفت را در کارنامه‌اش دارد.

100%

اما دو راس دیگر این مثلث سرشبکه این مجموعه فساد بزرگ هستند. یکی‌شان فردی با نام مستعار شایان، مدیرکل سوخت وزارت اطلاعات که قبلا بازجوی ارشد وزارت در پرونده‌های بزرگ نفتی بود و با اعمال نفوذ در این پرونده‌ها، از پرونده دکل‌های نفتی گمشده تا کرسنت، ثروت زیادی اندوخت.

ضلع سوم این شبکه هم میثم درزی‌نژاد رمی نام دارد، مدیرکل صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات که از طریق او پوشش قانونی برای فروش نفت فراهم شده. او پیشتر رییس حراست ستاد اجرایی فرمان امام، کارتل بزرگ اقتصادی وابسته به خامنه‌ای بود.

هویت حلقه تراستی‌های شبکه شایان

شایان و درزی‌نژاد، از طریق ۹ تراستی پرنفوذ، حلقه بزرگی برای فروش و تصاحب پول نفت را ایجاد کردند که یکی‌شان حسین آقایاری است.

محسن فلاحیان، فرزند وزیر پیشین اطلاعات

اما یکی از سرشناس‌ترین اعضای این حلقه، محسن فلاحیان است، پسر علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دولت اکبر هاشمی رفسنجانی. او طراح شمار زیادی از عملیات‌های ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی از جمله شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر دوره محمدرضا شاه پهلوی، بود.

محسن فلاحیان در ایران شرکتی به نام شرکت سپهر صنعت نگین را اداره می‌کند. موضوع فعالیت این شرکت‌ از مهرماه سال گذشته به امور نفت و گاز تغییر پیدا کرده است.

100%

او با سفارش پدر‌، مجوز ساخت و تاسیس مخزن نگهداری نفت در بندر رجایی بندرعباس را دریافت کرد و در فروش نفت به شبکه شایان پیوست.

به‌گفته منابع ایران‌اینترنشنال، محسن با هویت دیگری به نام محسن الف، با پاسپورت ترکیه در امارات زندگی می‌کند و مشغول تجارت نفت است. محسن فلاحیان تنها در یک مورد ۲۰۰ میلیون درهم از پول نفت ایران را با تبدیل به رمزارز به کشوری اروپایی منتقل کرده است.

علی رضایی، پسر سرلشگر محسن رضایی

علاوه بر او، علی رضایی پسر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هم یکی از تراستی‌های شبکه شایان است.

100%

علی رضایی، داماد لیلی بروجردی، نوه روح‌الله خمینی است. او سال‌ها معاون اطلاع رسانی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و در واقع معاون پدرش بود. رضایی حالا مدت‌هاست در نقش یک تاجر نفت، در هتل آدرس مال دبی اقامت دارد. عضوی از شبکه شایان که صدها میلیون دلار پول را برنگردانده است.

علی بایندریان، تراستی چند شبکه موازی

یکی از مهم‌ترین اعضای شبکه سرقت پول نفت وزارت اطلاعات علی بایندریان است، ۵۲ ساله متولد تهران ساکن خیابان مراورید در سعادت‌آباد تهران. او البته زمان زیادی از سال را در امارات می‌گذراند.

آمریکا شش سال پیش او را به اتهام تامین مالی نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرد. بایندریان با شبکه‌ای از شرکت‌های ثبت شده در ایران و جنوب شرق آسیا نفت و محصولات پتروشیمی را در بازار سیاه می‌فروشد.

100%

به‌گفته منابع ایران‌اینترنشنال، بایندریان مراودات مالی فروش نفت تحریمی و تحویل حق حساب شایان را از حسابی متعلق به یکی از بستگان همسرش به نام ندا در امارات انجام می‌دهد.

بایندریان پیش از شبکه شایان، تراستی معتمد شبکه شورای عالی امنیت ملی بود. او به‌دلیل همکاری با شبکه‌های موازی، گاهی قدرالسهم شایان را به موقع و به اندازه نمی‌داد. به همین دلیل شایان، یک رقیب برایش تراشید؛ احمد معروف‌خانی، رییس هیات مدیره اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی، که او هم جزو تراستی‌های درجه دو شبکه وزارت اطلاعات است. 

احسان سخایی، داماد وزیر اطلاعات دولت روحانی

احسان سخایی، دیگر تراستی عضو شبکه شایان است. ۵۱ ساله و داماد محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت حسن روحانی، تبعه سوییس و ساکن ویژن تاور دبی. 

100%

شش سال پیش، در جریان دادگاه فساد بانک ملت، فاش شد که سخایی در نقش کارچاق‌کن با استفاده از نفوذ پدرهمسرش، برای ابربدهکاران بانکی بخشودگی‌های میلیاردی می‌گرفته است. او یکی دیگر از کسانی است که چندصد میلیون دلار از پول نفت فروخته شده ایران را برنگردانده است.

احسان تحیری، فرزند سرتیپ سردار علی تحیری

‌احسان تحیری، صراف مشهور ایرانی که به گفته منابع ایران اینترنشنال، تنها در یک مورد، ۷۰۰ میلیون دلار از پول نفت ایران را تحویل نداده است.

تحیری مالک صرافی ارزایران، فرزند سردار سرتیپ شمسعلی تحیر مشهور به سردار تحیری است. او متهم درجه یک کلاهبرداری یک میلیارد درهمی از سامانه ارز نیمایی است که اتفاقا با کمک وزارت اطلاعات آزاد و فراری داده شد.

100%

دو منبع به ایران‌اینترنشنال گفتند که امارات در زمان جنگ تحیری را دستگیر کرده و او حالا زندانی است. انتشار تصویر خودروهای لوکس تحیری در ویلای لواسانش پیش‌تر جنجال‌آفرین شده بود.

روح‌الله رضوی، داماد سخنگوی جبهه پایداری

اما یکی از کلیدی‌ترین مهره‌های شبکه تراستی‌های وزارت اطلاعات، روح‌الله رضوی است. او داماد مجید متقی‌فر، سخنگوی جبهه پایداری است و از طریق همین نسبت سیاسی به چهره مورد اعتماد شایان تبدیل شده است.

100%

دفتر او در کامرانیه تهران، پاتوق زدوبندهای نفتی است. رضوی علاوه بر اینکه بالغ بر یک میلیارد دلار پول نفت فروخته شده را بالا کشیده، اطلاعات دیگر تراستی‌های رقیبش را افشا کرده تا از میدان به درشان کند.

محمدهادی مومنین، ابربدهکار بانکی دلال نفت

یکی از تراستی‌هایی که برای شایان بسیار ارزشمند بوده، محمدهادی مومنین است، متولد ۱۳۶۸ که حدود دو میلیارد دلار پول نفت ایران را در اختیار دارد و بازنگردانده است.

نام او در هیات مدیره بیش از چهل شرکت در ایران دیده شده است.

100%

سال گذشته با اعلام اسامی ابربدهکاران بانکی، مشخص شد که مومنین ۷۴۳ میلیارد تومان به بانک کارآفرین بدهکار است.

او در زمان جنگ از امارات به عمان گریخت و بعد از آنجا به چین رفت و حالا از آنجا جواب طلبکارانش را نمی‌دهد.

احسان دستغیب، فرزند سلطان رشوه ایران

و بالاخره آخرین نفر، احسان دستغیب است، فرزند عبدالله دستغیب، برادرزاده امام جمعه پیشین شیراز موسوم به سلطان رشوه. احسان که در دبی سکونت دارد، برای شبکه شایان نفت کوره می‌فروشد. او هم مقدار زیادی از پول را به کشور بازنگردانده است.

100%

با برکناری شایان و دستگیری قریب‌الوقوع او و میثم درزی‌نژاد رمی این شبکه زیر ضرب رفته است. این تنها یکی از شبکه‌های فساد تراستی‌هایی است که مجموعا ۱۱۰ میلیارد دلار پول نفت ایران را برنگردانده‌اند.

منابع ایران‌اینترنشنال می‌گویند پاک‌نژاد وزیر نفت هم در آستانه برکناری است، اگرچه او تمام ارتباطاتش را برای بقا به کار گرفته است.

دادستان تهران، هفته گذشته اعلام کرد برای ۱۵ تراستی که پول نفت ایران را برنگردانده‌اند پرونده تشکیل شده و در اینرپل برای‌شان اعلان قرمز صادر شده است.

با این حال نام هیچ‌یک از اعضای شبکه شایان در فهرست دادستانی نیست. بعید است نهادی سراغ این تراستی‌ها برود؛ چون پسر و داماد وزیران پیشین اطلاعات، فرزند دبیر شورای عالی امنیت ملی و نزدیکان جبهه پایداری و امام جمعه‌های پرنفوذند که در سرقت بزرگ شبکه فساد بزرگ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با قیمت دلار روز، حدود یک میلیون و ۹۸۰ هزار میلیارد تومان معادل۱۹۸۰ تریلیون تومان پول نفت کشور را برنگردانده‌اند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

جنجال یک «واو» در صداوسیما؛ عراقچی چگونه وزیر «خوارج» شد؟
۱
تحلیل

جنجال یک «واو» در صداوسیما؛ عراقچی چگونه وزیر «خوارج» شد؟

۲

اقتصاد ایران در مسیر ابرتورم؛ از رکورد نقدینگی تا معوقات مزدی کارگران

۳

فارس با اشاره به درگیری هیات‌ها در مشهد: دعوا به‌دلیل خستگی ناشی از گرما بود

۴

واشینگتن‌پست: ترامپ باید از توافق با ایران صرف‌نظر کند و سیاست مهار را در پیش بگیرد

۵

بسته‌ماندن تنگه هرمز آینده صنعت نفت کویت را با خطر روبه‌رو کرده است

انتخاب سردبیر

  • افشای شبکه فساد پسر محسن رضایی و پسر و داماد دو وزیر در وزارت اطلاعات در فروش نفت
    اختصاصی

    افشای شبکه فساد پسر محسن رضایی و پسر و داماد دو وزیر در وزارت اطلاعات در فروش نفت

  • فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران
    اختصاصی

    فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران

  • حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

    حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

  • آلودگی نفتی، ۱۲۲ هزار متر مربع از سواحل و آب‌های قشم را درگیر کرده است

    آلودگی نفتی، ۱۲۲ هزار متر مربع از سواحل و آب‌های قشم را درگیر کرده است

  • اصرار تهران بر مواضعش در تنگه هرمز؛ ترامپ از آمریکایی‌ها خواست قیمت بالای بنزین را بپذیرند

    اصرار تهران بر مواضعش در تنگه هرمز؛ ترامپ از آمریکایی‌ها خواست قیمت بالای بنزین را بپذیرند

•
•
•

مطالب بیشتر

بدهی نجومی شرکت ملی نفت؛ صورتحساب خنثی‌سازی تحریم به ۸۲ میلیارد دلار رسید

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان
100%

فشار حداکثری را معمولا با شمارش بشکه‌های صادراتی اندازه می‌گیرند. معیار دقیق‌تر، وضعیت شرکتی است که در قلب این تجارت نشسته است؛ شرکت ملی نفت زیر بدهی‌ای بزرگ‌تر از کل بودجه کشور دفن شده و صورتحسابش با تورم به سفره مردم می‌رسد.

۱۴ مرداد، بانک صنعت و معدن حساب‌های شرکت ملی نفت ایران را بابت حدود یک میلیارد دلار بدهی مسدود کرد؛ بدهی‌ای که دو سال از سررسیدش گذشته بود. چند روز پیش‌تر، سازمان امور مالیاتی جریمه‌ای ۲۸۷ هزار میلیارد تومانی، معادل حدود ۱.۵ میلیارد دلار، برای همین شرکت بریده و همزمان اذعان کرده بود که شرکت نفت توان پرداختش را ندارد.

سه روز بعد، معاون حقوقی رییس‌جمهور توقیف را باطل کرد. استدلال این بود که طبق قانون بودجه امسال بدهی‌های شرکت نفت امهال شده و وصول‌شان غیرقانونی است.

یک جمله ۸۲ میلیارد دلاری

اما همان قانونی که حساب‌های شرکت نفت را از توقیف درآورد، تصویر واقعی وضعیت مالی این شرکت را نیز در خود دارد. شرکت ملی نفت صورت‌های مالی را بصورت منظم منتشر نمی‌کند و آخرین گزارش عمومی‌اش به سال ۱۳۹۷ برمی‌گردد. جای خالی آن گزارش‌ها را تنها یک جمله پر می‌کند؛ جمله‌ای که از اسفند ۹۷ تا امروز هر سال در قانون بودجه تمدید شده است.

این جمله در انتهای جدول الزامات مصارف آمده است؛ جدولی که تمام ارقام آن به ریال و درصد نوشته شده و تنها همین یک قلمش ارزی است. متن جمله می‌گوید بازپرداخت ۵۵ میلیارد یورو، یعنی حدود ۶۳ میلیارد دلار اصل و سود تسهیلاتی که شرکت ملی نفت بابت طرح‌های نفت و گاز به بانک مرکزی و بانک‌های تجاری بدهکار است، یک سال دیگر به تعویق می‌افتد. معنای امهال هم همین است: بدهی نه پرداخت می‌شود و نه بخشیده می‌شود؛ فقط موعدش یک سال عقب می‌رود.

۱۹ مرداد، معاون سرمایه‌گذاری صندوق توسعه ملی بخش دیگری از بدهی‌های شرکت نفت را اعلام کرد و گفت صندوق بیش از ۲۰ میلیارد دلار به طرح‌های شرکت نفت وام داده و حدود ۱۷ میلیارد دلار از آن مدت‌هاست معوق مانده است.

اگر اجزایی را که خود حکومت اعلام کرده کنار هم بگذاریم، یعنی خط بودجه و معوقات صندوق و جریمه مالیاتی را، مجموع بدهی به ۸۲ میلیارد دلار می‌رسد؛ رقمی که هیچ سند رسمی‌ای آن را یک‌جا ننوشته است.

کل بودجه عمومی امسال به نرخ بازار آزاد حدود ۳۷ میلیارد دلار است؛ یعنی همان یک قلم بدهی بانکی، به‌تنهایی، ۱.۷ برابر کل خرج سالانه دولت است. دلیل این ناترازی هم روشن است: بدهی ارزی است و درآمد دولت ریالی، و ریال سقوط کرده است. بهای دلار از حدود ۹۰ هزار تومان در زمستان ۱۴۰۳ به نزدیک ۲۰۰ هزار تومان رسیده است؛ سقوطی که دونالد ترامپ در مرداد با افتخار به نام دولت خودش ثبت کرد و گفت آمریکا در حال نابود کردن پول ایران است. با هر پله سقوط ریال، همان ۵۵ میلیارد یورو در برابر درآمدهای ریالی دولت سنگین‌تر می‌شود.

مدل کسب‌وکار دور زدن تحریم

فشار حداکثری را معمولا از بیرون اندازه می‌گیرند: با بشکه‌هایی که از خلیج فارس رصد می‌شوند، با سراشیبی برابری ارزش ریال، و با فهرست فزاینده افراد و شرکت‌های تحریم‌شده. با این معیارها، فشار حداکثری جواب داده است. اما معیار دقیق‌تر، وضعیت شرکتی است که در مرکز همین تجارت تحریم‌شده نشسته است؛ و با این معیار، فشار حداکثری بسیار موثرتر می‌نماید. فشار جلوی فروش نفت ایران را نگرفت؛ اما شرایط این کسب‌وکار را چنان تغییر داد که شرکت تولیدکننده‌اش را به ورشکستگی رساند.

100%

این مدل از بالا انتخاب شد. وقتی برجام فروپاشید و تحریم‌ها بازگشت، علی خامنه‌ای راهبرد حکومت را در یک جمله خلاصه کرد و در آذر ۹۹ گفت: «رفع تحریم دست دشمن است، اما خنثی کردنش دست ما است.» دستور کار وزارت نفت برای خنثی‌سازی این بود که تولید، به هر قیمتی، با استفاده از منابع و شرکت‌های داخلی سرپا بماند.

این سیاست، با معیار خودش، نسبتا موفق بود: تولیدی که در ۱۳۹۹ به زیر ۲ میلیون بشکه در روز سقوط کرده و به برآورد نهادهای آمریکایی کف چهار دهه اخیر را ثبت کرده بود، تا تابستان ۱۴۰۳ به حدود ۳.۶ میلیون بشکه بازگشت؛ رکوردی که وزیر نفت به آن می‌بالید.

فروختن بشکه‌ها اما قصه دیگری بود. زنگنه، وزیر وقت نفت، سال ۹۸ گفت فروش‌ها «غیررسمی و غیرمتعارف» و مخفی‌اند؛ چون اگر آشکار شوند، آمریکا فورا جلویشان را می‌گیرد. معاونش اسم دقیق‌تری رویش گذاشت: «بازار خاکستری».

در عمل، نفت ایران با ۱۲ تا ۱۵ درصد تخفیف به پالایشگاه‌های کوچک چینی فروخته می‌شود که تقریبا تمام صادرات ایران را می‌خرند. محموله‌ها را نفتکش‌های ناوگان سایه با ردیاب خاموش جابه‌جا می‌کنند و با برچسب مالزی به مقصد می‌رسانند، و دلال‌های هر مرحله نیز حق‌العمل خود را برمی‌دارند.

بخش بزرگی از بهای این نفت هم هرگز به دست ایران نرسیده است: حدود ۷ میلیارد دلار از درآمد نفتی در حساب‌های روپیه‌ای در کلکته قفل شده است، میلیاردها دلار در بانک‌های چینی مانده است، و پول‌های بلوکه‌شده در کره جنوبی با یک معامله تبادل زندانی جابجا شد، اما پس از گذشته ماهها چیزی از آن به خزانه شرکت نفت نرسید.

بخشی از محموله‌ها هم اساسا بهای نقدی نداشت و با پروژه‌های عمرانی و قطعات خودرو تهاتر شد. در این زنجیره، شرکت نفت همواره آخرین حلقه بود و درآمد عملیاتی آن، که طبق قانون ۱۴.۵ درصد از عواید صادرات است، با هر تخفیف و واسطه کمتر می‌شد.

صورتحسابی که مردم می‌پردازند

فاصله میان درآمد این مدل و هزینه تولید، با اعتبارهای ارزی بانک مرکزی و بانک‌های دولتی و صندوق توسعه ملی و با مجوز مجلس تامین می‌شد. از دی ۹۷ حکومت کتبا می‌دانست که این چرخه خرج خودش را درنمی‌آورد؛ مرکز پژوهش‌های مجلس در همان تاریخ نوشت شرکت ملی نفت، که همان موقع ۴۸.۷ میلیارد دلار بدهی داشت، توان بازپرداخت بدهی‌هایش را ندارد. سیاست رسمی حکومت اما ادامه یافت: همان مجلس در همان بودجه وام تازه‌ای تصویب کرد و دو ماه بعد، نخستین امهال را وارد قانون کرد.

100%

رشد بدهی تا دو سال بعد همچنان گزارش می‌شد و به استناد آمارهای دولتی، تا پایان ۹۸ به حدود ۶۰ و در ۹۹ به حدود ۷۰ میلیارد دلار رسید. اما از سال ۱۴۰۰، حکومت انتشار هر رقم کلی درباره بدهی شرکت نفت را متوقف کرد. بزرگ‌ترین بدهی شرکتی تاریخ ایران عملا به یک پانوشت حسابداری تبدیل شد؛ به جمله‌ای که هر سال تمدید می‌شد و شش سال هیچ عددی به همراه نداشت. رقمی هم که سرانجام بهمن گذشته در قانون ظاهر شد، فقط طلب بانک‌ها را پوشش می‌دهد و تنها یک چیز را قطعی می‌کند: در سال‌های سکوت، این بدهی همچنان بزرگ‌تر شده است.

کنتور بدهی‌های شرکت نفت کماکان کار می‌کند. نرخ استاندارد تسهیلات ارزی صندوق توسعه برای طرح‌های نفت و گاز، ۳.۵ درصد سهم صندوق و ۲.۵ درصد سهم بانک عامل است که روی هم به ۶ درصد می‌رسد.

بانک مرکزی نرخ قراردادش را منتشر نکرده، اما پایین‌تر از نرخ مرجع خود حکومت وام نداده است. با همین نرخ، سود سالانه این کوه بدهی به نزدیک پنج میلیارد دلار می‌رسد. اما حتی اگر یک بهره کمینه چهار درصدی هم در نظر بگیریم، دستکم سالی سه میلیارد دلار به بدهی شرکت نفت افزوده می‌شود؛ سودی که هیچ‌وقت وصول نمی‌شود. برای درک مقیاس این ارقام کافی است بدانیم کل سهم ارز داروی کشور در امسال ۱.۵ میلیارد دلار است؛ آن هم در بهاری که قیمت برخی داروها چند صد درصد جهید، داروی سرطان و دیالیز کمیاب شد و مقام‌ها کمبود ارز را بهانه کردند.

فقط سود یک سال بدهی شرکت نفت، سه برابر ارز داروی مردم است. شهروندی که یک قسط وامش عقب بیفتد، نرخ قرارداد به‌علاوه شش درصد جریمه می‌پردازد؛ اما سود بدهی شرکت نفت سال به سال فقط روی هم تلنبار می‌شود. امهال، در نهایت، شرط بستن روی آمدن سالی بهتر است؛ سالی با مازادی که بتوان صورتحساب‌های کهنه را با آن تسویه کرد. جمهوری اسلامی ۴۷ سال است وعده همان سال بهتر را می‌دهد؛ سالی که هنوز نیامده است.

و چون این وام‌ها نه وصول می‌شوند و نه سوخت‌شده اعلام می‌شوند، بانک مرکزی آنها را همچون دارایی سالم در ترازنامه نگه می‌دارد؛ با همان حسابداری‌ای که بانک‌های ورشکسته ایران را سرپا نشان می‌دهد.

پولی هم که در برابر این وام‌ها خلق شده در پایه پولی می‌ماند و به شکل تورم به مردم می‌رسد؛ مالیاتی که کسی به آن رای نداده و بیشترین سهمش را از سفره کم‌درآمدها برمی‌دارد.

کارنامه پانزده‌ساله می‌گوید شرکت ملی نفت در روزهایی که اوضاع فقط «بد» بود هم توان پرداخت نداشت.

حالا با میدان‌های بمباران‌شده و صادرات محاصره‌شده، بازپرداخت در هیچ سناریویی ممکن نیست. فشار حداکثری زمینه این سقوط را فراهم کرد، اما انتخاب‌های تعیین‌کننده در تهران انجام شد: این که تولید به هر قیمتی ادامه یابد، صورتحساب از ۱۴۰۰ به بعد پنهان بماند و در نهایت با ماشین چاپ پول تسویه شود. شرکتی که روزی نماد ثروت نفتی ایران بود، نه به دست حریفی زمین خورد و نه در بازار به زانو درآمد بلکه بی‌سروصدا قربانی شد: قربانی جاه‌طلبی‌هایی که تحریم‌ها را به کشور آوردند و قربانی مدل کسب‌وکاری که برای دور زدن‌شان ساخته شد. و رسید این قربانی، یک جمله است که تا اطلاع ثانوی هر سال تمدید خواهد شد.

فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یک فایل صوتی که اخیرا از جلسه محرمانه «قرارگاه رسانه‌ای و فضای مجازی» شهرستان پاکدشت به دست ایران‌اینترنشنال رسیده، حاکی از نگرانی‌های عمیق نهادهای وابسته به بسیج و سپاه پاسداران نسبت به شکل‌گیری موج جدید اعتراضات مردمی و تضعیف پایگاه اجتماعی این نیروها است.

این جلسه که در پی حوادث اخیر از جمله کشته‌شدن حمیدرضا رجب‌زاده،‌ بسیجی‌مداح حکومتی و همچنین گسترش نفوذ شبکه‌های اجتماعی برگزار شده، نشان‌دهنده استیصال فرماندهان محلی در تقابل با فضای مجازی است.

«قرارگاه رسانه‌ای و فضای مجازی» مجموعه‌ای متشکل از نیروهای سایبری و حامیان حکومت است که زیر نظر سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

رویکرد حاکم بر این جلسه، هم‌راستا با اظهارات اخیر ابراهیم گرمابدری، فرمانده سپاه پاکدشت است که تایید کرده بود مخالفان از تمام ظرفیت‌های خود اعم از تحریم، نفوذ و فضای مجازی برای ضربه زدن به ساختار حاکمیت استفاده می‌کنند.

100%

بحران ریزش نیروها و پروژه «پشیمان‌سازی»

یکی از محورهای اصلی این جلسه، ابراز نگرانی شدید از فشارهای روانی و اجتماعی بر نیروهای موسوم ارزشی است.

مسئول جلسه با اشاره به قتل اخیر حمیدرضا رجب‌زاده، مداح و فعال فضای مجازی بسیج، این اتفاق را زنگ خطری برای هدف قرار دادن نیروهای انقلابی در فضای حقیقی و مجازی می‌داند.

او تاکید می‌کند که هدف اصلی این فشارها، ایجاد حس پشیمانی و شرمساری در میان نیروهای بسیج، روحانیون مساجد و فرماندهان پایگاه‌هاست تا جایی که برای پذیرفته شدن در جامعه و فرار از طرد شدن، ناچار شوند مسیر و تفکر مخالفان را تایید کنند.

پیش از او نیز فردی به نام «آقای شهبازی» در بخش‌های آغازین همین جلسه بر ادامه‌دار بودن این بحران‌ها و نخوابیدن آتش اعتراضات مردمی علیه حکومت و تقابل جامعه با نیروهای نظامی تاکید کرده بود.

هراس امنیتی؛ از شنود تا شناسایی سرکوبگران با هوش مصنوعی

بخش قابل‌توجهی از این مکالمات به ترس امنیتی حاضران اختصاص دارد. فرماندهان سایبری بسیج در پاکدشت به شدت نگران نفوذ و هک سامانه‌های امنیتی و افشای هویت نیروهای میدانی خود هستند.

سخنران اصلی جلسه به‌صراحت از خطر برنامه‌های هوش مصنوعی ابراز نگرانی کرده و توضیح می‌دهد که چگونه شبکه‌های مخالف می‌توانند با استفاده از این تکنولوژی، چهره بسیجی‌ها (مانند افرادی که در جلسه با نام‌های پناهی یا قاسم مثال زده می‌شوند) را از عکس‌های دسته‌جمعی استخراج کرده و هویت و مشخصات کامل آن‌ها را برای اقدامات تلافی‌جویانه شناسایی کنند.

این هراس امنیتی تا جایی پیش می‌رود که مسئول جلسه حتی به تلفن‌های همراه حاضران نیز بی‌اعتماد است و می‌گوید برنامه‌هایی مانند «چت‌جی‌پی‌تی» روی گوشی خودش در همان لحظه در حال شنود دقیق مکالمات محرمانه آن‌ها هستند.

دستور فوق‌محرمانه: جاسوسی سایبری از شهروندان و اعضای خانواده

فایل صوتی نشان می‌دهد احساس شکست در برابر شبکه‌های اجتماعی، فرماندهان این نهاد در بسیج را به صدور دستورالعمل‌های امنیتی تهاجمی و پلیسی واداشته است.

در این جلسه، دستوری با عنوان «فوق‌محرمانه» به نیروهای سایبری ابلاغ می‌شود که بر اساس آن، اعضا موظف‌اند با رصد دقیق پلتفرم‌هایی نظیر اینستاگرام، هرگونه فعالیت اعتراضی و ضدحکومتی شهروندان پاکدشت را مستندسازی کنند.

100%

مسئول جلسه با تاکید بر اینکه این نظارت هیچ استثنایی ندارد، از نیروها می‌خواهد حتی اگر بستگان نزدیکشان ، مانند پسرعمو یا پسردایی، محتوای اعتراضی منتشر کردند، از صفحات آن‌ها اسکرین‌شات گرفته و همراه با اطلاعات دقیقی نظیر نام پدر، کد ملی، شماره تلفن و آدرس محل کسب، برای او در پیام‌رسان ایتا ارسال کنند تا زمینه برخورد با این افراد فراهم شود.

فضای مجازی؛ مقصر تمام بحران‌ها از گرانی تا نتایج انتخابات

در بخش دیگری از جلسه فرد سخنران مستقیما به ناکارآمدی سیاست‌های فیلترینگ، دسترسی به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به خصوص اینستاگرام را دلیل تمامی ناکامی‌های ساختاری، سیاسی و اقتصادی کشور برمی‌شمارد.

او با اشاره به اینکه هرگونه مسدودسازی پلتفرم‌ها نظیر اینستاگرام، تلگرام و واتس‌اپ تنها به خشم بیشتر مردم منجر شده است، فضای مجازی را عامل اصلی رویدادهایی چون اغتشاشات، گرانی، تغییرات فرهنگی و حتی انتخاب مسعود پزشکیان معرفی می‌کند.

علاوه بر این، او اشاره می‌کند که سرویس‌های اطلاعاتی خارجی مانند موساد، با استفاده از ضعف اقتصادی جامعه و ارائه مشوق‌های ناچیزی نظیر اینترنت رایگان، سرور و کانفیگ فیلترشکن، در حال عضوگیری گسترده و تخلیه اطلاعاتی جوانان از طریق همین پلتفرم‌ها هستند.

پیش‌بینی و آماده‌باش برای اعتراضات بنزینی

در پایان این جلسه، مسئول سایبری سپاه پاکدشت با لحنی هشدارآمیز نسبت به احتمال وقوع اعتراضات سراسری و خشونت‌آمیز در آینده‌ای نزدیک سخنرانی می‌گوید.

100%

او با پیش‌بینی شکل‌گیری ناآرامی‌ها بر سر موضوعاتی نظیر افزایش قیمت سوخت، تاکید می‌کند که در «اغتشاشات بعدی» افرادی به خیابان خواهند آمد که حتی وسیله نقلیه ندارند، اما به دلیل خشم و کینه انباشته، مستقیماً به نمادهای دولتی نظیر بانک‌ها، ماشین‌های آتش‌نشانی، آمبولانس‌ها و به‌ویژه نیروهای بسیجی حمله خواهند کرد.

محورهای این اظهارات و جلسه نهاد سایبری بسیج نشان‌دهنده آماده‌باش کامل و در عین حال نگرانی عمیق نهادهای نظامی از سرریز شدن نارضایتی‌های معیشتی جامعه است.

حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرزاد فتاحی
100%

بر اساس روایت‌ها و داده‌های رسیده به ایران اینترنشنال، جعفر پورکبگانی، نماینده بوشهر و از چهره‌های قدیمی سپاه پاسداران و بسیج، در اعتراضات دی ۱۴۰۴ به صورت مستقیم در سرکوب خیابان عاشوری و تیراندازی به معترضان نقش داشته است.

حضور او در سرکوب‌ها به سابقه امنیتی و مواضع سخت‌گیرانه او علیه معترضان گره خورده است.

جعفر پورکبگانی؛ از سابقه امنیتی تا اتهام نقش در سرکوب بوشهر

جعفر پورکبگانی، متولد ۱۳۳۹ در بوشهر، از اوایل دهه ۱۳۶۰ وارد سپاه پاسداران شد و در دهه‌های بعد در سطوح مختلف امنیتی، اجرایی و سیاسی در بوشهر فعالیت داشت.

او سابقه فرمانداری بوشهر، عضویت و ریاست شورای شهر و ریاست هیات امنای مسجد قرآن را در کارنامه دارد و اکنون نماینده بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی است. گرایش سیاسی او اصول‌گرا و نزدیک به جریان موسوم به انقلابی توصیف شده است.

شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی در خیابان عاشوری

در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، خیابان عاشوری بوشهر و محدوده حوزه مقاومت بسیج خاتم‌الانبیا و مسجد قرآن از کانون‌های اصلی تیراندازی به معترضان بود.

بر اساس روایت شاهدان، نیروهای مسلح از پشت‌بام این دو محل و ساختمان‌های اطراف به سوی جمعیت شلیک کردند و شماری از معترضان کشته و زخمی شدند.

نام جعفر پورکبگانی در بخش مهمی از این روایت‌ها مطرح شده است. او دست‌کم از سال ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۱ به‌عنوان رییس هیات امنای مسجد قرآن بوشهر معرفی شده بود.

شماری از شاهدانی که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی حضور داشتند، گفته‌اند پورکبگانی شخصا در محدوده خیابان عاشوری حضور داشته و به سوی مردم تیراندازی کرده است. در برخی روایت‌ها، نوع سلاح کلت کمری و در برخی دیگر کلاشنیکف عنوان شده است.

یکی از شاهدان گفته است او هنگام تیراندازی شعار «لبیک یا خامنه‌ای» سر می‌داده است. چند روایت دیگر نیز پورکبگانی را از افراد اصلی یا «سردسته» نیروهای مسلح حاضر در این محدوده معرفی کرده‌اند.

در روایت‌های جمع‌آوری‌شده، تیراندازی به دست‌کم ۱۹ نفر به او نسبت داده شده و گفته شده دست‌کم دو نفر از افرادی که هدف قرار گرفته‌اند، جان باخته‌اند.

در میان بخشی از مردم محلی بوشهر نیز از پورکبگانی با لقب «جعفر تبر» یاد می‌شود.

فشار بر خانواده جان‌باختگان

یکی از روایت‌های محلی می‌گوید پورکبگانی پس از کشته‌شدن معترضان به منزل خانواده‌های آنها رفته و از آنان خواسته است بپذیرند که فرزندانشان به دست «تروریست‌ها» کشته شده‌اند.

این سناریوسازی نماینده بوشهر در مجلس شورای اسلامی با مخالفت خانواده‌های جاویدنامان مواجه شد.

پنج دهه مشارکت در سرکوب

پیشینه امنیتی پورکبگانی به اوایل دهه ۱۳۶۰ و عضویت او در سپاه پاسداران بازمی‌گردد.

او در سال ۱۳۸۳، با درجه سرهنگ پاسدار، مسئول واحد امر به معروف و نهی از منکر منطقه مقاومت بسیج استان بوشهر بود؛ واحدی که در بازرسی منازل، ضبط تجهیزات و بازداشت افراد فعالیت داشت.

پورکبگانی از حدود سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ فرماندار بوشهر بود و در انتخابات بحث‌برانگیز ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز ریاست ستاد انتخابات شهرستان بوشهر را بر عهده داشت.

نام او در روایت‌های مربوط به سرکوب اعتراضات سال ۱۳۹۸ و همچنین اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نیز مطرح شده است.

در سال ۱۴۰۱، زمانی که عضو شورای شهر بوشهر بود، در جریان اعتراضات در محله کوتی با چاقو مجروح شد.

درخواست پرونده‌سازی برای معترضان

پورکبگانی پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴، معترضان را «آشوبگر» و «اغتشاشگر» خواند و اعتراضات را «عملیات تروریستی» توصیف کرد.

او همچنین از قوه قضاییه خواست معترضان را «شناسنامه‌دار» کند و با آنان با «اشد مجازات» برخورد شود.

«نماینده مردم» در برابر مردم

به‌کارگیری عمدی نیروی مرگبار علیه معترضان در ایران بارها از سوی نهادهای حقوق بشری و سازوکارهای بین‌المللی محکوم شده است.
در پیام‌های شهروندان به ایران‌اینترنشنال نیز بر تناقض میان جایگاه پورکبگانی به‌عنوان «نماینده مردم» و شلیک به همان مردم و نقش داشتن در کشته‌شدن آنان تاکید شده است.

اصرار تهران بر مواضعش در تنگه هرمز؛ ترامپ از آمریکایی‌ها خواست قیمت بالای بنزین را بپذیرند

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در حالی که مذاکرات صلح و تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز همچنان متوقف است، مقام‌های جمهوری اسلامی از آمریکا خواستند «شکست» خود را بپذیرد. دونالد ترامپ نیز از آمریکایی‌ها خواست افزایش قیمت بنزین را هزینه جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای بدانند.

خبرگزاری رویترز شنبه ۲۴ مرداد نوشت که نشانه‌ای از حرکت طرف‌های درگیر به سوی پایان جنگی که آمریکا و اسرائیل نهم اسفند علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند، دیده نمی‌شود.

کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۴ مرداد در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «این تنگه (تنگه هرمز) فقط به فرمان ایران باز یا بسته خواهد شد. تا زمانی که واقعیت شکست را نپذیرید و به خیال‌پردازی ادامه دهید، ایران نیز محاصره را ادامه خواهد داد.»

او افزود: «تنگه هرمز را نمی‌توان با یک توییت یا ناو هواپیمابر، صدور فرمان یا سخنرانی انتخاباتی تصرف کرد.»

این موضع‌گیری در حالی است که رییس‌جمهوری آمریکا به تازگی گفته است به زودی تنگه هرمز را «قلمرو آمریکا» اعلام خواهد کرد.

از سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت تهران هنوز درباره ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تصمیم نگرفته است.

او در مصاحبه‌ای تاکید کرد واشینگتن باید برای ازسرگیری کشتیرانی در تنگه هرمز، شرایط تهران را بپذیرد.

پیش از جنگ، حدود یک‌پنجم نفت جهان از این آبراه عبور می‌کرد.

  • ترامپ هم‌زمان با تشدید فشار بر حکومت ایران، نگرانی‌ها درباره هزینه‌های جنگ را رد کرد

    ترامپ هم‌زمان با تشدید فشار بر حکومت ایران، نگرانی‌ها درباره هزینه‌های جنگ را رد کرد

افزایش ۲۹ درصدی قیمت بنزین در آمریکا

ترامپ ۲۳ مرداد در یک گردهمایی سیاسی در گاردن‌سیتی نیویورک از آمریکایی‌ها خواست تا پایان جنگ، اندکی افزایش قیمت بنزین را تحمل کنند.

او گفت پرداخت «مقدار بسیار ناچیزی بیشتر برای بنزین» ارزش آن را دارد که از دستیابی «کشوری بسیار شرور» به سلاح هسته‌ای جلوگیری شود؛ یکی از دلایلی که ترامپ برای آغاز جنگ مطرح کرده است.

بر اساس داده‌های انجمن اتومبیل آمریکا، میانگین بهای هر گالن بنزین ۲۳ مرداد به حدود چهار دلار و هشت سنت رسید که ۲۹ درصد بیشتر از یک سال پیش است.

بالا رفتن قیمت سوخت به تورم دامن زده و نارضایتی رای‌دهندگان آمریکایی را افزایش داده است.

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود هزینه انرژی را کاهش دهد.

دموکرات‌ها می‌کوشند پیامدهای اقتصادی جنگ را به یکی از موضوعات انتخابات ماه نوامبر کنگره تبدیل کنند.

قیمت معاملات آتی نفت خام ۲۳ مرداد بیش از یک دلار در هر بشکه افزایش یافت. نفت برنت در مسیر رشد هفتگی شش درصدی و نفت خام وست تگزاس اینترمدیت در مسیر افزایش ۵.۴ درصدی قرار گرفت.

فشار اقتصادی جنگ در ایران نیز مشهود است.

مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در سخنانی تلویزیونی تورم بالا را نتیجه محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا و تحریم صادرات نفت دانست.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفت هفته آینده تدابیر تازه‌ای برای افزایش فشار مالی بر جمهوری اسلامی اعلام خواهد شد.

ترامپ نیز وعده داد آسیب اقتصادی بیشتری به ایران وارد کند.

  • ترامپ هم‌زمان با تشدید فشار بر حکومت ایران، نگرانی‌ها درباره هزینه‌های جنگ را رد کرد

    ترامپ هم‌زمان با تشدید فشار بر حکومت ایران، نگرانی‌ها درباره هزینه‌های جنگ را رد کرد

هم‌زمان، کری بیتسوف، مقام پیشین دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، به ایران‌اینترنشنال گفت تحریم‌ها به تنهایی قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند، بلکه برای افزایش فشار و بالا بردن هزینه فعالیت‌های نظامی و هسته‌ای تهران طراحی شده‌اند.

او تاکید کرد تاثیر تحریم‌ها باید با میزان دشوارتر، کندتر و پرهزینه‌تر شدن این فعالیت‌ها سنجیده شود، نه با شمار افراد و نهادهای قرار‌گرفته در فهرست تحریم‌ها.

100%

تردد دو کشتی و ادامه حملات

بر اساس تحلیل شرکت ردیابی کشتی‌های کپلر، ۲۳ مرداد فقط دو کشتی از تنگه هرمز عبور کردند و هیچ محموله نفت خامی دیده نشد.

برخی شناورها ممکن است با خاموش کردن فرستنده‌های خود عبور کرده باشند، اما میزان تردد همچنان فاصله زیادی با بیش از ۱۳۰ کشتی روزانه پیش از جنگ دارد.

کشتی‌هایی که بدون اجازه جمهوری اسلامی وارد تنگه هرمز شوند، با خطر حملات موشکی یا پهپادی روبه‌رو هستند.

شرکت ملی نفت ابوظبی ۲۳ مرداد اعلام کرد دو کشتی این شرکت هنگام عبور از تنگه هدف قرار گرفتند.

خبرگزاری رسمی امارات نیز از حمله به کشتی دیگر در ۲۴ مرداد خبر داد.

  • موج محکومیت‌های منطقه‌ای در پی حمله جمهوری اسلامی به دو کشتی اماراتی در تنگه هرمز

    موج محکومیت‌های منطقه‌ای در پی حمله جمهوری اسلامی به دو کشتی اماراتی در تنگه هرمز

مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا ۲۴ مرداد اعلام کرد که ۲۳ مرداد یک کشتی فله‌بر با پرتابه‌ای ناشناس از ناحیه بدنه هدف قرار گرفت. خدمه آسیبی ندیدند، اما میزان خسارت و پیامد زیست‌محیطی حمله هنوز مشخص نیست.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برای پایان جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی عملا فروپاشیده است.

عراقچی گفت: «در وهله اول آتش‌بسی وجود نداشت که اکنون بخواهیم آن را تمدید کنیم. ما پایان جنگ را داشتیم و اکنون وضعیت تازه‌ای شکل گرفته است.»

هم‌زمان، حملات حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی نگرانی از گسترش جنگ را افزایش داده است.

دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده یمن اعلام کرد حوثی‌ها ۲۳ مرداد شش موشک بالستیک به بندر مخا در دریای سرخ شلیک کردند که چهار غیرنظامی را کشت.

رسانه حوثی‌ها نیز گزارش داد این گروه با پهپاد، تاسیسات آرامکو را در شهر نجران عربستان سعودی هدف قرار داده است.

«شورای انقلابی زنان» با هدف افزایش سهم زنان از قدرت سیاسی اعلام موجودیت کرد

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شورای انقلابی زنان، شبکه‌ای متشکل از شماری از کنشگران زن ایرانی در حوزه‌های سیاسی، مدنی، رسانه‌ای، حقوق زنان و حقوق بشر ، با هدف آن‌چه تبدیل نقش محوری زنان در جنبش‌های اعتراضی به حضوری پایدار و اثرگذار در ساختارهای تصمیم‌گیری سیاسی خوانده شده، اعلام موجودیت کرد.

این شورا در بیانیه‌ای که شنبه ۲۴ مرداد منتشر شد، خود را شبکه‌ای «دموکراتیک، متکثر، فراگیر و فمینیستی» معرفی کرده و هدف تاسیس خود را تقویت قدرت سیاسی زنان و سازمان‌دهی حضور مستقل، موثر و تعیین‌کننده آنان در عرصه عمومی و سیاسی ایران دانسته است.

اعضای شورا می‌گویند زنان ایران دهه‌ها در صف اول مبارزه با جمهوری اسلامی، تبعیض جنسیتی و مناسبات مردسالارانه حضور داشته‌اند، اما این نقش محوری هنوز به سهم واقعی و تعیین‌کننده آنان در ساختارهای قدرت و فرایندهای تصمیم‌گیری سیاسی تبدیل نشده است.

به گفته شورا، این شبکه برای به چالش کشیدن همین شکاف میان حضور گسترده زنان در جنبش‌های اجتماعی و دسترسی محدود آنان به قدرت سیاسی شکل گرفته است.

شورای انقلابی زنان ۱۲ فروردین ۱۴۰۵، با ابتکار پنج بنیان‌گذار، سمانه سوادی، صنم دولتشاهی، مینا خانی، نعیمه دوستدار و یاسمین فهبد، فعالیت اولیه خود را شروع کرد.

مینا خانی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، در پاسخ به این پرسش که چه تجربه مشخصی تشکیل این شورا را در مقطع کنونی ضروری کرده است، گفت: «اگر بخواهیم آن را در یک جمله خلاصه کنیم، دلیل تشکیل شورای انقلابی زنان شکاف میان حضور گسترده زنان در مبارزه و جامعه، و حضور بسیار محدود آنان در قدرت و تصمیم‌گیری سیاسی است.»

به گفته خانی، زنان در جنبش‌های اجتماعی ایران، و به‌ویژه در خیزش «زن، زندگی، آزادی/ ژن، ژیان، ئازادی»، در مرکز تحولات قرار گرفتند؛ اما این مرکزیت اجتماعی هنوز به قدرت سیاسی سازمان‌یافته تبدیل نشده است: «زنان همچنان در بسیاری از ساختارهای سیاسی، ائتلاف‌ها و فرایندهایی که درباره آینده ایران تصمیم می‌گیرند، نه تنها در نظر گرفته نشده‌اند بلکه اگر حضوری دارند نیز حضورشان نمادین است.»

او تاکید کرد: «برای ما مساله همین بود: اگر زنان سازمان مستقل خود را برای تولید قدرت سیاسی نداشته باشند، ممکن است بار دیگر در لحظه شکل‌گیری نظم سیاسی آینده به حاشیه رانده شوند. شورای انقلابی زنان برای پر کردن همین خلاء با سهم‌خواهی جدی از فضای سیاسی ایران شکل گرفته است.»

100%

هما هودفر، نیره توحیدی، مهرانگیز کار و شادی صدر به‌عنوان مشاور در کنار شورای انقلابی زنان حضور دارند و در دوره تاسیس ۱۴ کنشگر دیگر نیز به این شورا پیوستند.

شورا گفته است حضور این چهار چهره، تجربه چند دهه فعالیت فمینیستی، حقوقی، دانشگاهی، پژوهشی و دادخواهانه را به شبکه‌ای پیوند می‌دهد که یکی از اهداف اصلی آن ایجاد ظرفیت سیاسی پایدار برای زنان ایران است.

اعضای شورا ترکیب دوره تاسیس را تلاشی برای گرد هم آوردن نسل‌ها، تجربه‌ها و صداهای متفاوت در جنبش زنان ایران توصیف کرده‌اند. اعضای این شبکه در حوزه‌هایی چون کنشگری سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگاری، پژوهش، محیط زیست، حقوق بشر، حقوق اتنیکی و حقوق افراد ال‌جی‌بی‌تی‌کیوآی‌ای‌پلاس فعالیت داشته‌اند.

با این حال، یکی از پرسش‌های پیش روی این شبکه آن است که تکثر مورد تاکید آن چگونه در ساختار داخلی، اولویت‌های سیاسی و سازوکارهای تصمیم‌گیری شورا بازتاب خواهد یافت و زنان داخل ایران و گروه‌هایی که معمولا در ساختارهای سیاسی کمتر نمایندگی می‌شوند، چه جایگاهی در آن خواهند داشت.

ملیکا زر، از اعضای دوره تاسیس شورای انقلابی زنان، درباره میزان بازتاب تنوع جامعه زنان ایران در ترکیب فعلی شورا گفت: «ما در این مرحله ادعا نمی‌کنیم که ترکیب فعلی شورا نماینده کامل جامعه متکثر زنان ایران است. چنین ادعایی هم غیرواقعی است و هم با نگاه ما به مفهوم نمایندگی سیاسی سازگار نیست.

او در ادامه تاکید کرد: «با این حال یکی از اصول شورا، تکثر است؛ یعنی حضور زنانی با تجربه‌ها، موقعیت‌های اجتماعی، جغرافیایی، اتنیکی، مذهبی، سیاسی، جنسی و جنسیتی متفاوت. این تنوع باید در روند گسترش شورا به‌طور آگاهانه دنبال شود؛ به‌ویژه صدای زنانی که معمولا در سازمان‌های سیاسی کمتر شنیده می‌شوند.»

زر، درباره سازوکارهای مورد نظر شورا برای تضمین حضور و اثرگذاری زنان متعلق به گروه‌های کمتر برخوردار از قدرت و نمایندگی نیز افزود: «سازوکار عضویت برای همین باز است: اعضا می‌توانند افراد تازه را پیشنهاد کنند، درخواست‌ها بر اساس معیارهای عضویت و ارزش‌های شورا بررسی می‌شود و عضویت به یک حلقه ثابت از بنیان‌گذاران محدود نیست.»

او تاکید کرد: «البته ما هنوز در مرحله تثبیت نهادمندی خود هستیم و تکثر برای ما یک هدف قابل ارزیابی است، نه ادعایی درباره وضع موجود. اگر یک سال دیگر ترکیب شورا همچنان عمدتا بازتاب یک طبقه، یک جغرافیا یا یک تجربه سیاسی باشد، باید آن را یک ضعف سازمانی بدانیم.»

100%

پیوند با جنبش «زن، زندگی، آزادی»

شورای انقلابی زنان شکل‌گیری خود را در امتداد افق سیاسی ایجادشده با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تعریف کرده است؛ جنبشی که شعار محوری آن ریشه در شعار کردی «ژن، ژیان، ئازادی» دارد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» پس از جان‌باختن ژینا، مهسا، امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱ شکل گرفت و زنان و دختران در اعتراضات سراسری پس از آن نقشی محوری داشتند.

از آن زمان، چگونگی تبدیل سرمایه سیاسی و اجتماعی این جنبش به سازمان‌دهی پایدار و همچنین جایگاه زنان در احزاب، ائتلاف‌ها و ساختارهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، از موضوعات مورد بحث میان کنشگران بوده است.

شورای انقلابی زنان می‌گوید تداوم افق سیاسی ایجادشده با این جنبش، به سازمان‌دهی سیاسی زنان و حضور مستقل و موثر آنان در ساختارها و فرایندهای تصمیم‌گیری نیاز دارد.

قدرت سیاسی زنان

یکی از مفاهیم محوری در بیانیه اعلام موجودیت این شبکه، «قدرت سیاسی زنان» است.

شورا تاکید کرده است که این مفهوم به افزایش نمادین تعداد زنان در احزاب، ائتلاف‌ها یا نهادهای سیاسی محدود نمی‌شود.

بر اساس تعریف شورا، قدرت سیاسی زنان به معنای توانایی آنان برای اثرگذاری واقعی و پایدار بر تصمیم‌ها، نهادها، قوانین، سیاست‌ها و نحوه توزیع منابع است؛ به‌گونه‌ای که زنان نه‌فقط موضوع سیاست‌گذاری، بلکه از سازندگان، تصمیم‌گیرندگان و جهت‌دهندگان سیاست باشند.

یکی از موضوعاتی که می‌تواند این تعریف کلی را روشن‌تر کند، موضع شورا درباره سازوکارهایی چون برابری عددی زنان و مردان، سهمیه‌بندی جنسیتی، ریاست مشترک و حضور تضمین‌شده زنان در نهادهای احتمالی دوران گذار است.

نعیمه دوستدار، از بنیان‌گذاران شورای انقلابی زنان، در توضیح معنای عملی «قدرت سیاسی زنان»، به ایران‌اینترنشنال گفت: «قدرت سیاسی زنان برای ما صرفا به معنای افزایش تعداد زنان در عکس‌های دسته‌جمعی یا اضافه کردن چند زن به ساختارهایی که دیگران ساخته‌اند نیست. منظور از قدرت سیاسی، توانایی واقعی زنان برای تعیین دستور کار، تصمیم‌گیری، رهبری، تخصیص منابع و اثرگذاری بر ساختارهای سیاسی است.»

او تاکید کرد: «از این منظر، ما از حضور موثر و تضمین‌شده زنان در نهادها و فرایندهای مربوط به آینده و دوران گذار حمایت می‌کنیم. اصل برابری برای ما یک اصل سیاسی است و سازوکارهای تضمین‌کننده، از جمله سهمیه، می‌توانند در شرایطی که نابرابری ساختاری وجود دارد، ابزار ضروری رسیدن به آن باشند.»

به گفته دوستدار، در شورای انقلابی زنان بر اصل حضور برابر زنان و مردان، یعنی حداقل ۵۰ درصد حضور زنان در نهادهای تصمیم‌گیری و ساختارهای دوران گذار، توافق وجود دارد: «از نظر ما این برابری باید از طریق سازوکارهای تضمین‌شده در ساختارها تثبیت شود و به اراده یا حسن‌نیت جریان‌های سیاسی وابسته نباشد. درباره شکل اجرایی این اصل، از جمله الگوهایی مانند ریاست مشترک، هنوز تصمیم مشخصی گرفته نشده است؛ اما اصل حضور حداقل ۵۰ درصدی زنان، بنا بر وزن واقعی‌شان در جامعه موضع روشن شوراست.»

او تاکید کرد: «موضع قطعی ما این است: هیچ ساختار سیاسی مدعی دموکراسی نباید بتواند بدون مشارکت واقعی و تضمین‌شده زنان درباره آینده ایران تصمیم بگیرد.»

اعضای شورا واژه «انقلابی» در نام این شبکه را ناظر به ضرورت دگرگونی بنیادین مناسبات پدرسالارانه و مردسالارانه قدرت دانسته‌اند.

این شورا فمینیسم متکثر، دموکراسی مشارکتی، تمرکززدایی از قدرت، برابری جنسیتی، حقوق بشر، عدالت انتقالی و حقوق فرهنگی و زبانی را از ارزش‌های بنیادین خود معرفی کرده است.

حق حیات و مخالفت با مجازات اعدام، همراه با نقد نظامی‌گری و امنیتی‌سازی جامعه، از دیگر اصول اعلام‌شده این شبکه است.

100%

عضویت و ساختار تصمیم‌گیری

هم‌زمان با اعلام موجودیت عمومی شورای انقلابی زنان، فرایند عضویت در آن نیز برای زنانی که به اهداف، اصول و ارزش‌های شورا پایبند باشند، آغاز شده است.

ساختار تصمیم‌گیری داخلی شورا، حدود اختیارات بنیان‌گذاران، نحوه انتخاب مسئولان و امکان اثرگذاری اعضای تازه بر رهبری و سیاست‌های شبکه، از عواملی خواهد بود که میزان مشارکتی بودن این تشکل را در عمل مشخص می‌کند.

پروانه حسینی، عضو دوره تاسیس شورای انقلابی زنان، درباره ساختار قدرت و شیوه تصمیم‌گیری در این شورا گفت: «این موضوع برای ما خیلی مهم است، چون اگر درباره توزیع قدرت در جامعه حرف می‌زنیم باید بتوانیم ساختار قدرت خودمان را هم توضیح دهیم. در شورا، بنیان‌گذار بودن به معنای داشتن حق حاکمیت دائمی یا حق وتو نیست. ساختار بر عضویت و سازوکارهای انتخابی استوار است.»

به گفته حسینی، مجمع اعضا پایه اصلی مشروعیت سازمانی است و کمیته هماهنگی از طریق انتخابات اعضا شکل می‌گیرد: «در ساختاری که تا اینجا برای شورا تعریف شده، کمیته هماهنگی منتخب است و دو عضو علی‌البدل نیز دارد؛ در صورت خالی‌شدن یک کرسی، فرد علی‌البدل بر اساس نتیجه رای‌گیری جایگزین می‌شود. دبیر و سخنگو نیز از درون کمیته انتخاب می‌شوند.»

او در پاسخ به این پرسش که اعضای تازه چگونه می‌توانند در تعیین سیاست‌ها یا تغییر مسئولان و رهبری شورا نقش داشته باشند، گفت: «هر عضو واجد شرایط می‌تواند در سازوکارهای انتخابی مشارکت کند و بنیان‌گذاران مالک شورا یا صاحبان کرسی دائمی نیستند. بنابراین با ورود اعضای تازه، آنان نیز در تعیین ترکیب نهادهای منتخب و در نتیجه در تغییر رهبری شورا نقش خواهند داشت.»

اعلام موجودیت این شورا در عین حال پرسش‌هایی را درباره جایگاه زنان در صورت آغاز یک فرایند گذار سیاسی در ایران مطرح می‌کند؛ از جمله این‌که زنان چه سهمی در نهادهای دوران گذار، تدوین قانون اساسی، طراحی ساختارهای آینده و تصمیم‌گیری درباره توزیع قدرت خواهند داشت.

رابطه شورای انقلابی زنان با دیگر گروه‌ها، احزاب و ائتلاف‌های سیاسی و همچنین توانایی آن برای تبدیل اصول اعلام‌شده به برنامه‌ها و نتایج عملی، از دیگر موضوعاتی است که جایگاه آینده این شبکه را مشخص خواهد کرد.

شورا هنوز در آغاز فعالیت عمومی خود قرار دارد و میزان اثرگذاری آن به عواملی چون جذب اعضا، ایجاد سازوکارهای پاسخ‌گو، ارتباط با زنان داخل ایران، تولید پیشنهادهای سیاسی مشخص و حضور موثر در گفت‌وگوها و ائتلاف‌های مربوط به آینده ایران وابسته خواهد بود.

سمانه سوادی، از بنیان‌گذاران شورای انقلابی زنان، در پاسخ به این پرسش که موفقیت شورا در نخستین سال فعالیت آن چگونه قابل سنجش خواهد بود، گفت: «در پایان سال اول باید بتوانیم نشان بدهیم که شورا از یک شبکه اولیه فراتر رفته و به یک نهاد مستقل، پایدار و اثرگذار تبدیل شده است. نهادی که بتواند زنان را سازماندهی کند، مطالبه سیاسی تولید کند و برای افزایش قدرت و حضور زنان در فرایندهای تصمیم‌گیری مداخله کند.»

سوادی تاکید کرد: «باید بتوانیم نشان دهیم که شبکه شورا از نظر تعداد اعضا و تنوع جغرافیایی، اجتماعی، نسلی و سیاسی گسترش یافته است. ما درباره حضور و سهم زنان در ساختارهای سیاسی و دوران گذار پیشنهادها و سازوکارهای مشخصی تولید کرده‌ایم و با احزاب، ائتلاف‌ها و نهادهای سیاسی وارد گفت‌وگو شده‌ایم تا این مطالبات به تعهد یا تغییر عملی منجر شود.»

او در ادامه تاکید کرد: «همزمان باید گام‌های اولیه را برای شناخته‌شدن شورا در عرصه بین‌المللی به‌ عنوان یکی از صداهای سازمان‌یافته زنان و فعالان سیاسی ایرانی برداشته باشیم و برای زنان ایرانی ارتباط، دسترسی و قدرت سیاسی بیشتری ایجاد کنیم.»

سوادی گفت: «موفقیت ما زمانی است که بتوانیم نشان دهیم یک نهاد قابل اتکا ساخته‌ایم، زنان بیشتری را سازمان داده‌ایم و به موقعیت‌های رهبری و تصمیم‌گیری متصل کرده‌ایم.»