خاموشیهای بیخبر در اوج گرما؛ شهروندان از قطع برق و دستکاری ولتاژ میگویند
با اوج گرفتن دما در روزهای گذشته و تنها چند روز پس از پایان مراسم هفتروزه تشییع و تدفین علی خامنهای، شهروندان در نقاط مختلف ایران از افزایش قطعیهای برق بدون اطلاع قبلی و همچنین افت ولتاژ و قطع شدن یک فاز شبکه برق خبر میدهند.
مقامهای صنعت برق، علاوه بر افزایش دما و رشد مصرف سامانههای سرمایشی، حملات آمریکا و اسرائیل را عامل فشار بر شبکه معرفی میکنند. محمد الهداد، مدیرعامل شرکت توانیر، یکشنبه ۲۱ تیر در ملاقات با ۱۵ نماینده مجلس گفت در جریان جنگ ۴۰روزه بیش از دو هزار نقطه از شبکه برق ایران آسیب دید و حدود چهار هزار و ۲۰۰ مگاوات از توان شبکه برق کاهش یافت. او خسارتهای وارد شده به شبکه و تجهیزات صنعت برق ایران را بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان برآورد کرد.
سخنگوی شرکت توزیع نیروی برق مشهد اعلام کرد از روز یکشنبه ۲۱ تیر، خاموشیهای نوبتی در بخش خانگی این شهر اعمال میشود. او افزایش دمای هوا و ضرورت «حفظ پایداری شبکه» را دلیل اجرای مدیریت اضطراری بار عنوان کرد.
در تهران نیز کامبیز ناظریان، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ، گفت نیاز مصرف برق استان در ۲۰ تیر از مرز ۱۰ هزار مگاوات عبور کرده است. به گفته او، به ازای هر درجه افزایش دما و استفاده بیشتر از وسایل سرمایشی، حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ مگاوات به بار شبکه برق تهران افزوده میشود؛ رقمی که معادل مصرف برق حدود ۲۵۰ هزار خانوار است.
هرچند ناظریان تاکید کرد شبکه برق تهران با وجود افزایش مصرف، در وضعیت پایدار قرار دارد، اما روایت شهروندان و گزارشهای رسانههای داخلی تصویری متفاوت ارائه میدهد. خبرگزاری ایسنا شنبه ۲۰ تیر به نقل از مخاطبان خود گزارش داد برق در مناطقی از تهران، از جمله محدوده خیابانهای ولیعصر، مطهری و قائممقام فراهانی، حدود چهار ساعت قطع شده است.
وبسایت دیجیاتو نیز شنبه ۲۰ تیر از قطعی گسترده و بدون اعلام قبلی برق در برخی مناطق تهران خبر داد. بر اساس این گزارش، خاموشیها از حدود ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه، همزمان با اوج گرمای روز، آغاز شد و در بعضی مناطق بیش از چهار ساعت ادامه یافت. پیگیریهای این رسانه از وزارت نیرو نیز بینتیجه ماند.
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان تهران گفته است این استان از ۲۰ تیر به مدت دستکم هشت هفته با اوج بار تابستانی روبهرو خواهد بود و برنامههای مدیریت مصرف باید با «تمام ظرفیت» اجرا شوند.
تشدید قطع برق با ورود سراسر این به گرمترین روزهای تابستان همزمان است. رییس مرکز ملی پیشبینی سازمان هواشناسی هشدار داده است که دمای هوا در شهرهای جنوبی ایران ممکن است در روزهای پیشرو به ۵۰ درجه سانتیگراد و بیشتر برسد. این وضعیت قطعی برق و توقف سامانههای سرمایشی را برای شهروندان، بهویژه سالمندان، بیماران و کودکان، خطرناکتر میکند.
روایت شهروندان از خاموشیهای چندساعته
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از گسترش قطعیهای برق در چندین استان حکایت دارد. شهروندانی در آبادان گفتهاند در اوج گرما روزانه حدود چهار ساعت برق ندارند و قطعیها بدون اطلاع قبلی رخ میدهد.
شهروندانی فولادشهر و زرینشهر اصفهان نیز گزارش دادهاند که در یک هفته گذشته، برق از ساعت ۱۱ شب به مدت حدود دو ساعت قطع میشود. شهروندی از قم هم نوشته است برق محل سکونتش روزانه دو تا سه بار قطع میشود.
یک شهروند از ملایر با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال گفت برق محل سکونتش یکشنبه ۲۱ تیر حدود چهار ساعت قطع بوده است.
یک کاربر در کرمان تصویری از پیام شرکت توزیع برق منتشر کرد که نشان میداد اطلاعرسانی درباره خاموشی، ۴۵ دقیقه پس از قطع شدن برق انجام شده است؛ موضوعی که عملا امکان برنامهریزی برای خاموش کردن وسایل حساس یا آماده شدن برای قطعی را از شهروندان گرفته است.
شهروندی در خوزستان نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت برق محل سکونتش ابتدا از ساعت یک و ۳۰ دقیقه تا سه و ۳۰ دقیقه بعدازظهر، همزمان با اوج گرما، قطع شد و کمی بعد نیز بار دیگر از ساعت چهار و ۴۵ دقیقه تا پنج و ۲۰ دقیقه برق نداشتند. به گفته او، همزمان با خاموشی برق، خطوط تلفن و اینترنت نیز قطع شده است.
در برخی مناطق، شهروندان میگویند خاموشی تنها به شبکه عمومی محدود نمیشود و کنتورهای هوشمند نیز مصرف برخی خانهها را محدود میکند. یکی از ساکنان روستایی در شهرستان عباسآباد مازندران به ایراناینترنشنال گفت چند ماه پیش اداره برق کنتورهای برق روستای آنها را تعویض و کنتورهای هوشمند نصب کرد. به گفته او، با آغاز فصل گرما بلافاصله بعد از روشن کردن کولر، برق تمام خانه برای دو تا سه ساعت قطع میشود، در حالی که خانههای همسایه همچنان برق دارند.
گزارشی از بیمارستان میلاد تهران نیز نگرانیها درباره تاثیر قطعی و محدودیت برق بر مراکز درمانی را افزایش داده است. یکی از اعضای کادر درمان این بیمارستان با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت درست پس از مراسم تدفین خامنهای دستور دادند که دستگاههای خنککننده بیمارستان خاموش شود و مدتی از پنکه استفاده شد، اما پنکهها نیز بعدا خاموش شدند. او شرایط کار کارکنان را در گرمای بیمارستان «جهنم» توصیف کرد.
کسبوکارها زیر فشار مضاعف
قطعیهای برق تنها بخش خانگی و خدماتی را تحت تاثیر قرار نداده است؛ بلکه در پی ماهها رکود اقتصادی و تعطیلیهای پیاپی، کسبوکارها را با فشارهای بیشتری روبهرو کرده است.
پیامهایی از کارکنان مجتمع تجاری امرالد استار در شرق تهران از قطعی برق این مجموعه در عصر شنبه ۲۰ تیر خبر میدهند و شهروندی از قشم نیز گفته است قطع برق به تعطیلی بازار درگهان منجر شده است.
آرمان خالقی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت، یکشنبه ۲۱ تیر گفت محدودیت تامین برق واحدهای صنعتی به دو روز در هفته افزایش یافته است و احتمال دارد، مانند سال گذشته، این محدودیت به ساعات عصر تا نیمهشب نیز گسترش پیدا کند.
او افزود پیشنهاد شده است روزهای خاموشی صنایع بهعنوان روز تعطیل واحدهای تولیدی در نظر گرفته شود تا بخشی از خسارت ناشی از توقف تولید جبران شود، اما این پیشنهاد تاکنون اجرایی نشده است.
دستکاری ولتاژ و شبکه برق
علاوه بر خاموشی کامل، شماری از شهروندان از افت و نوسان ولتاژ و قطع شدن تنها بخشی از برق ساختمانها خبر دادهاند. یک شهروند تهرانی در ایکس نوشت: «در وضعیت هم برق داریم هم برق نداریم به سر میبریم؛ یک فاز برق ساختمان قطع میشود.»
قطع شدن یک فاز در ساختمانی که برق آن میان سه فاز تقسیم شده، از نظر فنی ممکن است. در چنین وضعیتی، واحدها یا بخشهایی که به فاز قطعشده متصل هستند کاملا بیبرق میشوند، در حالی که برق سایر واحدها یا قسمتهای ساختمان همچنان برقرار میماند.
در عین حال، ممکن است تجهیزات سهفاز ساختمان مانند برخی آسانسورها، پمپهای بزرگ آب، موتورخانهها و سامانههای تهویه مرکزی از کار بیفتند. اگر این تجهیزات فاقد رله کنترل فاز و حفاظت مناسب باشند، ممکن است موتور آنها دیگر روشن نشود، با توان کمتر کار کند، صدای غیرعادی ایجاد کند، جریان بیشتری بکشد و بر اثر افزایش دما آسیب ببیند یا بسوزد.
شهروند دیگری در اینکس نوشت: «امروز سر کار دو ساعت برق رفت، پنج بار کنتور پرید. آخرش سیستم را میخواستم روشن کنم، میگفت جان مادرت نه.»
چنین وضعیتی میتواند ناشی از خاموش و روشن شدن مکرر شبکه یا افت ولتاژ باشد.
نوسان ولتاژ پیامدهای مشخصی برای وسایل برقی دارد. هنگام افت یا افزایش ولتاژ، چراغها کمنور یا پرنور میشوند، ممکن است دستگاههایی مانند مودم، تلویزیون و کامپیوتر بهطور مکرر خاموش و روشن شوند، تجهیزات الکترونیکی هنگ کنند یا اطلاعات ذخیرهشده در آنها آسیب ببیند.
افت ولتاژ بهویژه برای وسایل دارای موتور و کمپرسور، از جمله یخچال، فریزر، کولر گازی، پمپ آب و ماشین لباسشویی خطرناک است. این دستگاهها ممکن است برای روشن شدن جریان بیشتری بکشند، بیش از حد گرم شوند و به سیمپیچ، کمپرسور یا برد الکترونیکی آنها آسیب وارد شود.
افزایش ناگهانی ولتاژ نیز میتواند موجب سوختن منبع تغذیه، بردهای الکترونیکی، خازنها و لامپها شود. تکرار این نوسانها، حتی اگر وسیلهای بلافاصله نسوزد، عمر مفید آن را کاهش میدهد.
پیامدهای خاموشی و نوسان برق تنها به خسارت وسایل خانگی محدود نیست. فساد مواد غذایی، توقف پمپ آب، گرفتار شدن افراد در آسانسور، از کار افتادن تجهیزات پزشکی خانگی، قطع اینترنت و ارتباطات و دشوار شدن سرمایش خانهها در گرمای شدید از دیگر تبعات آن است. در موارد شدید، داغ شدن سیمها، جرقه و خرابی اتصالات میتواند خطر آتشسوزی را نیز افزایش دهد.
در پی انتشار خبر درگذشت لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه آمریکا، شماری از شهروندان در پیامهای ارسالی به ایراناینترنشنال از او بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند.
سناتور گراهام در جریان اعتراضهای دیماه سال گذشته و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت. حضور او در این مراسم از سوی حامیان جنبش اعتراضی ایران نشانهای از پشتیبانی سیاسی او از معترضان تلقی شد، هرچند مواضع گراهام درباره ایران همواره در چارچوب رویکرد سختگیرانه و مداخلهگرایانهاش در سیاست خارجی آمریکا قرار داشت.
بسیاری از مخاطبان با اشاره به مواضع گراهام در حمایت از معترضان ایرانی، نوشتند از شنیدن خبر درگذشت او شوکه و متاثر شدهاند و ابراز امیدواری کردند آرمان مشترک او و مردم ایران برای رسیدن به آزادی تحقق یابد.
شهروندان در پیامهای خود از او تحت عنوان «دوستی واقعی» برای ایران وایرانیان یاد کردند.
یکی از مخاطبان سناتور گراهام را مردی «آزادیخواه و میهنپرست» توصیف کرد که به گفته او برای آزادی مردم در کشورهای دیگر نیز تلاش میکرد.
یکی از مخاطبان نوشت در روزهایی که مطالبات مردم ایران در میان بازیهای سیاسی، مناقشهها و جنگها به حاشیه رانده میشد، لیندزی گراهام صدای آنان بود و نقشی کلیدی در دیدهشدن مردم ایران و شنیدهشدن خواستههایشان در عرصه بینالمللی ایفا کرد.
به گفته مخاطبان، حمایتهای او در دشوارترین روزهای اعتراضات و زمانی که جامعه جهانی در برابر کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سکوت کرده بود، برای مردم امیدبخش بوده است.
شهروندی به مقایسه واکنش افکار عمومی نسبت به درگذشت گراهام و مرگ علی خامنهای پرداخت و نوشت بسیاری از ایرانیان از درگذشت سناتور آمریکایی اندوهگین شدهاند، در حالی که از مرگ رهبر جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی کردهاند.
مخاطب دیگری هم عنوان کرد سناتور گراهام صدای بیصدایانی همچون مردم ایران و اوکراین بود و قطعا مخالفان بسیاری از سوی جمهوری اسلامی و روسیه داشته است.
شماری از شهروندان در پیامهای خود نوشتند برافراشتن پرچم شیر و خورشید از سوی لیندزی گراهام در تجمع ۱۴ فوریه ایرانیان، از صحنههایی است که هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.
گراهام، در کنار حمایت صریح از جنبش آزادیخواهی مردم ایران و مخالفت با جمهوری اسلامی، از چهرههای باسابقه جریان اصلی و ساختار تثبیتشده سیاست آمریکا به شمار میرفت.
او طی بیش از دو دهه حضور در سنا، در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا نفوذ داشت و از برجستهترین حامیان رویکرد مداخلهگرانه آمریکا، حضور نظامی گسترده در جهان، تقویت ائتلافهایی چون ناتو و حمایت نظامی از متحدانی مانند اسرائیل و اوکراین بود.
گراهام همچنین سالها از اعمال فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دفاع میکرد. حامیانش این مواضع را لازمه بازدارندگی و رهبری جهانی آمریکا میدانستند، اما منتقدانش این رویکرد را جنگطلبانه میخواندند و معتقد بودند ممکن است به گسترش درگیریها، افزایش کشتههای غیرنظامی و بیثباتی بیشتر در خاورمیانه بینجامد.
مایک اوانز، تحلیلگر آمریکایی، در مقالهای در روزنامه اورشلیمپست هشدار داد تکرار شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» و وعده انتقام در مراسم تشییع علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، نشان میدهد ایدئولوژی جمهوری اسلامی و تهدیدهای ناشی از آن همچنان پابرجاست.
اوانز در این مقاله که یکشنبه ۲۱ تیر منتشر شد، نوشت بسیاری از رسانههای غربی ماهیت این مراسم را بهدرستی درک نکردهاند، زیرا تشییع خامنهای صرفا مراسم خاکسپاری رهبر پیشین جمهوری اسلامی نبود، بلکه «تاکید دوباره بر ایدئولوژیای بود که انقلاب اسلامی را از سال ۱۳۵۷ به پیش رانده است».
او افزود تکرار شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نشان میدهد تقابل حکومت ایران با آمریکا و اسرائیل پس از کشته شدن خامنهای پایان نیافته و نادیده گرفتن این شعارها یا تقلیل آنها به یک نمایش سیاسی، به معنای نادیده گرفتن نزدیک به پنج دهه تاریخ جمهوری اسلامی است.
به نوشته این تحلیلگر، بسیاری از آمریکاییها همچنان جمهوری اسلامی را حکومتی میدانند که صرفا در پی تامین منافع متعارف ژئوپولیتیکی خود است، اما این برداشت چیزی جز «یک سوءتفاهم بنیادین» نیست.
اوانز تاکید کرد اقدامات شرکتکنندگان در مراسم خامنهای «صرفا فوران احساسات یک جمعیت خشمگین نبود»، بلکه اعلام موضع جریانی بود که نزدیک به نیمقرن هویت خود را بر پایه دشمنی با ایالات متحده و نابودی اسرائیل بنا کرده است.
در روزهای اخیر و همزمان با مراسم تشییع و دفن جنازه دیکتاتور پیشین ایران، مقامها، رسانهها و حامیان جمهوری اسلامی بارها از «گرفتن انتقام خون» خامنهای سخن گفته و بهویژه خواستار ترور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شدهاند.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، ۲۱ تیر گفت انتقام «بخشی از مسیر انقلاب» است و ترامپ و نتانیاهو به دلیل عبور از «خطوط قرمز» جمهوری اسلامی باید با «تنبیهی قاطع و متناسب» روبهرو شوند.
علی مطهری، نایبرییس پیشین مجلس، نیز ۲۱ تیر تهدید کرد «روحیه انتقام از دشمنان و خونخواهی رهبر و فرماندهان نظامی در میان همه مسلمانان وجود دارد» و «دشمنان همیشه باید نگران انتقام و قصاص باشند».
او همچنین اضافه کرد: «انتقام اصلی آزاد کردن قدس است.»
اوانز در ادامه مقاله خود در اورشلیمپست، به نقش جمهوری اسلامی در بمبگذاری سال ۱۹۸۳ بیروت که به کشته شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید، پرداخت.
به گفته این تحلیلگر، واکنش ناکافی آمریکا پس از آن حمله، رهبران جمهوری اسلامی را به این نتیجه رساند که تروریسم و گروگانگیری اهرمهایی موثر برای اعمال فشار هستند و آمریکا در نهایت به «مصالحه» تن میدهد.
او نوشت این برداشت به یکی از مهمترین پیروزیهای راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شد و حکومت ایران را برای ادامه استفاده از تروریسم بهعنوان ابزاری جهت پیشبرد اهداف خود جسورتر کرد.
اوانز هشدار داد کسانی که تصور میکنند حکومت ایران پس از چند دهه، صرفا بهدلیل تغییر رهبران، انجام مذاکرات یا تجربه شکستهای نظامی از سیاست انتقامجویانه و تعهد ایدئولوژیک خود دست خواهد کشید، «در توهمی خطرناک» به سر میبرند.
او تاکید کرد هدف جمهوری اسلامی همچنان نابودی اسرائیل، از میان بردن نفوذ آمریکا در خاورمیانه و صدور انقلاب اسلامی به سراسر منطقه است.
به نوشته این تحلیلگر، اگرچه تاکتیکها، زمانبندی و شیوههای حکومت ایران ممکن است تغییر کند، اما اهداف راهبردی آن طی بیش از ۴۵ سال گذشته بدون تغییر باقی مانده است.
۲۰ تیر، ترامپ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی تهدید خود را درباره «ترور یا تلاش برای ترور» رییسجمهوری آمریکا عملی کند، ایالات متحده با قاطعیت واکنش نشان خواهد داد.
او افزود دستورالعملهای لازم در این رابطه از پیش صادر شده و هزار موشک آماده شلیک به سوی ایران هستند.
روزنامه گاردین گزارش داد که اروپا در حال بررسی پیشنهادهایی برای ایجاد ساز و کاری بهمنظور دریافت هزینه خدمات ناوبری در تنگه هرمز است.
به نوشته گاردین در گزارش شنبه ۲۰ تیر این روزنامه، طرح مورد نظر، تنها در صورت داوطلبانه بودن پرداختها و برخورداری از حمایت نهاد مسئول مقررات حملونقل دریایی سازمان ملل، قابل اجرا خواهد بود.
این در حالی است که شورای حکام سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، در مصوبهای غیرالزامآور از کشورهای عضو خواسته است ادعای جمهوری اسلامی درباره حاکمیت بر تنگه هرمز و تصمیم تهران برای ایجاد نهادی بهمنظور کنترل تردد کشتیها در این آبراه را به رسمیت نشناسند.
این رویکرد در حالی اتخاذ شده است که تنشها میان حکومت ایران و آمریکا بر سر حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد و دولت آمریکا از جمهوری اسلامی خواسته است تا ۲۰ تیر با انتشار بیانیهای رسمی، باز بودن همه مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را اعلام کند و متعهد شود حملات به کشتیها را متوقف میکند.
مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند در صورت خودداری از این اقدام، تهران با «پیامدهای سخت» روبهرو خواهد شد.
بر اساس متن مصوبه غیرالزامآور شورای حکام سازمان بینالمللی دریانوردی که ۱۹ تیر تصویب شد، این شورا تصمیم جمهوری اسلامی را برای «ایجاد نهادی که مدعی کنترل تردد کشتیها در تنگه هرمز است» بهشدت محکوم کرد و از کشورهای عضو خواست هیچ یک از اقدامات تهران را برای اعمال کنترل بر این آبراه بینالمللی، به رسمیت نشناسند.
همزمان، عمان طرحی مبتنی بر الگوی تنگه مالاکا ارائه کرده که بر دریافت هزینه خدمات ناوبری - نه عوارض اجباری برای عبور کشتیها - استوار است.
مسقط با دریافت عوارض اجباری مخالفت کرده و تاکید دارد حقوق بینالملل اجازه دریافت هزینه «صرفا برای عبور از تنگه هرمز» را نمیدهد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۰ تیر برای گفتوگو درباره تنگه هرمز و ایمنی کشتیرانی، به عمان سفر کرد.
از سوی دیگر، ترکیه اعلام کرد اختلاف بر سر مسیر عبور کشتیها در تنگه هرمز میتواند در مذاکرات آخر هفته ایران و عمان، حل و فصل شود.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، گفت که یکی از عوامل آغاز درگیریهای اخیر، «نبود برداشت مشترک درباره محدودههای دریایی و مقررات عبور کشتیها» بوده است.
مشاور امنیتی نخستوزیر عراق: امنیت خلیج فارس مسئولیتی مشترک و جمعی است
قاسم الاعرجی، مشاور امنیتی نخستوزیر عراق، ۲۰ تیر در حساب خود در شبکه ایکس نوشت امنیت خلیج فارس «یک منفعت مشترک منطقهای و مسئولیتی جمعی» است که بر احترام به حاکمیت کشورها، پایبندی به اصول حسن همجواری، عدم مداخله در امور داخلی و اتکا به گفتوگو و همکاری برای مقابله با چالشهای مشترک استوار است.
الاعرجی افزود عراق با تکیه بر موقعیت راهبردی و نقش منطقهای خود، به حمایت از هر اقدامی که به تقویت ثبات منطقه، تقویت زنجیرههای تامین، توسعه کریدورهای تجاری و لجستیکی امن و گسترش همکاری با کشورهای همسایه و منطقه منجر شود، ادامه خواهد داد.
او همچنین تاکید کرد هدف از این رویکرد، تامین منافع مشترک، تحکیم امنیت و ثبات و دستیابی به توسعه پایدار در راستای پاسخگویی به خواستههای مردم منطقه برای آیندهای همراه با صلح و شکوفایی است.
راف چیکونی، رییس کمیته مشترک اطلاعات و امنیت پارلمان استرالیا، در گفتوگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی باید ناچار شود به صدای مردم ایران گوش دهد و فشار جامعه جهانی برای پاسخگوکردن این حکومت در برابر سرکوب داخلی و بیثباتسازی منطقه همچنان ادامه یابد.
چیکونی که از چهرههای فعال پارلمان استرالیا در حمایت از مردم ایران و مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی است، به علیرضا محبی، خبرنگار ایراناینترنشنال در استرالیا، گفت کانبرا از جمله بهدلیل سابقه نقض حقوق بشر، سرکوب شهروندان و رفتار جمهوری اسلامی با مردم خود، «عمیقا» نگران عملکرد حکومت ایران است.
نگرانی کانبرا از سرکوب و بیثباتسازی جمهوری اسلامی
او با اشاره به اینکه استرالیا، همانند بسیاری از کشورها و در حمایت از آمریکا و اسرائیل، اقدامات جمهوری اسلامی را محکوم کرده است، گفت کانبرا همچنان خواستار برقراری آتشبس است، اما همزمان تاکید دارد هرگونه گفتوگو باید بر «حقوق، ارزشها و آزادیهایی» متمرکز باشد که بهگفته او زنان، مردان و کودکان ایرانی شایسته برخورداری از آن هستند.
چیکونی با یادآوری اینکه او چه در مجلس سنا و چه در رسانهها، بارها خواستار نظارت و پاسخگویی بیشتر حکومت ایران شده است، گفت جامعه ایرانیان مقیم استرالیا مدتهاست خواستار پایان خشونت و افراطگرایی جمهوری اسلامی علیه مردم ایران شده و «اکنون زمان آن رسیده که رژیم جمهوری اسلامی به صدای مردم خود گوش دهد.»
این اظهارات در ادامه مواضع ماههای اخیر مقامهای استرالیایی علیه جمهوری اسلامی بیان میشود. پیشتر سنای استرالیا در قطعنامهای از دولت این کشور خواسته بود از تحقیقات مستقل درباره نقض حقوقبشر در ایران حمایت کند، تحریمهای هدفمند علیه عوامل سرکوب را گسترش دهد و برای توقف خشونت، بازگشت کامل اینترنت، توقف اعدامها و حفاظت از غیرنظامیان اقدام کند.
حمایت از مردم ایران و فشار برای پاسخگوکردن جمهوری اسلامی
چیکونی پیشتر نیز پس از تصویب این قطعنامه به ایراناینترنشنال گفته بود در ایران «ارادهای جدی برای تغییر» وجود دارد و حکومتی که به روی مردم خود آتش بگشاید، در نهایت سقوط خواهد کرد.
او همچنین تاکید کرد جامعه جهانی، از استرالیا تا اروپا و دیگر نقاط جهان، باید فشار بر جمهوری اسلامی را ادامه دهد، زیرا «جهان در حال نظاره است.»
او در این گفتوگو با یادآوری اهمیت حمایت از مردم ایران به مثابه نقطه مرکزی سیاست جامعه جهانی در قبال جمهوری اسلامی گفت این حمایت بهویژه با توجه به «اقدامات شرمآور» جمهوری اسلامی اهمیت دارد؛ حکومتی که به گفته او دهها هزار نفر از شهروندان خود را قتلعام کرده است.
به گفته این سناتور استرالیایی، جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای نیز باید همچنان بهعنوان یکی از محورهای اصلی فشار بینالمللی باقی بماند. او تاکید کرد جمهوری اسلامی نباید هیچگاه امکان دستیابی یا توسعه چنین سلاحی را پیدا کند و افزود ایالات متحده و اسرائیل نیز این موضع را بهروشنی اعلام کردهاند.
چیکونی همچنین رفتار منطقهای جمهوری اسلامی را تهدیدی برای کشورهای خاورمیانه دانست و گفت بسیاری از کشورهای منطقه از اینکه هدف اقدامات حکومت ایران قرار میگیرند، ناراضیاند. او افزود جمهوری اسلامی باید واقعیتهای اطراف خود را بپذیرد و با آمریکا، اسرائیل و کشورهای همسایه «با حسن نیت» وارد مذاکره شود.
تیرگی روابط استرالیا و جمهوری اسلامی
روابط استرالیا و جمهوری اسلامی طی ماههای گذشته بهطور چشمگیری تیرهتر شده است. دولت استرالیا شهریور ۱۴۰۴ اعلام کرد پس از اثبات نقش جمهوری اسلامی در دستکم دو حمله یهودستیزانه، سفیر جمهوری اسلامی را از این کشور اخراج کرده و فعالیت سفارت خود در تهران را به حالت تعلیق درآورده است.
استرالیا همچنین در آذر ۱۴۰۴ سپاه پاسداران را در چارچوب قانون جدید خود در فهرست «تروریسم دولتی» قرار داد و اعلام کرد این نهاد نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی مسئول طراحی حملات علیه جامعه یهودیان این کشور در سال ۲۰۲۴ بوده است.
چیکونی در بخش دیگری از این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، درباره مرگ علی خامنهای، گفت با موضع او «صددرصد» موافق است.
آلبانیزی پیشتر گفته بودکسی برای خامنهای سوگواری نخواهد کرد و او را مسئول برنامه موشکی و هستهای جمهوری اسلامی، حمایت از نیروهای نیابتی و اعمال خشونت علیه مردم ایران دانسته بود.
چیکونی ضمن حمایت از موضع نخستوزیر استرالیا گفت: «ما نباید برای فردی عزاداری کنیم که رنج و درد فراوانی به مردم خودش تحمیل کرده و دهها هزار نفر از شهروندان خود را تنها به این دلیل که خواهان همان آزادیهایی بودند که ما در استرالیا و بسیاری از کشورهای جهان از آن برخورداریم، قتلعام کرده است.»
این سناتور استرالیایی در ادامه با اشاره به اینکه فردی در جایگاه رهبر جمهوری اسلامی سزاوار هیچ احترامی نیست، افزود جامعه جهانی نباید در کنار «تروریستها» بایستد، بلکه باید کنار مردمی باشد که خواهان آزادی و بهرهمندی از حقوقبشر هستند.
رییس کمیته مشترک اطلاعات و امنیت پارلمان استرالیا در پایان، خطاب به مردم ایران در داخل و خارج از کشور، گفت: «به مبارزه ادامه دهید. زیرا در نهایت، حکومتهایی که مردم خود را سرکوب میکنند، سرانجام شکست میخورند.»
جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، انتقادهای حزبالله از مذاکرات بیروت با اسرائیل را رد کرد و هشدار داد مخالفان این روند میخواهند پرونده لبنان بار دیگر به اهرمی در دست جمهوری اسلامی تبدیل شود.
عون جمعه ۱۹ تیر در دیدار با اعضای فراکسیون پارلمانی «جمهوری قدرتمند» به رهبری سمیر جعجع، سیاستمدار لبنانی، گفت: «انتقادها درباره مذاکره مستقیم با اسرائیل ارزش پاسخ دادن ندارد، زیرا لبنان پیشتر نیز چندین بار، از جمله از سال ۱۹۴۹، وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل شده است.»
او با تاکید بر حق حاکمیتی لبنان برای گفتوگوی مستقیم با اسرائیل افزود از تصمیم خود برای پیشبرد این مذاکرات عقبنشینی نخواهد کرد.
رییسجمهوری لبنان در عین حال اذعان کرد مسیر پیشرو آسان نیست و گفت موازنه قدرت، محاسبات اسرائیل، وضعیت روابط تهران و واشینگتن و دیگر پیچیدگیها بر این روند تاثیرگذار است.
لبنان و اسرائیل پنجم تیر با میانجیگری واشینگتن بر سر چارچوبی برای ادامه مذاکرات به توافق رسیدند. این چارچوب بهعنوان نخستین گام برای دستیابی به توافقهای بعدی و حرکت به سوی صلح توصیف شده است.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ششم تیر با انتشار بیانیهای، این توافق را «باطل و بیاعتبار» خواند و اعلام کرد این گروه به «مقاومت مسلحانه» خود ادامه خواهد داد.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله، نیز هشتم تیر هشدار داد این توافق میتواند به ایجاد شکاف میان لبنانیها منجر شود. او تاکید کرد این توافق اجرایی نخواهد شد.
دفاع عون از توافق اخیر با اسرائیل
رییسجمهوری لبنان در ادامه اظهارات خود اعلام کرد در صورت پایبندی اسرائیل به مفاد چارچوب توافق و اجرای موفق آن، حقوق لبنان از راههای دیپلماتیک احیا خواهد شد.
عون گفت لبنان اکنون فرصت دارد بخشی از دستاوردهایی را که در نتیجه «جنگی بیهوده» از دست داده، بازیابد؛ بهویژه با در نظر گرفتن توجه گسترده کنونی آمریکا به لبنان و توانایی واشینگتن برای اعمال فشار بر اسرائیل بهمنظور رفع موانع موجود.
او پرسید: «چرا مردم لبنان باید همچنان بهای جنگهایی را بپردازند که به تحریک عوامل خارجی و در راستای منافع همان طرفهای خارجی آغاز شدهاند؟»
عون هشدار داد: «روند حلوفصل مسائل بهتدریج در حال پیشرفت است و همه انتقادهایی که این مسیر را هدف قرار میدهند، از تمایل به تبدیل دوباره پرونده لبنان به اهرمی در دست ایران ناشی میشوند.»
روزنامه اورشلیمپست ۱۸ تیر به نقل از یک منبع ارشد امنیتی گزارش داد با وجود فشارهایی که حزبالله بر ساختار سیاسی لبنان وارد میآورد، عون از مواضع خود عقبنشینی نکرده و همچنان با قاطعیت بر پیشبرد توافق با اسرائیل پافشاری میکند.
ویرانیهای برجا مانده از حملات اسرائیل به جنوب لبنان، ۳۰ خرداد
حزبالله در پی وقوع جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، در حمایت از جمهوری اسلامی حملات خود را به اسرائیل آغاز کرد و اسرائیل نیز در پاسخ، مواضع این گروه را هدف حملات گسترده قرار داد.
مقامهای لبنانی میگویند در این حملات بیش از ۴۳۰۰ نفر، از جمله بیش از ۲۵۰ کودک، جان باختهاند.
در سوی دیگر، ارتش اسرائیل اعلام کرده تا اوایل تیرماه، بیش از ۲۵۰۰ نیروی حزبالله، از جمله صدها عضو یگان ویژه «رضوان»، را از پا درآورده است.