والاستریت ژورنال: خامنهای با تغییر مقامهای ارشد امنیتی بر تقابل با آمریکا تاکید کرد
والاستریت ژورنال نوشت تحلیلگران، تغییرات گسترده در ردههای ارشد امنیتی جمهوری اسلامی را نشانه عزم مجتبی خامنهای برای حفظ موضع سختگیرانه در برابر آمریکا میدانند و معتقدند حکومت ایران برای رویکردی تقابلیتر در داخل و خارج آماده میشود.
این روزنامه سهشنبه ۲۰ مرداد گزارش داد تغییرات یکشنبه و دوشنبه، مهمترین بازآرایی در سطوح بالای حکومت در دوره رهبری مجتبی خامنهای است؛ رهبری که از آغاز جنگ تاکنون در انظار عمومی دیده نشده است.
بر اساس این گزارش، نهادهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند مجتبی خامنهای زنده اما بهشدت مجروح است و اعضای ارشد کابینه جمهوری اسلامی گفتهاند از زمان آغاز رهبریاش، با او دیدار نکردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند او مجروح شده، اما وضعیت جسمانیاش خوب است.
حملات آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ، علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران و تقریبا تمام فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی او را کشت و یک نسل از تصمیمگیران سیاست نظامی جمهوری اسلامی را از میان برد.
مجتبی خامنهای ۱۹ مرداد با صدور احکامی جداگانه شش فرمانده و مدیر ارشد در ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و بسیج را منصوب کرد.
بر اساس این احکام، علی عبداللهی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، کیومرث حیدری، جانشین او، احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، مصطفی ایزدی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، علی عظمایی، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران و حسین طائب، رییس سازمان بسیج شدند.
والاستریت ژورنال وحیدی را از مخالفان سرسخت دادن امتیاز به آمریکا توصیف کرد.
این روزنامه همچنین نوشت طائب در جریان سرکوب خونین اعتراضات سال ۱۳۸۸ فرمانده بسیج بود؛ نیرویی که وظیفه مقابله با اعتراضات و دیگر مخالفتها با حکومت را بر عهده دارد.
بر اساس این گزارش، نیروی دریایی سپاه پاسداران که عظمایی به فرماندهی آن منصوب شده، در حمله به کشتیها در تنگه هرمز نقش مهمی داشته است.
اسکاینیوز عربی با بازتاب دادن گزارش والاستریت ژورنال نوشت تحلیلگران این انتصابها را نشانه عزم مجتبی خامنهای برای حفظ موضعی سختگیرانه در برابر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، میدانند.
افزایش نقش رضایی در تصمیمگیریهای امنیتی
از سوی دیگر، محسن رضایی نیز ۱۸ مرداد با حکم مجتبی خامنهای بهعنوان نماینده او در شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و با حکم مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، دبیری این شورا را بر عهده گرفت.
شورای عالی امنیت ملی از مهمترین نهادهای تصمیمگیری جمهوری اسلامی در حوزه امنیت، سیاست خارجی و مسائل راهبردی است.
والاستریت ژورنال نوشت انتصاب رضایی بهعنوان نماینده خامنهای در شورای عالی امنیت ملی، نشانه افزایش قدرت اوست.
رضایی پیش از این مشاور ارشد نظامی رهبر جمهوری اسلامی بود.
به نوشته این روزنامه، او تاکنون تمایلی به مصالحه بر سر بازگشایی تنگه هرمز نشان نداده و در روزهای اخیر گفته است جمهوری اسلامی هیچ کریدوری در این آبراه را که کنترل آن در اختیار تهران نباشد، نخواهد پذیرفت.
کارشناسان و میانجیها معتقدند حضور رضایی ممکن است به جمهوری اسلامی کمک کند در مذاکرات با موضعی یکپارچهتر سخن بگوید.
مذاکرات جمهوری اسلامی با تغییر مواضع مکرر همراه بوده است و اختلاف میان مقامهای سیاسی و نهادهای امنیتی، در این روند نقش داشته است.
سینا طوسی، پژوهشگر مسائل ایران در مرکز سیاست بینالملل در واشینگتن، گفت خامنهای به چهرهای قدرتمندتر در شورای عالی امنیت ملی نیاز دارد که بتواند میان دولت و ساختار امنیتی، اجماع ایجاد کند.
طوسی افزود سابقه طولانی رضایی در فرماندهی سپاه پاسداران و فعالیت سیاسی، به او امکان میدهد چنین نقشی ایفا کند.
از عملگرایی تا مواضع تندتر در برابر آمریکا
رضایی که ۷۱ سال دارد، در جریان جنگ ایران و عراق به سپاه پاسداران پیوست و در سال ۱۳۶۰ فرمانده کل این نیرو شد؛ سمتی که ۱۶ سال در اختیار داشت.
وزارت خارجه اسرائیل ۱۹ مرداد در واکنش به انتصاب رضایی، به سابقه فرماندهی او در سپاه و پرونده بمبگذاری آمیا اشاره کرد و نوشت او به دلیل نقشش در این حمله که ۸۵ کشته بر جای گذاشت، تحت اعلان قرمز اینترپل قرار دارد.
والاستریت ژورنال نوشت رضایی در سالهای گذشته گاه مواضعی عملگرایانهتر داشت. او سال ۲۰۱۲ در گفتوگو با این روزنامه درباره پیشنهاد مشارکت یک اپراتور خارجی در برنامه هستهای جمهوری اسلامی گفته بود: «غنیسازی لزوما نباید در داخل ایران انجام شود.»
با این حال، به نوشته این روزنامه، رضایی که پیش از جنگ چهرهای عملگرا تلقی میشد، در دوره رهبری مجتبی خامنهای لحن تندتری در پیش گرفته، ترامپ را «نامتعادل» خوانده و خواستار تسلیم واشینگتن در برابر شروط جمهوری اسلامی شده است.
سعید گلکار، کارشناس دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی در دانشگاه تنسی در چاتانوگا، گفت انتصاب رضایی ممکن است تلاشی از سوی حکومت برای ایجاد موازنه، مهار یا به حاشیه راندن کسانی باشد که خواهان حفظ آتشبس یا حرکت به سوی نوعی مصالحه هستند.
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، نیز گفت جایگزینی یک مقام ۷۲ ساله با رضایی ۷۱ ساله نشان میدهد حکومت نتوانسته ردههای خود را جوان کند.
او این وضعیت را به «جابهجا کردن صندلیهای عرشه تایتانیک» تشبیه کرد.
وزارت خارجه آلمان در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد بخش کنسولی و روادید سفارت این کشور در تهران به دلیل وضعیت امنیتی کنونی ایران، همچنان در وضعیت اضطراری فعالیت میکند و تا اطلاع ثانوی وقت عادی برای درخواست ویزا تعیین نمیشود.
سخنگوی وزارت خارجه آلمان سهشنبه ۲۰ مرداد گفت بحران کنونی، محدودیتهای فنی و کمبود نیروی انسانی بخش روادید را که از ژوئن ۲۰۲۵ وجود داشته، تشدید کرده است.
او افزود تلاش برای افزایش ظرفیت پذیرش درخواستهای متقاضیان ایرانی ادامه دارد.
وزارت خارجه آلمان دوم مرداد نیز در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره وضعیت سفارت این کشور در تهران اعلام کرده بود سفارت تعطیل نشده، اما بخش کنسولی و صدور ویزا در شرایط کنونی بهصورت اضطراری و با ظرفیت محدود فعالیت میکند.
این وزارتخانه همچنین تاکید کرده بود توصیه برلین به شهروندان آلمانی برای خودداری از سفر به ایران و خروج از این کشور همچنان به قوت خود باقی است.
وضعیت متقاضیان ویزای آلمان
بر اساس اطلاعات دریافتشده، بررسی درخواستهای ویزای ملی که پیشتر ارائه شدهاند، در چارچوب ظرفیت موجود ادامه دارد و ویزاهای آماده نیز در تهران تحویل داده میشوند.
ایراناینترنشنال همچنین اطلاع یافته است برای متقاضیان پیوست خانواده نیز مسیر جداگانهای ایجاد شده و با افراد ثبتشده در فهرست انتظار سفارت آلمان در تهران تماس گرفته میشود تا درخواست آنها در استانبول و از طریق برنامه کمک به خانواده سازمان بینالمللی مهاجرت دریافت شود.
بر این اساس، در مرحله نخست افرادی در اولویت قرار دارند که وقت قبلی آنها به دلیل درگیریهای نظامی در ایران لغو شده بود و پس از آن، نوبتدهی بر اساس زمان ثبتنام اولیه ادامه خواهد یافت.
همچنین از ۲۴ تیر، امکان ثبتنام در فهرستهای انتظار جدید برای چند گروه ویزای ملی، از جمله دانشجویان و پزشکان، فراهم شده است.
با این حال، هنوز مشخص نیست تعیین وقت برای افراد ثبتشده در فهرستهای جدید چه زمانی آغاز میشود و ثبتنام در این فهرستها به معنای دریافت فوری وقت ویزا نیست.
تنشهای سیاسی و ادامه نگرانیهای امنیتی
در هفتههای اخیر، همزمان با توقف پیشرفت در مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا و افزایش اختلافها بر سر بازگشایی تنگه هرمز و پرداخت غرامت، تنش میان دو طرف بار دیگر افزایش یافته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۹ مرداد خواستار پرداخت غرامت از سوی جمهوری اسلامی شد و دستور داد این موضوع در همه مذاکرات آینده با تهران مطرح شود؛ موضعی که اختلاف میان دو طرف بر سر دستیابی به توافق را افزایش داده است.
یوهان وادهفول، وزیر خارجه آلمان، همان روز در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد در تماس با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از تهران خواسته است بهطور سازنده وارد مذاکرات با کشورهای منطقه و آمریکا شود تا به درگیری پایان داده شود.
گزارش سالانه انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد آزار جنسی از محورهای پرتکرار پروندههای حقوقی بوده، آزار روحی-روانی بیشترین سهم را در تماسهای مربوط به کودکآزاری داشته و جنگ نیز باعث اضطراب، احساس ناامنی و اختلال در تحصیل کودکان شده است.
روزنامه شرق سهشنبه ۲۰ مرداد با بازخوانی گزارش عملکرد انجمن حمایت از حقوق کودکان نوشت پروندههای آزار جنسی ثبتشده در واحد حقوقی این انجمن شامل آزار از سوی اعضای خانواده و اشخاص خارج از خانواده و همچنین مواردی در فضای مجازی بوده است.
در این پروندهها، مراجعه نکردن فوری به کلانتری، نگرفتن گزارش پزشکی قانونی، استحمام پس از آزار و شستوشوی لباسها از عواملی بوده که به گفته انجمن، در مواردی به محکوم نشدن آزارگر منجر شده است.
انجمن، شمار بالای این پروندهها را نشانه آشکارتر شدن خشونت جنسی علیه کودکان و نبود سازوکارهای حمایتی موثر و در دسترس دانسته است.
مشکلات اقتصادی، ترس از انگ اجتماعی، دسترسی نداشتن به وکیل متخصص و فرسایش روانی ناشی از روند کیفری نیز برخی خانوادهها را از ادامه پیگیری منصرف کرده است.
موارد شکنجه، ضربوشتم، تجاوز، آزار جنسی و قتل کودکان در ایران پیشتر نیز گزارش شده است، اما آمار دقیق و بهروزی از ابعاد این خشونتها وجود ندارد.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد تنها حدود ۲۰ درصد موارد خشونت جسمی و جنسی علیه کودکان شناسایی یا گزارش میشوند و بخش بزرگی از آنها پنهان میمانند.
پس از آزار جنسی، اختلافات مربوط به حضانت از دیگر محورهای پرتکرار مراجعات بوده است. بخش دیگری از پروندهها نیز به کودکان فاقد شناسنامه، کودکان دارای مادر ایرانی و پدر افغانستانی و موارد رد مرز یا اخراج اختصاص داشته است.
انجمن حمایت از حقوق کودکان هشدار داده فقدان اسناد هویتی، دسترسی برخی کودکان به آموزش، درمان و حمایتهای قانونی را مختل کرده است.
پروندههایی درباره استثمار جنسی در فضای مجازی، تهدید به انتشار تصاویر و نقض حریم خصوصی کودکان نیز ثبت شده، اما آماری از تعداد آنها ارائه نشده است.
کمبود وکیل متخصص در برخی استانها، دشواری پیگیری پروندههای خارج از استان و نبود زیرساخت حمایتی منسجم نیز از موانع حمایت حقوقی از کودکان عنوان شده است.
حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، ۲۴ خرداد در گفتوگو با خبرآنلاین افزایش شمار کودکان کار را پیامد مستقیم گسترش فقر دانست و هشدار داد این کودکان با آسیبهایی چون بهرهکشی جنسی، انواع خشونت و سوءتغذیه روبهرو هستند.
آسیبهای روانی کودکان و پیامدهای جنگ
بر اساس آمار «صدای یارا»، خط مشاوره انجمن، در سال ۱۴۰۴ در مجموع ۶۵۶ تماس ثبت شده که ۷۹ درصد تماسگیرندگان مادران، ۱۳ درصد کودکان و چهار درصد پدران بودهاند.
۵۷ درصد تماسها نیز از تهران بوده است.
در میان موارد کودکآزاری مطرحشده، آزار روحی-روانی با ۳۰ درصد بیشترین سهم را داشته و پس از آن، غفلت با ۲۷ درصد، آزار آموزشی با ۱۷ درصد و آزار جسمی با ۱۰ درصد قرار گرفتهاند.
انجمن، آزار جنسی را «حساسترین و پنهانترین» نوع آزار توصیف کرده است.
پرخاشگری، افسردگی، اضطراب جدایی، احساس ناامنی، مشکلات مرتبط با اینترنت و قلدری مجازی از دیگر مسائل مطرحشده بوده و ترس از دست دادن والدین در رویدادهایی مانند جنگ نیز در تماسها ثبت شده است.
وبسایت حقوق بشری هرانا اواخر اسفند ۱۴۰۴ گزارش داد در طول این سال دستکم ۲۳ هزار و ۵۳۸ مورد کودکآزاری، ۲۰ مورد تجاوز و آزار جنسی کودکان، ۳۶ مورد قتل کودک و بازداشت ۳۴۳ فرد زیر ۱۸ سال ثبت شده است.
دو درصد از ۶۵۶ تماس «صدای یارا» در زمان جنگ برقرار شده و اضطراب، ترس، اختلال خواب و احساس ناامنی از مشکلات گزارش شده است. کودکان دارای والدین نظامی نیز در روزهای نخست جنگ نگرانی بیشتری درباره سلامت پدر یا مادر خود داشتهاند.
بیکاری یا کاهش درآمد والدین، افزایش تنشهای خانوادگی، تعطیلی و تخریب برخی مدارس، کمبود معلم و مشکلات آموزش آنلاین نیز از دیگر پیامدهای این دوره بوده است.
عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز به شش شناور در روز کاهش یافته و این کاهش در شرایطی رخ داده که امیدها به دستیابی به توافق صلح میان جمهوری اسلامی و آمریکا کمرنگتر شده است. پیش از آغاز جنگ، روزانه ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی از این آبراه عبور میکردند.
دادههای شرکت ردیابی کشتی کپلر نشان میدهد دوشنبه ۱۹ مرداد چهار شناور حامل کالا وارد تنگه هرمز شدند که دو فروند از آنها نفتکش خالی حمل فرآوردههای نفتی بودند.
در همین مدت، دو شناور از تنگه هرمز خارج شدند؛ یکی نفتکش کوچک حامل گاز مایع و دیگری شناوری حامل سوختهای باقیمانده نفتی.
به این ترتیب، مجموع تردد در تنگه هرمز به شش شناور رسید، در حالی که میانگین ۱۰ روز گذشته حدود ۱۱ کشتی در روز بود.
پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی از این مسیر عبور میکردند.
کاهش تردد در تنگه هرمز از آخر هفته آغاز شد. مارینترافیک گزارش داد شمار عبورهای تاییدشده از ۱۵ مورد در ۱۶ مرداد به ۱۱ مورد در ۱۷ مرداد کاهش یافت.
در مجموع، طی سه روز ۱۶ تا ۱۸ مرداد، ۳۲ کشتی از تنگه عبور کردند. در همین سه روز، بابالمندب با ۱۱۶ عبور تاییدشده، بهمراتب پرترددتر از تنگه هرمز بود.
کاهش تردد در تنگه هرمز در شرایطی ادامه دارد که امیدها به دستیابی به توافق صلح میان جمهوری اسلامی و آمریکا کمرنگتر شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۹ مرداد در واکنش به درخواست غرامت جمهوری اسلامی در تروثسوشال نوشت که او نیز از ایران بابت کشتهها و مجروحان در حملات و درگیریها غرامت میخواهد.
ترامپ همچنین خواستار پرداخت غرامت به خانوادههای کشتهشدگان ناو یواساس کول و خانوادههای معترضانی شد که طی ۵۰ سال گذشته به دست ایران کشته شدهاند و گفت این موضوع باید در مذاکرات آینده مطرح شود.
او در کاخ سفید نیز درباره تنگه هرمز گفت این آبراه اکنون باز است و آمریکا «۱۰۰ درصد» آن را کنترل میکند، اما اجازه عبور به مقصد ایران را نمیدهد.
ترامپ همچنین گفت آمریکا سراسر تنگه را مینروبی کرده و ایران «میتواند مشکل ایجاد کند»، اما «کاملا ورشکسته» است.
شایان سمیعی، کارشناس امنیت ملی، با اشاره به اظهارات ترامپ درباره کنترل تنگه هرمز، به ایراناینترنشنال گفت هدف او انتقال این پیام است که جمهوری اسلامی دیگر از نظر نظامی قادر به تعیین قواعد بازی در تنگه هرمز نیست.
این مواضع در واکنش به خواستههای جمهوری اسلامی برای دریافت غرامت و پایان تحریمها مطرح شد که تا حد زیادی با مفاد یادداشت تفاهمی که ۲۷ خرداد میان جمهوری اسلامی و آمریکا امضا شد و بعدا با ازسرگیری درگیریها عملا بیاثر شد، همخوانی دارند.
محمد قائدی، کارشناس روابط بینالملل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به بازگشت موضوع غرامت به مذاکرات تهران و واشینگتن، گفت جمهوری اسلامی ممکن است با طرح این مطالبه در پی طولانی کردن مذاکرات تا انتخابات آمریکا و تقویت اهرمهای چانهزنی خود باشد.
ترامپ از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بارها میان تهدید به تشدید درگیری و اعلام نزدیک بودن توافق صلح تغییر موضع داده است.
وضعیت تردد در بابالمندب
تردد در بابالمندب تغییر محسوسی نداشته است.
دادههای کپلر نشان میدهد ۱۹ مرداد ۲۵ کشتی از این تنگه در دریای سرخ عبور کردند؛ رقمی نزدیک به میانگین ۱۰ روزه حدود ۲۴ شناور.
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، ۱۸ مرداد در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به حمله شبهنظامیان حوثی وابسته به جمهوری اسلامی به بندر مخا در غرب یمن، گفت تهران به این نتیجه رسیده است که تنگه هرمز بهتنهایی اهرم فشار موثری برای امتیازگیری نیست و به همین دلیل از بابالمندب نیز بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند.
رهبران پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه پس از امضای پیمان دفاع مشترک مکه، عربستان ۱۶ مرداد
اکونومیست در گزارشی وضعیت اردن و مصر در جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی را نشانهای از تغییر عمیق نظم امنیتی خاورمیانه دانسته و تاثیر این جنگ را بر موقعیت مصر و اردن، بهعنوان دو نمونه از این تغییر ارزیابی کرده است.
اکونومیست در ابتدای گزارش نوشته نزدیک به دو سال پیش، عبدالله دوم، پادشاه اردن، به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفته بود کشورش اجازه نخواهد داد به «میدان نبرد درگیریهای منطقهای» تبدیل شود.
عبدالفتاح السیسی، رییسجمهوری مصر، نیز سالها پیش به کشورهای خلیج فارس وعده داده بود اگر امنیت آنها تهدید شود، مصر «فقط یک قدم فاصله» خواهد داشت.
بهنوشته اکونومیست اکنون هر دو وعده عملا بیاعتبار شدهاند: اردن در قلب جنگی قرار گرفته که کنترلی بر آن ندارد و مصر، در میانه بزرگترین تهدید امنیتی کشورهای خلیج فارس در ۳۵ سال گذشته، عمدتا در حاشیه مانده، به وعدههای خود عمل نکرده و به کمک این کشورها نرفته و عملا به حاشیه رفته است..
برای اردن، مشکل از وابستگی عمیق امنیتی و اقتصادی به آمریکا ناشی میشود. این کشور کوچک و کممنبع، در میان همسایگانی قدرتمندتر، اتحاد با واشینگتن را برای بقای خود ضروری میداند. هزاران نظامی آمریکایی در پایگاههای اردن، از جمله پایگاه هوایی موفقالسلطی، مستقرند و جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان مورد استفاده در جنگ ایران نیز از این تاسیسات استفاده میکنند.
همین موضوع اردن را به هدف جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. تنها در نخستین ماه جنگ، حکومت ایران دستکم ۲۶۲ موشک و پهپاد به سوی این کشور شلیک کرد.
حضور آمریکا در عین حال به مسالهای داخلی تبدیل شده است. صدها سیاستمدار، افسر بازنشسته و شخصیت سرشناس اردنی خواستار خروج نیروهای آمریکایی شدهاند. اما حکومت توان چشمپوشی از حمایت واشینگتن را ندارد.
اردن سال گذشته بیش از ۱.۶ میلیارد دلار، معادل حدود سه درصد تولید ناخالص داخلی خود، از آمریکا کمک دریافت کرد و واشینگتن همین ماه ۳۵۵ میلیون دلار دیگر برای زیرساخت، آموزش و طرحهای دیگر اختصاص داد.
جنگ وابستگی اقتصادی اردن را نیز تشدید کرده است. حملات موشکی باعث لغو پروازها و کاهش گردشگری شده و درآمد این بخش در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ تقریبا ۱۰ درصد نسبت به سال قبل افت کرده است. بحران انرژی نیز جدی است.
اردن حدود نیمی از برق خود را با گاز اسرائیل تولید میکند، اما اسرائیل در آغاز جنگ به دلیل نگرانی از حملات تهران به تاسیسات گازی، صادرات را متوقف کرد. اردن ناچار شد به سوختهای گرانتر و محمولههای گاز طبیعی مایع روی آورد. با وجود ازسرگیری صادرات اسرائیل در آوریل، صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند هزینه واردات انرژی اردن امسال ۳۶ درصد بیشتر از ۲۰۲۵ باشد.
تهران نیز میکوشد از شکاف میان حکومت و جامعه اردن بهره ببرد. سپاه پاسداران همزمان با حمله به این کشور تاکید کرده که با «مردم اردن» خصومتی ندارد و آمریکا را مسئول نقض حاکمیت اردن معرفی میکند. بسیاری از اردنیها البته خود ایران را تهدید میدانند، اما این جنگ فشار سیاسی بر حکومتی را افزایش داده که پیش از آن نیز با نارضایتی داخلی روبهرو بود.
اکونومیست در ادامه افزوده شرایط مصر متفاوت است. اقتصاد این کشور فعلا نسبتا مقاوم مانده و انتظار میرود در سال جاری ۴.۶ درصد رشد کند. صندوق بینالمللی پول نیز قسط ۱.۸ میلیارد دلاری تازهای از وام چهارساله مصر آزاد کرده است.
گردشگری همچنان رونق دارد و بیش از ۹ میلیون گردشگر در نیمه نخست سال وارد کشور شدهاند؛ سهدرصد بیشتر از سال گذشته. درآمد کانال سوئز نیز در همین دوره ۳۰ درصد افزایش یافته و از ۱.۸ به ۲.۴ میلیارد دلار رسیده و حوالههای ارزی مصریان خارج از کشور به رکورد رسیده است.
با این حال، این ارقام ممکن است هنوز همه آثار جنگ را منعکس نکنند. حملات نیروهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتیرانی در دریای سرخ میتواند درآمد کانال سوئز را کاهش دهد و رکود طولانی در کشورهای خلیج فارس نیز ممکن است فرصتهای شغلی مصریان مهاجر و در نتیجه حوالههای ارزی را کاهش دهد. دولت مصر نیز برخی تعرفههای برق را ۱۲ درصد افزایش داده است.
اما اکونومیست معتقد است مشکل اصلی مصر فعلا نه «توان مالی»، بلکه «جایگاه» آن است. پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، مصر یکی از مهمترین میانجیهای منطقه بود. دستگاه اطلاعاتی مصر ارتباط دیرینهای با حماس داشت، آنتونی بلینکن در یک سال هفت بار به مصر سفر کرد و مذاکرات نهایی آتشبس اکتبر ۲۰۲۵ در شرمالشیخ انجام شد.
در جنگ ایران، اما مصر تقریبا به حاشیه رفته و پاکستان، ترکیه و کشورهای خلیج فارس جای آن را بهعنوان میانجی گرفتهاند. بزرگترین ارتش جهان عرب نیز نقش محدودی در دفاع از کشورهای خلیج فارس داشته؛ کشورهایی که از زمان به قدرت رسیدن سیسی در ۲۰۱۳ دهها میلیارد دلار به مصر کمک کردهاند.
این بیعملی موجب نارضایتی متحدان شده است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رییس امارات، در ماه مارس آشکارا از کشورهای بزرگ عربی که هنگام حملات ایران «بیکار نشستهاند» انتقاد کرد.
مصر یک اسکادران جنگنده رافال به امارات اعزام کرد، اما این اقدام را یک ماه پس از برقراری نخستین آتشبس اعلام کرد. مهمتر اینکه در ۷ اوت، هنگام امضای پیمان دفاع متقابل عربستان، پاکستان و ترکیه، مصر غایب بود؛ هرچند سعودیها احتمال پیوستن قاهره به این ائتلاف در آینده را مطرح کردهاند.
با این حال بهنوشته اکونومیست دور ماندن از جنگ نیز مصر را کاملا مصون نکرده است: هزینه واردات انرژی آن افزایش یافته و ماه گذشته یک پهپاد به تاسیسات گاز طبیعی دمیاط در ساحل مدیترانه حمله کرد.
اکونومیست در نهایت پیمان دفاعی سهجانبه عربستان، ترکیه و پاکستان را نشانهای از آینده احتمالی خاورمیانه میداند. کشورهای منطقه، با این نگرانی که دیگر نتوانند مانند گذشته برای تامین امنیت خود به آمریکا متکی باشند، به سمت ایجاد ترتیبات دفاعی مستقلتر و پذیرش مسئولیت بیشتر برای امنیت خود حرکت میکنند.
این تحول برای هر دو کشور مصر و اردن دشوار است: اردن بیش از اندازه به آمریکا وابسته است تا بتواند از جنگ آن فاصله بگیرد و مصر، با وجود ارتش بزرگ و ادعای دیرینه رهبری جهان عرب، در حال از دست دادن نقش مرکزی خود در معماری جدید امنیت منطقه است. وعدههای عملنشده این دو کشور، از نگاه اکونومیست، نمادی از فرسایش نظم قدیمی خاورمیانه و ظهور نظمی تازه و نامطمئن است.
ترامپ در حال سوار شدن بر هواپیمای ایرفورس وان قدیمی قبل از سفر به چین، پایگاه هوایی مشترک اندروز در ایالت مریلند، ۱۲ مه ۲۰۲۶
روزنامه واشینگتنپست در گزارشی اختصاصی نوشت تهدید جمهوری اسلامی برای کشتن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماه گذشته دستگاههای امنیتی این کشور را به اجرای یک عملیات فریب کمسابقه واداشت.
بهنوشته واشینگتنپست، در جریان این عملیات ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» شد، اما دقایقی بعد مخفیانه از آن خارج و با هواپیمای نظامی کوچکتری به بریتانیا منتقل شد.
در تمام این مدت، خبرنگاران و حتی شماری از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند رییسجمهوری در همان ایرفورس وان قدیمی همراه آنهاست و تنها سوار هواپیمای ایرفورس وان جدید که یک بویینگ اهداشده از قطر است نشده، روایتی که کاخ سفید نیز بعدا آن را تکرار کرد.
براساس این گزارش ماجرا ۱۷ تیرماه و در پایان سفر ترامپ به آنکارا برای شرکت در نشست سران ناتو رخ داد؛ درست یک شب پس از آنکه آمریکا، به دستور ترامپ و در پی شکست مذاکرات با تهران برای پایان دادن به جنگ چندماهه، حملات نظامی علیه جمهور ی اسلامی را از سر گرفت.
بهنوشته واشینگتنپست یک تهدید معتبر مرتبط با تهران علیه ترامپ یا هواپیمای او باعث شد مقامهای امنیتی «عملیات فریب» را به اجرا بگذارند. نیویورکتایمز و سیبیاس نیز پیشتر از دریافت اطلاعاتی درباره تهدید مشخص علیه ترامپ یا هواپیمایش خبر داده بودند.
ترامپ چند روز پیش از این سفر استفاده از یک بوئینگ ۷۴۷-۸ اهدایی قطر را بهعنوان هواپیمای جدید ریاستجمهوری آغاز کرده بود. این هواپیما با صرف صدها میلیون دلار ارتقا یافته بود، اما برخلاف ایرفورس وان قدیمی، برخی تجهیزات و سامانههای دفاعی آن را نداشت.
ترامپ با همین هواپیما وارد ترکیه شد، اما پیش از بازگشت در شبکههای اجتماعی اعلام کرد به «یاد گذشتهها» با ایرفورس وان قدیمی از ترکیه خارج خواهد شد و هواپیمای جدید را جداگانه به بریتانیا میفرستد تا نظامیان آمریکایی مستقر در آنجا بتوانند آن را ببینند.
آنچه در عمل اتفاق افتاد، بهنوشته واشینگتنپست، بسیار پیچیدهتر بود. هواپیمای اهدایی قطر ابتدا ترکیه را ترک کرد. سپس هنگام غروب، ترامپ با لیموزین خود به ایرفورس وان قدیمی رسید، مقابل دوربینها از پلکان بالا رفت، برای حاضران دست تکان داد و وارد هواپیما شد. اما چند دقیقه بعد، او و چند تن از دستیارانش از دری در سمت دیگر هواپیما وارد محفظه یک کامیون مخصوص حمل غذای فرودگاهی شدند. محفظه این خودرو با سیستم هیدرولیکی تا سطح در هواپیما بالا آمده بود و میتوانست ترامپ را بدون آنکه از روی باند دیده شود از هواپیما خارج کند.
دونالد ترامپ در حال سخنرانی در مقابل ایرفورس وان جدید، پایگاه هوایی مشترک اندروز در ایالت مریلند، ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
کامیون سپس از ایرفورس وان دور شد و به یک هواپیمای سی-۳۲ ای (C-32A) نیروی هوایی آمریکا، که نسخه نظامیشده بوئینگ ۷۵۷ ـاست و در نزدیکی پارک شده بود رفت.
تصاویر رسانهای نیز بخشهایی از این جابهجایی را تایید میکنند: کامیون برای مدتی پشت هواپیمای C-32A از دید دوربین خارج میشود و سپس محفظه آن تا سطح در هواپیما بالا میرود. ترامپ از این طریق مخفیانه وارد هواپیمای دوم شد.
در همین حال خبرنگاران و شماری از کارکنان کاخ سفید وارد ایرفورس وان قدیمی شدند، بیآنکه بدانند ترامپ دیگر در آن نیست. حتی از خبرنگاران خواسته شد پرده پنجرهها را پایین بکشند.
بهگفته یک مقام آمریکایی، ایرفورس وان عملا به «طعمه» تبدیل شده بود. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز جداگانه و از طریق پلکان معمولی وارد هواپیمای C-32A شد تا حضور آن هواپیما عادی جلوه کند و سپس همراه ترامپ به بریتانیا پرواز کرد.
بهنوشته واشینگتنپست نکته مهم دیگر نحوه پنهان کردن این پرواز در سامانههای هوانوردی بود. از نظر فنی «Air Force One» نام یک هواپیمای مشخص نیست، بلکه علامت پروازی هر هواپیمای نیروی هوایی است که رییسجمهوری آمریکا در آن حضور داشته باشد.
با این حال هواپیمای C-32A حامل ترامپ نه با عنوان ایرفورس وان، بلکه با علامت عادی «Reach 18» یا «RCH18» پرواز کرد؛ علامتی که معمولا از آن برای انتقال نیرو یا تجهیزات نظامی استفاده میشود. سامانههایی که امکان رهگیری آسان هواپیما را فراهم میکنند نیز ظاهرا خاموش شده بودند.
در مقابل، ایرفورس وان قدیمی که خبرنگاران و کارکنان را حمل میکرد و ترامپ در آن نبود، پس از ظاهر شدن روی رادار در نزدیکی استانبول در میانه پرواز علامت «AF1» را گرفت. به این ترتیب حتی دادههای پروازی نیز این تصور را ایجاد میکرد که رییسجمهوری در همان هواپیماست.
هواپیمای اهدایی قطر ساعت شش و ۲۶ دقیقه عصر بهوقت محلی در پایگاه میلدنهال بریتانیا فرود آمد. هواپیمای C-32A حامل ترامپ حدود ساعت ۱۰:۲۰ شب به آنجا رسید و ایرفورس وان قدیمی نیز چند دقیقه بعد، حدود ساعت ۱۰:۲۹، فرود آمد.
مشخص نیست ترامپ پس از فرود دقیقا چگونه دوباره به هواپیمای قدیمی منتقل شد، اما ساعت ۱۰:۵۶ شب مقابل دوربینها از پلکان همان هواپیما پایین آمد؛ در نتیجه این تصور ایجاد شد که تمام مسیر ترکیه تا بریتانیا را با آن طی کرده است.
کاخ سفید نیز همان شب در شبکههای اجتماعی اعلام کرد ترامپ «با ایرفورس وان سابق» وارد پایگاه بریتانیایی شده و تصویری از آن منتشر کرد.
ترامپ پس از دیدار با نظامیان آمریکایی، این بار سوار هواپیمای جدید اهدایی قطر شد و همراه خبرنگاران و کارکنان به واشینگتن بازگشت.
او در مسیر حدود ۱۵ دقیقه با خبرنگاران صحبت کرد، از تهدید جمهوری اسلامی گفت، اما عملیات فریب را فاش نکرد.
وقتی از او پرسیدند چرا در ترکیه از خبرنگاران خواسته شده بود پرده پنجرهها را ببندند، گفت احتمالا به این دلیل بوده که آنها در «پروازی خطرناک» قرار داشتهاند.
او همچنین گفت دائما با تهدید علیه جانش مواجه است و «شماره یک» فهرست اهداف حکومت ایران است و با لحنی شوخیآمیز به خبرنگاران گفت اگر اتفاقی برای او بیفتد، آنها نیز ممکن است همراهش کشته شوند.
واشینگتنپست در گزارش خود تاکید کرده است که استفاده از هواپیمای جایگزین یا طعمه برای حفاظت از رییسجمهوری آمریکا بیسابقه نیست.
برای نمونه، بیل کلینتون در سال ۲۰۰۰ هنگام سفر به پاکستان با هواپیمایی متفاوت از ایرفورس وان منتقل شد و مقامهای سابق میگویند طی سه دهه گذشته در موارد دیگری نیز در شرایط تهدید شدید از روشهای مشابه استفاده شده است.
با این حال، وجه غیرمعمول این عملیات آن بود که نهتنها محل واقعی رییسجمهوری پنهان شد، بلکه دولت بعدا نیز علنا روایتی ارائه کرد که ترامپ را در هواپیمایی نشان میداد که واقعا در آن حضور نداشت. حتی خبرنگاران همراه رییسجمهوری نیز از فریب مطلع نشده بودند.
واشینگتنپست در ادامه گزارش خود به مناقشه گستردهتر درباره امنیت هواپیمای اهدایی قطر پرداخته است.
نیویورکتایمز پیشتر گزارش داده بود این هواپیما همه قابلیتهای دفاعی ایرفورس وان قدیمی را ندارد. دولت ترامپ در واکنش به آن گزارش برای شناسایی منابع محرمانه خبرنگاران احضاریه صادر کرد، اما بعدا با اذعان به اشتباهاتی، آنها را پس گرفت.
کاخ سفید و نیروی هوایی همچنان تاکید دارند هواپیمای جدید برای ماموریت ریاستجمهوری ایمن است و هیچ مصالحهای در حوزه امنیت، ایمنی و ارتباطات حیاتی صورت نگرفته است.
با این حال، بهنوشته واشینگتنپست اصل عملیات ۱۷ تیر نشان میدهد دستگاه امنیتی آمریکا تهدید حکومت ایران را تا چه اندازه جدی تلقی کرده بود.
ایرفورس وان قدیمی، با وجود برخورداری از سامانههای دفاعی پیشرفته، هدفی بزرگ و بهآسانی قابل شناسایی است؛ بنابراین مقامها ترجیح دادند ترامپ را مخفیانه با هواپیمایی کوچکتر و کمجلبتوجهتر منتقل کنند و همزمان هواپیمای شناختهشده ریاستجمهوری را بهعنوان طعمه به پرواز درآورند.
کاخ سفید در پاسخ به پرسشهای واشینگتنپست جزییات عملیات را تکذیب یا تایید نکرد و صرفا بر ایمنی هواپیمای جدید و وجود دشمنانی که ترامپ را هدف گرفتهاند تاکید کرد.
پنتاگون پرسشها را به کاخ سفید ارجاع داد و سرویس مخفی نیز در این مورد اظهارنظر نکرد.