• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تفاهم با آمریکا، جمهوری اسلامی را نجات می‌دهد و مردم ایران را تنها می‌گذارد

اریک مندل
اریک مندل

مدیر اندیشکده اطلاع‌رسانی خاورمیانه

۱ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

یادداشت تفاهمی که میان تهران و واشینگتن امضا شد، فراتر از تقویت احتمالی سپاه پاسداران، تهدید امنیت خلیج فارس و تعمیق نفوذ چین در بازار انرژی ایران، یک پیامد مهم‌تر دارد: مردم ایران را در برابر جمهوری اسلامی تنها می‌گذارد.

در بند دوم این تفاهم‌نامه، تعهد دو طرف به خودداری از «دخالت در امور داخلی یکدیگر» در عمل به معنای نادیده گرفتن مردم ایران و واگذار کردن آنها به جمهوری اسلامی است.

این بند در تضاد مستقیم با بسیاری از مواضع پیشین دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، قرار دارد؛ مواضعی که بر حمایت از مردم ایران و محکومیت خشونت و سرکوب جمهوری اسلامی تاکید داشت.

ترامپ در سال ۲۰۱۷، در صحبت‌هایی ایرانیان را «مردمی سربلند» توصیف کرد که ناچار شده‌اند زیر سلطه حکومتی افراطی زندگی کنند. او در سال ۲۰۱۸ در توئیتی نوشت: «احترام فراوان برای مردم ایران که می‌کوشند قدرت را از حکومت فاسدشان پس بگیرند. در زمان مناسب، حمایت بزرگ آمریکا را خواهید دید.»

ترامپ پس از حملات آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲ روزه نوشت: «اگر حکومت کنونی ایران نمی‌تواند عظمت را به ایران بازگرداند، چرا تغییر رژیم نه؟ عظمت را به ایران بازگردانید.»

دی‌ماه ۱۴۰۴، ترامپ از ایرانیان خواست به اعتراض ادامه دهند و «نهادهای خود را پس بگیرند». او در این پست مشهود تاکید کرد: «کمک در راه است». ترامپ مدتی بعد و پس از گسترش اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی‌، بار دیگر ایرانیان را خطاب قرار داد: «وقتی کار ما تمام شد، حکومت خودتان را در اختیار بگیرید. حق شماست که آن را به دست بگیرید.»

اما این تفاهم‌نامه چرخشی چشمگیر نسبت به آن مواضع را نشان می‌دهد. این توافق از یک سوی همان مردمی را تنها می‌گذارد که ترامپ بارها آنان را به بازپس‌گیری کشورشان تشویق کرده بود و از سوی دیگر این پیام را به جمهوری اسلامی می‌دهد که واشینگتن دیگر تمایلی به حمایت از معترضان علیه حکومت را ندارد.

این تضاد از آن جهت چشمگیرتر است که پس از دوره‌ای رخ می‌دهد که جمهوری اسلامی، به‌احتمال زیاد، بیش از هر زمان دیگری در چند دهه اخیر آسیب‌پذیر شده بود.

در پی شکست‌های نظامی، فشارهای اقتصادی و افزایش نارضایتی داخلی، جمهوری اسلامی بیش از پیش در موقعیت ضعف قرار گرفته است. با این حال، به نظر می‌رسد که واشینگتن به‌جای تبدیل این فشارها به اهرمی برای پیگیری تغییری سیاسی و پایدار، مسیر سازش با حکومت را انتخاب کرده است.

ترامپ اکنون از رهبران ایران به‌عنوان افرادی «بسیار باهوش» و «قوی» نام می‌برد و آنان را نه حاکمانی سرکوبگر، بلکه شرکایی عمل‌گرا و قابل مذاکره معرفی می‌کند. پی‌بی‌اس نیز به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت جمهوری اسلامی اگر «مانند یک کشور عادی» رفتار کند، پاداش خواهد گرفت.

این رویکرد پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: آیا پس از ۴۷ سال سرکوب، تروریسم، گروگان‌گیری، بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای و مرگ شمار زیادی از آمریکایی‌ها در نتیجه اقدامات جمهوری اسلامی و شبکه نیروهای نیابتی‌اش، اکنون قرار است بعادی‌سازی روابط بدون پاسخ‌گویی به تهران پیشنهاد شود؟

به نظر می‌رسد این توافق در آستانه فراهم کردن کاهش تحریم‌ها، دسترسی تهران به دارایی‌های مسدودشده و گسترش فروش نفت است. بخش بزرگی از این نفت احتمالا راهی چین خواهد شد. درآمدهای بیشتر می‌تواند سپاه پاسداران را تقویت کند، سرکوب داخلی را شدت بخشد و حمایت از متحدان مسلحی مانند حزب‌الله و حماس را افزایش دهد.

حامیان توافق می‌گویند دیپلماسی از درگیری بهتر است و محدودیت‌هایی که از راه مذاکره به دست می‌آید، از تقابل بی‌پایان کارآمدتر است. با این حال، تجربه نشان می‌دهد توافق با جمهوری اسلامی تنها زمانی موثر است که سازوکارهای اجرایی محکمی پشت آن باشد و طرف مقابل نیز اراده لازم برای به‌کارگیری این ابزارها را داشته باشد.

اگر پیش از راستی‌آزمایی کامل تعهدات کلیدی، امتیازهای قابل توجهی واگذار شود، اهرم فشار از میان می‌رود و در مقابل، خطرها افزایش می‌یابد.

این نگرانی تازه‌ای نیست. زمانی که باراک اوباما، رییس‌جمهوری وقت ایالات متحده، پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۱۳۸۸ از حمایت از جنبش سبز حمایت نکرد، بسیاری از منتقدان این تصمیم را خیانت به ارزش‌های دموکراتیک و از دست دادن فرصتی راهبردی برای تضعیف حکومت از درون دانستند.

بحث کنونی نیز پژواک بسیاری از همان استدلال‌هاست. اما کاری که ترامپ کرده ممکن است پیامدهای گسترده‌تری هم داشته باشد.

او پس از صدور مجوز برای حملاتی که زیرساخت هسته‌ای، توان موشک‌های بالستیک و دارایی‌هایِ نظامی جمهوری‌اسلامی را به‌شدت تضعیف کرد، به چیزی دست یافت که بسیاری از دولت‌های پیش از او یا تمایلی به آزمودن آن نداشتند، یا قادر به انجامش نبودند.

با این حال، او با گذار سریع از فشار حداکثری به سازش، این خطر را ایجاد کرده است که یک پیروزی تاکتیکی مهم به خطایی راهبردی تبدیل شود.

در لحظه‌ای که جمهوری‌اسلامی آسیب‌پذیرتر از همیشه به نظر می‌رسید و بسیاری از ایرانیان بیش از هر زمان دیگری آماده به چالش کشیدن حکومت بودند،ایالات متحده ترجیح داد حمایت از جنبش‌های مخالف را در اولویت قرار ندهد و فشار از درون بر سپاه پاسداران را افزایش ندهد.

این‌که چنین تلاش‌هایی موفق می‌شد یا نه، روشن نیست؛ اما کنار گذاشتن کامل آنها، منبعی از اهرم فشار را حذف کرد که دست‌کم می‌توانست موقعیت آمریکا در مذاکرات را تقویت کند.

یک راهبردی متفاوت، مستلزم تلاشی مستمر برای توضیح این امر به مردم آمریکا بود که چرا حمایت از خواست‌های شهروندان ایرانی، هم با ارزش‌های آمریکایی سازگار است و هم با منافع امنیتی بلندمدت ایالات متحده همخوانی دارد.

ثبات واقعی در خاورمیانه بعید است صرفا با توافق با حاکمان اقتدارگرا به دست آید. ثبات پایدار زمانی شکل می‌گیرد که حکومت‌ها در میان مردم خود مشروعیت داشته باشند؛ به‌ویژه در کشوری مانند ایران، که بخش بزرگی از جامعه آن احتمالا از همراه‌ترین جوامع با آمریکا است.

اما دولت آمریکا به جای آن، بی‌صبری راهبردی را برگزید. با این کار، نه تنها بسیاری از ایرانیانی را که به حمایت بیشتر بین‌المللی امید بسته بودند دلسرد کرد، بلکه در میان متحدان خلیج فارس و اسرائیل نیز ابهام و نگرانی آفرید.

چندین کارشناس منطقه‌ای و سیاست خارجی استدلال می‌کنند که کشورهای خلیج فارس ممکن است از این پس، در قابل اتکا بودن تضمین‌های امنیتی آمریکا بازنگری کنند و متناسب با آن راهبردهای خود را تغییر دهند.

هنر دیپلماسی در این نیست که اهرم فشاری را که به دشواری به دست آمده، پیش از نهایی شدن کامل یک توافقِ قابل اجرا واگذار کرد.

یک آتش‌بس ۶۰ روزه می‌تواند به‌راحتی به ماه‌ها مذاکره بی‌نتیجه تبدیل شود؛ در حالی که جمهوری‌اسلامی منابع مالی خود را بازسازی می‌کند، سپاه پاسداران را تقویت می‌کند، اعتراضات داخلی را سرکوب می‌کند و به حمایت از نیروهای نیابتی خود در منطقه ادامه می‌دهد.

اما یک چیز از هم‌اکنون روشن است: پیامد کمتر دیده‌شده این توافق، نه در مفاد مربوط به سانتریفیوژها، موشک‌ها یا تحریم‌ها، بلکه در پیامی نهفته است که درباره مردم ایران و اعتبار تعهدات آمریکا ارسال می‌کند.

در حالی‌که رهبران آمریکا، از جمله دونالد ترامپ، سال‌ها از حمایت از ایرانیانی سخن گفتند که به دنبال رهایی از حاکمیت اقتدارگرای اسلام‌گرا بودند، این تفاهم‌نامه مجموعه متفاوتی از اولویت‌ها را پیش رو می گذارد.

واشینگتن با تعهد به خودداری از مداخله در امور داخلی ایران، آن هم در حالی که مسیری به سوی عادی‌سازی و کاهش فشار اقتصادی به حکومت پیشنهاد می‌دهد، ظاهرا تعامل با تهران را بر حمایت از تغییر سیاسی ترجیح داده است.

اینکه این انتخاب در نهایت به صلح منجر شود یا فقط رویارویی بزرگ‌تری را به تعویق بیندازد، هنوز روشن نیست؛ آنچه روشن است، پیام این توافق برای میلیون‌ها ایرانی است که باور داشتند آمریکا در برابر سرکوبگران‌شان در کنار آنها ایستاده است. پیام آمریکا به مردم ایران این است: شما را تنها گذاشتیم.

Banner

پربازدیدترین‌ها

دو فوتبالیست زن ایرانی ۵ ماه پس از پناهندگی، شهروند استرالیا شدند
۱

دو فوتبالیست زن ایرانی ۵ ماه پس از پناهندگی، شهروند استرالیا شدند

۲

اکسیوس: مجتبی خامنه‌ای توافق موقت برای بازگشایی تنگه هرمز را تایید کرده است

۳

ام‌اس ناو: توافق احتمالی با عمان کنترل تهران بر تنگه هرمز را افزایش می‌دهد

۴

تنباکوی بدون دود کودکان را در مدارس ایران گرفتار کرده است

۵

رویترز: ترامپ پس از تهدید تهران به حمله به زیرساخت‌های منطقه، حملات گسترده را متوقف کرد

انتخاب سردبیر

  • پنتاگون از جنگ ایران چه درسی گرفت؟
    تحلیل

    پنتاگون از جنگ ایران چه درسی گرفت؟

  • یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

    یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

  • معمای ایران؛ ترامپ در جنگی گرفتار شده که راه خروجی برای آن دیده نمی‌شود
    تحلیل

    معمای ایران؛ ترامپ در جنگی گرفتار شده که راه خروجی برای آن دیده نمی‌شود

  • شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند
    روایت شما

    شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند

  • کارشناسان سازمان ملل خواستار توقف سرکوب اقلیت‌های اتنیکی در ایران شدند

    کارشناسان سازمان ملل خواستار توقف سرکوب اقلیت‌های اتنیکی در ایران شدند

  • تحریم‌های نفتی ایران در ازای بازگشایی هرمز و بازگشت بازرسان آژانس به‌طور موقت لغو شد

    تحریم‌های نفتی ایران در ازای بازگشایی هرمز و بازگشت بازرسان آژانس به‌طور موقت لغو شد

  • نگرانی پزشکیان از نارضایتی عمومی: اعتراض‌های خیابانی ابهت ما را فرو می‌ریزد

    نگرانی پزشکیان از نارضایتی عمومی: اعتراض‌های خیابانی ابهت ما را فرو می‌ریزد

  • تفاهم با آمریکا؛ تهران شاید فرصت تنفس بیابد اما موانع بزرگ همچنان بر جا هستند

    تفاهم با آمریکا؛ تهران شاید فرصت تنفس بیابد اما موانع بزرگ همچنان بر جا هستند

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.