روابط جمهوری اسلامی و امارات متحده عربی، در دو ماه گذشته به سرعت فروپاشیده است. روندی که با حملات هوایی حکومت ایران به اهدافی در امارات در جریان جنگ تحت رهبری آمریکا آغاز شد، اکنون به بحرانی تبدیل شده که یکی از مهمترین کانالهای تجاری و مالی تهران را تهدید میکند.
در جریان این درگیری، ایران ساختمانهای غیرنظامی، تاسیسات نفتی و زیرساختهای حساس از جمله یک مرکز داده مرتبط با شرکت اوراکل را هدف قرار داد. در واکنش، امارات سفیر خود را از تهران فراخواند. اقدامی که نشاندهنده تشدید سریع تنشهای دیپلماتیک بود.
این تنشها در هفته جاری با اعلام نهادهای امنیتی امارات مبنی بر بازداشت اعضای یک «گروه تروریستی مرتبط با ساختار حاکم در ایران» در شارجه، وارد مرحله جدیدی شد. این افراد متهم شدهاند در حال «برنامهریزی برای انجام حملات، تضعیف امنیت ملی و تسهیل انتقالهای مالی غیرقانونی» بودهاند.
همزمان، تهران بهطور رسمی از چند کشور منطقه از جمله امارات خواسته است بهدلیل دادن اجازه استفاده از حریم هوایی و پایگاههایشان از سوی آمریکا و اسرائیل برای حمله به مواضعی در ایران، غرامت پرداخت کنند.
این تحولات بحرانی را تشدید کرده که میتواند یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی ایران را مختل کند.
یک مشارکت اقتصادی ریشهدار
با وجود اختلافات دیرینه، از جمله مناقشه بر سر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، تهران و ابوظبی طی چند دهه گذشته روابط اقتصادی گسترده و پایداری ایجاد کردهاند.
نزدیکی جغرافیایی، زیرساختهای پیشرفته بندری و مقررات تجاری آزاد، امارات را پس از پایان جنگ ایران و عراق به یکی از مراکز اصلی تجارت ایران تبدیل کرد. هزاران شرکت ایرانی در این کشور فعالیت خود را آغاز کردند و بخش بزرگی از واردات ایران از طریق مسیرهای صادرات مجدد مستقر در دبی انجام شده است. بهتدریج، امارات نهتنها شریک تجاری، بلکه دروازهای حیاتی برای دسترسی ایران تحت تحریم به بازارهای جهانی شد.
در بخش عمدهای از دو دهه گذشته، امارات همواره یکی از دو شریک تجاری اصلی ایران بوده و اغلب با چین رقابت نزدیکی داشته است. امروزه نیز این کشور یکی از بزرگترین تامینکنندگان کالا برای ایران به شمار میرود و سهم قابل توجهی از واردات ایران را تامین میکند.
حدود یکسوم کالاهای وارداتی به ایران - از تلفن همراه و تجهیزات الکترونیکی گرفته تا قطعات خودرو، لوازم آرایشی و پوشاک - از طریق امارات وارد میشدند. تجارتی که سالانه میلیاردها دلار ارزش داشت.
اختلال در این جریان اکنون محسوس شده است و در برخی بخشها، مانند بازار تلفن همراه، گزارش شده قیمتها پس از توقف واردات، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته است.
با توجه به اینکه گزینههای جایگزین با همان سطح از نزدیکی، زیرساخت و اتصال مالی محدود هستند، هرگونه اختلال طولانیمدت میتواند انزوای اقتصادی ایران را تشدید کرده و بازآرایی پرهزینهای در شبکههای تجاری آن ایجاد کند.
عدم توازن تجاری و ساختار صادرات
صادرات ایران به امارات عمدتا شامل فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی مانند کودها و خوراکهای صنعتی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی از جمله میوه تازه و خشکبار، و مصالح ساختمانی مانند سنگ بوده است. با این حال، بخش زیادی از این تجارت بهصورت غیرمستقیم انجام شده و امارات برای کالاهای ایرانی نقش یک مرکز صادرات مجدد به بازارهای ثالث را ایفا کرده است.
در مقابل، صادرات امارات به ایران همواره بیشتر از صادرات ایران به این کشور بوده و همین امر به عدم توازن قابل توجه در تجارت دو طرف انجامیده است.
نقش امارات بهعنوان واسطه، نه مقصد نهایی، عامل اصلی این عدم توازن بوده است.
تحریمها و نقش کلیدی امارات
اهمیت امارات بعد از تشدید تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران، بهویژه پس از خروج واشینگتن از برجام در سال ۲۰۱۸، بهطور چشمگیری افزایش یافت.
با محدود شدن مسیرهای مستقیم تجارت، امارات به مسیر اصلی انتقال کالا، سرمایه و جریانهای مالی ایران تبدیل شد.
صادرات امارات به ایران از حدود ۵.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سالهای اخیر افزایش یافت. دبی نیز به مرکز مالی صرافیهای ایرانی تبدیل شد که بسیاری از آنها نقش مهمی در انتقال ارز و دور زدن تحریمها ایفا کردند.
نرخ ارز تعیینشده در بازارهای دبی اغلب بر ارزش ریال ایران در داخل کشور تاثیرگذار بوده است.
با این حال، این ساز و کار اکنون تحت فشار قرار گرفته است.
گزارشها حاکی از آن است که مقامهای اماراتی صرافیهای ایرانی و شرکتهای موسوم به «اعتماد» را هدف قرار دادهاند، حسابها را مسدود کرده، دفاتر را تعطیل کرده و برخی از فعالان این حوزه را بازداشت کردهاند.
این اقدامات میتواند دسترسی ایران به کانالهای مالی بینالمللی را بهشدت محدود کند.
تاثیر بر جامعه ایرانیان مقیم
این اقدامات تنها به حوزه تجارت محدود نمیشود و جامعه بزرگ ایرانیان مقیم امارات را نیز تحت تاثیر قرار داده است. بیش از ۵۰۰ هزار ایرانی در این کشور زندگی و کار میکردند و پیش از این، ارتباطات هوایی گستردهای میان دو کشور برقرار بود که شامل حدود ۳۰۰ پرواز هفتگی میشد.
از زمان آغاز درگیریها، مقامهای اماراتی مجموعهای از اقدامات محدودکننده را اعمال کردهاند. یک بیمارستان قدیمی متعلق به جمهوری اسلامی تعطیل شده. مدارس ایرانی و شعبهای از دانشگاه آزاد اسلامی نیز بسته شدهاند.
گزارش شده برخی دانشجویان نیز بازداشت و سپس آزاد شدهاند.
همچنین داراییهای مرتبط با نهادهای دولتی حکومت ایران، از جمله سپاه پاسداران، هدف قرار گرفتهاند.
اگرچه داراییهای شهروندان عادی بهطور گسترده مصادره نشده، اما بسیاری از ایرانیان از لغو ویزا، بهویژه برای کسانی خبر دادهاند که در زمان وقوع این تحولات خارج از امارات بودهاند و برخی، برای ترک کشور تنها چند روز فرصت داشتهاند.
صاحبان کسبوکار نیز گفتهاند در برخی موارد حسابهای بانکی آنها مسدود شده و بسیاری که طی دههها برای خود کاری ایجاد کرده بودند، اکنون با جابهجایی ناگهانی مواجه شدهاند.
در نتیجه، شماری از تجار ایرانی در حال انتقال فعالیتهای خود به مراکز جایگزین مانند چین، هنگکنگ، عمان یا ترکیه هستند. روندی که میتواند منجر به تغییرات بلندمدت در الگوهای تجارت منطقهای شود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.