اکنون که با امضای یادداشتتفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریمها میتواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد سادهانگارانه است.
مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعهای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.
واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.
فرسودگی زیرساختها؛ زخمی که طی دههها انباشته شد
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیدهاند. سالها کمبود سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به فناوریهای روز و خروج شرکتهای بزرگ بینالمللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبهرو شوند.
موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سالهای اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوبگذاری، آسیب به چاهها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار دادهاند.
به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سالها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کردهاند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راهحل برای مشکلات فنی چاهها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوریهایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.
این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا میکند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سالها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژههای چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکتهایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.
حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژههایی سالها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.
جهان دیگر منتظر نفت ایران نیست
اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیلها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه میکنند.
در دوران پیش از تحریمها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.
ایالات متحده به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش دادهاند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کردهاند و مصرفکنندگان بزرگ نیز طی سالهای گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کردهاند.
بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سالهای تحریم جایگزین پیدا کردهاند، صرفا بهدلیل رفع تحریمها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
سایه سنگین نظام بانکی و FATF
حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکتهای نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگتری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بینالمللی.
تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولتهای غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانکهای بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.
عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پولشویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهمترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب میشوند.
اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروههای نیابتی شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ فضای بینالمللی نسبت به تهران به مراتب سختتر و پرهزینهتر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.
روسیه؛ شریکی که هرگز نفت ایران را احیا نمیکند
در غیاب شرکتهای غربی، نگاه تهران بارها به سمت روسیه معطوف شده است. با این حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که مسکو هیچگاه حاضر نبوده نفت ایران را به یک رقیب قدرتمند در بازار جهانی تبدیل کند.
حتی شرکتهایی مانند لوکاویل که از توان فنی قابل قبولی برخوردارند، در مقاطع مختلف پروژههای مرتبط با ایران را متوقف کرده یا از آنها فاصله گرفتهاند.
واقعیت آن است که منافع راهبردی روسیه الزاما با احیای کامل صنعت نفت ایران همسو نیست. مسکو ترجیح میدهد موقعیت خود را در بازار جهانی انرژی حفظ و از ظهور یک رقیب جدید جلوگیری کند.
کشورهای منطقه؛ بازیگری که کمتر دیده میشود
در کنار جمهوری اسلامی، جامعه معترض ایران و اسرائیل، بازیگر چهارمی نیز در این معادله حضور دارد که اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود: کشورهای حوزه خلیج فارس.
این کشورها اکنون در حال اجرای بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری تاریخ خود هستند. توسعه زیرساختها، فناوری، هوش مصنوعی، لجستیک و گردشگری به ستون اصلی راهبرد اقتصادی آنها تبدیل شده است.
از نگاه این کشورها، مهمترین مساله نه اختلافات ایدئولوژیک بلکه ثبات بلندمدت اقتصادی است.
بر اساس ارزیابیهایی که در برخی سیستمهای معاملاتی و مدلهای سنجش ریسک مورد استفاده در بازارهای مالی بینالمللی مشاهده میشود، ریسک سرمایهگذاری در منطقه نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و در برخی سناریوها به سطوحی رسیده که برای سرمایهگذاران جهانی نگرانکننده است.
افزایش هزینه بیمه، رشد هزینه تامین مالی و فرار سرمایه از پروژههای بلندمدت، مستقیما با اهداف توسعهای کشورهای منطقه در تضاد قرار دارد.
به همین دلیل بسیاری از پایتختهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه توافق محدود میان تهران و واشینگتن، بدون حل ریشهای عوامل بیثباتکننده منطقه، نمیتواند امنیت مورد نیاز برای سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری را فراهم کند.
نتیجهگیری
اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی صرفا با مشکل تحریم روبهرو نیست. فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین، محدودیت فناوری، انزوای بانکی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تغییر ساختار بازار جهانی انرژی مجموعهای از موانع را ایجاد کردهاند که با یک توافق سیاسی از میان نخواهند رفت.
حتی اگر فردا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا شود، بازسازی ظرفیتهای از دست رفته صنعت نفت و گاز ایران نیازمند سالها زمان، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد از دست رفته بازارهای جهانی خواهد بود.
به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا شاید بتواند بخشی از فشارهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما بعید است بتواند روند فرسایشی و بلندمدتی را که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی با آن روبهرو است متوقف کند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.