روند گنجاندن واکسن اچپیوی در برنامه واکسیناسیون کشوری متوقف شده است
هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، اعلام کرد روند افزوده شدن واکسن پاپیلومای انسانی (اچپیوی) به برنامه ملی واکسیناسیون متوقف شده است. او هشدار داد این موضوع در آینده هزینههایی را به نظام سلامت کشور تحمیل خواهد کرد.
احمدی سهشنبه دوم تیر در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، بر ضرورت گنجاندن این واکسن در برنامه واکسیناسیون سراسری تاکید کرد و گفت در بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، واکسیناسیون اچپیوی اجرا میشود و دانشآموزان از سنین پایین این واکسن را بهصورت رایگان دریافت میکنند.
او اضافه کرد: «در کشور ما هم پیش از جنگ اقداماتی در حال انجام بود تا این واکسن در برنامه ملی واکسیناسیون بگنجد، اما این موضوع مهم به دلایلی متوقف شد.»
سخنگوی انجمن داروسازان با تاکید بر اهمیت تزریق واکسن اچپیوی در بازه سنی ۱۶ تا ۲۵ سال، این دوره را «زمان طلایی» دریافت واکسن دانست و گفت واکسیناسیون در این سنین میتواند از تحمیل هزینههای سنگین به نظام سلامت کشور در سالهای آینده جلوگیری کند.
احمدی در سخنان خود توضیحی درباره علت توقف روند قرار گرفتن واکسن اچپیوی در برنامه ملی واکسیناسیون ارائه نکرد.
پیشتر در اسفند ۱۴۰۴، محسن زهرایی، رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت، اعلام کرده بود موضوع ورود واکسن اچپیوی به برنامه ملی واکسیناسیون در کمیته کشوری ایمنسازی بررسی شده و از نظر علمی مورد تایید قرار گرفته است.
زهرایی در آن زمان گفته بود با وجود تایید علمی، همچنان نیاز به «جمعآوری و تحلیل اطلاعات تکمیلی» درباره میزان اثربخشی این واکسن در دستیابی به اهداف برنامه ایمنسازی کشور وجود دارد.
اچپیوی یکی از شایعترین ویروسهایی است که از طریق رابطه جنسی منتقل میشود و در سالهای اخیر بیش از پیش مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است.
این ویروس میتواند به بروز زگیل تناسلی و در بعضی موارد سرطانهای دهانه رحم، دهان و گلو منجر شود.
افزایش چشمگیر قیمت واکسن «گارداسیل»
سخنگوی انجمن داروسازان ایران در ادامه مصاحبه خود، به افزایش چشمگیر قیمت واکسن اچپیوی در کشور اشاره کرد و گفت برند خارجی این واکسن، «گارداسیل» ساخت آمریکا، در انواع ۴ ظرفیتی و ۹ ظرفیتی «کمابیش» در بازار موجود است، اما بهدلیل واردات با ارز آزاد، قیمت آن بهشدت افزایش یافته است.
احمدی افزود قیمت هر دوز واکسن گارداسیل ۴ ظرفیتی به حدود ۸ میلیون و ۴۳۰ هزار تومان و نوع ۹ ظرفیتی آن به حدود ۲۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده و این افزایش قیمت موجب شده استقبال و توان خرید مصرفکنندگان برای دریافت این واکسن کاهش یابد.
به گفته او، واکسن اچپیوی باید در سه نوبت تزریق شود و با توجه به اینکه هزینه سه دوز واکسن ۹ ظرفیتی به حدود ۷۵ میلیون تومان میرسد، تامین آن برای بسیاری از مردم ایران دشوار است.
در هفتههای گذشته، گزارشهای مردمی متعددی به ایراناینترنشنال ارسال شده که از گرانی و کمبود شدید داروهای مختلف در کشور حکایت دارد.
احمدی همچنین یادآور شد واکسن ایرانی «گاردیسان» بهصورت ۴ ظرفیتی تولید میشود و با قیمت حدود ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای هر دوز، گزینهای ارزانتر نسبت به نمونه خارجی است.
پیشتر در مردادماه ۱۴۰۴، واکسن ایرانی پیشگیری از ویروس اچپیوی به دستور سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت از داروخانهها جمعآوری شده بود.
کیارش آرامش، پزشک و متخصص پزشکی اجتماعی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد نبود علائم آشکار در مبتلایان به ویروس پاپیلومای انسانی، یکی از عوامل اصلی شیوع این ویروس و افزایش خطر بروز سرطانهای مرتبط با آن به شمار میرود.
در سالهای گذشته، بهویژه پس از روی کار آمدن دولت ابراهیم رییسی، واکسن گارداسیل از یک موضوع صرفا پزشکی فراتر رفت و به محل مناقشههای سیاسی، ایدئولوژیک و ادعاهای توطئهمحور تبدیل شد.
این مناقشهها، بهویژه درباره ارتباط واکسن HPV با روابط جنسی، باروری و سیاستهای جمعیتی، زمانی بالا گرفت که گزارش شد نامهای در مخالفت با این واکسن به دفتر علی خامنهای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، ارسال شده و سپس برای بررسی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و فرهنگستان علوم پزشکی ارجاع شده است.
علیرضا مرندی، رییس فرهنگستان علوم پزشکی ایران و پزشک معتمد خامنهای، در همان مقطع گفت محتوای این نامه از نظر علمی قابل دفاع نبوده و موضوع واکسن HPV سیاسی شده است.
از آن زمان تاکنون، حاشیهها و ملاحظات غیرپزشکی بر روند دسترسی شهروندان به این واکسن سایه انداخته است.
سخنان جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مبنی بر مشروط کردن آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی به خرید غلات آمریکایی مانند گندم، ذرت و سویا برای «سیر شدن مردم ایران»، با ابراز خشم شهروندان مواجه شد.
ونس دوشنبه اول تیر در نشستی خبری در محل برگزاری مذکرات در سوئیس گفت واشینگتن قصد استفاده از سازوکاری را دارد تا مطمئن شود منابع مالی حاصل از آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی، به مردم ایران کمک میکند و صرف حمایت از «فعالیتهای تروریستی» نمیشود.
تعبیر «ملت ایران گرسنهاند» از سخنرانی ونس، هرچند احتمالا توصیفی از وضعیت اقتصادی ناشی از سوءمدیریت جمهوری اسلامی، تاثیر تحریمها و فساد ساختاری حکومت است، اما برای بسیاری از ایرانیان «تحقیرآمیز» جلوه کرده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، چنین برداشتی از ایرانیان را نادیده گرفتن غرور ملی و آزادیخواهی معترضان ایرانی خواندند و برخی دیگر آن را توجیه معامله آمریکا با جمهوری اسلامی دیدند که در نهایت ممکن است به تقویت و بقای حکومت کمک کند.
پیام شهروندان: ما گرسنه نیستیم ... تحقیر شدهایم
پرتکرارترین واکنش، اعتراض به واژه «گرسنه» و تاکید بر «سیر کردن ایرانیان» است.
شهروندی به منابع غنی گاز و نفت در ایران اشاره و تاکید کرد این جمهوری اسلامی است که جایگاه مردم خود را تا این حد پایین آورده.
مخاطبی گفت: «مقامات آمریکایی طوری در مورد گرسنگی مردم ایران صحبت میکنند که انگار ما مشکلمان کمبود مواد غذایی است. اینجا همهچیز هست. سیاستهای حکومت باعث شده دسترسی به مواد غذایی موجود در بازار کم شود. فرستادن غلات هم طبیعتا دردی از ما دوا نمیکند.»
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت وقتی به خاطر سیاستهای حکومت، پول دست مردم نیست، نه میتوانند گندم و برنج آمریکا را بخرند و نه میتوانند از سوپر مارکت سر کوچهشان که اتفاقا در آن همهجور کالایی پیدا میشود، خریدی انجام دهند.
در ماههای اخیر شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال تاکید کرده بودند سفرههایشان به سطح بقا و «سیر شدن برای زنده ماندن» تقلیل یافته و کیفیت، تنوع و ارزش غذایی، دیگر جایی در سبد خریدشان ندارد.
تصویری که این پیامها ارائه میدهند، شکلی از قحطی است که در آن مواد غذایی در بازار وجود دارد اما دسترسی به غذا برای بخشی از جامعه غیرممکن شده است.
قحطی بزرگ سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ ایران و مرگ صدها هزار نفر، عمدتا به دلیل کمبود کالا و غذا رخ داد، اما اینبار به نظر میرسد تورم و مشکلات لجستیکی، عامل شکل جدید قحطی در کشور هستند.
در قحطی قرن پیش، سیاستمدارانی مانند ارباب کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی، و حسن مستوفیالممالک، رییسالوزرای دوره احمدشاه قاجار، در خلأ دولت ملی، بخشی از مردم را از مرگ نجات دادند، اما در بحرانی که امروز گریبان ایرانیان را گرفته، چنین افرادی نیز غایب هستند.
در سالهای گذشته بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی در واکنش به گسترش فقری که نتیجه چهار دهه سوءمدیریت، فساد ساختاری و سیاست خارجی ماجراجویانه حکومت بوده، مردم را به «مقاومت» و «صرفهجویی» دعوت کردهاند.
با اینحال شهروندان بارها در پیامهایی تاکید کردهاند که خود را شایسته این فقر و مهمتر از آن، چنین «تحقیری» نمیدانند.
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به سخنان ونس، به انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ اشاره کردند و گفتند ماهیت این اعتراضات «سیاسی» و با هدف «آزادی» و تغییر ساختار حکومت بوده است.
شهروندی خطاب به معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «مردم ایران گرسنه نیستند، آنها برای آزادی از جان گذشتند و خون دادند! وای بر شما.»
ارجاع مکرر به صحنه پاشیدن برنج به هوا در آبدانان یک نماد مهم در این پیامهاست.
شهروندی از خرمآباد لرستان گفت: «آقای ونس شما حق ندارید به ما مردم ایران بگویید گرسنه و توهین کنید؛ آن شبهای دی نبودید و ندیدید که در آبدانان، دانههای برنج از آسمان مثل برف بر زمین میباریدند.»
مخاطبی دیگر به کنایه گفت یک نفر باید فیلم اعتراضات آبدانان و صحنه برنج به هوا پاشیدن را به ونس نشان دهد تا دیگر به مردم ایران توهین نکند و نگوید «توافق، مردم گرسنه را سیر میکند».
شهروندی دیگر نیز با انتقاد از تقلیل مساله ایران به نیاز غذایی و نادیده گرفتن خواستههای سیاسی جامعه، گفت: «آقای ونس! مردم ایران گرسنه نیستند که برایشان ذرت بفرستید. به تصاویر آبدانان و ملکشاهی مراجعه کنید. ما برای آزادی میجنگیم و پیروز هم خواهیم شد.»
برخی نیز به سروده مونا برزویی ارجاع دادند که درباره تصویر نمادین اعتراضات آبدانان نوشت: «بگو که خیل دلیران اگر چه محروماند/ به هیکل خفقانت برنج پاشیدند ...»
اعتراضات دی ۱۴۰۴
مردم: ایران فقیر نیست؛ حکومت منابع را هدر داده است
بخش مهمی از پیامها بر ثروتمند بودن ایران از نظر نفت، گاز و منابع طبیعی تاکید دارند.
مخاطبان یادآوری کردند مشکل کمبود منابع نیست، بلکه سوءمدیریت، فساد و اولویت دادن حکومت به پروژههای منطقهای و ایدئولوژیک و آن چیزی است که «محور مقاومت» میخواند.
مخاطبی در همین زمینه گفت: «مشکل ما با حکومت جمهوری اسلامی فقط اقتصادی نیست. حکومتی که با کرامت انسانی، آزادیهای فردی و فرهنگ ملی و کهن ایران مشکل دارد و بر پایه ایدئولوژی اداره میشود، راه آن جدا از مردم ایران است.»
شهروندی دیگر گفت: «یک نفر به آقای ونس بگوید جمهوری اسلامی آب و برق ما را قطع میکند و انرژی رایگان به عراق میدهد؛ آنوقت فکر میکنی این پول آزاد شده را بهجای نیابتیهایش، خرج مردم ایران میکند؟»
دهها شهروند دیگر نیز در پیامهایی مشابه با لحنی خشمگین یا کنایهآمیز به صرف هزینههای سنگین جمهوری اسلامی برای حزبالله، حشد شعبی، حوثیها و دیگر گروههای نیابتی حکومت در منطقه اشاره کردند.
مخاطبی نوشت جمهوری اسلامی الان دارد فکر میکند چطور آن گندمها را به دست لبنان و عراق برساند.
شهروندی دیگر با همین لحن کنایهآمیز گفت: «آقای ونس! ایران کشور ثروتمندی است. باور نداری از حزبالله و حماس و حشدشعبی و حوثیها بپرس.»
برخی نیز به «خوشخیالی» مقامهای آمریکایی اشاره کردند و نوشتند ظاهرا افرادی مانند ونس فکر میکنند اگر بهجای پول نقد، به جمهوری اسلامی غذا و دارو بدهند، حکومت این کالاها را راهی بازار عراق و لبنان نمیکند، یا آن را چند برابر قیمت اصلی به مردم خودش نمیفروشد تا با پولش، موشک بیشتری درست کند و بر سر آمریکا و اسرائیل بریزد.
مخاطبی نوشت: «آزادی این چند میلیارد دلار پول بلوکه شده که قرار است خرج ساخت موشک و حزبالله شود که هیچ؛ اگر همه پولهای دنیا در اختیار جمهوری اسلامی باشد هم، حتی یک ریالش برای مردم ایران خرج نخواهد شد، چرا که بدبختی و گرسنگی مردم، اصل بقای این فرقه ظالم و جنایتکار است.»
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد کشت خشخاش در برخی روستاهای زاگرس، از پدیدهای پنهان و پراکنده به بخشی از اقتصاد معیشتی کشاورزان تبدیل شده است؛ تغییری که ریشه در خشکسالی، افزایش هزینههای تولید، سقوط سودآوری محصولات سنتی و جذابیت مالی تریاک دارد.
در دامنههای صعبالعبور زاگرس، جایی میان زمینهای سنگلاخی و بلوطهای بریدهشده، خشخاش حالا نه فقط یک کشت غیرقانونی، بلکه نشانهای از بنبست اقتصادی روستاهایی است که گندم، نخود و عدس دیگر خرج زمین و زندگیشان را در نمیآورد.
جایی، چند کیلومتر دورتر از جاده، در میان کوههای زاگرس، قطعه زمینی کوچک از میان بلوطهای بریدهشده بیرون زده است. راه دسترسی به آن دشوار است و از روستا نیز بهسختی دیده میشود. صاحب زمین ترجیح میدهد از دور مراقبش باشد.
او به ایراناینترنشنال گفت اگر مامورها پیدایش کنند، سخت میتوانند ثابت کنند زمین مال چه کسی است.
بوتههای خشخاش در سکوت زاگرس رشد کردهاند؛ محصولی که حالا در برخی روستاهای منطقه بیش از گذشته به چشم میخورد.
فصل تیغزنی در دامنههای زاگرس
در رشتهکوههای زاگرس، این روزها فصل تیغزنی خشخاش است. پیش از آنکه آفتاب بر دشتها تند شود، کشاورزان گرزهای خشخاش را تیغ میزنند.
ساعاتی بعد، شیره سفیدرنگی از این زخمها بیرون میآید؛ مادهای که پس از خشک شدن به تریاک تبدیل میشود.
به گفته کشاورزان، خشخاش در منطقه معمولا در دو فصل کشت میشود. بخشی از مزارع در مهرماه و بخشی دیگر در بهمنماه زیر کشت میروند و برداشت آنها از اوایل اردیبهشت تا اوایل خرداد ادامه دارد.
تحقیقات ایراناینترنشنال نشان میدهد بیش از ۱۰ سال است که کشت خشخاش در زاگرس گسترش یافته است.
بیشتر خشخاشکاران ترجیح میدهند این محصول را در دامنههای کوهستانی و مناطق صعبالعبور بکارند؛ جایی که احتمال شناسایی کمتر است.
به گفته یکی از کشاورزان، خشخاش با شرایط اقلیمی منطقه سازگاری دارد و حتی در زمینهای دیم و سنگلاخی نیز قابل کشت است.
او گفت: «کاشت در دل کوه سخت است، اما چاره دیگری نداریم. خشخاش تنها راه امید ماست.»
گندم دیگر خرج زمین را در نمیآورد
سالها کشت گندم، نخود و عدس ستون اصلی اقتصاد روستاهای زاگرس بود. اما کشاورزان معتقدند افزایش هزینههای تولید، خشکسالیهای پیاپی، کاهش بهرهوری زمین و تاخیر در پرداخت مطالبات، معادله کشاورزی را تغییر داده است.
یکی از آنها میگوید: «گندم دیگر خرج زمین را در نمیآورد. هزینهها آنقدر بالا رفته که آخرش چیزی برایمان نمیماند؛ تازه اگر دولت پول گندم را بهموقع پرداخت کند.»
وقتی خشکسالی الگوی کشت را تغییر میدهد
پژوهشهای دانشگاهی و مطالعات بینالمللی در مناطق تولیدکننده خشخاش این موضوع را تایید میکنند که خشکسالی، کاهش درآمد کشاورزی و نبود گزینههای اقتصادی جایگزین از مهمترین عواملی هستند که کشاورزان را به سمت خشخاش سوق میدهند.
برنامه توسعه سازمان ملل نیز تاکید کرده است مقابله با کشت خشخاش بدون ایجاد جایگزینهای اقتصادی پایدار دشوار خواهد بود.
ارزش بازار تریاک در سالهای اخیر افزایش یافته است. برخی رسانههای ایران فروردینماه ۱۴۰۵ قیمت خردهفروشی هر گرم تریاک را حدود ۲۵۰ هزار تومان گزارش کردند.
بر اساس دادههای دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل، مزارع خشخاش در اقلیمهایی مشابه ایران معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم تریاک خالص در هر هکتار تولید میکنند و در برخی مناطق، این میزان به بیش از ۵۰ کیلوگرم میرسد.
مقایسه درآمد خشخاش با گندم که از مهمترین محصولات کشاورزی غرب ایران است، بخشی از دلایل گرایش برخی کشاورزان به این کشت را آشکار میکند.
با قیمت حدود ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان برای هر کیلوگرم گندم و میانگین تولید ۳.۵ تن در هکتار، ارزش محصول یک هکتار گندم حدود ۱۷۳ میلیون تومان برآورد میشود.
در مقابل، ارزش تریاک تولیدشده در یک هکتار خشخاش میتواند به چندین میلیارد تومان برسد؛ رقمی که بر پایه این برآوردها، حدود ۲۹ تا ۷۲ برابر بیشتر از ارزش محصول یک هکتار گندم است.
رشد بیش از سهبرابری سطح زیر کشت
نشانههایی از گسترش کشت خشخاش حتی در اظهارات برخی مقامهای رسمی دیده میشود.
طبق اظهارات محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سطح زیر کشت خشخاش در ایران به حدود ۳۲ هزار هکتار رسیده؛ رقمی که به گفته او بیش از سه برابر سالهای قبل است.
برآورد دقیق سطح زیر کشت دشوار است، زیرا بسیاری از مزارع خشخاش در زمینهای دورافتاده و نقاطی خارج از دید عمومی ایجاد میشوند.
با این حال، بررسی گزارشهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد نام استانهای زاگرسنشین بیش از سایر مناطق در اخبار مربوط به کشف و امحای مزارع خشخاش تکرار میشود؛ استانهایی که همزمان با خشکسالی، بیکاری و بحرانهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.
ماجرای خشخاش فقط به مزارع زاگرس ختم نمیشود. صدها کیلومتر آنسوتر در افغانستان، کاهش بیسابقه کشت خشخاش پس از روی کار آمدن طالبان، معادلات این بازار را در سراسر منطقه تغییر داده است.
به گفته ستاد مبارزه با مواد مخدر، کاهش شدید کشت خشخاش در افغانستان باعث افت محسوس ورود و کشفیات تریاک در ایران شده و حتی تامین مواد اولیه برخی داروها را با مشکل روبهرو کرده است.
جنگ اخیر هم بر این فشارها افزوده و بحران تامین دارو در ایران را تشدید کرده؛ به گونهای که مقامهای حوزه سلامت از کمبود نزدیک به هزار قلم دارو در کشور خبر میدهند.
این در حالی است که ایران همچنان یکی از بزرگترین بازارهای مصرف تریاک در جهان به شمار میرود.
به گفته مقامهای وزارت بهداشت، افزون بر آمار پنهان معتادان، حدود سه میلیون نفر در ایران معتاد شناسنامهدار هستند و تریاک همچنان اصلیترین ماده مصرفی آنهاست.
همچنین، غرب ایران در مجاورت یکی از مسیرهای مهم منطقهای انتقال مواد افیونی قرار دارد؛ مسیری که از عراق و اقلیم کردستان عبور میکند و به ترکیه و اروپا میرسد.
هرچند هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد محصول خشخاشکاران زاگرس صادر میشود، اما وجود بازار مصرف و قرار گرفتن در این جغرافیای حساس، از جمله عواملی است که میتواند زمینه گسترش این پدیده را فراهم کند.
تیغی که امروز در دامنههای زاگرس بر کپسولهای خشخاش کشیده میشود، رد بحرانی را آشکار میکند که از خشکسالی و گرانی آغاز شده و حالا مسیر معیشت برخی از روستاهای ایران را تغییر داده است.
شهروندان در ایران از بروز اختلال در خدماتدهی دستکم هشت بانک کشور خبر دادند. هفته گذشته نیز خدمات چهار بانک بزرگ کشور مختل شده بود.
شمار زیادی از شهروندان سهشنبه دوم تیر با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از اختلال شدید در ارائه خدمات بانکهای پاسارگاد، ملی، ملت، سپه، تجارت، صادرات، توسعه تعاون و رسالت خبر دادند.
بر اساس گزارشهای رسیده، تقریبا تمام خدمات این بانکها از دسترس خارج شدهاند.
برخی رسانههای رسمی نیز این اختلال را تایید کردند.
خبرگزاری ایلنا بدون نام بردن از بانکها نوشت از صبح دوم تیر، برخی سامانهها و خدمات بانکی کشور با اختلال و کندی روبهرو شدهاند.
در همین حال شرکت «خدمات انفورماتیک» با انتشار بیانیهای، حملات سایبری را تایید کرد و نوشت: «شرکت خدمات انفورماتیک بهمنظور پیشگیری از هرگونه دسترسی غیرمجاز و صیانت از امنیت دادهها و داراییهای مشتریان، در حال حاضر ارائه خدمات مبتنی بر کارت را به صورت موقت از دسترس خارج کرده است.»
۲۳ خرداد نیز خدمات الکترونیکی برخی بانکها از جمله ملی، تجارت، صادرات و توسعه صادرات با اختلال روبهرو شدند.
این اختلال خدماتی نظیر موبایلبانک، اینترنتبانک، خودپردازها، کارتخوانها و بخشی از خدمات کارتی را با مشکل مواجه کرد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در آن زمان گزارش داد برخی منابع از احتمال وقوع حمله سایبری خبر دادهاند، اما هیچ مقام رسمیای این موضوع را تایید یا رد نکرد.
سرانجام یک روز بعد، شورای هماهنگی بانکها اعلام کرد اختلال در سامانه بانکهای ملی، تجارت، صادرات و توسعه صادرات، ناشی از «حمله سایبری محدود» به زیرساخت ارتباطی مشترک این چهار بانک بوده است.
این نهاد افزود هیچگونه دسترسی غیرمجازی به اطلاعات مشتریان رخ نداده و اطلاعاتی حذف نشده است.
میثم ظهوریان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت که رفع کامل اختلال چهار بانک ممکن است تا دو هفته زمان ببرد.
او افزود: «علیرغم بررسیهای انجام شده توسط نهادهای مختلف تاکنون منشا و دلیل حمله اصلی مشخص نشده است و حتی تغییر سختافزار هم نتوانسته است مشکل را حل کند.»
ظهوریان با انتقاد از عملکرد بانک مرکزی به نقش شرکت «خدمات انفورماتیک» اشاره کرد و نوشت که مشکل ایجاد شده به واسطه «حمله به زیرساخت و هسته خدماتی چهار بانک که توسط شرکت خدمات انفورماتیک» ارائه میشود، اتفاق افتاده است.
شرکت مذکور ارائهدهنده خدمات شتاب، شاپرک و خدمات دیگری نیز هست، شرکت بورسی است که بانک مرکزی ۴۶ درصد سهام آن را دارد و سه بانک مشکلدار نیز در آن سهامدار هستند.
ظهوریان تاکید کرد: «یک اشکال مهم این است که نهادی که میبایست نقش رگولاتور و ناظر عملکرد بانکها را داشته باشد، تبدیل به پیمانکار خدمات پرداخت آنها شود.»
در همین رابطه، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در پستی در ایکس نوشت که اگر مشترکان تلفن ثابت و همراه نتوانند به دلیل این اختلال قبضهای خود را پرداخت کنند، تا زمان بازگشت کامل خدمات بانکی به حالت عادی، تلفنهایشان قطع نخواهد شد.
او نوشت: «در پی بروز اختلال در شبکه بانکی کشور و به منظور تسهیل امور هموطنان، هماهنگیهای لازم با اپراتورهای تلفن ثابت و همراه انجام شده است. بر این اساس، تا زمان عادی شدن کامل شرایط، خدمات مشترکان به دلیل پرداختنشدن قبوض قطع نخواهد شد.»
خدمات بانکها در ایران، بهویژه بانکهای دولتی، در سالهای گذشته بارها دچار اختلال شده و بیشتر این موارد به حملات سایبری نسبت داده میشود. این مشکلات بهویژه در دورههای تنش سیاسی و جنگ افزایش مییابند.
۲۷ خرداد ۱۴۰۴، در میانه جنگ ۱۲ روزه میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، بانکهای سپه و پاسارگاد هدف حمله سایبری و هک گسترده گروههایی مانند «گنجشک درنده» قرار گرفتند.
سوم تیر ۱۴۰۴ نیز گروه سایبری «تپندگان» از هک بانک ملت خبر داد و اطلاعات بیش از ۳۲ میلیون حساب از این بانک را منتشر کرد.
این گروه آن زمان اعلام کرد: «ما به اموال دست نمیزنیم و افشای این اطلاعات فقط یک زنگ خطر است.»
با اعلام کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، قیمت انواع نان در استان تهران تا ۱۰۰ درصد افزایش یافت. این افزایش قیمت بر اساس ابلاغیه استانداری تهران اعمال شده است.
شهروندان در تهران، صبح سهشنبه دوم تیر وقتی به نانواییها مراجعه کردند، با نرخهای جدید روبهرو شدند: قیمت نان لواش به دو هزار و ۷۰۰ تومان، نان بربری به ۱۰ هزار تومان و سنگک به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافته است.
پیش از این نیز برخی استانها قیمت نان را بهطور غیررسمی افزایش داده بودند.
افزایش قابل توجه قیمت نان از دوران ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی آغاز شد و در دولت مسعود پزشکیان با شدت بیشتری ادامه یافت.
آخرین بار، مرداد ۱۴۰۴ بود که قیمت نان به شکل رسمی افزایش پیدا کرد. اکنون بر اساس نرخنامه جدید، قیمت سنگک در کمتر از یک سال، ۱۰۴ درصد، قیمت بربری ۸۵ درصد و قیمت لواش ۹۳ درصد افزایش یافته است.
پیش از شهریور ۱۴۰۳، قیمت یک قرص نان لواش ۵۰۰ تومان، یک قرص بربری یکهزار و ۸۰۰ تومان و یک قرص سنگک، سه هزار تومان بود.
در شهریور آن سال، قیمت این نانها به ترتیب به ۷۰۰ تومان، دو هزار و ۵۰۰ تومان و پنج هزار تومان افزایش یافت.
مرحله بعدی مرداد ۱۴۰۴ بود و آخرین مرحله، افزایش قیمت اول تیر ۱۴۰۵ است.
در واقع قیمت انواع نان از شهریور ۱۴۰۳ تاکنون بهطور میانگین نزدیک به ۴۴۰ درصد افزایش یافته است.
نان کارتی
از سال ۱۴۰۱ زمزمههای نان کارتی بر اساس سامانهای به نام «نانینو» یا «مدیریت هوشمند یارانه آرد و نان» مطرح شد.
هدف این طرح، ثبت فروش نان از طریق کارتخوانهای هوشمند متصل به سامانه بود.
دولت قصد داشت از این طریق، یارانه آرد را به نانواییها - متناسب با فروش آنها - اختصاص دهد. با این حال این سامانه تنها فروش کارتی را مدیریت میکند.
نانینو در عمل مشکلات فنی داشته و موجب کاهش ناعادلانه سهمیه آرد شده است.
نانوایان به همین دلیل اعتراضات متعددی ترتیب دادهاند.
اگرچه مراکز دولتی نظیر وزارت جهاد کشاورزی و استانداریها، بهطور مکرر تاکید کردهاند هیچ محدودیتی در خرید نان از نظر تعداد وجود ندارد، اما در عمل در بسیاری از نانواییها بهدلیل محدودیت دریافت آرد یارانهای، محدودیت فروش نان اعمال شده است.
این محدودیتها در حالی اعمال شده که بسیاری از دامداریها با خرید انبوه نان، از آن بهعنوان خوراک دام استفاده کردهاند.
حذف یارانه گندم و آرد در دولت پزشکیان
دولت پزشکیان از اولین لایحه بودجه خود، دست روی یارانه گندم و آرد گذاشت. یارانه این بخش سال به سال کاهش یافته و اخیرا بر اساس طرحی که وزارت جهاد کشاورزی آماده کرده است، دولت به دنبال حذف کامل یارانه نان و ادغام آن در کالابرگ الکترونیکی است.
روزنامه اطلاعات در مقالهای که اول تیر منتشر شد، به شدت نسبت به این طرح واکنش نشان داد.
این روزنامه نوشت دولت و وزارت جهاد کشاورزی قصد دارند تمام یا بخشی از بودجه لازم برای افزایش رقم کالابرگ الکترونیک را از محل یارانه حذف شده نان تامین کنند تا «به قول خودشان»، کسری بودجه را به طور غیرتورمی تامین کنند.
نویسنده این مقاله اقدامات اینچنینی دولت را «پاس گل به دشمن» ارزیابی کرد که «باعث میشود طاقت مردم تمام شود».
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست در سرمقالهای نوشت مذاکرات سوئیس شاید بازارها را آرام کرده و از هیاهوها کاسته باشد، اما هنوز به این پرسش مهم پاسخ نداده است: آیا تهران واقعا مجبور به عقبنشینی شده یا صرفا در ازای دریافت امتیازاتی، بهصورت موقت فعالیتهای خود را متوقف کرده است؟
نخستین دور مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس به تفاهم بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز انجامید.
قطر و پاکستان بهعنوان میانجی گفتوگوها از «پیشرفتهای امیدوارکننده» خبر دادند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز اعلام کرد «بستر مناسبی» برای پیشبرد مذاکرات به وجود آمده و جمهوری اسلامی پذیرفته است بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیت خود را در ایران از سر بگیرند.
همزمان، واشینگتن یک معافیت موقت ۶۰ روزه صادر کرد که بر اساس آن، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران تا ۳۰ مرداد مجاز خواهد بود.
در این مذاکرات همچنین طرح ایجاد یک «سازوکار تنشزدایی» در لبنان برای جلوگیری از آغاز مجدد درگیریها میان حزبالله و اسرائیل مورد بررسی قرار گرفت.
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع و ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، در بیانیهای مشترک اعلام کردند ارتش این کشور به اقدام برای «خنثی کردن» تهدیدها علیه سربازان و شهروندان اسرائیلی، نابود کردن زیرساختهای گروههای مسلح و حفظ منطقه امنیتی در جنوب لبنان ادامه خواهد داد.
آنها گفتند امنیت شهروندان اسرائیلی و نیروهای ارتش این کشور، «بدون هیچگونه مصالحهای»، همچنان اصل راهنمای ایشان باقی خواهد ماند.
این در حالی است که شورای سردبیری اورشلیمپست سهشنبه دوم تیر در سرمقاله خود، غیبت اسرائیل در روند مذاکرات را نگرانکننده خواند و نوشت دیپلماسی با تهران تنها زمانی سودمند است که به مهار تهدیدها، تضعیف جمهوری اسلامی یا ایجاد فرصت به نفع غرب منجر شود.
با این حال، مذاکرات سوئیس ممکن است در عمل به تهران زمان، منابع مالی، مشروعیت و فرصت نقشآفرینی در مدیریت بحرانهایی بدهد که خود در ایجاد آنها نقش داشته است.
اورشلیمپست افزود حکومت ایران در حالی فرصتی برای تنفس در سایه کاهش فشار تحریمها پیدا کرده که گروههای نیابتیاش همچنان مسلح هستند. علاوه بر این، تهران توانسته تنگه هرمز را به اهرم فشاری در مذاکرات تبدیل کند و وضعیت لبنان را نیز به بخشی از یک توافق گستردهتر با واشینگتن گره بزند.
در ادامه این مقاله آمده است: «سازوکار کاهش تنش در لبنان شاید موضوعی فنی به نظر برسد، اما در واقعیت میتواند به یک تله دیپلماتیک تبدیل شود. اسرائیل نمیتواند اجازه دهد آزادی عملش در برابر حزبالله از طریق فرآیندی کنترل شود که ایران به آن شکل داده است.»
پیشتر پایگاه خبری اکسیوس به نقل از دو منبع اسرائیلی گزارش داد دولت اسرائیل بیم آن دارد که ایالات متحده در مذاکرات اخیر با تهران، عملا به نفوذ جمهوری اسلامی در لبنان مشروعیت بخشد و آزادی عمل اسرائیل در این کشور را محدود کند.
بر اساس این گزارش، اگرچه نتانیاهو همچنان نگران ابعاد هستهای گفتوگوهای تهران و واشینگتن است، اما در حال حاضر دغدغه اصلی او به مساله لبنان معطوف شده است.
شورای سردبیری اورشلیمپست در ادامه، وعده ونس درباره موافقت جمهوری اسلامی با ازسرگیری فعالیت بازرسان آژانس را مورد تردید قرار داد و نوشت موضع تهران در این خصوص به اندازه اظهارات معاون رییسجمهوری آمریکا اطمینانبخش نیست.
در این مقاله آمده است: «اسرائیل پیشتر چنین الگویی را دیده است. ایران متن موجود را میپذیرد و غرب این را نشانه حرکت رو به جلو تلقی میکند، اما بازرسان با دسترسیهای محدود، با تاخیر یا مناقشه روبهرو میشوند. تهران هسته اصلی برنامه [هستهای] را حفظ میکند، بر سر تعاریف چانهزنی میکند و از هر ماهی که به دست میآورد، برای بهبود موقعیت خود بهره میبرد.»
اورشلیمپست افزود معافیت موقت نفتی دولت دونالد ترامپ از دید جمهوری اسلامی و گروههای همسو با آن، از جمله حزبالله و حماس، نشانهای از کارآمدی فشارهای تهران و تداوم نفوذ منطقهای آن تلقی میشود.
به باور آنها، این اقدام نشان میدهد با وجود ضربات نظامی اخیر، جمهوری اسلامی همچنان قادر است به فرصتهای اقتصادی دسترسی داشته باشد.
اورشلیمپست تاکید کرد هرگونه توافق جدی با تهران باید شامل بازرسیهای سرزده، پیامدهای فوری در صورت نقض تعهدات، محدودیت بر توانمندیهای موشکی و پهپادی، محدودیت در تامین مالی نیروهای نیابتی و همچنین درک روشن این موضوع باشد که اسرائیل حق دفاع از خود را محفوظ میدارد.
در پایان این مقاله آمده است: «هر چیزی کمتر از این، ایران را قدرتمندتر از آنچه باید باشد و اسرائیل را آسیبپذیرتر از آنچه میتواند بپذیرد، باقی خواهد گذاشت.»
پایگاه خبری واینت پیشتر نوشت ترامپ با راهبرد «چماق و هویج» بهدنبال پاسخ به انتقادات از توافق اخیر با جمهوری اسلامی است.