موسسه علوم و امنیت بینالملل: تهران برنامه هستهای را در سایتهای باقیمانده دنبال میکند
تصاویر ماهوارهای از ورودی تونل شمالی در مجتمع هستهای اصفهان - عکس از موسسه علوم و امنیت بینالمللی
گزارش تازه موسسه علوم و امنیت بینالملل نشان میدهد که با وجود نابودی بخش بزرگی از زیرساختهای هستهای جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه، نشانههای تازهای از بازسازیهای هدفمند و مقاومسازی سازههای امنیتی در تاسیسات کلیدی باقیمانده، بهویژه کوهکلنگ و طالقان ۲ جریان دارد.
نسخه کامل این گزارش جامع که بخشهایی از آن در هفتههای گذشته منتشر شده بود، با بررسی تصاویر ماهوارهای، اطلاعات انتشار یافته از سوی نهادهای امنیتی بهویژه ارتش اسرائیل و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی با وجود حجم گسترده تخریبها، همچنان در تلاش برای حفظ و احیای ظرفیتهای حساس هستهای خود است و کار در سایتهای بسیار عمیق کوهکلنگ را ادامه میدهد.
در بخشی از این گزارش به «ساخت یک محفظه استوانهای مهار مواد منفجره قوی و تاسیسات وابسته به آن» در سایت طالقان ۲ اشاره شده است؛ ساختاری که به نقل از این گزارش «به آنچه در توسعه سلاح هستهای به کار گرفته میشود» شباهت دارد.
بر اساس این گزارش سایتهای اصلی غنیسازی جمهوری اسلامی در فردو، نطنز و اصفهان پس از جنگ ۱۲روزه تا حد زیادی نابود شدهاند و هیچ فعالیت معناداری در آنها دیده نمیشود.
این گزارش نتیجه گرفته است که برنامه غنیسازی ایران بهطور جدی عقب افتاده است.
در بخش دیگری از مقدمه گزارش به این موضوع اشاره شده است که با وجود این تعلیق جدی، الگوهای گسترده پاکسازی و بازیابی تجهیزات در چند سایت مرتبط با نظامیسازی توان هستهای مشاهده میشود که میتواند مقدمهای برای بازسازی یا بخشی از فرایند پنهانسازی باشد.
این گزارش با اشاره به نصب «موانع گریزگاهی موشک کروز» در تونلهای مجتمع هستهای اصفهان، این تاسیسات را «محتملترین مکان» برای نگهداری تجهیزات بسیار ارزشمند هستهای یا ذخایر اورانیوم غنیشده با غنای ۶۰ درصد، یا هر دو آنها دانسته اما با این حال «احتمال جابهجایی آن درون سایتهای هستهای» را رد نکرده است.
این گزارش سایتهای مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی را در سه دسته بررسی کرده است:
سایتهای تحت اختیار سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی که همگی با غنیسازی اورانیوم مرتبطاند، شامل مجتمع غنیسازی نطنز، سایت غنیسازی فردو، مجتمع اصفهان، سایت تولید سانتریفیوژ در کرج، سایت تست و تحقیق و توسعه سانتریفیوژ «کالای الکتریک»؛
سایتهای تحت اختیار سپند که با نظامیسازی برنامه هستهای مرتبطاند، شامل سایتهای سنجریان، لویزان ۲، مقر جدید سپند و مرکز پژوهشی شهید میثمی؛
و دو سایت کلیدی که با غنیسازی اورانیوم یا نظامیسازی مرتبطاند و شواهدی از ادامه فعالیتهای ساخت و ساز در آنها مشاهده میشود، یعنی کوه کلنگ و طالقان ۲.
کوه کلنگ
تاسیسات کوه کلنگ در جنوب مجتمع هستهای نطنز قرار دارد و به گواه تصاویر ماهوارهای، فعالیتهای عمرانی در ماههای گذشته در این تاسیسات ادامه داشته است
این تاسیسات در جنگ ۱۲روزه هدف قرار نگرفت شامل دو مجموعه تونلیِ زیرزمینی است؛ یکی در حال ساخت به نام «مجتمع تونلی کلنگ» و دیگری که سال ۲۰۰۷ ساخته شد و «مجتمع تونلی ۲۰۰۷» نام گرفت.
جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۰ هدف از ساخت مجتمع تونلی کوه کلنگ را ایجاد یک تاسیسات پیشرفتهٔ مونتاژ سانتریفیوژ با ظرفیت تولید چندهزار سانتریفیوژ در سال اعلام کرد.
اکنون بهنظر میرسد ساخت این مجموعه ، دستکم در بخش تونلی، به مراحل پایانی نزدیک شده است. افزون بر این، دیوار پیرامونی امنیتی بیرونی هر دو مجموعه تونلی که ساخت آن پیش از جنگ و از اوایل ۲۰۲۵ آغاز شده بود تکمیل شده است اما اقدامات امنیتی هنوز در دست ساخت است.
این گزارش احتمال میدهد که در طول جنگ ۱۲روزه ذخایر اورانیوم غنیشده از سایت اصلی نطنز تخلیه و به این مجموعه منتقل شده باشد؛ شکی که با افزایش اقدامات مقاومسازی و عملیات خاکبرداری و دفن ورودیهای تونل تقویت میشود.
این گزارش با استناد به تصاویر ماهوارهای میگوید که ورودیهای مجتمع تونلی ۲۰۰۷ طوری اصلاح شدهاند که دسترسی به آنها دشوارتر شود و هدف از این اقدام را «مقاومسازی در برابر حمله، یا شاید دشوارتر کردن بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی» عنوان میکند.
نویسندگان این گزارش بر این باورند که با تخریب گسترده دیگر تاسیسات مرتبط با سانتریفیوژ در ایران، مجتمع کوهستانی کوه کلنگ احتمالا یکی از نامزدهای اصلی برای بازسازی برنامه سانتریفیوژی ایران خواهد بود؛ برنامهای که تولید قطعات سانتریفیوژ تا مونتاژ آنها و غنیسازی اورانیوم را در بر میگیرد.
همچنین به باور نویسندگان این گزارش، مجتمع کوه کلنگ از این جهت قابل توجه است که در عمق بسیار زیادی ساخته شده، شاید حتی عمیقتر از کارخانه غنیسازی فردو، و همین مساله است که که نگرانیهای زیادی را برمیانگیزد.
این گزارش تاکید میکند که «هیچ نشانهای» مبنی بر تغییر در برنامه هستهای جمهوری اسلامی برای این سایت پس از جنگ مشاهده نمیشود و تا نوامبر ۲۰۲۵ این سایت به مراحل پایانی ساختوساز نزدیک شده است. یه این ترتیب، این مجتمع نامزد اصلی برای بازسازی برنامه سانتریفیوژ ایران به شمار میرود.
این گزارش فعالیتهای مشاهدهشده در مجتمع تونلی قدیمی ۲۰۰۷ را «گیجکنندهتر» ارزیابی میکند و مینویسد: «تلاشها برای مقاومسازی ورودیهای تونل در این مجموعه ادامه دارد، اما در سطحی که ممکن است به مسدودسازی کاملِ ورودیها و شاید دفن یا قفلکردن امن موجودیهای ذخیرهشده در محل منجر شود.»
به باور نویسندگان این فعالیت بار دیگر بر یک پرسش مهم تاکید میکند: « آیا ایران در خلال جنگ ۱۲روزه و پیش از ورود آمریکا به تنشها، ذخایر اورانیوم غنیشده نطنز را به این محل منتقل کرده است؟»
طالقان ۲
طالقان ۲ تاسیساتی درون مجموعه نظامی پارچین در ۳۰ کیلومتری جنوب شرق تهران است که بهدلیل تخریبهای ناشی از حملات اکتبر ۲۰۲۴ از سوی اسرائیل، در جنگ ۱۲روزه هدف حمله نبود.
تصاویر ماهوارهای بین مه تا نوامبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که جمهوری اسلامی تلاش قابل توجهی برای بازسازی و توسعه این سایت انجام داده است.
مهمترین تحول ساخت یک محفظه استوانهای مهار مواد منفجره قوی و تاسیسات وابسته به آن است؛ ساختاری بسیار شبیه به آنچه در توسعه سلاح هستهای به کار گرفته میشود.
افزون بر این، طراحی یک ساختمان مرکز طولانی که محفظه استوانهای مهار انفجار درون آن قرار دارد، و همینطور سازههای تقویتشدهای که ساختمانها را در برابر انفجار -چه انفجار هوایی و چه انفجار داخلی- محافظت میکنند، احتمال وجود مواد منفجره را در این سایت افزایش میدهد.
گزارش تاکید میکند که هرچند در حال حاضر هیچ شواهدی مبنی بر استفاده از این سایت برای اهداف هستهای نظامی وجود ندارد، اما ماهیت ساختوساز، ابعاد محفظه استوانهای و الگوی تقویت سازهها این احتمال را مطرح میکند که حکومت ایران ممکن است در تلاش برای بازسازی توان آزمایشهای انفجار پرقدرت مرتبط با برنامه آماد باشد یا هدفی مشابه را دنبال کند.
نطنز
برآوردها از این حکایت دارد که فعالیتهای مشاهدهشده در این مجموعه محدود بوده است. هیچ عملیات تعمیراتی روی ساختمانها یا زیرساختهای آسیبدیده یا نابودشده مشاهده نشده است.
علاوه بر این، حفره ناشی از دو بمب سنگرشکن جیبییو۵۷ در بالای سالن غنیسازی که اکنون مدفون است، پُر شده و پوششی روی آن قرار گرفته است.
این گزارش تاکید میکند که ورود کارکنان ایرانی به تاسیسات زیرزمینی نطنز مشخص نیست اما توجه به پراکندگی بقایای دستکم ۱۹ دستگاه خنککننده سامانه تهویه هوا در نقاط مختلف، تاسیسات نطنز در حال حاضر عملیاتی نیست.
تصاویری از تاسیسات برقی نابود شده در سایت هستهای نطنز - عکس از موسسه علوم و امنیت بینالمللی
فُردو
تصاویر ماهوارهای فردو مربوط به ۲ نوامبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که در این سایت هیچ فعالیت قابل توجه و جدیدی مشاهده نمیشود.
هرچند هنگام ارزیابیهای اولیه برای سنجش میزان خسارت وارد آمده در اثر حملات آمریکا و اسرائیل، جادههایی به سمت محلهای انفجار احداث شد و برای مدت کوتاهی یک جرثقیل در این محل نصب شده بود، اما حفرهها از آن زمان پُر شدهاند و جرثقیل و سایر ماشینآلات سنگین جمعآوری شدهاند.
محل اصابت بمب سنگرشکن که حفرههای ناشی از آن اکنون پُر شدهاند - عکس از موسسه علوم و امنیت بینالمللی
همانطور که در گزارش راستیآزمایی و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سپتامبر ۲۰۲۵ آمده است، خسارت واردشده به تاسیسات فردو احتمالا بسیار قابل توجه است.
مجتمع هستهای اصفهان
مجتمع هستهای اصفهان یکی از بزرگترین مراکز هستهای جمهوری اسلامی است که تاسیسات تبدیل اورانیوم، ساخت سوخت، انبارهای اورانیوم طبیعی و غنیشده، و تولید فلز اورانیوم را در بر میگیرد. همچنین مهمترین بخشهای تولید سوخت راکتور نیز در این مجموعه قرار دارند.
در شمال مجتمع هستهای اصفهان، یک مجتمع تونلی وجود دارد که احتمال میرود بخش قابل توجهی از ذخایر ۴۴۰ کیلویی اورانیوم ۶۰ درصد جمهوری اسلامی در آن ذخیره شده باشد.
افزون بر این، طبق ارزیابیها، محل ساخت یک سایت غنیسازی مخفی جدید هم بوده که جمهوری اسلامی درست پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه، بدون ارائه جزییات وجود آن را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطلاع داد.
فعالیت در بخشهای اصلی این مجموعه در سطح زمین پس از حملات اسرائیل و آمریکا در عمل متوقف شدهاند و غیر از پاکسازی محدود، هیچ تلاش جدی برای بازسازی دیده نمیشود.
موسسه علوم و امنیت بینالملل تاکید میکند که بازسازی این بخش بهدلیل وابستگی شدید به تجهیزات وارداتی که اکنون همه آنها تحت تحریمهای جهانی قرار گرفتهاند، بسیار دشوار خواهد بود.
با وجود این، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که جمهوری اسلامی در ماههای اخیر در تاسیسات تونلی این مجتمع که دارای سه ورودی است عملیاتی داشته؛ از جمله اینکه ورودی شمالی را بازطراحی و ورودی میانی را تا حدی پاکسازی کرده است.
موسسه علوم و امنیت بینالملل معتقد است این تلاشها احتمالا بخشی از فعالیتهای مقدماتی برای ایجاد دسترسی امن و مطمئن به ورودیهای تونل است.
افزون بر این، جمهوری اسلامی اطراف ورودی شمالی نوعی «موانع گریزگاهی موشک کروز» نصب کرده است. هدف این موانع آن است که توانایی یک موشک کروز یا هر نوع موشک دیگر برای اصابت مستقیم به ورودی تونل را مختل کنند.
بر این اساس نویسندگان گزارش احتمال میدهند که بخشهایی از مجتمع هستهای اصفهان اکنون عملیاتی شده یا در آستانه عملیاتی شدن است. همچنین، این مجموعه محتملترین مکان برای نگهداری تجهیزات بسیار ارزشمند هستهای، از جمله تاسیسات جدید سانتریفیوژ یا ذخایر ۶۰ درصد، یا هر دو آنهاست.
سایت تولید سانتریفیوژ کرج
این سایت هستهای که زیر نظر سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی اداره میشد نیز همچنان تخریب شده باقی مانده و پس از جنگ ۱۲روزه هیچ عملیات پاکسازی یا تعمیری در آن انجام نشده است؛ آوار ناشی از حملات همچنان در سراسر مجموعه پراکنده است و آخرین تصاویر ماهوارهای نشان میدهند که چندین ساختمان این مجموعه بهطور کامل نابود شدهاند.
سنجریان
سنجریان نیز از جمله سایتهایی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی هرگز از آن بازدید نکرده است. این سایت یکی از تاسیسات کلیدی برنامه «آماد» برای آزمایش و تولید بود. تصاویر ماهوارهای بررسیشده نشان میدهد که فعالیت چندانی در این سایت انجام نشده است. هرچند مشخص است این سایت مورد بازدید قرار گرفته اما تاکنون تلاشی برای پاکسازی یا بازسازی آن انجام نشده است.
لویزان ۲ مشهور به سایت مژده
سایت لویزان ۲ (مژده)، که آژانس هرگز از آن بازدید نکرده، در نزدیکی دانشگاه مالکاشتر قرار دارد. این سایت بخشی از سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی مشهور به سپند است که مستقیما به بالاترین سطح نظامی و شخص رهبر جمهوری اسلامی گزار میدهد.
در ماههای گذشته جمهوری اسلامی تلاش چشمگیری برای پاکسازی این سایت، شامل تخریب ساختمانها و آواربرداری انجام داده و این روند همچنان ادامه دارد.
اقدام سریع حکومت ایران در تخریب و پاکسازی فوری این ساختمانهای مهم، ممکن است مقدمهای برای بازسازی توانمندیهای کلیدی سپند باشد. همچنین در نتیجه این پاکسازی امکان هرگونه بازرسی احتمالی در آینده با هدف یافتن شواهد مربوط به فعالیتهای اعلامنشده هستهای یا مرتبط با سلاح هستهای که ممکن است در آنجا انجام شده باشد، محدود میشود.
مقر جدید سپند
مقر جدید سپند که در یک و نیم کیلومتری لویزان ۲ و در خیابان فخریزاده قرار دارد، هرگز از سوی آژانس مورد بازدید قرار نگرفته است. تصاویر ماهوارهای از میانه تابستان تا میانه آبان نشان میدهد که جمهوری اسلامی در حال تخریب تدریجی ساختمان و بازیابی تجهیزات باقیمانده است.
در گزارش بهطور مشخص به سه واحد خنککننده اشاره شده که در تصاویر ماهوارهای مشاهده و سپس از محل خارج شدهاند.
مرکز میثمی
مرکز پژوهشی میثمی که از زیرمجموعههای سپند به شمار میرود و طبق گزارشهای وزارت دفاع اسرائیل بخشی از مجموعه نظامیسازی صنعت هستهای جمهوری اسلامی است، در غرب تهران و نزدیک کرج قرار دارد.
تصاویر ماهوارهای ۲۱ اکتبر و ۲ نوامبر ۲۰۲۵ نشان میدهند که جمهوری اسلامی در این سایت پاکسازی گسترده، شامل آواربرداری انجام داده است.
این اقدام میتواند نشانه بازیابی تجهیزات و آمادهسازی برای بازسازی احتمالی باشد. با این حال، هیچ نشانهای از آغاز بازسازی یا احیای توانمندیهای قبلی در تصاویر دیده نمیشود.
کالای الکتریک
سایت تحقیق و توسعه سانتریفیوژ کالای الکتریک در جاده دماوند، در فاصله ۱۶ تا ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ دو بار هدف حملات اسرائیل قرار گرفت و بهطور کامل نابود شد. تصاویر ماهوارهای ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که سایت همچنان ویران است؛ تنها مقدار اندکی آوار برای ایجاد یک مسیر باریک پاکسازی شده و یک خودرو در آن قابل مشاهده است.
ساختمانها همچنان زیر آوار قرار دارند و هیچ نشانهای از تعمیر یا بازسازی در محل دیده نمیشود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت جنگ ۱۲ روزه باعث شد جمهوری اسلامی بسیاری از شکافهای امنیتی را ببندد و نقاط ضعفاش را برطرف کند.
براساس آنچه خبرگزاری ایسنا دوشنبه ۱۰ آذر بهنقل از یک رسانه عمانی منتشر کرد، عراقچی گفت جنگ ۱۲ روزه، «اگرچه خسارت و هزینههای سنگینی داشت، اما فرصتی بود تا موشکها و سلاحهای جمهوری اسلامی برای نخستینبار در یک جنگ واقعی آزمایش شوند».
او تاکید کرد در این جنگ «همه نقاط قوت و ضعف برای ما آشکار شد و امروز از نظر کمیت و کیفیت تسلیحات و موشکهایمان در جایگاه بهتری قرار داریم».
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرد که تهران در مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ «خیلی به توافق نزدیک» بود، اما به گفته او «راهحلهایی که در پنج دور مذاکره برای حل اختلافها پیدا شد، در واشینگتن رد شد و نیروهای خواهان جنگ در آنجا غالب شدند.»
توشیمیتسو موتگی، وزیر امور خارجه ژاپن دوشنبه در تماسی تلفنی با عراقچی، از تهران خواست که به میز مذاکرات با آمریکا بازگردد و همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را فورا از سر بگیرد.
بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه ژاپن، توشیمیتسو موتگی همچنین از جمهوری اسلامی خواست «فورا همکاری کامل خود را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سر بگیرد».
عراقچی تاکید کرد تنها در صورتی که «نیت واقعی و توافق عادلانه» وجود داشته باشد، «باب مذاکره همچنان باز است».
مجتبی ذوالنوری، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ۱۰ آذر خبر ایراناینترنشنال درباره انتقال پیام دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به تهران درباره سه پیششرط مذاکره از طریق بنسلمان را تایید کرد.
این عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس افزود شروط آمریکا شامل غنیسازی صفر در خاک ایران، قطع همکاری با گروههای مقاومت و کاهش برد موشکهای ایران است.
منابع ایراناینترنشنال هفت آذر اعلام کردند دولت آمریکا در پاسخ به درخواست مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، از عربستان سعودی برای میانجیگری با هدف ازسرگیری مذاکره با آمریکا، یک بار دیگر بر شرایط سهگانه خود برای گفتوگو با جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
عراقچی یک بار دیگر خطاب به آمریکا تاکید کرد «اگر غنیسازی صفر میخواهید، توافقی میان ما نخواهد بو اما اگر بمبِ صفر میخواهید، ما توافق خواهیم کرد و امکان دستیابی به توافق کاملا وجود دارد».
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اول آبان اعلام کرد جمهوری اسلامی همچنان حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت بالا در اختیار دارد. به گفته او، اگر روند غنیسازی ادامه یابد، تهران مواد کافی برای «ساخت حدود ۱۰ بمب هستهای» خواهد داشت.
ترامپ ۲۷ مهر بمباران تاسیسات هستهای ایران از سوی بمبافکنهای بی-۲ را یکی از «زیباترین عملیات نظامی» تاریخ خواند و گفت نابودی توان هستهای باعث شد جمهوری اسلامی دیگر «قلدر خاورمیانه» نباشد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی از بازداشت عباس پالیزدار، عضو هیات تحقیق و تفحص از این قوه در دهه ۸۰ خبر داد و نوشت او در پی قطعیشدن حکم محکومیتش، بازداشت و برای اجرای حکم به زندان منتقل شده است.
خبرگزاری میزان، رسانه وابسته به قوه قضاییه، دوشنبه ۱۰ آذر در گزارشی نوشت: «اظهارات پالیزدار در مورد افراد مختلف، شکایت شاکیان خصوصی علیه وی را به همراه داشت. پس از طرح شکایت شاکیان خصوصی، پرونده وی در مرجع قضایی بررسی شد.»
میزان اعلام کرد پس از احضار پالیزدار به مرجع قضایی، او «نتوانست ادعاهای خود درباره افراد مختلف را اثبات کند» و شاکیان او «مستندات زیادی» در رد «این ادعاها» به دادگاه ارائه کردند و در نهایت دادگاه او را محکوم کرد.
در این گزارش هیچ اشارهای به اتهام، مدت محکومیت و نام شاکیان خصوصی نشده و دستگاه قضایی نیز مشخص نکرده که این حکم به کدام بخش از اظهارات پالیزدار مربوط میشود.
با این حال، اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، ۲۹ آبان ۱۴۰۳ از تشکیل پرونده علیه پالیزدار خبر داد و گفت: «برای این شخص که قبلا هم مجرم بودنش اثبات شده بود، پرونده تشکیل شده که در مرحله مقدماتی است.»
پالیزدار آبان ۱۴۰۳ در گفتوگویی با وبسایت «دیدهبان ایران»، از وجود پروندههای فساد برخی مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمد یزدی، محمود هاشمی شاهرودی، غلامعلی حداد عادل، امامی کاشانی، سخن گفته بود.
او گفته بود: «اندازه پرونده فساد محمد یزدی، رییس پیشین قوه قضاییه به اندازه قد من بود. پسر یزدی سه هزار هکتار از اراضی جنگلهای شمال را برای خود برداشت و لاستیک دنا را برداشتند و پولش را هم ندادند.»
پالیزدار همچنین گفته بود: «در ایرانخودرو دیزل، بالغ بر سه میلیارد یورو برای خرید قطعات خودرو انجام شده که از این محل بالغ بر یک میلیارد یورو فساد شده است.»
این عضو سابق هیات تحقیق از قوه قضاییه همچنین افزود: «یکی از مهمترین معادن کشور یعنی معدن دهبید فارس که از بزرگترین معادن سنگ دنیاست را با قیمت بسیار بسیار نازل به امامی کاشانی واگذار کردند.»
پالیزدار درباره سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران که متهم به قتل زهرا کاظمی، عکاس ایرانی-کانادایی در زندان بود، گفته بود: «یک وقت دستور میدهی و برایت مهم نیست جان آدمها به خطر بیفتد. ولی وقتی خودت در صحنه جنایت باشی و زهرا کاظمی را بزنی، خودت ایکس و ایگرگها را بزنی... این آدم جنایتکار و جانی است.»
او در بخش دیگری از این گفتوگو تعطیلی کلاسهای درس خارج فقه مجتبی خامنهای را به موضوع جانشینی او برای علی خامنهای مرتبط دانست؛ اظهاراتی که از سوی تحلیلگران بهعنوان اشارهای مستقیم به تلاشهای خامنهای برای جانشینی موروثی و انتقال قدرت در بیت رهبری تعبیر شد.
دادگاه انقلاب تهران، جعفر پناهی، کارگردان سرشناس ایرانی را بابت اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت عضویت در گروههای سیاسی و اجتماعی محکوم کرد.
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، دوشنبه ۱۰ آذر در شبکه ایکس نوشت که این حکم از سوی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران و بهصورت غیابی صادر شده است.
نیلی در ادامه نوشت: «در فرصت قانونی اقدامات لازم جهت اعتراض به این حکم را انجام خواهیم داد.»
پناهی در حال حاضر در خارج از کشور بهسر میبرد.
فیلم «یک تصادف ساده»، ساخته این فیلمساز، شهریور ماه به نمایندگی از فرانسه برای رقابت در اسکار بهترین فیلم بینالمللی در سال ۲۰۲۶ انتخاب شد.
این فیلم داخل ایران و بدون دریافت مجوز رسمی و با نافرمانی در برابر سیاست حجاب اجباری جمهوری اسلامی ساخته شده است.
این فیلمساز منتقد، ۲۷ شهریور در نشست خبری جشنواره بینالمللی فیلم بوسان، به مناسبت نمایش فیلم تازهاش تاکید کرد که «هیچکس نمیتواند جلوی فیلمسازی را بگیرد» و فیلمسازان همواره راهی برای خلق اثر پیدا میکنند.
او ۱۷ شهریور نیز هنگام دریافت جایزه ویژه جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو نسبت به نشانههای فزاینده اقتدارگرایی و سرکوب سیاسی در جهان هشدار داد و گفت :«همه باید این نشانهها را جدی بگیریم.»
پناهی که تاکنون جایزه خرس طلایی برلین را برای فیلم تاکسی و شیر طلایی ونیز را برای فیلم دایره دریافت کرده است، پس از کسب نخل طلای جشنواره کن برای آخرین ساختهاش، به یکی از معدود فیلمسازانی تبدیل شد که موفق به کسب این سهگانه معتبر سینمایی شدهاند.
چهارم خرداد، ۱۴۳ فعال سیاسی، مدنی، فرهنگی و هنری با انتشار بیانیهای مشترک کسب نخل طلای پناهی را افتخاری بزرگ برای سینما و جامعه مدنی ایران خواندند و او را نمونهای از هنرمند متعهد به «ارزشهای والای انسانی» توصیف کردند.
پناهی از جمله هنرمندان معترض به جمهوری اسلامی است که در سالهای گذشته بارها بهدلیل ساخت فیلم و فعالیتهای مدنی خود در ایران با برخورد نهادهای امنیتی مواجه شده و از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محاکمه و زندانی شده است.
این فیلمساز ۶۵ ساله آخرین بار در ۲۰ تیر ۱۴۰۱ برای اجرای حکم حبس پیشین خود به زندان اوین منتقل شد و پس از هفت ماه، در ۱۴ بهمن همان سال از زندان آزاد شد.
او پس از خروج از زندان، با کارزارهایی مثل «نه به اعدام» همراهی و در تجمعات فعالان مدنی مقابل زندان اوین شرکت کرد.
سیانان به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی گزارش داد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، در تماس تلفنی دوشنبه خود درباره مسائلی از جمله تحولات غزه، ایران، لبنان و سوریه گفتوگو کردهاند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده از این تماس، رییسجمهوری آمریکا ۱۰ آذرماه از نخستوزیر اسرائیل دعوت کرد تا «در آیندهای نزدیک» بار دیگر به کاخ سفید سفر کند.
در صورت انجام این سفر، این پنجمین دیدار رهبران دو کشور در دولت دوم ترامپ خواهد بود.
روزنامه تایمز اسرائیل در گزارشی نوشت که دو طرف در این گفتوگو بر «اهمیت و تعهد به از میان بردن توان نظامی حماس و خلع سلاح نوار غزه» تاکید و درباره «گسترش توافقهای صلح» گفتوگو کردند.
بر اساس گزارش سیانان، در این تماس دو طرف درباره درخواست عفو نتانیاهو نیز گفتوگو کردند.
رسانههای اسرائیلی گزارش دادند این تماس پس از درگیری اخیر نیروهای ارتش اسرائیل با افراد مسلح در جنوب سوریه و هشدار ترامپ مبنی بر اهمیت حفظ ثبات در این کشور انجام شد.
ترامپ دوشنبه در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «بسیار مهم است که اسرائیل گفتوگوی موثر با سوریه را حفظ کند و هیچ اتفاقی نیفتد که بخواهد مانع از تبدیل سوریه به یک کشور مرفه شود.»
او اعلام کرد واشینگتن از «نتایج بهدستآمده در سوریه» رضایت دارد و دولت او «تمام توان خود را برای تقویت مسیر بازسازی این کشور» به کار گرفته است.
تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، ۲۱ آبان اعلام کرد دمشق از این پس در مقابله با بقایای داعش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حماس، حزبالله و دیگر «شبکههای تروریستی»، فعالانه با آمریکا همکاری خواهد کرد و شریک متعهدی در تلاش جهانی برای تامین صلح خواهد بود.
رییسجمهوری آمریکا در پیام خود نوشت یکی از عواملی که «بهطور چشمگیر به سوریه کمک کرده، لغو تحریمهای بسیار سخت و گزنده بوده» و باور دارد این اقدام «از سوی سوریه، رهبری آن و مردمش» مورد قدردانی قرار گرفته است.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۹ آبان اعلام کرد اجرای تحریمهای «قانون سزار» علیه سوریه برای ۱۸۰ روز به حالت تعلیق درآمده اما این تعلیق شامل معاملات مرتبط با روسیه و جمهوری اسلامی نمیشود.
قانون سزار مجموعهای از تحریمهای سختگیرانه است که در سال ۲۰۲۰ تصویب شد و هدف آن اعمال فشار اقتصادی بر حکومت اسد بهدلیل «جنایتهای جنگی و نقض گسترده حقوق بشر» عنوان شد.
ترامپ با اشاره به احمد الشرع، رییسجمهوری موقت سوریه، گفت که او «با پشتکار در حال تلاش برای ایجاد تحولات مثبت است» و افزود که این وضعیت میتواند زمینهساز «یک رابطه بلندمدت و موفق میان سوریه و اسرائیل» شود.
او این شرایط را «فرصتی تاریخی» توصیف کرد و گفت اتفاقات اخیر «به موفقیتهای پیشین در مسیر صلح در خاورمیانه افزوده است».
یک مقام وزارت خارجه سوریه یکشنبه گفت این کشور خواهان تضمین از سوی اسرائیل و توقف حملات و نفوذ به خاک سوریه است.
او افزود توافق امنیتی میان سوریه و اسرائیل «در شرایطی که حملات کنونی ادامه دارد، قابل اجرا و ادامه نیست».
این مقام سوری اضافه کرد حملات اسرائیل با هدف تضعیف سوریه انجام میشود و این کشور از زمان سقوط بشار اسد، بیش از هزار حمله هوایی به سوریه انجام داده است.
مقامهای اسرائیلی هشتم آذر اعلام کردند قصد عقبنشینی از مناطق تحت کنترل خود در سوریه، از جمله ارتفاعات هرمون (جبلالشیخ) را ندارند و چشماندازی برای توافق با دمشق در آینده نزدیک نمیبینند.
فریبی بزرگتر از این در ایران امروز نیست که جمهوری اسلامی خود را حافظ و مدافع تمامیت ارضی ایران، معرفی و تبلیغ میکند.
این ادعا در سالهای گذشته، توجیهی برای فعالیتهای منطقهای بسیار پرهزینه و ضدملی نیروی قدس سپاه پاسداران بود و پس از جنگ ۱۲ روزه، به مستمسکی تازه برای عوامفریبی و تداوم اقتدار غیردموکراتیک حکومت تبدیل شده است.
قلمرو ملی، مرزهای جغرافیایی و یکپارچگی سرزمینی
مرزهای جغرافیایی از مفاهیم محوری موضوعاتی مانند قلمرو ملی و تمامیت ارضی است و در حقوق و مناسبات بینالملل، حاکمیت سیاسی بدون سرزمین مشخص معنا پیدا نمیکند. سرزمینی که شامل زمین و آسمان و دریا و یکپارچه و غیرقابل تعرض است.
دولتها با ابزارهای مختلف، از جمله حقوقی و دیپلماتیک و نیز دفاعی و امنیتی و نظامی، برای حفظ تمامیت ارضی کشور خود و جلوگیری از تهدید و تعرض و تجاوز خارجی، اقدام میکنند.
همزمان، تکیه به اقداماتی سیاسی، اداری و حاکمیتی و نیز اقتصادی و اجتماعی برای حفظ یکپارچگی سرزمینی و تداوم و استحکام قلمرو ملی، غیرقابل اجتناب و بااهمیت است.
مشروعیت و کارآمدی حکومت، حکمرانی مسئولانه و پاسخگو و موثر، نظام سیاسی حامی مشارکت و آزادی شهروندان و نیز دولت پیگیر توسعه اقتصادی متوازن و پایدار، از جمله شاخصههای این اقدامات سیاسی و اجتماعی به شمار میروند.
به بیان دیگر، حفظ مرزها، الزاما به معنای حفظ سرزمین نیست؛ حراست از تمامیت کشور نیازمند تحقق امنیت زندگی شهروندان در سطوح و وجوه مختلف و نیز پاسداری از امنیت زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
نظام مبتنیشده بر ولایت مطلقه فقیه، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، خود را حافظ مرزها و یکپارچگی سرزمینی ایران معرفی و تبلیغ میکند.
جدای از آنچه به عوارض سیاست کلان غربستیزی، منازعه با آمریکا و نفی مطلق اسرائیل مربوط است و صرفنظر از آنچه که به پیامدهای سوء سرکوبگری حکومت و نفی آزادی و مشارکت سیاسی گروههای مختلف اجتماعی ارتباط دارد، جمهوری اسلامی با تلفیقی از بیکفایتی، ناکارآمدی، فساد و غارتگری و بیتدبیری، عرصههای گوناگونی از سرزمین ایران را هدف قرار داده است.
نابودی بیش از دو میلیارد اصله درخت در چهار دهه گذشته، خسارت هولناک به منابع آب زیرزمینی کشور که احیای آن بنا بر ارزیابی کارشناسان به حدود ۷۰ هزار سال زمان نیاز دارد، فرونشست غیرقابل بازگشت زمین در بیش از ۱۰۰ دشت، خشکشدن اکثر تالابهای کشور و تبدیل آنها به کانون ریزگرد، آتشسوزی در دهها هکتار از جنگلهای تاریخی هیرکانی در آبانماه و تشدید و گسترش آلودگی هوا در استانهای مختلف، تنها جلوههایی فاجعهبار و تلخ از سوختن سرزمین ایران در آتش جمهوری اسلامی است.
چنین حکومتی، چگونه مدعی و مبلغ حفظ تمامیت سرزمینی ایران است؟
هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی، بهجای اولویت دادن به حفظ آب و خاک و هوای ایران و تامین حداقلهای زیستی و معیشتی ایرانیان، ستیز با غرب و پیگیری توهمات ایدئولوژیک را کانون اقدام و هزینهکرد منابع ملی قرار داده است.
اینچنین، بهجای تامین هلیکوپتر و هواپیمای کافی برای مقابله با آتشسوزی در جنگلها، در فکر اقدام امنیتی علیه مراکز اسرائیلی در اوگاندا یا استرالیاست یا بهجای تامین اعتبار لازم برای بهرهبرداری از انرژی پاک و ارتقای کیفیت خودروها و بهبود سوخت، بر شمار موشکهای بالستیک و پهپادهای خود اضافه میکند.
اتخاذ راهبردها و سیاستهای بسیار پرهزینه در حوزههای اتمی، موشکی و منطقهای، یا پیگیری توهم نابودی اسرائیل بهمثابه کشوری صاحب کرسی در سازمان ملل متحد و طرح ادعای هماوردی تا سقف نزاع با آمریکا، چگونه میتواند حافظ یکپارچگی سرزمین ایران باشد؟
اینکه جزایر سهگانه ایرانی در خلیج فارس بیش از هر زمان، در معرض تهدید و جدایی از کشور قرار گرفتهاند، چیزی جز عارضه حکمرانی غیرملی و متوهمانه در جمهوری اسلامی است؟
بدیهی است که رژیم جمهوری اسلامی، همچون هر حکومت دیگری برای تداوم بقا و سودجویی خود به سرزمینی نیاز دارد و البته وظیفه دارد برای حفاظت از تمامیت ارضی، اقدام کند اما خروجی واقعی سیاستهای داخلی، منطقهای، نظامی، اتمی و بینالمللی جمهوری اسلامی، به چه میزان ضامن حراست از ایران، ایران امروز و فردا، بوده است؟
سلامت جسمی و روانی میلیونها شهروند و بهویژه کودکان و زنانی که هر روز هوایی بسیار آلوده استنشاق میکنند، یا از کالری کمتر و سبد غذایی بیارزشتری برخوردار میشوند، چه وضعی دارد و چه کیفیتی خواهد داشت؟
خسارتهای گوناگون وارد شده به تکتک ایرانیان و عوارض سنگین این شرایط برای جامعه و کشور، در کوتاهمدت و درازمدت، در کدام دادگاه منصف محاسبه خواهد شد و کدام مقام و نهاد حکومتی، پاسخ خواهد گفت؟
یکی از شاخصترین عوامل تهدید تمامیت ارضی، تهی شدن سرزمین از جمعیت و بهویژه مهاجرت روزافزون و بیسابقه نسل جوان و تحصیلکرده و نخبگان است.
حکومتی که به مراقبت و حمایت از منابع انسانی کشور، بیاعتنایی نشان میدهد و حتی شهروندان را به شکلهای گوناگون و به بهانههای مختلف، از حجاب اجباری تا باورهای سیاسی و مذهبی، هدف سرکوب و محدودیت قرار میدهد، در عمل یکپارچگی سرزمینی ایران را هدف گرفته است.
چنین است بیتوجهی جمهوری اسلامی به رعایت توازن در توسعه و تقویت رشد اقتصادی و اجتماعی در استانهای مرزی، که رویکردی یکسر غیرملی و متنافر با تمامیت ارضی است.
توسعهنیافتگی منطقهای و تشدید شکاف میان پایتخت یا برخی شهرها با بعضی مناطق کشور، بهویژه سیستان و بلوچستان و کردستان، نهتنها به معنای تضییع حقوق طیفی از شهروندان ایران است که یکپارچگی سرزمینی را هم تهدید میکند.
به بیان دیگر، جمهوری اسلامی هرچند در ظاهر مرزها را حفظ کرده باشد یا خود را مراقب مرزهای کشور توصیف کند، اما سرزمین ایران را فرسوده و تخریب کرده است.
هر کلام و توضیحی بیش از آنچه که به اجمال فهرست شد، به اضافهگویی و تکرار پهلو خواهد زد.
تنها میباید به تلخی افزود که تاسفبار است با چنین شرایطی، نه فقط دلبستگان ولایت فقیه و همراهان حکومت، بلکه گروهی از شبهاپوزیسیون و حتی طیفی از بهظاهر مخالفان استبداد دینی، رژیم ضدملی را حافظ تمامیت ارضی، توصیف و تبلیغ میکنند و درباره نیرنگی بزرگ با مضمون تهدید یکپارچگی سرزمینی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، هشدار میدهند.
گذار از رژیم سرکوبگر، ناکارآمد و غارتگر حاکم بر ایران و گذار به دموکراسی، نهتنها تامینکننده منافع ملی به معنای دقیق و عام آن است، بلکه ضامن حفظ هرچه بیشتر یکپارچگی سرزمینی و موجب حراست از سرمایهها و منابع کشور در چهارچوب مفهوم گرانسنگ و فراگیر تمامیت ارضی ایران است.