کشتار معترضان در دی ماه ۱۴۰۴ با متوقف شدن تیراندازی پایان نیافت. برای بسیاری از ایرانیان که هزاران کیلومتر دورتر از خیابانهای زخمی از گلولهها و خون ریخته بر زمین شهروندان زندگی میکنند، این رویداد بر صفحههای نمایششان جاری شد و باقی ماند.
اندوه گذشته از مرز؛ ایرانیان خارج کشور کشتار دی ماه را چگونه تجربه کردند؟ | ایران اینترنشنال
کشتار بیسابقه دی ماه و سرکوب بیرحمانه جمهوری اسلامی، وارد بدنهایی شد که در آن سرزمین نبودند.
بیخوابیهای شبانه باعث بیماریهای گوارشی شد، شمارش وسواسگونه کشتهشدگان را به همراه آورد و با ایجاد شدن احساساتی پیوسته، رابطه ایرانیان مهاجر با ایران، برای همیشه تغییر کرد.
اکنون، دو ماه بعد از آن کشتار، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در حال جنگ هستند و قطع اینترنت بهمراتب شدیدتر، بار دیگر کشور را در بر گرفته، آن گسست اولیه با شدتی تازه بازگشته است.
تصاویر مرگ، قطع ارتباط، و عدم قطعیت درباره آینده ایران، زخمی را دوباره میگشاید که بسیاری در دیاسپورا میگویند هرگز بهطور کامل التیام نیافته و نخواهد یافت.
یک مطالعه کیفی جدید از نازنین شهبازی، پژوهشگر و دانشجوی دکترای دانشگاه منچستر، به روشن شدن ابعاد این وضعیت کمک میکند.
این پژوهش بر پایه هشت مصاحبه تحقیقی با کنشگران فعال خارج از ایران بنا شده است.
این گفتوگوها که مدت کوتاهی پس از کشتار دی ماه و وصل شدن دوباره اینترنت انجام شد، به بررسی این موضوع میپردازد: چگونه افرادی که فرسنگها از خشونت دور بودند، خیزش و کشتار را مانند یک گسست و ضربه شخصی تجربه کردند؛ گسستی که بدن آنها، درکشان از زمان و حتی معنای گفتن عبارت «من ایرانی هستم» را به کلی تغییر داد.
photo_by_maz
شهبازی در گفتوگو با ایراناینترنشنال توضیح داد: «اعتراضات، کشتار، قطع اینترنت و جلوگیری از برگزاری مراسم خاکسپاری، اتفاقاتی جدا از هم نبودند. برای کسانی که با آنها صحبت کردم، اینها یک شوک پیوسته و زنجیروار را میساختند که تمام زندگیشان را از نو سازماندهی کرد.»
سازمانهای حقوق بشری، سرکوبها را با جزییات دقیق، از تیراندازی و بازداشت گرفته تا ارعاب خانوادهها و فشار بر بستگان کشتهشدگان، مستند کردهاند، اما این گزارشها معمولا نمیتوانند ثبت کنند این خشونت چگونه در جان و روان کسانی که از دور شاهد آن بودهاند، ادامه مییابد.
شهبازی گفت: «گزارشهای حقوق بشری میتوانند بگویند چه بر سر مردم آمده و دقیقا چند نفر کشته شدهاند، اما نمیتوانند نشان دهند زیستن با این واقعیت تلخ، در بدن، خواب، روابط و احساس فرد نسبت به آینده چه تاثیری دارد و چه تخریبی به جا میگذارد.»
بدن؛ راوی واقعه
یکی از برجستهترین الگوهای تکرارشونده در این مصاحبهها، تجسم تجربه کشتار در بدن افراد است.
شرکتکنندگان از واکنشهای جسمی شدیدی گفتند؛ از تهوع و استفراغ پس از دیدن تصاویر پیکرهای سوخته گرفته تا افزایش ناگهانی وزن، بروز اگزما، تشدید سندرم روده تحریکپذیر، تنگی نفس، دندانقروچه و بیخوابیهای تمامنشدنی.
برخی اشتهای خود را کاملا از دست دادند و برخی دیگر گفتند که روال عادی زندگیشان از هم پاشیده و تمام وقتشان به دنبالکردن شبانهروزی اخبار ایران تبدیل شده است.
شهبازی در این باره میگوید: «وقتی کلمات از بیان فاجعه ناتوان ماندند، افراد به بدنهایشان پناه بردند. استفراغ ناگهانی، افزایش وزن زیاد در عرض بیست روز، گرفتگیهای شدید گردن یا دندانقروچه، در واقع راههایی بودند که بدن از طریق آنها چیزی را ثبت میکرد که ذهن هنوز نمیتوانست بهطور کامل هضم یا بیانش کند.»
در این معنا، بدن همزمان هم شاهد ماجرا بود و هم ظرفی برای تحمل آن. خشونت سیاسی دیگر فقط موضوعی برای تحلیل یا بحث نبود؛ بلکه چیزی بود که در گوارش، خواب، عضلات و پوست افراد رسوب میکرد.
شهبازی معتقد است این واکنشها ابعادی از رنج را آشکار میکند که برچسبهای رایجی مثل «تروما» یا «اختلال استرس پس از سانحه» (PTSD) گاهی از درک عمق آنها ناتواناند: «این برچسبهای پزشکی ممکن است تجربه فرد را فقط به فهرستی از علائم تقلیل دهند. اما آنچه این افراد توصیف کردند، درامهای بسیار واقعی و عینی بدنی بود که مستقیما به تصاویر و رویدادهای ایران گره خورده بود.»
زندگی در فضای امن اما در زیر تیر و گلوله
موضوع تکرارشونده دیگر، موقعیت اخلاقی خاصی است که زندگی در تبعید ایجاد میکند. مصاحبهشوندگان با اینکه از نظر فیزیکی در امنیت بودند، در بریتانیا، اروپا، آمریکای شمالی یا دیگر نقاط خارج از مرزها، اما تاکید داشتند که خود را ناظرانی دور و غریبه احساس نمیکردند.
شهبازی وضعیت آنها را اینگونه توصیف میکند: «آنها امن بودند، اما فراخواندهشده. بیرون از میدان تیر و گلوله زندگی میکردند، اما دقیقا درون میدان مسئولیت قرار داشتند.»
شرکتکنندگان بارها به یک پرسش دردناک بازمیگشتند: «چرا من اینجا هستم و زندهام، در حالی که دیگران کشته شدند؟»
دوری از وطن نهتنها بار عاطفی خیزش را کم نکرد، بلکه در بسیاری از موارد به آن دامن زد.
شهبازی میگوید: «امنیت، امکان جابهجایی و سلامت بدن دیگر به عنوان یک امتیاز دیده نمیشد؛ بلکه به شکل نوعی بدهی پرداختنشده نسبت به کسانی احساس میشد که در ایران ماندند و با خطر مرگ روبهرو شدند.»
این احساس بدهی نمادین توضیح میدهد که چرا بسیاری از مصاحبهشوندگان هفتههایی را توصیف کردند که در آن کار، خواب و زندگی روزمرهشان کاملا تعطیل شد و جای خود را به پیگیری مداوم اخبار داد.
آنها صرفا خبرها را دنبال نمیکردند، بلکه تلاش داشتند به یک فراخوان اخلاقی پاسخ دهند که بر دوش خود احساس میکردند.
زبان عاجز از بیان ابعاد خشونت
ابعاد خشونت چنان وسیع است که زبان از بیان آن عاجز میماند. شرکتکنندگان بارها به واژههای سنگین و شدید متوسل شدند؛ کلماتی مثل «فاجعه»، «قتلعام» یا «چیزی شبیه هولوکاست»، زیرا واژگان معمولی نمیتوانستند بزرگی آنچه را دیده بودند، در بر بگیرند.
شهبازی میگوید: «زبان روزمره برای توصیف این حجم از فاجعه خیلی کوچک به نظر میرسید، بنابراین افراد به بزرگترین کلماتی که میشناختند پناه بردند.»
اما حتی این واژهها هم حق مطلب را ادا نمیکردند. بسیاری از مصاحبهشوندگان هنگام صحبت مکث میکردند و با جملاتی مثل «چیزی شبیه به...» نشان میدادند که هیچ واژهای واقعا نمیتواند عمق ماجرا را پوشش دهد.
در این میان، اعداد به راهی برای درک واقعه تبدیل شدند؛ دنبال کردن وسواسی آمار کشتهشدگان یا تلاش برای تخمین تعداد قربانیان، راهی بود تا این کشتار بیحد و مرز، کمی قابلتصور و واقعی شود.
افتخار کردن به ایرانیبودن
با وجود تمام رنجهای توصیفشده، این پژوهش به یک یافته غیرمنتظره رسید: این خیزش، درک افراد از هویت ملی خود را تغییر داده است. سالهای سال، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور هویت خود را با نوعی «شرم» ناشی از تصویر جهانی حکومت پیوند میزدند، اما پس از این اعتراضات، این حس دگرگون شد.
شهبازی میگوید چندین نفر از شرکتکنندگان از «کاهش احساس شرم» هنگام معرفی خود به عنوان یک ایرانی سخن گفتند: «به جای آن شرم قدیمی، حالا از غرور نسبت به شجاعت و فداکاری معترضان صحبت میکردند.» برخی از پیوندی تازه با فرهنگ و سرزمینشان گفتند و برخی دیگر از تحسین نسبت به مادرانی که در خط مقدم ایستادند.
شهبازی معتقد است این تغییر میتواند پیامدهای سیاسی مهمی داشته باشد، چرا که ایرانیبودن را به جای ایدئولوژیهای حکومتی، بر محور مفاهیمی مثل برابری، عدالت و انسانیت مشترک بازتعریف میکند.
هرچند این دگرگونی همچنان شکننده است و جنگ کنونی و قطع دوباره اینترنت باعث شده تصاویر خشونت بار دیگر به خانههای ایرانیان نفوذ کند، اما این مصاحبهها نشان میدهند که این رویداد در مرزهای ایران محدود نماند.
به گفته شهبازی: «کشتار روی صفحههای نمایش باقی نماند؛ بلکه به درون بدنها، درک از زمان و حتی شیوه ابراز هویت ایرانیان نفوذ کرد.»
در حالی که مقامهای امارات متحده عربی پیشتر به مسئولان «بیمارستان ایرانیان» در دبی مهلت یکماهه برای توقف فعالیت داده بودند، این مرکز درمانی وابسته به جمهوری اسلامی روز سهشنبه ۲۶ اسفندماه بهطور ناگهانی و طی چند ساعت از سوی پلیس دبی تعطیل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای پلیس صبح سهشنبه با حضور در این بیمارستان، بیماران بستری را با آمبولانس به مراکز درمانی دیگر منتقل کردند و به کارکنان تنها چند ساعت فرصت دادند تا وسایل شخصی خود را جمعآوری کرده و محل را ترک کنند.
به گفته این منابع، ماموران حتی اجازه خروج تجهیزات الکترونیکی و کامپیوترها را از بیمارستان ندادند.
همچنین به کارکنانی که در خانههای سازمانی بیمارستان سکونت داشتند، تنها یک هفته مهلت داده شده است تا این واحدها را تخلیه کنند. پیشتر نیز خانههای سازمانی مرتبط با سرپرستی مدارس ایرانی در دبی تخلیه شده بود.
پس از آغاز حملات جمهوری اسلامی به خاک کشورهای خلیج فارس، امارات متحده عربی دستور داد فعالیت مراکز وابسته به حکومت ایران در این کشور از جمله بیمارستان ایرانیان، مدارس ایرانی، دانشگاه آزاد، مسجد «امام حسین» و همچنین «باشگاه ایرانیان» در دبی متوقف و این مراکز تعطیل شوند.
بر اساس دستور امارات متحده عربی، نیروهای اعزامی شاغل در این مجموعهها باید خاک امارات را ترک میکردند.
طی روزهای گذشته فعالیت باشگاه ایرانیان و مدارس ایرانی در دبی نیز بهطور کامل متوقف و بسته شدند.
شهروندان در ایران با وجود تهدیدهای جمهوری اسلامی، شامگاه سهشنبه ۲۶ اسفند مراسم چهارشنبهسوری را در کوچهها و خیابانها برگزار کردند. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود بیتوجه به اقدامات عوامل سرکوب این آیین را برگزار کنند و نخستوزیر اسرائیل در مورد سرکوب مردم هشدار داده بود.
چهارشنبهسوری، یکی از آیینهای کهن ایران، پس از انقلاب ۵۷ از یک جشن به صحنه خشم و انفجار بدل شد، اما امسال، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، بار دیگر نشانههایی از بازگشت این شب به معنای تاریخیاش دیده شد: شبی با آتش، رقص و سرودهای میهنی.
شماری از شهروندان در شهر مشهد با تجمع شبانه برای گرامی داشتن چهارشنبهسوری، در شب ۲۶ اسفند ترانه «ای ایران» را همخوانی کردند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مردم گوهردشت نیز در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به رقص و پایکوبی در خیابان پرداخته و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ویدیوی ارسالی یک شهروند نشان میدهد مردم کیش در شامگاه سهشنبه ۲۶ اسفند مراسم چهارشنبهسوری را با رقص و پایکوبی برگزار کردند.
ویدیوی ارسالی دیگری به ایراناینترنشنال، برگزاری مراسم چهارشنبهسوری را در یکی از محلات شیراز نشان میدهد که در آن شهروندان فریاد «جاوید شاه» سر میدهند.
یک شهروند دیگر در شیراز با ارسال تصویر جشن چهارشنبهسوری در شامگاه ۲۶ اسفند به کشتهشدن مقامهای جمهوری اسلامی در حملات اسرائیل و آمریکا اشاره کرد.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال از تجمع شبانه مردم در منطقه چیتگر تهران برای چهارشنبهسوری، نشان میدهد مردم از خانههای خود شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ویدیوی دیگری نشان میدهد شهروندان منطقه چیتگر در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، تجمع کرده و با روشن کردن آتش و پخش موسیقی، به رقص و شادی پرداختند.
ویدیوی رسیده همچنین تجمع شبانه مردم در چیتگر را نشان میدهد و خودروی یگان ویژه سعی میکند به سمت تجمع برود و مردم را متفرق کند.
شماری از شهروندان تهران در منطقه «سازمان برنامه شمالی» نیز با تجمع برای مراسم چهارشنبهسوری در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به پایکوبی دور آتش پرداخته و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مردم فردیس در یکی از محلات در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در خیابان جمع شده و با همخوانی سرود «ای ایران»، چهارشنبهسوری را گرامی داشتند.
گروهی از مردم گوهردشت در استان البرز نیز در پشتبام منزل خود با شعار «جاوید شاه» جشن چهارشنبهسوری را برگزار کردند.
شهروندانی در این شهر در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به آتشبازی و برگزاری جشن چهارشنبهسوری پرداختند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، شادی و پایکوبی مردم رشت در چهارشنبهسوری را نشان میدهد.
ویدیوی دیگری نیز نشان میدهد شماری از شهروندان در ایران در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در ارومیه آتش روشن کرده و اطراف آن ترانه «ای ایران» را همخوانی میکنند.
ویدیویی که یک شهروند برای ایراناینترنشنال فرستاده، نشان میدهد شهروندان در تهران در شهرک نفت واقع در پونک، همزمان با مراسم چهارشنبهسوری شعار «جاوید شاه» میدهند.
تلاش برای بر هم زدن جشن
یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال از حضور ماموران امنیتی برای بر هم زدن مراسم چهارشنبهسوری شهروندان در شهرک ولیعصر تهران خبر داد.
در این ویدیو، ماموری میگوید: «این کار شما آب ریختن در آسیاب دشمن است. عوامل دشمن فیلم میگیرند، دلارها را میگیرند و به ریش شما میخندند.»
از سوی دیگر، ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد شهروندان در محله «بلوار فردوس» تهران شامگاه سهشنبه برای مراسم چهارشنبهسوری ترانه «خراب ها کردی» را به یاد اعتراضات انقلاب ملی پخش کرده و به پایکوبی و جشن در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی پرداختند.
ویدیوی رسیده از گلشهر کرج نشان میدهد شهروندان در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شامگاه سهشنبه در مراسم چهارشنبهسوری، ترانه «ای ایران» را همخوانی کردند.
ویدیوی رسیده از کرج نیز نشان میدهد مردم در منطقه عظیمیه این شهر شامگاه سهشنبه ۲۶ اسفند مراسم چهارشنبهسوری را با پریدن از روی آتش برگزار کردند.
شهروندی از فردیس کرج ویدیویی برای ایراناینترنشنال ارسال کرده و ضمن نشان دادن لحظاتی از مراسم چهارشنبهسوری، خطاب به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میگوید: «صدای ترقههای ما ترسناکتر است، اما پرندههای قشنگ تو تاثیر بیشتری دارند. با اعتماد به تو آمدیم و داریم جشن میگیریم.»
نخستوزیر اسرائیل: ما از بالا نظارهگریم
نتانیاهو، شامگاه ۲۶ اسفند، در یک پیام ویدیویی کوتاه خطاب به مردم ایران گفت که اسرائیل در حال هدف قرار دادن «عاملان تروریستی» در سطح شهرهاست تا شرایط برگزاری مراسم چهارشنبهسوری و «جشن آتش» برای شهروندان فراهم شود.
او که در این ویدیو در کنار مقامهای ارشد امنیتی و نظامی اسرائیل دیده میشود، گفت: «در ۲۴ ساعت گذشته دو نفر از سردستههای تروریست، سردستههای ارشد تروریست این استبداد را از پا درآوردیم.»
نتانیاهو در ادامه پیام خود گفت: «هواپیماهای ما در حال هدف قرار دادن عوامل تروریستی در محوطهها، چهارراهها و میدانهای شهر هستند. این به منظور فراهم کردن امکان جشن آتش برای مردم شجاع ایران است. پس جشن بگیرید. نوروز مبارک. ما از بالا نظارهگریم.»
بحران تنگه هرمز، نگرانیهای جهانی درباره تامین سوخت ایجاد کرده، اما در هند بر فعالیت رستورانها نیز تاثیر گذاشته است؛ بهگونهای که در برخی مناطق سمبوسه و چایی از فهرست غذاها حذف شده است. هند ۸۵ درصد گاز مایع خود را وارد و از آن برای پخت غذا برای ۱.۴ میلیارد نفر استفاده میکند.
هند که از اقتصادهای بزرگ و در حال رشد جهان به شمار میرود، حدود ۸۵ درصد گاز مایع مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد میکند. بخش قابل توجهی از این سوخت برای پخت غذا برای جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری این کشور استفاده میشود.
با تاثیرپذیری عرضه از جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، دولت هند انتقال گاز مایع را از مصرفکنندگان صنعتی مانند سلفسرویسها، هتلها و رستورانها به سمت مصرف خانگی هدایت کرده تا اجاقهای منازل خاموش نشود.
در پی این تصمیم، برخی سرآشپزها برای ادامه فعالیت آشپزخانههای خود به دنبال گزینههای جایگزین رفته یا برخی اقلام منو را محدود کردهاند. شماری نیز به اجاقهای القایی روی آوردهاند، اما فعالان این حوزه میگویند آشپزی سنتی هندی با این فناوری سازگاری کامل ندارد.
بر اساس اعلام خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، شهروندی به نام کوروش کیوانی، صبح چهارشنبه ۲۷ اسفند اعدام شد. حکم اعدام او به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» صادر شده بود.
وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند در بیانیهای اعلام کرد یک شهروند این کشور در ایران اعدام شده است که به نظر میرسد این بیانیه در ارتباط با اعدام کیوانی باشد.
معین خزائلی، حقوقدان مقیم سوئد، پیش از انتشار این بیانیه، درباره این اعدام در حساب شبکه اجتماعی ایکس خود نوشت: «کوروش کیوانی، زندانی سیاسی که امروز صبح اعدام شد، اقامت دائم سوئد را داشت و ساکن شهر تیرینگه بود. آپارتمان او در این شهر تا تابستان امسال همچنان به نام او ثبت بوده و مشخص نیست دقیقا چه زمانی به ایران بازگشته اما با توجه به زمان بازداشتش در جریان جنگ ۱۲ روزه، به نظر میرسد او بهار امسال به ایران سفر کرده بود.»
او در ادامه تاکید کرد: «اعدام کیوانی نشانه تداوم ماشین مرگی است که جمهوری اسلامی سالهاست علیه شهروندان به کار گرفته است. این ماشین باید متوقف شود.»
میزان در متن کوتاه خبر اعدام کیوانی نوشت که این فرد «تصاویر و اطلاعات اماکن حساس کشور را در اختیار افسران موساد قرار میداد».
هرچند میزان بر طی شدن مراحل قانونی و تایید حکم از سوی دیوان عالی کشور تاکید کرده است، اما پیشتر نامی از این زندانی سیاسی در رسانهها منتشر نشده بود.
بر اساس این خبر، کیوانی در چهارمین روز از آغاز جنگ ۱۲ روزه در شهرستان ساوجبلاغ دستگیر شده بود.
اعدام این شهروند در خلال حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند آغاز شده است، به اعتبار نظر دهها تن از شهروندان و کاربران رسانههای اجتماعی در مورد اعدامهای مشابه، «گرفتن انتقام شکست از جاسوسهای واقعی، از مردم بیگناه» است.
وزارت خارجه سوئد، ۲۹ آذر در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد از گزارشهای تاییدنشده درباره صدور حکم اعدام برای یک شهروند سوئدی در ایران آگاه است، گزارشها در این خصوص «بسیار جدی» تلقی میشود و موضع سوئد و اتحادیه اروپا در این زمینه کاملا روشن است.
ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه سوئد، ۲۸ آذر در یک نشست خبری گفت این کشور در پی گزارشهایی درباره محکومیت یک شهروند سوئدی در ایران به اعدام، سفیر جمهوری اسلامی در استکهلم را احضار کرده است.
مالمر تاکید کرد وزارت خارجه سوئد اطلاعاتی دریافت کرده که نشان میدهد «این مرد» که به جاسوسی متهم است، در مرحله نخست دادرسی به مجازات اعدام محکوم شده، اما این گزارشها هنوز تایید نشدهاند.
او بدون اشاره به هویت شهروند سوئدی محکوم شده به اعدام گفت موضع سوئد و اتحادیه اروپا در قبال مجازات اعدام «کاملا روشن» است و این کشور «در همه جا و بدون استثنا» با صدور و اجرای حکم اعدام مخالفت میکند.
سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۲۵ آذر از بازداشت و محاکمه یک شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» خبر داد و گفت رای این پرونده بهزودی صادر خواهد شد.
اصغر جهانگیر گفت این پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج رسیدگی شده و فرد بازداشتشده در سال ۲۰۲۰، تابعیت سوئد را دریافت کرده و از آن زمان در این کشور اقامت داشته است.
به گفته جهانگیر، این فرد «چندین بار» به اسرائیل رفته و حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، وارد ایران شده و در ویلایی در نزدیکی کرج اقامت داشته است.
حسین فاضلی هریکندی، رییس کل دادگستری استان البرز، ۱۷ آذر اعلام کرده بود رسیدگی به پرونده یک ایرانی دوتابعیتی متهم به «جاسوسی» برای اسرائیل در کرج آغاز شده است.
اعدامهای قبلی به اتهام جاسوسی
پیش از این و در هشتم بهمن، قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام حمیدرضا ثابت اسمعیلپور، زندانی سیاسی، به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل خبر داده بود.
ثابت، «عامل پشتیبانی عملیات» موساد معرفی شده بود که به «ارتباط با افسر اطلاعاتی و واگذاری اسناد و مدارک و اطلاعات طبقهبندیشده» متهم بود.
رسانه حکومتی میزان درباره او نوشته بود که دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی «با بررسی فعالیتهای پنهان» ثابت «در بستر فضای مجازی» دریافتند او اسنادی را برای «افسر اطلاعاتی» اسرائیل ارسال کرده است.
در این گزارش همچون خبر اعدام کیوانی، هیچ مدرکی برای اتهامات مطرح شده علیه این زندانی سیاسی ارائه نشد و توضیحی وجود نداشت که او چگونه و به کدام اطلاعات محرمانه دسترسی داشته است.
حکومت ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، شمار زیادی از شهروندان را به اتهام «جاسوسی» و «همکاری» با اسرائیل بازداشت، محاکمه و حتی اعدام کرده است.
پیش از اعدام ثابت و در آخرین موارد از اعدام به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل، حکم علی اردستانی و عقیل کشاورز بهترتیب ۱۷ دی و ۲۹ آذر به اجرا درآمد.
روزنامه بریتانیایی تلگراف ششم دی ماه گزارش داد پس از جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، حکومت ایران استفاده از مجازات اعدام برای متهمان به «جاسوسی» را افزایش داده است.
این روزنامه نوشت: «پس از آن که جنگ ۱۲ روزه ضعفهای حکومت ایران را آشکار ساخت، جمهوری اسلامی که بالاترین نرخ اعدام در جهان را دارد، شمار اعدامها را سه برابر کرد.»
تلگراف با اشاره به آمارهای سایت حقوق بشری هرانا افزود جمهوری اسلامی دستگیری و اعدام مظنونان به «جاسوسی» را تشدید کرده و بیشترین شمار اعدامها را دستکم در ۲۰ سال گذشته انجام داده است.
روزنامه ساندیتایمز نیز شهریور ماه گزارش داد احتمال میرود حکومت ایران ۱۰۰ نفر را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام کند.
با نزدیک شدن نوروز، بسیاری از شهرهای ایران امسال حالوهوای همیشگی روزهای پایانی سال را ندارند. جنگ، فشار اقتصادی و فضای عدم قطعیت باعث شده شماری از خانوادهها از آمادهسازیهای معمول برای سال نو صرفنظر کنند.
چند شهروند به ایراناینترنشنال گفتند آیینهایی که معمولا در هفتههای پایانی سال خانهها را پر از جنبوجوش میکند، امسال در بسیاری از خانوادهها متوقف شده است.
لیلا، ۳۸ ساله از تهران، گفت: «امسال هیچ کاری نکردیم. نه فرشها رو شستیم و نه خونهتکونی کردیم. هر سال از اواسط بهمن شروع میکردم، اما امسال فقط به آسمون نگاه میکنیم و منتظر سقوط این رژیم هستیم.»
او توضیح داد کارهایی که معمولا هفتهها پیش از تحویل سال آغاز میشد، امسال در خانه او اصلا شروع نشده است.
برای برخی خانوادهها حتی رسمهای ساده نوروزی نیز کنار گذاشته شده است.
کامران، ۴۲ ساله از همدان، گفت: «کاشتن سبزه کاریه که ما ایرانیها هر سال انجام میدیم، اما امسال با این همه خبر جنگ، کاملا یادمون رفت. لعنت به جمهوری اسلامی که همه چیز رو ویران کرد. »
تورم و گرانی
برخی میگویند شرایط اقتصادی حتی انجام سادهترین سنتهای نوروزی را هم دشوار کرده است.
گلناز، ۳۵ ساله از کرج، گفت: «هر سال با وجود تورم، حداقل چند چیز میخریدیم؛ یک ظرف هفتسین، یک ماهی قرمز یا چند تا لباس نو برای بچهها.»
او افزود:«اما امسال نه پولش را داشتیم و نه حالوحوصله اش را. منتظر آن لحظه نهایی هستیم. مطمئنم بعد از سقوط جمهوری اسلامی جبرانش میکنیم.»
به گفته او، افزایش قیمتها فشار زیادی بر خانوادهها و کسبوکارهای کوچک وارد کرده است.
گلناز گفت:«حتی اگر میخواستیم آماده شویم و روحیهاش را داشتیم، قیمتها آنقدر بالا رفته که اصلا توانش را نداریم. همه چیز چند برابر شده. من یک مغازه کوچک لوازم آرایشی دارم و این ماه حتی اجاره مغازه را هم درنیاوردهام.»
او افزود که درآمد خانواده نیز با کند شدن زندگی روزمره کاهش یافته است.
«شوهرم راننده تاکسی اینترنتی است، اما از ترس بمباران بیرون نمیرود و اصلا مسافری هم نیست، چون مردم در خانه ماندهاند.»
نوستالژی نوروز
در شبکههای اجتماعی نیز برخی ایرانیان نوشتهاند حالوهوای این روزهای پایانی سال با سالهای گذشته تفاوت زیادی دارد.
یک کاربر نوشت:«اگر اوضاع عادی بود، باید برای هفته آینده هیجان داشتم و مشغول تمام کردن کارها بودم. بوی گل شببو باید خانه را پر میکرد و شیرینیهای عید از قبل در یخچال بود.»
کاربر دیگری به خاطرات کودکی اشاره کرد: «چیزی که آزارم میده اینه که شب عیده. مردم باید حالوهوای خرید عید و استقبال از سال نو را داشته باشند. یادم میآد توی بچگی چقدر هیجان داشتم، اما این احساسات در من مرده اند.»
برخی دیگر نیز نوشتهاند هفتههای پایانی سال همیشه زیباترین بخش این فصل بوده است.
یکی از کاربران نوشت:«حالوهوای اسفند برای ما ایرانیها همیشه از خود عید هم زیباتر بود. به نظر میرسه امسال این حس را نداشته باشیم و باید یک سال دیگر صبر کنیم.»
نزدیک شدن نوروز همیشه با جنبوجوش شب عید در خانههای ایرانی همراه بود. اما امسال، به گفته بسیاری از شهروندان، این حالوهوا زیر سایه جنگ، فشار اقتصادی و نگرانی از آینده کمرنگ شده است.