اسکای نیوز: اطلاعات ارتش آمریکا درباره مدرسه میناب قدیمی بود
شبکه اسکای نیوز در گزارشی تحقیقی به موضوع حمله به مدرسه میناب در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در اولین روز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پرداخته و به کوتاهیهای انجام گرفته و ابعاد سیاسی این حمله را بررسی کرده و از جمله گفت است که اطلاعات ارتش آمریکا درباره مدرسه قدیمی بود.
مقامهای جمهوری اسلامی گفتهاند حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ که همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور وقت ایران، رخ داد، به جان باختن بیش از ۱۷۵ دانشآموز و معلم انجامید. با این حال، در هفتههای گذشته بارها از عبارت «میناب ۱۶۸» برای یادبود ۱۶۸ دانشآموز کشتهشده استفاده کردهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز که پیش از این در گزارشی تحقیقی درباره حمله به مدرسه «شجره طیبه» شمار جانباختگان شامل دانشآموزان و کارکنان مدرسه را بین ۱۵۷ تا ۱۶۸ نفر و تعداد مجروحان را بین ۹۵ تا ۱۱۱ نفر گزارش کرد که ارقام اعلامشده از سوی مقامهای حکومتی در ایران تفاوت دارد.
تسلیحات و شواهد موقعیت نظامی
شبکه اسکای نیوز در گزارش خود گفت در تصاویر منتشرشده از روز حمله، قطعات و بالههای هدایتکننده یک موشک کروز تاماهاک (Tomahawk) در ساختمانهای مجاور دیده میشود که از تسلیحات مورد استفاده ارتش آمریکا است. بررسی تصاویر ماهوارهای نیز نشان میدهد که ناوگروه هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن در روز حادثه در دریای عمان و در برد عملیاتی نسبت به شهر میناب مستقر بوده است.
بهگفته این شبکه، بررسیهای میدانی خبرنگاران نشان میدهد که اگرچه چند ساختمان در مجاورت مدرسه به یک تیپ موشکی نیروی دریایی مرتبط بودند، اما محوطه مدرسه با یک دیوار از بخش نظامی جدا شده بود و وقوع انفجارهای ثانویه در آن رخ نداد که نشاندهنده عدم وجود مهمات نظامی در مدرسه است.
خطاهای اطلاعاتی و نقایص سیستم هدفگیری
فرماندهان ارشد نظامی آمریکا اعلام کردند که این حمله بر پایه فرضیه هدف قرار دادن یک مقر فرماندهی نیروی دریایی انجام شده است.
در ادامه گزارش شبکه اسکای نیوز گفته شده شواهد نشان میدهند اطلاعات و تصاویر مبنای این حمله قدیمی و متعلق به سال ۲۰۱۵ بودهاند؛ زمانی که این ساختمان هنوز بخشی از یک پادگان نظامی فعال بود. با وجود اینکه از اواخر سال ۲۰۱۵ کاربری محل تغییر یافته، برجهای دیدهبانی حذف شده و زمینهای بازی ایجاد شده بودند، این تغییرات در ارزیابی نهایی لحاظ نشدند.
بهگفته کارشناسان، در تصاویر ماهوارهای دسامبر ۲۰۲۵ نیز سایه افراد و کودکان در حیاط مدرسه قابل تشخیص بوده است.
ضعفهای ساختاری و کاهش نظارت بر تلفات غیرنظامی
بهگفته این شبکه منابع آگاه در آژانس اطلاعات دفاعی (DIA) فاش کردهاند که بهدلیل حجم بالای بانک اطلاعاتی اهداف در ایران (چند صد هزار هدف بالقوه)، روند بازبینی و بهروزرسانی دورهای اهداف (که باید هر ۳ تا ۵ سال انجام شود) برای اکثر مکانها صورت نگرفته بود.
علاوه بر این، بر اساس بخشنامههای اجرایی صادر شده در ژانویه ۲۰۲۶، نهادهای تخصصی مربوط به کاهش آسیبهای غیرنظامی (Civilian Protection Center of Excellence) در پنتاگون منحل یا به شدت تضعیف شدند و تعداد کارشناسان این واحد از حدود ۴۰ نفر به ۷ نفر کاهش یافت.
بهگفته متخصصان تدارکات نظامی، حجم و سرعت بالای حملات در ۲۴ ساعت اول (بیش از ۱۰۰۰ هدف) در عمل فرصت کافی برای بررسیهای حقوقی و ارزیابیهای ثانویه اهداف را از پرسنل سلب کرده بود.
مواضع سیاسی و وضعیت بررسی پرونده
مقامات دولت آمریکا، از جمله دونالد ترامپ، رییسجمهوری،و پیت هگست، وزیر دفاع، در مواضع رسانهای خود مسئولیت این حمله را رد کرده و از احتمال خطای موشکی از سوی جمهوری اسلامی سخن گفتهاند.
بهگفته شبکه اسکای نیوز، منابع نظامی نزدیک به پرونده تایید کردهاند که تحقیقات اولیه ارتش به نتیجهگیری خطای انسانی رسیده است.
از سوی دیگر، حقوقدانان بینالمللی اشاره کردهاند که عدم اتخاذ تدابیر لازم برای تایید ماهیت غیرنظامی هدف، میتواند نقض قوانین بینالمللی و مصداق جرایم جنگی باشد. گزارش رسمی و نهایی ارتش آمریکا درباره این حادثه هنوز به صورت عمومی منتشر نشده است.
پایگاه خبری اکسیوس به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد آمریکا در آستانه گسترش احتمالی کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، اسرائیل را از تصمیم خود برای اعزام دهها هواپیمای سوخترسان دیگر به این کشور مطلع کرده است.
این رسانه جمعه ۲۶ تیر نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حال بررسی اجرای حملهای گستردهتر علیه مواضع حکومت ایران است؛ عملیاتی که دامنه آن فراتر از حملات کنونی در مناطق پیرامون تنگه هرمز خواهد بود.
بر اساس این گزارش، گزینههای مورد بررسی شامل حمله به زیرساختهای ایران از جمله نیروگاههای برق، تشدید حملات به تاسیسات هستهای با هدف دفن عمیقتر ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی و همچنین بمباران سایت زیرزمینی «کلنگ گزلا» است.
اکسیوس افزود هرچند ترامپ هنوز تصمیم نهایی را در این خصوص اتخاذ نکرده، اما او مایل است با وارد آوردن «خسارت کافی»، تهران را به بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش خواستههای هستهای واشینگتن وادار کند.
بهگفته مقامهای آمریکایی و اسرائیلی، ترامپ ممکن است طی چند روز آینده دستور گسترش عملیات را صادر کند.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
رییسجمهوری آمریکا ۱۷ تیر این حملات را نقض تفاهمنامه اسلامآباد دانست و از پایان آتشبس با جمهوری اسلامی خبر داد.
بندرعباس، «مرکز اصلی» عملیات سپاه در تنگه هرمز
اکسیوس در ادامه به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت ارتش ایالات متحده دستکم هفت پل را در اطراف بندرعباس بمباران کرده است؛ شهری که از آن بهعنوان «مرکز اصلی» عملیات سپاه پاسداران در تنگه هرمز یاد میشود.
بهگفته او، مهمات، تجهیزات و نیروهای کمکی از طریق بندرعباس به دیگر نقاط این آبراه راهبردی منتقل میشوند.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی حملات خود را به پایگاههای آمریکا در اردن، قطر، بحرین و کویت شدت بخشیده است.
حکومت ایران همچنین از حمله به یک پایگاه ایالات متحده در سوریه خبر داد، اما اکسیوس نوشت نیروهای آمریکایی چند ماه پیش این پایگاه را تخلیه کرده بودند. دولت سوریه نیز خبر انجام این حمله را تکذیب کرده است.
افزایش شمار هواپیماهای سوخترسان آمریکا در اسرائیل
اکسیوس در ادامه گزارش داد آمریکا هماکنون حدود ۳۰ هواپیمای سوخترسان نظامی را در فرودگاه بنگوریون تلآویو و تقریبا همین تعداد را در فرودگاه رامون در جنوب اسرائیل مستقر کرده است.
بهگفته مقامهای اسرائیلی، واشینگتن قصد دارد طی روزهای آینده دهها فروند هواپیمای سوخترسان دیگر را به اسرائیل اعزام کند تا شمار آنها به سطح ابتدای جنگ ایران بازگردد.
این مقامها افزودند ارتش ایالات متحده ترجیح میدهد این هواپیماها در فرودگاه بنگوریون مستقر باشند، زیرا دیگر پایگاههای هوایی منطقه بیش از این فرودگاه در معرض حملات احتمالی جمهوری اسلامی قرار دارند.
جمهوری اسلامی در روزهای اخیر از حمله مستقیم به اسرائیل خودداری کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۲۳ تیر هشدار داد هرگونه حمله احتمالی حکومت ایران با پاسخی «کاملا متفاوت و بسیار قدرتمندتر» روبهرو خواهد شد.
اختلاف در اسرائیل بر سر استقرار هواپیماهای سوخترسان
به گزارش اکسیوس، حضور گسترده هواپیماهای سوخترسان آمریکا در اسرائیل اکنون به موضوعی سیاسی در این کشور تبدیل شده است.
استقرار دهها فروند از این هواپیماها در فرودگاه بنگوریون طی ماههای گذشته بخش زیادی از ظرفیت این فرودگاه را به اشغال خود درآورده است.
این وضعیت در اوج درگیریها که حریم هوایی اسرائیل بسته بود و بیشتر شرکتهای هواپیمایی پروازهای خود را به تلآویو لغو کرده بودند، بحرانساز نبود.
اما اکنون در پی بازگشایی آسمان اسرائیل و آغاز سفرهای تابستانی، تداوم حضور این سوخترسانها میتواند باعث لغو گسترده پروازهای مسافربری شود.
اکسیوس افزود این مساله در فاصله تنها سه ماه به انتخابات سرنوشتساز اسرائیل میتواند به زیان ائتلاف حاکم به رهبری نتانیاهو تمام شود.
در همین راستا، میری رگو، وزیر حملونقل اسرائیل و از متحدان نزدیک نتانیاهو، خواستار انتقال هواپیماهای سوخترسان آمریکا از فرودگاه بنگوریون یا دستکم کاهش تعداد آنها شده است، اما وزارت دفاع و ارتش اسرائیل با این درخواست مخالفت کردهاند.
جنگ آمریکا و ایران دوباره آغاز شده است. واشنگتن و تهران، هر دو خود را پیروز یک جنگ تمام نشده میدانند. در حالیکه هیچیک پیروز قطعی نیستند. اما این بازی بیبرنده یک بازنده آشکار دارد: مردم ایران.
اگر یکی از دو طرف واقعا قاطعانه پیروز شده بود، مذاکره معنا نداشت. پیروز قاطع، شروط را تحمیل میکرد، نه آنکه از میانجیگران بخواهد آنها را منتقل کند. آنچه طرف آمریکایی، بهخصوص ترامپ و ونس میگویند این است که حکومت ایران شروط را پذیرفته بود: آزادسازی و امنیت تنگه هرمز، توقف غنیسازی.
جمهوری اسلامی هم معتقد بود و هست که توان دریافت خسارت، آزادسازی پولهای بلوکه شده و بیرون راندن آمریکا از منطقه را دارد و دست را فراتر گذاشت و لبنان را نیز در این میان دخیل کرد.
از متن تفاهمنامه منتشر شده برمیآمد که این شروط برآورده خواهد شد. اما در آمریکا، صداهای مخالف ترامپ به وضوح بالا رفت. در ایران نیز، طیف تندرو خشم خود را نشان داد.
دو روایت پیروزی که هر دو طرف برای مخاطبان داخلی خود میسازند، در یک نقطه به هم میرسند: انکار واقعیت میدان. واقعیتی که در آن، نه آمریکا توانست نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد، نه حکومت ایران توانست از فروپاشی اقتصادی و انزوای منطقهای رهایی یابد.
تحلیلگران آمریکایی، خود این تشخیص را روشنتر از هر منتقد بیرونی بیان کردهاند. مایکل فرومن، رییس شورای روابط خارجی، بیان میکند که قدرت نظامی بهتنهایی قادر به بازطراحی نظم منطقهای نیست.
بهگفته او، با وجود خسارات سنگین وارد شده به توان نظامی ایران، تهران توانست با ابزارهای کمهزینهای مثل پهپاد و موشکهای ارزان قیمتش منافع آمریکا و متحدانش را به چالش بکشد.
به عقیده فرومن وقتی ابزار ارزان بتواند سامانهای گران را تهدید کند، نظم نظامی جهانی دچار اختلال میشود. هزینه همکاری امنیتی با آمریکا برای متحدان منطقهای، بالا میرود. کشورهای عربی خلیج فارس، که حملات به اهدافی در خاکشان نگرانی ایجاد کرده، ممکن است به سمت روسیه، چین یا توافق مستقیم با ایران سوق پیدا کنند.
او نتیجه میگیرد که «تغییر قواعد بازی با پیروزی در آن یکسان نیست.»
آمریکا قواعد بازی منطقه را تغییر داد، اما در این بازی پیروز نشد. توان نظامی داشت اما اراده سیاسی برای ادامه نداشت. کاخ سفید میان تهدید نظامی و تلاش برای دستیابی به توافق در نوسان است، و توافق احتمالی بیشتر بر بازگشایی تنگه و ادامه مذاکرات متمرکز است، نه محدود کردن برنامه موشکی یا شبکه نیروهای نیابتی جمهوریاسلامی.
روایت جمهوری اسلامی در سطحی متفاوت اما همان منطق را دنبال میکند. نظام حاکم در رسانههای رسمی، از پیروزی قاطع میگوید، اما در پشت پرده، شروطی را پذیرفت که در گذشته خط قرمز محسوب میشدند.
سیاست بینالملل برای نظام جمهوری اسلامی تقریبا از دست رفته، وضعیت داخلی سیاست هم چندان تعریفی ندارد؛ سران نظام مورد هجمه طیف تندرو قرار دارند و در رسانه و خیابان مورد دشنام قرار میگیرند. وضعیت معیشتی مردم که مشخص است. دولت در این میان، با محدودیت و ناتوانی بسیار تقلا میکند جلو ورشکستگی نهایی اقتصاد را بگیرد.
پارادوکس هزینه
اما اگر هیچیک از دو طرف پیروز قاطع نبوده، چه کسی هزینهی واقعی این جنگ را پرداخت؟
درست است که این جنگ به لحاظ ابزاری برای جمهوری اسلامی ارزان بود، به این معنی که پهپادها و موشکهای ساخت ایران بسیار ارزانتر از مشابه خارجی هستند. اما این ارزانی کمکی به بهبود وضعیتاقتصادی و معیشتی مردم نکرده است.
به تحلیل فرومن بازگردیم؛ ایران با ابزار ارزان به اقتصاد جهانی ضربه زد؛ اما هزینه آن ابزار ارزان نه در پنتاگون پرداخت شد نه در بیت رهبری. راهبردی که قرار بود نظام جهانی را به چالش بکشد، به بار دیگری بر گرده سنگین زندگی مردمی بدل شد که هزینه این جنگ را ناخواسته میپردازند.
این، منطق پنهان جنگهای نامتقارن است. وقتی یک طرف با ابزار ارزان میجنگد، نشانه هوشمندی استراتژیکاش نیست؛ نشانه این است که قدرت تولید ابزار گران را ندارد، و چون به جنگ کشانده شده، با هرچه دارد میجنگد.
اما این «هرچه دارد» نیز خود ساخت دستی نیست. از منابعی برداشت شده که جای دیگری برای زندگی مردم لازم بود. هر پهپاد ارزان، چندین کیسه برنج، چندین جعبه دارو و چندین ساعت برق است که حذف میشود.
ایران در ماههای اخیر شاهد سهرقمی شدن تورم بوده است. صندوق بینالمللی پول ایران را در میان سه کشور با بالاترین تورم جهان قرار داده. حدود دو میلیون نفر در دو ماه گذشته بیکار شدهاند. اقتصاد دیجیتال، با شصتوپنج روز قطعی اینترنت سراسری، نابود شده است. اینها، هزینه واقعی آن جنگ ارزان است.
بازندهای که دیده نمیشود
مذاکرات حالا شکست خورده است و جنگ، اگر چه فعلا بیشتر در جنوب ایران در جریان است، هزینههای سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. با توجه به نیت آمریکا بر محاصره دوباره دریایی ایران، فشار بر معیشت مردم بیشتر میشود. جنگی که فاتح نداشت، یک بازنده واضح داشت. و آن بازنده، در هیچ یک از روایتهای پیروزی، نه دیده میشود نه صدایش شنیده میشود؛ مردم.
در پی تشدید درگیریها میان آمریکا و جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در بازار آزاد ایران به روند صعودی خود ادامه داد و قیمت دلار با عبور از رکورد پیشین، به بیش از ۱۹۱ هزار تومان رسید.
بهای دلار جمعه ۲۶ تیر در بازار آزاد تا ۱۹۱ هزار و ۸۰۰ تومان افزایش یافت و سپس با اندکی کاهش، روی ۱۹۱ هزار تومان قرار گرفت؛ رقمی که نسبت به روز پیش از آن حدود ۱.۴ درصد افزایش نشان میدهد.
قیمت یورو از ۲۱۹ هزار تومان و بهای پوند بریتانیا نیز از ۲۵۹ هزار تومان فراتر رفتند.
همچنین بر اساس آخرین قیمتهای ثبتشده در بازار طلا، سکه طرح جدید موسوم به «امامی» ۱۸۵ میلیون تومان، نیمسکه ۹۶ میلیون تومان، ربعسکه ۵۵ میلیون تومان و سکه گرمی ۲۸ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت تاثیر سوءمدیریت، فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، با نوسانات شدید ارزی و روند فزاینده کاهش ارزش پول ملی روبهرو بوده است.
رکورد پیشین قیمت دلار ۱۴ اردیبهشت در سطح ۱۹۰ هزار تومان به ثبت رسیده بود.
پس از آن، با دستیابی تهران و واشینگتن به تفاهمنامهای برای پایان جنگ، نرخ ارز کاهش یافت و قیمت دلار ۲۶ خرداد تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد.
اما با آغاز مجدد تنشهای نظامی و افزایش ابهامها درباره چشمانداز گفتوگوهای تهران و واشینگتن، بازار ارز بار دیگر وارد مسیر صعودی شد.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۷ تیر این حملات را نقض تفاهمنامه اسلامآباد دانست و از پایان آتشبس با جمهوری اسلامی خبر داد.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز ۱۶ تیر در واکنش به این حملات، مجوز موقت فروش نفت ایران را لغو کرد و برای پایان دادن به معاملات پیشین، مهلتی ۱۰ روزه در نظر گرفت.
این مجوز پیشتر در قالب معافیتی ۶۰ روزه، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران را تا ۳۰ مرداد از تحریمها مستثنا کرده بود.
ایالات متحده همچنین از شامگاه ۲۳ تیر محاصره دریایی بنادر ایران را از سر گرفت؛ اقدامی که چشمانداز اقتصاد ایران را بیش از پیش با ابهام مواجه کرده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند نوسانهای شدید نرخ ارز، به تضعیف ثبات اقتصادی میانجامد و امکان برنامهریزی و پیشبینی را از فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان و خانوارها سلب میکند.
تداوم این وضعیت میتواند با کاهش سرمایهگذاری و تولید، فشارهای تورمی را تشدید کند و هزینههای معیشت شهروندان را بیش از پیش افزایش دهد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که بحران انرژی نیز بر مشکلات اقتصادی افزوده است. تداوم قطعی برق و آب هم فعالیت واحدهای تولیدی را مختل کرده و هم فشار مضاعفی بر زندگی روزمره شهروندان وارد آورده است.
مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران گفت فشارهای اقتصادی و افزایش بیکاری در کشور، طلاق را به دهه دوم زندگی مشترک کشانده و همزمان به افزایش خشونت خانگی، کاهش ازدواج و فرزندآوری و گسترش تجرد قطعی دامن زده است.
فاطمه موسوی ویایه، جمعه ۲۶ تیر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت از دست دادن شغل فقط به کاهش درآمد منجر نمیشود، بلکه عزتنفس، اعتبار اجتماعی و برنامه روزانه افراد را نیز تحت تاثیر قرار میدهد که پیامدهای آن، خود را در روابط خانوادگی نیز نشان میدهند.
او با اشاره به نتایج پژوهشهای مختلف افزود بیکاری، بهویژه در میان مردانی که نقش نانآور خانواده را بر عهده دارند، میتواند احساس طردشدگی اجتماعی و ناکامی ایجاد کند و در بسیاری از موارد به افزایش تنش و خشونتهای کلامی، روانی و حتی فیزیکی در خانواده بینجامد.
در ماههای اخیر، بیکار شدنها، تورم فزاینده و افزایش چشمگیر قیمت کالاهای اساسی، فشار اقتصادی قابل توجهی بر خانوارها وارد آورده و معیشت بخش بزرگی از جامعه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
موسوی ویایه با اشاره به موج اخیر بیکاری در ایران گفت در صورت تداوم این روند، انتظار میرود طی دو تا سه سال آینده خشونت خانگی در ایران افزایش یابد.
این جامعهشناس افزود بر اساس پژوهشها، در یک تا پنج درصد خانوادههای ایرانی خشونت شدید، از جمله خشونت فیزیکی، رخ میدهد و با افزایش بیکاری احتمال بیشتر شدن این آمار وجود دارد.
موسوی ویایه مشکلات اقتصادی و بیکاری را از عوامل اصلی افزایش طلاق دانست.
این در حالی است که حدود ۶۰ درصد شاغلان ایران غیررسمی کار میکنند و از قرارداد و بیمه محروم هستند. برای همین، از بین دو تا چهار میلیون و ۵۰۰ هزار نفری که در جنگ کارشان را از دست دادند، فقط ۲۹۰ هزار نفر توانستهاند بیمه بیکاری بگیرند.
از سوی دیگر، همزمان با گرمتر شدن هوا در ایران در روزهای اخیر، نگرانیها درباره پیامدهای گسترده بحران انرژی بر زندگی روزمره شهروندان افزایش یافته است.
به گفته موسوی ویایه، زنانی که همزمان با مشکلات معیشتی، خشونت را نیز تجربه میکنند، کمتر حاضر به ادامه زندگی مشترک هستند؛ بهویژه زمانی که نیازهای خود و فرزندانشان نیز تامین نمیشود.
طبق گزارشهای مرکز آمار ایران، ۹۶ درصد از موارد ثبتشده همسرآزاری به زنان اختصاص دارد.
موسوی ویایه با اشاره به تغییر الگوی طلاق در سالهای اخیر گفت در گذشته بیشتر طلاقها در پنج سال نخست زندگی مشترک رخ میداد، اما اکنون این روند بیشتر به دهه دوم زندگی مشترک منتقل شده است؛ بهگونهای که خانوادههای دارای فرزند در سنین دبستان یا حتی پایینتر را نیز درگیر میکند.
او گفت: «این تغییر میتواند شمار خانوادههای تکوالد، بهویژه خانوادههای مادرسرپرست، را افزایش دهد؛ در حالی که قوانین مربوط به حضانت، نفقه و حمایت از کودکان پس از جدایی همچنان با کاستیهایی روبهروست.»
از سوی دیگر، فاطمه محمدی، مدیر گروه آسیبهای اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس، آذر ماه ۱۴۰۴ گفت: «الگوی طلاق در جامعه در حال تغییر است و میتوان گفت خیانت در جامعه ایرانی و خانواده ایرانی ورود پیدا کرده و در سالهای اخیر از عوامل اثرگذار در طلاق بوده است.»
او همان زمان تاکید کرد که طلاق در سنین بالا نیز افزایش یافته است: «این پدیده پیش از این بسیار حداقلی بود، اما امروز حتی زوجهایی با سالها زندگی مشترک و داشتن عروس و داماد هم به طلاق میرسند.»
مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعهشناسی ایران، کاهش ازدواج و گسترش تجرد قطعی را از پیامدهای مشکلات اقتصادی دانست.
موسوی ویایه گفت شمار افرادی که بدون ازدواج به ۴۰ یا ۴۵ سالگی میرسند رو به افزایش است، زیرا بسیاری از جوانان به دلیل شرایط اقتصادی، ازدواج را به تعویق میاندازند.
مهرزاد ناصری، مقام دانشگاه علومپزشکی تهران، نیز اردیبهشت ۱۴۰۴ شمار جوانان مجرد در سن ازدواج را بیش از ۱۰ میلیون نفر اعلام کرد و نسبت به وقوع «بحران سیاهچاله جمعیتی» هشدار داد.
ناامنی اقتصادی و شغلی، فرزندآوری را نیز تحت تاثیر قرار داده و تکفرزندی به شکل غالب خانوادههای ایرانی تبدیل شده است.
به گفته موسوی ویایه، نرخ فرزندآوری در ایران اکنون حدود ۱.۳ فرزند به ازای هر زن است.
او گفت برخلاف بسیاری از کشورها که نرخ فرزندآوری در خانوادههای کمدرآمد بالاتر است، فقیرتر شدن طبقه متوسط در ایران، به افزایش فرزندآوری منجر نشده است.
به گفته او، این گروه همچنان فرزند را نوعی سرمایه میداند و ترجیح میدهد با داشتن فرزندان کمتر، امکانات بیشتری برای هر یک فراهم کند.
این جامعهشناس با اشاره به تغییر سریع الگوهای ازدواج، طلاق و فرزندآوری در ایران گفت این تحولات نیازمند برنامهریزی است، اما مهمترین راهکار، بهبود شرایط اقتصادی و ازسرگیری رشد اقتصادی است.
موسوی ویایه همچنین گفت: «مشوقهای مالی ممکن است تنها بر گروههای فرودست اقتصادی و فرهنگی اثر بگذارد، اما برای طبقه متوسط فقیرشده کارایی ندارد و حتی ممکن است با واکنش منفی این گروه روبهرو شود.»
او افزود محدود شدن غربالگری جنین میتواند نگرانی خانوادهها از تولد فرزند دارای معلولیت را افزایش دهد و در نتیجه، برخی از آنان را از بارداری منصرف کند.
به گفته این جامعهشناس، پژوهشها نشان میدهد سیاستهای افزایش جمعیت در سالهای اخیر موفق نبودهاند و در صورت ادامه روند کنونی، نرخ رشد جمعیت ایران در دهههای آینده میتواند منفی شود.
دولت بریتانیا اعلام کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر اساس «قانون امنیت ملی (تهدیدهای دولتی) ۲۰۲۶» به طور رسمی به عنوان تهدید علیه امنیت ملی این کشور معرفی کرده و در فهرست گروههای غیرقانونی قرار داده است.
بر اساس اعلام جمعه ۲۶ تیر لندن، این اقدام با تصویب مجلس بریتانیا اجرایی شده و پیامدهای کیفری جدیدی برای حمایت از این نهاد به همراه دارد.
بر اساس این قانون، ابراز حمایت از سپاه پاسداران، از جمله تمجید یا تشویق فعالیتهای آن که از نظر دولت بریتانیا امنیت این کشور را تهدید کند، جرم کیفری محسوب میشود و مرتکبان ممکن است به حداکثر ۱۴ سال زندان محکوم شوند.
همچنین کمک به سپاه پاسداران یا دریافت هرگونه منفعت مادی، از جمله پول، از این نهاد نیز جرم کیفری است و مجازات مشابهی دارد.
تصمیم بریتانیا برای ایجاد چارچوب حقوقی جدید علیه سپاه پاسداران، بیش از آن که ناشی از فشارهای سیاسی باشد، نتیجه افزایش فعالیتهای منتسب به حکومت ایران در خاک این کشور بوده است.
از سوی دیگر، دولت بریتانیا اعلام کرد افرادی که به نمایندگی از سپاه پاسداران اقداماتی مانند خرابکاری انجام دهند، ممکن است بر اساس مفاد «قانون امنیت ملی ۲۰۲۳» تحت پیگرد قرار گیرند؛ جرایمی که مجازات آنها میتواند حبس ابد باشد.
اوایل ماه جاری، دادگاهی در لندن دو شهروند رومانیایی را بهدلیل حمله با چاقو به پوریا زراعتی، روزنامهنگار ایراناینترنشنال، در برابر خانهاش در ویمبلدون در سال ۲۰۲۴، در مجموع به ۲۰ سال زندان محکوم کرد.
قاضی استدلال دادستانی را پذیرفت که این حمله به نمایندگی از حکومت ایران انجام شده بود.
جمهوری اسلامی پیشتر اتهام دست داشتن در حملات یا توطئهها در بریتانیا را رد کرده است.
اکنون و بر اساس اعلام لندن، سپاه پاسداران، جنبش اسلامی یاران حق (IMCR) و سپاه داوطلبان وابسته به سازمان اطلاعات نظامی روسیه (GRU)، نخستین گروههایی هستند که بر اساس اختیارات جدید «قانون امنیت ملی (تهدیدهای دولتی) ۲۰۲۶» به عنوان تهدید علیه امنیت ملی بریتانیا معرفی شدهاند.
دولت بریتانیا این هفته اعلام کرده بود قصد دارد سپاه پاسداران را بر اساس قوانین جدید مقابله با تهدیدهای دولتی، در فهرست ویژه قرار دهد.
مقامهای بریتانیایی بارها گفتهاند در سالهای اخیر چندین طرح منتسب به جمهوری اسلامی را خنثی کردهاند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ۲۲ تیر در بیانیهای اعلام کرد: «این اختیارات جدید، پیگرد قضایی و زندانی کردن هر کسی را که در بریتانیا کارهای کثیف آنها را انجام میدهد، آسانتر خواهد کرد.»
آنجلا ایگل، وزیر امنیت بریتانیا، نیز در بیانیهای کتبی به پارلمان این کشور اعلام کرد دولت فعالیتهای مرتبط با سپاه پاسداران را شناسایی کرده است که از جمله شامل «تهدید جان افراد و ارعاب در خاک بریتانیا» میشود.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که دولت بریتانیا در راستای تحقق وعده نخستوزیر این کشور، روند بررسی قانون امنیت ملی (تهدیدات دولتی) را سرعت بخشید و آن را به تصویب رساند.