آکسیوس: اسرائیل در ابتدای جنگ ایران یک سامانه گنبد آهنین به امارات فرستاد
دود برخاسته از فرودگان بینالمللی دبی پس از حمله پهپادی به مخازن سوخت فرودگاه، ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - خبرگزاری رویترز
رسانه آمریکایی آکسیوس به نقل از دو مقام اسرائیلی و یک مقام آمریکایی گزارش داد که اسرائیل در ابتدای جنگ ایران یک سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین را همراه با نیروهایی برای راهاندازی آن به امارات متحده عربی ارسال کرد.
آکسیوس به نقل از مقامهای اسرائیلی نوشت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پس از تماس با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، به ارتش اسرائیل دستور داد یک سامانه گنبد آهنین به همراه رهگیرها و دهها نیروی عملیاتی به امارات فرستاده شوند.
به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، این نخستین بار است که اسرائیل یک آتشبار گنبد آهنین را به کشور دیگری میفرستد. بهجز آمریکا و اسرائیل، امارات نخستین کشوری است که این سامانه در آن مورد استفاده قرار گرفته است.
یک مقام اسرائیلی دیگر گفت این سامانه در جریان جنگ دهها موشک شلیکشده از سوی ایران را رهگیری کرده است.
به نوشته آکسیوس، مقامهای اسرائیلی و اماراتی میگویند از آغاز جنگ، دو کشور از نظر نظامی و سیاسی هماهنگی نزدیکی داشتهاند و همکاریهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی میان دو کشور در طول جنگ به سطحی بیسابقه رسیده است.
پیشتر گزارشی درباره استقرار سامانه گنبد آهنین در امارات متحده عربی منتشر نشده بود.
از آغاز جنگ، امارات بیش از هر کشور دیگری در منطقه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته است و بر اساس اعلام وزارت دفاع امارات، جمهوری اسلامی حدود ۵۵۰ موشک بالستیک و کروز و بیش از ۲۲۰۰ پهپاد به سوی امارات شلیک کرده است.
بیشتر این موشکها و پهپادها رهگیری شدند، اما برخی به اهداف نظامی و غیرنظامی در این کشور اصابت کردند. حملات گسترده جمهوری اسلامی به که امارات، این کشور را وادار کرد از متحدان خود درخواست کمک کند.
به گزارش آکسیوس، نیروی هوایی اسرائیل همچنین حملات متعددی برای نابودی موشکهای کوتاهبُرد مستقر در جنوب ایران انجام داده؛ موشکهایی که به گفته این رسانه، پیش از آنکه بتوانند امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دهند، منهدم شدند.
استقرار نیروهای اسرائیلی در خاک امارات از نظر سیاسی در منطقه خلیج فارس، بهویژه نزد مردم این کشور، حساسیتبرانگیز تلقی میشود؛ اما مقامهای اماراتی میگویند جنگ با جمهوری اسلامی نگاه بسیاری از مردم را تغییر داده است. یکی از این مقامها گفت هر طرفی که به حفاظت از امارات در برابر حملات جمهوری اسلامی کمک کند، با نگاه مثبتی دیده خواهد شد.
پیشتر انور قرقاش، وزیر مشاور امارات متحده عربی، گفته بود که کشورهای خلیج فارس جمهوری اسلامی را «دشمن اصلی» میدانند. او افزود در حالی که برخی جوامع عربی اسرائیل را دشمن میدانند، کشورهای خلیج فارس جمهوری اسلامی را بهدلیل حمله به کشورهای منطقه با هزاران موشک و پهپاد، بازیگری غیرقابل اعتماد میدانند.
آکسیوس افزود در همین حال، تصمیم نتانیاهو برای به اشتراک گذاشتن یک سامانه دفاع هوایی با امارات، در زمانی که خود اسرائیل نیز زیر آتش سنگین قرار داشت، ممکن است سبب واکنشهای منفی در اسرائیل شود.
اسرائیل و امارات در سال ۲۰۲۰ پیمان صلح امضا کردند. با وجود اختلافهایی که از آن زمان بر سر موضوعاتی از جمله غزه میان دو طرف وجود داشته، مقامهای اسرائیلی و اماراتی میگویند این شراکت اکنون بیش از هر زمان دیگری نزدیک است.
طارق العتیبه، مقام سابق شورای امنیت ملی امارات، در مقالهای برای مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس نوشت که اسرائیل یکی از کشورهایی است که برای ارائه «کمک واقعی» به امارات پیشقدم شد.
او نوشت: «در درجه اول، ایالات متحده و اسرائیل ثابت کردهاند که متحدان واقعی هستند؛ از طریق ارائه حمایت با کمکهای گسترده نظامی، اشتراکگذاری اطلاعات و پشتیبانی دیپلماتیک.»
روزنامه تلگراف نوشت نهاد ناظر بر خیریهها در بریتانیا در حال بررسی برخی گزارشها درباره احتمال فعالیت دو موسسه خیریه در این کشور در راستای منافع جمهوری اسلامی است. بر اساس گزارشها، این دو موسسه به بستری برای فعالیت حامیان حکومت ایران تبدیل شدهاند.
تلگراف افزود این دو موسسه که دفتر آنها در لندن قرار دارد، با اتهام حمایت از چهرههای نزدیک به جمهوری اسلامی و گروه حماس روبهرو هستند.
طبق این گزارش، یکی از این دو خیریه «دارالحکمه» نام دارد و متهم است فردی را ترویج کرده که سابقه تمجید از علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، را در کارنامه دارد.
همچنین خیریه دیگری با نام «بنیاد اسلامی ابرار» متهم شده که تریبون خود را در اختیار یکی از حامیان «روز قدس» و حمله هفتم اکتبر به اسرائیل قرار داده است.
کمیسیون خیریه بریتانیا پیشتر با انتشار دستورالعملی جدید، به خیریهها هشدار داد در خصوص فعالیتهای مرتبط با جمهوری اسلامی با احتیاط عمل کنند. این نهاد همچنین تاکید کرد در صورت مشاهده هرگونه ارتباط با افراطگرایی یا تروریسم، وارد عمل خواهد شد.
در سالهای اخیر، افزایش تهدیدات جمهوری اسلامی در اروپا، بهویژه در بریتانیا، به نگرانیها درباره گسترش دامنه نفوذ حکومت ایران دامن زده است.
شبکه البیسی جمعه چهارم اردیبهشت گزارش داد روند بهکارگیری شهروندان بریتانیایی از سوی عوامل حکومت ایران برای انجام عملیات خرابکارانه با شتابی قابل توجه در جریان است.
پیشتر در ۹ فروردین، تلگراف نوشت پرستیوی، شبکه خبری انگلیسیزبان صداوسیمای جمهوری اسلامی، از دفتر خود در لندن بهعنوان پوششی برای جذب مهره استفاده میکند.
به گزارش تلگراف، کمیسیون خیریه بریتانیا در حال بررسی گزارشهایی است که از احتمال نقض قوانین از سوی این دو خیریه حکایت دارند؛ زیرا اعطای تریبون به افرادی که «از تروریسم حمایت یا تمجید میکنند یا به خشونت و نفرت دامن میزنند»، تخلف محسوب میشود.
بر اساس شکایت رسیده به این کمیسیون، موسسه دارالحکمه «بهطور منظم» به احمد الوادعی، واعظ شیعه و از حامیان جمهوری اسلامی، تریبون میدهد. او در ماههای اخیر دستکم سه بار در برگزاری مراسم مذهبی این موسسه مشارکت داشته است.
همچنین، حضور او در تجمعات به نفع حکومت ایران، در دست داشتن پرچم جمهوری اسلامی، سر دادن شعار «زندهباد خامنهای» و شرکت در مراسم یادبود ابراهیم رئیسی مستند شده است.
الوادعی ۳۰ ساله در برخی مصاحبهها خود را «سرباز اسلام» معرفی کرده و گفته بدون جمهوری اسلامی، «هیچ مقاومتی وجود ندارد و فلسطینیها امروز زنده نخواهند ماند».
او در مصاحبه با تلگراف تایید کرد از جمهوری اسلامی پشتیبانی میکند، اما گفت «افراطگرا» نیست.
طبق شکایت رسیده به کمیسیون خیریه بریتانیا، این نگرانی وجود دارد که برنامههای سخنرانی الوادعی در موسسه دارالحکمه به بستری برای تبلیغ حکومت ایران تبدیل شود.
این نخستین بار نیست که موضوع نفوذ جمهوری اسلامی در موسسات خیریه بریتانیا خبرساز میشود.
پیشتر در خرداد ۱۴۰۴، کمیسیون خیریه بریتانیا در بیانیهای «مرکز اسلامی انگلیس» در لندن، وابسته به دفتر علی خامنهای، را بهدلیل انتشار ویدیوهایی در «حمایت از پیامهای تروریستی و دعوت به نابودی اسرائیل» توبیخ کرد و خواستار اعمال نظارت بر فعالیتهای آنلاین و محدود کردن دعوت از سخنرانان در این مرکز شد.
تلگراف در ادامه گزارش داد شکایت دیگری علیه بنیاد اسلامی ابرار در کمیسیون امور خیریه بریتانیا به ثبت رسیده است.
بر پایه این شکایت، بنیاد ابرار در برنامههای خود از سخنرانانی دعوت کرده که پیشینهای از «طرح اظهارات یهودستیزانه، ترویج دیدگاههای افراطی یا حمایت از تروریسم» داشتهاند.
در یک مورد، این بنیاد ژوئن ۲۰۲۴ بهطور مشترک میزبان نشستی بود که بتول صبیتی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به جمهوری اسلامی، در آن حضور داشت. او پیشتر حمله هفتم اکتبر حماس را «انتقامی بیسابقه» توصیف کرده و از آن تمجید کرده بود.
صبیتی بهطور مستمر با روزنامه تهران تایمز و شبکه پرستیوی همکاری میکند.
او در جریان تظاهراتی در ماه مارس سال جاری، از روز قدس بهعنوان «چالشی جهانی علیه موجودیت اشغالگر اسرائیل» یاد کرد و افزود: «این موضوع به جبران بزرگترین ننگ تاریخ بازمیگردد.»
در واکنش به این گزارشها، سخنگوی کمیسیون امور خیریه بریتانیا تاکید کرد: «ما هرگونه ارتباط ادعایی میان یک نهاد خیریه و افراطگرایی یا تروریسم را با نهایت جدیت بررسی میکنیم. چنین ارتباطاتی نفرتانگیز است و اعتماد بنیادینی را که خیریهها بر آن استوار هستند، تضعیف میکند.»
در مرداد سال گذشته، سازمان پیشاهنگی بریتانیا برگزاری اردوی تابستانی کودکان را که با حمایت یک خیریه حامی رهبر جمهوری اسلامی برنامهریزی شده بود، بهدلیل «خطرات امنیتی» لغو کرد.
همزمان با فرارسیدن ۲۶ آوریل (ششم اردیبهشت) و چهلمین سالگرد فاجعه چرنوبیل، ادامه جنگ روسیه و اوکراین به نگرانیها درباره احتمال وقوع یک فاجعه هستهای دیگر دامن زده است.
با وجود تلاش مقامهای شوروی برای پنهان کردن ابعاد حادثه چرنوبیل، پیامد آن انتشار مواد رادیواکتیو در اروپا بود؛ رخدادی که اکنون در پرتو کارزار جنگی روسیه علیه اوکراین، اهمیت و معنایی تازه یافته است.
چرنوبیل که در استان کییف و در نزدیکی مرز بلاروس قرار دارد، اکنون بخشی از خاک اوکراین به شمار میرود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت امور خارجه اوکراین بهتازگی در بیانیهای اعلام کرد فاجعه چرنوبیل «نتیجه یک آزمایش راکتور بود که به دستور مسکو و با نقض پروتکلهای ایمنی انجام شد و پس از آن با دروغگویی و پنهانکاری همراه بود».
در ادامه این بیانیه آمده است: «تا به امروز، جهان همچنان با پیامدهایی روبهرو است که یک نظام تمامیتخواه با مقدم دانستن ایدئولوژی و قدرت سیاسی بر حقیقت و علم به بار آورده است.»
پیامدهای بلندمدت فاجعه چرنوبیل
پس از انفجار و ذوب شدن هسته در راکتور شماره چهار نیروگاه شوروی در چرنوبیل در بامداد ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، میلیونها نفر در معرض پرتوهای رادیواکتیو قرار گرفتند، صدها هزار نفر بهناچار محل زندگی خود را ترک کردند و بخش وسیعی از زمینهای منطقه آلوده شد.
در سالهای بعد، هزاران نفر بر اثر بیماریهای ناشی از تشعشعات، مانند سرطان، جان خود را از دست دادهاند، هرچند بر سر شمار دقیق قربانیان و پیامدهای بلندمدت این فاجعه همچنان اختلاف نظر جدی وجود دارد.
در چارچوب یک تلاش بینالمللی گسترده، در سال ۲۰۱۶ سازهای عظیم از فولاد و بتن در محل نیروگاه چرنوبیل نصب شد تا پوشش اولیهای را که در سال ۱۹۸۶ بهصورت شتابزده برای مهار حجم عظیمی از مواد رادیواکتیو ساخته شده بود، ایمنتر کند.
با این حال، مقامهای اوکراینی اعلام کردند حمله پهپادی روسیه در فوریه ۲۰۲۵ به این سازه آسیب زد و به ایجاد حفره در پوشش آببندیشده آن انجامید.
این حمله به نشتی در تاسیسات منجر نشد، اما طبق اعلام بانک اروپایی بازسازی و توسعه، برای پیشگیری از بروز آسیبهای دائمی، این سازه به حداقل ۵۰۰ میلیون یورو هزینه تعمیرات نیاز دارد.
پیشتر، دادستان ارشد دولتی کییف اعلام کرد بر اساس دادههای راداری اوکراین، از ژوئن ۲۰۲۴ تاکنون دستکم ۹۲ پهپاد روسی در شعاع پنج کیلومتری این سازه به پرواز درآمدهاند.
هنوز مشخص نیست اوکراین برای چهلمین سالگرد فاجعه چرنوبیل چه برنامهای تدارک دیده است، زیرا بهدلیل شرایط جنگی، جزییات مراسم رسمی از پیش اعلام نمیشود.
سکوت وهمانگیز چرنوبیل
رویترز در ادامه نوشت در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری شمال کییف و در میان منطقهای ممنوعه به وسعت ۲۶۰۰ کیلومتر مربع، نیروگاه چرنوبیل در سکوتی وهمانگیز فرو رفته و جنگلهای گسترده اطرافش را در بر گرفته است.
نیروهای گارد ملی در این مجموعه نگهبانی میدهند؛ حدود ۲۲۵۰ کارمند در شیفتهای چندروزه فعالیت میکنند و روند تدریجی برچیدن تاسیسات را زیر نظر دارند. آخرین راکتور این نیروگاه در سال ۲۰۰۰ خاموش شد.
اتاق کنترل راکتور شماره چهار اکنون فضایی تاریک و متروک است که بقایای فرسوده و درهمریخته تجهیزات دوران شوروی در آن بهجا مانده است.
در اطراف نیروگاه و شهر رهاشده پریپیات، گوزنهای شمالی و اسبهای وحشی آزادانه رفتوآمد میکنند؛ نشانهای از اینکه در نبود انسان، طبیعت بار دیگر این منطقه را به تصرف خود درآورده است.
دونالد ترامپ با اشاره به حمله مسلحانه در ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید، ارتباط قطعی این حادثه با جنگ ایران را رد نکرد، اما تاکید کرد این رویداد «مانع پیروزی» او در این جنگ نخواهد شد و همزمان هشدار داد که آمریکا «نمیتواند اجازه دهد ایران به سلاح هستهای دست یابد».
رییسجمهوری آمریکا در واکنش به تیراندازی در ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید گفت هنوز مشخص نیست این حادثه ارتباطی با جنگ ایران داشته باشد، اما تحقیقات ادامه دارد.
او در پاسخ به این سوال که آیا این حمله میتواند به جنگ ایران مرتبط باشد، گفت: «فکر نمیکنم، اما هرگز نمیشود با قطعیت گفت. ما اطلاعات زیادی به دست خواهیم آورد. بهترین افراد جهان روی این موضوع کار میکنند و بهزودی جزئیات بیشتری مشخص خواهد شد.»
ترامپ همچنین تاکید کرد: «این حادثه مانع پیروزی من در جنگ با ایران نخواهد شد» و افزود چنین اتفاقی نمیتواند تمرکز او را از این موضوع منحرف کند.
هشدار درباره برنامه هستهای ایران رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برنامه هستهای ایران گفت: «ما نمیتوانیم اجازه دهیم - بهعنوان مثال - [حکومت] ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، همه چیز در مقایسه با آن بیاهمیت خواهد بود.»
او تاکید کرد: «اگر آنها به سلاح هستهای دست پیدا کنند، از آن استفاده خواهند کرد، بدون هیچ تردیدی.» ترامپ افزود این موضوع را امروز نیز در گفتوگو با مارکو روبیو مطرح کرده و تاکید کرد جلوگیری از چنین سناریویی یک ضرورت است.
جزئیات حمله و واکنش امنیتی ترامپ اعلام کرد مهاجم مسلحی که قصد عبور از ایست بازرسی امنیتی را داشت، بهسرعت توسط نیروهای سرویس مخفی و پلیس مهار شد.
او گفت: «این اتفاق بسیار غیرمنتظره بود، اما سرویس مخفی و نیروهای انتظامی به شکل فوقالعادهای عمل کردند.»
به گفته ترامپ، مهاجم که «با چندین سلاح» اقدام به حمله کرده بود، به سرعت از پا درآمد و تصاویر این حادثه نیز برای شفافیت منتشر شده است.
او همچنین از زخمی شدن یکی از مأموران خبر داد و گفت: «یک افسر از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار گرفت، اما به لطف جلیقه ضدگلوله نجات پیدا کرد» و اکنون «حالش خوب و روحیهاش بالاست.»
«هدف حمله، قانون اساسی بود» ترامپ هدف این حمله را فراتر از یک اقدام فردی دانست و گفت: «این فرد به قانون اساسی ما حمله کرد.»
او در ادامه با اشاره به فضای مراسم افزود: «این رویداد قرار بود درباره آزادی بیان باشد و اعضای هر دو حزب را گرد هم بیاورد و به نوعی هم همین اتفاق افتاد، چون همه برای لحظاتی متحد شدند.»
درخواست برای حل مسالمتآمیز اختلافات ترامپ در بخش دیگری از سخنانش از شهروندان آمریکایی خواست اختلافات سیاسی را بدون خشونت حل کنند و گفت: «از همه آمریکاییها میخواهم اختلافات خود را بهصورت مسالمتآمیز حل کنند.»
او همچنین از عملکرد نیروهای امنیتی و پلیس واشینگتن قدردانی کرد و گفت: «همه باید قدردان شجاعت نیروهای انتظامی باشند. آنها دقیقاً همانطور که باید عمل کردند.»
ادامه تحقیقات و برگزاری دوباره مراسم به گفته رییسجمهوری آمریکا، مهاجم بازداشت شده و تحقیقات درباره انگیزههای او ادامه دارد. ترامپ اعلام کرد این مراسم ظرف ۳۰ روز آینده دوباره برگزار خواهد شد و افزود: «ما این رویداد را بزرگتر و بهتر برگزار میکنیم.»
اشاره به الگوی سوءقصد علیه چهرههای تاثیرگذار ترامپ در بخشی دیگر از سخنانش با اشاره به تجربههای تاریخی گفت افرادی که بیشترین تاثیر را دارند، بیشتر هدف حملات قرار میگیرند. او با اشاره به چهرههایی مانند آبراهام لینکلن افزود این الگو در تاریخ بارها تکرار شده است.
او گفت: «کسانی که بیشترین تاثیر را دارند، همانهایی هستند که هدف قرار میگیرند» و تاکید کرد تغییراتی که در آمریکا ایجاد شده، با مخالفت برخی همراه بوده است.
اشاره به وضعیت اقتصادی ترامپ همچنین با اشاره به شاخصهای اقتصادی گفت: «ما از مرز ۵۰ هزار در داوجونز عبور کردهایم و شاخص S&P هم از ۷ هزار گذشته است. میگفتند رسیدن به این سطح ممکن نیست.»
به نوشته فاکسنیوز، لغو مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد در پی آنچه «اختلاف و سردرگمی» در حاکمیت ایران خوانده شد، بحثها درباره فروپاشی دوگانه «میانهرو- تندرو» را تشدید کرده است؛ هرچند برخی کارشناسان این شکاف را بیشتر تاکتیکی میدانند تا واقعی.
به گزارش فاکسنیوز، چند روز پس از آنکه مقامهای جمهوری اسلامی تلاش کردند تصویری از انسجام داخلی ارائه دهند، دونالد ترامپ مذاکرات برنامهریزیشده با حکومت ایران در اسلامآباد را لغو کرد و دلیل آن را «اختلافات داخلی و سردرگمی در رهبری» عنوان کرد.
ترامپ در پیامی اعلام کرد که «هیچکس در ایران نمیداند چه کسی مسئول است» و تاکید کرد ایالات متحده در موقعیت برتر قرار دارد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که به گفته تحلیلگران، نشانههایی از تضعیف روایت سنتی وجود دارد که بر وجود دو جناح «میانهرو» و «تندرو» در ساختار قدرت ایران تاکید میکرد.
بر اساس این گزارش، برخی کارشناسان ایرانی-آمریکایی معتقدند تحولات اخیر نشان میدهد تاکتیک «پلیس خوب، پلیس بد» - که جمهوری اسلامی برای کسب امتیازات در مذاکرات هستهای به کار میبرد - کارآیی خود را از دست داده است. به گفته آنها، مقامهای ایرانی در گذشته با ارائه چهرههای بهظاهر میانهرو در مذاکرات، تلاش میکردند غرب را به دادن امتیاز ترغیب کنند.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی این تحلیل را رد کردهاند. مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در واکنش به این ادعاها اعلام کرد که «وحدت داخلی» تقویت شده و در مقابل، «شکاف در جبهه دشمن» ایجاد شده است.
فاکسنیوز در ادامه به نقل از مریم معمارصادقی، پژوهشگر ارشد، مینویسد که جمهوری اسلامی طی دههها از «میانهروها» بهعنوان پوششی برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده کرده است. او تاکید کرد این رویکرد با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از غرب طراحی شده بود.
با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که اختلافات درون حاکمیت ایران واقعی است، اما ماهیتی محدود دارد. نوید محبی، تحلیلگر، در این گزارش تاکید میکند که اختلافات میان جناحهای مختلف بیشتر بر سر تاکتیکهاست، نه بر سر اصول. به گفته او، تصمیمگیریهای کلیدی همواره در اختیار رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بوده است.
محبی همچنین گفت تجربههای گذشته نشان میدهد تفاوتی اساسی میان دولتهای موسوم به «میانهرو» و «تندرو» در نحوه برخورد با اعتراضات و مخالفان وجود نداشته است. او به سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در دوره حسن روحانی و وقایع دی ماه ۱۴۰۴ اشاره کرد که به گفته او نشاندهنده تداوم الگوی سرکوب در همه دولتهاست.
در همین حال، یک مقام منطقهای به فاکسنیوز گفته است که شکاف میان میانهروها و تندروها در ایران وجود دارد، اما این شکاف به تغییرات عملی منجر نشده است. او با اشاره به عملکرد مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی ایران، گفت او حتی نتوانسته وعدههای خود در زمینه آزادی اینترنت را عملی کند.
به گفته این مقام، در روند مذاکرات نیز اغلب از همین تقسیمبندی استفاده میشود: «میانهروها برای پیشبرد توافق وارد عمل میشوند و سپس تندروها همان امتیازات را مورد انتقاد قرار میدهند.»
در ادامه این گزارش، لادن بازرگان، فعال سیاسی، تاکید میکند آنچه اکنون مشاهده میشود نه از بین رفتن شکافها، بلکه آشکار شدن ماهیت واقعی آنهاست. به گفته او، چهرههای مختلف در ساختار قدرت ایران، با وجود تفاوتهای ظاهری، در چارچوبی مشترک عمل میکنند.
او افزود: «همه این افراد به حفظ نظام، گسترش نفوذ منطقهای و تقابل با آنچه ‘دشمن’ خوانده میشود متعهد هستند.»
گزارش فاکسنیوز نشان میدهد که در حالی که برخی تحلیلگران از فروپاشی روایت «میانهرو-تندرو» سخن میگویند، دیگران بر این باورند که این شکاف همچنان وجود دارد، اما بیش از آنکه نشاندهنده اختلافات بنیادین باشد، ابزاری تاکتیکی در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است.
به نوشته گاردین، پیامدهای «جنگ ایران» و اختلال در بازار انرژی، کشورها را به بازنگری در وابستگی به سوختهای فسیلی واداشته و میتواند به پیشرفت در مذاکرات اقلیمی پیشرو منجر شود.
به گزارش گاردین، «جنگ ایران» و شوک ناشی از آن در بازار جهانی نفت، به یکی از عوامل کلیدی در شکلدهی به دستور کار جدید مذاکرات اقلیمی تبدیل شده است؛ بهطوریکه بسیاری از کشورها اکنون بر تقویت امنیت انرژی داخلی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی تاکید دارند.
کریس بوون، وزیر تغییرات اقلیمی استرالیا و رییس مذاکرات نشست «کاپ۳۱» که قرار است در ماه نوامبر در ترکیه برگزار شود، اعلام کرد اختلال ایجادشده در بازار انرژی باید بهعنوان یک «بحران جهانی سوختهای فسیلی» تلقی شود. بحرانی که پس از جنگ اوکراین، بار دیگر آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر نفت را آشکار کرده است.
به گفته او، این بحران بهویژه در آسیا تاثیر قابل توجهی داشته و رهبران منطقه در گفتوگوهای خصوصی تاکید کردهاند که بیثباتی در عرضه سوختهای مایع، ضرورت حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و برقسازی را دوچندان کرده است.
بوون تاکید کرد: «هیچکس این بحران را نشانهای برای افزایش وابستگی به سوختهای فسیلی نمیداند.» او افزود که تمایل رو به رشدی برای دستیابی به «حاکمیت انرژی» و افزایش قابلیت اطمینان در تامین انرژی شکل گرفته که میتواند فرصتهای جدیدی برای مذاکرات اقلیمی ایجاد کند.
این دیدگاه با ارزیابیهای آژانس بینالمللی انرژی نیز همسو است؛ نهادی که معتقد است «جنگ ایران»، مانند بحرانهای پیشین، کشورها را به سمت فاصله گرفتن از نفت سوق داده و میتواند ساختار صنعت سوختهای فسیلی را در بلندمدت تغییر دهد.
در همین راستا، نشستهای بینالمللی متعددی از جمله گفتوگوی اقلیمی پترسبرگ در آلمان و کنفرانس گذار از سوختهای فسیلی در شهر سانتا مارتا در کلمبیا، برای احیای همکاری جهانی در حوزه اقلیم برگزار شده است. این نشستها در شرایطی برگزار میشوند که اختلافنظرها بر سر کنار گذاشتن سوختهای فسیلی - بهویژه از سوی کشورهای تولیدکننده - پیشرفت مذاکرات را با چالش مواجه کرده است.
با این حال، بحران ناشی از جنگ در ایران و منطقه بهعنوان یک عامل فشار جدید، به گفته تحلیلگران، میتواند به ایجاد اجماع گستردهتر برای کاهش وابستگی به نفت کمک کند؛ بهویژه در شرایطی که کشورها به دنبال کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک در تامین انرژی هستند.
در عین حال، غیبت برخی از بزرگترین تولیدکنندگان انتشار گازهای گلخانهای، از جمله ایالات متحده، چین، هند و روسیه، در برخی از این نشستها، تردیدهایی درباره میزان پیشرفت واقعی در مذاکرات ایجاد کرده است.
بوون در این زمینه تاکید کرد که حتی در جهانی پرتنش و درگیر جنگ، امکان دستیابی به توافقهای تدریجی همچنان وجود دارد. او گفت مذاکرات اقلیمی دیگر کمتر به موفقیتهای بزرگ یا شکستهای کامل منجر میشوند و بیشتر به پیشرفتهای مرحلهای وابسته هستند.
به نوشته گاردین، «جنگ ایران» نهتنها پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی گستردهای داشته، بلکه بهعنوان یک عامل تعیینکننده در بازتعریف سیاستهای انرژی و اقلیم در سطح جهانی ظاهر شده است. تحولی که میتواند نقش مهمی در شکلدهی به نتایج نشست کاپ۳۱ در ترکیه ایفا کند.