فاکسنیوز: بازی «پلیس خوب، پلیس بد» در ایران فروپاشیده است
به نوشته فاکسنیوز، لغو مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد در پی آنچه «اختلاف و سردرگمی» در حاکمیت ایران خوانده شد، بحثها درباره فروپاشی دوگانه «میانهرو- تندرو» را تشدید کرده است؛ هرچند برخی کارشناسان این شکاف را بیشتر تاکتیکی میدانند تا واقعی.
به گزارش فاکسنیوز، چند روز پس از آنکه مقامهای جمهوری اسلامی تلاش کردند تصویری از انسجام داخلی ارائه دهند، دونالد ترامپ مذاکرات برنامهریزیشده با حکومت ایران در اسلامآباد را لغو کرد و دلیل آن را «اختلافات داخلی و سردرگمی در رهبری» عنوان کرد.
ترامپ در پیامی اعلام کرد که «هیچکس در ایران نمیداند چه کسی مسئول است» و تاکید کرد ایالات متحده در موقعیت برتر قرار دارد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که به گفته تحلیلگران، نشانههایی از تضعیف روایت سنتی وجود دارد که بر وجود دو جناح «میانهرو» و «تندرو» در ساختار قدرت ایران تاکید میکرد.
بر اساس این گزارش، برخی کارشناسان ایرانی-آمریکایی معتقدند تحولات اخیر نشان میدهد تاکتیک «پلیس خوب، پلیس بد» - که جمهوری اسلامی برای کسب امتیازات در مذاکرات هستهای به کار میبرد - کارآیی خود را از دست داده است. به گفته آنها، مقامهای ایرانی در گذشته با ارائه چهرههای بهظاهر میانهرو در مذاکرات، تلاش میکردند غرب را به دادن امتیاز ترغیب کنند.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی این تحلیل را رد کردهاند. مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در واکنش به این ادعاها اعلام کرد که «وحدت داخلی» تقویت شده و در مقابل، «شکاف در جبهه دشمن» ایجاد شده است.
فاکسنیوز در ادامه به نقل از مریم معمارصادقی، پژوهشگر ارشد، مینویسد که جمهوری اسلامی طی دههها از «میانهروها» بهعنوان پوششی برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده کرده است. او تاکید کرد این رویکرد با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از غرب طراحی شده بود.
با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که اختلافات درون حاکمیت ایران واقعی است، اما ماهیتی محدود دارد. نوید محبی، تحلیلگر، در این گزارش تاکید میکند که اختلافات میان جناحهای مختلف بیشتر بر سر تاکتیکهاست، نه بر سر اصول. به گفته او، تصمیمگیریهای کلیدی همواره در اختیار رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بوده است.
محبی همچنین گفت تجربههای گذشته نشان میدهد تفاوتی اساسی میان دولتهای موسوم به «میانهرو» و «تندرو» در نحوه برخورد با اعتراضات و مخالفان وجود نداشته است. او به سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در دوره حسن روحانی و وقایع دی ماه ۱۴۰۴ اشاره کرد که به گفته او نشاندهنده تداوم الگوی سرکوب در همه دولتهاست.
در همین حال، یک مقام منطقهای به فاکسنیوز گفته است که شکاف میان میانهروها و تندروها در ایران وجود دارد، اما این شکاف به تغییرات عملی منجر نشده است. او با اشاره به عملکرد مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی ایران، گفت او حتی نتوانسته وعدههای خود در زمینه آزادی اینترنت را عملی کند.
به گفته این مقام، در روند مذاکرات نیز اغلب از همین تقسیمبندی استفاده میشود: «میانهروها برای پیشبرد توافق وارد عمل میشوند و سپس تندروها همان امتیازات را مورد انتقاد قرار میدهند.»
در ادامه این گزارش، لادن بازرگان، فعال سیاسی، تاکید میکند آنچه اکنون مشاهده میشود نه از بین رفتن شکافها، بلکه آشکار شدن ماهیت واقعی آنهاست. به گفته او، چهرههای مختلف در ساختار قدرت ایران، با وجود تفاوتهای ظاهری، در چارچوبی مشترک عمل میکنند.
او افزود: «همه این افراد به حفظ نظام، گسترش نفوذ منطقهای و تقابل با آنچه ‘دشمن’ خوانده میشود متعهد هستند.»
گزارش فاکسنیوز نشان میدهد که در حالی که برخی تحلیلگران از فروپاشی روایت «میانهرو-تندرو» سخن میگویند، دیگران بر این باورند که این شکاف همچنان وجود دارد، اما بیش از آنکه نشاندهنده اختلافات بنیادین باشد، ابزاری تاکتیکی در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است.
به نوشته گاردین، پیامدهای «جنگ ایران» و اختلال در بازار انرژی، کشورها را به بازنگری در وابستگی به سوختهای فسیلی واداشته و میتواند به پیشرفت در مذاکرات اقلیمی پیشرو منجر شود.
به گزارش گاردین، «جنگ ایران» و شوک ناشی از آن در بازار جهانی نفت، به یکی از عوامل کلیدی در شکلدهی به دستور کار جدید مذاکرات اقلیمی تبدیل شده است؛ بهطوریکه بسیاری از کشورها اکنون بر تقویت امنیت انرژی داخلی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی تاکید دارند.
کریس بوون، وزیر تغییرات اقلیمی استرالیا و رییس مذاکرات نشست «کاپ۳۱» که قرار است در ماه نوامبر در ترکیه برگزار شود، اعلام کرد اختلال ایجادشده در بازار انرژی باید بهعنوان یک «بحران جهانی سوختهای فسیلی» تلقی شود. بحرانی که پس از جنگ اوکراین، بار دیگر آسیبپذیری اقتصاد جهانی در برابر نفت را آشکار کرده است.
به گفته او، این بحران بهویژه در آسیا تاثیر قابل توجهی داشته و رهبران منطقه در گفتوگوهای خصوصی تاکید کردهاند که بیثباتی در عرضه سوختهای مایع، ضرورت حرکت به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و برقسازی را دوچندان کرده است.
بوون تاکید کرد: «هیچکس این بحران را نشانهای برای افزایش وابستگی به سوختهای فسیلی نمیداند.» او افزود که تمایل رو به رشدی برای دستیابی به «حاکمیت انرژی» و افزایش قابلیت اطمینان در تامین انرژی شکل گرفته که میتواند فرصتهای جدیدی برای مذاکرات اقلیمی ایجاد کند.
این دیدگاه با ارزیابیهای آژانس بینالمللی انرژی نیز همسو است؛ نهادی که معتقد است «جنگ ایران»، مانند بحرانهای پیشین، کشورها را به سمت فاصله گرفتن از نفت سوق داده و میتواند ساختار صنعت سوختهای فسیلی را در بلندمدت تغییر دهد.
در همین راستا، نشستهای بینالمللی متعددی از جمله گفتوگوی اقلیمی پترسبرگ در آلمان و کنفرانس گذار از سوختهای فسیلی در شهر سانتا مارتا در کلمبیا، برای احیای همکاری جهانی در حوزه اقلیم برگزار شده است. این نشستها در شرایطی برگزار میشوند که اختلافنظرها بر سر کنار گذاشتن سوختهای فسیلی - بهویژه از سوی کشورهای تولیدکننده - پیشرفت مذاکرات را با چالش مواجه کرده است.
با این حال، بحران ناشی از جنگ در ایران و منطقه بهعنوان یک عامل فشار جدید، به گفته تحلیلگران، میتواند به ایجاد اجماع گستردهتر برای کاهش وابستگی به نفت کمک کند؛ بهویژه در شرایطی که کشورها به دنبال کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک در تامین انرژی هستند.
در عین حال، غیبت برخی از بزرگترین تولیدکنندگان انتشار گازهای گلخانهای، از جمله ایالات متحده، چین، هند و روسیه، در برخی از این نشستها، تردیدهایی درباره میزان پیشرفت واقعی در مذاکرات ایجاد کرده است.
بوون در این زمینه تاکید کرد که حتی در جهانی پرتنش و درگیر جنگ، امکان دستیابی به توافقهای تدریجی همچنان وجود دارد. او گفت مذاکرات اقلیمی دیگر کمتر به موفقیتهای بزرگ یا شکستهای کامل منجر میشوند و بیشتر به پیشرفتهای مرحلهای وابسته هستند.
به نوشته گاردین، «جنگ ایران» نهتنها پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی گستردهای داشته، بلکه بهعنوان یک عامل تعیینکننده در بازتعریف سیاستهای انرژی و اقلیم در سطح جهانی ظاهر شده است. تحولی که میتواند نقش مهمی در شکلدهی به نتایج نشست کاپ۳۱ در ترکیه ایفا کند.
به گزارش واینت، با وجود تشدید کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، تردیدها درباره کارآمدی این رویکرد برای وادار کردن تهران به عقبنشینی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران هشدار میدهند بدون حملات مستقیم به زیرساختهای حیاتی، تغییر رفتار جمهوری اسلامی بعید خواهد بود.
به نوشته واینت، ایالات متحده با اجرای یک کارزار گسترده اقتصادی موسوم به «طرح آناکوندا» تلاش میکند حکومت ایران را بدون ورود به جنگ مستقیم، به پذیرش توافق وادار کند. این در حالی است که تهران با خرید زمان و تهدیدهای متقابل، به دنبال تغییر موازنه فشار است.
بنابر این گزارش، در حالی که زندگی روزمره در بخشهای زیادی از اسرائیل بهتدریج به حالت عادی بازمیگردد، چهار جبهه اصلی - ایران، لبنان، غزه و کرانه باختری - همچنان در معرض خطر تشدید دوباره درگیری قرار دارند. در این میان، ایالات متحده و حکومت ایران وارد مرحلهای از «جنگ اقتصادی و روانی» شدهاند که هدف آن وادار کردن طرف مقابل به پذیرش حداقل خواستهها در مذاکرات است.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ تلاش میکند با پرهیز از ورود مجدد به جنگ مستقیم، حداکثر فشار اقتصادی را بر جمهوری اسلامی وارد کند؛ در حالی که اسرائیل از حاشیه تحولات را دنبال کرده و همزمان برای احتمال ازسرگیری درگیری نظامی آماده میشود. هر دو طرف، واشینگتن و تهران، در کوتاهمدت به دنبال خرید زمان هستند.
لبنان؛ میدان رقابت دیپلماتیک و نظامی به گزارش واینت، در لبنان درگیریها عملاً ادامه دارد، اما اسرائیل تحت محدودیتهای اعمالشده از سوی واشینگتن نمیتواند دامنه عملیات خود را گسترش دهد. در همین حال، یک چارچوب مشترک میان آمریکا و عربستان برای تضعیف حزبالله و سلب مشروعیت ادامه جنگ از این گروه در حال پیگیری است.
این طرح بر عادیسازی روابط میان لبنان و اسرائیل متمرکز است و مستلزم امتیازاتی از سوی اسرائیل، بهویژه در جنوب لبنان، خواهد بود. به باور واشینگتن و ریاض، توافق همزمان با حکومت ایران و صلح با لبنان میتواند حزبالله را به توقف درگیری و حتی قرار دادن تسلیحات سنگین خود تحت نظارت بینالمللی وادار کند.
با این حال، حزبالله تلاش میکند این روند را مختل کند و با حملات محدود، توان نظامی و نقش خود در «دفاع از لبنان» را به نمایش بگذارد.
غزه؛ بنبست و بازسازی حماس در بخش دیگری از این گزارش آمده است که غزه به جبههای ثانویه تبدیل شده و وضعیت آن در حالت بنبست قرار دارد. حماس از خلع سلاح خودداری کرده و همین مساله مانع پیشرفت در سایر بخشهای طرح پیشنهادی آمریکا شده است.
در عین حال، حماس از این وضعیت برای تثبیت حاکمیت و بازسازی توان نظامی خود استفاده میکند. برگزاری انتخابات محلی در مناطق تحت کنترل این گروه، به گفته این گزارش، به افزایش مشروعیت آن کمک کرده است.
مقامهای اسرائیلی در عین حال هشدار دادهاند که بدون ترتیبات همزمان در ایران و لبنان، اجرای عملیات نظامی گسترده در غزه با محدودیتهایی مواجه خواهد شد، از جمله کمبود نیروی رزمی.
کرانه باختری؛ حرکت به سمت بیثباتی واینت گزارش میدهد که وضعیت در کرانه باختری به سمت بینظمی پیش میرود. افزایش خشونت شهرکنشینان یهودی علیه فلسطینیها و ناتوانی اسرائیل در اعمال قانون، به تشدید تنشها دامن زده است. همزمان، ناآرامیهای فلسطینی نیز در حال افزایش است.
جنگ اقتصادی؛ گزینه ترجیحی دو طرف بر اساس این تحلیل، هم تهران و هم واشینگتن ترجیح دادهاند از درگیری مستقیم فاصله بگیرند و به جنگ اقتصادی روی بیاورند. حکومت ایران همچنان بستن تنگه هرمز را بهعنوان مهمترین ابزار فشار خود حفظ کرده و امیدوار است بحران انرژی جهانی، آمریکا را به عقبنشینی وادار کند.
در مقابل، ترامپ با اجرای یک کارزار اقتصادی گسترده تلاش میکند توان عملیاتی و بقای حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد. این رویکرد به گفته تحلیلگران، جایگزینی برای حمله مستقیم به زیرساختهای حیاتی ایران است.
محاصره دریایی؛ محور اصلی فشار به گزارش واینت، مهمترین ابزار آمریکا در این کارزار، محاصره دریایی است. این اقدام نهتنها کشتیهای ایرانی در تنگه هرمز، بلکه «ناوگان سایه» ایران را که برای دور زدن تحریمها نفت را به کشورهایی مانند چین و هند منتقل میکرد، هدف قرار داده است.
نیروی دریایی آمریکا تلاش میکند این شبکهها را در آبهای دورتر، از جمله در اقیانوس هند، متوقف کند. در مواردی، نفتکشها پس از عبور از هرمز در مسیر توقیف میشوند. به گفته این گزارش، ادعاهای حکومت ایران درباره توانایی دور زدن محاصره بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد، هرچند نشانههایی از اثرگذاری این فشارها دیده میشود.
فشار مالی؛ از رمزارز تا تحریم چین در کنار محاصره دریایی، واشینگتن مسیرهای مالی حکومت ایران را نیز هدف قرار داده است. مسدودسازی صدها میلیون دلار از داراییهای رمزارزی مرتبط با سپاه پاسداران و تحریم پالایشگاههای کوچک چینی از جمله این اقدامات است.
این گزارش تاکید میکند که حکومت ایران در سالهای اخیر شبکهای موازی برای فروش نفت و تامین مالی ایجاد کرده بود که اکنون بهطور هدفمند زیر ضرب قرار گرفته است.
زمان علیه ایران؟ به گزارش واینت، یکی از پیامدهای مهم این فشارها، تهدید صنعت نفت ایران است. محدودیت در صادرات، پر شدن ظرفیت ذخیرهسازی و آسیب به زیرساختهای پالایشی میتواند ایران را ناچار به کاهش یا حتی توقف تولید کند؛ وضعیتی که احیای آن زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
در مقابل، ترامپ به نظر میرسد بر این باور است که زمان به نفع اوست و میتواند با دستیابی به یک توافق مطلوب، فشارهای داخلی را مدیریت کند.
چشمانداز؛ میان جنگ و توافق در پایان این گزارش آمده است که هرچند هر دو طرف تلاش میکنند از تشدید درگیری نظامی اجتناب کنند، اما همزمان برای آن آماده میشوند. در اسرائیل نیز تردیدهایی وجود دارد که آیا فشار اقتصادی بهتنهایی میتواند حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند یا نه.
برخی تحلیلگران معتقدند تنها حملات شدید به زیرساختهای حیاتی ایران میتواند حکومت را به پذیرش محدودیتهای اساسی در برنامه هستهای و موشکی وادار کند؛ سناریویی که همچنان روی میز باقی مانده است.
سنتکام، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، اعلام کرد کشتی «اموی سیوان» که روز جمعه تحریم شده بود، در دریای عرب رهگیری شد و مطابق دستور نیروهای نظامی آمریکا تحت اسکورت در حال بازگشت به ایران است. به گفته این نهاد، از زمان آغاز این محاصره تاکنون ۳۷ کشتی تغییر مسیر دادهاند.
سنتکام نوشت یک بالگرد نیروی دریایی آمریکا از ناوشکن موشکانداز «یواساس پینکنی» این کشتی را رهگیری کرده و این شناور اکنون مطابق دستور نیروهای نظامی آمریکا تحت اسکورت در حال بازگشت به ایران است.
به گفته سنتکام، این کشتی بهدلیل نقش در انتقال میلیاردها دلار انرژی، نفت و محصولات گازی ایران، از جمله پروپان و بوتان، به بازارهای خارجی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا تحریم شده بود.
سنتکام افزود نیروهای آمریکایی همچنان تحریمهای ایالات متحده را اجرا میکنند و محاصره کشتیهای ورودی یا خروجی از بنادر ایران را بهطور کامل اعمال میکنند.
دونالد ترامپ اعلام کرد پیشنهادی که از سوی جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافق صلح پایدار دریافت کرده «کافی نبوده» و به همین دلیل سفر به اسلامآباد را لغو کرده است. او گفت: «سندی به ما دادند که باید بهتر میبود و بلافاصله پس از لغو آن، ظرف ۱۰ دقیقه یک سند جدید دریافت کردیم.»
ترامپ پیش از سوار شدن به هواپیمای ریاستجمهوری در فلوریدا گفت: «آنها سندی به ما دادند که باید بهتر میبود و جالب اینکه بلافاصله پس از لغو آن، ظرف ۱۰ دقیقه یک سند جدید دریافت کردیم که بسیار بهتر بود.»
او بدون اشاره به جزییات پیشنهاد جمهوری اسلامی، بار دیگر تاکید کرد تهران باید برنامه هستهای خود را متوقف کند و گفت: «آنها سلاح هستهای نخواهند داشت، موضوع بسیار ساده است... آنها پیشنهادهای زیادی دادند، اما کافی نبود.»
ترامپ همچنین گفت با «هر کسی که لازم باشد» مذاکره میکند، اما دلیلی برای «صبر کردن دو روزه و سفر ۱۶ یا ۱۷ ساعته» وجود ندارد و افزود: «هر وقت بخواهند، میتوانند با من تماس بگیرند.»
رسانههای ایران گزارش دادند عباس عراقچی که شامگاه جمعه وارد اسلامآباد شده بود، پس از دیدار با مقامهای پاکستانی شنبه این کشور را ترک کرد. وزارت خارجه جمهوری اسلامی پیشتر اعلام کرده بود عراقچی قرار است به مسکو و مسقط سفر کند، اما تاکنون مقصد بعدی او بهطور رسمی اعلام نشده است.
شبکه العربیه به نقل از منابع پاکستانی گزارش داد عراقچی قرار است روز یکشنبه به اسلامآباد بازگردد، اما هنوز هیچ مقام رسمی این خبر را تایید نکرده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیشتر گزارش داده بود عباس عراقچی «ملاحظات» جمهوری اسلامی درباره آتشبس و خاتمه جنگ را با رییس ستاد ارتش پاکستان مطرح کرده است.
در همین حال، العربیه به نقل از منابع خود گزارش داد عراقچی گفته است خواستههای رهبر جمهوری اسلامی شامل رفع محاصره و توقف حملات آمریکا است.