نخستوزیر پیشین مالزی از پیگیری درخواست حبس خانگی صرفنظر کرد

نجیب تون رزاق، نخستوزیر پیشین مالزی که در زندان به سر میبرد، درخواست تجدید نظر خود علیه حکم دادگاه در مورد رد تقاضایش برای گذراندن باقیمانده دوران محکومیت در خانه را پس گرفت.

نجیب تون رزاق، نخستوزیر پیشین مالزی که در زندان به سر میبرد، درخواست تجدید نظر خود علیه حکم دادگاه در مورد رد تقاضایش برای گذراندن باقیمانده دوران محکومیت در خانه را پس گرفت.
به گزارش رسانه محلی «دِ اِج» در دوشنبه هفتم اردیبهشت، این تصمیم بر اساس اسناد دادگاه ثبت شده است.
رزاق بهدلیل مجموعهای از جرائم فساد مرتبط با نقش خود در پرونده چند میلیارد دلاری رسوایی 1MDB (مخفف «صندوق توسعه بهراد مالزی» (1Malaysia Development Berhad)، یکی از بزرگترین پروندههای فساد مالی، اختلاس و پولشویی در تاریخ جهان که در سال ۲۰۱۵ فاش شد)، مجرم شناخته شد.
سوابق محکومیت و پرونده فساد
به گزارش خبرگزاری رویترز، رزاق از مرداد سال ۱۴۰۱ در حال گذراندن حکم شش سال زندان است؛ پس از آن که در یکی از چندین پرونده مرتبط با اختلاس میلیاردها دلار از صندوق دولتی مالزی به اتهام فساد و پولشویی محکوم شد.
این صندوق در سال ۱۳۸۸ و در دوران نخستوزیری رزاق تاسیس شد.
پس از آن که مدت محکومیت او در سال ۱۴۰۳ و با تصمیم هیات عفو به ریاست پادشاه پیشین مالزی کاهش یافت، رزاق برای انتقال به حبس خانگی اقدام حقوقی کرد.
او تاکید دارد که این تصمیم با یک دستور الحاقی از سوی پادشاه همراه بوده که به او اجازه میداده باقیمانده محکومیت خود را در خانه بگذراند، اما به گفته رزاق، این دستور از سوی مقامها نادیده گرفته شده است.
روند قضایی و عقبنشینی از درخواست تجدیدنظر
دادگاه عالی کوالالامپور اول دی ۱۴۰۴ درخواست حبس خانگی رزاق را رد کرد. تصمیمی که او خواهان تجدیدنظر در آن شده بود.
با این حال، او اکنون بدون امکان ارائه درخواست تجدیدنظر جدید، این شکایت را پس گرفته است. دادگاه تجدیدنظر نیز این اقدام را تایید کرده است.
رسانه «دِ اِج» با استناد به نامههای وکیلان نجیب و دادگاه، به تاریخ ۱۴ و ۱۷ فروردین، این موضوع را گزارش داده است.
وکیلان نجیب و دادستانی کل مالزی در پاسخ به درخواست خبرگزاری رویترز برای اظهار نظر، واکنش فوری نشان ندادند.
فشارهای قضایی دامنهدار
پس گرفتن درخواست حبس خانگی، تازهترین عقبنشینی رزاق محسوب میشود، آن هم پس از آن که در آذر ماه ۱۴۰۴، در بزرگترین دادگاه مربوط به پرونده 1MDB، به ۱۵ سال زندان دیگر و پرداخت جریمهای به مبلغ ۲.۸ میلیارد دلار به اتهام «سوءاستفاده از قدرت و پولشویی» محکوم شد.
مقامهای تحقیقاتی در مالزی و ایالات متحده میگویند دستکم ۴.۵ میلیارد دلار از صندوق 1MDB اختلاس شده و بیش از یک میلیارد دلار از این مبلغ به حسابهایی مرتبط با رزاق منتقل شده است.
رزاق همواره هرگونه تخلف را رد کرده، هرچند بابت نحوه مدیریت این پرونده عذرخواهی کرده است.






تحلیلگران میگویند ساختار جدید قدرت در ایران پس از کشته شدن علی خامنهای، ممکن است این کشور را به سمت رفتارهای تهاجمیتر در خارج از مرزها سوق دهد. روندی که نشانههای آن در حملات اخیر به اهداف مرتبط با اسرائیل و یهودیان دیده میشود.
رهبری جدید در تهران که تحت سلطه سپاه پاسداران است، احتمالا کمتر تحت محدودیتهای مذهبی و ایدئولوژیک خواهد بود و بیشتر با انگیزههای امنیتی و انتقامی عمل خواهد کرد.
این ارزیابی در شرایطی مطرح است که از زمان حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، مجموعهای از حملهها علیه اهداف یهودی و اسرائیلی در نقاط مختلف جهان رخ داده است.
در اروپا، گروهی مرتبط با ایران با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» مسئولیت چندین حمله را بر عهده گرفته است؛ از جمله هدف قرار دادن آمبولانسهای داوطلب یهودی در لندن، حمله ناکام به دفترهای بانک آمریکا در پاریس، یک کنیسه در بلژیک و یک کنیسه و مدرسه یهودی در هلند.
در جمهوری آذربایجان نیز مقامها اعلام کردهاند طرحی منتسب به ایران برای هدف قرار دادن سفارت اسرائیل در باکو و مراکز جامعه یهودی را خنثی کردهاند.
افزایش تهدید حملات انفرادی
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی پس از علی خامنهای احتمالا به سمت رفتارهای تهاجمیتر عملیاتی حرکت میکند و تهدید ناشی از هستههای خفته و حملات انفرادی، افزایش مییابد.
او گفت که «حملات انفرادی تهدید بزرگتری هستند» و توضیح داد این نوع حملات زمانی رخ میدهند که یک فرد بدون دستور مستقیم، اقدام به خشونت کند.
سیترینوویچ افزود: «فقط کافی است فضا را ایجاد کنید؛ همین باعث میشود کسی تصمیم بگیرد دست به اقدام بزند.»
او ساختار جدید جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۵ را «انقلاب سوم» توصیف کرد: «سومین مرحله تحول این نظام از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، که در آن یک ساختار نظامی عملا کنترل دکترین ولایت فقیه را در دست گرفته و سپاه پاسداران بر تصمیمهای کلیدی مسلط شده است.»
به گفته او، این نظام نشان داده است از طریق نیروهای خارجی که برای سرکوب اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ (دی ۱۴۰۴) به کار گرفته، از حمایت قابل توجهی در خارج از مرزهای خود برخوردار است.
سیترینوویچ گفت: «این نظام تلاش خواهد کرد خود را ادامه حکومت علی خامنهای نشان دهد.»
با این حال، او تاکید کرد که این رهبری همچنان با محدودیتهایی مواجه است، زیرا ساختاری را به ارث برده که جذابیت انقلابی آن مدتهاست از محبوبیت داخلیاش پیشی گرفته.
نقش نیروهای نیابتی و شبکههای منطقهای
گزارشها نشان میدهند حدود ۸۰۰ نیروی شبهنظامی عراقی، از جمله اعضای کتائب حزبالله و حرکت النجباء، چند روز پیش از سرکوب اعتراضات دی ماه وارد ایران شدند. سرکوبی که به کشته شدن دهها هزار معترض انجامید.
همچنین گزارشهایی از حضور نیروهای شیعه از ترکیه، افغانستان و پاکستان در ایران منتشر شده است.
نیروهای پاکستانی، موسوم به تیپ زینبیون، شاخهای از شبکه ایدئولوژیک تهران هستند که از میان جوامع شیعه جنوب آسیا جذب شدهاند. با این حال، تحلیلگران تاکید میکنند که این تنها بخشی از یک تصویر کلی است.
در همین زمینه، سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشیار دانشگاه عبری اورشلیم، جواد نقوی، روحانی مستقر در لاهور را فردی توصیف میکند که شبکهای گسترده و پیچیده از مدارس علوم دینی شیعه را اداره میکند.
به گفته او، این مراکز روحانیون آموزشدیده در قم، محتوای رسانهای باکیفیت و یک مدل سیاسی مشخص تولید میکنند.
فوکس به ایراناینترنشنال گفت: «نقوی معتقد است باید مدل ایرانی در پاکستان اجرا شود.»
او افزود این مدل از حزبالله الهام گرفته است؛ گروهی از اقلیت شیعه لبنان که با پذیرش ولایت فقیه، به بازیگر مسلط در سیاست این کشور تبدیل شد.
فوکس گفت «این تصور که میتوان بر دولت مسلط شد، وجود دارد»، هرچند تاکید کرد این مقایسه محدود است، زیرا جامعه شیعه پاکستان سابقه مبارزه مسلحانه ندارد.
نفوذ فراتر از مرزها؛ از کشمیر تا هند
کلیف اسمیت، پژوهشگر انجمن خاورمیانه، که به کشمیر تحت کنترل هند سفر کرده، گفت تلاش جمهوری اسلامی برای تثبیت خود بهعنوان رهبر شیعیان «تا حدی موفق بوده» است.
او گفت: «ایده ایران در خارج از مرزهایش قویتر از داخل آن است.»
هند که بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون شیعه دارد - دومین جمعیت بزرگ شیعه پس از ایران - کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اسمیت گفت دولت هند عملا نفوذ تهران در میان شیعیان را تحمل کرده، زیرا آن را بهعنوان «موازنهای در برابر افراطگرایی سنی از پاکستان و مفید دانسته» است.
با این حال، اعتراضات پس از کشته شدن خامنهای باعث بازنگری در این رویکرد شده است.
او گفت یکی از کارشناسان هندی به او گفته: «بعد از دیدن اعتراضات، فهمیدیم باید زودتر به این موضوع توجه میکردیم.»
ابیناو پاندیا، از بنیاد اوسناس در هند، نیز گفت: «این غفلت گستردهتر است و نفوذ ایران تنها به شیعیان محدود نمیشود.»
او گفت هند حدود ۲۰۰ میلیون مسلمان - سومین جمعیت مسلمان جهان - را دارد و «تمرکز بیش از حد بر تهدید سنی»، باعث شده نفوذ جمهوری اسلامی در میان شیعیان نادیده گرفته شود.
پاندیا گفت: «بزرگترین سوءتفاهم این است که تصور میشود تهدید جهادی فقط از سوی سنیهاست و شیعیان کاملا وفادار هستند.»
او افزود: «شیعیان تاکنون نقش عمدهای در فعالیتهای تروریستی نداشتهاند، اما این برداشت میتواند مشکلساز باشد.»
خطر تشدید درگیری و گسترش فعالیتها
سیترینوویچ هشدار داد عواقب کشته شدن خامنهای میتواند درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل را به «سطحی دشوارتر برای مهار» تبدیل کند.
او گفت: «این میتواند به نوعی جنگ مذهبی منجر شود که باید از گسترش آن جلوگیری کرد.»
او همچنین در مورد افزایش فعالیتهای برونمرزی حکومت ایران هشدار داد و گفت: «با توجه به این ظرفیتها و حضور جوامع همسو در جهان، بهویژه در کشورهایی مانند هند، احتمال افزایش این فعالیتها بسیار بالاست.»
به گزارش سازمان ملل، محاصره کشتیها در تنگه هرمز در پی درگیری میان آمریکا و حکومت ایران، نشان داده است که تجارت دریایی و دریانوردان بهطور فزایندهای به ابزار فشار در منازعات ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند.
به نوشته خبرگزاری سازمان ملل، بحران جاری در تنگه هرمز که در پی تشدید تنشها میان ایالات متحده و حکومت ایران شکل گرفته، ضعفهای ساختاری در امنیت کشتیرانی جهانی را برجسته کرده و هزاران دریانورد را در شرایطی پرخطر گرفتار کرده است.
بر اساس این گزارش، از زمان آغاز درگیریها با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع حکومت در ایران در اسفند ماه، حدود ۲۰ هزار دریانورد در نزدیک به ۲ هزار کشتی در خلیج فارس سرگردان ماندهاند و قادر به عبور ایمن از این گذرگاه حیاتی نیستند.
آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی، در گفتوگو با سایت خبری سازمان ملل تاکید کرد این بحران نشان میدهد کشتیها و خدمه آنها در مناطق درگیری «بسیار آسیبپذیر» هستند و اغلب به ابزار فشار در رقابتهای ژئوپلیتیک تبدیل میشوند.
او گفت: «کشتیهای تجاری بدون توجیه هدف قرار گرفته، توقیف یا مورد حمله قرار گرفتهاند و این موضوع نشان میدهد آزادی کشتیرانی تا چه حد شکننده است.»
امنیت دریایی؛ ستون تجارت جهانی
به گفته دومینگز، امنیت دریایی شامل حفاظت از کشتیها، بنادر، زیرساختها و دریانوردان در برابر تهدیداتی مانند دزدی دریایی، تروریسم و حملات سایبری است. این مفهوم همچنین طیفی از فعالیتهای غیرقانونی از جمله قاچاق اسلحه و مواد مخدر، قاچاق انسان و سرقت نفت را در بر میگیرد.
او تاکید کرد که امنیت دریایی برای تداوم تجارت جهانی و عملکرد زنجیرههای تامین حیاتی است و بدون آن، توسعه اقتصادی و پایدار عملا متوقف میشود.
بحران هرمز؛ نمونهای از آسیبپذیری ساختاری
دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی هشدار داد که بحران هرمز نشان داده کشتیهای غیرنظامی که فاقد توان دفاعی هستند، در برابر حملات موشکی و پهپادی کاملا آسیبپذیرند. او تاکید کرد دریانوردان غیرنظامی «نباید هرگز هدف قرار گیرند.»
راهکارها؛ از دیپلماسی تا مدیریت ریسک
به گزارش سازمان ملل، تبادل اطلاعات دقیق و بهموقع یکی از مهمترین ابزارها برای کاهش خطر است، زیرا اطلاعات نادرست میتواند برنامهریزی سفرهای دریایی را مختل کند.
دومینگز همچنین بر ضرورت انجام ارزیابی ریسک پیش از عبور از مناطق درگیری تاکید کرد و گفت راهحلهای نظامی مانند اسکورت دریایی نمیتوانند بهعنوان گزینهای پایدار در نظر گرفته شوند. به گفته او، دیپلماسی و کاهش تنشها همچنان موثرترین راهکار است.
تهدیدات نوظهور و پیچیدهتر شدن امنیت دریایی
این گزارش همچنین به تغییر ماهیت تهدیدات در سالهای اخیر اشاره میکند. از حملات سایبری به سامانههای ناوبری و بنادر گرفته تا خرابکاری در زیرساختهای دریایی، حملات پهپادی و چالشهای مرتبط با کشتیهای خودران، همگی نشاندهنده پیچیدهتر شدن محیط امنیتی هستند.
افزون بر این، شبکههای جرایم سازمانیافته در زنجیره تامین جهانی با استفاده از روشهای پیشرفتهتر، تهدیدات جدیدی ایجاد کردهاند.
گلوگاههای حیاتی در معرض خطر
به گفته دبیرکل این سازمان بینالمللی، تنگه هرمز تنها یکی از گلوگاههای حیاتی تجارت جهانی است. مسیرهایی مانند کانال سوئز، بابالمندب، تنگه مالاکا و کانال پاناما نیز در صورت بروز درگیری میتوانند با اختلال مواجه شوند. هرگونه اختلال در این مسیرها پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی و امنیت غذایی خواهد داشت.
نقش سازمان ملل
در پایان، گزارش تاکید میکند که سازمان بینالمللی دریانوردی با همکاری کشورهای عضو در تلاش است ظرفیت آنها را برای مقابله با تهدیدات امنیتی افزایش دهد. این اقدامات شامل تقویت همکاریهای منطقهای، تبادل اطلاعات، اجرای قوانین بینالمللی و حمایت از ایمنی دریانوردان است.
بنابر این گزارش، بحران تنگه هرمز در بستر «جنگ ایران»، نهتنها یک چالش منطقهای بلکه هشداری جهانی درباره اهمیت ساختار تجارت دریایی و نیاز فوری به راهکارهای پایدار برای حفاظت از آن محسوب میشود.
به نوشته آسوشیتدپرس، در حالی که اهداف اعلامشده اسرائیل در جنگ با حکومت ایران و متحدانش محقق نشده، نارضایتی عمومی از عملکرد دولت بنیامین نتانیاهو افزایش یافته و میتواند بر انتخابات پیشرو تاثیر بگذارد.
به گزارش آسوشیتدپرس، جنگهای اخیر اسرائیل با حکومت ایران و نیروهای نیابتی آن، از جمله حزبالله و حماس، برخلاف اهداف اعلامشده پیش نرفته و این موضوع جایگاه سیاسی نتانیاهو را در آستانه انتخابات متزلزل کرده است.
در آغاز کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در اوایل اسفند ماه، نتانیاهو هدف این عملیات را تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی، نابودی برنامههای هستهای و موشکی و فراهمسازی شرایط برای تغییر حکومت عنوان کرده بود. با این حال، اگرچه توان نظامی حکومت ایران آسیب دیده، این حکومت همچنان تهدیدی برای منطقه و مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز محسوب میشود و سایر اهداف اعلامشده نیز تا زمان اعلام آتشبس در اواخر فروردین محقق نشده است.
این وضعیت تنها به جبهه ایران محدود نیست. جنگ اسرائیل با حزبالله در لبنان نیز پیش از دستیابی به نتایج نهایی متوقف شد. نتانیاهو اعلام کرده که به درخواست دونالد ترامپ با آتشبس موافقت کرده، اما تاکید کرده که اسرائیل «هنوز کار خود را با حزبالله تمام نکرده است». در حال حاضر، نیروهای اسرائیلی همچنان در نوار ۱۰ کیلومتری جنوب لبنان حضور دارند.
همزمان، جنگ در غزه نیز به بنبست رسیده است. بیش از دو سال پس از حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳، این گروه تضعیف شده اما همچنان فعال است. این در حالی است که، به گفته گزارش، در این جبهه نیز ترامپ بر کاهش عملیات نظامی فشار وارد کرده است.
تحلیلگران میگویند مجموعه این تحولات باعث شده اسرائیل در هیچیک از جبههها به «پیروزی قاطع» دست نیابد. یوآو لیمور، تحلیلگر نظامی، در اینباره نوشت: «پس از بیش از ۹۰۰ روز جنگ، اسرائیل در هیچ جبههای به نتیجه تعیینکننده نرسیده و این تصور شکل گرفته که تصمیمها نه در اورشلیم، بلکه در واشینگتن اتخاذ میشود.»
در مقابل، نتانیاهو این جنگ را موفقیتآمیز توصیف کرده و آن را اقدامی پیشدستانه علیه «تهدیدی وجودی» دانسته است. او تاکید کرده که اسرائیل توانسته «ماشین تخریب ایران» را پیش از عملیاتی شدن، در هم بشکند.
نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد
بر اساس این گزارش، نارضایتی از دولت نتانیاهو پس از حمله حماس در سال ۲۰۲۳ بهشدت افزایش یافته و همچنان ادامه دارد. اگرچه اسرائیل به برخی موفقیتهای نظامی دست یافته، اما نتایج نامشخص جنگها باعث خستگی و ناامیدی در میان افکار عمومی شده است.
دالیا شایندلین، تحلیلگر سیاسی، گفت: «مردم ناامید شدهاند، چون اهداف محقق نشده است.»
نتایج نظرسنجی موسسه دموکراسی اسرائیل نشان میدهد در هفته نخست جنگ با [حکومت] ایران، ۶۴ درصد از شهروندان به توانایی نتانیاهو اعتماد داشتند، اما پس از اعلام آتشبس، ارزیابیها از عملکرد دولت منفیتر از مثبت شده است.
تردید درباره روابط با آمریکا
گزارش آسوشیتدپرس همچنین به افزایش تردیدها درباره روابط اسرائیل و ایالات متحده اشاره میکند. هرچند ترامپ همچنان بهطور علنی از اسرائیل حمایت میکند، اما برخی اختلافات در اولویتها مشاهده میشود.
در نظرسنجی یادشده، اکثریت پاسخدهندگان معتقد بودند توافق احتمالی میان آمریکا و [حکومت] ایران ممکن است به اندازه کافی منافع امنیتی اسرائیل را در نظر نگیرد.
فشار داخلی و نارضایتی در مناطق مرزی
در مناطق شمالی اسرائیل، بهویژه نزدیک مرز لبنان، نارضایتی از آتشبس با حزبالله افزایش یافته است. ساکنان این مناطق که هفتهها زیر حملات موشکی قرار داشتند، این توافق را ناکافی میدانند.
در برخی شهرها، کسبوکارها همچنان تعطیل هستند و اعتراضاتی علیه دولت شکل گرفته است. یکی از ساکنان منطقه گفت: «این آتشبس یک اشتباه بود.»
انتخابات در پیش و چالشهای سیاسی
دولت نتانیاهو در ماههای پایانی دوره خود قرار دارد و باید تا پایان اکتبر انتخابات برگزار کند. در همین حال، احزاب مخالف از جمله ائتلافهای جدیدی را برای رقابت با او شکل دادهاند.
تحلیلگران هشدار میدهند اگر نتانیاهو نتواند افکار عمومی را قانع کند که جنگها به امنیت پایدار منجر شدهاند، با چالش جدی در انتخابات روبهرو خواهد شد.
نداو ایال، تحلیلگر سیاسی، در اینباره گفت: «با آتشبسهای ناپایدار که هر لحظه ممکن است فرو بپاشند، رأیدهندگان رضایت نخواهند داشت.»
گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد که ترکیب نتایج نامشخص جنگها، فشارهای داخلی و تردید نسبت به حمایت آمریکا، چشمانداز سیاسی نتانیاهو را در آستانه انتخابات پیچیدهتر کرده است.
آتشبس شکننده میان اسرائیل و لبنان در حالی ادامه دارد که دو طرف یکدیگر را به نقض آن متهم میکنند. حزبالله میگوید تا وقتی «اسرائیل آتشبس را نقض کند»، به حملات خود علیه اسرائیل ادامه میدهد، ارتش اسرائیل نیز در بیانیهای گفت همچنان به مواضع حزبالله در جنوب لبنان حمله میکند.
دفتر نخستوزیر اسرائیل یکشنبه ششم اردیبهشت اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو به ارتش این کشور دستور داد که «اهداف حزبالله در لبنان را با قدرت هدف قرار دهد.
در این بیانیه آمده است که این دستور در واکنش به حملات راکتی و پهپادی حزبالله در بامداد یکشنبه به نیروهای اسرائیلی درون مرزهای لبنان و همچنین حمله به شهرهای شمالی اسرائیل صادر شد.
ارتش اسرائیل نیز عصر یکشنبه دستورهای تازهای برای تخلیه بخشهایی از جنوب لبنان صادر کرد و از ساکنان هفت شهرک که فراتر از «منطقه حائل» قرار دارند خواست که خانههایشان را ترک کنند. این شهرکها در منطقهای قرار دارد که اسرائیل پیش از آتشبس جاری اشغال کرده بود و اکنون به عنوان خط مقدم دفاعی در اختیار دارد.
سخنگوی ارتش اسرائیل در بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس گفت: «حزبالله آتشبس را نقض میکند و اسرائیل علیه آن اقدام خواهد کرد. او از مردم خواست از این شهرکها دور شوند و به سمت شمال و غرب بروند.»
حزبالله، گروه مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی، نیز یکشنبه در بیانیهای اعلام کرد تا هنگامی که اسرائیل به «نقض آتشبس» ادامه دهد، حملات خود به نیروهای اسرائیلی درون مرزهای لبنان و همینطور به شهرکهای شمال اسرائیل را متوقف نخواهد کرد.
در بخشی از این بیانیه آمده بود که حزبالله منتظر مذاکرات و سیاستی که «بیاثر بودن آن ثابت شده» نخواهد ماند و به مقامهای لبنانی که «در حفاظت از کشور ناکام ماندهاند» تکیه نخواهد کرد.
ارتش اسرائیل پیشتر اعلام کرده بود که سه پهپاد شلیکشده از سوی لبنان را پیش از آنکه وارد خاک اسرائیل شوند، رهگیری کرده است.
پس از آن، حزبالله مسئولیت حملات را به عهده گرفت و اعلام کرد که به نیروهای اسرائیلی در خاک لبنان و همچنین به نیروهای امدادی که برای تخلیه آنها آمده بودند، حمله کرده است.
ارتش اسرائیل نیز در آخرین ساعات شنبه پنجم اردیبهشت اعلام کرد ساختمانهای مورد استفاده حزبالله، از جمله یگان رضوان این گروه را که برای اهداف نظامی استفاده میشد و همچنین یک انبار مورد استفاده برای نگهداری تسلیحات را در جنوب منطقه حائل -موسوم به خط مقدم دفاعی- هدف قرار داده است.
ارتش اسرائیل در این بیانیه نوشت که این ساختمانها در پی استفاده حزبالله از آنها برای «پیشبرد طرحهای تروریستی علیه نیروهای ارتش اسرائیل» منهدم شدند.
ساعاتی پیش از صدور این بیانیه نیز اعلام شده بود که ارتش اسرائیل به سکوهای آماده پرتاب موشک متعلق به حزبالله در جنوب لبنان حمله کرده است.
آتشبس اسرائیل و لبنان با میانجیگری آمریکا از ۲۷ فروردین آغاز شد. دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در شبکه اجتماعی تروث سوشال این آتشبس را اعلام کرد و نوشت: « «اسرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد. آنها از سوی ایالات متحده از این کار منع شدهاند.»
متن رسمی آتشبس که وزارت خارجه آمریکا آن را منتشر کرد، حق اقدام نظامی اسرائیل در چارچوب «دفاع از خود» را حتی در دوران آتشبس محفوظ میداند.
وبسایت خبری آکسیوس همان روز اعلام کرد که مقامهای اسرائیلی پس از انتشار پست ترامپ از کاخ سفید توضیح خواستند زیرا این اظهارات باعث نگرانی در سطح عالی در تلآویو شده بود.
سوم اردیبهشت، سه روز پیش از پایان مهلت اولیه آتشبس، در شبکه اجتماعی تروثسوشال از تمدید سههفتهای آن خبر داد و تاکید کرد آمریکا قرار است برای حفاظت در برابر حزبالله به لبنان کمک کند.
هرچند این آتشبس به کاهش چشمگیر خصومتها میان دو طرف منجر شده است، اما طرفین همچنان به یکدیگر حمله و یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند. از سوی دیگر، ایجاد یک منطقه حائل امنیتی درون مرزهای لبنان در جنوب این کشور بهدست ارتش اسرائیل انتقادهایی را به همراه داشته است. منتقدان از این اقدام اسرائیل بهعنوان نقض حاکمیت لبنان یاد میکنند.
رسانه آمریکایی آکسیوس به نقل از دو مقام اسرائیلی و یک مقام آمریکایی گزارش داد که اسرائیل در ابتدای جنگ ایران یک سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین را همراه با نیروهایی برای راهاندازی آن به امارات متحده عربی ارسال کرد.
آکسیوس به نقل از مقامهای اسرائیلی نوشت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پس از تماس با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، به ارتش اسرائیل دستور داد یک سامانه گنبد آهنین به همراه رهگیرها و دهها نیروی عملیاتی به امارات فرستاده شوند.
به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، این نخستین بار است که اسرائیل یک آتشبار گنبد آهنین را به کشور دیگری میفرستد. بهجز آمریکا و اسرائیل، امارات نخستین کشوری است که این سامانه در آن مورد استفاده قرار گرفته است.
یک مقام اسرائیلی دیگر گفت این سامانه در جریان جنگ دهها موشک شلیکشده از سوی ایران را رهگیری کرده است.
به نوشته آکسیوس، مقامهای اسرائیلی و اماراتی میگویند از آغاز جنگ، دو کشور از نظر نظامی و سیاسی هماهنگی نزدیکی داشتهاند و همکاریهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی میان دو کشور در طول جنگ به سطحی بیسابقه رسیده است.
پیشتر گزارشی درباره استقرار سامانه گنبد آهنین در امارات متحده عربی منتشر نشده بود.
از آغاز جنگ، امارات بیش از هر کشور دیگری در منطقه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته است و بر اساس اعلام وزارت دفاع امارات، جمهوری اسلامی حدود ۵۵۰ موشک بالستیک و کروز و بیش از ۲۲۰۰ پهپاد به سوی امارات شلیک کرده است.
بیشتر این موشکها و پهپادها رهگیری شدند، اما برخی به اهداف نظامی و غیرنظامی در این کشور اصابت کردند. حملات گسترده جمهوری اسلامی به که امارات، این کشور را وادار کرد از متحدان خود درخواست کمک کند.
به گزارش آکسیوس، نیروی هوایی اسرائیل همچنین حملات متعددی برای نابودی موشکهای کوتاهبُرد مستقر در جنوب ایران انجام داده؛ موشکهایی که به گفته این رسانه، پیش از آنکه بتوانند امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دهند، منهدم شدند.
استقرار نیروهای اسرائیلی در خاک امارات از نظر سیاسی در منطقه خلیج فارس، بهویژه نزد مردم این کشور، حساسیتبرانگیز تلقی میشود؛ اما مقامهای اماراتی میگویند جنگ با جمهوری اسلامی نگاه بسیاری از مردم را تغییر داده است. یکی از این مقامها گفت هر طرفی که به حفاظت از امارات در برابر حملات جمهوری اسلامی کمک کند، با نگاه مثبتی دیده خواهد شد.
پیشتر انور قرقاش، وزیر مشاور امارات متحده عربی، گفته بود که کشورهای خلیج فارس جمهوری اسلامی را «دشمن اصلی» میدانند. او افزود در حالی که برخی جوامع عربی اسرائیل را دشمن میدانند، کشورهای خلیج فارس جمهوری اسلامی را بهدلیل حمله به کشورهای منطقه با هزاران موشک و پهپاد، بازیگری غیرقابل اعتماد میدانند.
آکسیوس افزود در همین حال، تصمیم نتانیاهو برای به اشتراک گذاشتن یک سامانه دفاع هوایی با امارات، در زمانی که خود اسرائیل نیز زیر آتش سنگین قرار داشت، ممکن است سبب واکنشهای منفی در اسرائیل شود.
اسرائیل و امارات در سال ۲۰۲۰ پیمان صلح امضا کردند. با وجود اختلافهایی که از آن زمان بر سر موضوعاتی از جمله غزه میان دو طرف وجود داشته، مقامهای اسرائیلی و اماراتی میگویند این شراکت اکنون بیش از هر زمان دیگری نزدیک است.
طارق العتیبه، مقام سابق شورای امنیت ملی امارات، در مقالهای برای مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس نوشت که اسرائیل یکی از کشورهایی است که برای ارائه «کمک واقعی» به امارات پیشقدم شد.
او نوشت: «در درجه اول، ایالات متحده و اسرائیل ثابت کردهاند که متحدان واقعی هستند؛ از طریق ارائه حمایت با کمکهای گسترده نظامی، اشتراکگذاری اطلاعات و پشتیبانی دیپلماتیک.»
