قمار بزرگ واشینگتن؛ حملات هوایی چگونه به پایان جمهوری اسلامی ختم میشود؟ | ایران اینترنشنال
تحلیل
قمار بزرگ واشینگتن؛ حملات هوایی چگونه به پایان جمهوری اسلامی ختم میشود؟
تغییر حکومت همواره یک ریسک بزرگ است. واشینگتن باید با حمایت مستقیم نظامی از قیام مردم و حذف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی، بخت پیروزی را به نفع خود و شهروندان در ایران تغییر دهد.
کنت پولاک، تحلیلگر پیشین سیا و شورای امنیت ملی آمریکا، چهارشنبه ۲۷ اسفند، در مطلبی تحلیلی در نشریه فارین افرز، به ارزیابی استراتژیک حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و بررسی فرصتها و تهدیدهای ناشی از آن برای تغییر حکومت پرداخت.
پولاک معتقد است تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمله به ایران، «یک قمار با ریسک بسیار بالا» است.
به گفته او، گرچه جنبه نظامی این نبرد با همکاری بینقص نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل و با دقتی خیرهکننده در حال پیشروی است تا برنامه هستهای، توان موشکی و ماشین سرکوب حکومت ایران را فلج کند، اما پرسش کلیدی این است: آیا کارزار هوایی میتواند جرقهای برای یک انقلاب مردمی و سقوط نهایی حکومت باشد؟
سناریوهای محتمل؛ بیم و امید
نویسنده با نگاهی به تاریخ، استدلال کرده است سرنگونی یک حکومت تنها با اتکا به نیروی هوایی و بدون مداخله زمینی، تقریبا ممکن نیست.
با این حال، او تاکید دارد حکومت فعلی در ایران بهدلیل «فساد گسترده و فقدان مشروعیت»، به «ساختاری توخالی» بدل شده که ممکن است با یک ضربه نهایی، فرو بریزد.
پولاک چهار سناریو برای آینده ایران ترسیم میکند: در سناریوی نخست، بقا و رادیکالیسم مطرح است؛ به این معنا که حکومت با سرکوب پس از جنگ باقی میماند و نسخهای تهاجمیتر، احتمالا به رهبری مجتبی خامنهای، شکل میگیرد که با شتاب به سمت دستیابی به سلاح هستهای حرکت میکند.
در سناریوی دوم، جنگ داخلی رخ میدهد؛ بهطوری که سقوط ناگهانی بدون وجود جایگزین، ایران را به سرنوشتی مشابه لیبی یا سوریه دچار میکند و پیامد آن، آوارگی میلیونها نفر و گسترش تروریسم خواهد بود.
در سناریوی سوم، دیکتاتوری نظامی شکل میگیرد؛ یعنی یک قدرت نظامی با الگویی شبیه به مدل «رضا شاهی» به قدرت میرسد که لزوما دموکراتیک نیست، اما در مقایسه با وضعیت پیشین، ستیزهجویی کمتری با غرب دارد.
در سناریوی چهارم، دموکراسی پایدار تحقق مییابد؛ گزینهای که ایدهآلترین اما در عین حال کماحتمالترین سناریو است، زیرا در حال حاضر جریانهای مخالف سازمانیافتهای برای مدیریت دوران گذار مشاهده نمیشود.
استراتژی پیروزی؛ از تهران تا بیروت
پولاک برای افزایش شانس پیروزی و جلوگیری از شکست این قمار، دو پیشنهاد ارائه میدهد:
نخست: حمایت هوایی مستقیم از معترضان
او معتقد است واشینگتن نباید صرفا به بمباران زیرساختها اکتفا کند: «اگر مردم به خیابانها آمدند، جنگندهها و پهپادهای آمریکایی باید مستقیما نیروهای امنیتی و ماشین سرکوب را در شهرها هدف قرار دهند تا مسیر برای پیروزی قیام هموار شود.»
دوم: حذف بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی، از جمله نابودی یا خلع سلاح حزبالله بهوسیله ارتش لبنان با حمایت همهجانبه واشینگتن
این اقدام میتواند روحیه نیروهای حکومت در داخل ایران را تضعیف کند و به مردم انگیزهای مضاعف برای ایستادگی بدهد.
به باور پولاک، تغییر حکومت در ایران همواره یک ریسک بزرگ است و واشینگتن باید با حمایت مستقیم نظامی از قیام مردم و حذف متحدان منطقهای جمهوری اسلامی، بخت پیروزی را به نفع خود تغییر دهد.
در غیر این صورت، خروجی این نبرد ممکن است یک حکومت به مراتب خطرناکتر، خشمگینتر و انتقامجوتر از گذشته باشد.
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت: «فروپاشی جمهوری اسلامی زمانبر است و اسرائیل با دقت عملیات نابودی پایههای اصلی حکومت را به جلو پیش میبرد.»
او افزود: «مهمترین بخشهای جمهوری اسلامی که ممکن است از دید عموم پنهان باشد، بهتدریج در حال از بین رفتن هستند.»
کشتهشدن اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، در حملات به تهران، یکی از سنگینترین ضربهها به هسته مرکزی امنیت حکومت ایران در سالهای اخیر به شمار میرود.
ارتش اسرائیل چهارشنبه ۲۷ اسفند در بیانیهای با اشاره به کشته شدن خطیب در عملیات اخیر این کشور در تهران، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را «یکی از ساز و کارهای اصلی سرکوب و ترور» در ایران معرفی کرد.
در این بیانیه آمده است که خطیب «نقش قابل توجهی در هدایت بازداشتها و کشتار معترضان و نیز شکلدهی به برآوردهای وضعیتی در جریان اعتراضات داخلی اخیر در ایران» و همچنین سرکوب جنبش مهسا ژینا امینی ایفا کرد.
ارتش اسرائیل تاکید کرد که خطیب «هدایت فعالیتهای تروریستی وزارت اطلاعات ایران علیه اهداف اسرائیلی و آمریکایی در سراسر جهان و علیه اهدافی در داخل خاک اسرائیل» را بر عهده داشت.
خطیب که بود؟
وزیر اطلاعات در دو دولت سیزدهم و چهاردهم، فقط یک وزیر نبود، بلکه از معدود چهرههایی بود که همزمان سابقه عملیاتی طولانی در وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت قوه قضاییه، بیت رهبری و حتی آستان قدس رضوی داشت.
این موقعیت منحصربهفرد، او را به برجستهترین «نقطه اتصال» میان نهادهای مختلف امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی تبدیل کرده بود.
حذف او فراتر از یک ترور فردی، ضربهای جدی به سازوکار هماهنگی و تعادل درونی دستگاه اطلاعاتی-امنیتی حکومت ایران است.
کردستان دهه ۶۰ تا وزارت اطلاعات؛ مسیری که «یک امنیتی تمامعیار» رفت
سید اسماعیل خطیب، متولد ۱۳۴۰ در قائنات خراسان جنوبی، روحانی شیعهای بود که از اوایل دهه ۶۰ به سپاه پاسداران پیوست. او بهوسیله محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران، جذب شد و در سرکوب مخالفان، بهویژه در مناطق کُردنشین، نقش میدانی مستقیم داشت.
او آسیبدیده جنگ ایران و عراق بود و برادر و برادرزنش در این جنگ کشته شدند.
پس از تاسیس وزارت اطلاعات، خطیب به این نهاد منتقل شد و در دهه ۷۰، در اداره اطلاعات قم برای کنترل مخالفان درون حوزه علمیه فعالیت کرد. سپس مسیرش به حلقههای محرمانهتر قدرت رسید: ورود به حوزه حفاظت دفتر رهبر جمهوری اسلامی (۱۳۸۹-۱۳۹۰)، ریاست مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضاییه (۱۳۹۱-۱۳۹۸)، مشاور عالی تولیت و سرپرست حراست آستان قدس رضوی (۱۳۹۸-۱۴۰۰).
این تنوع بینظیر سمتها، ویژگی کلیدی او بود: دسترسی به بالاترین سطوح قدرت و اعتماد پایدار به او از سوی آنها.
سال ۱۴۰۰، خطیب با حمایت مستقیم علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، علیرغم برخی مقاومتهای داخلی، به عنوان وزیر اطلاعات دولت ابراهیم رئیسی منصوب شد. انتخابی که نشان میداد حکومت ایران بهدنبال یک چهره «عملیاتی-امنیتی» تمامعیار به جای یک مدیر تکنوکرات بود.
وزیر اطلاعاتی که وزن برونمرزی و سایبری را بالا برد
دوره وزارت خطیب با تغییر راهبرد وزارت اطلاعات همراه بود. او که شاگرد درس «خارج فقه» خامنهای هم بود، بر مفهوم «جنگ ترکیبی» تاکید ویژه داشت و وزارتخانه تحت نظرش را عملا به سمت عملیات برونمرزی، سایبری و هماهنگی بیشتر با سپاه قدس سوق داد.
در این دوره همکاری با شبکههای نیابتی منطقهای گسترش یافت و نقش وزارت اطلاعات در حملات سایبری از جمله حمله به آلبانی و باجافزارها پررنگتر شد.
آمریکا در سال ۲۰۲۲ دقیقا به همین دلیل، خطیب را تحریم کرد.
او چند روز پیش از کشته شدن اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس که ۱۰ مرداد ۱۴۰۳، بهدنبال حضور در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان به عنوان چهاردهمین رییس دولت جمهوری اسلامی، در تهران کشته شد، گفت: «ما شبکه موساد را متلاشی کردهایم.»
این سخن خطیب حالا با مرگ خودش، وجه طنز بیشتری پیدا کرده است.
چرا حذف خطیب اهمیت استراتژیک دارد؟
خطیب در عمل نقش «برقرارکننده تعادل» میان نهادهای رقیب امنیتی شامل وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران، حفاظت قوه قضاییه و حراستهای ویژه را ایفا میکرد و تنها چهرهای بود که تعارض تاریخی بین وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران را واقعا کاهش داده بود.
مرگ او این تعادل را بر هم میزند و احتمال تشدید رقابت پنهان میان وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه را افزایش میدهد.
از نظر سازمانی، وزارت اطلاعات که سالهاست تحت سایه اطلاعات سپاه قرار دارد، با از دست دادن چنین پلی که در چندین نهاد کلیدی سرکوب در جمهوری اسلامی تجربه داشت، بیش از پیش تضعیف میشود و پیدا کردن فردی با همان شبکه روابط و تجربه عملیاتی چندجانبه، در شرایطی که جمهوری اسلامی زیر حملات سنگین آمریکا و اسرائیل است، بسیار سخت خواهد بود.
در سطح عملیاتی نیز، هماهنگی شبکههای برونمرزی و ضدجاسوسی احتمالا دچار وقفه میشود؛ هرچند احتمالا سپاه قدس تلاش خواهد کرد این خلأ را پر کند.
کشته شدن خطیب ادامه همان الگویی است که در آن چندین فرمانده ارشد نظامی مانند غلامرضا سلیمانی، رییس کشتهشده سازمان بسیج مستضعفین هدف قرار گرفتهاند.
هدف اسرائیل ظاهرا نه فقط تضعیف توان نظامی، بلکه تخریب کامل «زنجیره فرماندهی و تصمیمسازی امنیتی» در سطوح مختلف است.
مهمترین بُعد این رویداد، وجه نمادین آن است. وزیر اطلاعات مسئول اصلی شناسایی و خنثیسازی تهدیدها علیه جمهوری اسلامی بود و کشته شدن او این پیام را به بدنه حکومت میفرستد که حتی بالاترین سطوح دستگاه امنیتی نیز مصون از حملات نیستند.
برای حاکمیت این هشداری جدی درباره آسیبپذیری ساختار و برای جامعه، نشانهای از عمق ضعف امنیتی است.
از آن سو، برای اسرائیل و غرب، حذف خطیب تاییدی بر امکان ادامه عملیات هدفمند در قلب ایران است.
این حذف نشان میدهد جنگ در عمق «مغز اطلاعاتی» و معماری سرکوب داخلی جمهوری اسلامی نفوذ کرده و ادامه دارد.
شهروندان در ایران با وجود تهدیدهای جمهوری اسلامی، شامگاه سهشنبه ۲۶ اسفند مراسم چهارشنبهسوری را در کوچهها و خیابانها برگزار کردند. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود بیتوجه به اقدامات عوامل سرکوب این آیین را برگزار کنند و نخستوزیر اسرائیل در مورد سرکوب مردم هشدار داده بود.
چهارشنبهسوری، یکی از آیینهای کهن ایران، پس از انقلاب ۵۷ از یک جشن به صحنه خشم و انفجار بدل شد، اما امسال، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، بار دیگر نشانههایی از بازگشت این شب به معنای تاریخیاش دیده شد: شبی با آتش، رقص و سرودهای میهنی.
شماری از شهروندان در شهر مشهد با تجمع شبانه برای گرامی داشتن چهارشنبهسوری، در شب ۲۶ اسفند ترانه «ای ایران» را همخوانی کردند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مردم گوهردشت نیز در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به رقص و پایکوبی در خیابان پرداخته و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ویدیوی ارسالی یک شهروند نشان میدهد مردم کیش در شامگاه سهشنبه ۲۶ اسفند مراسم چهارشنبهسوری را با رقص و پایکوبی برگزار کردند.
ویدیوی ارسالی دیگری به ایراناینترنشنال، برگزاری مراسم چهارشنبهسوری را در یکی از محلات شیراز نشان میدهد که در آن شهروندان فریاد «جاوید شاه» سر میدهند.
یک شهروند دیگر در شیراز با ارسال تصویر جشن چهارشنبهسوری در شامگاه ۲۶ اسفند به کشتهشدن مقامهای جمهوری اسلامی در حملات اسرائیل و آمریکا اشاره کرد.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال از تجمع شبانه مردم در منطقه چیتگر تهران برای چهارشنبهسوری، نشان میدهد مردم از خانههای خود شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ویدیوی دیگری نشان میدهد شهروندان منطقه چیتگر در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، تجمع کرده و با روشن کردن آتش و پخش موسیقی، به رقص و شادی پرداختند.
ویدیوی رسیده همچنین تجمع شبانه مردم در چیتگر را نشان میدهد و خودروی یگان ویژه سعی میکند به سمت تجمع برود و مردم را متفرق کند.
شماری از شهروندان تهران در منطقه «سازمان برنامه شمالی» نیز با تجمع برای مراسم چهارشنبهسوری در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به پایکوبی دور آتش پرداخته و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد مردم فردیس در یکی از محلات در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در خیابان جمع شده و با همخوانی سرود «ای ایران»، چهارشنبهسوری را گرامی داشتند.
گروهی از مردم گوهردشت در استان البرز نیز در پشتبام منزل خود با شعار «جاوید شاه» جشن چهارشنبهسوری را برگزار کردند.
شهروندانی در این شهر در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به آتشبازی و برگزاری جشن چهارشنبهسوری پرداختند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، شادی و پایکوبی مردم رشت در چهارشنبهسوری را نشان میدهد.
ویدیوی دیگری نیز نشان میدهد شماری از شهروندان در ایران در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در ارومیه آتش روشن کرده و اطراف آن ترانه «ای ایران» را همخوانی میکنند.
ویدیویی که یک شهروند برای ایراناینترنشنال فرستاده، نشان میدهد شهروندان در تهران در شهرک نفت واقع در پونک، همزمان با مراسم چهارشنبهسوری شعار «جاوید شاه» میدهند.
تلاش برای بر هم زدن جشن
یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال از حضور ماموران امنیتی برای بر هم زدن مراسم چهارشنبهسوری شهروندان در شهرک ولیعصر تهران خبر داد.
در این ویدیو، ماموری میگوید: «این کار شما آب ریختن در آسیاب دشمن است. عوامل دشمن فیلم میگیرند، دلارها را میگیرند و به ریش شما میخندند.»
از سوی دیگر، ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد شهروندان در محله «بلوار فردوس» تهران شامگاه سهشنبه برای مراسم چهارشنبهسوری ترانه «خراب ها کردی» را به یاد اعتراضات انقلاب ملی پخش کرده و به پایکوبی و جشن در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی پرداختند.
ویدیوی رسیده از گلشهر کرج نشان میدهد شهروندان در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شامگاه سهشنبه در مراسم چهارشنبهسوری، ترانه «ای ایران» را همخوانی کردند.
ویدیوی رسیده از کرج نیز نشان میدهد مردم در منطقه عظیمیه این شهر شامگاه سهشنبه ۲۶ اسفند مراسم چهارشنبهسوری را با پریدن از روی آتش برگزار کردند.
شهروندی از فردیس کرج ویدیویی برای ایراناینترنشنال ارسال کرده و ضمن نشان دادن لحظاتی از مراسم چهارشنبهسوری، خطاب به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میگوید: «صدای ترقههای ما ترسناکتر است، اما پرندههای قشنگ تو تاثیر بیشتری دارند. با اعتماد به تو آمدیم و داریم جشن میگیریم.»
نخستوزیر اسرائیل: ما از بالا نظارهگریم
نتانیاهو، شامگاه ۲۶ اسفند، در یک پیام ویدیویی کوتاه خطاب به مردم ایران گفت که اسرائیل در حال هدف قرار دادن «عاملان تروریستی» در سطح شهرهاست تا شرایط برگزاری مراسم چهارشنبهسوری و «جشن آتش» برای شهروندان فراهم شود.
او که در این ویدیو در کنار مقامهای ارشد امنیتی و نظامی اسرائیل دیده میشود، گفت: «در ۲۴ ساعت گذشته دو نفر از سردستههای تروریست، سردستههای ارشد تروریست این استبداد را از پا درآوردیم.»
نتانیاهو در ادامه پیام خود گفت: «هواپیماهای ما در حال هدف قرار دادن عوامل تروریستی در محوطهها، چهارراهها و میدانهای شهر هستند. این به منظور فراهم کردن امکان جشن آتش برای مردم شجاع ایران است. پس جشن بگیرید. نوروز مبارک. ما از بالا نظارهگریم.»
بحران تنگه هرمز، نگرانیهای جهانی درباره تامین سوخت ایجاد کرده، اما در هند بر فعالیت رستورانها نیز تاثیر گذاشته است؛ بهگونهای که در برخی مناطق سمبوسه و چایی از فهرست غذاها حذف شده است. هند ۸۵ درصد گاز مایع خود را وارد و از آن برای پخت غذا برای ۱.۴ میلیارد نفر استفاده میکند.
هند که از اقتصادهای بزرگ و در حال رشد جهان به شمار میرود، حدود ۸۵ درصد گاز مایع مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد میکند. بخش قابل توجهی از این سوخت برای پخت غذا برای جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری این کشور استفاده میشود.
با تاثیرپذیری عرضه از جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، دولت هند انتقال گاز مایع را از مصرفکنندگان صنعتی مانند سلفسرویسها، هتلها و رستورانها به سمت مصرف خانگی هدایت کرده تا اجاقهای منازل خاموش نشود.
در پی این تصمیم، برخی سرآشپزها برای ادامه فعالیت آشپزخانههای خود به دنبال گزینههای جایگزین رفته یا برخی اقلام منو را محدود کردهاند. شماری نیز به اجاقهای القایی روی آوردهاند، اما فعالان این حوزه میگویند آشپزی سنتی هندی با این فناوری سازگاری کامل ندارد.
بر اساس اعلام خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، شهروندی به نام کوروش کیوانی، صبح چهارشنبه ۲۷ اسفند اعدام شد. حکم اعدام او به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» صادر شده بود.
وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند در بیانیهای اعلام کرد یک شهروند این کشور در ایران اعدام شده است که به نظر میرسد این بیانیه در ارتباط با اعدام کیوانی باشد.
معین خزائلی، حقوقدان مقیم سوئد، پیش از انتشار این بیانیه، درباره این اعدام در حساب شبکه اجتماعی ایکس خود نوشت: «کوروش کیوانی، زندانی سیاسی که امروز صبح اعدام شد، اقامت دائم سوئد را داشت و ساکن شهر تیرینگه بود. آپارتمان او در این شهر تا تابستان امسال همچنان به نام او ثبت بوده و مشخص نیست دقیقا چه زمانی به ایران بازگشته اما با توجه به زمان بازداشتش در جریان جنگ ۱۲ روزه، به نظر میرسد او بهار امسال به ایران سفر کرده بود.»
او در ادامه تاکید کرد: «اعدام کیوانی نشانه تداوم ماشین مرگی است که جمهوری اسلامی سالهاست علیه شهروندان به کار گرفته است. این ماشین باید متوقف شود.»
میزان در متن کوتاه خبر اعدام کیوانی نوشت که این فرد «تصاویر و اطلاعات اماکن حساس کشور را در اختیار افسران موساد قرار میداد».
هرچند میزان بر طی شدن مراحل قانونی و تایید حکم از سوی دیوان عالی کشور تاکید کرده است، اما پیشتر نامی از این زندانی سیاسی در رسانهها منتشر نشده بود.
بر اساس این خبر، کیوانی در چهارمین روز از آغاز جنگ ۱۲ روزه در شهرستان ساوجبلاغ دستگیر شده بود.
اعدام این شهروند در خلال حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند آغاز شده است، به اعتبار نظر دهها تن از شهروندان و کاربران رسانههای اجتماعی در مورد اعدامهای مشابه، «گرفتن انتقام شکست از جاسوسهای واقعی، از مردم بیگناه» است.
وزارت خارجه سوئد، ۲۹ آذر در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد از گزارشهای تاییدنشده درباره صدور حکم اعدام برای یک شهروند سوئدی در ایران آگاه است، گزارشها در این خصوص «بسیار جدی» تلقی میشود و موضع سوئد و اتحادیه اروپا در این زمینه کاملا روشن است.
ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه سوئد، ۲۸ آذر در یک نشست خبری گفت این کشور در پی گزارشهایی درباره محکومیت یک شهروند سوئدی در ایران به اعدام، سفیر جمهوری اسلامی در استکهلم را احضار کرده است.
مالمر تاکید کرد وزارت خارجه سوئد اطلاعاتی دریافت کرده که نشان میدهد «این مرد» که به جاسوسی متهم است، در مرحله نخست دادرسی به مجازات اعدام محکوم شده، اما این گزارشها هنوز تایید نشدهاند.
او بدون اشاره به هویت شهروند سوئدی محکوم شده به اعدام گفت موضع سوئد و اتحادیه اروپا در قبال مجازات اعدام «کاملا روشن» است و این کشور «در همه جا و بدون استثنا» با صدور و اجرای حکم اعدام مخالفت میکند.
سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۲۵ آذر از بازداشت و محاکمه یک شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» خبر داد و گفت رای این پرونده بهزودی صادر خواهد شد.
اصغر جهانگیر گفت این پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج رسیدگی شده و فرد بازداشتشده در سال ۲۰۲۰، تابعیت سوئد را دریافت کرده و از آن زمان در این کشور اقامت داشته است.
به گفته جهانگیر، این فرد «چندین بار» به اسرائیل رفته و حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، وارد ایران شده و در ویلایی در نزدیکی کرج اقامت داشته است.
حسین فاضلی هریکندی، رییس کل دادگستری استان البرز، ۱۷ آذر اعلام کرده بود رسیدگی به پرونده یک ایرانی دوتابعیتی متهم به «جاسوسی» برای اسرائیل در کرج آغاز شده است.
اعدامهای قبلی به اتهام جاسوسی
پیش از این و در هشتم بهمن، قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام حمیدرضا ثابت اسمعیلپور، زندانی سیاسی، به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل خبر داده بود.
ثابت، «عامل پشتیبانی عملیات» موساد معرفی شده بود که به «ارتباط با افسر اطلاعاتی و واگذاری اسناد و مدارک و اطلاعات طبقهبندیشده» متهم بود.
رسانه حکومتی میزان درباره او نوشته بود که دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی «با بررسی فعالیتهای پنهان» ثابت «در بستر فضای مجازی» دریافتند او اسنادی را برای «افسر اطلاعاتی» اسرائیل ارسال کرده است.
در این گزارش همچون خبر اعدام کیوانی، هیچ مدرکی برای اتهامات مطرح شده علیه این زندانی سیاسی ارائه نشد و توضیحی وجود نداشت که او چگونه و به کدام اطلاعات محرمانه دسترسی داشته است.
حکومت ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، شمار زیادی از شهروندان را به اتهام «جاسوسی» و «همکاری» با اسرائیل بازداشت، محاکمه و حتی اعدام کرده است.
پیش از اعدام ثابت و در آخرین موارد از اعدام به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل، حکم علی اردستانی و عقیل کشاورز بهترتیب ۱۷ دی و ۲۹ آذر به اجرا درآمد.
روزنامه بریتانیایی تلگراف ششم دی ماه گزارش داد پس از جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، حکومت ایران استفاده از مجازات اعدام برای متهمان به «جاسوسی» را افزایش داده است.
این روزنامه نوشت: «پس از آن که جنگ ۱۲ روزه ضعفهای حکومت ایران را آشکار ساخت، جمهوری اسلامی که بالاترین نرخ اعدام در جهان را دارد، شمار اعدامها را سه برابر کرد.»
تلگراف با اشاره به آمارهای سایت حقوق بشری هرانا افزود جمهوری اسلامی دستگیری و اعدام مظنونان به «جاسوسی» را تشدید کرده و بیشترین شمار اعدامها را دستکم در ۲۰ سال گذشته انجام داده است.
روزنامه ساندیتایمز نیز شهریور ماه گزارش داد احتمال میرود حکومت ایران ۱۰۰ نفر را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام کند.